Wednesday, April 11, 2007

NEWS LETTER OF BAM (1)




بنی آدم اعضای یکدیگرند

شماره 1 - پنجشنبه هفدهم اسفند 1385

آنچه در این شماره می خوانید

آنچه درباره یک ارتباط مناسب بین خانه و مدرسه باید بدانیم
نمایش خلاق و توانایی های بازیگری
نمونه ای از فرایند برگزاری کارگاه های مسئله یابی مشارکتی در مرکز

سخن مدیر مسئول

مرکز اجتماعات محلی شهر دوستدار کودک بم

یونیسف بر پایه یک تفاهم نامه مشترک با مجموعه ای از دستگاه های اجرایی و آموزشی، محدوده ای در حاشیه ارگ باستانی بم را به عنوان محدوده شهر دوستدار کودک اعلام کرده است و در این محدوده برای اولین بار در ایران مسئولیت تأمین هزینه ساخت و برپایی چندین طرح آموزشی و خدماتی را بر عهده گرفته است. یکی از این ساختمانها، مرکزی است برای فعالیت های آموزشی ، پژوهشی و اطلاع رسانی که فرایند ساخت و تصویر نهایی آن را در این صفحه ملاحظه می کنید. این مکان برخلاف سایر مکانها مانند مدارس، بیمارستان ها ، دانشکده ها و ... که در بم پس از زلزله ساخته شده است. کاربری کاملاً تعریف شده ای ندارد ، از این رو یونیسف طرحی را که معاونت پژوهشی دانشگاه شهید باهنر کرمان برای تعریف عملی و اجرایی این مرکز پیشنهاد داد پذیرفت
بر پایه این طرح ، این ساختمان مکانی برای هماهنگی فعالیت هایی است که به توانا شدن شهروندان در محدوده ای گسترده تر از منطقه شهر دوستدار کودک خواهد انجامید. پیش فرض اساسی طرح این واقعیت ساده است که همه شهروندان با همه اختلاف نظرهایی که دارند در یک نکته متفق القول اند که می خواهند و آرزو دارند فرزندان آنان نسبت به خودشان شادتر، تواناتر و موفق تر باشند و این حلقه اتصال همه شهروندان اعم از زن و مرد پیر و جوان و خرد و کلان است. برای فعالیت در این برنامه از سه نفر از کارشناسان توانمند بعنوان هدایت گران اصلی برنامه های طرح دعوت به همکاری شد. ویژگی مشترک این افراد این است که همه آنان پس از زلزله در بم حاضر شده و با تعداد زیادی از شهروندان ساکن بم از نزدیک کار کرده و آشنایی دارند ، همکاران طرح عبارتند از: آقای یدالله آقاعباسی که پایه گذار نمایش خلاق در ایران است ، وی مدرس دانشگاه و مؤلف کتاب نمایش خلاق است و در سه مرحله پس از زلزله در بم این هنر ارزشمند را به علاقه مندان آموزش داده است و پروژه نمایش خلاق را در این طرح هدایت می کند. خانم مهرا جلیلی ، روانشناس کودک، مدرس آموزش مهارتهای زندگی و رئیس هیئت مدیره انجمن دوستداران کودک کرمان، انجمنی که پــس از زلـزله سیصد مربی مهدکودک را با همکاری یونیسف ، بهزیستی و مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا در بم آموزش داده است، در این طرح هدایت نشست های فعالان کودک، کارشناسان و نشست های اولیاء و مربیان،ِ آموزش خانواده را عهده دار شده اند
خانم رویا اخلاص پور کار شناس اقتصاد و فعالیت های خرده وام دهی ، مدیر عامل انجمن دوستداران کودک کرمان که مشاور علمی طرح صندوق خرده وام دهی در پشترود است فعالیتی که تا به امروز با مشارکت زنان و به صورت خودگردان ادامه دارد. ایشان هدایت بخش »یار مهربان« کتاب برای همه اعضاء خانواده و هدایت »قصه خوانی و قصه گویی خلاق« برای کودکان و نوجوانان را بر عهده دارد
مدیر مسئول این خبرنامه( سیامک زند رضوی) که پس از زلــزلــه با حمایت شورای اسلامی شهر بم پروژه مدیریت بحران بر پایه مشارکت شهروندان و اجتماعات محلی را تدوین که در مقیاس محدود در مناطقی از بم و بروات به اجرا درآمد و خبرنامه شهروندان و مشارکت (دوره اول) را در 52 شماره به چاپ رساند، مسئولیت و مدیریت طرح را بر عهده دارد
فعالیت های اجرایی طرح در مرکز را خانم مریم جزینی بر عهده دارد و عکس های زیبا شماره یک خبرنامه را خانم معصومه دهقانی نهیه کرده است
همه ما امیدواریم قدم به قدم برنامه های گوناگون این طرح با مشارکت شهروندان ساکن این محدوده و خارج آن تحقق یابد این مشارکت در همه ابعاد آن درخواست می شود
یعنی همه افراد علاقه مند و داوطلب در امر برنامه ریزی ، مدیریت ، اجرا ، ارزشیابی حاضر شوند و حاصل آن را مشاهده کنند.
کودکان تنها در سایه حضور مادران،پدران ، معلمان و سرپرستانی فعال برای آموختن ،شنیدن و عمل کردن و آماده برقراری ارتباطاتی موثر می توانند نسبت به ما شادتر ، تواناتر و موفق تر شوند
از همه مسئولین یونیسف بویژه مدیر اجرایی آن آقای کلبرگ و مدیر شهر دوستدار کودک بم آقای مهندس معنوی سپاسگزارم که فرصت این فعالیت را فراهم آوردند و از مسئولین دانشگاه شهید باهنر به ویژه معاونت پژوهشی آقای دکتر رنجبر که همواره یاور طرح هستند، قدردانی می کنم و اطمینان دارم بدون یاری همه مسئولان اجرایی شهر بم این اهداف محقق نخواهد شد .وهمکاری آنان را همچون گذشته آرزو دارم

