Sunday, March 19, 2006

NEWS LETTER OF BAM 45

بهاران خجسته باد


بنی آدم اعضای یکدیگرند
شماره 45 ، چهارشنبه 24 اسفند 1384


در این شماره می خوانید
صدای قربانیان
ارمغان مردم بم
نوروزهای گذشته، نوروزهای آینده
و
.
.
.


سرمقاله

نوروز شهروندان ، نوروز مسئـولان و نوروز شورای شهر

در این شماره بسیاری از دغدغه های شهروندان 26 ماه پس از زلزله ی 5 دی ماه 1382 ، مرور شده است. هراس از زلزله ای دوباره ، استحکام ساختمان های در حال ساخت ، شیوع سالک ، اعتیاد ، بیکاری ، پایان ضرب العجل برای شروع ساخت و ساز و ... از آن جمله است. خانواده های مستأجر که به دلیل نداشتن حق مالکیت نمی توانند همانند سایر شهروندان از وام و کمک بلاعوض استفاده کنند و در عمل شهروندان به دو گروه تقسیم می شوند کسانی که صاحب زمین هستند و می توانند از حقوق شهروندی خود در امر برپاکردن واحد مسکونی با استفاده از امکانات دولت استفاده کنند و آنانی که فاقد این مالکیت هستند و با همه آسیبی که دیده اند وام و کمک بلاعوض شامل آنان نمی شود. اوج تناقض این نابرابری آنجا آشکار می شود که کمیته امداد و بهزیستی که درمانده ترین افراد جامعه را تحت حمایت می گیرند نیز از این درجه بندی شهروندان برکنار نمی مانند و تنها برای مددجویانی خانه سازی می کنند که بتوانند « زمین» در اختیار این نهادها قرار دهند. آن شهروندان خوشبختی که مالک زمین هستند تازه با این سؤال مواجه می شوند که نظام پیمانکاری مورد حمایت ستاد بازسازی و نظام مهندسی ناظر بر کار پیمانکاران چگونه امر ساخت و ساز را پیش خواهند برد؟

دو برابر شدن متوسط قیمت ساخت و ساز در طول دو سال اخیر تنها نمود بیرونی آن است. مواردی مشاهده می شود که افراد فاقد حداقل تجربه در نقش پیمانکار ظاهر می شوند و دستگاه نظارت نیز برای یک گروه سه نفره (مهندس – تکنیسین) در یک سال 12 هزار مترمربع ( حدود 150 واحد مسکونی) را در نظر گرفته است و کارگران بدون بیمه و تأمین اجتماعی به کار گرفته می شوند. ترکیب چنین شرایطی است که در ذهن شهروندان بذر عدم اطمینان نسبت به مقاومت ساختمان های در حال ساخت کاشته می شود و رشد می کند
مسئولین ستاد راهبری و ستاد بازسازی همه بی دغدغه نیستند ضرب العجل اعلام شده (پایان سال 84) رو به اتمام است ، هنوز بخش اصلی بافت تجاری شهر وارد چرخه ی ساخت و ساز نشده است و ستاد برگزیده در ساخت واحدهای مسکونی تنها 69 درصد پیشرفت کار داشته است. این در حالی است که مسئولین می خواهند سال 1385 پایان بازسازی مناطق آسیب دیده از زلزله باشد
شاید همین انگیزه ای شده باشد که می کوشند اجرای طرح های تصویب شده در سال گذشته برای بم را امسال یکی پس از دیگری به حالت تعلیق درآورند
شورای شهر بم نیز دغدغه های خاص خود را دارد. هر چند رئیس شورا از زحمات و جانفشانی اعضای شورا می گوید اما این جانفشانی ها با ابزارها و روش های سنتی «چانه زنی»، «لابی کردن» انجام می شود و نمودهای آن به گفته ی رئیس شورا در آینده آشکار می شود و شهروند معمولی از آن بی خبر می ماند. شورای شهر می تواند در این مدت باقی مانده از دوران مسئولیتش با استفاده از اختیارات ، مصوبه های خود و مصوبه ی شورای اجتماعی استان در سال گذشته دو نقض اساسی این 26 ماه را جبران کند. اول آنکه حضور و مشارکت فعال و نهادمند شهروندان در قالب شورایاری ها (اجتماعات محله ای) را فراهم آورد. کاری که در ابتدای زلزله در بم تمرین شد و امروز در شهر تهران در حال اجراست
دوم تشکیل یک گروه کارشناسی نیرومند ار افراد و سازمان های غیردولتی داوطلب و عاشق (بومی و غیربومی) بعنوان بازوی مطالعاتی و مشاوره ای است، تا دستگاه های گوناگون اداری دولت نتوانند به راحتی دستاوردهای روی کاغذ مانده ی 26 ماه اخیر را باز پس گیرند
نوروز سال آینده می تواند پایان بازسازی بم در برنامه ی مسئولین باشد اما مطمئناً برای شهروندان و شورای شهر این تازه آغاز راه است. ساکنان جان به در برده از زلزله ، شهروندان مناطق مختلف ایران و جهان که در 26 ماه گذشته به بم اندیشیده و به نوعی خدمت کرده اند و بویژه نسل فردا داورانی دقیق منصف و بی گذشت خواهند بود

پس از 26 ماه
مصاحبه با آقای دکتر اسماعیلی ریاست محترم شورای اسلامی شهر بم

بهار در بم
می­کشد نوروز جم دستِ بهار
می بَرَد با شوق سوی سبزه زار


بوی گلها مست می سازد مشام
سرو می رقصد کنارِ جویبار


در کنارِ گلبنان رنگ رنگ
می کند سرمست آوایِ هزار


خوشه ی زیبای خرما با شعف
می کند هر جا تواند مُشکبار


بوی نارنج از حریمِ باغها

می کند سرمستی ام را آشکار


تازه سازد چهره ی گلبرگِ دل
نم نمِ بارانِ ابرِ نوبهار


آدمی در بزمِ شورانگیزِ عید
سنگ باشد گر نگردد بیقرار


گر نخندی در بهاران ای حکیم
غنچه می خندد بر این حالِ نزار


تا نگیرد جذبه ی چشمی دلت
دیده را بر چشمِ گل درویش دار


گر برقصی چون پرستو با نسیم
در بهاران می کشی از غم دمار


گر چه اکنون بی نصیبم از بهار
ای بهارِ بم بمانی پایدار




جناب آقای دکتر اسماعیلی، خبرنامه شهروندان و مشارکت علاقمند است در روزهای پایانی سال مروری کلی بر پیشرفتها و مشکلات بازسازی شهر بم داشته باشد. اولین نکته­ی آن کاملاً مستقیم و مربوط به شما است که یک مقام مسئول در یک جلسه ی رسمی اینطور بیان کرده است که تعریض هایی که در شهر بم به ویژه در دو خیابان اصلی پیش بینی شده خواست مشاور نبوده بلکه برنامه ای است که از طرف شورای شهر ، شهرداری و فرماندار وقت به مشاور تحمیل شده آیا این امر واقعیت دارد اگر نه شما لطف کنید سابقه اش را توضیح دهید
من پیشاپیش آرزو می کنم که سال نو برای مردم عزیز ما سالی همراه با کوشش و بازسازی شهر باشد و از خداوند درخواست می کنم که همه ی مردم از این آوارگی و داخل کانکس بودن نجات پیدا کنند و بتوانند در منازلشان زندگی کنند و کسب و کارشان را داخل سازه های دائمی ادامه دهند. شهریار می گوید


آسمان با دیگران صاف است و با ما ابر دارد

می شــود روزی صـاف با مـا اما صبر دارد


وزارت مسکن و شهرسازی مشاور انتخاب می کند بدون اینکه شهرداری ، شورای شهر یا فرمانداری دخالتی داشته باشد طبق کارشناسی خودش نظریاتش را اعلام می کند و این نظریاتی که اعلام می کند برخی سازمان ها مانند میراث فرهنگی هم ایده هایشان لحاظ می شود و در نتیجه یک طرحی پیاده می کنند و می دهند به شهرداری برای اجرا ، یعنی هیچ کس از داخل شهر در این طرح و برنامه دخالتی ندارد این اصل قضیه است. مشاور محترم شهر بم که وزارت مسکن و شهرسازی او را انتخاب کرد و به بم فرستاد برای بار دوم بود که به عنوان مشاور مسکن و شهرسازی انتخاب شد. بار اول قبل از زلزله است و بار دوم بعد از زلزله که مسکن و شهرسازی او را انتخاب کرد و به بم فرستاد. قطعاً هزینه های هنگفتی هم داشته که مسکن و شهرسازی پرداخته است و ما دخالتی در کارش نداشتیم در مورد تعریض ها با توجه به اینکه کارشناسان مسکن و شهرسازی و کارشناسان جهانی به بم رفت و آمد داشتند ما در جلسه ای که در مسکن و شهرسازی بود و جمعی حضور داشتند اعلام کردیم که هر چه کارشناسی باشد ما می پذیریم و بزرگانی در مملکت هستند که در این کار تبحر دارند و ما از آنها می خواهیم که هر نظری دارند بیان کنند و بیایند نگاه کنند و هر چه که به صلاح شهر ما است انجام دهند. تعریضهایی که وجود داشته در نقشه ی قبلی که به وسیله ی همین مشاور انجام شده وجود داشته و نقشه ی آن هم الان در شهرداری موجود است که می توانند آن را هم ببینند دلایل امر خیلی روشن است مثلاً فرض کنید جلوی مسجد جامع قبلاً به چه دلیل تعریض شده است یا جلوی درمانگاه بقیه الله چرا قبلاً تعریض شده است یا در خیابان پاسداران جلوی بانک رفاه کارگران به چه دلیل تعریض شده است اینها همه دلایل مستندی است که تعریضها قبلاً وجود داشته اند و همه ی مردم شهر می دانند که قبل از این دو مرحله ای که مشاور آمده باز هم تعریض ها بوده و در گذشته­ی دور هم وجود داشته که به دلایلی اجرا نشد و ما هم در شورای شهر فعلی قبل از زلزله ، که شهردار دیگری بود و دیگران هم بودند اصلاً دخالتی نداشتیم در آخرین مرحله ، پس از زلزله در کمیسیونی در استانداری که ما هم حضور داشتیم گفتند بیایید تأیید کنید ما دیدیم در این طرح نوشته شده که اول طرح تصویب شود مشاور بیاید بعداً نواقص را برطرف کند مثل این است که به پیمانکار چک بدهند و بگویند بعداً با هم حساب می کنیم من و شهردار امضاء نکردیم طرح به مسکن و شهرسازی و شورای مسکن و شهرسازی رفت و تصویب شد و پس از 12- 10 ماه این طرح را به شهرداری تحویل دادند وقتی که تحویل دادند اعتباراتی هم طبق آن برنامه ای که وجود داشت اختصاص دادند و چون خودشان نمی توانستند این کار را انجام بدهند به دلیل اینکه کار سنگینی بود و با مردم در ارتباط بودند و از نظر قانونی هم مشکل بود و این توافقها کار شهرداری است نتیجتاً به وسیله ی شهرداری انجام شد. مشاور محترم بعد از ده یازده ماه که مردم حیران شدند و نتوانستند بازسازی شان را انجام دهند و همراه شد با اینکه خیرین ایران و جهان بلاتکلیف ماندند و نمی دانستند چه کار کنند بالطبع تورم و مشکلات دیگر ایجاد شده بود.آمد و این طرح را داد برای اجراو بعد از اینکه شهرداری بین 70 تا 35 درصد تعریض خیابان های عمود بر هم یعنی خیابان امام ، پاسداران ، تختی و خیابانی که از فلکه ی شهرداری به میدان آزادی منتهی می شود را اجرا کرد و اگر ما تعریض های قبلی در بلوارهای ورودی شهر را حساب کنیم بیش از هفتاد هشتاد درصد این تعریضها صورت گرفته است به دلایلی که مشخص نیست آقای مشاور آمده یک انشایی خوانده که بر مبنای آن تعریضها را حذف کنند. ما دخالتی در تعریض یا غیرتعریض نداشتیم اما زمانی که مقام معظم رهبری فرمودند که هویت شهر بم باید حفظ شود و بم مستحکم تر و آبادتر ساخته شود آیا یک مغازه جلو باشد و یکی عقب باشد و این منظره ی دندانه دار بوجود بیاید این هویت شهر بم است؟ اصلاً این کار درستی است آیا بعد از اینکه به توفیق خداوند ، دولت و مردم ، مسئولین توانستند این شهر را بازسازی کنند اگر عکسی بگیرند آیا آن خستگی در تن مسئولین نخواهد ماند؟ ما به منظور کمک به دولت و مردم و داشتن شهری زیبا با بدنه ی هماهنگ آمدیم گفتیم ما با این خیابان ها و حذف تعریض ها موافق نیستیم خوشبختانه در این جریان استاندار محترم آقای دکتر رئوفی نژاد نهایت همکاری و همدلی را داشتند امام جمعه محترم ، آقای اعتمادی فرماندار بم نهایت همدلی را با شورای شهر داشتند. آمدند جلسه ای در شهر کرمان شب تاسوعا گذاشتند و قرار بر این شد که تعریض های خیابان های عمود بر هم که بین 70 تا 35 درصد انجام شده اینها ادامه پیدا کند و بقیه ی شهر به غیر از خیابان کمربندی و سجادی طبق برنامه ای که آقای مشاور گفتند تعریض هایی انجام شود ما امیدواریم که در کمیسون ماده ی 5 طبق این نوشته این کار انجام شود و ما از عنایت و همکاری و لطف آقای مهندس دهقانی که نیاز این مسئله را احساس کردند و امضاء کردند تشکر می کنیم


