Wednesday, December 21, 2005

NEWS LETTER OF BAM 39

بنی آدم اعضای یکدیگرند

ویژه دومین سالگرد بم


شماره 39 ، چهارشنبه 29 تیر 1384


در این شماره می خوانید
تحلیل وضعیت موجود توسط نوجوانان
توانایی های نوجوانان
طرح مشکلات توسط دانش آموزان
و
.
.
.
سرمقاله

اهمیت سرمایه اجتماعی و جایگاه آن در حفاظت از حقوق شهروندان در مناطق آسیب دیده از زلزله
در دانش جامعه شناسی سه سرمایه اصلی به رسمیت شناخته می شود. اول سرمایه فیزیکی است، در بم: قنات ها سردخانه­ها، بازار، ارگ و... مهم ترین نمونه های آن هستند. همه آنها در زلزله آسیب دیده اند. اما ویژگی مشترکشان این است که قابل ترمیم و بازسازی­اند. دیر یا زود و حتی بهتر از گذشته بر جای خود قرار می گیرند. عمده قنات ها در دو ماه اول، سردخانه ها در شش ماه اول و بازار و ارگ در چند سال

دوم سرمایه انسانی است. در بم همه کودکان، دانش آموزان، دانشجویان، معلمان، صاحبان حرفه و فن، متخصصان، کارگران، هنرمندان و... همه آن عزیزانی که در حادثه زلزله جان باختند و رقم دقیق آن تاکنون محاسبه نشده است و از 30 تا 40 هزار نفر تخمین زده می شود، که در سطح فردی و برای بازماندگان غیرقابل جبران است و از نظر اجتماعی جبران آن حداقل یک نسل به طول می انجامد
سوم سرمایه اجتماعی است، سرمایه ای که بر اثر روابط متقابل شهروندان پدید می آید و پایدار می ماند و حاصل تعامل پایدار اجتماعی است و در جامعه شناسی با عناوینی مانند شبکه های خویشاوندی، اجتماعات محلی، محله ای، گروه های ذینفع، سازمان های غیردولتی و ... نام گذاری می شود
این سرمایه در کشور ما از رسمیت قانونی کافی و فراگیر برخوردار نیست و آموزشی در مورد آنها داده نمی شود. معمولاً دولت ها آن را مزاحم یا رقیب خود می دانند. در دو سال گذشته نشان داد که تا چه اندازه ضروری و مفید است، و بدون حضور آنها، حقوق و حرمت شهروندان و اختیار کنترل سرنوشتشان بیش از این خدشه دار می شد
در این شماره تجربه دو سال گذشته به اختصار مرور می شود. برنامه ساخت 27 هزار واحد اسکان موقت اردوگاهی در خارج از شهر بم و انتقال ساکنان شهر به آنجا با همین سرمایه اجتماعی و پیگیری شورای شهر، متوقف شد و در سطح 9000 واحد محدود ماند
برنامه بازسازی قنوات توسط پیمانکاران دولت با حضور اجتماع محلی خرده مالکان صاحب
قنوات (سی.بی.و.اس) محدود شد و به کنترل شهروندان درآمد
حضور اشکال مدرن تر این سرمایه اجتماعی در قالب سازمان­های غیردولتی خارجی و داخلی، امر اسکان اضطراری و خدمت رسانی به شهروندان را بهبود داد. بهزیستی با کمک گرفتن از همین سرمایه اجتماعی توانست تا حدودی امور کودکان، زنان سرپرست خانوار و معلولین و مصدومین را سامان دهی کند. بهداشت و درمان شهر بم و بازسازی مراکز درمانی با امداد همین سرمایه اجتماعی اندک بهبود یافت. و در مقابل ستاد بازسازی در لحظه عدم حضور همین سرمایه اجتماعی است که می تواند امر برپایی سازه های تیپ را در روستاهای نرماشیر و دهبکری که نه با الگوی مسکن آن مناطق سازگار است و نه توسط ساکنان در آینده قابل گسترش و الگوبرداری است به عنوان پایان بازسازی مناطق روستایی زلزله زده اعلام کند. در حالی که پس از دو سال از 20 هزار واحد مسکونی تخریب شده در شهر بم تنها در حدود 2000 واحد به مرحله سکونت رسیده است و کمبود سیمان کار را به سمت توقف پیش می برد
حضور سرمایه اجتماعی در اشکال امروزین آن: سازمان های غیردولتی، اجتماعات محله ای و محلی تنها ابزار نیرومند شهروندان برای کنترل دستگاه اداری دولت در سرزمینی است که به مدد دسترسی دولت به سرمایه حاصل از فروش نفت کارگزاران آن، می توانند از هر فاجعه انسانی دکان منفعتی برای گروه هایی خاص فراهم آورند. پنجاه سال تجربه برنامه ریزی و هزاران پروژه از این نوع، اثبات این مدعا است. امید است که حادثه زلزله و فاجعه اجتماعی متعاقب آن برای همه شهروندان اهمیت تقویت سرمایه اجتماعی را در اشکال امروزی آن یادآور شده باشد




