Tuesday, February 14, 2006

NEWS LATTER OF BAM 43




بنی آدم اعضای یکدیگرند

شماره 43 ، چهارشنبه 26 بهمن ماه 1384

در این شماره می خوانید
مشکلات مردم
صدای نوجوانان
آنچه انجام نشده است
و
.
.
.

سرمقاله
از کوبه تا بم و صدای قربانیان

سه سال پس از زلزله در کوبه ژاپن (سال 1998 میلادی ) ، پژوهشگران ژاپنی به جمع آوری و طبقه بندی ایده ها و وجه نظرهای شهروندان جان به در برده از زلزله پرداختند و مجموعه ای را به نام « صدای قربانیان» منتشرکردند. این اثر به طور پایه ای بر تصمیمات مقامات دولتی در سطوح محلی و ملی مؤثر بود و فرایندهای مرتبط با مدیریت بحران ، ، اسکان اضطراری و بازسازی را تحت تأثیر قرار داد. الگوهای برنامه ریزی «از بالا به پایین» را در این مناطق دگرگون کرد و اشکال برنامه ریزی ، مدیریت ، اجرا ، ارزشیابی و تقسیم منابع متکی بر ایده ها و درخواست های شهروندان را بر پایه انواع تشکل های محله ای و محلی آنان را گسترش داد و منجر به تغییر قوانین درباره ضرورت حمایت همه جانبه از سازمان های غیردولتی در ژاپن شد
در بم نه ماه پس از زلزله اولین پژوهش از این نوع و بر پایه کار انجام شده در ژاپن به اتمام رسید و گزارش آن بلافاصله در اختیار مقامات استان قرار گرفت. هجده ماه پس از زلزله خلاصه ای از آن پژوهش برای اطلاع عموم در فصلنامه پژوهشگران فرهنگ (شماره 11 ، 12) به چاپ رسید. این مقاله با استقبال مقامات محلی در بم مواجه شد. اما تاکنون ایده های مندرج در آن بطور کاربردی مورد استفاده قرار نگرفته و روند تصمیم گیری و برنامه ریزی از بالا به پایین بر پایه سیستم بخشی و مرکز گرای دستگاه های اداری استمرار یافته است
حال در آغاز سال سوم پس از زلزله ، نشریه شهروندان و مشارکت با کمک نه جوان بومی با الگوی مذکور مجدداً پژوهشی را به روش پژوهش چند موردی سازمان داده است. با این تفاوت که این بار نتایج اولیه بلافاصله و مستقیماً با درج در خبرنامه به شهروندان گزارش می شود
توجه به این نکته ضروری است که ایده های مندرج در این شماره ، لزوماً به معنی عمومیت داشتن آن ها در میان شهروندان جان به در برده از زلزله نیست. هدف ایجاد توجه و طرح پرسش درباره چرایی و چگونگی دغدغه های عده ای از شهروندان است که شما نیز ممکن است در برخی از آن ها با آنان هم نظر باشید
چنانکه در این شماره می خوانید در آغاز سومین سال حادثه ، هنوز احساس وقوع زلزله ای مهیب از نگرانی های تعدادی از شهروندان بویژه نسل جوان است. سؤال این است که چرا نتوانسته ایم به این نگرانی پاسخ دهیم. از دانش زمین شناسی و لرزه شناسی «رمز زدایی» کنیم. برنامه های متنوع تهیه و زلزله را به عنوان یک پدیده طبیعی بشناسانیم و خسارت های ناچیز آن را در کشورهای دیگر نشان دهیم و امکان واقعی از میان بردن فاجعه اجتماعی متعاقب زلزله را در عمل آموزش دهیم و ساز و کارهای آن را بشناسانیم ، بطوریکه دیگر کابوس شبانه نوجوانان ما نباشد
این مسئولیت را چند سازمان رسمی در ایران بر عهده دارند و می تواند یکی از برنامه های مشترک یونیسف و آموزش و پرورش در مناطق آسیب دیده از زلزله باشد. از نگرانی های دیگر گسترش سالک است ، بیماری که برای همه بویژه کودکان و جوانان هراس انگیز است و فقط توزیع بروشورهای وزارت بهداشت و سازمان جهانی بهداشت نمی تواند آن را کاهش دهد
آوارهای بر جا مانده در جای جای شهر ، کوچه های خاک آلوده و طوفان های موسمی که گرد آن را تا عمق اسکان های موقت می راند و با خواب و خوراک شهروندان همراه می سازد. چرا هنوز آوارها بر جامانده است و چرا تسطیح و شن ریزی کوچه ها در پروژه بازسازی جایی ندارد . پاسخ شاید به همین سادگی باشد ، تصمیم گیران امر بازسازی ، تخصیص دهندگان بودجه خود در این کوچه ها رفت و آمدی ندارند و فرزندانشان در آن ها بازی نمی کنند امر تصمیم گیری و اولویت بندی اگر محلی و محله ای می بود به احتمال بسیار زیاد در این دو سال بهسازی کوچه ها و معابر در اولویت اول بود و تاکنون در کنار امر مهم ساخت خانه ها ، کتابخانه های محله ای ، زمین های بازی و چمن محله ای ، سالن های ورزشی و مکان های نشست های محله ای هم در دستور کار قرار گرفته و تاکنون ایجاد شده بودند
امروز قربانیان زلزله تنها افراد معلول شده نیستند ، آن فضای اجتماعی کم فروغی که احساس ناتوانی را تشدید می کند از آن جمله : این ایده که غیربومی ها به کار گرفته می شوند ، اقساط وام سر رسیده می شوند در حالی که خانه نیمه ساز مانده است ، مصالح روز به روز گران تر می شود ، برای خانوارهای بی زمین امکان تهیه زمین بسیار پرهزینه است ، فرصت اقدام برای خانه سازی بزودی به پایان می رسد ، تورم افزایش می یابد و ... همه در ارتباطی متقابل و پیچیده زمینه ای را فراهم می آورد که اعتیاد دردناک رفته رفته گسترش می یابد و به خانه ها نزدیک و نزدیک تر می شود و زن و مرد ، پیر و جوان را می رباید. اینکه شهرستان بم در مسیر حمل و نقل مواد مخدر است ، اینکه برخی مأموران و مسئولان در پیگیری قاچاقچیان کوتاهی می کنند ، اینکه استفاده از تریاک در استان کرمان سابقه تاریخی دارد ، هیچکدام پاسخ روند رو به افزایش آنچه که به عنوان تشدیدکننده های «احساس ناتوانی » نامیده شد نیست و نمی تواند باشد و از منظر جامعه شناسی انتقادی تطهیر آن وضعیتی است که روش های استخدام و بکار گیری نیروی کار شفاف و روشن نیست
اطلاع رسانی مناسب صورت ننمی گیرد ، آن دستگاه هایی که از بانک جهانی وام گرفته اند که برای برپایی بازار مصالح ساختمانی و تثبیت قیمت مصالح در بم هزینه کنند و به تعهدات خود عمل نمی کنند و پاسخگوی شهروندان نیستند
اینکه در گفته های یکی از شهروندان آمده است ، پس از دو سال هنوز کودکی هست که سرپرست قانونی ندارد به چه معنی است ؟ و امیداوارم فقط ناشی از ناتوانی نظام مددکاری اجتماعی ما نباشد
می ماند بقیه درخواست ها و پدیده های نگران کننده و ناامید کننده که شهروندان اینجا با سایر مناطق کشور وضعیت همانندی دارند : جوانانی که تحصیل کرده و بیکارند ، آنانی که کابوس عدم توانایی پرداخت هزینه های تحصیل خود و نزدیکان خود را دارند و وووو
آن طرف سکه در وجهی که خانواده ها ، خویشاوندان ، همسایگان در تعامل با یکدیگر سرمایه اجتماعی ما را می سازند. چشمه های روشنایی و امید جریان دارد : « خوب هستند» ، هر چه می توانسته اند کرده اند ، بیش از این توانایی نداشته اند» وجه دوم آن احترام به حریم خصوصی یکدیگر است حرمت نگاه داشتن ، از حریم خود فراتر نرفتن و وجه سوم آن دوری از رقابت های غیرمنطقی و چشم و هم چشمی است. در این ایده ها به آسانی عینیت « خرد جمعی» را می توان مشاهده کرد. واقعیتی که به راحتی به رسمیت شناخته نمی شود.
دولت مقتدر ، مرکز گرا ، متمرکز و ثروتمند ژاپن پس از سه سال مجبور شد « صدای قربانیان» زلزله کوبه را بشنود. ما کی خواهیم شنید