آقای دکتر ممکن است مشکل اعتبارات باشد که این تعریض ها را لغو کردند یعنی فکر می کنید اگر با شما مطرح شود که هزینه ای که تا حالا شده چقدر است و چقدر بودجه دارد و به نظر شما که یک مطلع در بم هستید چگونه می توان این هزینه را تأمین کرد و چه پیشنهادی دارید؟
اعتباراتی که مشخص شده دولت تصویب کرده و زحمتش را شهرداری قبول کرده و خوشبختانه کارها انجام شده و حتی قسمتهایی را که محدوده ی شهر دوستدار کودک نیاز داشته است تملک شده است. شهر بم فرو ریخته است بازسازی شهر هزینه دارد تنها راهی که مردم بتوانند کمک کنند و دیوارشان را بگذارند و بتوانند بازسازی شغلی کنند همین است که ما ملک مردم را می گیریم و باید هزینه اش را بدهیم. خیابان های اصلی در اولویت هستند مردم خیّر جهان دارند به مردم این شهر کمک می کنند ما از آقای احمدی نژاد رئیس جمهور محترم که نسبت به مردم بم
دلسوزی وافری دارند انتظار داریم که در این برهه به مردم بم کمک کنند به هر حال از راههای مختلف می شود صرفه جویی کرد و به دولت کمک کرد. مثلاً توفقی کرده اند که هزار اسکان موقت به مبلغ 16 میلیارد تومان از طرف دولت ژاپن برای بم ساخته شود و زمان آن قبل از دولت آقای احمدی نژاد بود و قبل از اینکه آقای دکتر رئوفی نژاد استاندار شود. آمدند هزار اسکان موقت درخواست داده اند البته استقرار اینها و برق کشی و سایر کارهایش یک میلیارد تومان دیگر هزینه می خواهد و هفتصد اسکان خالی از این ها کنار دانشگاه آزاد و سیصد تا هم کنار بهشت زهرا گذاشته شده است. من عقیده دارم که این هزار تا را که درخواست داده اند هلال احمر طبق یک فراخوان هزینه هایش را تقبل کند و برای هر جا که می خواهد ببرد چون مورد استفاده ی مردم بم نیستند یا اینکه فراخوانی بدهند که هر کس می خواهد بخرد اگر این کار نشود چون مورد نیاز مردم نیستند قطعاً در ماههای آینده مورد دستبرد قرار می گیرند و ضرر به اموال دولت می رسد و این جمعاً 17 میلیارد تومان صرفه جویی می شود چند هزار اسکان موقت در بم خالی است و ما مشکل فرهنگی داریم افراد معتاد و افراد ولگرد داخل اینها می روند ما برای اینکه اسکان های موقت بعداً حلبی آباد نشود یک فراخوان بدهیم و اینها را دولت بفروشد و پولش را به عنوان صرفه جویی به مردم کمک کند من اعتقاد دارم هزار کانتینری که دارد توزیع می شود در شهر، اینها جای مغازه های دائمی را می گیرد و مشکلی در شهر می شود. در نتیجه می توانند طبق فراخوان اینها را بفروشند و پول حاصل از آن را به کسبه کمک کنند. خیلی از خیابان های شهر تعریض ندارند مثلاً ما کمربندی را در نظر می گیریم. بلوار سرگرد آذر ، بلوار معلم ، بلوار امام از فرمانداری تا ورودی شهر و بسیاری از خیابان ها حتی یک طرفه آیا مسئله ی تعریض در میان بوده که ساخت و سازی انجام نشده ؟ نه این خیابان ها تعریض ندارند . مردم ضربات روانی شان بیشتر از تخریب فیزیکی شهر است مردم نیاز دارند که از نظر روانی به آنها کمک شود ما از دولت تشکر می کنیم که زحمت می کشند و آنچه در توان داشتند انجام دادند یک مقداری بوروکراسی ها باید کمتر شود و مردم مشارکت بیشتری داشته باشند اینکه ما مردم را ناامید کنیم یک روز بگوییم تعریض می شود یک روز بگوییم نمی شود بعد بیاییم صورت مسئله را پاک کنیم. بیاییم گناه را به گردن مردم بیاندازیم این دور از انصاف است ما باید مردم را به همکاری دعوت کنیم. ما باید مردم را امیدوار کنیم ما باید همدوش و همگام مردم باشیم باید دولت و مردم همدوش هم کار کنند و هر نوع ایجاد ناامیدی برای مردم مشکل ساز است


من از یک مقام رسمی شنیدم که هر فردی که بتواند صرف نظر از اینکه قبلاً در بم سابقه ی کسب و کار و تجارت و خدمات داشته باشد اگر بتواند یک جواز کسب ارائه دهد می تواند از تسهیلات برای ساخت واحد تجاری استفاده کند. آیا شواری شهر و شهرداری این مسئله برایشان قابل قبول است و اگر هست این جوازها به چه نحوی صادر شود و اگر نیست نظر شما چیست؟
من فکر می کنم این مسئله عکس یک شعری است که می گوید
گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر بریدند سر مسگری

مردم زلزله زده که اصلاً مشکل دارند به اینها کمک نشود بیایند به افراد دیگری کمک کنند من فکر می کنم قانون باید مشخص کند و دست بنده یا ستاد بازسازی نیست آنچه قانون می گوید باید انجام شود و ستاد راهبری هم قوانینی تصویب کرده که هر کس خانه یا مغازه ای از او تخریب شده دولت به او بلاعوض و تسهیلات می دهد بنابراین این که جزء این مصوبه باشد فکر نمی کنم. اگر می خواهند به این گروه کمک کنند مانعی ندارد اما آنها نمی توانند جانشین افرادی که متضرر شده اند شوند و این باعث ایجاد تنش می شود من خواهشی دارم از بزرگانی که مسئول ستاد بازسازی هستندمردم هنوز پایشان پیش نمی رود مثلاً می بینیم کسی همسر و تمام فرزندانش را از دست داده یا بچه ای که تمام خانواده اش از بین رفته اند پایش هم قطع شده و کسی را ندارد اینها سنگ اندازی در کارشان نشود و به تقاضایشان عمل شود و معطلشان نکنند نسبت به ساخت خانه ها و چیزهایی که لازم دارند اقدام شود و متأسفانه بوروکراسی زیاد است و حتی ساختمانهایی که مربوط به بخش خصوصی است و کاربری عمومی دارد و طبق قانون به آنها باید تسهیلات داده شود اینها برای تأیید نقشه شان ماهها انتظار می کشند و ناامید می شوند و بر می گردند خسته می شوند اینها باید از این دور تسلسل خارج شوند این آقایان باید در همین بم بنشینند و نقشه ها را نأیید کنند چه اشکالی دارد هفته ای یک روز از تهران بیایند الان برای بم هفت گروه مشاور است مشاور به اسم که نمی شود آن بزرگانی که این مسئولیت را قبول کرده اند برای رضای خدا به بم بیایند و در همین جا تکلیف مردم را روشن کنند آن مسئله ای که شما گفتید ما دلمان می خواهد که به مستأجرین کمک شود اما نه به قیمتی که حق کسی را بگیرند و به شخص دیگری بدهند هر چه قانون و قوه ی قضاییه مشخص کرد بر مبنای آن باید عمل کرد


اگر این حالت دندانه داری که شما می گویید وجود داشته باشد آیا شورای شهر و شهرداری می توانند درخواست بدهند به شهروندان که بیایند پروانه هایشان را تجدید کنند و به حالت اولیه برگردانند اگر این امکان پذیر نیست دلایلش چیست و چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟
بعضی از عزیزان در شهر ساخت و ساز کرده اند چگونه بعد از ساختن بیایند جلو ، بعد از 26 ماه از نو بیایند پروانه بگیرند از نو بیایند این اقدامات را انجام دهند. من اعتقاد دارم دولت جمهوری اسلامی و آقای احمدی نژاد این مشکل را حل می کند. مردم انتظار دارند این مشکل حل شود و درخواست من است است که گروهی را بفرستند که نظر مردم را بخواهند. ببینند مردم چه می خواهند هر چه مردم خواستند عمل کنند


میراث فرهنگی که ارتباط بم را با یونسکو و زمینه ثبت جهانی بم را فراهم کرد اخیراً درخواست داشته از شورای شهر و شورای ترافیک که قسمتی را که در حاشیه ی ارگ است بین مهمانسرای فعلی میراث فرهنگی و ارگ است این محدوده به عنوان حریم ارگ تعریف شود و عبور و مرور وسایل نقلیه از بالای مهمانسرا انجام شود این را به لحاظ عرف بین المللی برای ارگ ضروری دانسته است و من شنیده ام که این را شورای شهر و شورای ترافیک نپذیرفتند نظر شما چیست؟
ما از یونسکو و میراث فرهنگی جهان که بزرگترین عنایت را به ما کردند کل منظر شهر ، قناتها ، باغ شهر ، منظر فرهنگی و سایر جاهای فرهنگی را ثبت تاریخی کردند و ارگ بم را در زمره ی آثار در خطر ثبت کردند تشکر می کنیم چون اگر این اتفاق نیافتاده بود مردم امیدی برای بازسازی شهر نداشتند و خواه ناخواه شهر این وضعیت را نداشت و باعث می شود که مردم کوچ کنند ما سپاسگزایم که گذشته ازاین ما در مورد این کاری که میراث فرهنگی جهان برای ما عنایت کرده مردم ممکن است با زبان نتوانند تشکر کنند اما از نگاههایشان مشخص است که از آن افراد تشکر می کنند و من یادآوری می کنم اسکان موقت با اسکان دائم متفاوت است ممکن است مثلاً بگویند این پارک را بیایند در موقع اضطرار در آن اسکان کنند و این بدان معنا نیست که آن پارک را به آن افراد داده اند در مورد حریم ارگ بم هم این اتفاق خواهد افتاد ممکن است بگویند ازاین گوشه چهار نفر عبور کنند اما این که میراث فرهنگی کشور و جهان صلاح ما را می دانند و بر اساس آن کارشناسی کردند قطعاً مطابق آن عمل می کنیم و ما نمی خواهیم اتفاقی که در اصفهان برای میدان نقش جهان افتاد برای ما پیش بیاید و ما می خواهیم کمکی برای آیندگان باشد. گردانندگان و صاحبان این شهر همان افراد یتیم و جوانهایی هستند که باقی مانده اند از زلزله و باید شهرشان را بسازند و ما کمک می کنیم بر اساسی که احساس می کنیم و شرافتمندانه است که مردم و دولت و همه از اسرافها خودداری شود و ضمن اینکه شهری ساخته شود زیبا و باعث افتخار کشور ما بازسازی شود


