Friday, April 14, 2006

NEWS LETTER OF BAM 46


بنی آدم اعضای یکدیگرند
شماره 46 ، چهارشنبه 23 فروردین ماه 1385
در این شماره می خوانید
صدای معلولین
بم در آئینه خبرگزاری
به جای ترحم بهتر است
و
.
.
.
سر مقاله

زلزله بم و زلزله بروجرد و دورود، درسی که آموخته شد و درس هایی که هنوز باقیمانده است
روزهای پنج شنبه و جمعه 10 و 11 فروردین 1385، مجموعه ای از زمین لرزه ها به ترتیب به بزرگی 5/5 و پنج و یک دهم و6 و 7/4 ریشتر شهرستانهای بروجرد و دورود را در استان لرستان لرزاند. و در مجموع 70 نفر جان باختند، 1300 نفر مجروح شدند و 43 هزار واحد مسکونی در مناطق روستایی و شهری دشت سیلاخور از 30 تا 100 درصد تخریب شدند. این دشت 472 هزار نفر جمعیت دارد و در اثر زلزله 200 هزار نفر در آن سرپناه خود را از دست داده اند که به تخمین یونیسف 41 هزرا نفر آن کودک هستند. از منظر جامعه شناسی انتقادی رئیس هلال احمر کشور در 19/1/85 در مصاحبه با ایرنا غیرمستقیم و شاید ناخواسته اولین و تنها درس گرفته شده از فاجعه بم را توضیح می دهد
»خوشبختانه در زمان وقوع حادثه اصلی، به علت وقوع زمین لرزه های سبکتر که پیش از آن اتفاق افتاده بود و با هوشیاری مسئولان استان تمامی خانه ها از سکنه خالی شد و... اگر منازل مسکونی در این استان تخلیه نمی شد شاید خسارت وارد شده، بیش از خسارت فاجعه بم بود
و در ادامه توضیح می دهد: » که به معنی اولین درس گرفته نشده است
...نوعی ناهماهنگی میان عملکرد دستگاههای مختلف در ساعات اولیه وقوع حادثه ایجاد شده بود که به علت گستردگی منطقه آسیب دیده طبیعی به نظر می رسد
دومین درس گرفته نشده: در مصاحبه یکی از زنان وستایی با خبرنگار ایرنا آشکار می شود: تنها چادر کافی نیست، هوا سرد است. وسایل گرم کننده و لباس گرم لازم است، سرویس های بهداشتی و حمام لازم است، درخواست هایی که توسط نماینده یونیسف در بازدید از منطقه تأکید می شود که می گوید کودکان نیاز به لباس گرم دارند
ایرنا، 20/1/85
سومین درس گرفته نشده را در سخنان رئیس کمیسیون عمران مجلس در نشست ستاد بحران در فرمانداری بروجرد می توان جستجو کرد که به مدیریت ناقص اطلاعات، سازمان دهی نامناسب اسکان موقت و تأمین مایحتاج اولیه اشاره کرده است و افزوده است دولت باید بپذیرد که در بحث مدیریت بحران ضعف دارد و اگر زلزله شدیدی در یکی از شهرهای بزرگ کشور رخ دهد فاجعه جبران ناپذیری به وجود خواهد آمد
ایرنا، 18/1/85
چهارمین درس گرفته نشده را در سخنان وزیر کشور در خرم آباد می توان نشان داد آنجا که گفته است: دولت قصد دارد تا قبل از شروع فصل سرما (یعنی تا شش ماه دیگر) در لرستان اسکان دائم حادثه دیدگان به اتمام برسد
ایرانا، 17/1/85
این سخنان با سخنان رئیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی هماهنگ است که گفته است: 30 هزار واحد مسکونی روستایی و 10 هزار واحد مسکونی شهری آسیب دیده است و اسکان موقت حذف (مستقیماً) اسکان دائم ساخته می شود
به راحتی قابل اثبات است که در سه درس گرفته نشده مستقیماً مقامات دولت در سطوح گوناگون مسئولیت دارند
وزارت کشور که از حضور شهروندان در قالب اجتماعات محله ای استقبال نمی کند و ساز و کارهای عملی آن را فراهم نمی آورد.
هلال احمر کشور که در عمل به مشارکت شهروندان در امر امداد و نجات تنها پس از وقوع حوادث طبیعی توجه دارد و ساز و کارهای مشارکت واقعی آنان را در فرایند برنامه ریزی، اجرا، مدیریت، تقسیم منابع و ارزشیابی را در آموزش های خود قبل از وقوع حوادث نمی گنجاند این در حالی است که سازمان صلیب سرخ جهانی اسناد مکتوب (سی.بی.دی.ام) (مدیریت بحران مبتنی بر توانایی اجتماعات محلی) را در اختیار همه اعضاء قرار داده است و برای کارشناسان همه کشورها از جمله ایران کارگاه های آموزشی در این زمینه برگزار کرده است
شهرداری ها که مستقیماً با امور شهروندان سر و کار دارند. امر تواناسازی شهروندان متشکل در واحدهای محله ای را در دستور خود ندارند و تا آنجا که می دانم تنها شهرداری شهر کرمان است که اخیراً واحدی برای آموزش مدیریت بحران ناشی از حوادث طبیعی به منظور آماده سازی شهروندان راه اندازی کرده است. اما تکلیف تنها درس گرفته چیست؟ افتخار آن به چه کسانی تعلق دارد
چنانکه اشاره شد رئیس هلال احمر آن را حاصل »هوشیاری مسئولان استان لرستان« می داند. در حقیقت این هوشیاری به قیمت جان 30 تا 40 هزار انسان بی گناه، از دست رفتن پدر و مادر بیش از 5000 کودک و زمینگیر شدن بیش از 260 انسان در بم به دست آمده است که در این شماره رنج نامه های آنها را در جزییات می خوانید. آیا این هوشیاری با توجه به تجربیات جهانی آسان تر به دست نمی آمد؟
اصلاح و پوزش