گفتگو با مدیر مرکز محله شهر دوستدار کودک بم و گزارشی از فعالیت های 45 روزه مرکز
مدیر مرکز محله شهر دوستدار کودک خانم مریم جزینی زاده فارغ التحصیل رشته مهندسی منابع طبیعی (جنگلداری) از دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان است وی پس از زلزله در فعالیتهای مختلفی شرکت داشته است از جمله
رابط بهداشت طرح خانم دکتر کیا ، معاون کانون خضراء پشترود (یونیسف) ، مدیر مرکز آموزشی فرهنگی تفریحی مهران پشترود ، مدیر صندوق خرده و کلان وام دهی در پشترود همراه با نظارت بر نانوایی زنان ، در حال حاضر مدیر مرکز اجتماعات محلی شهر دوستدار کودک
وی در مورد جزییات صندوق خرده وام دهی پشترود چنین توضیح می دهد: برای شروع این پروژه به همراه یکی از دوستانم به تک تک خانه ها در روستای پشترود مراجعه کردیم تا اطلاعات کافی در رابطه با وضعیت زندگی ، نحوه ی درآمد و میزان مالکیت زمین و باغ و دام و نوع اشتغال زنان بدست آید و در حدود 250 خانوار مورد بررسی قرار گرفت
کار صندوق از شهریور 83 شروع شد وام هایی که پرداختی شامل موارد زیر بود: یک - وام خرید گاو (7.000.0000 ریال) 2- وام خرید گوسفند (5.000.000 ریال) ، 3- وام مغازه (5.000.000 ریال) 4- وام چرخ خیاطی (3.000.000 ریال) این وام ها بدون سود و اقساط آنها به صورت هفتگی دریافت می شود تا ما افراد را از نزدیک دیده و درباره ی پیشرفت کارشان اطلاع داشته باشیم نحوه ی پرداخت وام ها به این صورت است که افراد علاقمند به دریافت وام به گروه های 20 نفره تقسیم شده اند و هر گروه یک نام و یک سرگروه دارد و هنگام پرداخت وام هر گروه تصمیم می گرفت که اولویت با چه کسی باشد و تا امروز حدود 22 گروه تشکیل شده است. بعدها متوجه شدیم که گاهی اوقات افراد نیازمند وام های کوتاه مدت با مبلغ کمتری می باشند که این کار را با

وام های 2.000.000 و 1.000.000 ریالی ، گره گشایی شد که این وام ، از یک ماهه تا 12 ماهه پرداخت و به صورت یک جا ویا قسطی بازپرداخت می شود. در کنار این صندوق وام بزرگ ، یک صندوق وام کوچک هم وجود دارد که خانم ها هر کدام 1000 تومان به عنوان عضو پرداخت می کنند که این پول ها جمع شده و نهایتاً بین اعضایی که آن روز پول پرداخت کردند قرعه کشی شده و وام داده می شود که مبلغ آن 500.000 ریال می باشد و کسی که وام گرفته از هفته ی بعد یک هزار تومان برای بازپرداخت و یک هزار تومان برای عضویت می پردازد و گاهی اوقات وام بدون قرعه کشی و فقط بر حسب نیاز پرداخت می شود اعضاء صندوق

از 17 نفر عضو شروع شده و در حال حاضر 320 نفر هستند. این صندوق با حمایت امداد بین الملل تشکیل شد ولی اکنون با حمایت شورای روستا بصورت خودگردان کار می کند
خانم جزینی در مورد فعالیتهای مرکز محله دوستدار کودک چنین می گوید:وی کار را با گردش در محله برای آشنایی اهالی ومعرفی مرکز به صورت مراجعه خانه به خانه شروع کرده است در سه منطقه از محله از خانمهابرای شرکت در نشست دوستانه و معرفی مرکز دعوت به عمل آورده است ،در این سه جلسه با مادران و کودکان محله و شناساندن مرکز محله و فعالیت های مد نظر در مرکز گفتگو شد ، کیف های کتاب تحت عنوان یار مهربان به صورت امانت بین افراد علاقه مند به طرح کتاب خوانی و با کتابهایی مناسب همه اعضاء خانواده توزیع شد ، همچنین با خانم دانشیار ساکن محله برای بررسی امکان برگزاری کلاس های زبان انگلیسی و با خانم صنعتی برای برگزاری کلاس خیاطی گفتگو شد ، یک مهمانی آش برگزار گردید که در آن صندوق وام کوچک معرفی شد ، با مدیران مدارس حاشیه و محدوده شهر دوستدار کودک دیدار از آنها برای همکاری در زمینه های آموزشی فرهنگی و تفریحی دعوت شد ، دیدار با خانم ها برای بررسی امکان درختکاری در جلوی منازل ، برگزاری کارگاههای نمایش خلاق برای تعدادی از هنرمندان تئاتر و مربیان مهدکودک و افراد علاقه مند در تالار بسطامی و سالن انجمن حمایت از کودکان کار از جمله فعالیتهای دیگر مرکز بوده است. این مربیان آموزش دیده تئاتر خلاق از هم اکنون کار خود را در تعدادی از مدارس آغاز کرده اند
دعوت از شهردار بم برای حضور در مرکز انجام شده که مورد استقبال ایشان قرار گرفته و به زودی نشستی با حضور مهندس باقری در مرکز برگزار می شود.با آرزوی موفقیت برای ایشان و این که بتوانند از تجربه خود در سه سال گذشته به نحو شایسته ای در محدود شهر دوستدار کودک برای هماهنگ کردن فعالیت های آموزشی ، پژوهشی و اطلاع رسانی مرکز استفاده کنند