نتایج یک پژوهش چند موردی

نمونه هایی از پدیده های نگران کننده ای که برای شهروندان در حال حاضر وجود دارد

زن ، 15 ساله ، دانش آموز: در آینده ای نه چندان دور چه اتفاقی می افتد آیا زنده هستم و همه چیز را می بینم یا نه؟
زن ، 21 ساله ، دانشجو: شیوع بیماری های واگیرداری همچون سالک و ... و نگرانی از وقوع زلزله های مهیبی همچون زلزله 5 دی ماه
زن ، 21 ساله ، دیپلم ، مربی تغذیه : اعتیاد جوانان و اینکه در آینده چه سرنوشتی خواهم داشت مرا نگران می کند
زن ، 22 ساله ، دیپلم ، کارمند اداره آب: تقریباً به آینده خودم و شهرم امیدوارم
زن ، 23 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : با وجود تلاش زیادی که کردم هنوز کاری پیدا نکرده ام.
زن ، 24 ساله ، فوق دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: پدر و مادرم مریض هستند سنشان هم بالاست و وضعیت مالی خوبی نداریم. پدرم یک کشاورز ساده است و مادرم هم در کارها کمکش می کند با وجود اینکه مریض هستند اما به خاطر ما کار می کنند
زن ، 29 ساله ، فوق دیپلم ، معلم : بعضی از جوانان دارند به سوی کارهای خلاف رو می آورند
زن ، 29 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: تمام شدن وقت ساخت و ساز ، ما که زمین ندارم باید صبر کنیم تا خدا فرجی کند که ما هم صاحب زمین شویم که این نگران کننده است
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: از نظر روحی و زندگی مشکل دارم زیرا معلول هستم و شوهرم به خاطر معلولیت من را ترک کرد و فرزندم با خودم زندگی می کند
زن ، 35 ساله ، فوق دیپلم ، معلم : پدیده ی نگران کننده ای وجود ندارد
زن ، 35 ساله ، لیسانس ، کارمند: تورم و گرانی مصالح ساختمانی که در حال حاضر مهمترین مسئله برای کلیه افرادی که در بم زندگی می کنند ، ناامنی به دلیل مهاجرت عده ای غیربومی به بم ، بی اعتمادی افراد نسبت به آینده ی شغلی و مسائل زندگی و مهمترین پدیده پدیده ی فرهنگی است که شهر بم نه از لحاظ امکانات فرهنگی وضعیت مساعد دارد و نه از امکاناتی که افراد بتوانند فرزندان خود را با محیط مناسب فرهنگی سازگار نمایند و جهت پیشرفت آن ها گامی بردارند به عبارتی هیچ امکانات آموزشی مناسب وجود ندارد
زن ، 36 ساله ، بی سواد ، خانه دار: فرا رسیدن قسط وام های ساخت و ساز که بعضی از خانواده ها توان پرداخت آن را ندارند
زن ، 37 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : تحت پوشش کمیته هستم و از طرف کمیته آمده اند دارند خانه ام را می سازند اما نمی دانم شایعه است یا اینکه واقعیت دارد که فقط از زنان سرپرست خانوار پول نمی گیرند بقیه باید وام را پرداخت کنند و کمیته هم جواب درستی نمی دهد که تکلیف خود را بدانیم
زن ، 60 ساله ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، خانه دار : نبود امکانات فرهنگی ، نبود امکانات شغلی برای جوانان ، خسارات ناشی از زلزله و نبود توان کافی برای جبران این خسارتها
******
مرد ، 16 ساله ، دانش آموز: هنوز بعد از دو سال زلزله می شود
مرد ، 16 ساله ، دانش آموز: به خاطر وقوع زلزله و از بین رفتن حریم و حرمت خانه ، شهر امنیت ندارد و اوباش دائم در کوچه ها پرسه می زنند

مرد ، 19 ساله ، دانش آموز: مسأله روحی و روانی دانش آموزان ، آن طور که باید معلمین شاگردان را درک نمی کنند
مرد ، 19 ساله ، فوق دیپلم ، دانشجو: تمدید نکردن مهلت ساخت و ساز
مرد ، 20 ساله ، فوق دیپلم ، دانشجو: پدیده ی ناامنی در بم مثلاً این کارگرها که در بم می باشند شبها در خیابان ها هستند اولاً به شهر جلوه ی بدی می دهند ثانیاً پدیده ی ناامنی را به وجود می آورند دیگر اینکه مصالح ساختمانی که بر سر کارها می بریم بیشتر اوقات به سرقت برده می شود
مرد ، 23 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : مسأله ساخت و ساز برای جوانان که متأسفانه زمین هایی که در طرح وجود دارند شهرداری آن ها آزاد نکرده و مهلت ساخت و ساز در حال اتمام است
مرد ، 24 ساله ، لیسانس ، بیکار در جستجوی کار: غیربومی ها در شهر مشغول به کارند مخصوصاً در ... و ما با مدرک دنبال کار هستیم

مرد ، 24 ساله ، دیپلم ، مغازه دار: عوارض زلزله ، خرابی محل ، خرابی کوچه و خیابان
مرد ، 24 ساله ، فوق دیپلم ، جوشکار : معتاد شدن جوانان
مرد ، 41 ساله ، سواد خواندن و نوشتن ، کشاورز: بیکاری جوانان
مرد ، 42 ساله ، دیپلم ، معلم : شیوع بیماری های واگیردار و ایجاد گرد و غبار بسیار زیاد به هنگام عبور و مرور وسایل نقلیه چنانکه همه جا را مه فرا گرفته که این خود باعث بیماری های زیادی برای مردم می شود
مرد ، 43 ساله ، فوق دیپلم ، کارمند: اعتیاد و بیکاری جوانان که متأسفانه کم کم دامنگیر تمام جوانان می شود
مرد ، 60 ساله ، بیسواد ، کشاورز: در حال ساخت خانه ام هستم از یک طرف مصالح گران است از طرف دیگر نمی دانم چگونه باید قسط وام خانه را بدهم با توجه به این حقوق کم چگونه می توانم همه ی این هزینه ها را بدهم

نمونه هایی از پدیده های ناامید کننده ای که در حال حاضر برای شهروندان وجود دارد

زن ، 14 ساله ، دانش آموز : من به عنوان یک دانش آموز نگران آینده هستم زیرا وقتی که دیپلم بگیرم نگران مخارج دانشگاه هستم و از طرف دیگر شغلم ، چون در خانواده ی من خواهر و برادرم به دلیل زیاد بودن خرج دانشگاه به دانشگاه نرفتند و همین عامل اصلی ناامیدی من است

زن ، 15 ساله ، دانش آموز: نبودن پدر و مادر و خواهر و برادرم
زن ، 21 ساله ، دانشجو: با وجود ساخته شدن خانه های دائم و ایجاد شرایط تقریباً ایده آل برای زندگی چندان پدیده ی ناامید کننده ی مهمی در اطراف خود احساس نمی کنم تنها پدیده ی ناامید کننده نبود کار مناسب بعد از همه ی تلاش هایی که برای اتمام تحصیلاتم داشتم است

زن ، 21 ساله ، دیپلم ، مربی تغذیه : فساد ، نامردی ، رشوه خواری ، کلاهبرداری ، دزدی ، دعواها ، ناامنی محیط اجتماعی
زن ، 22 ساله ، دیپلم ، کارمند اداره آب: فکر می کنم بیشتر ساخت و ساز ساختمان ها از لحاظ استحکام مسئله دارد
زن ، 23 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : بیکاری جوانان و روی آوردن آن ها به اعتیاد
زن ، 24 ساله ، فوق دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : ناامید نیستم فقط از آینده ام نگرانم
زن ، 29 ساله ، فوق دیپلم ، معلم: بیکاری جوانان و مشکلات ازدواج آن ها
زن ، 29 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: ما هیچ امیدی به اینکه صاحب خانه شویم نداریم چون به هر کجا که برای تهیه زمین رفتیم ناامید شده ایم تا زمین هم نداشته باشیم برای ما خانه درست نمی کنند چه ناامیدی بزرگتر از این
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: فعلاً به زندگی امیدوارم و خدا
را فراموش نکرده ام
زن ، 35 ساله ، فوق دیپلم ، معلم : ناراحتی همسایه ها و اعضاء فامیل به دلیل از دست دادن اعضاء خانواده
زن ، 35 ساله ، لیسانس ، کارمند: تورم و گرانی مصالح ساختمانی ، ناامنی به دلیل مهاجرت عده ای غیربومی به بم ، بی اعتمادی افراد نسبت به آینده ی شغلی و مسائل زندگی و شهر بم نه از لحاظ امکانات فرهنگی وضعیت مساعد دارد و نه از امکاناتی که افراد بتوانند فرزندان خود را با محیط مناسب فرهنگی سازگار نمایند و جهت پیشرفت آن ها گامی بردارند
زن ، 36 ساله ، بی سواد ، خانه دار: به کار گیری افراد غیربومی و بیکاری جوانان شهر
زن ، 37 ساله ، دیلم ، بیکار در جستجوی کار : همه ی فرزندانم را از دست داده ام فقط سه فرزند دارم که یکی از آن ها ترک تحصیل کرده و دیگری دیپلم دارد و بیکار است سومی هم به مدرسه می رود که می خواهد ترک تحصیل کند نمی دانم چه کار کنم از آینده کاملاً ناامیدم بچه هایم هم حق دارند به آن ها توجه نمی شود
زن ، 60 ساله ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، خانه دار: افزایش فساد و جرم ، افزایش قرض مردم ، افزایش بیماریهای جسمی و روحی
******
مرد ، 16 ساله ، دانش آموز
به خاطر وقوع زلزله و وارد شدن شوک عصبی به اعصاب و روان ما می توان گفت افرادی کاملاً ناامیدیم
مرد ، 19 ساله ، دانش آموز: فقط ساخت و ساز
مرد ، 19 ساله ، فوق دیپلم ، دانشجو: ساخته نشدن بیشتر خانه های شهر و تمدید نشدن مهلت ساخت و ساز
مرد ، 20 ساله ، فوق دیپلم ، دانشجو: آیا این ساختمان هایی که ساخته می شود در مقابل زلزله مستحکم می باشند که بتوانیم در این خانه ها زندگی کنیم
مرد ، 23 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : بیکاری همسرم است
که متأسفانه با این که یک سال و نیم در هلال احمر کار می کرده اکنون بعد از بحران کاری ندارد
مرد ، 24 ساله ، لیسانس ، بیکار در جستجوی کار: نگرانی ما از این است که این وام ساخت و ساز را چگونه پرداخت کنیم
مرد ، 24 ساله ، دیپلم ، مغازه دار: نابسامانی شهر ، بی امنیتی ، هرج و مرج زیاد داخل شهر
مرد ، 24 ساله ، فوق دیپلم ، جوشکار : ساخت و ساز و بیکاری جوانان ، ناامیدی جوانان از زندگی
مرد ، 41 ساله ، سواد خواندن و نوشتن ، کشاورز: به کار گیری افراد غیربومی در صورتی که جوانان شهر همه بیکار هستند
مرد ، 42 ساله ، دیپلم ، معلم : وجود بعضی خانه های قدیمی که هنوز آواربرداری نشده که بعداً مشکلاتی را برای همسایگان به وجود می آورد