در مورد فاضلاب شهری از یک مقام مسئول شنیدم که کارشناسان وزارت نیرو مطالعاتی را در بم انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که شهر فاضلاب لازم ندارد البته در آن جلسه عده ای از متخصصان بم بودند و درخواست کردند که این اسناد را ببینند و با آن کارشناسان بنشینند آقای بزازیان مسئول دبیرخانه ستاد راهبری قول داد که این همکاری را انجام دهد و این مطالعاتی که نشان میدهد بم فاضلاب لازم ندارد حتماً کارشناسان مورد وثوق در بم ببینند به نظر شما وضعیت چگونه است؟
دوستی از من پرسید اگر یک دلار داشته باشی چه کار می کنی؟ گفتم اگر یک دلار وجود داشته باشد اول باید مسئله ی آب و فاضلاب مطرح شود آب باید سالم باشد و فاضلاب داخلش نشود الان شهر بم روی سفره ی آب قرار گرفته دانشگاهها روی سفره ی آب هستند و خیابان ها نمی توانند قسمتی را از قسمت دیگر جدا کنند نتیجتاً کل شهر روی سفره ی آب است قناتها سطحی هستند و روی آن خانه ساخته شده است و فاضلاب ها وارد سفره ی آب می شود. من یادم هست سالها پیش یک چاهی آبش گزارش شد که مو داخل آن است ما بررسی کردیم دیدیم آب حمامی عمومی داخل چاه آب آشامیدنی می رفت. ضمن اینکه روی سفره ی آب است چهل قنات از آن رد می شود این طرح در دولت قبل تصویب شد و 40 میلیون دلار هم بانک توسعه ی اسلامی وام میدهد تاکنون یک و نیم تا دو میلیارد تومان هزینه شده است فاز اول و دوم طراحی شده و کارها در شرف انجام بوده است و قسمتی انجام شده است گذشته از این شهری که فرو ریخته آیا بهتر نیست که همین الان گاز و فاضلابش درست شود نه اینکه چند سال دیگردوباره کاری شود. من اعتقاد دارم تمام شهرهای ایران نیاز به فاضلاب دارند کما این که الان در کهنوج دارند فاضلاب درست می کنند آیا برای شهر بم ، شهر فروریخته ای که مردمش رنجیده ترین مردم جهان شدند نباید این کار انجام شود به نظر من این کار باید انجام شود و تا جایی که من اطلاع دارم وزارت نیرو موافق هستند و نامه ای که نوشته اند از طرف سازمان مدیریت و برنامه ریزی بود و قرار بود استانداری با همکاری وزارت نیرو کارشناسی کنند و یک جلسه ی کارشناسی در بم با حضور آقای سعیدی کیا برگزار شد و قرار شد این کارشناسی از وزارت نیرو هم خواسته شود و بیایند مشکل را حل کنند. ما انتظار نداریم حقی که به مردم داده اند از آنها گرفته شود باید این کمک را به مردم بکنند خصوصاً که قسمتی از این طرح اجرا شده است. مصوبه ی دولت قبلی بوده و مصوبه انجام شده اعتبارات تکمیلی که اختصاص پیدا می کند و من فکر می کنم برای شهر بم واقعاً نیاز است


در مورد گاز شهری آیا پروژه ای در دست اقدام و مطالعه هست یا نه ؟
گاز شهری قرار بود در سال گذشته در بم شروع و اجرا شود که متأسفانه نشد و ما الان می خواهیم که این کار انجام شود قبلاً شورای شهر تقاضا کرده بود کانال مشترک وجود داشته باشد که این کار نشد ولی ما از وزارت نیرو و اداره ی برق منطقه ای سپاسگزاریم و آن چیزی که آقای مهندس عبدالخالق زاده گفتند قسمتهایی که بصورت برق زیرزمینی انجام شده در ایام عید روشن خواهد شد و این سبب خوشحالی مردم خواهد شد و من تقاضا دارم بنشینند برنامه ریزی برای آب و گاز و فاضلاب در دستور کار قرار دهند


بنابراین برای گاز آیا مصوبه ای است یا هنوز باید مطالعه اش انجام شود؟
قبل از زلزله طبق برنامه ای که در استان وجود داشته برای بم باید انجام می شد برای بیشتر شهرهای استان گازکشی شده چرا برای مردم بم انجام نمی شود


در پایان چه صحبتی برای مردم بم دارید؟
ما در عین حال که قطار بم – کرمان برای حمل بار راه افتاده صمیمانه سپاسگزاریم و استدعا داریم که حجم این حمل و نقل را بیشتر کنند که بتواند روی قیمت مصالح در شهر بم تأثیر گذار باشد من برای همه ی مردم آرزوی سالی خوب دارم و اطمینان می دهم که اعضای شورای شهر انسان های خدمتگزاری هستند و سابقه ی خدمتگزاری دارند و مردم عزیز ما واقعاً با توانمندی و دقت نظر این افراد را انتخاب کردند از خداوند آرزو می کنیم که در کارشان موفق باشند ما طرح های مختلفی داشتیم که دارند همزمان شروع می شوند شهربازی هم مناقصه اش تمام شده و من با آن برنده ی مناقصه که انسان باخدایی است صحبت کردم و خواستم که 15 درصد تخفیف بدهد و به همین زودی در پارک 22 بهمن ساخته می شود که در دسترس مردم باشد و اتوبان جانبازان هم دارد شروع می شود ، پارک 22 بهمن هم دارد بازسازی اش شروع می شود و از خداوند می خواهیم که به ما توفیق دهد در این یکسالی که به پایان کار شورای شهر مانده منشأ اثری باشیم و اطمینان دارم که آیندگان خواهند دانست که چه اتفاقی افتاده و کسانی که ممکن است هنوز متوجه نشده باشند در آینده متوجه خواهند شد که خدمتگزارانشان چه جانفشانی هایی کرده اند


ارمغان مردم بم

دسته ای شعر و غزل با گل به دامان کرده ام
ارمغان از شهر خود تقدیم ایران کرده ام


لهجه های مردمی را بر زبان آورده ام
شروه های گلشنِ بم را به گلدان کرده ام


من که روح خسته ام از بیدلی در رنج بود
کوکبِ اندیشه را یکباره رخشان کرده ام


گرچه گلزارِ غزل از روزگاران مانده است
بلبلانِ عشق را از نو غزلخوان کرده ام


نور مهتابِ سخن در برکه ی جانِ منست
صد هزاران سایه را در برکه جنبان کرده ام


من که آدابی ندانم در بساطِ ساده ها
از بزرگانِ ادب جو ، عفو عنوان کرده ام


من غزالان چمن را در سماع آورده ام
من غزل را زینتِ لب غنچه داران کرده ام


جامِ بیرنگی سرا پای وجودم مست کرد
سادگی را آب و رنگ از رنگِ باران کرده ام


اشکِ شوقم در نگاهِ عاشقِ هنگامِ وصل
کوله بارِ بیدلی تقدیمِ جانان کرده ام


می خزد بر سرِ سنگِ زمانه همچو رود
گر چه گلبرگِ تنِ آواره بی جان کرده ام


تا بیفتد سر بدامانِ محبت بی قرارم ای حکیم
سر بزیر افکنده ام اشکی بدامان کرده ام


صدای قربانیان 3


نمونه هایی از پدیده های نگران کننده ای که برای شهروندان در حال حاضر وجود دارد

زن ، 70 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: بیماری شوهرم که فلج است


زن ، 20 ساله ، مجرد ، دانشجو : عدم آواربرداری ساختمان های اطراف و گرد و خاک زیاد


زن ، 15 ساله ، مجرد ، دانش آموز دبیرستان: نبودن امنیت برای خانمها در کوچه و خیابان مخصوصاً برای سوار شدن تاکسی ، نبود آرامش از نظر روحی و روانی برای افراد زلزله زده


زن ، 33 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: زلزله های مکرر ، نداشتن زمین برای ساخت خانه ، ما به علت فقر قادر به تهیه زمین نیستیم و در کانکس اجاره ای زندگی می کنیم قبل از زلزله در خانه ی پدر شوهرم زندگی می کردیم که نصف زمین آن ها در طرح رفت


زن ، 34 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل : ناامن بودن شهر چون هر روز شاهد سرقت از خانه ها و مغازه ها هستیم


زن ، 22 ساله ، مجرد ، فوق دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: مشکل شاغل نبودن ما جوانان که از دانشگاه فارغ التحصیل شده ایم و بیکار هستیم


زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: سارقین ، زلزله های پی در پی ، ساخت و ساز
زن ، 52 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: اعتیاد ، جنگ و دعوا ، فقر و نداری ، بدون امکانات ماندن


زن ، 20 ساله ، مجرد ، دانشجو: پول واحدهای ترم دانشگاه هر ساله بیشتر می شود و تخفیفی هم برای ورودی های امسال در نظر نگرفته اند با توجه به اینکه پدر من کشاورز است هزینه دانشگاه هم زیاد است این یک مسئله ی نگران کننده برای خانواده ی من است


زن ، 14 ساله ، مجرد ، دانش آموز دبیرستان: با توجه به زلزله های اخیر شایعه کرده اند که همه ی استان کرمان از بین می رود ساعاتی که در خانه هستیم نگران هستیم اما وقتی که به مدرسه می روم و مدرسه را هم ساخته اند خیلی می ترسم


زن ، 12 ساله ، دانش آموز راهنمایی : نبودن شغل برای جوانان پس از فارغ التحصیل شدن ، زلزله های پی در پی ، بی توجهی مسئولان به ما که پدر و مادر خود را از دست داده ایم


زن ، 12 ساله ، دانش آموز راهنمایی : با این که مدرسه مان را تازه ساخته اند اما کمبودهای زیادی دارد و دانش آموزان بعضی از مدرسه ها را به اردو می برند اما ما را نمی برند


زن ، همسر ترک کرده ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: وجود سالک در قسمتی از شهر


زن ، همسر ترک کرده ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: وجود بیماری ها و افراد معتاد که از شهرهای دیگر به بم آمده اند


زن ، 18 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: مشکل ساخت و ساز خانه مان که به دلیل این که در زمین ما دو ساختمان ساخته می شود و سند جداگانه ای وجود دارد همسایگان به دلیل عدم اطلاع از ساخت و ساز گفته اند که برای این خانواده 3 یا 4 خانه ساخته می شود که به همین دلیل ساخت و ساز خانه مان فعلاً کنار گذاشته شده است


زن ، 25 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، دیپلم ، خانه دار: وجود افراد غریبه و نداشتن امنیت
******
مرد، متأهل ، دیپلم ، بازنشسته : شیوع بیماری سالک

مرد ، 44 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل : پدیده ی خاصی نیست و همه چیز جای امیدواری انشاء الله خواهد داشت


مرد ، 17 ساله ، دانش آموز : مورد خاصی به نظرم نمی رسد


مرد ، 32 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: وجود افراد غیربومی در سطح شهر که محیط شهر را ناامن کرده است


مرد ، 29 ساله ، متأهل ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: روز به روز بر قیمت زمین ها افزوده می شود و ما را خیلی نگران کرده است که نمی توانیم زمین برای زندگی کردن فراهم کنیم


مرد ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان شاغل : زلزله های پی در پی ، مطمئن نبودن از ساخت بناهای ضد زلزله و مقاوم ، وجود یک جوی آب در منزل شخصی و زیر ساختمان منزلمان


مرد ، 22 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : ساخت و ساز


مرد ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: ساخت و ساز خوب نیست ، بیکاری جوانان


مرد ، 20 ساله ، مجرد ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: اعتیاد ، بیکاری


مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، شاغل : هیچ پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد


مرد ، 17 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: باید تأمین معاش زندگی را بکنم اما با این شرایط کاری .... زمینی خریده ام بنیاد مسکن گفت 20 دی ماه 84 بیا برای گرفتن نقشه و این که به شهرداری معرفی ات کنیم بعد از مراجعه در همین روز گفت که بعد از سال جدید. با توجه به ساخت و ساز و با توجه به اینکه در خانه ی شلوغی هستیم نیاز به خانه داریم و این واقعاً ناامید کننده است که خود مسئولین هر روز یک چیزی می گویند


مرد ، 46 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان، شاغل : ساخت و ساز خوب نیست ، بیکاری جوانان


نمونه هایی از پدیده های ناامیدکننده ای که برای شهروندان در حال حاضر وجود دارد

زن ، 70 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: افسردگی ، نداشتن خانه


زن ، 20 ساله ، مجرد ، دانشجو : عدم تحویل به موقع اسکان دائم و ساخت و سازها توسط پیمانکاران طبق قراردادهای قید شده


زن ، 15 ساله ، مجرد ، دانش آموز دبیرستان: نداشتن جایی برای تفریح ، نداشتن خانه و مکان مناسب ، خیابان های نامساعد

زن ، 33 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: از این که زمین نداریم خانه درست کنیم از زندگی ناامید شده ام هیچ کس به ما که زمین نداریم توجهی نمی کند وقت ساخت و ساز هم دارد تمام می شود و ما به دلیل نداشتن زمین بلاتکلیف هستیم


زن ، 34 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل : ناراحتی از دست دادن عزیزان ، دوستان و همکاران

زن ، 22 ساله ، مجرد ، فوق دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: تورم ، بالابودن کرایه تاکسی ها و ووو


زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: از روند بازسازی شهر بسیار ناامید هستیم


زن ، 52 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: زلزله ، تصادف

زن ، 20 ساله ، مجرد ، دانشجو: ناامید نیستم فقط نگران این هستم که آیا می توانم دانشگاهم را تمام کنم یا نه


زن ، 14 ساله ، مجرد ، دانش آموز دبیرستان: فقط مسئله ی زلزله همه ی فکر من و همه ی دانش آموزان مدرسه را مشغول کرده است روزی نمی شود که در مورد زلزله حرف نزنیم


زن ، 12 ساله ، دانش آموز راهنمایی : من پدرم را قبل از زلزله در تصادف از دست دادم پدرم جانباز بود مادر و خواهرم را هم در زلزله از دست داده ام و الان تحت تکفل پدربزرگم هستم به علت این که برای من خانه درست نمی کنند ناامید شده ام