آنچه درباره یک ارتباط مناسب بین خانه و مدرسه باید بدانیم
مهرا جلیلی، اسفند 85
تحقیقات بسیار همه بر این حقیقت تأکید دارند که شرکت فعالانه ی والدین و مداخله ی آگاهانه ی آنها در تعلیم و تربیت فرزندانشان در تمامی سطوح علی رغم وضعیت اقتصادی ، قومی و فرهنگی شان با نتایج بسیار مثبت برای کودکان و نوجوانان همراه است. این شرکت از سطح پیش دبستان انگیزه و سوخت عاطفی لازم را ایجاد کرده و تا پایان دوران تحصیل همواره یار و یاور دانش آموز و دست اندرکاران امر آموزش می باشد
تحقیقات نشان داده است که برای دستیابی به این نتایج مثبت باید نیازهای رشدی کودکان با نگرش ها و طرز عملکرد والدینشان و انتظارات برنامه های مدرسه همخوانی داشته باشد و از شرکت والدین در برنامه های آموزشی حمایت و پشتیبانی شود
شواهد نشان می دهند که سه روند خانواده محور در بوجود آوردن این همخوانی و ارتقاء نتایج موفقیت آمیز ، سهیم اند
یک - روش اولیاءگری ، دو- ارتباط خانه و مدرسه ، سه - (قبول) مسئولیت یادگیری
روش اولیاء گری: به معنی طرز برخورد ، نگرش ، ارزش ها و عملکردهای والدین در پرورش فرزندانشان می باشد
ارتباط خانه و مدرسه: به مفهوم ارتباطات رسمی و غیررسمی بین خانواده و محیط آموزشی است
(قبول) مسئولیت یادگیری: آن جنبه از اولیاگری است که تأکید را بر فعالیتهای موجود در خانه و اجتماع می گذارد که مهارتهای یادگیری را در کودک خردسال ارتقاء می دهند به عبارت دیگر کودک با آموختن مهارتها مسئولیت یادگیری را خود به عهده خواهد داشت و در برابر مسئولیت تلاش لازم را (با حمایت و پشتیبانی والدین) خواهد نمود
هنگامی که خانواده در تحصیل کودکان به طور معنی داری درگیر می شود ، تأثیر مثبتی در عملکرد تحصیلی آنها باقی می گذارد. در نتیجه دانش آموزانی که خانواده های علاقمندتر و درگیرتری دارند ، نمرات بهتری در امتحانات ارزیابی آورده اند ، حضور بیشتری در کلاسها داشته اند و تکالیفشان را به نحو بهتر و کاملتری انجام داده اند و در ادامه انگیزه ی بیشتری نیز برای موفقیت داشته اند. این گونه دانش آموزان اغلب بسیار کمتر دچار مشکلات انضباطی می شوند. دانش آموزان این گونه خانواده ها برای یادگیری آماده تر و تواناترند. بیشتر در مدرسه می مانند و از تجربیات با کیفیت بالای یادگیری بیشتری نفع می برند
والدین یک نقش اساسی در ایجاد اعتماد به نفس و انگیزه در کودکان بازی می کنند. والدین می توانند کودکان را در تکمیل تکالیفشان تشویق کنند و برای غنی ساختن برنامه آموزشی در تجربه های خارج از خانه با آنها همراهی کنند و به این ترتیب اعتماد به نفس آنها را تقویت نموده و علائق آنها را گسترش دهند
برای آن که یک ارتباط خوب بین خانه و مدرسه وجود داشته باشد بایستی همه عوامل فعالانه از این موضوع حمایت کنند ، مدرسه ها ، اجتماع پیرامونی مراکز کسب و کار و دولت
مدارس می توانند: 1) خانواده ها و معلمین را برای ایجاد یک توافق نامه آموزشی یاری کنند. توافق نامه بایستی اهداف ، انتظارات و مسئولیت های خانواده و والدین را به عنوان شرکای برابر تعریف نمایند. این توافق نامه ها بایستی به زبان ساده و قابل فهم برای همه والدین نوشته شود ، توافق نامه ها می تواند هماهنگ با روشهای سایر مدارس نوشته شود و در نتیجه پیوندهای قوی میان خانواده ، دانش آموز و معلمان ایجاد کند و محیطی قدرتمند برای یادگیری فراهم آورد
دو) کادر مدرسه آموزش داده شوند. مدارس خوب از روشهای اولیاء گری سوده برده و نشان می دهند که به همکاری با والدین علاقمند هستند و به آن نیاز دارند ، اغلب مدارس فقط هنگامی با والدین تماس می گیرند که مشکلی وجود داشته باشد در یک همکاری موفق و در حال رشد ، آموزش برای کلیه دست اندرکاران مدرسه اعم از معلمان و پرسنل همانند والدین نیاز است. این آموزش به آنها کمک می کند مهارت های مؤثری برای ارتباط به دست آورند. پایداری این همکاری وظیفه ی همه است
- به خانواده جایگاهی در تصمیمات مدرسه بدهند ، والدین بایستی در تصمیم گیری مدرسه کودکان خود شریک شوند. با کمک والدین اهداف و استانداردهای آموزشی کودکان در مدرسه تعریف شده و در مورد اجرای آنها تصمیم گیری شود
- گسترش ساعات مدرسه ، با باز بودن مدرسه در ساعات بعد از ظهر و حتی آخر هفته ، مدارس می توانند فرصتی را برای خانواده ها و کودکان فراهم بیاورند که در فعالیت های آموزشی و تفریحی درگیر شوند و همچنین در این ساعت برنامه ویژه بزرگسالان برای آموزش خانواده داشته باشند
- مراکزی برای دسترسی منابع مطالعاتی مورد نیاز خانواده ایجاد کنند. قسمتی از مدرسه برای حضور خانواده ها اختصاص دهند تا آنها بتوانند تجربیاتشان را با سایر والدین ، معلمان و سایر کادر مدرسه سهیم شوند
تنها دانش آموزان نیستند که از منافع درگیری فعالانه ی خانواده ها برخوردار می گردند ، معلمان نیز منافع بسیاری عایدشان می شود. به همان ترتیب که خانواده ها درک بهتری از مدرسه ، سیستم تدریس و نحوه ی یادگیری فرزندانشان بدست می آورند ، دست اندرکاران مدرسه ومعلمان ، یاران و دوستان مهمی پیدا می کنند. همانطور که ارتباط بین دست اندرکاران مدرسه و اعضاء خانواده افزایش می یابد ، مدارس از روشهای تقویت و حمایت از موفقیت دانش آموزان اطلاع بیشتری حاصل کرده و بر آن اساس برنامه ریزی می نمایند. برنامه ای که مبتنی بر روش یادگیری و موفقیت دانش آموز طراحی می گردد. انگیزه ی لازم را در او ایجاد کرده و به نتایج بسیار مثبت می انجامد
پس همکاری خانواده و مدرسه در امر آموزش و یادگیری کودکان امری حیاتی است زیرا در جوامع امروزی به هیچ وجه وظیفه ی سنگین تعلیم و تربیت را نمی توان تنها بر دوش یک نهاد گذاشت وظیفه ای است مشترک بین خانواده ، مدرسه و جامعه