یارب سر شوریده به سامان که رساند
پیغام من خسته به یاران که رساند
عالم خبر از مرغ گرفتار ندارد
از او خبری سوی گلستان که رساند
صد غنچه ، زهر بوتۀ احساس برآید
یک نوگل احساس به جانان که رساند
یخ های کدورت شود از گرمی دل آب
مهری ، به سوی برف زمستان که رساند
کس را نظری بر بم ویرانه نباشد
دستی بسر این بم ویران که رساند
مأمور ضعیفیم و بسر منزل مقصود
ران ملخی نزد سلیمان که رساند
ما شیفتۀ مردم خویشیم ، حکیما
طفل دل ما را به دبستان که رساند


به نقل از بخارا، شماره 40-39 ، اسفند 83

مصاحبه اختصاصی با آقای دکتر اسماعیلی ریاست محترم شورای اسلامی شهر بم


یک روز آقای شجریان به من تلفن کردند و گفتند می خواهیم در بم مدرسه ای بسازیم من گفتم هر چه که شما اراده کرده اید انجام دهید گفتند نظر شما چیست گفتم هر چه نظر شما باشد ما همکاری می کنیم و هر کاری که از دستمان برآید انجام می دهیم شما هنرمند بزرگی هستید. بم ویران شده و غم مردم زیاد است اما می توان از غم آنها کم کرد گفتند چه طوری گفتم با مدرسه موسیقی ، خانه موسیقی ، باغ هنر ایشان گفتند من با خانه موسیقی صحبت می کنم فردایش تلفن کردند و گفتند ما می­آییم کرمان. با دوستانشان آمدند کرمان و گفتند ما باغ هنر را درست می کنیم گفتم انتظار مردم ایران از شما در حد کار خودتان است من پزشکم هر کاری بر ای مردم انجام دهم خوب است اما اگر در حد تخصص خودم کار کنم بهتر است بعد از آن ما در شورای شهر 14 هکتار زمین در اختیارشان گذاشتیم که ایشان باغ هنر همراه با دانشکده هنر و مدرسه هنر و بقیه چیزها مثل سالن سرپوشیده و ... بسازند و در اختیار شهرداری و مردم بم قرار دهند. خوشبختانه کارشان را با جدیت تمام شروع کردند و سفت کاری ساختمان را انجام داده اند 8 – 7 هزار متر است که باید بسازند و این باعث افتخار است که یک هنرمند کشور می آید همنوا با بم می خواند که « بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود» قرار است که باغ هنر به صورت هیئت امنایی اداره شود هنوز هیئت امنا برای آن در نظر گرفته نشده است قرار شده بعد از تکمیل ساختمان این برنامه ها انجام شود و برای ما مهم است که یک هنرمند کشورمان می آید و برای مردم بم و کم کردن غم مردم این کار را انجام میدهد

فرض کنید شخصی از شما بخواهد که 5 مسئله از مسائل شهروندان بم را بیان کنید شما در پاسخ چه می گویید؟

