Wednesday, May 24, 2006

NEWS LETTER OF BAM 49


بنی آدم اعضای یکدیگرند
شماره 49 ، چهارشنبه 3 خرداد 1385
در این شماره می خوانید
صدای قربانیان
عکسهای رنگی ، نگاههای سیاه وووو
ستاد راهبری و سیاست گزاری
و
.
.
.
سر مقاله
نشریات محلی ، جایگاه بینش جامعه شناسانه و حقوق شهروندان

خبرنامه شهروندان و مشارکت رفته رفته به پایان راه دو ساله خود می رسد و ما فقط سه شماره دیگر فرصت داریم. در شماره 52 کمک مالی سازمان جهانی بهداشت (دبلیو.اچ.و) به پایان می رسد. ( فقط هر شماره 70 هزار تومان برای 3000 نسخه در اندازه 25×45 در چهار صفحه) و چتر حمایت معنوی سازمان مذکور استفاده از آرم آن) نیز برچیده می شود
این برای اولین بار است که در ایران پس از یک حادثه طبیعی و فاجعه اجتماعی متعاقب آن ، نشریه ای به طور مستمر برای نزدیک به دو سال مسائل منطقه را از منظر شهروندان و برپایه حقوق اساسی آنان پیگیری ، تحلیل و اطلاع رسانی می کند. شاید به همین مناسبت در پایان اولین سال انتشار از طرف خانه مطبوعات استان کرمان مورد توجه ای مهرآمیز قرار گرفت. (گزارش آن به نقل از خبرنامه شماره 30 در این شماره مجدداً چاپ شده است)
از طرف دیگر از آنجا که دیدگاه مدیر مسئول و همکاران خبرنامه اساساً متأثراز جامعه شناسی به عنوان علمی انتقادی است. شاید همین می تواند پاسخ این پرسش باشد که چرا در رقابت با نشریات کشوری در دومین سال حیات خود موفق می شود. در سه عرصه گزارش توصیفی ، مقاله مطبوعاتی و سرمقاله و یادداشت به مرحله نهایی سومین جشنواره مطبوعات شهری راه یابد و سرمقاله آن بعنوان رتبه اول برگزیده شود (گزارش آن همراه با نوشته های مذکور مجدداً در این شماره چاپ شده است)
این امر اهمیت جایگاه بینش جامعه شناسانه را در نشریات محلی نشان می دهد و کاربردی کردن آن یکی از وظایف اهل مطبوعات است
*****
در این شماره کوشش می شود به تحلیل مهمترین حادثه هفته های اخیر (کشتار شهروندان در جاده بم – کرمان) که بطور مستقیم به حیات همه شهروندان مربوط است و من و شما نیز می توانستیم در کنار آن جان باختگان باشیم ، پرداخته شود
این تحلیل دارای دو بخش اصلی است در بخش الف شرح فاجعه و واکنش های مقامات در دستگاه های قانون گزاری ، اجرایی و قضایی مرور می شود ، سپس در بخش ب به تحلیل آن از منظر جامعه شناسی انتقادی و بر پایه حقوق شهروندی پرداخته می شود