در صفحه 6 خبرنامه شماره 45 در نقل گفته های فرماندار محترم شهرستان بم اشتباهی رخ داده است که بدینوسیله اصلاح می شود . اصل عبارت به قرار زیر بوده است
جوابی که خبرنگاران از زبان فرماندار شهرستان بم شنیدند این بود که حتماً مسئولین با نظر کارشناسان این امر را به صلاح دانسته اند
مدیر مسئول خبرنامه
وضعیت مناطق زلزله زده لرستان
منوچهر تمری
خبرگزاری جمهوری اسلامی
‪۸۵/۰۱/۲۰
يك هفته پيش بود كه طبيعت لرستان طعم بهار را نجشيده، پاييزي شد و گرمي و سبزي بهار از راه نرسيده با غمزه طبيعت در يورش حزن پاييزي گوشه انزوا برگزيد
ميدان نواب نخستين نقطه ارتباط ما با بروجرد و بروجرديها بود كه در نگاه نخست با توجه به خيمه‌هاي افراشته شده در ميدان و اطراف آن، صحنه مسافران نوروزي را در ذهن بيننده تداعي مي‌كند
پس از ميدان نواب، ميدان كربلا، پارك سماور و پارك معلم و هر نقطه زمين خالي شهر بروجرد و حتي پياده رو و كنار خيابانها و بلوارها بر صحت اين ادعا مهر اثبات مي‌زند
جاي جاي شهر بروجرد مملو از چادر بود، چادر، نه به آن مفهوم رايج كه هر خانواري با هر آنچه كه در اختيار داشت و بدست آورده بود سرپناهي لرزان و متزلزل ساخته بود تا اعضاي خانواده را از خشم احتمالي مجدد طبيعت در امان بدارد
چون در باور بروجرديها تحمل شلاق بارانهاي سيل آسا و سرما و اسكان بر زمين خيس و گل‌آلود راحت تر از تحمل سنگيني سقف خانه و آوار است و به همين جهت تحمل زجر شبانه بهتر است تا مرگ در خواب و يا زيست توام با هراس
آنهايي هم كه خانه و كاشانه شان در زمين لرزه‌هاي اخير آسيب نديده و مقاومت نشان داده نيز با برپايي الونكي از پارچه و نايلون، سرپناهي در كنار در ورودي منزل بپا كرده است
اينها با استفاده از برق منزل وضعيت بسيار مطلوبتري نسبت به افرادي دارند كه زلزله بي‌سرپناهشان كرده است، چون اين افراد ناگزير به بهره‌گيري از سوسوي روشنايي ميادين يا بلوار خيابانها هستند
برخي از اين افراد با استفاده از سامانه روشنايي خودرو شخصي و با يك رشته سيم، توانسته‌اند اندك روشنايي به زن و بچه‌هاي هراسان خود هديه كنند ولي در مقابل سرما بجز شرمندگي چيزي برايشان نمي‌ماند
در بروجرد امروز خودروهاي شخصي اگر تا ديروز يك ابزار تشريفاتي و رفاهي و حتي وسيله درآمد بود، امروز به استراحتگاه و خوابگاه مردم تبديل شده، در اين شهر خودرويي را نمي‌توان يافت كه يك يا چند نفر درونش شب را چشم براه نور و روشنايي به انتظار ننشسته باشند، گويي آفتاب مانعي در برابر وقوع زلزله است
پس از گذشت پنج روز، هنوز آمار موثق و منسجمي از ميزان تخريب، نيازها و امكانات توزيع شده بين آسيب ديدگان از زلزله وجود ندارد و بنظر مي‌رسد كه سامان منسجمي نيز براي توزيع كمكها وجود ندارد و اين مسئله بر نارضايتي مردم افزوده است
روستاييان در ديدار با فرماندار از ناامني و غارت كمكهاي ارسال شده به مناطق آسيب ديده و توزيع نامناسب و غير عادلانه شكايت داشتند در حالي كه تورهاي بازرسي نيروهاي بسيجي و انتظامي نشان از تلاش مسوولان براي جلوگيري از سوء‌استفاده فرصت طلبان خبر مي‌دهد
براي بازديد از مناطق روستايي زلزله زده شهرستان بروجرد راهي منطقه‌اي موسوم به »دشت سيلاخور« شديم كه مركز زلزله اخير استان لرستان محسوب مي‌شود
دشت سيلاخور در درون خود دو شهر مهم بروجرد و دورود را با مجموع چهار بخش، ‪ ۱۲دهستان و۳۵۱ روستا جاي داده كه ‪ ۲۸روستاي آن خالي از سكنه است و 473 هزار نفر جمعیت دارد
بارشهاي سنگين روزهاي اخير آنچه را كه تاكنون از زلزله در امان مانده به نابودي مي‌كشاند و كشاورز اين دشت مظلومانه در كنار ويرانه‌هاي آنچه تا ديروز سرپناهش بود، مظلومانه نظاره‌گر نابودي محصولات زراعي است
در اين منطقه دامها هم سرپناه ندارند و در زير باران و سرما گرسنگي را تحمل مي‌كنند
روستاييان كه دارايي آنها در چند هكتار زمين زراعي آب گرفته و چند راس دام خلاصه مي‌شود، لحاف و فرشهاي خود را پوشش دامها كرده‌اند تا حداقل اين سرمايه‌هاي ناچيز را براي آينده مجهولشان حفظ كنند
از روستاهاي تخريب شده دشت سيلاخور شهرستان دورود تا بروجرد همه صحبتها و درددلها يكي است، همه روستاييان از روند كمك رساني و نحوه توزيع اين كمكها ناراضي هستند و همه بدون استثنا از
شوراهاي اسلامي كه مسووليت توزيع كمكها را به عهده گرفته‌اند گله‌مند
» درب آستانه« يكي از روستاهاي تابعه بروجرد در اين دشت واقع شده و گفته مي‌شود كه ‪ ۳۵ نفر از ‪ ۶۳ قرباني زلزله لرستان مربوط به همين روستا مي- باشد
»فردين موسيوند«يكي از زلزله زدگان اين منطقه كه خود را دانشجوي سال سوم رشته مهندسي عمران معرفي مي‌كند،مي‌افزايد:متاسفانه دامهاي اين روستا كه زندگي اغلب مردم به آن بستگي دارد هم‌اكنون بدون سرپناه و آذوقه با مرگ دست و پنجه نرم مي‌كنند
موسیوند گفت:تاكنون حمام صحرايي براي اين روستا (حيدرآباد) نصب نكرده‌اند و تنها يك باب سرويس بهداشتي (توالت صحرايي) قرار داده‌اند كه جوابگوي نياز مردم نيست
موسيوند افزود:به‌هم ريختگي‌ها موجب غيربهداشتي شدن محيط زندگي مردم شده و از طرفي اجساد دامهاي باقي مانده در زير آوار موجب آلودگي محيط و آب شرب روستا گرديده است