زن ، 12 ساله ، دانش آموز راهنمایی : در مقابل شهر بم می خواهم ناامیدم نکنند


زن ، همسر ترک کرده ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: وجود بیکاری و اعتیاد که تمام شهروندان را فرا گرفته است


زن ، همسر ترک کرده ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: وجود بیکاری و اعتیاد


زن ، 18 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: زلزله های پی در پی که می آید


زن ، 25 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، دیپلم ، خانه دار: مطمئن نبودن از خانه های ساخته شده

******

مرد ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : بیماری سالک شیوع پیدا کرده و مردم نگران شده اند


مرد، متأهل ، دیپلم ، بازنشسته : شیوع بیماری سالک

مرد ، 44 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل : پدیده ی خاصی نیست و همه چیز جای امیدواری انشاء الله خواهد داشت


مرد ، 17 ساله ، دانش آموز : مورد خاصی به نظرم نمی رسد


مرد ، 32 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: وجود افراد غیربومی در سطح شهر که محیط شهر را ناامن کرده است


مرد ، 29 ساله ، متأهل ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: روز به روز بر قیمت زمین ها افزوده می شود و ما را خیلی نگران کرده است که نمی توانیم زمین برای زندگی کردن فراهم کنیم


مرد ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، شاغل : زلزله های پی در پی ، مطمئن نبودن از ساخت بناهای ضد زلزله و مقاوم ، وجود یک جوی آب در منزل شخصی و زیر ساختمان منزلمان


مرد ، 22 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : ساخت و ساز
مرد ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: ساخت و ساز خوب نیست ، بیکاری جوانان


مرد ، 20 ساله ، مجرد ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: اعتیاد ، بیکاری


مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، شاغل : هیچ پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد


مرد ، 17 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: باید تأمین معاش زندگی را بکنم اما با این شرایط کاری .... زمینی خریده ام بنیاد مسکن گفت 20 دی ماه 84 بیا برای گرفتن نقشه و این که به شهرداری معرفی ات کنیم بعد از مراجعه در همین روز گفت که بعد از سال جدید. با توجه به ساخت و ساز و با توجه به اینکه در خانه ی شلوغی هستیم نیاز به خانه داریم و این واقعاً ناامید کننده است که خود مسئولین هر روز یک چیزی می گویند


مرد ، 46 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، شاغل : ساخت و ساز خوب نیست ، بیکاری جوانان



نمونه هایی از انتظاراتی که شهروندان از اعضای خانواده ی خود دارند

زن ، 70 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: به ما کمک کنند و حالمان را بپرسند


زن ، 20 ساله ، مجرد ، دانشجو : انتظار خاصی ندارم.

زن ، 15 ساله ، مجرد ، دانش آموز دبیرستان: دوست دارم تمام اعضای خانواده صمیمت را حفظ کنند


زن ، 33 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: خانواده ای که هیچ درآمدی ندارد چه انتظاری می توان از او داشت جز اینکه به خانه های مردم نگاه کنیم و آه بکشیم


زن ، 34 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل : من از همسرم توقع دارم که من را درک کند به خصوص با شرایط زندگی امروز و نداشتن امکانات کافی


زن ، 22 ساله ، مجرد ، فوق دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: بیشتر مرا درک کنند


زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: اعضاء خانواده امید به آینده داشته باشند و در کنار هم مشکلات را حل کنند


زن ، 52 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: بچه ها بیشتر به فکر والدین خود باشند و به حرف پدر و مادر خود بیشتر گوش دهند


زن ، 20 ساله ، مجرد ، دانشجو: خانواده آنچه در توانش است هزینه می کند اما از آن ها می خواهم که صبر داشته باشند با هر سختی که شده تمام می شود


زن ، 14 ساله ، مجرد ، دانش آموز دبیرستان: خانواده شرایط یک زندگی خوب را برای ما فراهم می کنند فقط از پدرم می خواهم که این قدر کار نکند او بخاطر ما چند شغل دارد و ساعات بیشتری از روز کار می کند


زن ، 12 ساله ، دانش آموز راهنمایی : هیچ انتظاری ندارم

زن ، 12 ساله ، دانش آموز راهنمایی : انتظار دارم پدر و مادرم که به مشهد می روند من را همراهشان ببرند


زن ، همسر ترک کرده ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: کمک و همیاری با یکدیگر

زن ، همسر ترک کرده ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: با هم صمیمی باشیم و در هر کاری به همدیگر کمک کنیم


زن ، 18 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: در مواقع سختی یار و یاور همدیگر باشیم و همچنان صبور باشیم


زن ، 25 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، دیپلم ، خانه دار: صمیمی و مهربان باشند و همدیگر را درک کنند

******

مرد ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : صبور باشند


مرد، متأهل ، دیپلم ، بازنشسته : تحمل مشکلات


مرد ، 44 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل : داشتن آرامش ، صبر ، پایداری و مقاومت


مرد ، 17 ساله ، دانش آموز : خواسته های مرا برآورده کرده و به آن احترام بگذارند


مرد ، 32 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: از خانواده توقع خاصی ندارم زیرا اگر مشکلی داشته باشم آنها در حد توان به من کمک می کنند


مرد ، 29 ساله ، متأهل ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: انتظار خاصی ندارم


مرد ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان، شاغل : با هم صمیمی و مهربان باشند و به خوبی و خوشی روزگار را سپری کنند


مرد ، 22 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : در هر حالتی همدیگر را درک کنند


مرد ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: احترام به یکدیگر


مرد ، 20 ساله ، مجرد ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: انتظاری ندارم متأسفانه بعد از زلزله محبت در خانواده ی ما کم شده است.
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، شاغل : در خانه به یکدیگر کمک کنند


مرد ، 17 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان، بیکار در جستجوی کار: از لحاظ روحی حمایتم کنند و نگذارند که پشیمانی به من دست بدهد.
مرد ، 46 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان، شاغل : به خواسته های همدیگر توجه کنند



نمونه هایی از انتظاراتی که شهروندان از خویشاوندان خود دارند

زن ، 70 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: فامیل هیچ کمکی به ما نمی کنند


زن ، 20 ساله ، مجرد ، دانشجو : انتظار خاصی ندارم.

زن ، 15 ساله ، مجرد ، دانش آموز دبیرستان: نیازهای مالی و روحی یکدیگر را تأمین نمایند


زن ، 33 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: خویشاوندان هر کدام به اندازه ی کافی مشکلات دارند و هر کس این روزها به فکر خودش است


زن ، 34 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل : من از خویشاوندان توقع دارم که مسائل جزیی و پیش پاافتاده ی زندگی را بزرگ نکنند و زندگی را به کام خود و دیگران تلخ نکنند


زن ، 22 ساله ، مجرد ، فوق دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: احترام متقابل به یکدیگر


زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: انتظار خاصی ندارم
زن ، 52 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: با هم بیشتر رابطه داشته باشد و اگر در گذشته کینه ای از هم داشته اند آن را کنار بگذارند و این چند سال زندگی را به راحتی و با مهربانی در کنار هم سپری کنند


زن ، 20 ساله ، مجرد ، دانشجو: آنها می توانند به خانواده ی ما کمک کنند از آن ها می خواهم که در مواقع سختی به فکر همدیگر باشند شاید روزی آنها هم مشکل من را پیدا کنند


زن ، 14 ساله ، مجرد ، دانش آموز دبیرستان: انتظاری از خویشاوندان ندارم برای اینکه همه ی ما در حال حاضر زندگی مثل هم داریم بنابراین توقعی از آنها ندارم


زن ، 12 ساله ، دانش آموز راهنمایی : با یکدیگر مهربان باشند و با هم رفت و آمد کنند


زن ، 12 ساله ، دانش آموز راهنمایی : با من خوب باشند چون نیاز به محبت دارم.
زن ، همسر ترک کرده ، سواد در

حد ابتدایی ، خانه دار: انتظاری ندارم چون اگر انتظاری داشته باشیم کسی توجه نمی کند پس سنگین تر هستیم که چیزی درخواست نکنیم


زن ، همسر ترک کرده ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: خویشاوندی که سال و ماه می گذرد و از حال همدیگر خبر نداشته باشند چه انتظاری می توان داشت


زن ، 18 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: با همدیگر رفت و آمد داشته باشیم و در موقع سختی که الان است به فکر همدیگر باشیم


زن ، 25 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، دیپلم ، خانه دار: انتظاری ندارم

******

مرد ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : بردبار باشند و زودرنج نباشند چون همه عصبی و کم توقع شده اند و باید همدیگر را درک کنند


مرد، متأهل ، دیپلم ، بازنشسته : همکاری و همیاری
مرد ، 44 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل : آرامش ، صبر و بردباری
مرد ، 17 ساله ، دانش آموز : مرا بیشتر درک کنند


مرد ، 32 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: در جهت رفاه همدیگر در حد امکان تلاش کنیم


مرد ، 29 ساله ، متأهل ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: انتظار خاصی ندارم زیرا مشکل با مسئولین هست که باید به فکر زوج های جوان باشند


مرد ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان، شاغل : در کنار هم بودن غنیمت است


مرد ، 22 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : با هم رفت و آمد داشته باشند


مرد ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: در سختی ها و مشکلات دست همدیگر را بگیرند


مرد ، 20 ساله ، مجرد ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: انتظاری ندارم چون زمانه طوری شده است که هیچ کس به فکر دیگری نیست


مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، شاغل : همیشه از حال یکدیگر باخبر باشند


مرد ، 17 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان، بیکار در جستجوی کار: کمکی که نمی کنند هیچ ، دیگران را هم به رخ آدم می کشند از آن ها می خواهم که با همفکر باشند و قدر همدیگر را بدانند و در زندگی یکدیگر دخالت نکنند


مرد ، 46 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان، شاغل : حداقل ماهی یکبار به منزل یکدیگر سر بزنند



نمونه های انتظاراتی که شهروندان از مسئولین دارند

زن ، 70 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: شرایطی فراهم کنند تا ما بتوانیم وام ها و بدهی هایمان را پرداخت کنیم


زن ، 20 ساله ، مجرد ، دانشجو : بازسازی مجدد خیابان ها و کوچه ها ، آسفالت کردن خیابان ها ، برق کشی شهری مناسب


زن ، 15 ساله ، مجرد ، دانش آموز دبیرستان: به وضع شهر بیشتر رسیدگی کنند


زن ، 33 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: از مسئولین خواهش می کنم که زمینی در حد یک ساختمان 60 متری در اختیار ما بگذارند تا وقتی که ساخت و ساز تمام نشده ما هم سرپناهی داشته باشیم


زن ، 34 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل : ساختن اماکن مذهبی هر چه سریعتر انجام شود


زن ، 22 ساله ، مجرد ، فوق دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: فکری به حال شهریه دانشگاه آزاد بکنند که بتوانیم ادامه تحصیل بدهیم


زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: به فکر حسابهای بانکی خود نباشند کمی هم به فکر مردم باشند


زن ، 52 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: بیشتر به مردم سر بزنند و از مشکلات آنها آگاهی کافی داشته باشند


زن ، 20 ساله ، مجرد ، دانشجو: شهریه دانشگاه آزاد را تخفیف دهند ، شرایط کار را برای ما فراهم کنند ، من دانشگاهم را تمام کنم آیا تضمینی وجود دارم که سر کار بروم با این هم خرجی که می کنم


زن ، 14 ساله ، مجرد ، دانش آموز دبیرستان: واقعیت را به مردم بگویند اگر واقعاً بم روی گسل است چرا بافت شهر را عوض نکردند پس چرا این همه سرمایه گذاری می کنند ترس از زلزله همیشه در دانش آموزان مدرسه ی ما وجود دارد


زن ، 12 ساله ، دانش آموز راهنمایی : برای من خانه درست کنند و برای جوانان فارغ التحصیل شغل ایجاد کنند.
زن ، 12 ساله ، دانش آموز راهنمایی : بم و ارگ قدیم را مانند گذشته بازسازی کنند


زن ، همسر ترک کرده ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: کار ساخت و ساز را به اتمام برسانند


زن ، همسر ترک کرده ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: ساخت و ساز خانه ها و مغازه ها را نظارت کرده و بیشتر رسیدگی کنند


زن ، 18 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: به فکر مردم خصوصاً زنان بی سرپرست باشند


زن ، 25 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، دیپلم ، خانه دار: رسیدگی به تمیزی خیابان ها و کوچه ها و آسفالت کردن آن ها

******

مرد ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : مسئولین شهر هیچ همکاری با مردم ندارند چون شهر ما نماینده ای ندارد هر کس به فکر خویش است


مرد، متأهل ، دیپلم ، بازنشسته : مسئولین فقط به فکر بچه ها و خویشاوندان خود نباشند


مرد ، 44 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل : رسیدگی به امور کاری مردم و ارتباط نزدیک با مردم که متأسفانه خیلی خیلی بد است