نمونه هایی از انتظاراتی که شهروندان از اعضاء خانواده خود دارند

زن ، 14 ساله ، دانش آموز:مهربان بودن با همدیگر و امید دادن به آینده
زن ، 15 ساله ، دانش آموز: انتظاری ندارم
زن ، 21 ساله ، دانشجو: همکاری اعضاء خانواده در همه ی امور روزمره ، تلاش دسته جمعی برای بر قراری آرامش و نظم در خانواده
زن ، 21 ساله ، دیپلم ، مربی تغذیه: من را کمی بهتر درک کنند تا بتوانم از آن ها تکیه گاهی برای زندگیم بسازم
زن ، 22 ساله ، دیپلم ، کارمند اداره آب: انتظار خاصی ندارم
زن ، 23 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : در حد توان به من کمک کردند
زن ، 24 ساله ، فوق دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : به خاطر بچه ها اینقدر کار نکنند وجودشان برای ما عزیزتر است
زن ، 29 ساله ، فوق دیپلم ، معلم : هم دیگر را دریابند

زن ، 29 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: با هم صمیمی باشند و یکدیگر را در هیچ شرایطی تنها نگذارند
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: انتظاری ندارم زیرا همگی زحمت خود را می کشند
زن ، 35 ساله ، فوق دیپلم ، معلم : فقط رفت و آمد خانواده ها
زن ، 35 ساله ، لیسانس ، کارمند: در اثر زلزله و از دست دادن اقوام و همسایگان و نبود امکانات که فشار جسمی و روحی فراوان بر هر یک از ما وارد شده همدیگر را درک کنیم و به اعتماد همدیگر بیفزاییم و از بهانه جویی های بیهوده دست برداریم
زن ، 36 ساله ، بی سواد ، خانه دار: به حرف بزرگتر ها بیشتر گوش دهیم
زن ، 37 ساله ، دیلم ، بیکار در جستجوی کار : فرزندانم قدر خودشان و جوانی شان را بدانند و نگذارند که مثل من در دام اعتیاد بیافتند
زن ، 60 ساله ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، خانه دار: همدیگر را درک کنیم و به احترام بگذاریم و قدر همدیگر را بدانیم
زن ، 35 ساله ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، خانه دار: با هم همکاری داشته باشیم که هیچ مشکلی پیش نیاید
******
مرد ، 16 ساله ، دانش آموز: زمینه درس خواندن را برایم فراهم کنند
مرد ، 16 ساله ، دانش آموز: من و اعضای خانواده همه در یک شرایط زندگی می کنیم به خاطر همین نمی توانیم با شرایط فوق و وجود مشکلات فراوان توقع و انتظار زیادی از اعضای خانواده داشته باشیم
مرد ، 19 ساله ، دانش آموز: دوست دارم خانواده به جوانان بیشتر توجه کنند و درکشان کنند
مرد ، 19 ساله ، فوق دیپلم ، دانشجو: اعضای خانواده ی من همه انتظاراتم را برآورده کردند
مرد ، 20 ساله ، فوق دیپلم ، دانشجو: هزینه ی تحصیل مرا بدهند که ادامه تحصیل بدهم
مرد ، 23 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : خدا را شکر با هم خوب هستیم و امیدواریم که روز به روز این رفتار بهتر شود
مرد ، 24 ساله ، لیسانس ، بیکار در جستجوی کار :مرا درک کنند
مرد ، 24 ساله ، دیپلم ، مغازه دار: انتظار زیادی ندارم
مرد ، 24 ساله ، فوق دیپلم ، جوشکار : بیشتر به جوانان توجه کنند
مرد ، 39 سال ، دیپلم ، کارمند خودروسازی : ما همه باید به فکر هم باشیم
مرد ، 41 ساله ، سواد خواندن و نوشتن ، کشاورز: بیشتر با هم رفت و آمد داشته باشند
مرد ، 42 ساله ، دیپلم ، معلم : همکاری همه ی اعضای خانواده به خصوص در کارهای اداری و ساختمانی مربوط به ساخت و ساز و کارهای بهداشتی
مرد، 43 ساله ، فوق دیپلم، کارمند: انتظاری ندارم
مرد ، 60 ساله ، بیسواد ، کشاورز: درست است که تجملات زیاد شده اما از همسرم می خواهم موقعیت زندگی من را بسنجد و با توجه به آن ، توقع ظواهر زندگی را از من داشته باشد

نمونه هایی از انتظاراتی که شهروندان از مسئولین دارند

زن ، 14 ساله ، دانش آموز: به مشکلات مردم اهمیت دهند

زن ، 15 ساله ، دانش آموز: برای من دفترچه صادر کنند و برای من کانکس بیاورند و قیم نامه صادر کنند

زن ، 21 ساله ، دانشجو: ایجاد اشتغال برای فارغ التحصیلان دانشگاه ها ، ایجاد امنیت بیشتری برای مردم ، رسیدگی بیشتر به مشکلات اقتصادی و رعایت عدالت بیشتر در انجام امور اداری
زن ، 21 ساله ، دیپلم ، مربی تغذیه : انتظار ما این است که فرمانداری فکری برای این مردم بکند زیرا این مردم لیاقت هر نوع کمکی را دارند و بعد از این واقعه ی دلخراش به محبت نیاز دارند

زن ، 22 ساله ، دیپلم ، کارمند اداره آب: مشکلات مردم را بیشتر بررسی کنند

زن ، 23 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : به خواسته های مردم بیشتر رسیدگی کنند

زن ، 24 ساله ، فوق دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : یک فرد مسن آن هم با وجود مریضی چگونه می تواند زندگی اش را تأمین کند اگر دولت این افراد را تحت پوشش نهادی قرار می داد و حق آن ها را کامل می داد شاید نگرانی پدر و مادرها کمتر می شد

زن ، 29 ساله ، فوق دیپلم ، معلم : زمینه ازدواج را برای جوانان فراهم کنند

زن ، 29 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: به فکر ما زوج های جوان باشند نه زمین داریم که خانه درست کنیم نه درآمدی که زمین بخریم چون هر دوی ما از خانواده فقیری هستیم و هیچ پولی نداریم با یک بچه ی شیرخشکی نمی دانیم چه کار کنیم و به کجا پناه ببریم

زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: بهزیستی به ما رسیدگی نکرده و حقوقی نداده است و هیچ کمکی به ما نکرده اند و امیدواریم که رسیدگی کامل بشود و بیشتر به فکر ما معلولین باشند

زن ، 35 ساله ، فوق دیپلم ، معلم : مشکلات ساخت و ساز بزرگترین نگرانی ماست که با کاغذ بازی که در ادارات وجود دارد مردم خسته شده اند اگر تا حدودی مشکلات حل می شد و به مردم توجه می کردند چه می شد