الف- چگونگی و چرایی فاجعه
در ابتدا گزارش یکی از روزنامه های محلی درباره توصیف فاجعه نقل می شود
« حادثه دهشتناک و بسیار تأثر برانگیز گروگانگیری و قتل عام تعدادی از شهروندان که در 35 کیلومتری محور بم – کرمان به وقوع پیوست منجر به کشته شدن 12 نفر از همشهریان گردید که این عمل وحشیانه بازتابهای گوناگونی را در منابع خبری جهان برانگیخت. در این حادثه جنایتکارانه تعداد 20 نفر از اشرار عقده ای ، ملبس به انیفورم مأموران نیروی انتظامی با ایجاد یک ایست بازرسی کاذب و دروغین ، راه را بر خودروهای عبوری این مسیر مسدود و با ایجاد رعب و وحشت و ضرب و شتم سرنشینان خودروها ، آنها را از ماشین هایشان پیاده و در فاصله 50 متری جاده در درون یک فرورفتگی گودال مانند به صورت درازکش اسیر و در حالی که دستها و چشمان آنها را با نوار چسب بسته بودند به دور گودال حلقه زده و به طرز دیوانه واری به رگبار مسلسل هایشان می بندند که در این بین در آخرین لحظه این جنایت هولناک از میان این بی گناهان گروگان گرفته شده فقط نوجوان 14 ساله ای را به نام علی عزیزپور جدا کرده و به کنار جاده می آورند و وی را به تیر برق می بندند و وی به دلیل اینکه چشمانش با نوار چسب بسته شده بود به طور دقیق صحنه جنایت را مشاهده نمی کند فقط رفت و آمدهای دیوانه وار و سپس شلیک رگبارهای مداوم اسلحه های آنها را شنیده است تا اینکه آنها ماشین ها را به آتش کشیده و با خودروهای خود صحنه را ترک می کنند. در این راستا استاندار محترم سریعاً دستور پیگیری قضیه را صادر نمود که متعاقباً نیروهای اطلاعاتی و انتظامی تمامی محورها را تحت نظارت موشکافانه و دقیق خود در آوردند و تا لحظه ارسال این خیر پیگیری ها و عملیات تعقیب اشرار به صورت جدی در دست اجراست. از سوی منابع آگاه ، احتمال وقوع این حادثه را گروکشی و اخاذی و دلایل مختلف دیگر ذکر می کنند که همه احتمالات نیز در دست بررسی می باشد.
( به نقل از ذوالفقار کرمان ، 85/2/26 : 1)
در ابتدا ، گلایه از مجلس آغاز شد
« محمدرضا باهنر نماینده مردم کرمان گفت: مجلس از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی گلایه جدی دارد. گلایه ما به این علت است که چرا پس از مدت کوتاهی از یک حادثه تروریستی و عدم برخورد جدی ، شاهد حادثه تلخ دیگری هستیم
نایب رئیس مجلس افزود: نیروی انتظامی اگر احساس می کند توانمندی لازم را برای مقابله ندارد ، ما از شورای عالی امنیت ملی می خواهیم امنیت مرزهای شرقی کشور را به سپاه و بسیج بسپارند
وی گفت: این مسأله با رفتارهای امنیتی حل نمی شود و کار توأم اطلاعاتی و امنیتی نیاز دارد. باهنر این حوادث را توطئه هدایت شده از بیرون مرزها دانست و گفت: باید آمادگی دفاعی خود را حفظ کنیم»
(به نقل از روزنامه جام جم ، 85/2/25 : 19)
به دنبال گلایه ها،کمیته تحقیق مجلس تشکیل می شود و زمزمه استیضاح وزیر کشور نیز در مجلس بالا می گیرد
« یک روز پس از حادثه تروریستی دارزین ، کمیته سه نفره ای از اعضای کمیسیون امنیت ملی برای پیگیری و بررسی دو فاجعه بم و سیستان و بلوچستان روانه منطقه شدند. بااین وعده که گزارش تحقیقات خود را به سرعت آماده و به مجلس ارائه کنند پیش بینی می شود که عملکرد وزارت کشور و نیروی انتظامی به عنوان دو نهاد متولی تأمین امنیت نیز در گزارش کمیته مجلس گنجانده شود. انتقاد از نحوه اقدام وزارت کشور در ایجاد امنیت ، طی ماه های اخیر بحث داغ راهروهای مجلس بوده است اما وقوع دو فاجعه تروریستی بم و سیستان و بلوچستان آتش اعتراض ها را تندتر کرد. تا آنجا که استیضاح وزیر کشور در دستور کار تعدادی از نمایندگان قرار گرفت. عماد افروغ در این باره به ایلنا می گوید: « مسئولیت تمام ناامنی ها در کشور بر عهده وزیر کشور است و ایشان باید در این زمینه پاسخگو باشند. مسئله ناامنی یک معضل است و وظیفه دولتمردان است که هر چه سریعتر برای رفع این معضل تدابیری بیندیشند. برای کشور ما قابل قبول نیست که چهار تا از اشرار بتوانند به راحتی مانور بدهند ، راه ببندند و چنین فاجعه ای ایجاد کنند». نماینده تهران با تأکید بر اینکه مسئولیت اصلی این قضیه بر عهده وزارت کشور است ، تصریح می کند : « ماهمیشه گفته ایم « قدرت ، مسئولیت می آورد» و پای آن نیز ایستاده ایم و با تغییر کابینه هم این رابطه عوض نمی شود»
(به نقل از روزنامه شرق ، 85/2/26 : 7)
هر چند پیشنهاد نایب رئیس مجلس برای پایان دادن به ناامنی در منطقه سپردن کار به سپاه و بسیج بوده است اما این درخواست با واکنش سرد نیروی انتظامی مواجه شد
« رئیس سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی: حادثه تاسوکی و بم – کرمان دو اتفاق کور بودند که در کشور رخ داد ، از این رو نه تنها هیچ ارزش نظامی ندارند ، بلکه اعمال صورت گرفته اقدامات انتقام جویانه اشرار مسلح است
وی با بیان اینکه نیروی انتظامی را نباید به دلیل وقوع این حادثه در بحث کنترل مرزها محکوم کرد. در واکنش به پیشنهاد واگذاری تأمین امنیت مرزهای مناطق پرخطر به نیروهای بسیج و سپاه گفت: پیشنهاد دهندگان نظر شخصی خود را بیان کرده و هر شهروندی حق اظهار نظر دارد. محمدعلی رحمانی در جمع خبرنگاران نیز با بیان اینکه با وقوع چنین اتفاقاتی در کشوری همانند ایران که دارای هشت هزار کیلومتر مرز است ، نباید اقدامات شایسته نیروی انتظامی را نادیده گرفت ، گفت: ناجا شایسته تضعیف نیست
وی در خصوص حادثه قتل عام در جاده بم – کرمان به برخوردهای قاطعانه مسئولان و دستگیری تعداد زیادی از اشرار مسلح منطقه اشاره کرد و گفت : در یکی از این دستگیری ها از یک شرور 600 کیلوگرم مواد مخدر کشف شده است
رحمانی گفت:این اشرار به دستور عمله های پشت مرزها نسبت به ایجاد ناامنی در کشور اقدام می کنند اما واقعیت این است که در حال حاضر 50 هنگ مرزی به همراه دو هزار پاسگاه خاص مرزی توسط ناجا در راستای افزایش امنیت به بهره برداری رسیده است
حجت الاسلام رحمانی با اشاره به اینکه ناامنی ها در بیش از 8 هزار کیلومتر مرز کشورمان هدایت شده از آن سوی مرزهاست، خاطر نشان کرد: در حال حاضر کشورهای همسایه ایران در راستای مبارزه با جرایم تسلطی به مرزهای خود ندارند و واقعیت این است که کنترل مرزها کاملاً توسط ایران دنبال می شود»
(به نقل از روزنامه حمایت،85/2/26 : 14)
این در حالی است که عملیات نیروی انتظامی در شرق کشور آغاز شده است
« معاون عملیاتی نیروی انتظامی ، روز گذشته از مسدود شدن تمامی مرزهای شرقی کشور تا دستگیری عوامل حادثه تروریستی محور «بم- کرمان» خبر داد و اعلام کرد: نیروی انتظامی و بالگردهای پلیس برای شناسایی مخفیگاه اشرار مسلح تا دستگیری آنها ، در آماده باش کامل به سر می برند. وی با اشاره به اینکه در حال حاضر تمامی اماکنی که احتمال عبور اشرار از آنجا وجود دارد ، از سوی نیروهای گشت تحت کنترل قرار گرفته است ، اضافه کرد: از روز گذشته تاکنون تمام محل هایی که پیش از این مخفیگاه سایر اشرار بوده پاکسازی شده است
معاون عملیات ناجا همچنین از هلاکت 4 نفر از اشرار مسلح در محل حادثه طی عملیات روز گذشته خبر داد و اظهار کرد: ارتباط اشرار به هلاکت رسیده با عاملان حادثه تروریستی محور بم – کرمان همچنان در دست بررسی است»
(به نقل از همشهری ، 85/2/26 : 27)
از طرف دیگر وزیر کشور به عنوان بالاترین مقام اجرایی مسئول نیروی انتظامی تأکید خود را بر توجه به نیازهای نیروی انتظامی در عرصه تأمین امکانات و اعتبارات مالی و پشتیبانی قضایی قرار می دهد
« وزیر کشور در مورد عامل حوادث اخیر گفت: غیر از سرکردگان گروههای تبهکار ، عمده افرادی که دست به این اقدامات می زنند مزدورانی فریب خورده و از نظر روحی و فکری بسیار در سطح پایین هستد که برای این مأموریت ها اجیر شده اند وی افزود: با سختگیری هایی که در زمینه مبارزه با مواد مخدر و قاچاق کالا صورت گرفته است برخوردهای ایذایی باندهای تبهکار علیه شهروندان افزایش یافته و آنها می خواهند از مردم انتقام بگیرند. وزیر کشور گفت: تأمین امکانات و اعتبارات مالی و پشتیبانی قضایی دو نیاز مهم برای تأمین امنیت است که پشتیبانی قضایی تأثیرگذار ترین عامل است.پور محمدی در مورد برخورد با عوامل شرارت اخیر استان کرمان گفت: تعقیب و عملیات با بسیج همه نیروها ادامه دارد و نتیجه آن به اطلاع مردم خواهد رسید»
(خلاصه شده از روزنامه ایران، 85/2/26 : 3)
اما وزیر دفاع چگونگی تأمین امنیت مناطق شرق کشور را ، مسئله ای در دست بررسی دانست که هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است
« وزیر دفاع درباره امنیت مرزهای شرقی افزود: برای امنیت این مناطق طرح های مختلفی وجود دارد. اتفاقاتی که اخیراً در این مناطق افتاده ، تلاش های مذبوحانه ای است که عوامل آن شناسایی شده و به زودی دستگیر خواهند شد. وزیر دفاع در باره اظهارات یکی از نمایندگان مجلس مبنی بر واگذاری تأمین امنیت مرزهای شرقی به سپاه و ارتش گفت: طرح های مختلفی درباره امنیت مرزهای شرقی ، همچنین سایر مرزها مطرح است که درباره آنها در حال بررسی هستیم. وی درباره امکانات کشور برای دفاع از شهروندان و برقراری امنیت در کشور نیز گفت: قادریم امکاناتی را برای انسداد مرزها به نهادهای ذیربط ارائه کنیم»
(به نقل از روزنامه شرق ، 85/2/26 : 2)
و در نهایت واکنش سخنگوی قوه قضاییه تأکید بر سرعت رسیدگی و انجام مجازات است
« جمال کریمی راد در گفتگو با فارس با ابراز تأسف از حادثه تروریستی محور کرمان – بم و ضمن محکومیت اقدام اشرار مسلح در به شهادت رساندن هموطنان بی گناه تأکید کرد که مراجع قضایی و امنیتی کشور همچنان به طور جدی این مسئله را پیگیری می کنند. وی ابراز امیدواری کرد با پیگیری های جدی و قاطع دستگاههای امنیتی ، انتظامی و قضایی ، عاملان جنایت دستگیر و به اشد مجازات برسند. سخنگوی قوه قضاییه همچنین با بیان این که به محض اطلاع از وقوع حادثه پرونده ویژه ای در دادسرای بم تشکیل شده است متذکر شد: موضوع به طور ویژه ای در این دادسرا پیگیری می شود. کریمی راد بار دیگر تأکید کرد دستگاه قضایی در انتظار دستگیری عاملان جنایت تروریستی محور کرمان – بم است تا در کمترین زمان ممکن و پس از تفهیم اتهام ، احکام عاملان ترور را صادر کند. سخنگوی قوه قضاییه اعمال و رفتار تروریست ها را مصداق بارز قطاع طریق ، قتل ، غارت و آدم کشی و محاربه خواند و افزود: احکام عاملان جنایت پس از طی مراحل قضایی و تفهیم اتهام ، اجرایی خواهد شد»
(به نقل از روزنامه حمایت ، 85/2/26 : 3)
درباره چرایی بوجود آمدن فاجعه مذکور دو نظریه مکمل وجود دارد: نظریه اول توسط وزیر کشور مطرح شده است و آن استفاده از اصطلاح «جنگ نرم» و با استفاده از بودجه هایی است که علیه امنیت کشور توسط دشمنان تصویب شده است
« وزیر کشور با اشاره به حرکت تروریستی اخیر در شرق کشور گفت: جنگی که دشمنان از آن به عنوان «جنگ نرم» یاد کرده اند علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز شده است. مصطفی پورمحمدی در گفت و گو با خبرنگاران گفت: این حرکات و آنچه که الان رخ می دهد بیشتر یک فضای روانی و جنگ روانی است و در حالی که هنوز گرد و خاک حادثه فرو ننشسته است تمام سایت ها و ماهواره ها اخبار آن را منتشر می کنند و سی دی تصویر عملیات بین مردم توزیع می شود. وی گفت: با این اقدامات معلوم است که یک جنگ سازمان یافته که به اصطلاح خودشان «جنگ نرم» و با استفاده از بودجه ای که برای آن تصویب شده علیه کشور ما طراحی شده و در حال اجراست». (به نقل از روزنامه شرق ،85/2/26)
نظریه دوم را دادستان کل کشور مطرح کرده است که علاوه بر تحریک بیگانه توضیح می دهد که یک جریان سیاسی – مذهبی نزدیک به القاعده در شرق کشور فعال شده و قصد ایجاد جنگ های فرقه ای را دارد
« دادستان کل کشور در مورد آخرین وضعیت پرونده تاسوکی گفت: باید با همکاری دولت پاکستان برای دستگیری ریشه های فتنه اقدام کرد. جریانی در شرق کشور به مانند جریان زرقاوی مشغول فعالیت است. تحریک های بیگانه از این جریانات حمایت می کند. در شناسایی ها همه چیز مشخص است ، اما برای دستگیری عناصر مهم زمان لازم است. برخی از این افراد در ایران هستند و برخی در افغانستان»
(به نقل از روزنامه همشهری ، 85/2/26: 6)
دادستان کل این مسئله را در جای دیگری نیز تأکید کرده است
« دری نجف آبادی در جلسه هفتگی انصار حزب الله گفت: استکبار به دنبال ایجاد فرقه ها و دین های جدیدی است تا از این طریق بتواند به کشورمان وارد شوند ، نمونه آن حمله خبیثانه و کشتار در مرزهای سیستان و بلوچستان و بم و کرمان است که بعد خودشان آن را در رادیو و تلویزیونهایشان منتشر می کنند»
(به نقل از روزنامه حمایت ، 85/2/26 : 3)
تأکید بر ویژگی خاص این گروه در گفته های رئیس عقیدتی سیاسی ناجا نیز مطرح شده است
«ایشان با بیان این که من می دانم عقده فردی که این دو شرارت را انجام داده چیست؟ این فرد شرور شخصی را به دلیل آن که از مذهبی به مذهب دیگر عدول پیدا کرده ، گردن می زند این فرد 23 ساله یک جانی جنایتکار و اقداماتش ناشی از عقده های فراوان است(به نقل از رونامه حمایت ، 85/2/26 : 14)
پس از ارائه اسناد در دسترس درباره چگونگی و چرایی فاجعه ، به تحلیل آن از منظر جامعه شناسی انتقادی پرداخته می شود