مرد ، 17 ساله ، دانش آموز : بررسی مشکلات دانش آموزان و رفع کمبودهای آنها

مرد ، 32 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: کمی به فکر بیکاری جوانان باشند


مرد ، 29 ساله ، متأهل ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: از مسئولین خواهش می کنم به مشکلات مردم کمی رسیدگی کنند مخصوصاً یک فکری برای قشر بیکار جامعه کنند و هممچنین مهلتی که برای پرونده سازی ساخت و ساز داده بودند تمدید کنند


مرد ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، شاغل : حداقل به اوضاع شهر رسیدگی کنند


مرد ، 22 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : به امور شهری رسیدگی نمی کنند و برای تعدادی از مردم خانه ای ساخته نشده است


مرد ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: به مشکلات مردم رسیدگی نمی شود


مرد ، 20 ساله ، مجرد ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: هر موقع به شهرداری یا جای دیگری می رویم برای ساخت و ساز هیچ اقدامی نمی کنند و زمینی داریم که در طرح است می گویند زمین شما از دست رفته است


مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، شاغل : به درددل مردم رسیدگی کنند


مرد ، 17 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: چرا اینقدر وعده می دهند اگر توانایی انجام کارها را ندارند چرا بر عهده می گیرند قرار بوده 20 دی کارهای ساخت و ساز من شروع شود اما برای آسان کردن کار خودشان اکثر افراد را حواله میدهند به بعد از عید


مرد ، 46 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، شاغل : به امور شهری رسیدگی نمی کنند و مشکلات مردم پابرجاست

نمونه هایی از کارهایی که باید انجام می شد ولی تا به حال انجام نشده است

زن ، 20 ساله ، مجرد ، دانشجو : شهر به وضعیت قبل از زلزله نرسیده است


زن ، 15 ساله ، مجرد ، دانش آموز دبیرستان: پیشرفت ساخت و ساز و خیابان ها و گرفتاری های مردم و نصب تلفن ها که انجام نشده است


زن ، 33 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: درست نکردن کوچه ها و خیابان ها ، به پایان نرسیدن تمام ناامیدی ها

زن ، 34 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل : کار ساخت و ساز به کندی انجام می شود و قیمت ها بالا رفته است و مصالح ساختمانی هم گران شده است


زن ، 22 ساله ، مجرد ، فوق دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: انتظار داشتیم که روند بازسازی بیشتر از این پیشرفت داشته باشد اول می بایست مناطق آسیب دیده را بازسازی می کردند بعد ساخت و ساز روستاها را شروع می کردند


زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: ساخته نشدن مکان های ورزشی برای جوانان از جمله زمین چمن در شهر بروات


زن ، 52 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: ساخت و ساز شهر ، ساخت و ساز اماکن مذهبی ، جمع آوری معتادان و گدایان از سطح شهر و ووو


زن ، 20 ساله ، مجرد ، دانشجو: ایجاد فضای سبز برای کودکان ، مدیریت بهتر در کارها ، جذب نیروهای بومی به جای غیربومی ها در واقع دخالت دادن جوانان بمی در کارها


زن ، 14 ساله ، مجرد ، دانش آموز دبیرستان: به مردم واقعیت را نگفتند در نظر مردم مسئولین غیرقابل اعتمادترین افراد هستند اگر صادقانه همه ی کمک ها را توزیع می کردند امروز مسئولین چهره ی دیگری در نظر مردم داشتند


زن ، 12 ساله ، دانش آموز راهنمایی : آواربرداری ضایعات ساختمانی داخل کوچه ها ، درست کردن تلفن ها ، بکار گیری افرادی بومی به جای غیربومی ها


زن ، 12 ساله ، دانش آموز راهنمایی : بعضی خانه ها درست شده اما با این وام حیاطشان درست نشده است


زن ، همسر ترک کرده ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: به مشکلات مردم رسیدگی نکرده اند و از زمانی که رئیس جمهور به بم آمد کار ساخت و ساز دارد به نحو احسن انجام می شود اما سهل انگاری پیمانکاران کار را دشوار می کند


زن ، همسر ترک کرده ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: قرار شد به کسانی که مستأجر بوده اند و زمین ندارند زمین بدهند اما هیچ اقدامی نشد و فرمهایی را بیهوده آوردند و ما آن فرم ها را تکمیل کردیم اما تا به حال هیچ خبری نشده است


زن ، 25 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، دیپلم ، خانه دار: کارهایی که باید انجام می شد بی شمار است از جمله رسیدگی نکردن به انتهای خیابان مالک اشتر

******
مرد ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : در این دو سال باید خانه ساخته می شد اما هنوز باید از این ستاد به شهرداری و دیگر ستادها مراجعه کنیم


مرد، متأهل ، دیپلم ، بازنشسته : سریعتر کار ساخت و ساز را انجام دهند


مرد ، 17 ساله ، دانش آموز : انتظار داشته ایم بعد از دو سال از زلزله ساخت و ساز مدرسه ی ما به اتمام رسیده باشد و کمبود امکانات از جمله کمبود سرویس بهداشتی در مدارس و دیگر وسایل کمک آموزشی برطرف شده باشد


مرد ، 32 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: ساخت شهر باید در طول این دو سال به پایان می رسید اما این طور نشد


مرد ، 29 ساله ، متأهل ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: دو بانده کردن خیابان ها که هنوز هیچ اقدامی نشده است و با این ترافیکی که در بم به وجود آمده تصادف زیاد شده و تعداد تلفات در بم زیاد است دوم اینکه مسئولین اصلاً رسیدگی نمی کنند در بم هزینه ها خیلی بالاست مثلاً کرایه ها خیلی بالا هستند


مرد ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، شاغل : کارهای بی شماری از جمله رسیدگی به کوچه ، خیابان ها مخصوصاً انتهای بلوار مالک اشتر که واقعاً وضعش خراب است


مرد ، 22 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : شهر آباد نشده است


مرد ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: بیکاری جوانان


مرد ، 20 ساله ، مجرد ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: خدمت به مردم و ساخت و ساز برای عموم شهروندان

مرد ، 17 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: سرعت ساخت و ساز ، نشناختن استعدادها ، به کار گرفتن بمی ها در همه ی امور


مرد ، 46 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، شاغل : ساخت و ساز انجام نشده و از نظر تجاری هنوز هم مشکل داریم


نمونه هایی از انتظاراتی که شهروندان از همسایان خود دارند

زن ، 70 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، خانه دار: رفت و آمد داشته و احوال همسایگان را جویا شوند


زن ، 20 ساله ، مجرد ، دانشجو : نرفتن روی پشت بام ها و مشغول به کبوتر بازی شدن و پرتاب نکردن سنگ روی بام همسایگان


زن ، 15 ساله ، مجرد ، دانش آموز دبیرستان: انتظار همدردی و مهربانی بعد از فاجعه ی وحشتناک زلزله را دارم


زن ، 33 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: با هم صمیمی باشند و کسانی را که جایی برای زندگی ندارند درک کنند


زن ، 34 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل : احساس همدردی داشتن با یکدیگر و با محبت بودن


زن ، 22 ساله ، مجرد ، فوق دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: این همسایه ی ما که مستأجر آورده به او تذکر بدهد که آشغال هایشان را جلوی خانه ی ما نریزند


زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: به حقوق یکدیگر احترام بگذارند


زن ، 52 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: همسایه های ما همگی خوب هستند و باید بیشتر در مورد هم خبر داشته باشند و برای همدیگر مزاحمت ایجاد نکنند


زن ، 20 ساله ، مجرد ، دانشجو: در زندگی همدیگر دخالت نکنند و به خاطر مسائل بی ارزش با بقیه ی همسایه ها بحث نکنند


زن ، 14 ساله ، مجرد ، دانش آموز دبیرستان: هر روز با همدیگر بحث می کنند آن هم به خاطر حصارکشی خانه هایشان از آنها می خواهم که با مدارا با یکدیگر رفتار کنند می توان مسائل را از طریق حرف زدن به آرامی حل کرد


زن ، 12 ساله ، دانش آموز راهنمایی : احترام همدیگر را نگه دارند و از رفتن پشت بام و کبوتر بازی کردن خودداری کنند


زن ، 12 ساله ، دانش آموز راهنمایی : انتظاری ندارم


زن ، همسر ترک کرده ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: باعث آزار و اذیت دیگران نشوند


زن ، همسر ترک کرده ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: با همدیگر خوب باشند


زن ، 18 ساله ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: در مشکلات همدیگر را یاری کنند و در تحقیقاتی که به عمل می آید درباره ی چیزی که اطلاع کافی ندارند صحبتی نکنند


زن ، 25 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، دیپلم ، خانه دار: قدر با هم بودن را بدانند
******
مرد ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : رعایت حال و حقوق همسایگان


مرد، متأهل ، دیپلم ، بازنشسته : رعایت حقوق یکدیگر

مرد ، 44 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل : رعایت حق و حقوق دیگران ، احترام به قوانین اجتماعی


مرد ، 17 ساله ، دانش آموز : همسایه هایی که آوارهای خانه هایشان را در کوچه ریخته اند و باعث سد معبر شده هر چه زودتر نسبت به برداشتن آوارها اقدام کنند


مرد ، 32 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: به فکر همدیگر باشیم و شرایطی را به وجود بیاوریم که بتوانیم در کنار همدیگر به خوبی زندگی کنیم


مرد ، 29 ساله ، متأهل ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: به دلیل اینکه جای ثابتی برای زندگی نداریم انتظار خاصی از همسایه ها ندارم


مرد ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، شاغل : قدر با هم بودن را بدانیم و فرصتها را از دست ندهیم


مرد ، 22 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : حقوق یکدیگر را رعایت کنند


مرد ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: همسایه های ما همگی با هم خوب هستند


مرد ، 20 ساله ، مجرد ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: همسایه خوب کسی است که از هر نظر یار و یاور همسایگان باشد


مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، شاغل : حقوق یکدیگر را رعایت کنند


مرد ، 17 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، بیکار در جستجوی کار: به زندگی همدیگر کاری نداشته باشند و سرشان گرم زندگی خودشان باشد


مرد ، 46 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، شاغل : حق و حقوق یکدیگر را رعایت کنند


نوروزهای گذشته ، نوروزهای آینده
لحظه به لحظه زندگي خاطره است اما هيچ خاطره اي زيباترو شيرين تر از دوراني نيست كه با خانواده ام دور هم جمع بوديم.اما افسوس كه اين دوران با هم بودن مثل نسيم بهاري گذشت وزلالي خاطرشان هيچ گاه از خاطرم نرفت وافسوس كه نبود آنها بهارشادي هايم را به خزان تبديل كرد
خدايا دلم براي آن سفره های هفت سين تنگ شده هفت سيني كه با پدر و مادر وخواهر وبرادرم دور هم جمع بوديم دلم براي آن لحظه تحويل سال و آرزوهاي يك به يك اعضاي خانواده ام ، برق شادي در چشمان خواهرم وبرادرم تنگ شده وحالا فقط با خاطرات آنها زندگي مي­كنم آه خيلي دلم براي خانه خشت وگلي مان ومحوطه بزرگ حياط مان وشيرين زبانيهاي خواهر كوچكم تنگ شده آخر اي خدا چه مصلحتي بود كه ديدار هاي ما به آخرت پيوند بخورد تا هر سال با ياد آنها بر سر مزارشان سفره هفت سين پهن كنم و با قرائت فاتحه روحشان را شاد كنم