گزارشی از یونیسف درباره زلزله لرستان
خبرگزاری جمهوری اسلامی ، 20/1/85

صندوق كودكان سازمان ملل (يونيسف) اعلام كرد، اين سازمان بيشتراز پنج هزار ژاكت زمستاني براي كودكاني كه تحت تاثير زلزله اخير لرستان قرار گرفته‌اند ، تهيه مي‌كند كه بخشي از آن را به منطقه ارسال كرده است
به گزارش روز يكشنبه يونيسف ، حدود هزار دست از اين ژاكت‌ها تاكنون در منطقه بروجرد توزيع شده و مابقي ژاكت‌ها به همراه كفش و لباس، لباس هاي كودكان خردسال، لباسهاي زير و وسايل گرم در طول روزهاي آينده توزيع خواهند شد
براساس اين گزارش، اين تجهيزات كه بخشي از آنها از بم اختصاص داده شده‌اند، به كودكان و خانواده‌هاي آنان كمك مي‌كند تا بتوانند بر شرايط سخت آب و هوايي منطقه كه كوهستاني است غلبه كنند
اين گزارش مي‌افزايد، طبق ارزيابي‌ها هم‌اكنون ‪ هزار نفر از جمله ‪۴۱ 200هزار كودك در مناطق زلزله زده به سر مي‌برند كه در طول چند روز گذشته به خصوص با بارش باران شديد در منطقه ، شرايط سختي را پشت سرگذاشته‌اند
رييس دفتر يونيسف در ايران در اين‌باره گفت : كودكان در طول شب در چادرهاي خود از سرما مي‌لرزند
»كريستين سالازار والكسن« كه هفته گذشته به منطقه سفر كرده، افزود: با توجه به اين موضوع كه دسترسي به لباس گرم وجود ندارد ، تصميم گرفتيم تعدادي ژاكت ضخميم زمستاني تهيه كرده تا كودكان را گرم نگه دارد
نياز به لباس گرم از سوي تيم ارزيابي بخش‌هاي آموزش و حمايت از كودك يونيسف و يك نماينده يونسكو نيز مورد تاييد قرار گرفته است
دست اندركاران يونيسف ، طي روزهاي گذشته از منطقه بازديد و خرابي ها را نيز بررسي كردند
گزارش‌هاي اوليه نشان مي‌دهد، كه خرابي‌هاي زلزله مهدكودك ها، مدارس و ساير نهادها را نيز در بر مي‌گيرد
يونيسف با در نظر گرفتن تعهد خود براي توجه به تاثيرات روحي - رواني زلزله و اثرات بعدي آن بر كودكان و خانواده‌هاي آنان درصدد است تا نشست­هاي آموزشي براي كاركنان روستا مهدها ، معلم‌ها و مشاوران و مددكاري اجتماعي ، معلمان و والدين برگزار كند
به دنبال درخواست دولت ، يونيسف همچنين درصدد است تا مواد آموزشي و تدريسي و تفريحي كه شامل مدرسه در يك جعبه ، تخته سياه و تخته سفيد و تجهيزات ورزشي مي‌شود به منطقه بفرستد
يونيسف همكاري نزديكي با جمعيت هلال احمر منطقه و سازمان بهزيستي دارد كه در زلزله لرستان هر دو به سرعت وارد عمل شدند
پدیده های نگران کننده

زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: وضعیت جسمانی ام ، اینکه در زلزله یکی از پاهایم را از دست داده ام
*
زن ، 40 ساله ، فوت همسر در زلزله ، بیسواد ، خانه دار: مشکل مسکن
*
زن ، 37 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : آینده ی بچه هایم ، زلزله های پی در پی
*
زن ، 28 ساله ، همسر ترک کرده ، سواد در حد دبیرستان ، خانه دار: بعد از زلزله با قطع نخاع شدن من ، همسرم مرا ترک کرد و تنها فرزندم را هم با خودش برد و به تازگی شنیده ام که ازدواج کرده و این روحیه ی مرا خراب تر می کند
*
زن ، 46 ساله ، فوت همسر در زلزله ، بیسواد ، خانه دار: سرپرست خانواده هستم و هیچ راه درآمدی ندارم فقط مستمری بهزیستی که آن هم جوابگری نیاز فعلی ما نیست در چگونگی بزرگ کردن بچه ها با توجه به ناتوانی خودم درمانده ام و نمی دانم چطور آنها را بزرگ کنم
*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: همسرم می خواهد ازدواج کند من هم نمی توانم خودخواهی کنم و جلوی او را بگیرم ولی آن موقع من تنها می شوم و حتی نمی توانم سرپرستی بچه هایم را به عهده بگیرم برای اینکه من ناتوانم ولی نمی توانم آنها را به شوهرم بدهم چون هنوز بچه هستند و نمی توانند زیردست زنِ پدر ، بزرگ شوند
*
زن ، 41 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: همسرم را در زلزله از دست داده ام و کسی نیست که خرجی ما را بدهد فقط بهزیستی که آن هم خیلی دیر به دیر و کم حقوق می دهد و این برای من و بچه هایم مسئله ی نگران کننده ای است
******

مرد ، 34 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: بیکاری
*
مرد ، 25 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد در حد دبیرستان: افسردگی
*
مرد ، 27 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: گرمای بیش از حد هوا در تابستان که موجب زخم بستر می شود بیماری های عفونی ، بروز سالک به علت عدم وجود وسایل بهداشتی
*
مرد ، 32 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد در حد راهنمایی: افسردگی ، بیماری روحی و روانی
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: نداشتن زمین برای ساخت و ساز
*
مرد ، 16 ساله ، مجرد ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: شیوع بیماری سالک ، خراب بودن آسفالت خیابان ها و ایجاد مشکل برای عبور و مرور با ویلچر
*
مرد ، 45 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: بیکاری ، معلولیت ، چگونگی تأمین معاش خانواده ، بیماری
سالک
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: با شروع فصل گرما ایجاد زخم بستر ، عفونت ادراری ، شیوع سالک به علت کمبود وسایل بهداشتی و نداشتن فاضلاب مناسب ، در فصل سرما به دلیل نداشتن حمام مناسب و امکانات با بیماری های مختلفی همچون سرماخوردگی و عفونت و ... وزش بادهای موسمی و ایجاد گرد و خاک مشکلات بسیاری را در پی دارد
*
مرد ، 23 ساله ، مجرد ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: بیکاری ، شیوع بیماری سالک
*
مرد ، 29 ساله ، فوت همسر در زلزله ، فوق دیپلم ، معلم و عضو انجمن معلولین ضایعه نخاعی : پدیده ی نگران کننده ای وجود ندارد
*
مرد ، 36 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: بیکاری
*
مرد ، 42 ساله ، متأهل ، بیسواد : از اینکه روی ویلچر باشم احساس می کنم نابود شده ام
*
مرد ، 28 ساله ، مجرد ، بیسواد ، بیکار: نداشتن پدر و مادر و خواهر و برادر
*
مرد ، 56 ساله ، متأهل ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، بیکار: من مرد خانه هستم و باید تأمین معاش زندگی بر عهده ی من باشد اما با شرایط فعلی (ضایعه نخاعی ) بیکار هستم و بهزیستی هم خیلی کوتاهی می کند و حق خودمان را به موقع نمی دهد
*
مرد ، 24 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: به وضعیت معلولین درست رسیدگی نمی شود من می توانم خودم را با شرایط وفق دهم اما وقتی مسئولین کوتاهی می کنند خیلی ناراحت می شوم
*
مرد ، 28 ساله ، مجرد ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: هیچ چیز ندارم و همه چیز برایم سخت است و حوصله ی انجام هیچ کاری را ندارم
*
مرد ، 22 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: آلودگی صوتی ، مشکل مسکن