ب- تحلیل فاجعه از منظر جامعه شناسی انتقادی و بر پایه حقوق شهروندی
جامعه شناسی انتقادی دیدگاهی در علم جامعه شناسی است که دارای سه پیش فرض اساسی به قرار زیر است
یک- پدیده های اجتماعی با توجه به تاریخ پیدایش و چگونگی آن قابل درک و تحلیل اند
دو- پدیده های اجتماعی حاصل تعامل سطح ساختارها با سطح عاملان (کنشگران) است. تقلیل پدیده به یکی از این دو سطح (اثر ساختار) یا (اثر عامل) پذیرفتنی نیست
سه- پدیده های اجتماعی را می توان با ایجاد بسترهای لازم و با تکیه بر کنش معطوف به اراده و خرد جمعی دگرگون کرد. عدم توجه به اهمیت اراده جمعی شهروندان در دگرگون کردن واقعیت اجتماعی از منظر جامعه شناسی انتقادی پذیرفتنی نیست
برای تحلیل فاجعه مذکور و با توجه به پیش فرض های یاد شده توجه به چند عنصر کلیدی تاریخی در ایران معاصر اهمیت دارد
اول- ایران در پنجاه سال اخیر دولتی رانتیر بوده است که عمده هزینه های دولت از طریق درآمدی خارج از مالیات شهروندان (نفت) تأمین شده است. این امر سبب شده است که به عوض آن که همانند بسیاری از جوامع دیگر دولت نیازمند مالیات شهروندان باشد ، شهروندان در عرصه های اشتغال و معیشت نیازمند دولت شوند. این امر پایه های مادی غیر پاسخگو بودن دولت در مقابل شهروندان را بوجود آورده و مستحکم کرده است
دوم – توزیع درآمدهای نفتی در میان بخشی از جمعیت کشور در پنجاه سال اخیر پایه های مادی گسترش دولت را به لحاظ کمیت و تشکیلات فراهم آورده است. این گسترش عملاً به سیستم بخشی در دستگاه اداری دولت دامن زده است و به انواع کارهای موازی و یا خنثی سازی اقدامات یک دستگاه توسط دستگاه دیگر انجامیده است
سوم- درآمد متمرکز دولت از فروش نفت و توزیع بخش بزرگی از آن در پایتخت به مرکزگرا شدن بخش های گوناگون انجامیده است. بطوری که مقامات اداری در سطوح پایین تر ( استان و شهرستان) قادر به اتخاذ تصمیم بین بخشی و فرابخشی نیستند. این امر به وسیله رقابت های محلی و منطقه ای در درون بخش های مختلف تشدید می شود
اخبار گزارش شده در قسمت اول یادداشت تا حدودی با توجه به پیش فرض های جامعه شناسی انتقادی مفهوم می شود: اینکه چه ارگانی مسئله امنیت نواحی شرقی را بر عهده بگیرد؟ این که باید مراکز هماهنگی ایجاد و یا تقویت شود؟ از جمله این موارد است.
چنانکه اشاره شد علاوه بر توجه به تاریخ پیدایش پدیده توجه به رابطه ساختار و کنش اهمیت دارد
در بخش الف گزارش تأکید بر تعدادی اشرار فریب خورده است. بنابراین بر کنش هایی تأکید می شود که عمدتاً جنبه فردی دارد و بر دو عنصر (جاذبه دستمزد بالا و وجود عقده شخصی) تأکید دارد و این افراد را عناصری منزوی و آواره کوه تصویر می کند. در اینجا ساختار فراموش شده است: آن شرایط اقتصادی – اجتماعی که امکان بدست آوردن دستمزد معمول را برای اکثریت شهروندان از راههای قانونی فراهم نمی آورد (محروم نگاه داشتن منطقه در طول پنجاه سال اخیر) و آن شرایط اجتماعی – فرهنگی که شهروندان را بر پایه قومیت و یا مذهب آنها درجه بندی می کند و در عمل برابری حقوق شهروندی را انکار می کند ( نگاهی به ترکیب کارکنان ارشد دولت در مناطق شرقی کشور گویای چگونگی این نابرابری است) نمودهای آن است
توجه به رابطه متقابل ساختار و کنش کمک می کند نشان داده شود که چگونه باندهای قاچاق مواد مخدر و ... می توانند در بستر این محرومیت و نابرابری و در متن زندگی روزمره شهروندان به حیات خود ادامه دهند و نیرو جذب نمایند
نکته آخر توجه به اهمیت کنش های اجتماعی معطوف به اراده و «خرد جمعی» است
خرد جمعی بشریت در سده اخیر دریافته است که هیچ «هدف» مهم ، بزرگ ، انسانی یا قدسی نمی تواند ونباید با وسایل «غیرانسانی» متحقق شود. اگر اعدام بدون محاکمه ، بدون فرصت دفاع ، حضور وکیل و ... شهروندان توسط افرادی در کنار جاده جنایتی غیرقابل قبول است و نیاز به برخورد جدی و فوری دارد ربودن افراد و کشتن آنان بدون محاکمه و فرصت دفاع و حضور وکیل و ... با هر عنوانی و توسط هر شخص ، سازمان و یا محفل دیگری نیز به برخورد جدی و فوری نیازمند است ، نمونه آن داستان طولانی پرونده قتلهای محفلی در شهر کرمان است
در آغاز قرن بیست و یکم وجدان بشری پس از جنایات هیتلر ، استالین و انواع متأخر آن پذیرفته است که هیچ هدفی وسیله رسیدن به آن را توجیه و تطهیر نمی کند. در بلندمدت این درسی است که همه شهروندان ما از کودکی باید در خانواده ، مدرسه ، دانشگاه و جامعه در هر لحظه زندگی فراگیرند و نمونه های در تضاد با آن را مورد بحث و بررسی و موشکافی قرار دهند. در این صورت فرقه هایی همانند جندالله و زرقاوی نمی توانند حتی در میان ناآگاه ترین و حاشیه ای ترین افراد جامعه نیز طرفدارانی پیدا کنند
راه حل کوتاه مدت مسئله نیز توجه به اهمیت آزادی اندیشه و بیان و فراهم کردن ملزومات آن برای همه افراد جامعه است. اگر هر اندیشه ای بتواند از امکانات جامعه برای طرح ایده های خود در وسیع ترین شکل آن استفاده کند با این پیش فرض ساده و بدیهی که اکثریت قریب به اتفاق شهروندان عاقل و خردمند هستند اندیشه هایی که حرمت حقوق انسان را پاس نمی دارند ، نمی توانند کسی را فریب دهند. در تعامل وسیع با جامعه ، اندیشه هایی فراگیر می شوند که در درجه اول حقوق اقلیت را پاس بدارند و ملزومات تحقق اصل آزادی اندیشه ، بیان ، ابراز عقیده را برای اقلیت فراهم آورند. تنها در چنین شرایطی است که می توان از اقلیت خواست که تابع رأی اکثریت باشد. هیچ اکثریتی نمی تواند به بهانه اکثریت بودن حقوق اساسی اقلیت را معلق کند. تنها به این دلیل ساده که اگر اندیشه اقلیت امروز ، متناسب با نیازها ، آرزوها و درخواست های اکثریت شهروندان جامعه باشد. حق دارد با استفاده از روش های انسانی و مسالمت آمیز (آزادی ، اندیشه ، بیان ، تجمع ، تشکل و ... )و به دور از فشار و ارعاب ، ایده های خود را دنبال کند و اگر اندیشه اقلیت در چنان شرایطی پذیرفته نشود این احتمال قوت می گیرد که حتی طرفداران فعلی آن نیز از آن فاصله بگیرند. اطمینان دارم اگر شرایطی فراهم می بود که اعضاء گروه قتل های محفلی کرمان ایده های خود را برای پاکسازی جامعه در دانشگاه مطرح می کردند و نقد دانشجویان را می شنیدند. تعداد آنها از این که هست هم به مراتب کمتر می شد. اما دوباره تأکید می کنم راه های بلند مدت و کوتاه مدت مسئله تنها در بستر ساختارهای اجتماعی شهروندمدار و مشارکتی استمرار می یابد و به ثمر می رسن
و نکته آخر: پرسشی است که یک خبرنگار فرهیخته در فردوس کویر 85/2/30 ، مطرح کرده است که سؤال هر شهروندی است: من و شما از امروز در پست های بازرسی که هر از گاهی و در هر نقطه ای از این مسیر پر تردد و پر خطر شب و یا روز ایجاد می شود چه کنیم؟ سرعت کم کنیم و آهسته دور بزنیم و برگردیم؟ پا روی پدال گاز فشار دهیم و به سرعت رد شویم؟ یا بایستیم و منتظر بمانیم؟

تسلیت به شهروندان ، به یاد همه جان باختگان در راه شهر صلح و دوستی ها
مدیر مسئول و همکاران خبرنامه


برگزیدگان جشنواره مطبوعات استان معرفی شدند

مراسم روز خبرنگار با حضور روزنامه نگاران مطبوعات محلی و جمعی از مسئولان فرهنگی در خانه شهر کرمان برگزار شد. در این مراسم که علاوه بر روزنامه نگاران جمعی از مسئولان استان شرکت داشتند نتایج جشنواره ی مطبوعات محلی استان کرمان اعلام و به برندگان جوایزی اهداء شد
بیانیه پایانی ستاد برگزاری جشنواره توسط مهندس فردوسی رئیس خانه مطبوعات قرائت شد. در این بیانیه آمده است
«استان کرمان از قدیمی ترین مناطق کشور است که در طول تاریخ پر افتخار خود همواره از غنای فرهنگی خاصی برخوردار بوده به طوری که در زمینه روزنامه نگاری قریب یک قرن سابقه دارد و شخصیت های مهمی همچون ناظم الاسلام کرمانی و میرزا آقاخان بردسیری که هر دو روزنامه نگار و از پیشگامان نهضت بیداری ایرانیان بوده اند در دامان خود پرورش داده است
با این وجود از صدر مشروطه تاکنون فعالیت روزنامه نگاری هیچ گاه در حد مطلوب و ایده آل جلوه گر نشده است. حتی در زمانه ما که نظام رسانه ای جهان هر روز ابعاد پیچیده تری می یابد مطبوعات محلی هنوز با مشکلات عدیده و افت و خیزهای بی شمار و غیر قابل کنترلی مواجه اند. این ضعف کیفی تا بدانجاست که داوران این جشنواره از معرفی نفرات برتر در زمینه های اصلی حرفه روزنامه نگاری یعنی خبر و مصاحبه صرف نظر کرده اند ولی در سایر زمینه ها آثار درخشانی جهت ارزیابی به جشنواره ارسال شده که در مجموع حاکی از مطلوبیت نسبی فعالیت های روزنامه نگاران مطبوعات محلی است
ستاد وظیفه خود می داند ضمن سپاسگزاری از همه روزنامه ها و خبرنگارانی که در انعکاس فاجعه غم انگیز زلزله بم و زرند تلاش نمودند ، دیپلم افتخار جشنواره را به دکتر سیامک زند رضوی ، مدیر مسئول خبرنامه شهروندان و مشارکت که در طول یکسال گذشته بدون وقفه مسائل و مشکلات بم و پیامدهای این فاجعه عظیم انسانی را منعکس نموده اهدا نماید
به نقل از فردوس کویر ، 84/5/2
نامزدهای نهایی بخش جشنواره مطبوعات معرفی شدند

نامزدهای پنج بخش گزارش توصیفی، گفت‌وگو، مقاله مطبوعاتی، مقاله تخصصی و سرمقاله و یادداشت سومین جشنواره مطبوعات در حوزه شهری معرفی شدند
به گزارش سما، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، اسامی نامزدهای معرفی شده به شرح ذیل است:در بخش گزارش توصیفی: شهرام رضایی به خاطر گزارش »به نام کوچه« از ایران جمعه - رویا اخلاص‌پور به خاطر گزارش »تمیزی حق مسلم ماست« از شهروندان و مشارکت (بم) - مریم یوشی‌زاده به خاطر گزارش »پرنده‌ها پول می‌شوند« از روزنامه جام‌جم - علی‌اله سلیمی به خاطر گزارش »این جا هنوز پیکان سلطان خیابان‌هاست« از روزنامه همشهری (محله 19) - محمدعلی حسینی مطلق به خاطر گزارش »لانه سیاه اوراقچی‌ها« از روزنامه همشهری - محمد باریکانی به خاطر گزارش »موش‌ها و آدم‌ها« از روزنامه همشهری - فریده عباسی به خاطر گزارش »دوقلوهای رنج« از روزنامه همشهری - مینا مولائی به خاطر گزارش »فراموش شدگان کوچه مولوی« از ایران جمعه - ولی‌الله خلیلی به خاطر گزارش »جنگیدن برای نفس کشیدن« از روزنامه شرق - رضا ولی‌زاده به خاطر گزارش » با مرده‌ها حرف می‌زنیم« از روزنامه همشهری - مریم پاپی به خاطر گزارش »اصفهان! پیربمان« ز روزنامه شرق
در بخش گفت‌وگو: شبنم رضیئی به خاطر