عباس الف هستم متولد 1367 ، در زلزله از خانواده ي من كه 7 نفره بوديم فقط من زنده مانده ام وقيم من دايي ام است وا ز زندگي با آنها راضي هستم و مواقعي كه ياد خانواده ام مي افتم خيلي ناراحت مي شوم و دوست دارم كه عيد امسال به مشهد مقدس بروم تا به نيابت از آنها زيارت كنم و من هم از خانواده ي دايي ام خيلي تشكر مي كنم كه نمي گذارند ، احساس كمبود كنم
من يك بچه ي بي سرپرست هستم و از مسئولين درخواست مي كنم كه به مشكل من و امثال من رسيدگي كنند
اميدوارم عيدامسال براي همه ي بچه هاي بي سرپرست عيدي خوب و اميدواركننده باشد
----
زهرا . م هستم و 16سال سن دارم در سال اول دبيرستان تحصيل مي كنم در زلزله از خانواده ي 6 نفري ما فقط من زنده مانده ام و الان هم در منزل پدربزرگم زندگي مي كنم و از خداوند تشكر مي كنم كه مادربزرگ و پدربزرگم را برايم زنده نگه داشت تا طعم بي پدري و بی مادري را كمتر احساس كنم ولي با اينكه من با خانواده ي پدربزرگم زندگي راحتي دارم پدربزرگم به دليل بيماري روحي كه دارد اخلاقش كمي تند مي باشد.
بيماري پدربزرگم مرا نااميد مي كند فكر مي كنم اگر اتفاقي براي پدربزرگم بيفتد سرنوشت من چه خواهد شد. از اقوامم انتظار دارم اگر روزي براي پدربزرگم اتفاقي افتاد سرپرستي مرا بعهده بگيرد و نگذارند سرنوشت من به بهزيستي كشيده شود. از مسئولين مي خواهم كه شب عيد به فكر بچه هاي بي سرپرست باشند حداقل بيايند نيمي از شادي هاي زندگي شان را بين دلهاي مرده ی ما تقسيم كنند گناه ما بچه هاي بي سرپرست چيست؟
گزارش از زينب و صديقه جزيني زاده
----
عباس سبزواري از رسانه ها مي خواهد كه به مردم روحيه دهند و براي روحيه دادن بهتر است با كساني صحبت شود كه روحيه داشته باشند ما آنقدر مشكلات مردم را ديديم نه دلي داريم و نه مي توانيم روحيه داشته باشيم
فاطمه: تو مرا گم كردي به بلنداي وجودت اما من تو را پيدا خواهم كرد به صدايت اي بهار
حليمه: سال پرباري را براي تمام هم وطنان آرزو دارم و ان شاء الله در هيچ جاي دنيا بلايي مانند بلاي زلزله بم رخ ندهد
ناهيد: چه خوب است كه امسال با توكل بر خدا و اعتقاد به سرنوشتي كه در سال جديد برايمان رقم مي خورد با آغوش باز به استقبال بهار برويم
سليمه: بچه هايي كه خانواده ي خود را از دست داده اند ناراحت نباشند براي اينكه ما در كنارشان هستيم و به ديدن آنها خواهيم رفت
يونس: بهار فصل خانه تكاني است پس قلبهايمان را از كينه و نفرت خانه تكاني كنيم
اشرف: از ته دل از خدا مي خواهم كه زميني به من بدهد
صديقه: سال خوش و پر بــركتي داشته باشم و بتوانـم در كـلاسهاي دانشگاه موفق بوده و ادامه تحصيل بدهم
مادر، هر سال مي گذرد ولي داغ تو تازه تر مي شود هر چند كه در كنارمان نيستي اما ياد و خاطره ي توست كه اميد زندگي را در وجود من روشن مي كند
جمعي از ساكنان اردوگاه: عيدي مسئولين به ما اين بوده كه ما را وادار كردند كه اردوگاه را تخليه كنيم و آزارمان بدهند
الهام رشيدي فرد
----
عشق را نخواهيم کشت
دنياي زيبايي را كه سالها با ذره ذره ي شبنم ها ساخته بوديم به يكباره با زلزله اي هولناك همچون اشعه هاي خورشيد از هم پاشيد ، براي همين ديگر سالها و عيدها را فراموش كرديم فاصله ها را از خود دور كرديم و در آينه ها گم شديم زيرا مي خواستیم به روزگار بفهمانيم كه عشق مرده است اما ماهي هاي كوچك قلبمان اين اجازه را به مردمان نمي دهند هر وقت شكوفه هاي بهار نارنج را مي بينيم ياد سفره ي هفت سيني مي آييم كه دور آن پر از شلوغي بود پر از مهر و صفا بود پس دلمان را به باد نسيم عيد مي سپاريم و خود را به بالاترين برج پيچك خانه ها مي رسانيم تا با باد بهاري يك خانه تكاني حسابي بكنيم امسال سالي است كه بايد سياهي ها را شست چه با ماهي ها و چه با يك سيب سرخ بايد با عشق در پستوي خانه هاي آوار شده زندگي کرد تا روشني سبز درختان را در فصل بهار ديد ، بهار فصل زندگي است ، زندگي در آن سوي درياها ، بهار فصلي است كه بايد نقابها را از چهره ها برداشت و جور ديگرنگاه كرد ، بهار فصل باريدن است و عاشق شدن ، فصل زنده شدن قاب عكس هاي خاك خورده از زلزله ، بايد تنهايي را درخود كشت و به ياد پرستوهاي عاشق كنار سفره ي هفت سين نشست با بهار است كه مي توان از ديوارهاي سنگي عبور كرد ، با بهار مي توان به غمها خنديد و به روزگار تلخ پشت كرد ، حتی مي توان با قارقار كلاغ ها كنسرتي براي عيد ساخت. امسال بايد سفره اي به پهناي دل همه ي عزيزان پهن كنيم تا بتواند داغ هزاران نسترن را تحمل كند در صبح آدينه هاي پاييز باز بهار خواهد آمد كه براي ما اهل بم هنوز صفاي مهتاب را دارد بايد آوار دلمان را كنار بزنيم و سفره ي هفت سين را در اوج عشق قلبمان بكاريم بايد با بهار در اوج صوت قرآن غرق شويم زيرا سايباني به جز سقف خدا نداريم
فاطمه حافظ آبادي
----
شب عيد با خدا
نغمه محمد پور 21سال سن دارد و از 12سالگي به كمك مادر بزرگش به پرورشگاه مي آيد اينجا را بهتر از خانه خود مي داند و با همه افرادي كه اينجا وجود دارند احساس خواهري ميكند
از وقتي كه به اينجا آمدم فكر نمي كردم تا اين حد برخورد خوبي با من داشته باشند اوايل شايد احساس غريبي ميكردم اما بعد ووو
در اينجا به آنچه نياز داشتم رسيدم مي خواستم يك نقاش باشم والان نقاش هستم حتي نمايشگاه هم زدم اما هيچكس حتي مسئولين هم نيامدند از نمايشگاه ديدن كنند براي همين شايد ديگر نمايشگاه نزنم
پدر ومادرم نمي دانم به چه دليلي از هم جدا شدند اما در حال حاضر نمي خواهم از آنها اطلاعي داشته باشم دوست دارم در مورد آن ها هيچ صحبتي نكن
هنوز انسان موفقي نيستم براي رسيدن به موفقيتها هنوز بايد گامهاي زيادي بردارم اما از هيچ كس جز خدا كمك نمي خواهم. مي خواهم در زندگي فقط به خدا تكيه كنم
بعضي وقتها از خيلي ها كمك خواستم اما بعضي هايشان كمك نكردند البته ناراحت نيستم براي اينكه اينطوري سعي كردم روي پاي خودم بايستم
براي آينده تصميم هاي زيادي داشتم اما شرايط كه تغيير كرده من هم تصميم هايم را تغيير مي دهم
تشكر مي كنم از همه ي آنهايي كه به من كمك كردند
لحظه ي سال تحويل : الهي به اميد تو ‹‹ الهي و ربي من لي غيرك
----
عيد قشنگ ترین واژه اي است كه من دوست دارم با شنيدن اين واژه تمام خاطراتم كه با عزيزان قبل از زلزله داشتم در من زنده مي شود ولي چه افسوس كه ديگر آنها در ميان ما نيستند ولي من هميشه يادشان هستم
عيد را به تمام آن عزيزان تبريك مي گويم
----
اگر بتوان گفت كه عيد است ، هميشه قبل از زلزله لحظه شماري مي كردم براي فرارسيدن عيد نوروز همه ي اقوام دور هم بودند بوي بهارنارنج فضاي شهر عزيزم بم را پر مي كرد گويي وارد بهشت مي شديم
الان دو سال و نيم است و اين عيد سوم است از وقتي كه همه ي عزيزان من را تنها گذاشتندعيدي ندارم نزديك عيد همه ي خاطراتي كه با آنها داشتم در ذهنم دوباره نو مي شود ولي چه مي شود كرد اين كار سرنوشت است
من در عيدي كه در راه است از خدا مي خواهم كه سالي پربركت براي همه ي هم وطنان و مسلمانان باشد و بار ديگر از او مي خواهم كه ديگر هيچ جايي زلزله و حوادث طبيعي به وجود نيايد تا همه اينگونه ناراحت نباشند
اي شهر نخل هاي سرسبز تو را با تمام وجود دوست دارم
فرزند تو : فرشته
----
با آمدن آن زلزله ي فجيع ديگر هيچ يك از بمي ها عيدي ندارند خدايا اميدوارم به همه ي آنها صبري عطا كني كه بتوانند براي ادامه ي زندگي طاقت بياورند هر وقت ياد روزهاي قبل از زلزله مي افتم با خودم مي انديشم كه چه روزهايي را از دست دادم خدايا تواني به من عطا كن تا بتوانم عيدي همانند عيدهاي قبل از زلزله داشته باشم اميدوارم كه روزهاي خوش به پايان نرسد سرسبز شدن درختان و زيبايي طبيعت زياد مهم نيست خدا كند دل مردم بم دوباره جوانه بزند و رشد كند ، اميدوارم
به اميد عيدي پر از شادي و خوشحالي ، خدايا به اميد تو مي خواهم عيدي پر از شادي و خوشحالي داشته باشم
----
باز هم واژه ي بهار و فرارسيدن سال نو ، سال شكوفايي ، عيد با تمام زيباييهايش باز هم از راه آمد كاش قلب هاي ما نيز بهار را تجربه مي كرد اما دل ما فقط با واژه ي پاييز آشناست و غريب است با عيد. هر چه به عيد نزديك تر مي شوم برگ ريزان قلبم زيادتر مي شود شايد به خاطر تنهايي و از دست دادن عزيزانم است خاطرشان جاويد باد
‹‹ عيد من پاييز است يك خزان زرد زرد››
در آغاز سال نو از خداوند منان خواهان روزهاي زيبا و صبري جزيل براي همشهريان عزيزم هستم
عيد بر تمام بهار دوستان مبارك باد
----
اگر سالها پيش قرار بود درباره ي حال و هواي عيد بنويسم وضعيت فرق مي كرد وشايد اينگونه مي نوشتم كه
ذوق وشوق خريد عيد پس از تكرار هر ساله برايم عادتي شيرين شده است اين روز ها مدام مشغول خريدن كارت تبريك هاي زيبا هستم كه بتوانم با هديه دادن آنها به دوستان وكساني كه دلم برايشان مي تپد در خاطرشان جا بگيرم آبرنگ هايم را براي رنگ زدن تخم مرغ سفره هفت سين آماده كرده ام پدرم را به اصرار راضي كرده ايم كه در اولين فرصت به مسافرت برويم به كوه ودريا برويم ولب رود خانه طنابي به درخت ببنديم وتاب بخوريم وروي سنگ ها خاطره بنويسيم گر چه ميدانيم باران بهاري پاكش خواهد كرد شايد اگر سال ها پيش درباره عيد چيزي ميگفتم شكوفه بود و عشق وتازه شدن ديدار ها واميد وحالا عيد فقط تكرار ست وفقط براي بچه هايمان معني دارد برايمان زمان مشخصي است كه از فراق خوبانمان ميگذرد عيد برايمان به يادمان مي آورد چند سال از نوروز كه در ميان علفزاران ميدويديم وبه اغوش پدر مي پريديم ميگذرد به يادمان مياورد چند سال است كه مادرمان حتي قصه ی دروغ بابا نوروز را برايمان تعريف نكرده است درد دوري از عزيزاني كه حتي شبها بدون آنها نمي خوابيديم برايمان چند برابر ميشود ومي گويم خدايا حتي وقتي كه كودك بوديم باور نمي كرديم روزي بر سد كه لحظه سال تحويل دركنار خوبانمان نباشيم واين لحظه ی شيرين كه پراز بوسه بردست پدر ومادرمان بود بي رنگ شود
مهناز سعيد مركز شبانه روزي حضرت فاطمه زهرا(س)
گزارش از الهام رشیدی فرد