زن ، 35 ساله ، لیسانس ، کارمند: مهمترین انتظارم این است که بر نرخ مصالح ساختمانی نظارت به عمل آید و به غیر از مصالح ساختمانی بعد از زلزله حتی دارو و اقلام معیشتی (لباس – مواد غذایی) در بم با هزینه گزاف به فروش می رسدحتماً نظارت به عمل آید همچنین نسبت به وام مسکن اقدام لازم به عمل آید زیرا خانه های مردم ناقص و نیمه تمام باقی مانده است همچنین مسائل و مشکلات جوانان را مدنظر قرار دهند و بر حقوق کارمندان بم به دلیل شرایط سخت و ویژه خصوصاً کارمندانی که تابستان و زمستان مجبورند در بم بعنوان کارمند کار نمایند و شرایط سخت زندگی را آن هم در کانکس بر فرزندان تحمیل نمایند تا جایی که امکان دارد افزوده شود

زن ، 36 ساله ، بی سواد ، خانه دار: مسئولین باید به فکر مردم باشند نه به فکر خانواده ی خود ، به وضعیت شهر رسیدگی کنند.
زن ، 37 ساله ، دیلم ، بیکار در جستجوی کار : وضعیت خانه های ساخته شده تحت پوشش کمیته را مشخص کنند من اگر می دانستم که هزینه وام را کمیته نمی دهد هیچ وقت خانه را نمی ساختم و در همان کانکس به سر می بردیم

زن ، 60 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: یک وام هم برای خرید وسایل و امکانات ضروری زندگی با کارمزد اندک به بمی ها اختصاص دهند زیرا خیلی ها هنوز وسایل و امکانات اولیه از قبیل گاز ، تلویزیون و وسایل و نیازهای اولیه را ندارند

زن ، 35 ساله ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، خانه دار: به فکر مردم باشند
******
مرد ، 16 ساله ، دانش آموز: به مسائل شهر رسیدگی کنند

مرد ، 16 ساله ، دانش آموز: مسئولین باید به انتظارات و خواسته های ما اهمیت دهند و ما را در ادامه دادن این راه کمک کنند

مرد ، 19 ساله ، دانش آموز: اگر ما از مسئولین انتظاری داشته باشیم چه کسی آن را برآورده می کند

مرد ، 19 ساله ، فوق دیپلم ، دانشجو: فکری به حال جوانان بکنند و در ادارات از آن ها استفاده کنند

مرد ، 20 ساله ، فوق دیپلم ، دانشجو: بیشتر به فکر جوانان و مشکلات آن ها باشند

مرد ، 23 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : مسئولین بیشتر به جوانان به خصوص این هایی که تازه ازدواج کرده اند اهمیت دهند و زمینه را مهیا کنند تا زندگی خوبی داشته باشند

مرد ، 24 ساله ، لیسانس ، بیکار در جستجوی کار : بیشتر به فکر مردم و مشکلات آن ها باشند. مشکلات آن ها را بررسی نمایند مخصوصاً مشکلات بیکاری جوانان ، من خودم به شخصه سه چهار نفر از کارمندان ... را می شناسم که غیربومی هستند کارمند شده اند ولی ما بمی ها خودمان بیکار هستیم

مرد ، 24 ساله ، دیپلم
مغازه دار: برای بازسازی شهر هر چه زودتر اقدام کنند
مرد ، 24 ساله ، فوق دیپلم ، جوشکار : به مشاغل فنی بیشتر کمک کنند چون اینگونه شغل ها ایجاد کار برای دیگر افراد می کند

مرد ، 39 سال ، دیپلم ، کارمند خودروسازی : مسئولین باید خیلی به فکر بم باشند

مرد ، 41 ساله ، سواد خواندن و نوشتن ، کشاورز: به وضعیت شهر رسیدگی کنند

مرد ، 42 ساله ، دیپلم ، معلم : ایجاد اشتغال ، حفظ بهداشت کوچه و خیابان ها ، نظارت دقیق بر قیمتها و اجرای عدالت در ساخت و ساز و مسائل مربوط به این موضوع
مرد ، 43 ساله ، فوق دیپلم ، کارمند : به فکر قشر مستضعف باشند تا بتوانند از عهده ی این وام ها برآیند

مرد ، 60 ساله ، بیسواد ، کشاورز: قسط وام را کمتر کنند و هنوز خیلی زود است که ما بخواهیم آن را بپردازیم آن را به تأخیر بیاندازند

نمونه هایی از انتظاراتی که شهروندان از خویشاوندان خود دارند

زن ، 14 ساله ، دانش آموز: خانواده فقط در میزان صمیمیت و مهربانی باید بکوشند و تکیه گاه ما باشند که خویشاوندان من این خصوصیت را دارند

زن ، 15 ساله ، دانش آموز: انتظاری ندارم
زن ، 21 ساله ، دانشجو: انتظار خاصی ندارم زیرا تا حد توان و امکان شرایط مناسبی را برای آرامش روانی و درونی فراهم کرده اند

زن ، 21 ساله ، دیپلم ، مربی تغذیه : در زندگی مشوق من باشند تا بتوانم مشکلات با راحتی و با توکل به خدا بهتر حل کنم

زن ، 22 ساله ، دیپلم ، کارمند اداره آب: انتظار خاصی ندارم

زن ، 23 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : انتظار خاصی ندارم

زن ، 24 ساله ، فوق دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: انتظاری ندارم

زن ، 29 ساله ، فوق دیپلم ، معلم : به بزرگترها سر بزنند و به آن ها روحیه بدهند

زن ، 29 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: از خانواده ای که بی چیز و فقیر هستند چه انتظاری می توان داشت یک کارگر ساده که هر چه کار می کند باید شیرخشک برای بچه اش بخرد چه کاری از دستش بر می آید

زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: هیچ انتظاری ندارم زیرا زحماتی را که باید می کشیدند کشیده اند.
زن ، 35 ساله ، فوق دیپلم ، معلم : انتظار خاصی ندارم چون همگی خوب هستند

زن ، 35 ساله ، لیسانس ، کارمند: به دلیل اینکه فرزندانمان از ما الگو می پذیرند نسبت به همدیگر احترام بگذاریم تا سرمشق خوبی برایشان باشیم و حتی الامکان در جهت رفاه همدیگر در حد توانمان گام برداریم و قدر همدیگر را بدانیم و تا زنده ایم به زندگی امیدوار باشیم

زن ، 36 ساله ، بی سواد ، خانه دار: به همدیگر کمک کنند

زن ، 37 ساله ، دیلم ، بیکار در جستجوی کار : انتظاری ندارم

زن ، 60 ساله ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، خانه دار: از همدیگر توقعات و انتظارات بیجا نداشته باشیم چون هر کس که در حال حاضر در بم به سر می برد مشکلاتی گریبانگیرش است اگر نمی توانیم کاری در حق کسی انجام دهیم لااقل سربارش نباشیم

زن ، 35 ساله ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، خانه دار: انتظار خاصی ندارم
******
مرد ، 16 ساله ، دانش آموز: خانواده بیشتر دور هم جمع باشند و با هم مهربانتر باشند
مرد ، 16 ساله ، دانش آموز: انتظاری به غیر از امیدوار بودن و صابر بودن ندارم

مرد ، 19 ساله ، دانش آموز: مثل قبل از زلزله با هم رفت و آمد داشته باشیم

مرد ، 19 ساله ، فوق دیپلم ، دانشجو: دست در دست هم دهند تا کارها را راحت تر انجام دهند

مرد ، 20 ساله ، فوق دیپلم ، دانشجو: بیشتر به من احترام بگذارند

مرد ، 23 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : خیلی دوست دارم رفت و آمد مثل قبل از زلزله ادامه داشته باشد و مشکلات حل شود

مرد ، 24 ساله ، لیسانس ، بیکار در جستجوی کار : انتظاری ندارم
مرد ، 24 ساله ، دیپلم ، مغازه دار: انتظاری ندارم

مرد ، 24 ساله ، فوق دیپلم ، جوشکار : بیشتر به فکر همدیگر باشیم
مرد ، 39 سال ، دیپلم ، کارمند خودروسازی : انتظاری ندارم

مرد ، 41 ساله ، سواد خواندن و نوشتن ، کشاورز: به همدیگر احترام بگذارند

مرد ، 42 ساله ، دیپلم ، معلم : کارهای مربوط به خود را به نحو احسن انجام دهند و بهداشت فردی را به نحوی رعایت کنند

مرد ، 43 ساله ، فوق دیپلم ، کارمند : اینکه با هم خوب باشیم
مرد ، 60 ساله ، بیسواد ، کشاورز: انتظاری ندارم


نمونه هایی از انتظاراتی که شهروندان از همسایگان خود دارند

زن ، 14 ساله ، دانش آموز: انتظار خوب بودن ، محبت ، احساس همدردی کردن با همسایگان دیگر که همسایگان ما بسیار خوب و مهربان هستند

