Thursday, January 19, 2006

NEWS LETTER OF BAM 41


بنی آدم اعضای یکدیگرند

شماره 41 ، چهارشنبه 28 دی ماه 1384

در این شماره می خوانید


مشکلات شهروندان در محدوده شهر
صدای نوجوانان
مهد شادی به فعالیت خود ادامه می دهد
و

.

.


سرمقاله
ستاد راهبری و سیاستگزاری بازسازی بم ، از دور دستی بر آتش و دستی بر خاکستر

در شهریور ماه امسال ترتیب و اختیارات ستاد راهبری و سیاستگزاری بازسازی بم به تصویب هیئت دولت رسید ، بر طبق این مصوبه وزیر مسکن و شهرسازی (رئیس ) ، وزیر کشور ، وزیر امور اقتصادی و دارایی ، رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ، رئیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و استاندار کرمان اعضاء این ستاد هستند (روزنامه شرق ، بیستم شهریور هشتادو چهار) نکته مهمی که وجود دارد این است که چه ستاد قبل و چه ستاد موجود وجوه مشترکی دارند که برخی از آنها به قرار زیر است
یک- عدم اطلاع رسانی ، هرگز مصوبات و جزییات هزینه های آنها بطور کامل منتشر نشده و در دسترس عموم قرار نگرفته است
دو- عدم شفافیت ، هرگز فرایند تصمیم سازی و مراحل کارشناسی پروژه هایی که برای مناطق آسیب دیده از زلزله مصوب شده است بطور مکتوب و مستند گزارش و علنی نشده است
سه- ستاد مذکور هرگز ارتباطی نهادمند با نهادهای شهروندی از جمله شورای اسلامی شهر بم و بروات نداشته است
در شماره گذشته (40) به تصمیم گیری از بالا و بر فراز شهروندان توسط مقامات مختلف اشاره شد. در اینجا به برخی جزییات و پیامدهای واقعی این شیوه مدیریت پرداخته می شود


در تمام دنیا دولت مسئول زیر ساخت ها در مناطق شهری و روستایی است و دولت ژاپن توانست پس از سه سال از زلزله کوبه (1995) تمام آن ها را بازسازی کرده و به حالت عادی درآورد. در کشور ما پس از دو سال در عرصه آب ، برق ، تلفن ، خیابان و کوچه هنور در آغاز راه هستیم و از امکانات محدود ماه های اول پس از زلزله استفاده می کنیم. چرا چنین است؟
هر یک از خدمات مذکور متولی خاص خود را دارند که وظیفه دولت هماهنگ ساختن این مجموعه های پراکنده در برنامه و اجرا است. به عنوان مثال ، ظاهراً برای شهر بم کانال مشترک تأسیسات شهری به تصویب رسیده است اما در دو سال گذشته اقدام عملی برای اجرایی شدن آن به عمل نیامده است. در نتیجه وضعیت سیم کشی اسکان های موقت از ماه های اول پس از زلزله بدون تغییر و اصلاح مانده است و پیامد آن اتصالی های مکرر و آتش سوزی های حاصل آن است که وجود اسکان های موقت به شدت قابل اشتعال به خطر موجود می افزاید و نمونه آن آتش سوزی در « مهد شادی » است که گزارش آن را در این شماره می خوانید یا آتش سوزی از نوع دیگر که دو کودک در آن جان باختند
***
چرا ستاد مذکور به بازسازی زیر ساخت ها توجه کافی نداشته و ندارد. در ادامه کوشش می شود که مشکلات ساختاری ستاد مذکور بررسی و پیشنهاداتی عملی ارائه شود
نگاهی به ترکیب این ستاد و عملکرد آن پاسخ را آسان می کند: مورد اول این ستاد ظاهراً با شعار توجه به فرهنگ شهروندان ، مشارکت و مقاوم سازی فعالیت می کند اما به دلیل وزن بنیاد مسکن در ستاد مذکور ، علی رغم شعار فوق و دعوت از تعداد بسیار زیادی از مشاوران طراح مسکن ، عملاً تاکنون 40 درصد خانه های شهر بم و 100 درصد خانه های سیزده روستای آسیب دیده از زلزله از الگوی این بنیاد ( ساختمان های پیچ مهره ای 45 تا 85 متری ) انتخاب شده اند. مشکلات این اثرگذاری و الگو سازی بنیاد مسکن: بومی نشدن تکنیک ساخت و مصالح به کار رفته در واحدهای مسکونی و از طرف دیگر اضافه کردن بخش های غیر ایمن توسط شهروندان به آن است ، که پیامد فوری آن استمرار همان الگوهای غیرمقاوم قبل از زلزله خواهد بود. علت این امر آن است که به مقدمات طراحی مسکن متناسب با اقلیم ، مصالح در دسترس ، نیازهای خانوار و امکان توسعه بنا بطور آگاهانه بی توجهی شده است. از این فراتر ستاد مذکور بدون توجه به محدوده آسیب دیده از زلزله (شهرهای بم و بروات و سیزده روستای اطراف آن ها) برای سایر مناطق شهرستان الگوی مذکور را پیاده کرده است و بنا به گزارشی که در این شماره می خوانید برای هر واحد 45 تا 65 متری 90 میلیون ریال صورت حساب نوشته است. بطور روشن مشخص است که در چنین تصمیم گیریهایی منافع شهروندان ساکن در مناطق آسیب دیده از زلزله در نظر گرفته نشده است
مورد دوم ، این ستاد برای طراحی خیابان های اصلی و میدان های شهر از مشاوران شهرسازی دعوت به کار کرده است و آنها مشغول طراحی این خیابان ها و میدان ها شده اند اما یک اصل ابتدایی از منظر شهروندان فراموش شده است و آن اینکه یک شهر قبل از هر چیز مجموعه ای از خیابان های غیراصلی و کوچه ها است که شهروندان به ویژه کودکان بخش بزرگی از وقت خود را در آن ها می گذرانند
تقلیل مفهوم بازسازی به « واحدهای مسکونی » و « خیابان ها و میدان های اصلی» سبب شده است که نه مسئله آواربرداری کامل در شهر مورد توجه ستاد مذکور قرار گیرد و نه احیاء خیابان ها و کوچه ها ، در نتیجه برای آن ها بودجه و برنامه ای هم وجود ندارد. و این امر از شهرداری به ستاد بازسازی و از ستاد به شهرداری حواله داده می شود. بنابراین شهروندان به درستی گله مند و خشمگین از زندگی در میان آوار و خاک و گرد و غبار هستند و اتفاقی نیست که بیماری سالک رشدی تصاعدی در میان شهروندان و بویژه کودکان در مناطق آسیب دیده از زلزله دارد
برخی مسئولین می گویند ، تا پایان خانه سازی در بم امکان آواربرداری کامل ، تعریض کوچه ها و آسفالت آن ها وجود ندارد. این امر به معنی رسمیت بخشیدن و تداوم دادن به رنج شهروندان تا آینده ای چند ساله است. بی دلیل نیست که در گزارشات دانش آموزان ، آرزوی یک کوچه صاف و یک خیابان آسفالت در محله شان به شکل آرزو درآمده است
کوتاه سخن اینکه تجربه دو سال گذشته نشان داده اشت ، شیوه برنامه ریزی تهران نشینان برای مناطق آسیب دیده از زلزله در بم ، پیامدی غیر از صرف هزینه های کلان به قیمت عدم رضایت رو به افزایش شهروندان ندارد. به درجه ای که شهروندان ، کوچه به کوچه ، محله به محله در امر برنامه ریزی ، اجرا ، مدیریت ، ارزیابی و تقسیم منابع به رسمیت شناخته شوند. امر بازسازی با افزایش رضایت و آرامش شهروندان و با سرعت مناسب تر پیش خواهد رفت
وظیفه اصلی ستاد راهبری ، در حقیقت هماهنگ ساختن فعالیت های دستگاه های ناهماهنگی است که به نوبت در طول پنجاه سال اخیر مشغول کندن و صاف کردن خیابان ها و کوچه های شهرهای ایران بوده اند
این امر امکان پذیر نخواهد بود مگر آنکه این چند پیشنهاد مورد توجه مقامات و شهروندان قرار بگیرد
یک- تمام مصوبات ستاد راهبری و بودجه های تخصیص یافته در یک جلد کتاب چاپ و منتشر شود و در دسترس شهروندان و علاقه مندان قرار گیرد
دو- ستاد مذکور ترمیم شود و نمایندگان شوراهای اسلامی شهر بم و بروات در آن عضویت یابند
سه- جلسات ستاد مذکور در شهر بم برگزار شود و حضور ناظران و شهروندان در آن ها به عنوان مشاهده گر آزاد باشد
چهار- برای حضور نهادمند شهروندان در مناطق آسیب دیده از همه ساز و کارهای موجود استفاده شود
در این عرصه شاید بهترین گزینه انجمن های شواریاری است که با مصوبه کارگروه اجتماعی استان کرمان (شماره 6332/22 تاریخ سی ویکم اردیبهشت ماه هشتاد و سه) بطور آزمایشی و محدود در چند محله شهر بم و بروات اجرا شد و اخیراً در شورای عالی استان ها به تصویب رسید (روزنامه اطلاعات ، 18/10/84 )
مشارکت نهادمند می تواند به درجه ای از ناخشنودی فزاینده شهروندانی که بیش از دو سال عملاً شاهد تصمیمات پرهزینه ، کم