پدیده های ناامیدکننده

زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: من به پدر و مادر همسرم خیلی وابسته بودم و وقتی جای خالی آنها را می بینم احساس ناامیدی می کنم.
زن ، 40 ساله ، فوت همسر در زلزله بیسواد ، خانه دار: اینکه کسی را ندارم
*
زن ، 37 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : از دست دادن خانواده و بی یاور شدن ، وضعیت بد اقتصادی
زن ، 28 ساله ، همسر ترک کرده ، سواد در حد دبیرستان ، خانه دار: نمی توانم از چیزی ناامید باشم امیدوارم که روزی همسرم برگردد و به امید آن روز زنده ام
*
زن ، 46 ساله ، فوت همسر در زلزله ، بیسواد ، خانه دار: همین که روی ویلچر هستم آینده را برایم تیره و تار کرده است حتی امیدی به بزرگ کردن فرزندانم هم ندارم
*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: شاید هنوز ناامید نشده ام اما با شرایطی که در حال بوجود آمدن است جای بسی ناامیدی است
*
زن ، 41 ساله ، فوت همسر در زلزله سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: هنوز از چیزی ناامید نشده ام مگر اینکه از همه جا دست رد به سینه ام بزنند

******
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: این روزها همه چیز مرا ناامید می کند مثل ساخت و ساز که انجام نشده و زلزله های اخیر
*
مرد ، 25 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد در حد دبیرستان: درد و رنجی که از مریضی و ضایعه نخاعی بودن خود دارم
*
مرد ، 27 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: عدم توجه کافی به بیماران ضایعه نخاعی ، عدم باور شخصیت اجتماعی آنها ، نگاه ترحم آمیز اطرافیان ، عدم دسترسی به امکانات ، مناسب نبودن محیط و شرایط برای فعالیت اجتماعی
*
مرد ، 32 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد در حد راهنمایی: مرگ همسر و فرزند و برادرم و درد بی کسی
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی، بیکار در جستجوی کار: بیکاری جوانان ، رفتار نامناسب مردم با بیماران ضایعه نخاعی
*
مرد ، 16 ساله ، مجرد ، سواد در حد دبیرستان، بیکار در جستجوی کار: نگاههای ترحم آمیز مردم
*
مرد ، 45 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی بیکار در جستجوی کار: نگاه ترحم آمیز مردم ، نداشتن پزشک خوب ، نداشتن فیزیوتراپ
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی، بیکار در جستجوی کار: نگاههای ترحم آمیز اطرافیان مانع از هر نوع فعالیت مناسب شده و عدم رسیدگی مسئولان به وضعیت بیماران ضایعه نخاعی ، عمل نکردن به وعده های داده شده ، نبودن باور دیگران درباره ی توانایی ها
*
مرد ، 23 ساله ، مجرد ، سواد در حد راهنمایی، بیکار در جستجوی کار: بیکاری
*
مرد ، 29 ساله ، فوت همسر در زلزله ، فوق دیپلم ، معلم و عضو انجمن معلولین ضایعه نخاعی : پدیده ی ناامیدکننده ای وجود ندارد
*
مرد ، 36 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی، بیکار در جستجوی کار: ساخت و ساز زمان می برد و دیر انجام می شود
*
مرد ، 42 ساله ، متأهل ، بیسواد : هیچ پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد ، ناراحت و نگران هستم اما هیچ وقت ناامید نمی شوم
*
مرد ، 28 ساله ، مجرد ، بیسواد ، بیکار: همین معلول بودن خودم یک پدیده ی ناامید کننده است
*
مرد ، 56 ساله ، متأهل ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، بیکار: انسان مؤمن نمی تواند ناامید باشد اما چیزی که هست این است که شرمنده ی خانواده ام هستم
*
مرد ، 24 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: همین که مسئولین کم توجهی می کنند نسبت به ما معلولین این خود واقعاً مسئله ی ناامید کننده ای است که ما را در جامعه نمی پذیرند
*
مرد ، 28 ساله ، مجرد ، سواد در حد راهنمایی، بیکار در جستجوی کار: کسی به من اهمیت نمی دهد ، من مشکل روحی و روانی دارم و احتیاج به محبت دارم
*
مرد ، 22 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی، بیکار در جستجوی کار: ازبیماری خود رنج می برم و افسردگی هم دارم


انتظارات از خانواده

زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: محبت و احترام گذاشتن به یکدیگر
*
زن ، 40 ساله ، فوت همسر در زلزله ، بیسواد ، خانه دار: محبت و احترام به یکدیگر
*
زن ، 37 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : آنها محبتشان را از من دریغ نکرده اند
*
زن ، 28 ساله ، همسر ترک کرده ، سواد در حد دبیرستان ، خانه دار: من خانواده ی پدری ندارم همه را در زلزله از دست داده ام اما انتظار دارم که همسرم برگردد حتی حاضرم با زن دومش زندگی کنم اما می خواهم که همسرم در کنارم باشد
*
زن ، 46 ساله ، فوت همسر در زلزله ، بیسواد ، خانه دار: خانواده فقط فرزندانم هستند می خواهم که شرایط ناتوانی مرا درک کنند و هر روز خواسته ی جدیدی از من نداشته باشند
*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: اگر همسرم می خواهد ازدواج کند مانعی ندارد اما با ازدواج مجددش من را فراموش نکند اینکه من هیچ، فرزندانم را فراموش نکند آنها شیرینی 18 سال زندگی پربار و شیرین ما هستند
*
زن ، 41 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: از بچه هایم می خواهم که هر روز خواسته ی جدیدی از من نکنند من بدون هیچ گونه راه درآمدی نمی توانم هیچ کدام از خواسته هایشان را برآورده کنم
******

مرد ، 34 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: همکاری ، محبت ، احترام
*
مرد ، 25 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد در حد دبیرستان: محبت و همکاری
*
مرد ، 27 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: خانواده تلاش زیادی در بهبود و سلامت روحیه ی من داشته که از آنها کمال تشکر را دارم
*
مرد ، 32 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد در حد راهنمایی: من دیگر خانواده ای ندارم که بخواهم از آنها انتظاری داشته باشم
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: هیچ انتظاری ندارم
*
مرد ، 16 ساله ، مجرد ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: از اعضای خانواده ام نهایت تشکر را دارم
*
مرد ، 45 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: از آنها تشکر می کنم برای من خیلی زحمت می کشند
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: خانواده نهایت تلاش خود را در جهت آرامش و سلامتی ما برمی دارد اما تنها بدون حمایت این کار برای آنها سخت و طاقت فرساست
*
مرد ، 23 ساله ، مجرد ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: انتظار خاصی ندارم
*
مرد ، 29 ساله ، فوت همسر در زلزله ، فوق دیپلم ، معلم و عضو انجمن معلولین ضایعه نخاعی : انتظار خاصی ندارم چون لطف خودشان را از من دریغ نکردند
*
مرد ، 36 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: لطف آنها در حق من زیاد است و هیچ کاری را از من دریغ نکرده اند
*
مرد ، 42 ساله ، متأهل ، بیسواد : هیچ انتظاری ندارم اگر انتظاری داشته باشم برآورده نمی کنند آنها را بزرگ کرده ام برای زندگی خودشان
*
مرد ، 28 ساله ، مجرد ، بیسواد ، بیکار: خانواده ندارم ، همه را در زلزله از دست داده ام
*
مرد ، 56 ساله ، متأهل ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، بیکار: خانواده هر کار که می توانست برای من انجام داده اند از همان روزهای اول هم شرایط فکری و روحی و هم آرامش را برای من فراهم کردند دیگر انتظاری ندارم
*
مرد ، 24 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: خانواده تمام تلاش خود را برای بهبود بخشیدن به روحیه ی من کرده است دیگر انتظاری ندارم
*
مرد ، 28 ساله ، مجرد ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: کمتر از دیگران به من اهمیت ندهند و دوست داشتن به خاطر نداشتن پا نباشد
*
مرد ، 22 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: به من امید به زندگی بدهند و با محبت با من رفتار کنند