آموزش جامعه مدار و ضرورت ها آن


در سال 1384 (2006 میلادی) بخشی از شهر بم از سوی یونیسف »شهر دوستدار کودک «نامیده شد ، این نامگذاری می تواند صرفاً در حد یک »نام« بدون »مسما«باقی ماند و یا حداکثر دارای چند تابلو بر سر در چند »بنا« یادگاری از این نامگذاری باشد. چگونه می توان از این »نام« به »معنا« و »راهی« گذر کرد که امیدوار بود در سالهای بعد »اثرات« آن را مشاهده کرد؟

****
دوستدار کودک بودن جنبه های بسیار گوناگونی را در خود دارد. شاید بتوان به تبعیت از پیمان نامه حقوق کودک »بقای« کودک یعنی توجه به نیازهای پایه مانند آب ، غذا مسکن و بهداشت ، »رشد«شامل آموزش، »حمایت«و »مشارکت« را اصلی ترین پایه های آن شمرد اگر بتوان بر مبنای (منابع موجود در جامعه بم) اولویتی تعیین کرد به کدام یک بایستی توجه ویژه نشان داد؟
****

» بم تغییر کرده است«، این جمله به معنای آن نیست که سایر جوامع تغییر نکرده اند. برای بم این تغییر به دلیل»فاجعه زلزله«سرعت بیشتری یافته است. جامعه ای آسیب دیده به لحاظ فیزیکی ، روانی با آمیزش فرهنگ های مختلف به سرعت مواجه شده است تا حدی قطب های مرجع گذشته از دست رفته اند. تضادها و آسیب های گذشته همچنان درون بم حضور دارند. همه این عوامل در کنار هم مسائل پیچیده ای را به وجود می آورند که دیگر راه حل های گذشته چندان پاسخگو نیست
شبکه های خویشاوندی و خانوادگی گذشته تا حدی تغییر کرده اند و احتمالاًً در محیط جدید به تنهایی قادر به حمل بار مسئولیت نیستند.کودکان و نوجوانان ما در این محیط جدید و پیچیده چگونه باید واکنش نشان دهند و تصمیم بگیرند؟

****
به نظر می رسد اگر می خواهیم شرایطی را داشته باشیم که بهترین پاسخ به نیازهای امروز و هماهنگی با نیازهای آینده را داشته باشد بایستی از آموزش شروع کنیم. این کاری است اساسی و ضروری ، آموزشی که بتواند کودکان و بزرگسالان را آنچنان در خود درگیر کند و آنها بتوانند درک کنند که برای حل مسائل پیش رو ، نه یک راه بلکه چندین راه احتمالی وجود دارد. در حقیقت وقتی خود زندگی ما را در چنان وضعیتی قرار داده است که ناگزیر از حل مسائل عینی و عملی در هر لحظه خواهیم بود. چاره ای نداریم که با روشهای نوینی برای حل آنها وارد عمل شویم
چگونه می توان به این روشهای آموزشی دست یافت؟ دیدگاههای آموزشی که بایستی اصلاح شوند کدامند؟