آتش سوزی در چادر محل اقامت یک خانواده زلزله زده در بم ، جان دو کودک را گرفت


محمد خاکپور ، رئیس اداره آتش نشانی بم گفت: دو کودک به نام های فاطمه (10 ساله) و برادرش (محمدجواد 4 ساله) پس از آتش گرفتن چادر محل اسکانشان در شعله های حریق سوخته و جان خود را از دست دادند. وی افزود: این خانواده قبلاً در اردوگاه زلزله زدگان زندگی می کردند و مدتی است که پس از خروج از اردوگاه در خانه یکی از اقوام چادر زده بودند. خاکپور ، علت دقیق این حادثه را در دست بررسی اعلام کرد و گفت: والدین کودکان نیز در این حادثه دچار سوختگی سطحی شدند

مهد تازه تأسیس شادی بم با ده میلیون تومان وسیله در آتش سوخت


صبح روز چهارشنبه ساعت 8:45 مهدکودک شادی با ده میلیون تومان وسیله در آتش سوخت. مهدکودک شادی با حمایت های مالی مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا ، انجمن دوستداران کودک کرمان و یونیسف در زمستان 82 کار خود را در ابتدا به عنوان مرکز آموزش مربیان کودک آغاز کرد. مهدکودک ، واقع در محله افشار خانه خیابان پروین اعتصامی است که در حال حاضر 10 مربی و 80 بچه دارد. متأسفانه صبح روز چهارشنبه ، عید قربان این مهدکودک به دلیل اتصالات برق در دو کانکس پی.وی.سی در آتش سوخت
به گفته شاهدان ، اول دود از یکی از کانکس ها به هوا بلند شد بعد همسایه ها به آتش نشانی خبر داده و کمتر از 5 دقیقه آتش نشانی در محل حاضر شد اما شدت آتش آن قدر زیاد بود که چیزی جز خاکستر بر جای نگذاشت و آتش نشانی فقط از سوختن احتمالی باغ جلوگیری کرد


نکته قابل توجه این است که با وجود آتش سوزی اما مهدکودک دایر خواهد بود و بچه ها طبق معمول هر روز به مهد خواهند آمد و مربیان برای آموزش این بچه ها وسیله های مورد نیاز کار را به هر شکل تهیه کرده و در اختیار بچه ها قرار می دهند
الهام رشیدی فرد ، حلیمه شیهکی


بیست و دو هزارمین واحد روستایی شهر بم با حضور وزیر مسکن به بهره برداری رسید

با بهره برداری از 344 واحد مسکونی در نقاط روستایی بیست و دو هزارمین واحد روستایی در شهرستان زلزله زده بم روز دوشنبه گذشته با حضور وزیر مسکن و شهرسازی به بهره برداری رسید
در جریان افتتاح این واحدها « محمد سعیدی کیا» وزیر مسکن و شهرسازی و استاندار کرمان حضور داشتند
مسئول ستاد معین استان بوشهر در این مراسم طی سخنانی در بم گفت: برای احداث هر یک از این واحدها مجموعاً 90 میلیون ريال هزینه شده که از محل مشارکت اصناف تهران و ستاد بازسازی شهرستان بم تأمین و پرداخت شده است
احمد زارعی افزود: اصناف تهران برای ساخت هر واحد مسکونی 33 میلیون ريال هزینه تقبل کرده بودند
در جریان زلزله بم در پنجم دی ماه سال 82 حدود 25 هزار واحد مسکونی ویران شد
به نقل از روزنامه فتح نوین ، 10/10/84