زن ، 15 ساله ، دانش آموز: شنیده ام که می گویند همسایه از خواهر و برادر به آدم نزدیکتر است و من دوست دارم که با هم رابطه داشته باشیم مثل خواهر و برادر
زن ، 21 ساله ، دانشجو: اینکه هر کس در رعایت کردن بهداشت کوچه ها و خیابان خود را مسئول بداند و بی تفاوت از کنار نظرات و پیشنهادات همسایگان خود نگذرد و با حفظ نظم و آرامش به حقوق دیگران احترام بگذارد

زن ، 21 ساله ، دیپلم ، مربی تغذیه : همه ی همسایه ها در حال حاضر بعد از زلزله باید قدر هم را بیشتر بدانند و از اوضاع و احوال هم بیشتر باخبر شوند و با هم نه به عنوان همسایه بلکه به عنوان خواهر و برادر باشند

زن ، 22 ساله ، دیپلم ، کارمند اداره آب: روابط ما با یکدیگر زیاد شود

زن ، 23 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : پا را از حریم خود فراتر نگذارند

زن ، 24 ساله ، فوق دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : انتظاری ندارم

زن ، 29 ساله ، فوق دیپلم ، معلم : هر چه سریعتر حصار خانه هایشان را بگذارند

زن ، 29 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: از همسایگان می خواهیم ماهایی که خانه نداریم را درک کنند با هم صمیمی باشند و با هم رفت و آمد داشته باشند

زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: همسایه ها همگی با من مهربان هستند و روحیه خود را حفظ کرده ام

زن ، 35 ساله ، فوق دیپلم ، معلم : دوست دارم بیشتر از گذشته به مشکلات هم رسیدگی کنیم

زن ، 35 ساله ، لیسانس ، کارمند: به حریم همدیگر تجاوز ننماییم شرایط مساعدی را برای زندگی در کنار یکدیگر فراهم آوریم به همدیگر احترام بگذاریم و از حرفهای رکیک و توهین آمیز نسبت به یکدیگر خودداری کنیم و در جهت رفع مشکلات همدیگر گام برداریم حتی بیشتر از قبل به همدیگر محبت و دوستی نماییم زیرا خداوند به ما فرصت داده تا گذشته ها را جبران کنیم و از اموری که موجب سلب آسایش دیگران می شود پرهیز کنیم

زن ، 36 ساله ، بی سواد ، خانه دار: همسایه ها باید کمی بیشتر به خانه های همدیگر سر بزنند و از احوال همدیگر جویا شوند.
زن ، 37 ساله ، دیلم ، بیکار در جستجوی کار : اگر هر کدام از همسایه ها نظارت بر کار فرزندان خود داشته باشند جوان ها تا این حد خراب نمی شوند

زن ، 60 ساله ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، خانه دار: از حسادت بیجا و از اینکه نتوانیم همدیگر را ببینیم خودداری نماییم و در مسائل ساخت و ساز رعایت حقوق همدیگر را بنماییم و قدر همدیگر را بیش از گذشته بدانیم و موجب سلب آسایش یکدیگر نشویم.
زن ، 35 ساله ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، خانه دار: همسایه ها به فکر همسایه دیوار به دیوارشان باشند


مرد ، 16 ساله ، دانش آموز: به خانه ی ما رفت و آمد کنند

مرد ، 16 ساله ، دانش آموز: به دلیل از دست دادن عزیزانمان نمی توانیم روحیه ای ثابت داشته باشیم انتظارم این است که شرایط ما را درک کنند

مرد ، 19 ساله ، دانش آموز: در زندگی شخصی دیگران دخالت نکنند و پشت سر دیگران غیبت نکنند

مرد ، 19 ساله ، فوق دیپلم ، دانشجو: همسایگان باید به خانه های همدیگر سر بزنند و از حال همدیگر باخبر شوند
مرد ، 20 ساله ، فوق دیپلم ، دانشجو: روابطشان نسبت به یکدیگر زیادتر باشد

مرد ، 23 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : مشکلی با همسایگان نداریم فقط اگر رفت و آمد بیشتر باشد و مشکلات خود را با هم حل کنیم خیلی خوب است.
مرد ، 24 ساله ، لیسانس ، بیکار در جستجوی کار : اینکه روابطشان را مثل قبل از زلزله زیاد کنند

مرد ، 24 ساله ، دیپلم ، مغازه دار: همسایه های خوبی هستند

مرد ، 24 ساله ، فوق دیپلم ، جوشکار : زیاد در زندگی شخصی دیگران دخالت نکنند

مرد ، 39 سال ، دیپلم ، کارمند خودروسازی : همسایگان باید همه به فکر همدیگر باشند

مرد ، 41 ساله ، سواد خواندن و نوشتن ، کشاورز: در انجام کارها از همدیگر کمک بگیرند

مرد ، 42 ساله ، دیپلم ، معلم : در رعایت بهداشت کوچه ها و خیابان ها تلاش بیشتری داشته باشند. رعایت حال همسایگان را بکنند

مرد ، 43 ساله ، فوق دیپلم ، کارمند : اینکه با هم خوب باشند و سر و صدا نکنند و باعث مزاحمت دیگران نشوند

مرد ، 60 ساله ، بیسواد ، کشاورز: چشم و هم چشمی نداشته باشند و هر کسی همه ی جوانب را در نظر بگیرد و با تکیه بر آن خانه ی خود را بسازد
******

نمونه هایی از مهمترین کارهایی که باید انجام می شده است اما تاکنون انجام نشده است

زن ، 14 ساله ، دانش آموز: ساختن کتابخانه برای رفع اوقات فراغت ، توجه به نظرات مردم
زن ، 15 ساله ، دانش آموز: ندادن دفترچه به آن ها که دفترچه ندارند و حق آن ها بوده است بخصوص بچه های بی سرپرست و بهزیستی می گوید که برای یک نفری ها (تنها بازمانده ی خانواده) خانه نمی سازد

زن ، 21 ساله ، دانشجو: عدم نظارت دقیق و منطقی بر قیمت ها که باعث ایجاد هزینه های سرسام آور برای اقشار کم درآمد و ایجاد نگرانی در بین مردم شده است

زن ، 22 ساله ، دیپلم ، کارمند اداره آب: روند ساخت و ساز که کند می باشد

زن ، 23 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : شهر را سریعتر بسازند

زن ، 24 ساله ، فوق دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : همه ی کارهایشان نقص دارد مدرسه ها را ساخته اند اما تخته هایی که در کلاسها است تخته سیاه است و از گچ استفاده می شود چرا با این همه خرج از تخته ی وایت برد استفاده نمی شود بقیه ی کارهایشان هم شبیه این کارها است

زن ، 29 ساله ، فوق دیپلم ، معلم : ساخت ساختمان ادارات بخصوص ساختمان شهرداری که هنوز در کانکس است

زن ، 29 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: درست شدن خانه های دائمی مردم و آسفالت کوچه ها و بی خانه ماندن ما بی بضاعت ها که راهی برای آن مشخص نشده است

زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: کار ساخت و ساز زیرا برای من هیچ ساخت و سازی صورت نگرفته است و با این مریضی در کانکس زندگی می کنم

زن ، 35 ساله ، فوق دیپلم ، معلم : ساخت و ساز ، آسفالت کوچه ها
زن ، 35 ساله ، لیسانس ، کارمند: مهمترین کار ثابت نگه داشتن نرخ تورم خصوصاً در مورد مصالح ساختمانی ، برداشتن میدان امام اقدام درستی نبود زیرا وضعیت و شکل نازیبایی به شهر بخشیده است ، نسبت به پرداخت وام به کسبه اقدام فوری به عمل می آمد

زن ، 36 ساله ، بی سواد ، خانه دار: باید از جوانان شهر در ستادها استفاده می کردند

زن ، 37 ساله ، دیلم ، بیکار در جستجوی کار : اگر هر نهادی مسئولیت ساخت خانه های زیر پوشش خود را بر عهده می گرفت و البته صادقانه عمل می کرد امروزه این مشکلات و سردرگمی در سطح شهر وجود نداشت ، باید نظارت نیروی انتظامی بیشتر می شد چرا باید بعد از زلزله اعتیاد جوانان و پیران و حتی زنان تا این حد گسترش یابد

زن ، 60 ساله ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، خانه دار: وام برای خرید امکانات و نیازهای اولیه زندگی ، نظارت بر نرخ کالاها و ثابت نگه داشتن قیمت ها، خصوصاً در مورد مصالح ساختمانی
زن ، 35 ساله ، سواد در حد خواندن و نوشتن ، خانه دار: با این که اینقدر کار کردند کوچه ها و خیابان ها درست نیست و مردم نمی توانند رفت و آمد کنند


نمونه هایی از مهمترین کارهایی که باید انجام می شده است اما تاکنون انجام نشده است

مرد ، 16 ساله ، دانش آموز: برای ساخت مکان های ورزشی هیچ کاری برای ما انجام نداده اند

مرد ، 16 ساله ، دانش آموز: ساختن مکان های تفریحی و احداث کانون های فرهنگی که به اندازه مورد نیاز انجام نشده است