****

پذیرفته بودیم که آموزش زیر مجموعه ای از نظام جامعه است. پذیرفته بودیم که آموزش »مدرسه ای« کلیه مشکلات فردی و اجتماعی مان را حل خواهند کرد و پذیرفته بودیم که آموزش فقط مختص روزگار »کودکی و جوانی« است و مابقی عمر بایستی از این توشه بهره بود. بایستی همه این پذیرفته های گذشته را به دور بریزیم و این بار آموزش را مبتنی بر جامعه و برای همه عمر تعریف کنیم این عبارت به معنای دخیل کردن کل جامعه در فرآیند آموزش است
جامعه محلی یعنی »خانواده ، مدارس و کلیه دست اندرکاران آموزشی و جوامع همسایگی« می توانند از طریق گفتگو با مقامات و مسئولان دولتی ، گروه های اجتماعی مربوطه ، کیفیت آموزشی را ارتقاء بخشند. برای این کار نیازمند آن هستیم که خانواده ها و آموزگاران ، مدیران ، ... آموزش ببینند بدون همیاری و مشارکت فعالانه این گروهها هیچ اصلاح آموزشی به بار نخواهد نشست و در این میان از همه امکانات موجود از جمله رسانه ها و گردهمایی ها استفاده کرد
این شیوه آموزش »جامعه مدار« بر چه اصولی استوار است؟
****

روشهای جدید آموزشی کودک بر مبنای اصول برابری و احترام متقابل استوار است. برابری نباید با شباهت اشتباه شود. واضح است که بزرگسالان و کودکان شبیه نیستند. علاوه بر تفاوتهای جسمی ، بزرگسالان معمولاً مجرب تر و داناترند و حقوق و امتیازات قانونی ، اقتصادی و مسئولیت هایی دارند که کودکان فاقد آن هستند.بنابراین منظور از برابری کودک و بزرگسالان در ارزش انسانی و شأن آنها در جامعه است. با چنین روشهای مبتنی بر همکاری و برابری همگان می توان کاملاً امیدوار بود که کودکانی آموزش یابند که بتوانند در رویایی با مسائل اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی (از جمله مواد مخدر ، خشونت های سیاسی ، اجتماعی) از عهده تصمیم گیریهای درست برآیند و خود را آنچنان ارزشمند حس کنند که به شرایطی دون ارزش انسانی خود تن ندهند
حال شما بگویید چه ابزارها و شیوه هایی برای قدم گذاشتن در مسیر آموزش »جامعه مدار« می توان پیشنهاد کرد؟

رویا اخلاص پور ،8 اسفند

نمایش خلاق و توانایی های بازیگری

یداله آقا عباسی؛ اسفند 85

معمولاً وقتی توی تلویزیون یا سینما یا تئاتر بازیگرانی را می بینیم که نقش های مختلفی را بازی می کنند ،حیرت می کنیم ،گاهی آن ها را ستایش می کنیم ،گاهی از این که آن ها می توانند خوب حرف بزنند ،خوب حرکت کنند ،خوب نقششان را بازی کنند ،گریه کنند ، بخندند ، شگفت زده می شویم و دلمان می خواهد که جای آن ها باشیم .به نظرمان می آید که آن ها آدم های عادی نیستند .آخر چطور آدم می تواند در مقابل جمعی بایستد و راحت حرف بزند ، حواسش پرت نشود و دست و پایش را گم نکند ؟چطور می تواند در نقش دیگری برود ، حرف های او را حفظ کند و به راحتی با ما ارتباط برقرار کند ،بارها بمیرد و زنده شود و ما همه اش را باور کنیم ؟ چطور کسی می تواند این همه خلاقیت داشته باشد و از پس این همه دشواری و مشکلات بر بیاید ؟
زمانی کسی گفته بود »هر کاری که یک نفر بتواند بکند ، دیگران هم می توانند.« و این حرف بزرگی است. بازیگران از کره ی دیگری نیامده اند و هرکاری که آنها بتوانند بکنند ، دیگران هم می توانند انجام دهند. فقط باید شرایطش مهیا شود و البته علاقه و انگیزه هم مهم است
بازیگران چه توانائیهایی دارند؟
توانائیهای بازیگران هم فردی و هم جمعی است. ابزار بازیگر بدن اوست. او باید خوب ببیند ، خوب بشنود ، تنش و اضطراب نداشته باشد ، خوب بتواند حرف بزند و به درستی منظور خود را بیان کند، بتواند به سرعت خودش را در موقعیت قرار داده و واکنش مناسب نشان دهد. بازیگر باید حافظه ای قوی ، احساسی مناسب تخیل وتصوری غنی وتوانا و بدن آماده داشته باشد. این تواناییها هم فردی است هم جمعی و بازیگران با تمرین ، پیگیری و زحمت آن ها را به دست می آورند.آن ها ساعت ها در روز تمرین نفس ، صدا و بیان می کنند تا بتوانند درست و مطمئن و جذاب صحبت کنند. تمرین تمرکز می کنند که حواسشان پرت نشود. نرمش های تئاتری می کنند که بدنشان را بتوانند به هر شکلی در بیاورند و شلخته و وارفته نباشند. آن ها روزها ، ماهها و سال ها تمرین می کنند که بتوانند خودشان را جای هر کسی بگذارند و هر حسی را بیافرینند
بازیگران برای فراگیری تواناییهای جمعی هم تلاش و تمرین می کنند .آن ها باید بتوانند خوب ارتباط برقرار کنند ، رنج ها و شادی های دیگران را خیلی خوب احساس کنند ، همه ی این ها و بسیاری از توانایی های دیگر باعث می شود که هنرمندان آدم های حساس و آگاهی باشند و تجربه ها را راحت به دیگران منتقل کنند. خودشناسی آنها به شناخت جامعه و خوبی ها و بدی های آن تبدیل می شود. آن ها هر لحظه با مسأله ای روبرو هستند که باید آن را حل کنند. هنرمندان واقعی در پیشگیری از بسیاری از بیماری ها و نابسامانی های جامعه و درمان آنها نقش دارند و برای این کار زحمت کشیده اند و دوره دیده اند. اما آیا فقط بازیگران باید این توانایی ها را داشته باشند؟
آیا همه ی مردم حق ندارند که بتوانند درست صحبت کنند؟ آیا خودشناسی ، تمرکز ، تخیل، توانایی ارتباط ، توانایی همدلی و ده ها توانایی دیگر حق دیگران نیست. البته همه قرار نیست هنرپیشه بشوند. اما آیا معلم ریاضی نباید بتواند خوب صحبت کند؟ آیا کارمندی که به راحتی خودش را جای ارباب رجوع می گذارد ، موفق تر است یا آن که اصلاً حرف او را نمی فهمد و کار خودش را می کند؟معلوم است که اگر همه بتوانند بهتر ببینند ، بهتر بشنوند ، بهتر حرف بزنند و با خلاقیت و تمرکز مسایل و مشکلات یکدیگر را حل کنند، جامعه ی بهتری را خواهیم داشت .هدف نمایش خلاق انتقال توانایی های بازیگری به همه مردم است