مشکلات مردم

گفتگو با کارکنان خودروسازی

حسن جهانشاهی که 24 سال سن دارد و دیپلم مکانیک است می گوید: در خودروسازی کار می کنم و مسئولیت خط تولید را بر عهده دارم. پنج سال سابقه کار دارم. از ساعت شش و نیم صبح تا 30/2 عصر کار می کنم. در ماه حدود دویست هزار تومان حقوق دریافت می کنم. در زلزله تمام واحد مسکونی ما تخریب شد و تعدادی از خانواده درجه 2 خود را از دست دادم. پس از زلزله هم فعالیت خود را برای بازگشت به زندگی شروع کردیم. از جمله ساخت و ساز ، الان هم ساخت واحد مسکونی ما تا حد دیوارچینی پیش رفته است. در محل کارم مشکل خاصی ندارم تنها مشکل ما طولانی شدن اجرای ساختمان توسط پیمانکار است
******
اکبر موسوی دارای مدرک دیپلم ، 33 سال سن دارد. او کارمند خودروسازی است و می گوید: 9 سال تجربه کاری دارم و 2 سال هم سابقه کار در خودروسازی را دارم و انباردار هستم. از ساعت شش و نیم صبح تا 2 عصر کار می کنم و حدود صد و چهل هزار تومان در ماه حقوق دریافت می کنم که این مقدار برای یک خانواده پنج نفره خیلی کم است
زلزله خسارت زیادی به ما وارد کرد ساختمان ما صد در صد تخریب شد و تعدادی از افراد درجه 2 خود را از دست دادم. پس از زلزله هم فعالیت خود را برای بازگشت به زندگی شروع کردیم ساخت واحد مسکونی ما تا حد اسکلت پیش رفته است ما برای ساخت و ساز مشکلی نداریم تنها مشکل من حقوق کم است
******
ناصر خورشیدی هستم 23 سال سن دارم و دیپلم فنی هستم. مدت سه سال است که در خودروسازی مشغول به کار هستم و اپراتور خط تولید می­باشم. از ساعت 30/6 صبح تا 2 عصر کار می کنم و در ماه صد و سی هزار تومان حقوق دریافت می کنم. در زلزله مادر ، مادربزرگ و خاله ام را از دست دادم. قبل از زلزله نزد پدر و مادرم بودم و ساختمان ما صد در صد تخریب شد. پس از زلزله زندگی را در چادر و سپس در کانکس آغاز کردیم و به علت اینکه بعد از زلزله ازدواج کرده ام و در خانه پدرم زندگی می کنم هنوز شروع به ساخت و ساز نکرده ام. مشکل من برای ساخت و ساز این است که دولت برای افرادی که بعد از زلزله ازدواج کرده اند هیچ گونه اعتباری در نظر نگرفته است در صورتی که جوانان برای زندگی نیاز به سرپناه دارند. مشکل محل کارم هم فقط کمی حقوق است با این حقوق کمی که به من می دهند نمی توانم نیاز زندگی و آینده ام را تأمین کنم
******
محمد کفاشی 30 ساله، لیسانس دارد. او می گوید: 10 سال سابقه کار در کارهای ساختمانی دارم . الان هم ناظر فنی کارخانه هستم. هشت ساعت در روز کار می کنم و در ماه حدود 360 هزار تومان حقوق دریافت می کنم. در زلزله تمام واحد مسکونی من تخریب شد و خواهر و دو خواهرزاده ام را از دست دادم. پس از زلزله ازدواج کردم و در کانکس زندگی می کنم. هنوز ساخت و ساز نکرده ام به علت درخواست جابجایی به ارگ جدید هنوز پرونده من در ستاد راکد مانده است. از نظر محل کارم مشکلی ندارم
******
احمد کفاشی هستم 28 سال سن دارم و مدرک تحصیلی ام دیپلم است. در خودروسازی کار می کنم و تجربه کار در موتور و گیربکس را دارم و در حال حاضر مسئولیت خط تولید را بر عهده دارم. پنج سال سابقه کار دارم. از ساعت 30/6 صبح تا 3 بعدازظهر کار می کنم و در ماه دویست هزار تومان حقوق می گیرم. در زلزله یک خواهر و دو خواهرزاده ام را از دست دادم و کل واحد مسکونی من تخریب شد. پس از زلزله ازدواج کردم کار ساخت و ساز را شروع کردم الان حدود نود درصد آن به پایان رسیده است برای ساخت و ساز مشکلی ندارم مشکلم فقط کم بودن حقوقم می باشد


زن سرپرست خانوار
فاطمه بهزادی مقدم هستم در زلزله همسر ، فرزند ، برادر و مادرم را از دست دادم از سایر بستگانم هم تعدادی را از دست دادم. در حال حاضر با دو فرزند دیگرم در کنار پدرم زندگی می کنم تا به حال کمک های ناچیزی از طرف بهزیستی به ما شده اما به طور مداوم این کمک ها انجام نمی شود. سازمان های دیگری از جمله هلال احمر و یونیسف هم کمک هایی به ما کرده اند
عصمت پاپلی