اول پیگیری مصوباتی است که در دولت آقای خاتمی و آقای احمدی نژاد تصوب شده و باید پیگیری شود. مثلاً مصوب شد که سیستم فاضلاب شهری و تصفیه خانه آب شهری در بم با کمک بانک توسعه اسلامی انجام شود و حدود 35 سال قبل ما در بم تصفیه خانه فیزیکی آب داشتیم ما می خواهیم که باز هم داشته باشیم اگر زمزمه هایی وجود دارد که بم نیاز به فاضلاب شهری ندارد اشتباه است چون بم روی یک سفره آب زیرزمینی است و قناتهایی که از زیر بم عبور می کنند به طرف بروات و نرماشیر، لازمه اش است است که بم سیستم فاضلاب شهری داشته باشد. بم در دوره قبل در دولت آقای خاتمی به عنوان فرمانداری ویژه اعلام شد و ما پیگیر هستیم که آیین نامه آن تنظیم و فرستاده شود و به زعم ما در زمانی که این سازمان کامل و درست شود بازسازی بم زودتر انجام می شود شهرداری با سیستم قبلی نخواهد بود و با چارتی اداره می شود که درواقع لازمه وضع موجود است بم زمانی آباد بود اما حالا ویران شده پس لازم است وضع کارمندانی که در شرایط سخت در بم کار می کنند با وضع جدید تطبیق داده شود اصولاً ما می خواهیم که بم مستحکم تر و آبادتر از سابق ساخته شود و در بعضی موارد راضی هستیم که مانند سابق ساخته شود نه کمتر. مثلاً ما قبلاً بیمارستان امام داشتیم که حدود 120- 150 تخت داشت ، زایشگاه 50 تا تخت ، بیمارستان افلاطونیان 50 تخت و یک بیمارستان ناتمام روی گسل ساخته شده بود از 15 سال قبل، ما پیشنهاد کردیم که این ساختمان تکمیل شود ، بلندتر ساختن قبرهای عزیزانمان در بهشت زهرا و خیلی چیزهای دیگر که عملی شده است مورد دیگر با کمک دولت و دولت فرانسه بیمارستان پاستور تکمیل شد ولی 96 تخت دارد آن چیزی که ما از قبل داشتیم تأمین نمی کند این بیمارستان را از قبل داشته ایم آن را برای ما جدید نساخته اند. ما می خواستیم این بیمارستان را به عنوان بیمارستان تخصصی بسازیم که زلزله اتفاق افتاد ما می خواهیم که زایشگاه مجزا و کامل شود و تعدادی هم تخت در بیمارستان امام ساخته شود ما به التفاوت چیزهایی که ما داشته ایم ساخته شود که مردم در دسترس شان باشد این شیوه که اورژانس بیمارستان در وسط شهر نباشد و در بیمارستان پاستور که دور از دسترس است باشد این شیوه عادلانه ای نیست ما اورژانس را در جاده هم می سازیم دلیلی ندارد که ما اورژانس داخل شهر را تعطیل کنیم قبول داریم که بیمارستان پاستور هم اورژانس می خواهد اما این مغایر است با اورژانسی که داخل شهر خیرین ساخته اند ارتباطی ندارد زایشگاهی که خیرین ساخته اند احیاء شود تا مردمی که توان رفتن به اطراف را ندارند از این امکانات استفاده کنند.بیمارستان امام را می خواهند به صورت پلی کلینیک بسازند دو جای دیگر را هم در نظر گرفته اند هلال احمر هم در نظر گرفته من هم اعلام کرده ام که پلی کلینیک باعث جذب پزشک متخصص نمی شود این بیمارستان است که باعث جذب متخصص می شود باید پزشک جذب شود و تا زمانی که پزشک جذب نشود ساختمان به تنهایی کافی نیست. تعدادی تخت به عنوان بیمارستان عمومی در داخل بیمارستان امام گذاشته شود که هم در دسترس مردم باشد و هم اینکه مردم خاطراتی که داشته اند احیاء شود و هم اینکه جای زیبایی است این بیمارستان و ما می خواهیم همینطور زیبا بماند
قرار بود دانشکده پرستاری بوسیله دولت فرانسه ساخته شود شورای شهر هم زمین در اختیارش قرار داد آنها به هر دلیل الان کار را انجام ندادند و ما می خواهیم این دانشکده در بم ساخته شود و دانشجویان ما در آن جا اسکان پیدا کنند بنا براین باید اعتبار آن پایدار شود و این طرز تفکر که مثلاً فرض بفرمایید بیایند دولت ژاپن بورس بدهد به 5 پرستار که دو نفر بمی باشند که برای بم کار می کردند و یک نفر از کرمان باشد و دو نفر از وزارت بهداشت و درمان باشد برای مردم قابل قبول نیست. بحث بعدی این است که مردم بم نمی دانند حریم گسل در کجاست واقعاً حرفهای متناقضی زده شده عده ای می گویند زیر ارگ است بعضی می گویند وسط شهر است من متأسفم که می خواهم بگویم خیرین به بم کمک کردند که مرکز تحقیقات زلزله در بم ساخته شود اما این مرکز تحقیقات را برده اند کرمان با متراژ 1500 متر دارند می سازند و ما نمی خواهیم اینطور شود ما می خواهیم که اگر کاری انجام دادند بم را به عنوان یک مرکز اصلی برای تحقیقات زلزله در نظر بگیرند در بم ساختمانش ساخته شود. برای این مرکز هیچ برنامه ای قبل از زلزله وجود نداشته است این فقط برای بم بوده خیرین کشورهای خارجی برای بم در نظر گرفته بودند اما متأسفانه این را بد هدایت کرده اند ما مردم کرمان را دوست داریم اما شهر ما ویران شده و بم باید الگوباشد برای دنیا ، ما می خواهیم بعد از بازسازی مردم دنیا بیایند و ما بتوانیم از این همه کمکی که کرده اند مقدار کمی از آنها پذیرایی کنیم