انتظارات از خویشاوندان

زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: محبت و احترام
زن ، 40 ساله ، فوت همسر در زلزله ، بیسواد ، خانه دار: به یکدیگر احترام بگذاریم و تا زنده ایم قدر همدیگر را بدانیم
*
زن ، 37 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : انتظاری ندارم
*
زن ، 28 ساله ، همسر ترک کرده ، سواد در حد دبیرستان ، خانه دار: ازاینکه به چشم ترحم به من نگاه می کنند متنفرم حتی چند بار می خواستم با آنها برخورد کنم اما جلوی خودم را گرفتم
*
زن ، 46 ساله ، فوت همسر در زلزله ، بیسواد ، خانه دار: خویشاوندان می دانند من چه مشکل بزرگی دارم می توانند به فرزندانم مثل فرزندان خودشان نگاه کنند اما این کار را نمی کنند
*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: فقط حس عاطفه را فراموش نکنند عاطفه با ترحم فرق می کند هر چند که در حال حاضر من حتی به ترحم هم نیاز دارم
*
زن ، 41 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: کمکی که نمی کنند حداقل در زندگی مان دخالت نکنند و هر روز حرف جدیدی به گوشمان نرسانند
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: همکاری و باهم رفت و آمد داشته باشیم
******
مرد ، 25 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد در حد دبیرستان: به عیادت من بیایند و یک سری به من بزنند که از تنهایی دل آدم می گیرد
*
مرد ، 27 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: دید و بازدید و حتی سر زدن بسیار مختصر هم در روحیه ی ما تأثیر به سزایی دارد
*
مرد ، 32 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد در حد راهنمایی: انتظار خاصی ندارم
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: هیچ انتظاری ندارم
*
مرد ، 16 ساله ، مجرد ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: بیشتر به ما سر بزنند
*
مرد ، 45 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: به ما مانند افراد سالم نگاه کنند
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: به ما سر بزنند و با چشمان ترحم آمیز خود به ما نگاه نکنند
*
مرد ، 23 ساله ، مجرد ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: انتظار خاصی ندارم
*
مرد ، 29 ساله ، فوت همسر در زلزله ، فوق دیپلم ، معلم و عضو انجمن معلولین ضایعه نخاعی : انتظار خاصی ندارم
مرد ، 36 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: با هم بیشتر رفت و آمد داشته باشیم
*
مرد ، 42 ساله ، متأهل ، بیسواد : هیچ انتظاری ندارم بعضی شان گاهی اوقات به من سر می زنند و کمی دلگرم می شوم
*
مرد ، 28 ساله ، مجرد ، بیسواد ، بیکار: نمی شود از آنها انتظاری داشت چرا که فقط به چشم ترحم به من نگاه می کنند و کار مثبتی انجام نمی دهند
*
مرد ، 56 ساله ، متأهل ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، بیکار: در حد توانشان به خانواده ام کمک کنند
*
مرد ، 24 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: با ما رفت و آمد کنند من را در جمع خود قبول کنند و با من مثل بقیه رفتار کنند و به چشمی دیگر به من نگاه نکنند
*
مرد ، 28 ساله ، مجرد ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: هیچ انتظاری ندارم
*
مرد ، 22 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: به من کمک کنند


انتظارات از همسایگان

زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: ما همسایگان با هم خوب هستیم فقط با هم رفت و آمد زیادی نداریم و امیدوارم که با هم بیشتر رفت و آمد داشته باشیم
*
زن ، 40 ساله ، فوت همسر در زلزله ، بیسواد ، خانه دار: همسایگانم خوب هستند و انتظار خاصی از آنها ندارم
*
زن ، 37 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : به همدیگر محبت کنند ، حقوق همدیگر را رعایت کنند
*
زن ، 28 ساله ، همسر ترک کرده ، سواد در حد دبیرستان ، خانه دار: به چشم ترحم به ما نگاه نکنند
*
زن ، 46 ساله ، فوت همسر در زلزله ، بیسواد ، خانه دار: همسایه ها کاری نمی توانند بکنند چند تا همسایه بیشتر نداریم که آنها هم وضعیت مالی خوبی ندارند فقط حس همدردی نسبت به همدیگر داشته باشند
*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: هر روز به من می گویند اجازه نده شوهرت ازدواج کند این بی انصافی است که من او را اسیر خود کنم از همسایه ها می خواهم به جای این دخالتها حس همدردی نسبت به من داشته باشند و من را به زندگی امیدوار کنند نه این که حرفهای ناامیدی بزنند
*
زن ، 41 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: نه به چشم حقارت و نه به چشم ترحم به ما نگاه کنند ما چیزی کمتر از آنها نداریم این مشیت الهی بوده که ما را دچار این معلولیت کرده است
******
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: احترام گذاشتن به یکدیگر
*
مرد ، 25 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد در حد دبیرستان: هیچ انتظاری ندارم
*
مرد ، 27 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: جویا شدن از احوال ما ، برخورد با ما همانند افراد عادی
*
مرد ، 32 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد در حد راهنمایی: انتظار خاصی ندارم
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: هیچ انتظاری ندارم
*
مرد ، 16 ساله ، مجرد ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: مصالح ساختمانی را در کوچه نریزند تا ما به راحتی بتوانیم رفت و آمد کنیم
*
مرد ، 45 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: مصالح ساختمانی را در کوچه نریزند تا مانع رفت و آمد ما نشود
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: از همسایگان کمال تشکر را دارم فقط از آنها می خواهم با توجه به اینکه ما با ویلچر حرکت می کنیم مسیر رفت و آمدمان را با مصالح ساختمانی خود بند نیاورند و وضعیت را برای ما سخت تر نکنند
*
مرد ، 23 ساله ، مجرد ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: حقوق همسایگان را رعایت کنند
*
مرد ، 29 ساله ، فوت همسر در زلزله ، فوق دیپلم ، معلم و عضو انجمن معلولین ضایعه نخاعی : با همدیگر رفت و آمد کنند
*
مرد ، 36 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: حقوق همدیگر را رعایت کنند
*
مرد ، 42 ساله ، متأهل ، بیسواد : وقتی خانواده نتواند انتظار من را برآورده کند پس چه انتظاری می شود از همسایه داشت فقط هیچ وقت به چشم ترحم به من نگاه نکنند
*
مرد ، 28 ساله ، مجرد ، بیسواد ، بیکار: نه تنها همسایه بلکه همه ی مردم بیش از زندگی و کارهای روزمره ی خود نمی شوند و وقتی ندارند که صرف آدم های معلولی مثل من کنند
*
مرد ، 56 ساله ، متأهل ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، بیکار: اگر نمی توانیم مثل آنها زندگی کنیم و دلیلش هم واضح و روشن است از آنها می خواهم هر روز زندگی شان را برای خانواده ام تعریف نکنند و به رخ آنها نکشند
*
مرد ، 24 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: به چشم ترحم به من نگاه نکنند همین ترحم هاست که بیشتر ما معلولین را منزوی می کند
*
مرد ، 28 ساله ، مجرد ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: هیچ انتظاری ندارم
*
مرد ، 22 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: به من کمک کنند