مسائل شهروندان در محدوده شهر دوستدار کودک

اینجانب منوچهر رفسنجانی هستم و در خیابان تختی نانوایی دارم از نظر عقب نشینی و ساخت و ساز مشکل دارم. مغازه را قبل از زلــزله خریداری نمودم ولی سند به نام من زده نشده بود. اکنون صاحب مغازه در شهر دیگری ساکن می باشد. در حال حاضر سند به ما نمی دهند و اکنون که عقب نشینی کرده ایم مقدار کمی از مغازه باقی مانده است و خسارت عقب نشینی را هم صاحب قبلی مغازه گرفته است و من بی حق شده ام. از مغازه به طول 10 متر و عرض 4 متر، فقط 4 متر باقی مانده است به مدت 30 سال در این مغازه کار کرده ام از 4 متر باقی مانده صاحب مغازه با اینکه قبلاً خریداری کرده بودم 8 میلیون تومان پول می خواهد من قبلاً پول مغازه را پرداخت کرده بودم فقط سند به نام من نشده بود. اکنون با گذشت د. سال از زلزله با مشقت و مشکلات فراوان زندگی می کنم و از نظر ساخت منزل مسکونی هم مشکل فراوانی دارم و از نظر پول کم آورده ام اکنون فاقد مغازه و منزل مسکونی می باشم و می خواهم که مغازه را به منزل انتقال دهم که موافقت هم شده اما وام دریافت نکرده ام. خواهشمندم در این زمینه مرا کمک و یاری کنید که وام مغازه را دریافت کنم تا بتوانم امرار معاش کنم
------
اعظم رفسنجانی هستم. 5 ماه پیش شوهرم در اثر تصادف فوت کرده اکنون با دو فرزند که سرپرستشان هستم بدون هیچ منبع درآمدی در کنار پدر و مادرم زندگی می کنیم و تحت پوشش هیچ نهادی نیستیم. از مسئولان می خواهم که به وضعیت ما رسیدگی کنند
------
محمود میرزایی یکی از ساکنان محدوده شهر دوستدار کودک می گوید: ساخت و ساز به انتخاب خودم صورت گرفته و متراژ آن 90 متر می باشد. ساخت و ساز را به پیمانکار واگذار کرده ام و تمام کارهای ساخت و ساز را خود پیمانکار انجام می دهد از خرید مصالح ساختمانی گرفته تا بقیه کارها ، ساخت و ساز به کندی صورت می گیرد. کوچه های محله ما خیلی مشکل دارند جمع آوری زباله دیر به دیر انجام می شود. خاکی بودن کوچه ها هم باعث آزار و اذیت مردم شده با این بادهایی که در بم می وزد گرد و خاک زیادی وارد کانکسها می شود و روی وسایل می نشیند. شب ها کوچه ها خیلی تاریک است و برای رفت و آمد در شب خیلی مشکل داریم . اوایل زلزله گفته شده بود که تلفن مجانی است و همه از جاهای مختلف می آمدند و زنگ می زدند. الان قبض تلفن که برای ما آورده اند خیلی زیاد است و ما قادر به پرداخت آن نیستیم از اداره مخابرات خواهش می کنیم که قبض تلفن را برای ما کم کنند
------
مهندس مهدی جعفری نژاد می گوید : لطفاً از 85 متری ها دیگر صحبت نکنید. با این وام و مشکلات ستادها فقط می شود سفت کاری را انجام داد البته اگر پیمانکار رخصت دهد. صد البته مشکلات نقشه و صدور پروانه و روند پرونده در ستاد مقوله ای است که باید صفحات زیادی راجع به آن نوشت. علت کندی کار ستاد هم مسائل کارگری و پیمانکاری است
مسئله جمع آوری زباله در محله هم اگر به کارگرهای شهرداری شیرینی بدهند هفته ای دوبار می آیند و گرنه زباله ها دیر به دیر جمع آوری می شود تمامی سطوح معابر از نخاله ها پر شده و چیزی که این روزها مطرح نیست آسفالت کوچه ها است. از نظر آب فعلاً مشکلی نداریم و برق مرتب قطعی دارد آن هم چند ساعت اکثر وسایل برقی سوخته اند . روشنایی معابر فعلاً معنی ندارد حتی به اداره برق مراجعه کرده ام می گویند: چشم ولی ما را به خاموشی عادت داده اند
عقب افتادن ساخت و ساز اینجانب به دلیل مفقود شدن پرونده در ستاد کرمان و محول کردن مسائل ساخت و ساز به ستاد خراسان بوده است. بعد از 4 ماه مجدداً تشکیل پرونده ، صدور پروانه و انتخاب ناظر و فعلاً می گویند امروز برو فردا بیا تا خدا چه بخواهد
از دو ماه دیگر هم قیمت هر متر مربع ساختمان مسکونی دو میلیون ریال می شود حالا با وام تخصصی می شود چند درصد از کارهای اجرایی یک ساختمان صد متری را تمام کرد
------
منصور زنگی نیز یکی از ساکنان محدوده شهر دوستدار کودک است که مشکلاتش را اینگونه بیان می کند: ساخت و ساز به اختیار خودم انجام شده و نقشه 100 متری را انتخاب کرده ام هنوز ساخت وساز انجام نداده ام و تازه می خواهم شروع کنم
کندی کار ساخت و ساز به خاطر نبود مصالح ساختمانی مخصوصاً سیمان و پیمان کار است. کوچه های محله ما کاملاً خاکی و خراب هستند و ضایعات ساختمانی شهروندان همه کوچه ها را اشغال کرده است. از طرف شهرداری هم برای جمع آوری آنها هیچ اقدامی نشده است.در مورد برق هم زیاد مشکل داریم اکثر مواقع برق قطع است و سایل برقی به علت قطع یا ضعیف شدن برق می سوزد در مورد مشکلات اگر تمام روز هم بگویم کم است. در ضمن از مسئولان خواهش می کنیم که برای بیکاری جوانان هم فکری بکنند تا به طرف کارهای دیگر کشیده نشوند
عصمت پاپلی
------
م – اماندادی می گوید ما یک خانواده 6 نفره هستیم و ساخت و ساز واحد مسکونی مان که 85 متر است تقریباً به پایان رسیده است و تا به حال 15 میلیون تومان هزینه در بر داشته است. کوچه های ما خاکی است و هنگام عبور ماشین خاک وارد کانکس ها می شود اگر این کوچه را آب پاشی کنند تا حدودی مشکلات ما حل می شود. زباله های ما را جمع آوری نمی کنند ما خودمان آن ها را جمع کرده و آتش می زنیم. در ضمن کوچه ما تاریک است
------
د- رنجبر می گوید قبلاً از طرف شهرداری اعلام شده بود که خانه ما روی گسل قرار دارد و در طرح می باشد یک ماهی است که از طرح بیرون آمده و اجازه ساخت و ساز به ما داده اند اما من هر چه فکر می کنم توانایی بازپرداخت وام را ندارم. قبل از زلزله مغازه داشتم و با جواز کسب مادر خانمم مغازه داری می کردم و در حال حاضر بیکار هستم. چهار فرزند دارم که سه تای آنها ازدواج کرده اند. مشکلاتی که ما در منطقه مان داریم این است که برق خیلی ضعیف است و گاهی اوقات کاملاً قطع می شود ، همچنین شهرداری برای جمع آوری زباله های ما اقدام نمی کند
------
خانم رنجبر یکی از ساکنان محدوده شهر دوستدار کودک می گوید: در زلزله همسر و دو فرزندم را از دست دادم و به همراه دو فرزند دیگرم با خواهر شوهرم که او هم تمام خانواده اش را از دست داده زندگی می کنیم. نقشه خانه مان را 100 متری انتخاب کرده ایم و تا مرحله سقف پیش رفته ایم.
مشکلی که ما در محله مان داریم این است که گرد و خاک در این محله زیاد است و همین باعث بروز بیماری های مختلف شده است الان دو تا بچه هایم به دلیل گرد و خاک زیاد مریض شده اند یکی سالک دارد و دیگری هم پاهایش عفونت کرده و تحت درمان است و دکتر گفته که به دلیل گرد و خاک زیاد است. این جا محلی برای تفریح بچه ها وجود ندارد. برق ضعیف است. در ضمن زباله ها جمع آوری نمی شوند که ما به خاطر اینکه تجمع زباله ها باعث بروز بیماری نشود آنها را جمع کرده و به محلی دور از خانه هایمان برده و می سوزانیم
------
خانم ت – ی : به دلیل مشکل تقسیم ارث بین خواهر و برادرهایم هنوز نتوانسته ایم ساخت و ساز را شروع کنیم و در حال حاضر در خانه برادرم با سه فرزند زندگی می کنم و شوهرم را در زلزله از دست داده ام و تحت پوشش بهزیستی هستم اما از عید به بعد هیچ کمکی به ما نشده است
الهام رشیدی فرد ، حلیمه شیهکی
------
اینجانب زهرا گیلانی هستم که تمامی فرزندانم را در زلزله از دست داده ام فقط یکی از دخترانم زنده مانده است که او هم شوهر و فرزندانش را از دست داده و با یکدیگر زندگی می کنیم. تمام همسایگان ما فوت کرده اند. در کوچه ما نه تیر برق وجود دارد و نه تلفن. از مسئولین تقاضا داریم که به وضعیت ما رسیدگی کنند ما دو زن تنها بدون هیچ امکاناتی چگونه باید زندگی کنیم
صوفیا کرم نژاد



صدای نوجوانان
پدیده ای که در امر بازسازی همه جانبه باید مورد توجه قرار گیرد
توصیف محله قبل از زلزله