نمایش خلاق چیست؟
نمایش خلاق ابزاری پرورشی است که آدم ها را با توانایی های خودشان آشنا و این توانایی ها را تقویت می کند. و همه ی بچه ها در مهد کودک ها ، مدرسه ها ، پرورشگاهها ،کانون ها و هر جای دیگری حق دارند که با استفاده از تمرین های نمایش خلاق یاد بگیرند که بهتر ببینند ، بهتر بشنوند ، بهتر حرف بزنند ، بهتر مفاهیم مورد نظر خود را بیان کنند.در موقعیت ها بهتر و آگاهانه تر تصمیم بگیرند. اعتماد به نفس بیشتری داشته باشند. خودشان و توانایی های خودشان را باور کنند و جدی بگیرند. با تمرین در کارگاهها تجربه پیدا کنند. خودشان را و دیگران را بهتر بشناسند و از این که آدم های توانایی هستند شاد بشوند و لذت ببرند. یاد بگیرند که روی پای خودشان بایستند و مسایل و مشکلات خودشان و دیگران را حل کنند. دنیا به آدم های خلاق و توانا نیاز دارد و مال آن ها ست. نمایش خلاق می خواهد این توانایی ها را به بچه ها منتقل کند
دنیا صحنه ی زندگی است
لازم نیست آدم حتماً روی صحنه برود یا توی فیلم بازی کند. همه جا صحنه ی بازی است و همه ما بازیگریم .کار نمایش خلاق این است که به ما کمک می کند تا بهتر زندگی کنیم و در این زندگی بهتر نقش خود را بازی کنیم. مدیر ، کارمند، معلم ، مربی ،کارگر ،کشاورز و امثال آن نقش هایی است که هریک از ما در زندگی بر عهده می گیریم. جامعه ای موفق و سعادتمند است که هر کسی به درستی از عهده کار خود و نقش خود بر بیاید
در خیلی از جاهای دنیا نمایش خلاق یکی از ساعت های درس مدارس است که همه در آن شرکت می کنند. در قدیم همه مردم با بازی های نمایشی و انواع ترانه ها و چیستان ها و بازیهای حرکتی و بازیهای کلامی و امثال آن ها بچه ها را با ترانه های خود آشنا و آن ها را برای زندگی آماده می کردند. اما زندگی امروزی باعث شده که خیلی از آن ها کم کم فراموش شوند. به ناچار باید در مهد کودک ها و مدرسه ها این کمبود و فراموشی را جبران کرد و ابزار این کار نمایش خلاق است
جای خوشوقتی است که در کشور کم کم این نیاز احساس می شود .تمرین های نمایش خلاق را می توان در سطح مختلف از کودکی تا بزرگسالی به کار گرفت. بازیگران سینما و تئاتر هم در کلاس های خود و دوره های دانشگاهی و در تمرین های تئاتر از نمایش خلاق استفاده می کنند.تمرین های بدن و بیان و تخیل و تمرکز و ارتباط در سطوح مختلف از ساده و پیچیده مورد استفاده قرار می گیرند
پس
- نمایش خلاق چندان ربطی به اجرا ندارد ، فرایند کار مهم است
- نمایش خلاق همگانی است و همه در آن مشارکت دارند
- در نمایش خلاق همه بازیگر و همه تماشاگر هستند
- نمایش خلاق آدم هارابه درک مشترک می رساند
- نمایش خلاق باعث دقت در ارتباط می شود
- نمایش خلاق بازیگر بالقوه ، تماشاگر بالقوه و منتقد بالقوه تربیت می کند
- نمایش خلاق رقابتی نیست. همه در آن همکاری می کنند و ناظر و کارشناس کار یکدیگرند
- هدف نمایش خلاق تربیت همراه با سرگرمی و مشارکت است
- تقویت زبان و ارتباط ،مهارت های حل مساله، اندیشه خلاق ،مفهوم مثبتی از خویشتن ، آگاهی اجتماعی ، شناخت ارزش ها و نگرش ها نیز از جمله هدف های نمایش خلاق هستند
- تربیت شدگان دوره های نمایش خلاق سرمایه های اجتماعی هستند
ضرب المثل چینی می گوید به جای آن که به کسی ماهی بدهید ، به او قلاب ماهیگیری بدهید تا خودش ماهی بگیرد. با گسترش دوره های نمایش خلاق به همه یاد بدهیم که چطور از توانایی های خود استفاده کنند. آدم های خلاق هرگز در زندگی در نمی مانند. آن ها امکانات را نیز می آفرینند