مرد ، 19 ساله ، دانش آموز: مدرسه ها درست ساخته نشده اند ، مکان ورزشی نداریم ، ساخت و ساز چندان تعریفی ندارد

مرد ، 19 ساله ، فوق دیپلم ، دانشجو: ساخت فضای سبز و کتابخانه برای جوانان

مرد ، 20 ساله ، فوق دیپلم ، دانشجو: کارهای ساخت و ساز که به کندی پیش می رود

مرد ، 23 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار : بی نظمی در کارها ، ادعایی که مسئولین داشتند ، هیچ کدام انجام نشده است

مرد ، 24 ساله ، لیسانس ، بیکار در جستجوی کار : سرعت روند بازسازی را بیشتر می کردند

مرد ، 24 ساله ، دیپلم ، مغازه دار: کار ساخت و ساز و بی امنیتی در شهر

مرد ، 24 ساله ، فوق دیپلم ، جوشکار : مکان ورزشی ساخته نشده است و مهمتر از همه به محصولات کشاورزی از جمله خرما کمک چندانی نشده است

مرد ، 39 سال ، دیپلم ، کارمند خودروسازی : کوچه ها و خیابان ها را هنوز درست نکرده اند

مرد ، 41 ساله ، سواد خواندن و نوشتن ، کشاورز: اگر در ستادها از افراد بومی استفاده می کردند جوانان هم بیکار نبودند

مرد ، 42 ساله ، دیپلم ، معلم : مهمترین کار مربوط به ساخت و ساز می شود چرا که قیمتها اینقدر بالاست هم مصالح ساختمانی و هم مزدی که در هر مرحله در این مورد می گیرند جداً ناامید کننده است

مرد ، 43 ساله ، فوق دیپلم ، کارمند : به ساخت و ساز باید بیشتر توجه می کردند

مرد ، 60 ساله ، بیسواد ، کشاورز: ساخت خانه ها آن طور که باید انجام نشده است ستادها تقریباً بی اعتبار شده اند در نظر مردم ، ساخت اماکن مذهبی باید با سرعت بیشتری انجام شود

مشکلات مردم

آقای م. الف مدت 24 سال است که در شهر بروات جاده ی بم – زاهدان مغازه دارد. او می گوید اول لوازم خانگی داشتم و در حال حاضر عمده فروشی مواد غذایی دارم. بر اثر زلزله مغازه ام تَرَک برداشت و درب مغازه باز شده بود مقداری از وسایل داخل مغازه را به سرقت بردند و مقداری هم شکسته و خراب شدند. الان هم مغازه ام حدود 2 متر عقب نشینی دارد و باید مغازه ام را خراب کنم و جایی برای کسب و کار ندارم. از طرف دولت هم کمک آن چنانی به ما نشده است و وضع کسب و کار خوب نیست. هم عضو صنف لوازم خانگی هستم و هم عضو صنف مواد غذایی . از دولت و صنف می خواهم که وام بیشتری در اختیار ما بگذارند تا بتوانیم مغازه خود را بازسازی کنیم. دولت فقط دو میلیون تومان از طریق بانک ملت به صورت وام در اختیار ما گذاشته و تا به حال یک سوم از این دو میلیون را پرداخت کرده ام

آقای ر.ب که 27 سال سن دارد می گوید حدود 5 سال است که در شهر بروات جاده ی بم – زاهدان مغازه ی میوه فروشی و خواربار فروشی دارم. در اثر زلزله سقف و دیوارهای مغازه ام خراب شده الان هم باید عقب نشینی کنم و عضو هیچ صنفی نیستم مشکلی که در حال حاضر دارم مشکل برق ، آب و محلی برای نگهداری میوه ها در شب و روز است مغازه های این قسمت هنوز هیچکدام بازسازی نشده از دولت می خواهیم که هر چه زودتر این مغازه ها را بازسازی کند تا از این وضع بیرون بیاییم. من دو ماه بعد از زلزله شروع به کار کردم و تا به حال هیچ کمکی دریافت نکرده ام

آقای ع. د 26 سال سن دارد و حدود سه سال است که در شهر بروات جاده ی بم – زاهدان سوپر ساندویچ و مواد غذایی دارد. او می گوید در اثر زلزله مغازه ام خسارت دیده و در روزهای اول زلزله اکثر اجناس مغازه خراب شد و مقداری را هم به سرقت بردند 5 ماه بعد از زلزله شروع به کار کردم ولی به دلیل نداشتن سرمایه کافی کسب و کارم رونق ندارد. عضو هیچ صنفی نیستم و تا به حال هیچ کمکی دریافت نکرده ام. در حال حاضر هم به دلیل خرابی مغازه و خاکی بودن معابر از لحاظ بهداشت مشکل دارم. از دولت می خواهم که هر چه زودتر نسبت به بازسازی مغازه ها اقدام نماید و برای کسب و کار ما در مدت بازسازی فکری بکنند
عصمت پاپلی

تجارت شهر برابر با رونق شهر

الف/ صنف بزازی
14 سال در بازار بوده اوایل با برادرش به صورت مشترک کار می کردند بعدها مستقل شده اند حدود 6 ماه بعداز زلزله با هزینه خودش کانکسی در پارک 22 بهمن ساخت و مغازه را آنجا راه انداخت. در حال حاضر همان جای قبلی (قبل از زلزله) است خسارت وارده به مغازه اش را بالای 50 میلیون ارزیابی کرده که البته اجناس مغازه در آتش سوزی که چند روز بعد از زلزله به دلیل اتصالات برق صورت گرفت سوختند هیچ چیز باقی نماند به دلیل اینکه جواز کسب نداشته است هیچ کمکی از طرف مجمع به عنوان مالک به او نشده و پدرش که از بازاریان قدیمی بوده به عنوان ورثه به او کمک کردند در حالیکه فروش مثل قبل نیست شخصاً درآمد مغازه خود را خیلی کمتر از قبل می بیند
بعد از گذشت دو سال هنوز بازسازی صورت نگرفته حتی شروع هم نشده و مسأله منتفی شدن طرح تعریض خیابان ها بیشترین نگرانی بازاریان در حال حاضر است

ح.ش/ فروشگاه حقیقت ، صنف کفاشی
شصتسال است که در بازار کار می کند ، 20 سال کفاشی کرده و حدود چهل سال است که مغازه کفش فروشی را دایر کرده و مالک اینجاست. وضعیت کاسبی قبل از زلزله خوب بوده و حدود 2 میلیون تومان جنس در مغازه داشت اما با وقوع زلزله همه وسایل را از دست داده و حدود 10 ماه بعد از زلزله کار خود را در همان مغازه مخروبه شروع کرد و 3 ماه هم طول کشید تا توانسته وام را دریافت کند و از آنجایی که صحبتی از ساخت و ساز نبوده خودش همان مغازه قبلی را تعمیر کرده در حالیکه احتمال خطرات جانی هم دارد. کمکهای دریافتی به همه اصناف یک میلیون و پانصد هزار تومان وام و 650 هزار تومان کمک بلاعوض برای آنهایی که کانتینر گرفته اند و 850 هزار تومان هم برای آن هایی که کانتینر نگرفته اند در حالیکه باید یک میلیون تومان کمک بلاعوض به همه داده می شد و کانتینر هم می دادند اما ... ایشان از وام 10 قسط آن را پرداخت کرده و 8 قسط باقی مانده است

ج/ طلافروشی
بیست سال است که مغازه دارد 9 سال طلافروشی و قبل از آن در صنف های دیگری مشغول به کار بوده است و مالک هم هست. تمام مغازه را در جریان زلزله به سرقت بردند بیش از 200 میلیون ضرر کرده که این ضرر را با یک میلیون و پانصد هزار تومان جبران می کنند وضعیت درآمد مثل قبل نیست اکثر مردم طلا می فروشند و کمتر می خرند و به دلیل اینکه بازار قدیم را خراب کردند و نتیجه ای هم تا اینجای کار حاصل نشده دنبال کار ساخت و ساز نرفته است. او می گوید تنها قشری که ضرر کرده و کمکی هم دریافت نکرده بازاریان هستند و هیچ درخواستی هم از هیچ کس ندارند برای اینکه عملی نمی شود


ص – د / کیف و کفش
قبلاً در پاساژ همت مستأجر بوده در حال حاضر در مکانی از شهرداری کانتینر خود را زده و کیف و کفش می فروشد. صد در صد خسارت مالی دیده و 9 ماه بعد از زلزله کار خود را شروع کرده و می خواهد همین شغل را ادامه دهد و کمکهایی که کرده اند جوابگوی قرض ها نیست اگر کمک بیشتری بکنند با توجه به اینکه فروش بعد از زلزله بیشتر شده در صورتی که جنس باشد. تنها درخواستش این است که مبلغ وام را بیشتر کنند