نام محله ما تربیت بدنی است که تقریبا در شمال شرقی شهر بم قرار دارد از شمال به خیابان سرگرد سخایی از جنوب به خیابان ارگ ، از شرق به ارگ و از غرب به خیابان تختی منتهی می شود. ما در محله ای زندگی می کردیم که خانواده های آن از لحاظ کسب و کار در قشر متوسط جامعه بوده اند و خانواده های خوبی بودند از کارمند صدا و سیما گرفته تا دلال و لحاف دوز ، در این محله هیچ گونه امکانات عمومی و تأسیساتی وجود نداشته است حتی دریغ از یک پارک و فضای سبز و بچه های کوچک و کودکان نیز در کوچه و میان خاک ها به بازی و سرگرمی مشغول بودند و گاهی اوقات که یکی از همسایه ها جشن یا مراسم عروسی و یا دعا بر پا می کرد همسایه های دیگری نیز به آن همسایه ها کمک می کردند و آن مراسم در خانه و گاهی اوقات در مسجد محله برپا می شد. وضعیت محله هم نسبت به محله های دیگر بهتر بوده و همسایه ها زیاد مشکلی نداشته اند. ما هم مانند سایر بچه های محل با یکدیگر و بچه محل ها رابطه خوبی داشتیم. محله ما چون نزدیک به ارگ بوده و هست شب که می شد صدای سگ ها باعث ترس و وحشت مردم می شد

بعد از زلزله
بعد از زلزله نیز محله ما همان محله و کوچه ما همان کوچه است و هیچ تغییری نکرده است بجز تفاوت های کمی ، در این محله قبل از زلزله همان طور که گفتم خانواده های زیادی زندگی می کردند با تمامی شغل هایی که در شهر است که بیشتر این خانواده ها در زلزله جان خود را از دست دادند. یا اینکه یک یا چند نفر از اعضای خانواده خود را از دست داده اند که این درد بسیار بزرگی برای آنهاست. محله ما قبل از زلزله هیچ امکانات و تأسیساتی نداشت بجز یک مسجد که همان مسجد نیز نصفش خراب شد و مردم و اهالی محل ماه مبارک رمضان را در همان مسجد به سر بردند. محل بازی بچه ها که همان کوچه بود با آمدن زلزله خراب و پر از آوارهای خانه های همسایه های دیگر شده که جای بازی بچه ها را نیز تنگ کرده است و همسایه ها نیز که قبل از زلزله با هم خوب و صمیمی بوده اند با آمدن زلزله و از دست دادن اعضای خانواده خود دیگر خیلی کم در مراسم و جشن ها با یکدیگر همکاری می کنند و خانه هایشان هم که خراب شده است و دیگر جایی برای این مراسم ندارند. امنیت محله کم شده است چون دیگر خانه ای دیوار ندارد که اعضای آن در امان باشند و همان یک کانکس که به آن ها داده شده است شب که می شود هر کس که وسیله قیمتی دارد آن را به درون کانکس می برد تا از دست دزدها در امان باشد. دیگر پسر همسایه ای برای ما نمانده است که ما با آن ها رفت و آمد کنیم و چند تایی هم که زنده مانده اند سرشان به کار خودشـان گرم است و زلزله هم که آمد مشکلات دو چندان شد از قبیل اینکه کوچه با آمدن یک موتور و یا ماشین پر از خاک می شود باید در کوچه آب ریخت تا خاک بلند نشود ، همسایه ها آوارهای خانه های خود را درون کوچه ریخته اند که باعث خرابی کوچه و بسته شدن راه عبور و مرور می شود با آمدن یک باران تمام اتاق ما که همان کانکس است پر از آب می شود و نمی دانیم چه کار کنیم ، شب ها باید حتماً چند باری به بیرون از کانکس نگاه کنیم تا کسی موتور و ماشینمان را نبرده باشد با تند شدن باد حصارهایی از قبیل پارچه و گونی که دور خانه کشیده ایم کنده می شود و سگ به درون خانه می آید و باید مرغ و خروس هایمان را در قفس نگه داریم تا گم نشوند و به جاهای دور نروند
حجت منصوری نژاد


وضعیت محله در گذشته

محله ما در بلوار معلم واقع در مرکز یا قسمت بالای شهر که از شمال به جاده بم – کرمان ختم شده و از قسمت جنوب به میدان 17 شهریور یا میدان فرمانداری ادامه می یابد. در این قسمت اکثر ساکنان فرهنگی بوده و تعدادی مغازه دار نیز بوده است. از جمله مکان هایی که می توان در این محله نام برد: مساجد ، نانوایی ، مدارس ، سوپر مارکت و ... پارک و محل تفریح در این منطقه به ندرت وجود داشت. مراسم تعزیه ، افطاری و شبهای احیاء در مساجد برگزار می شد. از نظر امنیت هیچ گونه مشکلی وجود نداشت و افراد با خیال راحت رفت و آمد می کردند. اکثر خانواده ها با هم صمیمی بودند
از جمله مشکلات محله قبل از زلزله می توان به موارد زیر اشاره کرد: وجود نداشتن سطل زباله در خیابان های اصلی ، عدم وجود فضایی آرام مثل کتابخانه که افراد برای مطالعه و درس خواندن از آن استفاده کنند ، عدم وجود دبیرستان پسرانه و پیش دانشگاهی پسرانه و دخترانه ، مدت های طولانی فضای سبز خیابان آبیاری نمی شد و همین باعث خشک شدن و زردی برگ درختان می شد

مشکلات محله در زمان حال
وجود سطل های زباله کثیف در خیابان و کوچه ها که باعث بیماری های واگیردار از جمله سالک می شود که از هم محله ای های عزیز خواهشمندم از ریختن زباله و گذاشتن سطل بدون درب و یا پلاستیک زباله در شب خودداری کنند
وجود خاکهای زیادی که مانع عبور ماشین ها از کوچه ها می شود و کوچه ها را مسدود کرده است که از کارکنان شهرداری می خواهیم که هر چه سریعتر به برداشتن این خاک ها بپردازند
قطع مکرر آب و برق که قطع برق باعث می شود ما دانش آموزان نتوانیم درس مان را بخوانیم و همچنین از افرادی که آب را بی رویه مصرف می کنند تقاضا می شود که منابع آب ما را هدر ندهند.