انتظارات از مسئولین
زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: کمک مالی و اینکه به ما کمک کنند و به درد دل مردم بیشتر برسند
*
زن ، 40 ســاله ، فوت همسر در زلزله ، بیسواد ، خانه دار: به فکر مامعلولین و ساخت مسکن برای ما باشند
*
زن ، 37 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : حقوق مردم را رعایت کنند و فکری برای بازپرداخت وام های ساخت و ساز بکنند
*
زن ، 28 ساله ، همسر ترک کرده ، سواد در حد دبیرستان ، خانه دار: من خیلی چیزها آموزش دیده ام و کارهای زیادی را یاد دارم اما راهی برای درآمد ندارم شرایط و امکانات را فراهم کنند تا بتوانیم زندگی مان را تأمین کنیم بهزیستی نمی تواند حق ما را به ما برگرداند و هر روز بهانه ی جدیدی می آورد اینکه بودجه نداریم و یا تعداد شما زیاد شده است
*
زن ، 46 ساله ، فــوت همسر در زلزله ، بیسواد ، خانه دار: مستمری را بیشتر کنند و به فرزندانم کمک کنند تا ادامه تحصیل دهند
*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: اگر همسرم ازدواج کند من دیگر جایی برای زندگی ندارم از مسئولین می خواهم که فکری برای ما بکنند ما تعدادمان کم هم نیست که جایی برای زندگی نداریم
*
زن ، 41 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: مسئولین خودشان باید بدانند که مشکل ما چیست آنهایی که سالم هستند هم مشکلاتی دارند تکلیف ما که دیگر معلوم است

******
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: رسیدگی به وضعیت معلولین
*
مرد ، 25 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد در حد دبیرستان: به فکر ما باشند و مشکلات ما را حل کنند
*
مرد ، 27 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: رسیدگی به حال بیماران ضایعه نخاعی و عمل به وعده هایی که داده می شود و مناسب سازی محیط و رسیدگی به وضعیت حقوق آنها
*
مرد ، 32 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد در حد راهنمایی: به مشکلات و کمبودهای ما رسیدگی کنند و ما را فراموش نکنند
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: به مردم رسیدگی کنند و به افراد ضایعه نخاعی بیشتر بها دهند
*
مرد ، 16 ساله ، مجرد ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: به وعده های خود عمل کنند
*
مرد ، 45 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: پزشک خوب در اختیار ما بگذارند
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: انتظارات زیادی است که متأسفانه به آنها توجهی نمی شود مسئولین اصلاً به ما توجهی ندارند نه یک مرکز بهداشتی نه پزشک نه نظارتی ، هیچ تلاشی در این رابطه نمی کنند نه درآمدی داریم نه بیمارستانی برای ما در نظر گرفته شده ، هر روز یک مشکل داریم که هیچ رسیدگی نمی شود
*
مرد ، 23 ساله ، مجرد ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: به وضعیت خیابان ها رسیدگی شود تا برای رفت و آمد معلولین مشکل ایجاد نشود ، بالا بردن فرهنگ مردم در رابطه با برخورد با معلولین
مرد ، 29 ساله ، فوت همسر در زلزله ، فوق دیپلم ، معلم و عضو انجمن معلولین ضایعه نخاعی : به وضعیت شهر رسیدگی شود
*
مرد ، 36 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: مسئولین که کاری انجام نمی دهند پس توقعی نمی شود از آنها داشت
*
مرد ، 42 ساله ، متأهل ، بیسواد : برای ما یک پزشک خوب بیاورند و ما تحت نظر باشیم ما که نمی توانیم به تهران یا جاهای دیگر برای درمان برویم پس یک پزشک خوب برای ما بیاورند
*
مرد ، 28 ساله ، مجرد ، بیسواد ، بیکار: به وضعیت ما رسیدگی کنند ما به پزشک نیاز داریم به خانه ای امن نیاز داریم
*
مرد ، 56 ساله ، متأهل ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، بیکار: مسئولین فقط به فکر خودشان هستند برای همین اگر همه ی مردم با هم شوند و هر روز و هر لحظه از مسئولین حتی درخواست کوچکی هم داشته باشند باز هم مسئولین جواب نخواهند داد
*
مرد ، 24 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: بیش از دو سال است که انتظاراتمان را به مسئولین می گوییم اما جواب نمی دهند
*
مرد ، 28 ساله ، مجرد ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: ما را فراموش نکنند به یاد داشته باشند برنامه هایی که برای افراد سالم می گذارند ما را هم مانند دیگران در نظر بگیرند در مراجعه به فرمانداری و بانک و سایر مؤسسات ما را در اولویت قرار دهند ، مستمری که بهزیستی به معلولان می دهد کم است همین اندک مستمری را هر ماه نمی دهند
*
مرد ، 22 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: به مشکلات ما رسیدگی کنند من خانه ندارم و داخل چادر زندگی می کنم