نوروز در اردوگاه معصومیه 1

این اردوگاه که در خیابان امیرکبیر کوچه ی مرصاد واقع شده است به دلیل ساکن شدن مردم بومی شهر بم از نظر امنیت برتری خاصی نسبت به دیگر اردوگاهها داشته و دارد با توجه به جمع آوری اردوگاهها هنوز از جمع آوری این اردوگاه خبری نیست. زمین این اردوگاه متعلق به شهرداری می باشد که ساکنان این خیابان و اطراف آن آرزوی ساخت فضای سبز را برای این زمین دارند
اردوگاه دارای 186 کانکس است که اهدایی کشور ترکیه می باشد تقریباً تمام کانکس ها دارای سکنه می باشند مگر تعداد معدودی به عنوان انبار. با اتمام ساخت و ساز بعضی منازل ، صاحب خانه ها اردوگاه را ترک کرده و جای خود را به مستأجران و تازه ازدواج کرده ها داده اند. به طوری که اکنون اکثر ساکنان اردوگاه ، مستأجران یا تازه ازدواج کرده هایی هستند که صاحب زمین نمی باشند و با توجه به گران بودن زمین توانایی خرید زمین برای ساخت واحد مسکونی ندارند. هنوز دولت هیچ تصمیمی برای این قشر که تعدادشان هم زیاد است نگرفته است و در صورت نداشتن زمین وام به آنها تعلق نمی گیرد. از نظر بهداشت و ساخت سرویسهای بهداشتی و حمام هیچ اقدامی نشده و تنها جواب مسئولان محترم از دو سال قبل جمع آوری اردوگاه بوده است و هنوز هم تاریخ دقیق جمع آوری اردوگاه را نمی گویند و هر بار ساکنان اردوگاه در مورد مسائل و مشکلات اردوگاه سخنی بگویند در جواب گفته می شود که اردوگاه به زودی جمع می شود
امکانات اردوگاه مثل مغازه های خواروبار فروشی ، آرایشگاه ، خیاطی ، تعمیرگاه ماشین ، از همان روزهای اول شروع به کار کرده اند و هنوز هم فعالیت آنها ادامه دارد و مدت یک سال بود که مهدکودک و کانکس متعلق به ماشینهای لباسشویی بسته شده بود که مدتی است شروع به کار کرده اند با نزدیک شدن به عید نوروز اردوگاه هم چهره ای دیگر به خود گرفته و مردم در وسط اردوگاه به شست و شو مشغول هستند و بعضی ها هم مشغول جمع آوری آشغالهای اطراف کانکس ها و شست و شوی بیرون کانکس می باشند. بیماری سالک که در بم شیوع پیدا کرده ساکنان این اردوگاه را هم در بر گرفته و همگی نگران از آمدن فصل گرما و بودن آبهای راکد در وسط اردوگاه و جمع شدن پشه ها هستند
مهری جزینی

معرفی یک مرکز حمایت از کودکان و زنان
سالهای دراز بود که بیشتر مسائل خانوادگی منجر به بحرانهای اجتماعی می شد و کانون گرم خانواده ها به دلیل ناآگاهی از هم گسسته می شد و هیچ کس نبود که دست یاری به طرف آنان دراز کند و آنان را از مردابی که در آن غرق می شدند نجات دهد. مرکز مداخله در بحرانهای اجتماعی آمده است تا خدمات مشاوره و روانشناسی را برای این افراد ارائه دهد. حمید آذرمی مسئول مرکز در گفتگو با خبرنگار خبرنامه گفت: این مرکز از اردیبهشت 83 کار خود را شروع و یک تیم تخصصی دارد که 2 روانشناس ، 2 مددکار و یک کارشناس مسئول در 2 شیفت از ساعت 7 صبح الی 7 شب خدمات رسانی می کنند مسئول مرکز مداخله در بحرانهای اجتماعی در ادامه گفت: مرکز در زمینه های طلاق ، اعتیاد، خودکشی ، فرار از منزل ، کودک آزاری ، بزهکاری ، همسر آزاری ، کودکان خیابانی ، زنان و دختران در معرض آسیب ، زنان و دختران آسیب دیده فعالیت می کند. حمید آذرمی در مورد چگونگی شناخت این افراد افزود: این افراد یا به صورت حضوری مراجعه می کنند یا مراکز انتظامی آنها را به مرکز ارجاع می دهد و یا اینکه تیم شناسایی که بعدازظهرها در سطح شهر کار می کند این افراد را شناسایی و بعد خدمات مشاورده و روانشناسی ، پزشکی و روانپزشکی به آنها ارائه می دهد
وی در ادامه اظهار داشت : از زمان شروع کار ، مرکز 3184 مددجو داشته که 3230 جلسه مشاوره انجام دادیم که از بین این افراد ، اعتیاد و اختلافات خانوادگی بیشترین آمار را داشته است با توجه به اینکه بم از لحاظ جغرافیایی در منطقه ای واقع شده که خط ترانزیت مواد مخدر می تواند باشد و پیش از زلزله هم اعتیاد در بین مردم رواج داشت اما بعد از زلزله به دلیل مشکلات روحی و روانی ، از دست دادن بستگان ، دوستان ، اموال و ویرانی شهر به دلایل غلط و کاذبی که برای خود به وجود آوردند برای تسکین آرامش روحی خود به مواد مخدر روی آورند که البته موارد اعتیاد جهت ترک از این واحد به واحد پیشگیری که در اداره ی بهزیستی مستقر است برای ترک به صورت رایگان ارجاع داده می شود. ما فرد معتاد را یک بزهکار و بدکار نمی دانیم بلکه فرد معتاد را به عنوان یک بیمار می دانیم که باید تحت درمان و خدمات ویژه ای قرار بگیرد تا خیلی زود به پیکره ی خانواده و جامعه برگردد
وی در ادامه یادآور شد: دلایل اختلافات خانوادگی و زیاد شدن آمار طلاق ، اعتیاد یکی از زوجین ، نداشتن مسکن مناسب ، فقر مالی و ازدواج های مجددی است که با شناخت کافی از یکدیگر صورت نگرفته و زوجین با توجه به ذهنیتی که از زندگی آرام قبلی خود داشته پا به زندگی مجدد می گذارند و زندگی کنونی خود را با گذشته مقایسه می کنند و با توجه به مشکلات روحی و روانی ، مادی و مسکن که وجود دارد اینگونه مشکلات قابل هضم نیست که در نهایت منجر به طلاق می شود فردی که دچار مشکلات خانوادگی شده و به این مرکز جهت مشاوره مراجعه می کند در وهله ی اول سعی می شود که آرامش روحی و روانی برای او فراهم شود سپس تصمیمات بهتری اتخاذ گردد. این مرکز سعی می کند تا آنجا که امکان دارد از وقوع طلاق جلوگیری کرده و با مشاوره زمینه ی آرامش افراد در زندگی فراهم گردد
حمید آذرمی در پایان ضمن احساس نگرانی از مشاهده ی چنین مسائلی یادآور شد نه به عنوان یک مسئول یا کارشناس روانشناسی بلکه به عنوان یک انسان از دیدن مشکلات و معضلات خانواده ها و جامعه بسیار ناراحت و نگران هستم و شاید به این دلیل باشد که به طور روزانه و مستمر با این قبیل مشکلات سر و کار داریم. باید درد جامعه ی امروزی بم را بیشتر بفهمیم و از این جهت بیشتر نگران و ناراحت باشیم از مسئولین خواهشمندم که مشکلات اجتماعی شهر بم را جدی بگیرند و تصمیمات عملی برای رفع این مشکلات اتخاذ کنند
در پایان خانم محمد آبادی مددکار واحد آسیب های اجتماعی از (ان.جی.و) ها و افراد خیر خواست که اگر می خواهند به صورت رسمی و غیررسمی در زمینه ی حمایت از اقشار آسیب دیده کمک کنند می توانند به دفتر این مرکز واقع در بهزیستی مراجعه نمایند
همچنین اگر فردی نیاز به کمک و مشاروه داشت همشهریان می توانند با شماره ی 03442210554 موارد را گزارش کنند و اگر شخصی به هر دلیل مایل به مراجعه ی حضوری نباشد می تواند با این شماره تماس گرفته و از خدمات مشاوره به صورت تلفنی بهره مند گردد

الهام رشیدی فرد ، حلیمه شیهکی

لغو طرح فاضلاب شهری و یک قدم به عقب

اگر بخواهیم نگرانی های مردم را در سالی که گذشت بررسی کنیم می توان یکی از شاخص ترین آنها را لغو طرح فاضلاب شهری دانست. در ماههای ابتدایی زلزله که کوره ی کمک های انسان دوستانه داغ بود مسئولین دولتی پس از بررسی هایی که انجام دادند به این نتیجه رسیدند که طرح فاضلاب شهری باید در بم اجرا شود. اجرای چنین طرحی در شهری که باید از اول ساخته می شد کاری بنیادی و بسیار خوب بود و می توان گفت که بم نیاز مبرم به آن داشت که دلایل آن نیز برای همگان معلوم است. با توجه به روی کار آمدن دولت جدید انتظار می رفت که روند بازسازی و زیبا سازی شهر سرعت بیشتری بگیرد و دولت تصمیمات تازه تر و بهتری برای پیشرفت شهر بگیرد. اما شنیدیم حتی طرح فاضلاب شهری در بم بدون هیچ دلیل قانع کننده ای لغو شد. مردم از مسئولین اجرایی حداقل توقعی که داشتند این بود که در رسانه ها دلایل لغو آن را توضیح دهند. اما تنها جوابی که خبرنگاران از زبان فرماندار شهر شنیده بودند این بود که حتماً مسئولین صلاح دانسته اند آیا این جواب می تواند پاسخ قانع کننده ای برای همه ی سؤال های در ذهن مردم مصیبت دیده بم باشد؟ مسلماً نه ، با توجه به فرموده ی مقام معظم رهبری که فرمودند « بم را مستحکم تر و زیباتر از گذشته خواهیم ساخت» این سؤال پیش می آید که آیا اجرای چنین طرح هایی چون طرح فاضلاب شهری و تعریض و ... زیبایی و استحکام شهر را بیشتر نمی کرد؟ مطمئناً لغو چنین طرح های بنیادی در شهر بم یک قدم به عقب می باشد نه پیشرفت. امید است مسئولین در آستانه ی سال نو توجه بیشتری به دغدغه های مردم بم داشته باشند و این موارد بررسی بیشتری شوند و توضیحی برای مردم داشته باشند

رحمت الله دریجانی

مؤسسه ی خیریه همراهان بم و طرح حفظ پیوند با خانواده
نظر به اینکه یکی از تبعات منفی زلزله ی پنجم دی ماه سال 1382 به جا ماندن حدود 5 هزار کودک بی سرپرست یا تک سرپرست می باشد و با وجود اینکه برخی از این کودکان در خانواده ی بستگانشان نگهداری و سرپرستی می شوند اما وسعت فاجعه به اندازه ای است که برای بعضی از این کودکان یا هیچ کس باقی نمانده و یا افراد باقیمانده توانایی نگهداری آنها را ندارند و در نتیجه این دسته از کودکان به دلیل ذکر شده و همچنین عدم وجود مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست در این شهر به تنهایی به زندگی خود ادامه میدهند که این امر بالقوه می تواند مشکلات و خطرات زیادی را برای این دسته از کودکان فراهم آورد که از جمله می توان از احساس عدم امنیت به علت زندگی در خانه ای بدون حصار و بدون حمایت نام برد که این امر استرس قابل ملاحظه ای در این کودکان ایجاد و احساس بی پناهی را در آنان تقویت می کند ، از سویی تعداد زیاد کودکان بی سرپرست و پراکندگی آنها در سراسر شهر و عدم دسترسی به علت تخریب شهر و بر هم خوردن نظم ساختار شهری مانند کوچه ها ، پلا ک خانه ها ، طرح و رنگ ساختمانها و ... (نبود آدرسی مشخص) دسترسی به آنها را بسیار مشکل و در پاره ای مواقع غیرممکن می سازد و در مواردی پیش آمده است که کودک نیازمندی به علت پیدا نشدن آدرس محل سکونتش از دریافت خدماتی محروم شده است بنابراین وجود سازمانی که بتواند چنین کودکانی را مورد حمایت جدی قرار دهد به شدت احساس می شود
این طرح مشتمل بر فضایی نه جهت نگهداری بلکه برای حمایتهای همه جانبه مانند حمایت روانی ، اجتماعی ، آموزشی ، عاطفی و ... از کودکان و نوجوانان گروه هدف خواهد بود که طی دو مرحله اسکان اضطراری و موقت و اسکان دائم می باشد
اسکان موقت شامل محدوده یا زمینی می باشد که برای تأمین کودکان دیوارکشی می شود و برای شروع مجهز به بیست کانکس خواهد شد و هر کانکس یا اتاق دارای سرویس بهداشتی مستقل و در مجاورت هر کانکس محوطه ای به عنوان حیاط خصوصی با اندازه ای در حدود مساحت کانکس می باشد و این محوطه از محوطه ی مجاور جدا می گردد تا استقلال کودکان و نوجوانان که معمولاً خانواده ای ده ، سه یا چهار نفره را تشکیل می دهند (خواهر و برادر ) تأمین گردد و هر خانواده از جهت هر یک از ابعاد زندگی مانند خرید نیازمندیهای روزمره ، آشپزی ، درس خواندن ، ایاب و ذهاب ، خوابیدن و ... کاملاً مستقل و شبیه ساختار یک خانواده ی معمولی جامعه خواهد بود
در محوطه ی اصلی فضای سبز ، مکان تفریحی شامل تاب ، سرسره و ... می باشد. همچنین این مرکز دارای کتابخانه ، سالن نمایش ، سایت کامپیوتری ، مرکز مشاوره ی تحصیلی و روحی و کلاسهایی جهت برگزاری دوره ها و مهارت آموزی های متنوع می باشد تا کودکان مستقر در مرکز در صورت تمایل از آن استفاده کنند
این مرکز دارای محاسنی است از جمله اینکه برای کودکان بی سرپرست یا بدسرپرست تأمین امنیت می کند و به علت آنکه کودکان در کنار هم زندگی می کنند برای آنها ایجاد امنیت کرده و از حمایت هم بهره مند می شوند ، باعث توانمند سازی و جلوگیری از وابستگی
و کم توانی آنها می شود ، کودکان برای هم حمایت روحی و روانی ایجاد می کنند ، به علت مجتمع بودن امکان اعمال روشهای استاندارد تشویقی ، تربیتی و ... بوجود می آید. در صورت نیاز هر یک از کودکان ، مددکاران با کودکان همراهی کرده و برای آنها به عنوان حامی خواهند بود
برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید از طریق این شماره همراه با آقای سبزواری تماس بگیرید. 09131440199