شهر دلخواه ما در آینده
یک- شهر آباد و با نشاط و قشنگ تر از قبل به طوری که هیچ گونه مشکل و ناراحتی برای شهروندان عزیز ایجاد نشود
دو- از نظر فضای سبز خیابان ها و لوله کشی ها مجدداً اقدام شود
سه- وجود شعبه های کوچکی از نمایشگاه کتاب و کتابخانه در هر محله
چهار- جدول گذاری و آسفالت پیاده روها و عبور راحت عابران پیاده
پنج- آموزش تمیز نگه داشتن صحیح شهر توسط شهروندان
شش- تنوع در شهر و ایجاد مکان های جدید از جمله سینماهای جدید و وجود چند سینما در جاهای مختلف شهر
هفت- ایجاد پنجره ای نو به سوی پاکی ها و پیام های بهداشتی و قرار دادن سطل زباله در خیابان های اصلی شهر
هشت- تعریض کوچه ها و خیابان های شهر
فاطمه شیرخانی ، شیرین رشیدی پور ،
شکوفه غلامپور

توصیف محله

محله ما یکی از محله های تازه ساز بم است شهرک ما در ابتدای شهر است و موقعیت امنیتی مناسبی دارد. قبل از زلزله به دلیل وجود خانه های سازمانی نیروی انتظامی در نزدیک خانه ما چند سرباز آن جا نگهبانی می دادند و از لحاظ امنیت چه در روز و چه در شب بسیار عالی بود. شهرک ما از شمال به بلوار شهید رجایی و از جنوب به جاده بم – زاهدان و از غرب به بلوار بیرون شهر محدود می شود
مردم محله ما مردمی اصیل و با فرهنگ هستند در محله ما افراد با شغل های گوناگون از قبیل کارمند ، استاد دانشگاه ، معلم ، مدیر مدرسه ، مهندس و کارمند نیروی انتظامی وجود دارد
قبل از زلزله محله ما تأسیسات و امکانات عمومی نداشت و البته هنوز هم ندارد و این امر یکی از مشکلات ما در این محله است. در سطح شهرک ما حتی یک پارک برای تفریح و بازی کردن بچه ها وجود ندارد. ما برای انجام تحقیق و پژوهش و یا حتی بررسی های کوچک به اطلاعاتی از کتابها و اینترنت نیازمندیم که این اطلاعات می تواند در یک کتابخانه وجود داشته باشد که ما از این امر محرومیم
در ماه های رمضان ومحرم که از ماه های مهم مذهبی هستند همه مسلمانان به مساجد می روند و عزاداری می کنند یا احیاء نگه می دارند ولی ما به دلیل وجود نداشتن یک مسجد در محله مجبوریم مسافت زیادی را طی کنیم تا به این اماکن در محله های دیگر برویم. اما یکی دو سال است که به همت یکی از همسایگان خوبمان ، فقط زنان محله در یک خانه جمع می شوند و احیاء نگه می دارند
یکی دیگر از نارضایتی های ما این است که پس از زلزله به دلیل تجمع کارگرهای مهاجر از سراسر کشور به نحوی ناامنی در شهر حاکم شده و پیشنهاد من برای رفع این مشکل این است که مکان های مخصوصی مانند یک اردوگاه به این کارگرها داده شود تا هم از تجمع آنها از سطح شهر و هم از پرسه زدن آن ها در همه جا برای تأمین مسکن جلوگیری شود
قبل از زلزله امنیت به گونه ای بود که در طول هفته مرتباً به دوستانمان در محله سر می زدیم و در مورد امور مختلف با هم مشورت می کردیم و حتی در درس هایمان یکدیگر را یاری می دادیم. اما حالا و به دلیل ناامنی (پرسه زدن کارگرها در همه جا) از این امر محرومیم
قبل از زلزله در محله ما مشکلاتی علاوه بر مواردی که قبلاً گفته شد وجود داشت که عبارتند از:
یک- آسفالت نبودن کوچه ها
دو- اسم نداشتن کوچه ها
سه- پلاک نداشتن بیشتر خانه ها
چهار- دور بودن از کلاسهای ورزشی ، تفریحی و آموزشی
پنج- نداشتن مدرسه
شش- نداشتن هر گونه فروشگاه از قبیل فروشگاه مواد غذایی
افروز فراهی دوم تجربی ، نادره فراهی اول دبیرستان و نسیم فراهی دوم راهنمایی
از مدرسه شاهد

توافق چهار ساله بین سازمان ملل و ایران

هدف مدیریت بلایای طبیعی است


برنامه مدیریت خطرات بلایا در روزهای پایانی سال 2005 ، بین سازمان عمران و توسعه سازمان ملل متحد و ایران به امضاء رسید. بنابراین توافقنامه چهار ساله برنامه ای برای افزایش ظرفیت مدیریت بلایا و کمک رسانی به اجرا گذاشته می شود. این برنامه شامل سیاست های مختلف مدیریت بلایا ، برنامه کمربند زلزله ، کاهش تخریب ها و جلوگیری از آسیب است. زلزله بزرگترین حادثه طبیعی در ایران است که خسارات بسیاری را به مناطق شهری و روستایی این کشور وارد کرده است. این پروژه دو هفته پیش از پایان سال 2005 بین دپارتمان تکنیک فنی به سرپرستی مهدی تفضلی و ژئو مسئول (یو.ان.دی.پی) به امضاء رسید. تفضلی در مورد این برنامه می گوید: این یک برنامه مدیریتی در وضعیت خطر بلایا در ایران است. ما امیدواریم این برنامه ها و زیر شاخه های آن با موفقیت بسیاری به انجام رسد. ایران همیشه در خطر بلایای طبیعی است و نیازمند یک استراتژی دقیق برای کاهش آن است. ژئو مسئول (یو.ان.دی.پی) نیز گفت: ایران یکی از کشورهای در خطر است ، ایران باید با استراتژی های مختلف به دنبال کلید حل این مشکلات باشد. این برنامه برای سیاست های ملی ، محلی قابل استفاده است و می توان ضررها و آسیب های این بلایا را به حداقل کاهش داد. این برنامه در شهرهای لار ، کرمان ، گرگان و جیرفت اجرا می شود. برنامه چهار ساله مدیریت خطر بلایا بودجه ای شش میلیون دلاری را به خود اختصاص داده است. در این

برنامه دولت ، سازمان های ملی و بین المللی ، (ان.جی.و)ها و ... فعالیت دارند. ایران یکی از کشورهایی است که در زلزله تلفات و خسارات بسیاری دیده است ، 30 هزار کشته و هزاران زخمی در زلزله بم سال 2003 در ایران بر جای ماند. 200 هزار نفر نیز بی خانمان و 43 هزار خانه تخریب شد
به نقل از روزنامه شرق ، 14 دی ماه 1384

بیانیه انجمن حمایت از توسعه و بازسازی شهرستان بم
(انجمن حامی)