کارهایی که در طی دو سال گذشته باید انجام می شد ولی انجام نشده
زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: ساخت و ساز خانه های معلولین باید در اولویت قرار می گرفت
*
زن ، 40 ساله ، فوت همسر در زلزله ، بیسواد ، خانه دار: مشکل ساخت و ساز
*
زن ، 37 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : باید تا به حال بم ساخته می شد و شهرداری به کارهای مردم بهتر رسیدگی می کرد
*
زن ، 28 ساله ، همسر ترک کرده ، سواد در حد دبیرستان ، خانه دار: ایجاد اشتغال برای معلولین ، مسئولین نتوانستند ما را باور کنند ، همین طور که من علاوه بر شکست معلولیت ، شکستی بدتر دیده ام اما هر دو را باور کرده ام و می خواهم زندگی کنم اما مسئولین این اجازه را نمی دهند و فضایی مناسب و شرایط کافی را برای ما ایجاد نمی کنند
*
زن ، 46 ساله ، فوت همسر در زلزله ، بیسواد ، خانه دار: آنطور که باید مردم را درک نکردند مثلاً برای معلولین هیچ کاری نشده حتی پزشکی که ما را معاینه کند در بهزیستی نیست و ما باید به شهرستانهای دیگر برویم آن هم با هزینه ی خودمان که تا حالا هیچکدام از معلولین این کار را نکردند برای اینکه هزینه اش خیلی بالاست و قادر به پرداخت آن نیستیم
*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: اداره ها را طوری نساختند که ما معلولین به راحتی وارد آن شویم باید از پله ها بالا برویم آن هم با ویلچر و به تنهایی خیلی سخت است در کل شرایط زندگی در بم برای ما خیلی سخت است
*
زن ، 41 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: مشکلات زنان سرپرست خانواده و آن هم معلول را حل نکرده اند نه به خاطر خودمان می گوییم بلکه به خاطر فرزندانمان است
******
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: ساخت و ساز
*
مرد ، 25 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد در حد دبیرستان: فیزیوتراپ نداریم. از کمر و پاهایمان هم عکس نمی گیرند که ببینیم در چه وضعیتی هستیم
*
مرد ، 27 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: کلینیک پزشکی مخصوص بیماران ضایعه نخاعی ، آوردن پزشکان متخصص جراحی اعصاب ، ساختن ساختمان انجمن ضایعه نخاعی یا حداقل کمک به آنها جهت راه اندازی بهتر ، ساختن محیط های فرهنگی تفریحی ویژه ی این بیماران
*
مرد ، 32 ساله ، فوت همسر در زلزله ، سواد در حد راهنمایی: رسیدگی نکردن به نامه ای که به رهبر داده ام
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: ساخت و ساز ادارات برای رفت و آمد معلولین ، فرهنگ سازی جهت رفتار صحیح با معلولان
*
مرد ، 16 ساله ، مجرد ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: کار خاصی انجام نشده است
*
مرد ، 45 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی، بیکار در جستجوی کار: کاری برای ما انجام نشده است
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی، بیکار در جستجوی کار: اول از همه باید یک متخصص جراحی اعصاب برای رسیدگی و معاینه بیماران می آمد که متأسفانه انجام نشده و اگر هم شده خیلی موردی بوده ما به حمایت برای راه اندازی انجمن ضایعه نخاعی نیاز داریم. باید حداقل هر ماه آزمایش بدهند اما آزمایشگاهی وجود ندارد ، عفونت اداری و کلیوی اکثر معلولان ضایعه نخاعی را آزار می دهد اگر بخواهیم شخصاً به معالجه بپردازیم هزینه­ی زیادی دربردارد و گذشته از این ما از هیچ نوع بیمه ای استفاده نمی کنیم. با وجود داشتن خانواده با مشکلات زیادی روبرو هستیم و قادر به تأمین مخارج زندگی نیستیم یک سالن با مربی برای ورزش و تمرینات ورزشی مناسب است
*
مرد ، 23 ساله ، مجرد ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: ایجاد اشتغال برای معلولین ، ساخت خیابان ها و ادارات به گونه ای که عبور و مرور برای معلولین به راحتی صورت پذیرد
*
مرد ، 29 ساله ، فوت همسر در زلزله ، فوق دیپلم ، معلم و عضو انجمن معلولین ضایعه نخاعی : ساخت و ساز برای معلولین را در اولویت قرار دهند
*
مرد ، 36 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: ساخت و ساز شهر بم می بایست تمام شده باشد ، زمینه ی کار برای جوانان بخصوص افراد ضایعه نخاعی فراهم شود
*
مرد ، 42 ساله ، متأهل ، بیسواد : هیچ کاری انجام نشده و هیچ خبری هم نشده است
*
مرد ، 28 ساله ، مجرد ، بیسواد ، بیکار: فضای شهر را برای معلولین مناسب نساختند برای ورود به هر اداره باید به سختی وارد شد
*
مرد ، 56 ساله ، متأهل ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، بیکار: تنها کاری که انجام شده ساخت و ساز است که آن هم اگر پشتکار مردم نبود این امر هم صورت نمی گرفت
*
مرد ، 24 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: جذب نیروی بومی ،
*
مرد ، 28 ساله ، مجرد ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: قرار ندادن معلولان تحت پوشش بیمه ی خدمات درمانی و مشکل ساخت و ساز
*
مرد ، 22 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: تا به حال هیچ اقدامی برای ساخت و ساز برای من نشده است
چرا عشق نه ، محبت نه ، عاطفه نه
اما ترحم
زلزله ی 5 دی ماه ، غیر از تخریب واحدهای مسکونی و تجاری که داشت باعث تخریب روحی و روانی تعداد زیادی از مردم مصیبت دیده ی این دیار گردیده است. در این میان حدود 216 نفر ضایعه نخاعی شده اند کسانی 40 سال بر روی پای خود می ایستادند و راه می رفتند ، کار می کردند و در جامعه از موقعیت خوبی برخوردار بودند پیش همسر و فرزندان خود اعتبار خوبی داشتند با غرور خاصی در جامعه زندگی می کردند آنقدر توانایی داشتند که کسی به آنها ترحم نکند به یکبار زمین خشم می گیرد و عده ای را به کام مرگ می فرستد و عده ای را هم دچار نقص عضو می کند حمید که تا 40 سالگی روی دو پای خود با بنایی مخارج زندگیش را تأمین می کرده و زندگی خوبی برای خانواده اش مهیا کرده باورش نمی شود که دو پایش را از دست داده است خانواده اش دیگر حمید را نمی خواهند و او در نقاهتگاه زندگی می کند هر روز از خداوند آرزوی مرگ می کند دچار افسردگی شده و از اینکه به یکباره طرد شده و از اینکه روی ویلچر است و مردم با ترحم به او نگاه می کنند زجر می کشد چرا مسئولین با من مانند افراد سالم برخورد نمی کنند و مزایایی که افراد سالم دارند من ندارم پاهایم را از دست داده ام اما زنده ام و دارم نفس می کشم من توقع ندارم که به من ماشین ، خانه و دیگر امکانات را بدهند فقط به یک دکتر متخصص معرفی شوم من مطمئن هستم پاهایم را به دست می آورم این خواهش زیادی نیست
خدیجه زمانی که پاهایش سالم بود دوشادوش همسرش در کوره های آجرپزی کار می کرد و درآمد خوب و زندگی خوبی داشتند حال که ضایعه نخاعی شده و باید روی ویلچر بنشیند همسرش فرزند هفت ساله اش را بر می دارد و می برد. خدیجه مادر ، برادر و خواهرش را در زلزله از دست داده است و کسی را ندارد که از او نگهداری کند فقط منتظر روزی است که فرزندش بیاید و این امید است که او را زنده نگه می دارد گلیم بافی و آرایشگری بلد است و تا حالا 5 گلیم بافته است ولی فروش نرفته اند و از گلیم بافی ناامید شده است می خواهد کامپیوتر یاد بگیرد تا منبع درآمدی داشته باشد
خدیجه می گوید از ترحم مردم حالم به هم می خورد مسئولین چه امکاناتی برای ما آماده کردند ما نه فیزوتراپ داریم نه دکتر خوب ، دنیای ما تیره و تاریک است مسئولین بهزیستی بعد از سیزده ماه ، 150 هزار تومان به ما داده اند مگر ما آدم نیستیم و هیچ نیازی نداریم چرا اینگونه با ما برخورد می کنند واقعاً شما بگویید ما چرا باید هنوز زنده بمانیم