تا جایی که من اطلاع دارم شهر بم ، بروات و 14 روستا در اطراف بم تخریب شد و محدوده زلزله تشخیص داده شد و نواحی ستادی در آن مستقر شد در حالی که اطلاعی که من دارم از ستاد گزارش رسمی آقای نصرالله دهقانی گفتند 454 روستا را در شهرستان بم در نظر گرفته اند و 24307 پرونده تشکیل دادند و قرار است پایان سال 84 جشن پایان بازسازی این 454 روستا را برگزار کنند این مطلب را توضیح دهید

مرکز زلزله بم ، بروات و 13 روستای شمالی و غربی بم بودند البته در روستاها ساختمانهای مستحکمی وجود نداشت و بعضاً ممکن بود یک صدمات جزیی هم دیده باشند اما بافت شهری بم طوری بود که روستاهای اطراف وابسته کامل بودند به بم از نظر پزشکی ، خدمات ، مالکیت ها و ... قطعاً هم اینها صدمه می دیدند روزهای اول زلزله ما احساس کردیم اگر کمکی به این مردمی که وابستگی شدید داشتند نکنیم قطعاً هجوم می آوردند به شهر به همین دلیل ما پیشنهاد کردیم
حالا که امکاناتی وجود دارد چه اشکالی دارد که اینها هم ساختمانهای خوبی داشته باشند به این دلیل آمدند علاوه بر بم و بروات و 13 روستا قرار بر این شد در این روستاها هم ساختمانهایی بنا شود به این دلیل ساخته شدند و خوشبختانه در روستاها ساختمانها نزدیک به اتمام هستند هر چند حدود 16 هزار تا ساختمان هنوز در بعضی روستاها ساخته نشده و این طوری که دولت تصویب کرده اینها از طریق وام 5 میلیونی 5 درصد برای استحکام سازی ساخته خواهد شد

در اینجا نکته ای بسیار مهم وجود دارد در بم ، بروات و 13 روستا 21263 واحد تخریب شده ایا این منطقی است همزمان 24 هزار واحد را در جای دیگری شروع کنیم معنی این وابستگی همانطور که شما می فرمایید درست است وابستگی پزشکی ، خدمات و آموزش است همه اینها معنی اش این است که اگرما شهر بم را به سرعت احیا می کردیم این خدمات را بهتر می توانستیم به روستاهای اطراف بدهیم اگر آرامش بیشتری در بم برقرار می کردیم از لحاظ روان مردم ، خستگی مردم و گرفتاری هایشان کمتر می شد بهتر می نوانستند آن خدمات را ارائه دهند حالا که ما همزمان آن 24 هزار واحد را شروع کردیم یعنی 24 هزار ضرب در شش میلیون تومان سرمایه ، 24 هزار ضرب در مقدار مصالح ، 24 هزار ضرب در کیسه سیمان ، آجر ، آهن ، پیمانکار ، نیروی کارگری و ... آیا اگر این 24 هزار ضرب در سرمایه و سیمان و غیره را می آوردیم با یک مدیریت صحیح آیا معنایش این نبود که خدماتی که به آن روستاها از لحاظ پزشکی ، خدماتی ، تجاری داده می شد زودتر به نتیجه می رسید ما دو نوع هجوم داشتیم یک نوع هجومی که فقرا می آمدند برای دریافت کمکهای امدادی که آن کمکهای امدادی تمام شد و منتفی شد هجوم بعدی برای استقرار بود که موکول به احراز سکونت و مالکیت بود که فردی که مالکیت داشت می توانست برای خودش ساخت و ساز کند و اگر نداشت نمی توانست این کار را انجام دهد بنابراین این سؤال مهمی است که در درجه اول ستاد راهبری و در درجه دوم بازسازی و در درجه بعد شورای شهر بایستی به آن توجه کند