از ماهنامه سروش بانوان - مهرداد مشایخی به خاطر »گرفتار هزار توی بوروکراسی/ گفت‌وگو با محسن هاشمی مدیر عامل مترو تهران« از روزنامه همشهری - روزبه زعفرانی و مهرداد ناظری به خاطر »بازیافت زباله نیاز اساسی جامعه شهری / گفت‌وگو با دکتر ادوین صفری« از روزنامه ایران - ثمان قدرخان به خاطر » احمدی‌نژاد 50 میلیارد تومان گذاشت و رفت / گفت‌وگو با خزانه‌دار شورای شهر« از روزنامه شرق -مهدی افروزمنش به خاطر »تهران را به خودروها واگذار کرده‌اید/ گفت‌وگو با مشاور شهردار پاریس« و »شتاب در تدوین طرح جامع تهران نگران کننده است/ گفت‌وگو با معاون مؤسسه شهرسازی پاریس« از روزنامه شرق بخش
مقاله مطبوعاتی: رویا اخلاص پور به خاطر مطلب »عکس‌های رنگی؛ نگاه‌های سیاه، نگاه‌های بی‌رنگ« از شهروندان و مشارکت (بم) - هدیه درمان به خاطر مطلب »چرا بافت‌های شهری فرسوده می‌شوند؟« از روزنامه همشهری - علی خیابانیان به خاطر مطلب »مواظب پروانه‌ها باشید؛ پاییز داره میاد!« از روزنامه همشهری - مژگان جمشیدی به خاطر مطلب »یک زمین بیشتر نداریم« و895» میلیون دلار خسارت تخریب پارک جنگلی لویزان« از روزنامه شرق و روزنامه اعتماد ملی -کمال یوسف‌پورماجد به خاطر »معماری در خدمت گردشگری« و »ارزش اجتماعی فضاهای عمومی «از روزنامه همشهری - جعفر بزاز به خاطر مطلب »تجلی معنویت هنری در فضاهای عمومی« از روزنامه همشهری -عبدالحمید حسین‌نیا به خاطر مطلب »موش‌هاوآدم‌ها« از ماه‌نامه درد-کاظم برآبادی به خاطر مطلب »آن دست‌های سیاه ...‌«از روزنامه دنیای اقتصاد
بخش مقاله تخصصی: محمد نقی‌زاده به خاطر مطلب »بارزه‌های شهر و معماری اسلامی« از فصل‌نامه نامه فرهنگستان علوم - نوید سعیدی رضوانی به خاطر مطلب »حوزه بندی در شهرسازی، مرور، چالش‌ها و راهکارها« از فصل‌نامه علوم مهندسی - سجاد نوروزی به خاطر مطلب »دموکراسی شهری و فضاهای عمومی« از روزنامه شرق - افسر موموندی به خاطر مطلب »جهان چهارم و شهروندان بی‌‌شهر« از شهر هشتم - شهرام حسین‌آبادی و علی اعطا به خاطر مطلب»آموزش بدون پرورش و مفهوم گریزپای هویت در معماری« از فصل‌نامه بادی - ناصر زادرفیعی به خاطر » فرآیند اجتماعی- فضایی هویت شهر« از فصل‌نامه آبادی - عبدالرضا رضایی ارجرودی و محمدرضا فرشیدنژاد به خاطر مطلب »تأمین اعتبار مورد نیاز برای توسعه حمل و نقل شهری با بهره‌گیری از درآمدهای به دست آمده از حذف یارانه‌های سوخت وسائط نقلیه« از ماهنامه مجله اقتصادی - افشین کوکبی به خاطر مطلب »برنامه‌ریزی کیفیت زندگی شهری در مراکز شهری، تعاریف و شاخص‌ها« از فصل‌نامه جستارهای شهرسازی - فاطمه حسینیون به خاطر مطلب » بازشناسی شهر در رنگ« و »امنیت در شهرسازی« از ماهنامه شهرداری‌ها و فصل‌نامه سراسازان - فریبا قرایی به خاطر مطلب »طبیعت، هویت و محلات شهری «از فصل‌نامه آبادی - احسان کاظمی به خاطر مطلب »شهروند و حقوق شهروندی« ‌ از هفته‌نامه تندر - شاهین طلوع آشتیانی به خاطر مطلب»مدیریت مراقبت و نگهداری از بناهای تاریخی« از فصل‌نامه آبادی
سرمقاله و یادداشت: سیامک زندرضوی به خاطر مطلب »بازسازی بم، از دوردستی بر آتش و دستی بر خاکستر« از نشریه شهروندان و مشارکت - حمید رضا فریدونی به خاطر مطلب »سخن مدیر مسئول« از ماهنامه ساختمان و کامپیوتر- رامین رادنیا به خاطر مطلب »دیگر مسکن جواب نمی‌دهد« از روزنامه شرق - فریبرز درجزی به خاطر مطالب »بازنگری و اصلاح طراحی شهر برای ساماندهی پل‌های عابر پیاده« و »خدمات شهری و خصوصی سازی« از روزنامه هدف واقتصاد- مهرداد مشایخی به خاطر مطلب »چایت را بنوش« از روزنامه همشهری - مهرداد قاسمفر به خاطر مطلب »از قریه قحر تا مترو پولیس بی‌در و پیکر« از ایران جمعه - سجاد نوروزی به خاطر مطالب »ایده‌هایی درباب مدیریت شهری«و »تهران و شبح قانون« از ایسکانیوز - محمد خرسندی به خاطر مطلب »رونق شکننده بخش مسکن«از روزنامه جهان صنعت - محمودرضا زارع به خاطر مطلب »آبستراکسیون جلسات شورای شهر« از روزنامه رسالت -کمال یوسف‌پورماجد به خاطر مطلب »هویت تاریخی در معماری، آری یا نه؟« از روزنامه همشهری - عالیه رضائیان به خاطر مطلب »وقتی اطلاعات پلیس می‌شود« از روزنامه همشهری (محله 14) - جعفر بزاز به خاطر مطلب »پیاده را‌ه‌ها باید چگونه باشند«از روزنامه همشهری
سومین جشنواره مطبوعات شهری در روز 11 اردیبهشت با معرفی برگزیدگان در فرهنگسرای هنر، به کار خود پایان می‌دهد

صدای قربانیان7

نمونه هایی از پدیده های نگران کننده ای که برای شهروندان در حال حاضر وجود دارد

زن ، 35 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: بیکاری جوانان بومی و به کار گرفتن غیربومی ها

*

زن ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: بیماری همسر و دخترم

*
زن ، 31 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: نداشتن مسکن و زمین مناسب برای زندگی و فشارهای روانی که از بابت تخلیه ی اردوگاه که هر روز ما را وادار به تخلیه ، تمیز نبودن محل زندگی

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، شاغل: ساخت و ساز ، شهر باید هر چه زودتر سر و سامان بگیرد

*
زن ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: وضع نابسامان کوچه ها که عبور و مرور ما را مختل کرده ، وجود گرد و خاک زیاد در کوچه که با وزیدن باد واقعاً ما را اذیت می کند

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: کندی روند ساخت و ساز

*
زن ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: پدیده ی نگران کننده ای وجود ندارد

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل: حصار نداشتن اردوگاه
*

زن ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: مریض بودن بچه ام که به گرد و خاک حساسیت دارد
*

زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: مشکل بی خانمامی ، هر لحظه باید اردوگاه را تخلیه کنیم
*

زن ، 12 ساله ، دانش آموز: دو برادر دارم که هر دو بیکار هستند

*
زن ، 39 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: عدم امنیت ، نداشتن حصار اطراف خانه

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: وجود پشه ی سالک ، جمع شدن آبها در اردوگاه و لوله های آب که غیربهداشتی هستند

*
زن ، 42 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: بیماری خودم

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: بیرون کردن مستأجرین از اردوگاه و اینکه آینده ی ما چه خواهد شد

*
زن ، 43 ساله ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: لوله های آب باز هستند ، شیوع بیماری سالک

*
زن ، 70 ساله ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: ترس از پشه ی سالک

*
زن ، 33 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: لوله های آب شکسته است و آب اردوگاه بهداشتی نیست

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: پایان مهلتی که به ما داده اند در اردوگاه بمانیم و اینکه کجا باید برویم و حیران هستیم

*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل: ما زمین نداریم و ما را تحت فشار قرار داده اند که باید اردوگاه را تخلیه کنیم باید کانکس اجاره کنیم آن هم با قیمت بالا ، با این حقوق کم چگونه می توان زمین خرید و خانه ساخت و مشکلات زندگی را برطرف نمود

*
زن ، 21 ساله ، فوت همسر در زلزله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: شیوع بیماری های مختلف در بم ، عدم رعایت بهداشت ، گرانی ، عدم امنیت


نمونه هایی از انتظاراتی که شهروندان از همسایگان خود دارند

زن ، 35 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: حق همسایگی را رعایت کرده و بدون در زدن وارد خانه نشوند

*
زن ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: با یکدیگر به خوبی رفتار کنند

*
زن ، 31 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: رعایت حال همسایگان انتظار هر همسایه ای است

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، شاغل: از حال یکدیگر باخبر باشند و احترام یکدیگر را نگه دارند

*
زن ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: احترام گذاشتن به حقوق یکدیگر ، هر چه که آنها را اذیت می کند حتماً همسایه ی آنها را هم اذیت می کند هر چه را برای خود می خواهند برای دیگران هم بخواهند

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: احترام یکدیگر را حفظ کنند

*
زن ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: نظافت را رعایت کنند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل: مردم آزاری نکنند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: با هم خوب باشند و رفت و آمد کنند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: با همدیگر رفت و آمد داشته باشند

*
زن ، 12 ساله ، دانش آموز: به یکدیگر خوبی کنند

*
زن ، 39 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: با هم همکاری داشته باشند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: حالا که خانه ها در و دیواری ندارد سر زده وارد منزل همسایه نشوند و پشت سر دیگران غیبت و تهمت نزنند

*
زن ، 42 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: با هم خوب باشند

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: همین که از احوال همدیگر باخبر شویم خودش کلی است

*
زن ، 43 ساله ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: از حال همدیگر باخبر شویم

*
زن ، 70 ساله ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: از حال همدیگر باخبر شویم

*
زن ، 33 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: همین که از همدیگر را ببینیم و از احوال هم با خبر شویم کافی است چون همسایه ازخواهر و برادر به هم نزدیکتر است

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: چون ما در اردوگاه هستیم همه ی همسایه ها با هم در ارتباط هستند و هیچ مشکلی نداریم

*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل: تازه به این محل آمده ام و هیچ شناختی از همسایه ها ندارم

*
زن ، 21 ساله ، فوت همسر در زلزله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: با همسایگان رابطه نداریم