نمونه ای از فرایند برگزاری کارگاه های مسئله یابی مشارکتی در مرکز
موضوع: کارگاه آموزشی شماره 1 ، جلسه معارفه و شناخت مسائل مربوط به زنان و کودکان محله
خلاصه کارگاه آموزشی
در این کارگاه آموزشی پس از معارفه اعضای شرکت کننده ، تسهیل گر به بیان اهداف مرکز محله و نحوه ی کار آن پرداخت. سپس مقدمه ی کوتاهی در رابطه با شناخت مسائل و اهمیت آن و دسته بندی مسائل ذکر می کند و این که برای بررسی یک مسأله ابتدا باید آن را باز کرد و ابعاد مربوط به آن را شناخت و بعد به بررسی مسأله پرداخت و راه حل های مربوط به حل مسأله را پیدا کرد. سپس از شرکت کنندگان خواسته شد که مهمترین مسائل مرتبط با خود و خانواده و همسایگان و محله را روی یک برگ کاغذ بنویسند سپس تسهیل گر خلاصه مسائل را روی تخته نوشته و کلیه مسائل یک بار مرور شد و مطالبی که بعداً به ذهن افراد شرکت کننده رسید اضافه شد و مسائلی که دارای فراوانی بیشتر بودند مورد بحث و بررسی قرار گرفتند. شرکت کنندگان به سه نکته در مورد این مسائل پاسخ دادند
- مسئله مورد نظر چه ابعادی دارد و چگونه می توان نمودها و وجوه آن را مشخص کرد
- از چه زمانی به وجود آمده و چرا؟
- چه راه حل هایی برای آن وجود دارد؟
- برای حل هر کدام شهروندان چه کاری از عهده شان ساخته است؟
در پایان از اعضاء برای همکاری دوباره دعوت به عمل آمد و خواسته شد که پیشنهادات خود را در رابطه با مرکز محله و اهداف آن بیان کنند
نتیجه: طبق نوشته های موجود و نظر اعضاء ، مهمترین مسائل محله که بیشترین فراوانی را دارند. عبارتند از: 1- نبودن مکان تفریحی و فضای سبز در محله 2- نبودن سطل آشغال بزرگ در سر هر کوچه و تجمع آشغال تا آمدن ماشین شهرداری در محله 3- وضعیت نامناسب نظافت محله 4- قطع مکرر برق محله و تاریکی معابر و آسیب دیدن وسایل برقی 6- عدم آسفالت خیابان ها و خرابی کوچه ها
در پایان مشخص شد که یکی از مهمترین مسائل محله روند رو به گسترش اعتیاد است که شرکت کنندگان به دلیل آشنایی و شرم و خجالت از یکدیگر آن را در ابتدا بیان نکردند
پیشنهادات: تشکیل کلاسهای بدنسازی و کمکهای اولیه در آینده نزدیک ، آوردن مشاور هر هفته یک بار با برنامه های مختلف ، قرار با شهرداری برای حل مسائل قابل حل ، تشکیل اردوهای فرهنگی تربیتی علمی و ... ، برگزاری نمایشگاه با زمینه های مختلف
تعداد اعضای شرکت کننده: 20 نفر
زمان تشکیل کارگاه: شنبه 7/11/85 ، ساعت 2 تا 5/5 بعدازظهر
تسهیل گر: مریم جزینی زاده

نمونه ای از فرایند
فعالیت های تفریحی در مرکز محله



موضوع: برنامه ی آش همراه با نظرخواهی در مورد تشکیل صندوق وام کوچک

تاریخ برگزاری: 85/12/1

گزارش جلسه
در این جلسه ی آش حدود 51 نفر از زنان و کودکان ساکن محله شرکت کردند که با همکاری یکدیگر آش را پختند و قبل از صرف آش مدیر مرکز درباره ی نحوه ی دریافت مجموعه های کتاب (طرح یار مهربان) و همچنین برنامه های آینده مرکز اجتماعات محلی صحبت کرد و در مورد ایجاد یک صندوق کوچک وام محله ای نظر خواهی شد و پس از صرف آش از افراد برای همکاری در مرکز محله دعوت به عمل آمد و از شرکت در این جلسه قدردانی شد
از این جلسه متوجه شدیم که هر اجتماعی بهانه ها ، ضرورت ها و شادی های خاص خود را دارد و اکثر افراد علاقمند به تشکیل صندوق کوچک وام هستند و خواهان ایجاد کلاس های آموزشی – فرهنگی – تفریحی و بعد از این جلسه مراجعه به مرکز بیشتر شد و افراد متوجه شدند با همکاری در یک محله هر بار برنامه ای را می توان به وجود آورد و اکثر افراد در این جلسه خرسند بودند که بعد از مدتها همسایه ها را به این بهانه دیده اند
مریم جزینی زاده