غ.م/ عطاری
مغازه قبلاً اجاره ای بوده و الان هم اجاره ای است 20 سال است که جواز کسب دارد خسارات وارده را بیش از 7 میلیون ارزیابی کرده و فروش هم مثل قبل از زلزله است کمکهایی که دولت کرده مثل بقیه مغازه داران است قرار بوده که 5 میلیون وام به توزیعی ها بدهند غیر از ساخت و ساز مثل اینکه می خواهند آن را هم منتفی کنند و فقط به مالکین برای ساخت وساز بدهند و مسأله دیگر با منتفی شدن طرح تعریض خیابان ها در واقع موجبات تصادف را فراهم کرده اند و مشکلی به مشکلات مردم می افزایند

ب/ صنف لحاف دوز
سی سال است که به این کار مشغول است اجاره نشین است و ماهیانه 180 هزار تومان اجاره می دهد در واقع اولین لحاف دوزی است که بعد از زلزله کار خود را شروع کرده است بازار قدیم 100 درصد خسارت دیده اما با توجه به اینکه بازاریان خسارت جانی ، مالی ، تجاری دیده اند کمترین توجه به قشر بازاریان شده و هیچ کس نیست که این قشر را حمایت کند حتی سر صنف ها هم در مواقعی کوتاهی می کنند

خانم ف.ط/ صنف لوازم آرایشی و بهداشتی
18 سال است که به این کار مشغول است مالک هم هست و می گوید این اشتباه محض است اگر بخواهند طرح تعریض خیابان ها را منتفی کنند. کمکهایی که از طرف دولت به مجمع امور صنفی صورت گرفته تقریباً مبهم است برای اینکه هر روز حرف آنها با روز قبل فرق می کند و هر روز بودجه خود به خود آب می شود
6 ماه بعد از زلزله (تیرماه 83) کار خود را شروع کرده است و هیچ درخواستی هم از دولت و مجمع ندارد برای اینکه عملی نمی شود. در حال حاضر فروش بهتر از قبل است

ن.ق/ صنف لوازم خانگی
از سال 59 اینجا کار می کرده و مالک هم هست حدود 20 میلیون وسیله را در زلزله از دست داده و 100 درصد تخریب شده به دلیل اینکه جواز کسب نداشته کمکی به او تعلق نگرفته و به دلیل اینکه هنوز مشخص نبوده که آیا عقب نشینی صورت می گیرد یا نه ، همان جای قبلی را آواربرداری کرده و مثل قبل مغازه را ساخته و برای هزینه ساخت و ساز مغازه هم ماشینی را که قبل از زلزله داشته آن را فروخته و مغازه اش را ساخته و بیشتر وسایل مغازه را با چک خریداری کرده با توجه به اینکه فروش هم خوب است اما با کمبود جنس روبرو شده است و از طرفی از زمان پرداخت چند چک هم گذشته است

جمع بندی کلی از وضعیت بازاریان و بازار قدیم

کمکهای صورت گرفته منصفانه نبوده ، عده ای از بازاریان از عملکرد مجمع ناراضی بودند و از اینکه تعدادی از مغازه داران فقط صرف اینکه جواز کسب داشتند و چند سال است که کار نمی کنند و بعضی ها هم که از این شهر رفته بودند آمدند و کمکها را گرفته اند اما آن هایی که سالیان سال است که مغازه داشتند و جواز کسب نداشته اند هیچ کمکی به آن ها نشده و تعدادی هم که جواز کسب داشتند اما کانتینر به آن ها نداده اند و حرف آخر رئیس مجمع این است که همین کانتینرهایی که وجود دارد دو مغازه دار با هم شوند و کانتینر را نصف کنند آیا مجمع تعداد بازاریان را به مقامات بالاتر نداده که به تعداد آن ها کانتینر وارد شود بنابراین معلوم می شود که
الهام رشیدی فرد ، حلیمه شیهکی

گزارش نمایشگاه اسکان موقت در شهر ری
همه مردم باید با اسکان موقت آشنا شوند

وقتی در سرزمینی زندگی می کنید که به لحاظ جغرافیایی و زمین شناسی از توان بالای لرزه خیزی برخوردار است و بارها زلزله خسارت جانی و مالی به بار آورده که فجیع ترین آن زلزله بم بود، پس باید خیلی کارها انجام و خیلی چاره ها اندیشیده شود تا در زمین لرزه بعدی ، هر کجا که باشد ، کمتر آسیب ببیند. یکی از این کارها آموزش اسکان موقت است. یعنی آموزش و تمرین زندگی در چادر و زندگی در فضای باز. اسکان موقت یکی از مراحل امدادرسانی است
در همین زمینه هفته گذشته در منطقه 20 تهران یعنی شهرری نمایشگاه اسکان موقت در فضاهای باز برگزار شد و مردم توانستند از نزدیک با مقوله اسکان موقت آشنا شوند. چادرهای سفید در ردیف های مرتب برپا شده بود. چند چادر برای ارائه خدمات به اسکان یافتگان و پیش بینی چند کانکس هم برای سایر نیازها مستقر شده بود. نمایشگاه توسط ستاد مدیریت بحران منطقه 20 و با همکاری ده ها سازمان آن منطقه از جمله شرکت ها و سازمان های آب و فاضلاب ، مخابرات ، برق منطقه ای ، جمعیت هلال احمر ، آتش نشانی ، راهنمایی و رانندگی ، نیروی انتظامی و بهزیستی برپا شده بود و تماشای آن برای شهروندان دارای نکته های آموزشی و در عین حال هشدار دهنده بود. دکتر مازیار حسینی رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران نیز در جریان بازدید از این نمایشگاه از این کار استقبال کرده و گفته است : « شهروندان باید با زندگی در شرایط اسکان موقت آشنا شوند تا در صورت وقوع حوادث و سوانح یا رخداد زمین لرزه از آمادگی لازم برخوردار باشند شهروندان باید به صورت مداوم و در مقاطع مختلف زمانی در تمرین ها و برنامه های آموزشی رویارویی با حوادث و پدیده های طبیعی به خصوص زلزله مشارکت نمایند تا علاوه بر یادگیری راه های غلبه بر این دسته از بحران ها ، انگیزه شان برای به کار بستن شیوه های پیشگیری و آمادگی در محیط خانه ، محل کار ، محله و شهر خویش افزایش یابد». دکتر حسینی همچنین از ستادهای مدیریت بحران مناطق و نیز سایر سازمان های مسئول خدمات اضطراری خواسته است که تمرینات و برنامه هایی چون تخلیه اضطراری و شبیه سازی اسکان موقت را با مشارکت شهروندان اجرا نماید تا همواره میزان آمادگی در رویارویی با حوادث و سوانح مورد ارزیابی قرار گرفته و نقاط ضعف برطرف شود. در این نمایشگاه تمامی نیازها برای زندگی موقت در داخل چادر از جمله آب شرب ، مواد غذایی ، وسایل گرم کننده ، پوشاک ، پتو ، مواد سوختی ، امکانات بهداشتی و درمانی ، ارتباطات ، وسایل بازی کودکان ، روشنایی ، سرویس های بهداشتی و ... پیش بینی شده بود. همچنین چادرهای نگهبانی ، آمار و کارت پشتیبانی ، مدیریت اسکان موقت ، واکسیناسیون و بهداشت ، قرنطینه ، اسکان عمومی ، اسکان نیروهای امدادی ، تجهیزات ، انبار و آشپزخانه و مواد غذایی که ضرورت زندگی در شرایط اسکان موقت است در محوطه این نمایشگاه دایر شده بود. در این منطقه همچنین 15 نقطه برای برپایی اسکان موقت در شرایط بحرانی پیش بینی شده است که عمدتاً در بوستان ها و ورزشگاه های سطح منطقه واقع شده اند
به نقل از روزنامه شرق ، 2/11/84