نمونه هایی از پدیده های ناامید کننده ای که برای شهروندان در حال حاضر وجود دارد

زن ، 35 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد

*
زن ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: زلزله های پی در پی

*
زن ، 31 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: نداشتن سرپناه ما را نسبت به زندگی ناامید می کند

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، شاغل: پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد

*
زن ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: عقب نشینی کوچه ها ، به ما گفته اند که کوچه ی 4 متری شما قرار است 16 تا 18 متر بشود این در صورتی است که از یک طرف کوچه 2 – 3 متر عقب نشینی دارد و از طرف ما 5/7 – 5/10 متر و این برای ما سخت است

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: پرداخت وام خانه هایی که می سازند

*
زن ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل: پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: زلزله های پی در پی
*

زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: نداشتن زمین و خانه
*

زن ، 12 ساله ، دانش آموز: زندگی در اردوگاه و اینکه مسئولین به فکر ما نیستند

*
زن ، 39 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: فقر و بیکاری

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: اگر ما را از اردوگاه بیرون کنند کجا باید برویم

*
زن ، 42 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: دزدی های مکرر
*

زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: نداشتن زمین

*
زن ، 43 ساله ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: بنده ی خدا نمی تواند از درگاه خداوند ناامید شود

*
زن ، 70 ساله ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: به ما گفته اند از اردوگاه برویم و ما نمی دانیم به کجا باید برویم

*
زن ، 33 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: در ناامیدی بسی امید است

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: زمین و سرپناه نداریم

*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل: توکلم به خداست و سعی می کنم در برابر مشکلات قد خم نکنم و به امید او همه ی مشکلات حل خواهد شد

*
زن ، 21 ساله ، فوت همسر در زلزله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: پدیده ی ناامید کننده ای وجودندارد



نمونه هایی از انتظاراتی که شهروندان از مسئولین دارند


زن ، 35 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: به درد دل مردم برسند و زمینه ی اشتغال را فراهم کنند. در آبادی شهر کوشش کنند

*
زن ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: به کارهای مردم رسیدگی کنند

*
زن ، 31 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: با تحقیق و بازدید از این اردوگاه پای درد دل ما بنشینند که از خردسالی در این محل بوده ایم و حالا هم بدون مسکن مانده ایم

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، شاغل: همچون همیشه که پیگیر مسائل بوده اند از این به بعد هم کار مردم را راه بیاندازند

*
زن ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: تشکر می کنیم از تمام مسئولین ولی اگر سریعتر کار ساخت و ساز را انجام دهند بهتر است

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: به روند ساخت و ساز سرعت بیشتری بدهند

*
زن ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: به فکر مردم اردوگاه باشند و زمینی را برای آنها در نظر بگیرند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل: به وضعیت مردم رسیدگی کنند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: به وضعیت بم بیشتر رسیدگی کنند وام ساخت و ساز را از مردم نگیرند و یک زمین به ما بدهند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: به مشکلات مردم اردوگاه رسیدگی کنند

*
زن ، 12 ساله ، دانش آموز: به مشکلات ما رسیدگی کنند

*
زن ، 39 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: ساخت و ساز خانه ها و بیکاری همسرم مشکلاتی است که ما داریم و از مسئولین می خواهم که در رفع این مشکلات مردم را یاری کنند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: مسئولین یک فکری به حال مستأجران بکنند قیمت زمین را پایین بیاورند یک قطعه زمین 25 متری حدود 10 میلیون تومان قیمت دارد

*
زن ، 42 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: رسیدگی به وضعیت آب و برق محله ها

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: مسئولین یک فکری به حال مستأجران بکنند و قیمت زمین را حداقل کنند تا ما هم بتوانیم زمینی تهیه کنیم

*

زن ، 43 ساله ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: حداقل لوله های آب را درست کنند طول کوچه خیلی کم است حداقل آسفالت کنند که اینقدر خاک نخوریم و برای اطراف اردوگاه نگهبان بگذارند

*
زن ، 70 ساله ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: انتظار داشتن و عمل نکردن چه فایده ای دارد بهتر است که انتظاری نداشته باشیم

*
زن ، 33 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: کوچه ها خاکی است ، آب لوله کشی غیربهداشتی است

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: مسئولین یک فکری به حال مستأجران بکنند و شرایط سخت نگذارند

*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل: حداقل کاری که می توانند انجام دهند این است که موقعیت ما را بفهمند و اینقدر مردم را تحت فشار قرار ندهند

*
زن ، 21 ساله ، فوت همسر در زلزله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: کاش به جای قول دادن عمل می کردند

نمونه هایی از انتظاراتی که شهروندان از اعضای خانواده خود دارند

زن ، 35 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: احترام به یکدیگر

*
زن ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: با هم خوب باشند

*
زن ، 31 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: خانواده ی من بچه های کوچکی هستند که هیچ کاری از دستشان بر نمی آید

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، شاغل: هیچ انتظاری ندارم چون در کنار هم شاد هستیم

*
زن ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: هیچ انتظاری ندارم هر کس کار خودش را انجام می دهد

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: هیچ انتظاری ندارم راضی هستم

*
زن ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: هیچ انتظاری ندارم

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل: به زندگی خود برسند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: به حرفهای یکدیگر گوش بدهند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: به فکر سرپناهی برای خود باشند

*
زن ، 12 ساله ، دانش آموز: با یکدیگر به خوبی رفتار کنند

*
زن ، 39 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: به خاطر زلزله دچار ناراحتی روحی هستند و رفتار خوبی با ما ندارند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: اگر هر کس حق خود را بداند و احترام متقابل داشته باشند مشکلی پیش نمی آید

*
زن ، 42 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: با یکدیگر خوب باشند

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: اهمیت دادن به یکدیگر به خصوص زن خانواده

*
زن ، 43 ساله ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: مدتی است که تصادف کرده ام و بچه هایم باید کارهای مرا انجام دهند

*
زن ، 70 ساله ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: من یک پیرزن هستم کاش بچه هایم به من سر می زدند

*
زن ، 33 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: احترام گذاشتن به حق و حقوق یکدیگر

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: بچه ها باید بدانند وقتی که مادر سر کار است به خاطر آنهاست و سعی کنند در محیط خانه به او کمک کنند

*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل: انتظاری ندارم

*
زن ، 21 ساله ، فوت همسر در زلزله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: پدیده ی ناامید کننده ای وجودندارد


نمونه هایی از کارهایی که باید طی دوسال گذشته انجام می شد ولی تا به حال انجام نشده است

زن ، 35 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: آسفالت بلوار 22 بهمن ، کندی روند ساخت و ساز
*

زن ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: سرو سامان داده به اردوگاه اطراف بم و نداشتن خانه

*

زن ، 31 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: رسیدگی به وضعیت مستأجران
*

زن ، مجرد ، دیپلم ، شاغل: در بعضی از قسمتهای شهر آوارهایی به جا مانده است که باید آنها را برداشت چون یادآور خاطرات تلخ زلزله است

*
زن ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: ساخت و ساز شهر

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: بازسازی بیشتر شهر بم

*
زن ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: به مستأجران زمین بدهند که در صورت خالی کردن اردوگاه سرپناهی داشته باشند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل: زمان بدن ساخت و ساز ها باید در این دو سال 80 درصد بم ساخته می شد

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: کندی روند ساخت و ساز

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: به مستأجران زمین بدهند تا برای خودشان سرپناهی بسازند

*
زن ، 39 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: داشتن آب و برق ، ساختن مسکن و بیکاری فرزندانم

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: طرح تعریض خیابان ها منتفی شده است ، ساخت و ساز که طبق گفته های مسئولین چندان جالب نیست بلوارهای شهر قدیمی است و هیچ تغییری نکرده است

*
زن ، 42 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: زمین هایی که در طرح تعریض شهرداری است وضعیتش مشخص شود

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: مسئولین فقط وعده می دهند و به آنها عمل نمی کنند

*
زن ، 43 ساله ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: ما از مسئولین ناراضی هستیم که هیچ کاری در طول این دو سال انجام نداده اند

*
زن ، 70 ساله ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: هیچ کاری انجام نشده است فقط در حد حرف بوده است

*
زن ، 33 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: مسئولین به اردوگاه توجهی نکرده اند واقعاً اگر راست می گفتند یک نظارت بر اردوگاه بکنند

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: نمی دانم چه بگویم چون چیز خاصی در شهر به چشم نمی خورد. در واقع مسئولین کار خاصی نکرده اند

*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل: بومی را از غیربومی تشخیص نداده اند غیربومی آمده اینجا کار و کاسبی راه انداخته سرمایه دار شده و الان هم زمین خریده و در شهر جای گرفته اما بومی های اینجا با نیروی کار ارزان کار می کنند از مهندس تا کارگر و به همین دلیل نتوانستند برای خود سرمایه ای جمع کنند تا بتوانند زمین بخرند و همین طور سرگردان و آواره مانده اند

نمونه هایی از انتظاراتی که شهروندان از خویشاوندان خود دارند

زن ، 35 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: به یکدیگر سر بزنند و از اوضاع و احوال یکدیگر باخبر شوند

*
زن ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: انتظاری ندارم

*
زن ، 31 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: در رفع وضعیت کنونی ما را یاری کنند

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، شاغل: مثل همیشه در مسائلی که پیش می آید صبور باشند

*
زن ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: این روزها محبت و مهربانی به یکدیگر بهتر از هر چیزی است می خواهم که قدر هم را بدانند

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: قدر همدیگر را بدانیم و به فکر هم باشیم که محبتها بیشتر از این شود

*
زن ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: با هم خوب باشند و رفت و آمد داشته باشند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل: با هم رفت و آمد داشته باشند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: با هم رفت و آمد داشته باشند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: انتظاری ندارم

*
زن ، 12 ساله ، دانش آموز: در همه ی مراحل با هم همکاری داشته باشند

*
زن ، 39 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: با هم خوب باشند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: قدر همدیگر را بدانیم و در سختی ها و مشکلات یکدیگر را یاری کنیم

*
زن ، 42 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: هر کس به فکر خودش است کمی بیشتر به اطرافیان توجه کنند

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: انتظارات زیاد است که باید به صورت متقابل انتظارات یکدیگر را برآورده کنیم. متأسفانه بعد از زلزله رفت و آمدها کم شده است

*
زن ، 43 ساله ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: همین انتظاری که ما از فامیل داریم آنها هم از ما دارند که هیچ کدام به آنها عمل نمی کنیم

*
زن ، 70 ساله ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: خویشاوندی که هیچ کمکی به آدم نمی کند چه انتظاری می توان از او داشت

*
زن ، 33 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: وقتی که ما انتظارات فامیل را نمی توانیم برآورده کنیم چه انتظاری باید از آنها داشته باشیم