به مناسبت دومین سالگرد زلزله پنجم دی ماه 1382 شهرستان بم
ضمن تشکر از تلاش و زحماتی که توسط مسئولین محترم بازسازی بم طی دو سال اخیر انجام شده و با توجه به بررسی ها و نظرات کارشناسان ذیصلاح کشو و به استناد
الف – عدم رضایت شفاف مقامات ارشد نظام ار روند بازسازی طی دو ساله اخیر
ب- عدم رضایت اکثریت قریب به اتفاق مردم بم از روند سیاستهای مسئولین بازسازی
ج- عدم دستیابی به حداقل پیشرفت برنامه های پیش بینی شده بازسازی در بخشهای مختلف مسکونی ، تجاری ، خدمات شهری ووود- گسترش و تشدید ناهنجاری های روحی و روانی ناشی از عدم سیاستگذاری صحیح و اصولی ستاد راهبری و بازسازی بم
و- بی توجهی به نظرات دلسوزانه و کارشناسانه متخصصان و نخبگان
یک- از مسئولین محترم نظام جمهوری اسلامی ایران مصرانه تقاضا می کنیم:
نسبت به بازنگری در ساختار کلان سیاستگزاری و برنامه ریزی و مدیریت اجرایی ، تشکیلات نظارتی ، تسریع و تخصیص به موقع اعتبارات ، اعلام گزارش عملکرد دو ساله به مردم و توجه به مشکلات اساسی مردم اقدامی شایسته به عمل آورند
دو- ضمن گله مندی از مدیران قوه قضاییه در انجام وظایف قانونی این قوه ، از ایشان درخواست می کنیم با صدور دستور اکید به اهرم های نظارتی این قوه مانند سازمان بازرسی کل کشور و سایر سازمان های مرتبط کلیه دریافت ها و پرداخت ها و پیمان های منعقد شده توسط مسئولین بازسازی ، کمک های جهانی و ملی صورت گرفته در جریان زلزله را مورد کنکاش و مداقه قرار دهند
شفاف سازی و تأمل در کمک های جهانی و ملی صورت گرفته در جریان زلزله ، بدان لحاظ اهمیت می یابد که اعتماد عمومی پس از اعلام مقادیر و مبالغ این کمک ها ، نسبت به مراکز دریافت کمک خدشه دار شده و در صورتی که خدایی ناکرده در شهر یا دیار دیگری حادثه مشابهی روی دهد اقبال عمومی نسبت به کمک و همیاری به جامعه آسیب دیده از بین نرود. رسیدگی و توجه به امور فوق «قانوناً» جزو وظایف قوه قضاییه بعنوان مدعی العموم محسوب می شده که تاکنون یا اقدامی صورت نگرفته یا افکار عمومی از اقدامات صورت گرفته بی اطلاع می باشد. شایسته است اقدامات انجام شده بدون مصلحت اندیشی از طریق رسانه ها به اطلاع عموم برسد
سه- در راستای سرعت بخشیدن به امر بازسازی اجرای مصوبه هیئت محترم دولت مبنی بر فرمانداری ویژه شهرستان بم را خواستاریم
این مصوبه در تاریخ 5/8/83 و شماره 37646ت/30944 جهت اجرا به سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ابلاغ گردیده و تاکنون هیچ گونه توجهی به اجرای مفاد آن نشده است و جاری شدن مصوبه یاد شده را کمک بزرگی به امر بازسازی بم تلقی می کنیم
چهار- از شورای محترم نگهبان قانون اساسی و وزارت محترم کشور مصرانه می خواهیم به صورت ویژه و خاص نسبت به برگزاری هر چه سریعتر انتخابات میان دوره ای مجلس شورای اسلامی در شهرستان بم دستورات مقتضی را صادر فرمایند
پنج- به جهت عبرت آموزی مسئولان کشور و زنده نگه داشتن خاطره جانگداز و فاجعه ملی و جهانی زلزله پنجم دی ماه 1382 و پیشگیری از فراموشی این فاجعه عظیم به مسئولین ارشد نظام جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد می شود روز پنجم دی ماه به عنوان روز ملی زلزله اعلام شود و هر ساله این روز را در سطح استان کرمان تعطیل رسمی اعلام نمایند و مقامات رسمی و ارشد منطقه ای و کشوری هر سال در این روز در بم گرد هم آیند و عملکردهای خود را در راستای سیاستهای کلان نظام و قوانین مصوب برای مقاوم سازی و پیشگیری از تکرار اینگونه حوادث در منطقه کاری خود به مردم کشور گزارش نمایند
شش- از وزیر محترم کشور به منظور کاهش ناامنی موجود در شهرستان بم درخواست می کنیم هر چه سریعتر نسبت به اجرای پروژه های عقب مانده تقسیمات کشوری و مقدمات ارتقاء بخش های رستم آباد ، فهرج و ریگان به فرمانداری که به لحاظ قانونی استعداد لازم را دارا می باشند دستورات مقتضی را صادر فرمایند. توجه به امر یاد شده علاوه بر بالا بردن ضریب امنیت در شهر بم باعث کاهش کار ادارات دولتی در مرکز بم و بالطبع کمکی خواهد بود به تسریع روند بازسازی
هفت- جاده کرمان – بم که در واقع شمال و جنوب کشور را به هم پیوند می دهد و همچنین به عنوان شاهراه ارتباطی آسیا و اروپا محسوب می گردد قریب سی سال پیش مطالعه و با توجه به نیازهای همان سالها ساخته شده ، هر روزه از بازماندگان زلزله و مردم مناطق دیگر قربانی می گیرد و جوابگوی ترافیک کنونی نیست. افزایش تعداد خودروها در جاده کرمان وبم ، سرعت خودروها ، نیاز مردم به آمد و شد بیشتر و ترافیک ناشی از جابجایی مصالح توسط کامیون و تریلر متناسب جاده کرمان و بم نیست ، با توجه به مصوبه احداث بزرگراه بم و تأمین اعتبارات لازم ، از وزارت محترم راه و ترابری تقاضا می کنیم قبل از شروع بهسازی جاده کنونی نسبت به شروع باند دوم بزرگراه کرمان – بم که مطالعات اساسی آن صورت گرفته و مصوب شده است اقدامی فوری و شایسته به عمل آورند
پاسخگوی ادامه کشتار و تلفات روزانه جاده بم – کرمان در مراجع قانونی کشور چه کسانی می باشند؟
هشت- به عنوان بازماندگان زلزله پنجم دی ماه از کلیه سازمان ها و تشکلهای دولتی و غیردولتی تشکر و قدردانی می کنیم و تلاش سازمان های رسمی را در بم چیزی بیشتر از انجام وظیفه می دانیم و بخصوص سپاسگذاریم

از (ان.جی.و)های داخلی و خارجی که در جریان این واقعه مصیبت بار یار و مددکار و همراه ما بودند. از دستگاه های دولتی مرتبط انتظار داریم که با سازمان های غیردولتی برخوردی محترمانه داشته و شرایط تسریع در اجرای پروژه های ایشان را فراهم نمایند. بی شک یاد و نام تشکلها و سازمان های غیردولتی (ان.جی.و) در قلب و تاریخ بازسازی این خطه جاودانه خواهد ماند.
نه- انجمن حمایت از توسعه و بازسازی بم (حامی) ، از رسانه ها بخصوص رسانه ملی صدا و سیما نسبت به انعکاس مسائل و مشکلات بازسازی تقدیر و تشکر می کند. ولی مردم بم به عنوان جمعی از مردم ایران زمین نمی توانند سکوت رسانه ها ر ا در انعکاس صحیح و صادقانه اخبار و بررسی علل کندی روند بازسازی پنهان کنند، رسانه ها و مطبوعات علاوه بر انعکاس اخبار و رویدادها بایستی بتوانند در ارزیابی عملکرد مدیران جامعه نقش فعال و رسالت تاریخی خویش را به انجام برسانند ، رسانه ها و مطبوعات بایستی نظرات و ایده های نخبگان خارج از مراکز تصمیم گیری را به درون مراکز برده و در تصمیم سازی سهیم نمایند ، شایسته است ایشان به عنوان نیروی نظارتی مردم بر کلیه قراردادها ، مناقصه ها و چگونگی اجرای پروژه های جستجوی دلایل روند کند بازسازی و ... حضور فعال داشته باشند. این حداقل حق ماست که بدانیم در شهرمان چه گذشته و چه می گذرد؟
تاریخ یکشنبه چهارم دی ماه 1384
انجمن حمایت از توسعه و بازسازی شهرستان بم
(حامی)
به نقل از روزنامه نگین کرمان