صدای نوجوانان

پدیده ای که در امر بازسازی همه جانبه نباید نادیده گرفته شود

توصیف محله قبل از زلزله

محله ای که ما در آن زندگی می کنیم در بروات جنوبی قرار دارد و به علت اینکه مسجد صاحب الزمان در ابتدای کوچه ما واقع شده است به محله ی مسجد معروف شده است و کوچه مان را نیز به همین نام می شناسند. کوچه ی ما آخرین ایستگاه تاکسی ها بود و برای همین تردد وسایل نقلیه در آن زیاد دیده می شد. اکثر خانواده هایی که در این کوچه اسکان داشتند با هم فامیل بودند چه فامیل دور (نسبت خویشاوندی دورتر) و چه فامیل نزدیک. مثلاً خانواده های دایی ، خاله و خواهرم نیز در کنار ما ساکن بودند. علاوه بر آن دیگر همسایه ها نیز نسبت خویشاوندی دورتری با هم داشتند. در کل در کوچه ی ما هیچ کس غریبه نبود ... در محله ی ما دو آرایشگاه زنانه و یک آرایشگاه ویژه آقایان وجود داشت که هر کدام در خانه های خود اتاقی را به این کار اختصاص داده بودند. همچنین یک دستگاه نانوایی نیز مشغول فعالیت بود. در محله ی ما ، مکان مناسبی برای بچه ها وجود نداشت. پسر بچه ها در کوچه مشغول بازی فوتبال می شدند و دختران نیز در مواقع بیکاری در حیاط خانه های یکدیگر والیبال بازی می کردند ( مثل من و دختر خاله و دختر دایی ام) تأسیسات و مکان های عمومی در محل وجود نداشت. فقط همان مسجد صاحب الزمان بود که مراسم عزاداری در آن برگزار می شد و تمام همسایگان نیز به نوعی در هر چه بهتر برگزار کردن مراسم به یکدیگر کمک می کردند. مراسم ازدواج نیز با همکاری اعضای محله انجام می شد. حتی برگزاری مراسم ازدواج نیز در خانه ی همسایه ها انجام می شد. وضعیت امنیت کوچه ی ما خوب بود و هیچ مشکلی در این زمینه وجود نداشت فقط تردد زیاد وسایل نقلیه باعث دلهره ی والدین می شد (به جهت بازی کردن بچه ها در کوچه) و این مسئله نیز به خاطر این بود که کوچه مان عرض کمی داشت و شاید مهمترین مشکل نیز همین عریض نبودن کوچه بود ... از لحاظ روابط دوستانه ی بچه های محل نیز باید بگویم که روابط معمولی با هم داشتیم و در مواقع بیکاری در کنار یکدیگر وقت می گذراندیم

توصیف محله بعد از زلزله

قبل از زلزله محله ی ما ایستگاه آخر برای تاکسی ها بود اما اکنون اینگونه نیست و اکثر تاکسی ها ، مسافرانشان را سر کوچه پیاده می کنند در اثر زلزله خانوارهای ساکن در کوچه ی ما آسیب زیادی دیدند مانند تمام خانواده های بم و بروات خانه هایشان آوار گردید و عزیزانشان در زیر خاک مدفون ... در این حادثه در کوچه ی ما 10 نفر به رحمت خدا رفتند ( مرد ، زن ، کودک) خانه ها به طور کلی ویران شد هم ساختمان های جدید و هم ساختمان های قدیمی خراب شدند .. از بین سه آرایشگاه (دو تا ویژه خانم ها و یکی ویژه آقایان) یک آرایشگاه زنانه فعال است. نانوایی نیز چون گذشته مشغول فعالیت است همچنین یک مغازه ی میوه فروشی و یک خیاطی و گلدوزی به فعالان محله اضافه شده است ... یکی دو نفر از همسایگان که در اثر زلزله و فوت نزدیکان تنها شده بودند از کوچه رفته اند و در جای دیگری ساکن شده اند.مثلاً یکی از آن ها ، زنی بود که با مرگ دو دختر و دو نوه اش تنها شد و رفت و دیگری مردی بود که با مرگ همسرش از این کوچه رفت. خانه های کوچه ی ما در حال حاضر به طور کامل ساخته نشده اند هر کدام در مراحل مختلف ساخت و ساز هستند. مثلاً خانه ی دایی ام و یکی دیگر از همسایه ها در حال زدن نمای بیرونی ساختمان هستند و یا خانه ی خاله ام که در حال بتن ریزی است و یا خانه ی ما که در مرحله پایان کار سقف است. یکی از خانه های کوچه ی ما هنوز آواربرداری نشده است (به علت حضور صاحبخانه در اردوگاه ویژه شاغلین در اداره ی فرمانداری) یکی دو تا از زمین های مسکونی در کوچه مان به دو قسمت تقسیم شده اند مثل خانه های دائمی و یا یکی دیگر از همسایه ها به علت ازدواج فرزندش خانه اش را به دو قسمت تقسیم کرده است
مراسم عزاداریها نیز در همین مهدیه برگزار می شود کوچه ها تعریض شده اند و به همان نسبت خانه ها کوچکتر و این مسئله باعث می شود که همان فضای محدود بازی بچه ها در حیاط خانه ها هم گرفته شود. رابطه با دختران محله بیشتر شده است چون خانه ها اکثراً حصارکشی نشده اند طبیعتاً بیشتر همدیگر را می بینیم. در بلوار جنوبی منتهی به کوچه ی ما ، مکان های عمومی مانند مهدکودک ، کتابخانه و پرورشگاه در حال ساخت است و به علت اینکه فضای بیشتری وجود دارد می توان به احداث پارک ، اماکن ورزشی ویژه بانوان ، سینما ، باجه های تلفن و مکان های فرهنگی امیدوار بود

مشکلات محله در حال حاضر

در حال حاضر تمام خانه ها حصار کشی نشده اند و تمامی شهر حکایت از به هم ریختگی اوضاع دارد. در حالی که با تلاش بیشتر مردم و مسئولین می شد کار حصارکشی زودتر و سریعتر انجام شود تا حداقل شهر جلوه ی زیباتری به خود بگیرد و از چهره ی شلوغ و درهم و برهم شهر بکاهد و در راستای عملی شدن این نظریه ، بهتر است مردم در وهله ی اول همت بیشتری به خرج دهند همچنین مسئولین شهرداری و ستادهای مربوطه ، کارهای اداری را سریعتر انجام دهند تا مردم کمتر گرفتار کاغذبازیهای اداری شوند. در این صورت روند کار ، سریعتر پیش می رود ... طی صحبتی که با یکی از شهروندان داشتیم مشکل عدم همکاری نهادهای کمیته امداد امام خمینی (ره) و سازمان بهزیستی یکی دیگر از مشکلات عنوان شد و در این راستا ، پیشنهاد ما این است که این نهادها فقط نقش حامی مالی را داشته باشند و کار ساخت و ساز بر عهده ی ستادها باشد ... مشکل دیگری که نمود بیشتری پیدا می کند برق است ، چنانکه همه شهروندان میدانند هنوز خانواده ها از برق معابر استفاده می کنند و این کار می تواند باعث سوختن وسایل برقی به علت تغییرات ولتاژ برق شود که این عمل هم باعث استفاده بی رویه از سرمایه ی ملی و هدر رفتن آن می شود هم سرمایه ی زندگی از بین می رود که با نصب کنتور می توان این مشکل را برطرف کرد ... مشکل دیگر را می توان به بیکاری جوانان اختصاص داد.
سکینه نادی زاده اول دبیرستان ، فاطمه و هاجر نادی زاده دیپلم
----
محله ما محله ی حسین شاهی نام دارد. از شمال به کوچه زاهدی ، از جنوب به کوچه امام جمعه ، از شرق به نخلستان های بروات و از غرب به بلوار شمالی محدود می شود. در این محله افرادی با مشاغل گوناگون از جمله کشاورز ، راننده ، معلم و ... زندگی می کردند. یک موتور پمپ در محله ی ما قرار داشت. افراد محله در مراسم مختلف از جمله عزاداری ، جشن و ... در منازل و یا مسجد محله با همدیگر همکاری می کردند. امنیت محله بسیار خوب بود و بچه ها در کوچه با یکدیگر بازی می کردند و روابط بسیار صمیمانه ای با یکدیگر داشتند. اما با آمدن زلزله وضعیت محله به هم ریخت از جمله مشکلات ما در حال حاضر خاکی بودن کوچه هاست که از شهرداری می خواهیم به این وضعیت رسیدگی کند
حسین باقری پور
----
محله ی ما محله ای دوستانه ، باصفا ، صمیمی و واقعاً خوب بود. ما و همسایه هایمان هر جمعه نوبتی آش رشته درست می کردیم ماه های رمضان هم دیگر را بیدار می کردیم ، درد دلهایمان را به هم می گفتیم. با هم خیلی خوب بودیم. من حالا حسرت آن روزها را می خورم. چون حالا دیگر مثل قدیم نیست. زیاد پیش هم نمی آییم فقط روزهای عید آش درست می کنیم.ماه های رمضان لامپ های خانه ها روشن است اما هیچ کس در خانه ی دیگری را نمی کوبد. من آرزو می کنم در آینده ای نه چندان دور محله ی ما مانند قدیم بشود
سلیمه شیهکی ، 13 ساله از مدرسه نرجسیه بروات

شهروندان و مشارکت
خبرنامه دفتر هماهنگی اجتماعات محلی شهرستان بم
با مسئولیت
دکتر سیامک زند رضوی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
آدرس: بم، میدان امام، داخل محوطه شهرداری، روبروی ساختمان اصلی
شماره های تماس:
09133414615(سیامک زندرضوی)
09133975401(رحمت اله دریجانی)
صفحه مدیر مسئول در اینترنت

http:// old.uk.ac.ir/~ zandrazavi
آدرس خبرنامه در اینترنت

http:// Akhbar-Bam.blogspot. Com
هزینه این شماره خبرنامه توسط سازمان جهانی بهداشت تأمین شده است
This issue of the newsletter have been financed by W.H.O
چاپ: کرمان ، چاپخانه گلبهار تیراژ: 3000 نسخه
NEWS LETTER OF BAM

0 Comments:

Post a Comment

<< Home