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: با همدیگر رفت وآمد کنند و در سختی ها و خوشی ها با هم شریک باشند

*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل: هر کس به اندازه ی زندگی خودش تلاش می کند و بیشتر نمی تواند به دیگران کمک کند به همین دلیل هیچ انتظاری ندارم

*
زن ، 21 ساله ، فوت همسر در زلزله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: انتظاری ندارم چون کاری از دستشان برنمی آید

عکسهای رنگی : نگاههای سیاه ، نگاههای بی رنگ


در طی سالهای اخیر در کشور ما ژست مخالف گرفتن و حرف از سیاهی وتباهی زدن به شدت رواج یافته است . محمد قائد روزنامه نگار ارجمند در سال 1375 درمقاله ای نوشت که وزیر کشاورزی جناب آقای مهندس کلانتری از تخریب منابع طبیعی و خاک به گونه ای سخن میگوید که انگار مسئولیت یک جنبش سبز به شدت رادیکال را بر عهده دارد، درحالیکه به خاطر نمی آورد که حداقل 8 سال وزیر کشاورزی این مرزوبوم است . درموردمسائل بم وارائه آمار آسیب ها وفجایع نیز داستان از همین قرار است. من قبل از آنکه سراغ سیاستگذارانی بروم که خود مسئولیت سیاست گذاری وبرنامه ریزی وخدای نکرده پیامدهای چنین افقی را برعهده دارند ، مخاطبم روزنامه نگارانی است که در طول سال گذشته به جز عکسهای رنگی که البته به حق عالیترین وکامل ترین صحنه های دردورنج ودرعین حال امید وتلاش مردمان بم را منعکس کرد متاسفانه با کم عمق ترین مقالات مسائل بم را گزارش دادند. (مقایسه کنید گزارش خبرنگار شرق را در باره مدرسه سفیلان ودرعین حال نکات خواندنی آن درباره سایر گزارشات مطبوعاتی پیرامون یک حادثه وگزارشات بم را) به جز آه وناله روزهای اول، کار ارائه گزارش از بم به عهده خبرنگاران مبتدی سپرده شد که حداکثر به همراه سازمانی غیر دولتی برای چند روزی گشت وگذار به بم می آمدندودریغ از یک گزارش خوب در باره همان سازمان غیر دولتی همراه
بم نه به عنوان یک فاجعه یگانه ، بلکه به عنوان کابوسی که همسایه دیواربه دیوار همه شهرهای ایران است ، حادثه ای که هیچگاه غیرمترقبه نبوده ونیست ، بایستی جایگاهی ارزشمند درتحلیل های ژورنالیستی ، جامعه شناختی ، روانشناختی ، آسیب شناسی ، اقتصاد ومدیریت بیا بد، بم نباید فراموش شود ویا با تصویرهای سیاه وبی رنگ به یک لابه نا امیدانه ( من می دونستم ) تبدیل شود ، بم هرگز نباید نسخه دیگری از شهرهای آبادان وخرمشهر باشد ،شهرهایی که افتخار ایران ، انقلاب ومدنیت مدرن ایرانی بوده اند ،اکنون هنوز نیمه ویران و از جوانان وجوانی اش تصویری نازیبا در اذهان به یادگار گذاشته شده است . برای آنکه من نیز صرفا از کلیات سخن نگفته باشم دراینجا تصویری موجز از زنان بم ارائه می دهم تا ببینید می توان چگونه تصاویر متفاوت والبته بسیار شفاف تری رانیز ارائه داد
بی شک هرکس که اندکی از ادبیات مربوط به بلایای طبیعی را ورق زده باشد ، می داند که بلای طبیعی هرگز چیزی را که وجود نداشته است ایجاد نمی کند ، فرایندها وآثاراجتماعی واقتصادی بعد از هر بلای طبیعی انعکاس نارساییها ونواقص الگوی گذشته است . آمارهای سال 1375 مرکز آمار ایران می گوید تقریبا 80 درصد زنان شهر بم باسواد هستند در حالیکه نیروی کارفعال زنان کمتر از 12 درصد است به جز مشاغل آموزشی درسایر مشاغل زنان سهم اندکی دارند واز مناصب مدیریتی تنها مدیریت مدارس را برعهده داشته اند، در این آمارها ازحضور زنان درعرصه کشاورزی ، دامداری ومشاغل خرد نشان اندکی است(تقریبا 11 کارگر کشاورزی در شهر بم و153 زن که در مشاغل کارگری ساده دیگر فعالیت می کنند) در حالیکه نتایج حاصل از یک پژوهش موردی بعد اززلزله ( مصاحبه با 450 زن) نشان می دهد که تقریبا 46 درصد آنها در کار برداشت خرما فعال هستند و 15 درصد آنها به مشاغل خرد فروشندگی ،نانوایی و....قبل اززلزله اشتغال داشته اند . حال چگونه می توان انتظار داشت برای زنانی که از آمارهای رسمی حذف شده اند و حضور فعالشان در عرصه اقتصادی به ویژه برای تامین معیشت خانوار انکار شده است دربرنامه ریزی ها مورد توجه قرارگیرند
قبل از زلزله حداقل 3000 زن بیوه ( 7درصد ) درمقایسه با 8/0درصد مردان در شهرستان بم وجود داشته است که غالبا با کمک های محدود کمیته امداد امرار معاش می کرده اند ، قانون دوهمسری که باعث ایجاد پدیده معلقه بودن می شود خود رنج دیگری است که بر شانه های زنان بم سنگینی می کند .قوانین ار ث بری حق زنان را برمایملک همسر تنها بر اعیانی می پذیرد. در شهر ی که هیچ بنای سالمی بر زمین نمانده است حال تکلیف چیست ؟در چنین شرایطی که در روز 5 دی ماه در کمتر از 12 ثانیه بیش از 2000 زن به زنان فاقد ایمنی اجتماعی افزوده می شود.در طی سال گذشته بعد از زلزله سازمان بهزیستی به عنوان متولی زنان آسیب دیده حداکثر مبلغ 120 هزارتومان پرداخت کرده است که اگر باجیره نقدی هلال احمر جمع بزنیم مبلغ 220 هزارتومان خواهد شد برای یکسال
.در شهری که نیروی کار مردان بومی اش انکار می شود بدیهی است که برای اشتغال زنان به جز تعدادی کلاس بی سرانجام خیاطی آرایشگری و....فکری نشده است . این شرایطی است که می تواند به وسیله سیاستگذاران دولتی اعم از استانداری ،وزارت کشور و...تغییر کند و برنامه ریزی های مناسب نه فقط برای زنان بم بلکه کلیه زنان ایران از سوی نهادهای عریض وطویلی چون امور مشارکت زنان مستقر در ریاست جمهوری ارائه شود. حاصل سالی که گذشت چه بوده است؟ وظیفه مقامات دولتی گذاردن سیاست واجرای آن است نه همچون منتقدان اجتماعی از آمارهای رنج وتباهی سخن گفتن ، چرا که اگر مدار بر رنج وتباهی باشد، آلودگی آن بیش از هرکس دامن آنها را خواهد گرفت . اما سکه روی دیگری هم دارد
درسال گذشته بسیاری از سازمانها ی بین المللی ،دولتی وغیردولتی که دربم کارکرده اند اذعان داشته اند که ظرفیت عظیمی در زنان بم به عنوان سازمان دهندگان ومراقبان اجتماعی وجود دارد. بیش از 500 رابط بهداشت سال گذشته در بم داوطلبانه کار کردند در سال گذشته علی رغم همه انتظارات هیچ بیماری ناگواری دربم شایع نشد اما هیچ کس برای این تلاش از آنان قدردانی نکرد ،درسال گذشته بیش از 54 مرکز کودک ونوجوان با اتکا به نیروی زنان بومی به کار آرامش بخشی کودکان پرداختند وتا کنون برای این یکسال بسیاری از آنان حداکثر معادل 180 هزارتومان دریافت داشته اند. صدها دخترجوان انبوهی اطلاعات در باره آسیب دیدگان اجتماعی جمع آوری کرده­اند . زنان بسیاری درمحلات شهر بم وبروات برای استقرار شورایاری وجمع آوری اخبار محله فعالیت کرده اند وهمه آنان تاکنون فقط هدایای کوچک دریافت داشته اند
فاطمه زن جوانی است که باوجود از دست دادن همسر،دوکودک ،پدر مادر وبرادر ش درهمه کلاسهای آموزش مربوط به کودکان شرکت کرده است خانم دهنوی که سه کودک وهمسرش از دست داده است درکنار کودکان آرامش خود را به دست می آورد . افسانه که خود کودک و همسرش از داده است وهمه حقوقش بر زندگی گذشته نیز انکارشده است به یاری کودکان بدون سرپرست شتافته است . مریم که با دریافت یک وام خرد ازسازمانهای غیردولتی به دامداری می پردازد میگوید مامی خواهیم سرافراز باشیم، خانم پ. که همسرش از دست داده است به عنوان شورایا ر محلی مشکلات محله را گزارش می دهد . می توانم بیش از ظرفیت تمامی صفحات روزنامه شرق از تلاش پی گیر این زنان ودختران کاریز وکویر بنویسم . آری علیرغم همه شرایط ناامیدکننده دربم پس از زلزله به ویژه درمورد زنان ، بی شک یک درخواست مشترک برای همه آنان وجود دارد» ما کارمی خواهیم « کاری شرافتمندانه برای امرارمعاش ، برای فراموش کردن رنج ها وبرای زنده کردن امید
رویا اخلاص پور
به نقل از خبرنامه شهروندان و مشارکت ، شماره 20


تمیزی حق مسلم ماست

سیصدو پنجاه نفریم اهل روستای زید آباد بم ، که زباله ها در روستای ما پراکنده اند و هیچ کس نیست که آنها را جمع آوری کند ، شورای روستا و شهرداری بم هیچ گونه اقدامی در این رابطه نکرده اند. جویهای آب زباله دانی شده است مگس و پشه زیاد شده است. خانمی که کنار جوی آب نشسته و لباس می شوید می گوید ما زباله هایمان را آتش می زنیم ولی دود حاصل از آن باعث تنگی نفس ما شده است. اکبر یوسف زاده عضو شورای روستا می گوید قبلا ستاد یزد زباله ها را جمع آوری می کرد و اکنون هیچ کس این کار را انجام نمی دهد. شورای روستا بودجه ای ندارد که کرایه ماشین زباله را بدهد و مردم هم با ما همکاری نمی کنند اگر هر خانواده ای نفری صد تومان بدهند این مشکل حل خواهد شد
سیصدو پنجاه نفریم اهل روستای زید آباد بم ، تفریح و سرگرمی حق مسلم فرزندان ماست از اینکه فرزندانمان در خاکهای کثیف در آفتاب گرم بازی کنند نارحت هستیم باید جایی باشد که علاوه بر سرگرمی چیزی هم یاد بگیرند. خانم حسینی