اقدامات شهرداری بروات به مناسبت عید نوروز

شهردار بروات اقدامات صورت گرفته توسط شهرداری به مناسبت عید نوروز را چنین ذکر می نماید: آسفالت بلوار امام ، زیر سازی و آسفالت کانالهای سطح شهر ، درختکاری و گل کاری بلوار امام و منطقه ی زیرافراز ، جدول گذاری و ساماندهی ورودی شهر ، ساخت سه پل عابر پیاده که امید است یکی از آنها در ایام نوروز به بهره برداری برسد
برای اسکان مسافرین نوروزی مدارس شهر در نظر گرفته شده است همچنین راهنمایی مسافران نوروزی با استفاده از کانکس یا چادر در ورودی شهرصورت می گیرد و مسیرهای خاکی آب پاشی می شود
کارهایی که شهرداری بروات انجام داده است به این صورت است که 25 قطعه زمین به مساحت 2 تا 10 هزار متر مربع در اختیار خیرین قرار داده که ساختمان های آن بین 50 تا 100 درصد ساخته شده است ، یک قطعه زمین در اختیار کمیته ی امداد و یک قطعه زمین هم دراختیار سازمان آب قرار داده است
طرح تعریض در بروات در حال انجام شدن است که 90 درصد این طرح انجام شده و مردم ملک خود را به نام شهرداری کرده اند ولی هنوز مطالبات مردم پرداخت نشده است بقیه ی مانده ی طرح از اعتبارات سال 85 پرداخت خواهد شد
از لحاظ امکانات شهر بروات امکانات زیادی ندارد خصوصاً تربیت بدنی که به آن اعتبار داده شده است ولی پیمانکار کار نمی کند زمین های ورزشی چمن ندارد ، استخر شنا هم وجود ندارد
همچنین اصناف برای ساخت واحد تجاری خود به کانیتنر نیاز دارند اما با کمبود کانتینر مواجه هستند
الهام رشیدی فرد ، حلیمه شیهکی


طبیعت را با کاشتن درخت حفظ کنیم


در روز یکشنبه 21 اسفندماه در یک حرکت نمادین با مشارکت شهرداری بروات ، اداره ی جهاد کشاورزی شهرستان بم ، اداره ی منابع طبیعی ، بسیج خواهران و برادران به مناسبت هفته ی درختکاری ، در منطقه ی زیرافراز بروات انواع درختان اعم از سرو ، کاج ، اکالیپتوس و ... کاشته شد. لازم به ذکر است هدف از این حرکت تشویق و ترغیب مردم برای حفظ و حراست از فضای سبز شهر می باشد
حلیمه شیهکی ، الهام رشیدی فرد


برگزاری پنجمین نمایشگاه کتاب در بم


پنجمین نمایشگاه کتاب صبح روز شنبه بیستم اسفندماه با حضور معاون فرهنگی اداره ی کل ارشاد اسلامی استان کرمان ، مسئولین شهر بم و جمعی از ناشران در محل نمایشگاه واقع در بلوار شهید باهنر برگزار شد. به گفته ی محمد علی جوشایی رئیس اداره ی ارشاد شهرستان بم این نمایشگاه با حضور جمعی از ناشران معتبر کشور با موضوعات فرهنگی، مذهبی ، تاریخی ، علمی ، ادبی و هنری با بیش از 9 هزار جلد کتاب به مدت یک هفته برگزار می شود. وی در پایان افزود: با توجه به زلزله ی شهرستان بم و از دست رفتن تعداد زیادی کتاب امید فروش بیشتر کتاب را در ایام عید نوروز امسال داشته ایم
حلیمه شیهکی ، الهام رشیدی فرد

سخن دل

سویدای دلُم یاد از وطن کرد
چو آهویی که یادی از ختن کرد
دلُم خونه خدایا چون عقیقی
که از سوز یمن با فتن کرد

دلُم می خواد شبی ای یار جونی
بیایی شهر بم پیشُم بمونی
ز سوز ناله های جانگدازم
شوی همدرد و از حالُم بدونی

دلُم می خواد به شهر بم روم وِل
برای راحت جان و تن و دل
گذارُم گرفته ور سین چار فصل
ز آب دیده سازُم خاک را گِل

دل من تاب دلتنگی نداره
به جز صدق و صفا رنگی نداره
نرنجد دوستی گر گفته ام من:
حنای تو دگه رنگی نداره

زمین لرزید و لرزان شد دل ما
ز جا افتاد جا و منزل ما
چه روزی بود روز پنجم دی
که غم آمد سراغ محفل ما

مرا طاقت زهجرونت به سر شد
ز سوگند و قسم کارُم به در شد
چو آمد زلزله ی بم بادمجونش
هزار آفت گرفت و بی ثمر شد

محمود توحیدی

ارزش ارگ ، ارزش یک نگاه نو


دهه ی سی شمسی است ، سالهای 1330 ، ارگ بسان کندویی بزرگ در شمال شهر بم به نظاره نشسته است ، خانهای از فرنگ برگشته ، کامیون کامیون خاکهای آن را به باغهای خود می برند. ارگ مأوای شبانگاهی گروههای خلافکار است و برای جوانان شب به ارگ رفتن و یا مدتی به تنهایی درون آن ماندن به معنای بردن در یک شرط بندی بزرگ است. آنتونی اسمیت پژوهشگر انگلیسی که در همین سالها درون قناتهای کرمان را کاوش می کند دیدار خود را از بم چنین بازگو می کند: « به شهر بم رسیدیم ، شهری که در جلگه ای قرار داشت بیش از هر شهر دیگر ایران مخروبه می نمود ، برج و باروی بلند و مستحکمی که قسمتی از آن ویران شده بود ، شهر را چون حلقه ای در میان داشت ... بم شهری بود واقعاً فقیر ، فاصله زیاد ، خلأ موجود بین باغها و فقدان ساختمان های جدید همگی بیان کننده فقر و نشانه هایی از گردش ناچیز سرمایه در شهر بود ... در بازار دو پلیس ما را برای بازرسی متوقف کردند. پاسپورت های ما به زبان انگلیسی و فرانسه برای آنها کاملاً بی معنی بود. از این رو ما اسامی خود را در دفاترشان نوشتیم تا اجازه دادند به راه خود ادامه دهیم ... تا ناگهان همه ی پلیس ها با دوچرخه هایشان ما را در میان گرفتند به نظر می رسید آنها به این نتیجه رسیده اند که هیچ چیز درباره دو نفر خارجی نمی دانند ... وقتی که فیلیپ دوربین خود را بیرون آورد دوباره پلیس ها به طرفش یورش آوردند و گفتند عکس گرفتن ممنوع است»
توجه به آثار تاریخی و میراث فرهنگی جزء ارزشهای فرهنگی ما نبوده است ، در حقیقت توجه به میراث تاریخی و تاریخ انسان دست آورد نگاه انسان مدرن به تاریخ تحولات زندگی انسانی و اجتماعی است. در آستانه ی سالهای 1350 شمسی است که آثار تاریخی ایران نیز مورد توجه قرار می گیرد در یک گزارش که توسط توریست کنسولت تهیه شده است به ارگ بم 4 امتیاز تعلق گرفته است و این بنا دارای ارزشهای یادمانی ، بازدید وقت گیر تاریخ ، مصالح قدیمی و مدخل جالب توصیف شده است و در این سالهاست که مرمت و بازسازی آن آغاز می شود و تا آنجا پیش می رود که اولین کنگره شهرسازی و معماری در ارگ بم برگزار می شود و البته همشهریان عزیز بمی صدها شعر در باب ارگ تقدیم کنگره می کنند
دی ماه سال 1382 است بم می لرزد دهها هزار انسان آخرین سپیده دمان زندگی خود را می بینند ویرانی ارگ نیز بخشی از فاجعه است ، بسیاری در غم ارگ می گریند اما نگاه انسان مدرن آخرین سپیده دمان را برای ارگ رقم نمی زند . در این نگاه ها تنها ورقی دیگر بر تاریخ طولانی و مملو از رنج ارگ افزوده شده است و تاریخ های دیگری در دل ارگ کشف می شود. در این نگاه ارگِ ساخته از خاک با آب ، درخت و انسان پیوند می خورد و ارگ و منظر فرهنگی آن از میراث یک شهر و کشور به میراث جهانی بدل می شود.
نگاه نو ، برگهای تاریخ ارگ را افزون تر می کند
اینک سخن بر سر این است هر کدام از ما چقدر این نگاه نو را می شناسیم تا چه حد قادریم بین منافع کوتاه مدت و حقیر با منافع درازمدت یک شهر تفاوت بگذاریم؟؟
شهر ویران شده است ، در نبود یک برنامه مدون برای استفاده از ظرفیت های محلی ، سرمایه و پس انداز مردمان بم تبدیل به ماشین و موتور و موبایل شده اند
ارگ نیز از این هجوم بی نصیب نیست و درحاشیه آن بی شک این نگاه کوتاه می تواند ارگ بم را به قهقرایی فراتر از دهه ی سی فرو برد. به جایی تبدیل کند که تنها در یک گذر اجباری بتوان با آفتابه ای سراغ آن رفت. زمان آن رسیده است که بپذیریم بقای بسیاری از ارزشهای ما در یک نگاه نو و امروزین نهفته است ، با ابزارهای کهنه تنها می توان به گورستانی بزرگ در شبهای دلگیر جمعه دل بست. رویا اخلاص پور


رئیس ستاد آذربایجان غربی خبر داد


این ستاد تا به امروز در بین ستادهای معین از نظر پیشرفت کار واحد مسکونی رتبه اول را کسب کرده است
ایوب عزیزی رئیس ستاد آذربایجان غربی در گفتگو با خبرنگار خبرنامه ی شهروندان و مشارکت گفت: در راستای فعالیتهای انجام شده در این ستاد که قرار بود 2000 واحد مسکونی در منطقه ی 10 شهری ساخته شود که تاکنون 1950 واحد به مشاور معرفی شده اند هزارو هشتصدو پنجاه پروانه ساختمانی تشکیل شده و 1650 واحد بتون فنداسیون ریخته شده و سقف 1170 واحد اجرا شده و پایه 576 واحد هم به اتمام رسیده و نیز از نظر پیشرفت فیزیکی کار که 8/68 درصد می باشد در بین ستادهای معین پیشرفت داشته است
رئیس ستاد آذربایجان غربی همچنین در خصوص پایان رسیدن مهلت تشکیل پرونده گفت: پرونده های ناقص که تا آخر سال 84 مهلت دارند باید تکمیل شوند و همچنین افرادی که به دلایلی موفق نشده اند تشکیل پرونده بدهند کمیته خاصی تشکیل می شود که این افراد از طریق ستاد به این کمیته معرفی می شوند و اجازه ی تشکیل پرونده ساخت و ساز می دهند
وی در پایان ضمن تبریک سال جدید و آرزوی سال خوبی برای مردم گفت انشاء الله که بتوانیم در سال جدید در کمک به حل مشکلات مردم گامهای بیشتری برداریم و تلاش می کنیم که تا شهریورماه 85 کار ساخت وساز را به اتمام برسانیم که نیاز به همکاری مردم در این زمینه داریم
زینب و صدیقه جزینی زاده

شهروندان و مشارکت
خبرنامه دفتر هماهنگی اجتماعات محلی شهرستان بم
با مسئولیت
دکتر سیامک زند رضوی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
آدرس: بم، میدان امام، داخل محوطه شهرداری، روبروی ساختمان اصلی
شماره های تماس:
09133414615(سیامک زندرضوی)
09133975401(رحمت اله دریجانی)

صفحه مدیر مسئول در اینترنت

http://old.uk.ac.ir/~zandrazavi
آدرس خبرنامه در اینترنت

http://akhbar-bam.blogspot.com
هزینه این شماره خبرنامه توسط سازمان جهانی بهداشت تأمین شده است
This issue of the newsletter have been financed by W.H.O
چاپ: کرمان ، چاپخانه گلبهار تیراژ: 3000 نسخه

NEWS LETTER OF BAM

0 Comments:

Post a Comment

<< Home