الهام رشیدی فرد ، حلیمه شیهکی



یعقوبی نماینده ی سازمان سوئیسی حمایت از معلولان ضایعه نخاعی
به جای ترحم ، بهتر است کمک کنیم تا بهتر کارشان را یاد بگیرند

از سازمان هایی که ضایعه نخاعی های بم را مورد حمایت قرار داده اند یک سازمان سوئیسی است. یعقوبی نماینده ی این سازمان گفت: این سازمان از خرداد ماه 83 کار خود را با انجمن معلولین ضایعه نخاعی آغاز کرد که ابتدا غذای گرم به عزیزان ضایعه نخاعی و قطع نخاعی می دادیم. در اسفندماه سال 84 به ما اجازه دادند که کلاسهای آموزشی را در زمینه ی کامپیوتر ، زبان انگلیسی و گلیم بافی برای این عزیزان برگزار کنیم
وی در ادامه گفت: 216 نفر تحت پوشش انجمن معلولان ضایع نخاعی هستند که از این تعداد 40 نفر از کلاسهایمان استقبال کردند و این در حالی بود که ما ماشین درب منازل آنها می فرستادیم تا در این کلاسها شرکت کنند و هدف بیرون آوردن این عزیزان از خانه و آشنا کردن با محیط بیرون بود. این کلاسها فعلاً در میدان آزادی برگزار می شود
یعقوبی در خصوص مکانی برای ضایعه نخاعی ها گفت: یک قطعه زمین توسط آقای خراسانی در اختیار انجمن قرار گرفته است تا مرکز اداری و آموزشی و حتی مرکز تجاری ساخته شود و آموزشها در کلاسهای مختلف بر اساس سلیقه های مختلف به افراد آموزش داده شود تا زمانی که روی پای خود بایستند
وی در ادامه متذکر شد: افراد ضایعه نخاعی از نظر روحی خیلی مشکل دارند اینکه تا این سن روی پای خود می ایستادند و اینک این توانایی را ندارند و مردم با ترحم به آنها نگاه می کنند آنها زمانی احساس بودن می کنند که کار کنند ، برخورد با آنها مانند افراد معمولی باشند و اگر کسی می خواهد به آنها ترحم کند بهتر است در کارها به آنها ترحم کنند تا بتوانند به راحتی کارشان را یاد بگیرند و روی پای خود بایستند. همچنین بیشتر این افراد نیاز دارند که مسئولین برای آنها کاری انجام دهند و قولهایی که مسئولین به آنها می دهند عمل شود این افراد از نظر مالی مشکل دارند وباید از آنها حمایت شود
حلیمه شیهکی ، الهام رشیدی فرد

سمیه خداپرست مددکار معلولین ضایعه نخاعی گفت
کمبود بودجه در بهزیستی مشکلات زیادی را ایجاد کرده است

سمیه خداپرست مددکار معلولین ضایعه نخاعی گفت: بم را مثل قبل از زلزله می دانند حتی بودجه اش هم مثل قبل است قبل از زلزله 16 معلول داشته ایم که اکنون به 224 نفر افزایش یافته اما بودجه هیچ تغییری نکرده است
وی در ادامه گفت: به دلیل اینکه مددجویان زیاد هستند و اعتبار بودجه کم ، نتوانستیم ماهیانه حقوق آنها را پرداخت کنیم ما حتی بودجه کافی نداریم برای اینکه یک پزشک به بم بیاید طبق برآوردی که بهزیستی کرده حدود یک میلیون و پانصد هزار تومان هزینه ی یک پزشک می شود و این رقم بالایی است و با هزینه ی کمتر هیچ پزشکی حاضر نشده به بم بیاید
مددکار معلولین ضایعه نخاعی در مورد روحیه ی این افراد گفت: بعد از تلاشهای زیاد توانستیم روحیه ی معلولین و ضایعه نخاعی ها تقویت کنیم و بیشتر آنها را به آغوش خانواده ها برگردانیم به جز 11 نفر که در نقاهتگاه امام رضا (ع) هستند که قرار است این نقاهتگاه به صورت مرکز روزانه شود و آن هم فقط برای معلولینی که دچار زخم بستر هستند. از 11 نفر تعداد 7 نفر که خانه و خانواده ندارند قرار شد با موافقت شهرداری و فرمانداری و استانداری اردوگاه شهرداری تخلیه و در اختیار بهزیستی قرار گیرد که هنوز این امکان صورت نگرفته است و امیدواریم هر چه سریعتر این مشکل هم حل شود
همچنین با تقویت روحیه ای که برای آنها انجام دادیم تا حدود زیادی مؤثر واقع شد که حتی تعداد 8 نفر از معلولین ازدواج کرده اند (7 مرد و یک زن) که ازدواجشان هم موفق بوده است
وی در مورد ساخت و ساز خانه های این افراد گفت: آنهایی که زمین داشته اند توسط(ان.جی.او )کاریتاس خانه هایشان ساخته شده است و کسانی که زمین نداشته اند فعلاً بلا تکلیف هستند
وی همچنین فضای فعلی شهر را مهمترین مشکل دانست و گفت: ما در مقابل ویلچراین افراد قرارداد 5 ساله داریم اما با فضای فعلی شهر ویلچرها زود خراب می شوند از مسئولین می خواهیم که مناسب سازی شهر را در اولویت برنامه ی ساخت و ساز قرار دهند

الهام رشیدی فرد ، حلیمه شیهکی
شهروندان و مشارکت
خبرنامه دفتر هماهنگی اجتماعات محلی شهرستان بم
با مسئولیت
دکتر سیامک زند رضوی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
آدرس: بم، میدان امام، داخل محوطه شهرداری، روبروی ساختمان اصلی
شماره های تماس:
09133414615(سیامک زندرضوی)
09133975401(رحمت اله دریجانی)
پست الکترونیک
mailto:srazavi@mail.uk.ac.ir
آدرس خبرنامه در اینترنت
http://www.akhbar-bam.blogspot.com
هزینه این شماره خبرنامه توسط سازمان جهانی بهداشت تأمین شده است
This issue of the newsletter have been financed by W.H.O
چاپ: کرمان ، چاپخانه گلبهار
تیراژ: 3000 نسخه
NEWS LETTER OF BAM

1 Comments:

At 1:38 PM, Blogger joeandres24546004 said...

Get your High School Diploma, Or any Desired College Degree, In less then 2 weeks.

Call this number now 24 hours a day 7 days a week (413) 208-3069

Get these Degrees NOW!!!

High School Diploma "BA", "BSc", "MA", "MSc", "MBA", "PHD",

Get everything within 2 weeks.
100% verifiable, this is a real deal

Act now you owe it to your future.

(413) 208-3069 call now 24 hours a day, 7 days a week.

 

Post a Comment

<< Home