می گوید(ان.جی.و) "تی.دی.اچ" بعد از زلزله یک مرکز فرهنگی هنری در چادربرپا کرده که دختران و پسران 2 تا 18 سال را تحت پوشش خود دارد و اکنون حدود یک ماهی است این مرکز به خود ما واگذار شده است و صلواتی کار می کنیم و پول نگهبان چادر را هم نداده ایم که به جایش چرخهای خیاطی را برداشته است. به شورای روستا در مورد مشکلات این مرکز نامه نوشتیم ولی شورا به نامه ما هیچ ترتیب اثری نداده است و ما مجبوریم به دلیل نداشتن امکانات این مرکز را تعطیل کنیم
سیصدو پنجاه نفریم اهل روستای زید آباد بم ،کوچه های روستا برق ندارد برق ضعیف است که باعث سوختن یخچال و دیگر وسایل برقی می شود چه کسی جوابگوی این همه خسارت است و فقط خیابان راسته را برق کشی کرده اند. اکبر یوسف زاده می گوید در این مورد خیلی با اداره برق مکاتبه کردیم ولی مسئولین هیچ گونه اقدامی نکردند
سیصدو پنجاه نفریم اهل روستای زید آباد بم ، ما اهالی این روستا تلفن نداریم ، غسالخانه نداریم و از نظر جاده سازی مشکل داریم. اکبر یوسف زاده می گوید : در مورد تلفن به اداره مخابرات نامه نوشتیم و قرار است که به ما تلفن بدهند و جاده سازی ستاد یزد گفته فقط تا پایان جاده قبل از زلزله را آسفالت می کند و ما سعی خواهیم کردکه 200 متر مابقی را آسفالت کنیم در مورد غسالخانه بگویم که ما هزینه ای نداریم که اتاق غسالخانه را درست کنیم . مردم نیز با ما همکاری نمی کنند
سیصدو پنجاه نفریم اهل روستای زید آباد بم ، بهداشت و سلامتی حق هر فردی می باشد مرکز بهداشت از نظر دارو مشکل دارد آقای بدر آبادی رئیس مرکز بهداشت می گوید ساختمان بهداشت روستا در زمینی که از پول خودم خریداری کرده بودم توسط ان.جی.و وردویژن ساخته شده و قرار بر این شد که بعد از پایان ساخت کلیدها به مرکز بهداشت شهرستان در همین روستا تحویل داده شوند که یک سری امکانات ویژه به این مرکز توسط وردبیژن داده شد ولی به دلیل اینکه مسئولین مرکز بهداشت شهرستان به اینجا نیامدند کلید ها را در محل مرکز بهداشت به آنها تحویل داده شد و اکنون ما هر چه مراجعه می کنیم برای دریافت وسایلمان مسئولین مرکز بهداشت بم هیچ توجهی نمی کنند ما از نظر دارو مشکل داریم برای سه روستا که فقط همین مرکز بهداشت وجود دارد. کارهایی که مرکز بهداشت این روستا می کند اول تنظیم خانواده است که مرکز بهداشت در این مورد بسیار خوب عمل کرده است. متولدین در سال 1370 ، بیست و دو نفر بوده است که در سال 1383 به 6 نفر رسیده اند . دوم پیشگیری از بیماریها و واکسیناسیون می باشد. آقای بدرآبادی می گوید که دستگاه فشار خون این مرکز خراب است ولی خارجیها یک دستگاه سالم به ما داده اند. وی می گوید مانیاز به همکاری مردم و مسئولین داریم تا مشکلات روستا حل شود.به نقل از خبرنامه شهروندان و مشارکت ، شماره 30

ستاد راهبری و سیاستگزاری بازسازی بم ، از دور دستی بر آتش و دستی بر خاکستر


در شهریور ماه امسال (1384) ترتیب و اختیارات ستاد راهبری و سیاستگزاری بازسازی بم به تصویب هیئت دولت رسید ، بر طبق این مصوبه وزیر مسکن و شهرسازی (رئیس ) ، وزیر کشور ، وزیر امور اقتصادی و دارایی ، رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ، رئیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و استاندار کرمان اعضاء این ستاد هستند (روزنامه شرق ، 20/6/84 :2) نکته مهمی که وجود دارد این است که چه ستاد قبل و چه ستاد موجود وجوه مشترکی دارند که برخی از آنها به قرار زیر است
یک- عدم اطلاع رسانی ، هرگز مصوبات و جزییات هزینه های آنها بطور کامل منتشر نشده و در دسترس عموم قرار نگرفته است
دو- عدم شفافیت ، هرگز فرایند تصمیم سازی و مراحل کارشناسی پروژه هایی که برای مناطق آسیب دیده از زلزله مصوب شده است بطور مکتوب و مستند گزارش و علنی نشده است
سه- ستاد مذکور هرگز ارتباطی نهادمند با نهادهای شهروندی از جمله شورای اسلامی شهر بم و بروات نداشته است
در شماره گذشته (40) به تصمیم گیری از بالا و بر فراز شهروندان توسط مقامات مختلف اشاره شد. در اینجا به برخی جزییات و پیامدهای واقعی این شیوه مدیریت پرداخته می شود
در تمام دنیا دولت مسئول زیر ساخت ها در مناطق شهری و روستایی است و دولت ژاپن توانست پس از سه سال از زلزله کوبه هزارونهصد و نود پنج) تمام آن ها را بازسازی کرده و به حالت عادی درآورد. در کشور ما پس از دو سال در عرصه آب ، برق ، تلفن ، خیابان و کوچه هنور در آغاز راه هستیم و از امکانات محدود ماه های اول پس از زلزله استفاده می کنیم. چرا چنین است؟
هر یک از خدمات مذکور متولی خاص خود را دارند که وظیفه دولت هماهنگ ساختن این مجموعه های پراکنده در برنامه و اجرا است. به عنوان مثال ، ظاهراً برای شهر بم کانال مشترک تأسیسات شهری به تصویب رسیده است اما در دو سال گذشته اقدام عملی برای اجرایی شدن آن به عمل نیامده است. در نتیجه وضعیت سیم کشی اسکان های موقت از ماه های اول پس از زلزله بدون تغییر و اصلاح مانده است و پیامد آن اتصالی های مکرر و آتش سوزی های حاصل آن است که وجود اسکان های موقت به شدت قابل اشتعال به خطر موجود می افزاید و نمونه آن آتش سوزی در « مهد شادی » است که گزارش آن را در این شماره می خوانید یا آتش سوزی از نوع دیگر که دو کودک در آن جان باختند
***
چرا ستاد مذکور به بازسازی زیر ساخت ها توجه کافی نداشته و ندارد. در ادامه کوشش می شود که مشکلات ساختاری ستاد مذکور بررسی و پیشنهاداتی عملی ارائه شود
نگاهی به ترکیب این ستاد و عملکرد آن پاسخ را آسان می کند: مورد اول این ستاد ظاهراً با شعار توجه به فرهنگ شهروندان ، مشارکت و مقاوم سازی فعالیت می کند اما به دلیل وزن بنیاد مسکن در ستاد مذکور ، علی رغم شعار فوق و دعوت از تعداد بسیار زیادی از مشاوران طراح مسکن ، عملاً تاکنون 40 درصد خانه های شهر بم و 100 درصد خانه های سیزده روستای آسیب دیده از زلزله از الگوی این بنیاد ( ساختمان های پیچ مهره ای 45 تا 85 متری ) انتخاب شده اند. مشکلات این اثرگذاری و الگو سازی بنیاد مسکن: بومی نشدن تکنیک ساخت و مصالح به کار رفته در واحدهای مسکونی و از طرف دیگر اضافه کردن بخش های غیر ایمن توسط شهروندان به آن است ، که پیامد فوری آن استمرار همان الگوهای غیرمقاوم قبل از زلزله خواهد بود. علت این امر آن است که به مقدمات طراحی مسکن متناسب با اقلیم ، مصالح در دسترس ، نیازهای خانوار و امکان توسعه بنا بطور آگاهانه بی توجهی شده است. از این فراتر ستاد مذکور بدون توجه به محدوده آسیب دیده از زلزله (شهرهای بم و بروات و سیزده روستای اطراف آن ها) برای سایر مناطق شهرستان الگوی مذکور را پیاده کرده است و بنا به گزارشی که در این شماره می خوانید برای هر واحد 45 تا 65 متری 90 میلیون ریال صورت حساب نوشته است. بطور روشن مشخص است که در چنین تصمیم گیریهایی منافع شهروندان ساکن در مناطق آسیب دیده از زلزله در نظر گرفته نشده است
مورد دوم ، این ستاد برای طراحی خیابان های اصلی و میدان های شهر از مشاوران شهرسازی دعوت به کار کرده است و آنها مشغول طراحی این خیابان ها و میدان ها شده اند اما یک اصل ابتدایی از منظر شهروندان فراموش شده است و آن اینکه یک شهر قبل از هر چیز مجموعه ای از خیابان های غیراصلی و کوچه ها است که شهروندان به ویژه کودکان بخش بزرگی از وقت خود را در آن ها می گذرانند
تقلیل مفهوم بازسازی به « واحدهای مسکونی » و « خیابان ها و میدان های اصلی» سبب شده است که نه مسئله آواربرداری کامل در شهر مورد توجه ستاد مذکور قرار گیرد و نه احیاء خیابان ها و کوچه ها ، در نتیجه برای آن ها بودجه و برنامه ای هم وجود ندارد. بنابراین شهروندان به درستی گله مند و خشمگین از زندگی در میان آوار و خاک و گرد و غبار هستند و اتفاقی نیست که بیماری سالک رشدی تصاعدی در میان شهروندان و بویژه کودکان در مناطق آسیب دیده از زلزله دارد
برخی مسئولین می گویند ، تا پایان خانه سازی در بم امکان آواربرداری کامل ، تعریض کوچه ها و آسفالت آن ها وجود ندارد. این امر به معنی رسمیت بخشیدن و تداوم دادن به رنج شهروندان تا آینده ای چند ساله است. بی دلیل نیست که در گزارشات دانش آموزان ، آرزوی یک کوچه صاف و یک خیابان آسفالت در محله شان به شکل آرزو درآمده است
کوتاه سخن اینکه تجربه دو سال گذشته نشان داده است ، شیوه برنامه ریزی تهران نشینان برای مناطق آسیب دیده از زلزله در بم ، پیامدی غیر از صرف هزینه های کلان به قیمت عدم رضایت رو به افزایش شهروندان ندارد. به درجه ای که شهروندان ، کوچه به کوچه ، محله به محله در امر برنامه ریزی ، اجرا ، مدیریت ، ارزیابی و تقسیم منابع به رسمیت شناخته شوند. امر بازسازی با افزایش رضایت و آرامش شهروندان و با سرعت مناسب تر پیش خواهد رفت
وظیفه اصلی ستاد راهبری ، در حقیقت هماهنگ ساختن فعالیت های دستگاه های ناهماهنگی است که به نوبت در طول پنجاه سال اخیر مشغول کندن و صاف کردن خیابان ها و کوچه های شهرهای ایران بوده اند
این امر امکان پذیر نخواهد بود مگر آنکه این چند پیشنهاد مورد توجه مقامات و شهروندان قرار بگیرد
یک- تمام مصوبات ستاد راهبری و بودجه های تخصیص یافته در یک جلد کتاب چاپ و منتشر شود و در دسترس شهروندان و علاقه مندان قرار گیرد
دو- ستاد مذکور ترمیم شود و نمایندگان شوراهای اسلامی شهر بم و بروات در آن عضویت یابند
سه- جلسات ستاد مذکور در شهر بم برگزار شود و حضور ناظران و شهروندان در آن ها به عنوان مشاهده گر آزاد باشد
چهار- برای حضور نهادمند شهروندان در مناطق آسیب دیده از همه ساز و کارهای موجود استفاده شود
در این عرصه شاید بهترین گزینه های انجمن های شواریاری است که با مصوبه کارگروه اجتماعی استان کرمان (شماره 6332/22 تاریخ 31/2/83) بطور آزمایشی و محدود در چند محله شهر بم و بروات اجرا شد و اخیراً در شورای عالی استان ها به تصویب رسید (روزنامه اطلاعات ، 18/10/84 :4)
مشارکت نهادمند شهروندان می تواند به درجه ای از ناخشنودی فزاینده شهروندانی که بیش از دو سال عملاً شاهد تصمیمات پرهزینه ، کم بازده و غیرمنطقی و بر فراز سرشان بوده است بکاهد و امر بازسازی را سرعت بخشد