قصه ی بچه های بم

زندگی یک ماجرای تلخ و شیرین است
زندگی با زلزله پیوند دارد
زندگانی از نگاهش ماجرا روید
چون درختی همسفر با باد می رقصد
داستان عشق پرشور است
در نهادش گرمی و سردی ست
چون ستاره بال می کوبد
گاهگاهی نور باران است
یک زمان در آسمانش ابر غم دارد
روز دیگر صاف می باشد
یک زمان مانند گل با شور می خندد
روز دیگر غنچه وش پژمرده می گردد
داستان زندگانی تلخ و شیرین است
گاهگاهی تلخ می باشد
روزگاری باز شیرین است
*****
بچه ها ! ای بچه های من
ای نگاهِ مهرتان دلبند
ای که از گلزارِ نازِ خنده تان عشق می روید
کودکان من
کودکان! ای کودکان شهر
ای امید مردمانِ خفته در فرجام
بذر کار و کوشش و امید
از زمین فکرتان ، یک روز می روید
ای همه آینده سازانِ بم فردا
شهر بم با عزمتان جاوید می ماند
غصه در دستانتان چون موم می گردد
عزمتان کوههای بم را جابجا سازد
پس شما این ارگ را یک روز خواهی ساخت
شهرتان آباد خواهد شد
شهر سرسبزِ قشنگِ خفته در آوار
*****
بچه ها! بابا بزرگی قصه می گوید
قصه ای از روزگاری سخت
قصه ای از یک شب تاریک
قصه ای از واژگون گردیدنِ یک شهر
قصه ای از ماجرایی تلخ
که چگونه مردمان شهر خوابیدند
پلک هاشان همچو یک آوار بیجان بود
غنچه ی لبخندشان در خاک می خندید
چون گل پژمرده در مهتاب
با زبان بی زبانی قصه می گفتند
با شما! ای کودکانِ شهر تنهایی
با شما ای حوریانِ عشق
با شماها قصه می گفتند
زندگی را مغتنم دارید
شبچراغ آرزوها را
رهنمای گام خود سازید
ای عزیزان
زندگی را پاس دارید
زندگی را با تمام شوق
چون حصارِ دلنوازِ ارگ
چون درخت سربلند نخل
چون گل لبخند یک رویا
چون نگاهِِ بیقرار مهر
در هوای دلنواز صبح
در نگاه دلکش سوسن
عشق را در سینه بسپارید
*****
بچه ها!
این قصه را با مهر
با پسرهاتان،
با پسرهای پسرهاتان
با تمام دختران خود
دخترانِ دخترانِ خود
با تمام مردمان شهر
با همه دنیا
با نوای عاشقانه بارها و بارها گوئید
صبحگاهان
در هوایی سرد
کاسمان را گردِ غم آلود
خسته و بیهوده و محزون
یکه و آشفته و مغموم
بی کس و حیران و سرگردان
در کنار خانه ی ویران
لابلای آن همه آوار
با جهانی بُهت و دلتنگی
با سری ژولیده با فریاد موئیدیم
ای خدای مهربان امداد
ای خدای بیکسان فریاد
*****
ناگهان نورِ امید و عشق
شهر را یکباره روشن کرد
مهربانان آمدند از راه
از سراسر پهنه ی این خاک
چون حریر دلکش مهتاب
چون شمیم بیدل نوروز
کودکان را جمله در آغوش بفشردند
دستهایی آشنا با عشق
مهربانی را به طفلان آشنا فرمود
یاوری ها بود دلنوازی شد
کودکی تنها
برای همگنانش بازگو می کرد
یک عروسک هم به من دادند
این عروسک چون نگاهِ مردمانِ کوچ
با من و چشمم سخن می گفت
حرف های دلنشینی داشت
گفته هایش روح می بخشید
با تمام عشق می خندید
در جوابم سر تکان می داد
چشمهایش رنگ دریا داشت
غصه ها را غرق می کرد
از شلال گیسوانش ناز می پاشید
همدم من ، همدم زیبای من ، یک زندگانی بود
واقعاً زیبای زیبا بود
همدم من ، همدم من حرفهایی داشت
همدم نازم
شکیبا بود
*****
هموطن با سیم سازِ عشق
با صدای مادرانه عشق می ورزید
مهربانی را به عمق جان دلها برد
ای بسا شبها برامان قصه می گفتند
قصه های زندگانی را
قصه های شادمانی را
قصه از آینده های دور
که چگونه زندگی را دوست باید داشت
که چگونه سخت کوشی را بیاموزیم
زندگی کردن ، بماها ارمغان دادند
یاد دادند
که برای دیگران باید بیندیشیم
شاهراهِ زندگانی باز در پیش است
*****
بچه ها!
آنان به ما گفتند
مهربانی را در این دنیا فرا گیریم


-----------------------------

عشق ورزی را همیشه پاس داریم
پا بپا همراه هم باشیم
با زبانی آشنا آنان به ما گفتند
صاحبان عشق جاویدند
*****
بچه ها این داستانِ ماست
این سرود مهرورزیهاست
سرگذشتِ دلستانیهاست
داستان همزبانیهاست
شرح حالِ مهربانیهاست
داستان عزم یک قوم است
لوح عشق بی کلامی هاست
جاوید است ، بی مرز است
دلبند است
*****
بچه ها!
تا این جهان باقی است
قصه ی این شهر می ماند
قصه ی ما قصه ای گویاست
قصه ای از حوری دریاست
قصه ی مهمان نوازی هاست
سرگذشت دوستی هاست
آنچه را اجداد ما کردند
و آنچه را امروز می خواهند
از شما!
ای بچه های عشق
*****
ما صدای طبل ها را دوست می داریم
راهیانِ ارگ با طبل اند
واژگان مهر می رقصند
همچنان ، مهمان نوازی را به دنیا یاد خواهیم داد
ما همه چشم انتظار پای مهمانیم
گل بپای دوست می ریزیم
*****
پس بگویید ، ای عزیزانم
زنده باد این عشق
زنده باد این مهر
زنده باد این همدلی همبستگی ، میثاق
زنده باد ایثار
ای عزیزان!
زندگی با مردمان زیباست
زندگی بی مردمان پوچ است
زندگی با دوستان زیباست
سرگذشتِ عشق می ماند


دکتر عباس اسماعیلی

0 Comments:

Post a Comment

<< Home