یک نامه

مدیر مسئول خبرنامه وزین شهروندان و مشارکت
جناب آقای دکتر سیامک زند رضوی

با درود به شما و همکاران محترم
بدینوسیله به اطلاع شما می رسانیم که کانون کوهنوردان بم در سال هزارو سیصدوهشتاد فعالیت خود را شروع کرد. متأسفانه در حادثه زلزله بیش از بیست نفر از نیروهای فعال خود را از دست داده ، مجدداً بعد از حادثه فعالیت و تلاش خود را از سر گرفته و برنامه ها و صعودهایی داشته است که به گوشه ای از آنها اشاره می گردد. در تاریخ 18/9/84 صعود مشترکی با دانشجویان دانشگاه آزاد به مناسبت روز دانشجو و روز جهانی کوهستان 20 آذر با شرکت 50 نفر و هم چنین کویرنوردی شهداد با شرکت 250 نفر از سراسر استان کرمان و جمعه 9/10/84 به مناسبت دومین سالگرد زلزله پنجم دی ماه (جمعه سیاه) با شرکت 50 نفر به همراهی دانشجویان دانشگاه آزاد مسیر ده بکری تا بهشت زهرا را پیاده طی کردیم. ما کوهنوردان بمی خواستار جامعه ای سالم می باشیم و این تنها با رفتن میسر می شود و از شما تقاضا می کنیم که در صورت امکان فعالیت های ما را از طریق رسانه مکتوب به اطلاع دوست داران طبیعت برسانید قبلاً از همکاری شما سپاسگزاری می نماییم
لازم به ذکر است جلسات کانون روزهای سه شنبه از ساعت 6 تا 8 بعد ازظهر در دانشگاه آزاد بم کانکس خانه کوهنورد برگزار می گردد
کانون کوهنوردان بم ، عباس سدری

مهد شادی همچنان به فعالیت خود
ادامه می دهد

یکی از مهدهای کودک بم طعمه حریق شد» خبر کوتاه بود و ساده. شاید پس از زلزله مرگبار بم ، حتی خوشحال کننده هم بود زیرا این آتش سوزی در روز تعطیل اتفاق افتاده بود و هیچگونه خسارت جانی نداشت. بی شک به جز جان انسان همه کالاها جبران شدنی هستند اما برای مربیان مهد شادی و مؤسسان و حامیان آن ، خبر به این سادگی و کوتاهی نبود. غمی را در دل می نشاند که شایسته و هم تراز عنوان «شادی» نبود. مهد شادی در اول بهمن ماه 1382 کار خود را در محله افشارخانه (خیابان پروین اعتصامی) در محل باغ زیبای بهرامی (خانواده محترمی که در طی دو سال گذشته با وجود رنج های بسیار که بر آنها گذشته است شادی کودکان را پاس داشته اند و باغ خود را به رایگان در اختیار مهد قرار داده اند) شروع کرد

در ابتدا این مرکز به عنوان مکانی برای آموزش مربیان کودک توسط انجمن دوستداران کودک کرمان و مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا مورد استفاده قرار گرفت. بیش از 300 مربی در این مکان در طی شانزده کارگاه و با همکاری بیش از 30 مدرس از سراسر کشور آموزش دیدند. چادر مستقر در باغ تا نیمه های شب شاهد رفت و آمد زنان و دختران جوان از سراسر بم و بروات و روستاهای اطراف بود. زنان و دخترانی که بسیاری از آنها هم اکنون مربیان مراکز کودک بیشمار بم می باشند. در فضای غمبار پس از زلزله شادی و فریاد مادران و خواهران داغدیده از چادر که تنها به قصد شاد کردن کودکان آسیب دیده بر می خاست موجی از تعجب را ایجاد می کرد. آنها از درون غم دیده و رنج دیده بودند اما آمده بودند تا با آموختن فعالیت های مربوط به کودکان ، شادی را برای آنها ارمغان ببرند
پس از آن مهد شادی فعالیت خود را به عنوان یک مرکز پیش دبستانی آغاز نمود و در طی این مدت شاهد برگزاری کارگاه های متفاوتی از « شهر سالم ، خانواده سالم » با همکاری سازمان جهانی بهداشت و شهرداری بم ، «شهر دوستدار کودک » ، «محله دوستدار کودک» با همکاری سازمان جهانی بهداشت و دفتر هماهنگی اجتماعات محلی ، « تغذیه سالم» با همکاری سازمان مبارزه علیه گرسنگی و انجمن دوستداران کودک بوده است
مهد شادی جشن های محله ای متعددی را نیز برای خانواده ها و کودکان برگزار کرده است و اکنون به عنوان یک مهدکودک پایدار محلی با مجوز انجمن دوستداران کودک موافقت اصولی تأسیس خود را از بهزیستی دریافت کرده است
آتش دو کلاس و انبار مهد شادی را از بین برده است. خسارت تقریباً 10 میلیون تومان تخمین زده می شود و این برای مهدکودک و انجمن بسیار سنگین است اما آتش به توان ، امید و تلاش کارکنان مهد آسیبی وارد نکرده است. مهد شادی روز پنجشنبه و شنبه پس از آتش سوزی در زیر باران و با حضور تعداد زیادی از کودکان مجدداً کار خود را آغاز کرد
مدیر و مربیان مهد شادی


شهروندان و مشارکت
خبرنامه دفتر هماهنگی اجتماعات محلی شهرستان بم
با مسئولیت
دکتر سیامک زند رضوی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
آدرس: بم، میدان امام، داخل محوطه شهرداری، روبروی ساختمان اصلی
شماره های تماس
09133414615(سیامک زندرضوی)
09133975401(رحمت اله دریجانی)

پست الکترونیک
mailto:Srazavi%20@%20mail.uk.%20ac.ir

آدرس خبرنامه در اینترنت
http://akhbar-bam.blogspot.com

هزینه این شماره خبرنامه توسط سازمان جهانی بهداشت تأمین شده است
This issue of the newsletter have been financed by W.H.O

چاپ: کرمان ، چاپخانه گلبهار تیراژ: 3000 نسخه

NEWS LETTER OF BAM


0 Comments:

Post a Comment

<< Home