به نقل از خبرنامه شهروندان و مشارکت ، شماره 41


در نشست خبری اعضای انجمن حامی بم با خبرنگاران عنوان شد
کندی روند بازسازی بم
هزینه های زیادی بر مردم این شهر تحمیل کرده است


تعدادی از اعضای انجمن حامی شهرستان بم در جمع خبرنگاران حاضر شدند تا مسائل موجود در روند بازسازی این شهر را از دیدگاهی غیردولتی و نظارتی با آنها در میان بگذارند
در این نشست خبری مهندس کامکار مدیر کارگروه عمران این انجمن با انتقاد از کند شدن روند بازسازی بم گفت: هزینه های این کندی حرکت را مردم بم می پردازند
وی تصریح کرد: قیمت تمام شده هر مترمربع ساختمان در سال 83 در شهر بم حدود 140 هزار تومان بود که تورم موجود باعث شده است قیمت تمام شده به متری 200 هزار تومان برسد که افزایش 35 درصدی قیمت فولاد و آهن نیز بر این موضوع اثر گذاشته است
کامکار در ادامه با اشاره به آمار رسمی ستاد بازسازی بم در مورد صدور پروانه های ساختمانی گفت: تاکنون 21119 پروانه ساختمانی در بم صادر شده است که 5297 مورد آن به پایان رسیده که البته ما معتقدیم از این تعداد کمتر است و اگر این آمار صحت داشته باشد تا پایان 85 بازسازی کامل شهر بم برخلاف وعده های داده شده عملی نخواهد شد
وی در مورد واحدهای تجاری نیز گفت: تنها 27 واحد تجاری از حدود 5 هزار واحد تجاری به طور کامل ساخته شده است که آمار جالب توجهی نیست
او همچنین اظهار داشت : در حالی که قرار بود بازسازی روستاهای زلزله زده بم تا پایان سال 84 به اتمام برسد تاکنون تنها 54 درصد این روند طی شده است
وی تأکید کرد: نگران این هستیم که بگویند بازسازی بم تمام شده است اما این اتفاق نیفتاده باشد. این عضو انجمن حامی بم در ادامه گفت: سیستم نظارت بر استحکام ساختمان نیز به خوبی عمل نمی کند و بخشی از ناظرین ساخت و سازها خودشان در بم پیمانکارند که باعث ایجاد و اختلاط کاری ، کندی کار و سوار شدن هزینه های اضافی بر مردم بم شده است
مهندس کامکار پیشنهاد کرد: سقف وام اعطایی برای بازسازی به مردم بم حداقل 5 میلیون تومان افزایش یابد ، دوره تنفس وام های پرداختی قیلی تمدید شود ، رئیس جمهور وقت بیشتری صرف بازدید از مناطق مرکزی شهر بم بکند و نیروی کار فعال و فناور برای تداوم بهتر روند بازسازی به شهر بم جذب شود
در ادامه این جلسه خبری ، مهندس جزینی زاده ، مدیر کار گروه کشاورزی و محیط زیست انجمن حامی گفت: بعد از هر زلزله مخرب ، مدیریت بحران وظیفه ای مهم در جمع آوری به موقع نخاله های ساختمانی دارد که متأسفانه این مورد در بم به طور کامل انجام نشده است
وی تصریح کرد: اکثر نخاله های ساختمانی روی سفره های آب زیرزمینی تخلیه شده و تخلیه این نخاله ها در نزدیکی مناطق مسکونی ضمن بر هم زدن چشم اندازها مشکلات بهداشتی به وجود آورده است. علاوه بر این تخلیه این نخاله ها در مسیر بادهای غالب شهر بم ، هزینه های بهداشتی زیادی بر مردم تحمیل کرده است
مدیر کل سابق محیط زیست استان کرمان در ادامه گفت: حدود 227 واحد صنعتی ، تولیدی و خدماتی روی سفره آب شرب بم ساخته شده است که روزانه 6900 لیتر فاضلاب را وارد آبهای زیر زمینی منطقه می کند
مهندس جزینی زاده با اشاره به اینکه در بسیاری واحدهای ساخته شده حتی «سپتیک تانک» نیز وجود ندارد گفت: یکی از زیر ساخت های اصلی ، حفظ سلامت مردم است و یکی از خواسته های عمده مردم بم این است که سیستم فاضلاب بم اجرا شود اما تاکنون این اتفاق نیفتاده است
وی تأکید کرد: ذرات معلق در برخی مناطق بم بسیار بیش از حد استاندارد است که باعث افزایش بیماریهای تنفسی شده است و باید خاکروبی و جمع آوری نخاله های ساختمانی در بم به نحوه بهتری انجام شود
در ادامه جلسه دکتر نیکیان یکی از متخصصان بهداشتی انجمن حامی نیز گفت: هنوز هزاران تن آوار در شهر بم وجود دارد و اگر مردم خودشان مشارکت کنند ، در امر تخلیه نخاله ها و رسیدن به وضعیت مطلوب بهداشتی موفق تر خواهیم بود
به گزارش ایسنا منطقه کویر ، وی با اشاره به اینکه آب سالم آشامیدنی در شهرها و روستاهای بم باید تأمین شود گفت: به دلیل عدم اتمام روند بازسازی بایستی در شهر و روستاهای زلزله زده حمام و توالت بهداشتی ایجاد شود ، زباله ها به صورت منظم جمع آوری شود و بر بهداشت مواد غذایی خصوصاً در تابستان نظارت ویژه شود
وی همچنین افزود: مبارزه جدی تر با بیماری سالک و دفع حشرات موذی باید در دستور کار قرار گیرد و بیماری های روانی و اعتیاد خصوصاً در میان جوانان بمی کنترل شود که روند نگران کننده ای یافته است
در ادامه ، سرهنگ افشار مسئول کارگروه امنیت انجمن حامی بم گفت: برای ایجاد امنیت روانی برای شهروندان بمی باید ابتدا امنیت فیزیکی ایجاد کرد و تا زمانی که شهر به طور کامل بازسازی نشود و حدود آن مشخص شود این امنیت حاصل نمی شود.
وی افزود: علاوه بر آن باید برای شهروندان ، شغل و درآمد ایجاد شود تا کارهای خلاف کاهش یابد ضمن این که نیروی انتظامی نیز باید در مناطق مختلف حضور پررنگی داشته باشد
مهندس مهرزاد عضو دیگراین انجمن از قول یکی از نمایندگان استان کرمان در مجلس گفت: تاکنون به ازاء هر خانواده بمی 50 میلیون تومان اعتبار به بم آمده است
وی افزود: اگر از این پول 30 میلیون تومان به هر خانواده بمی می دادند و 20 میلیون تومان نیز خرج زیر ساختها می شد ، اکنون شهر از نظر بازسازی کامل شده بود
او تأکید کرد: مسئولان کشور باید دراین زمینه پاسخ شفاف بدهند تا دیوارهای بی اعتمادی بلندتر نشود
مهندس بهزادپور نیز در این نشست گفت: اعتبار مصوب برای حصارکشی ها 80 میلیارد تومان بوده است که 3 میلیارد تومان هزینه شده است و 6 میلیارد تومان نیز در حال هزینه شدن است و تنها 15 درصد حصارکشی ها انجام شده است که بایستی باقی اعتبارات برای حصارکشی هر چه زودتر هزینه شود
وی افزود: ایجاد صنایع جنبی و تنظیم بازار فروش خرما برای کوتاه شدن دست دلالان نیز از نیازهای فعلی مردم بم است ، این عضو انجمن حامی افزود: یکی از درخواستهای ما با ایجاد دانشکده خرما در شهر بم حداقل تا سطح کاردانی است که با انجام این کار وضعیت تولید خرما در بم بهبود اساسی خواهد یافت
همچنین مهندس مهرنام یکی دیگر از اعضای انجمن حامی بم گفت: این انجمن خواستار ارتقاء فرمانداری بم به دلیل نیازها و قابلیت های ویژه بم است که این طرح جزء طرح های مصوب دولت قبلی نیز هست که تاکنون اجرا نشده است
وی افزود: ساخت اتوبان بم – کرمان نیز اهمیت خاصی دارد که تاکنون در مورد آن اقدام خاصی نشده است ، ضمن اینکه به لزوم گازرسانی به شهر در حال باز سازی بم نیز باید توجه شود
گفتنی است نادری مسئول روابط عمومی انجمن حامی بم اعلام کرد انجمن حامی آمادگی دارد تا در شهر بم برای تشریح دیدگاههای انجمن ذکر شده در مورد بازسازی بم میزبان خبرنگاران باشد
به نقل از فردوس کویر ، 85/2/23

شهروندان و مشارکت
خبرنامه دفتر هماهنگی اجتماعات محلی شهرستان بم
با مسئولیت دکتر سیامک زند رضوی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
آدرس: بم، میدان امام، داخل محوطه شهرداری، روبروی ساختمان اصلی
شماره های تماس
م09133414615(سیامک زندرضوی) 09133975401(رحمت اله دریجانی
صفحه مدیر مسئول در اینترنت

0 Comments:

Post a Comment

<< Home