اولاً سیستمی که روستا را می سازد با سیستمی که شهر را می سازد فرق می کند خانه های تیپ بنیاد مسکن در روستا می سازد و در این کار هم تبحر داشت اما در بم ما می خواستیم یک شهر تاریخی فروریخته را بازسازی کند لازمه باقی ماندن یک شهر تاریخی این است که خانه ها کوچک و بزرگ باشند یک تیپ نباشند دوم اینکه علاوه بر آن بر مبنای سه اصل ساخته شود: 1- مشارکت مردم 2- حفظ هویت شهر 3- استحکام
مسئله بعدی این است که بسیاری از کسانی که در روستا بودند چون در بم ارتباطات داشتند خیلی از اینها عزیزانشان را از دست دادند البته شورای شهر یک نهاد اجرایی نیست نهاد نظارتی و مشورتی است ولی ما فکر می کنیم این اعتباراتی که اختصاص پیدا کرده به بم جداست از اعتباراتی که به روستاها اختصاص داده شده و من استقبال می کنم می دانید که امسال 200 هزار خانه باید در روستاهای ایران ساخته شود به نظر من این آینده روشنی برای کشور ما ترسیم می کند و این وضعیت برای ما پیش آمده و ما در واقع مخالفتی نداریم چون می دانیم اعتباراتی که برای شهر بم در نظر گرفته شده ارتباطی به آن وضعیت روستاها ندارد. خواست کلیه مردم این بوده چون اینها وابستگی و ارتباط دارند و شهر و روستا از هم جدا نیستند در روستاهای دیگر هم ساخت و ساز انجام شود

حتی اگر این فرمایش شما کاملاً منطقی باشد چرا هویت و مشارکت مردم را در مناطق روستایی نادیده گرفتند با تیپ سازی روستاها ، چون روستاها هم الگوی مسکن متنوع داشتند از یک طرف و مهمتر الگوی بنیاد مسکن را یک شهروند معمولی ساکن روستا نمی تواند برای فرزندش پیاده کند و معمار محلی نمی تواند چون نه مصالحش موجود است و نه احتمالاً سرمایه اش موجود است من می خواهم این نتیجه را بگیرم: آیا می توانیم حدس بزنیم که یک برنامه ای بود 24 هزار واحد تیپ در بم وجود داشت چون شورای شهر و شهروندان مخالفت کردند آنها جهت ساختشان را از بم به 454 روستا منتقل کردند

این ارتباطی ندارد. ساخت و ساز در روستا اعتبارات و نوع ساخت و سازش جداست در بم برای بازارها ، خانه باغ ها ، قنات های تاریخی بم میراث فرهنگی اقدام کرده و با توجه به اینکه بم ثبت تاریخی شده است این باعث شده که دنیا بیشتر توجه کند در بم توریست بود حتی در زمان زلزله یکی از توریستها فوت نمود و 5 نفر از آنها زخمی شدند بم را می شناختند با این ظرفیت با توجه به فروریختن شهر با توجه به اینکه شهر بم غیر از اینکه قبلاً آن را می شناختند و شهر تاریخی مهمی بود ارگ بم از نظر دنیا که دو هزار و پانصد سال قبل را ترسیم می کرد یک دفعه در هم کوبیده شود احساسات مردم دنیا را جریحه دار کرد و هموطنان عزیزمان به کمک ما آمدند و هنوز هم مورد توجه هموطنان و مردم دنیاست و دولت و مقام معظم رهبری هم بم را ویژه اعلام کردند و در اولویت قرار گرفته است هم از نظر تاریخی و هم از نظر انسانی که ده کیلومتر در ده کیلومتر گسل فعال شد و 40 هزار نفر انسان را به کام مرگ کشاند. ضایعه ای که بم ویران شد تخریب روانی بیشتر از ضایعه فیزیکی است و هنوز با وجودی که دو سال گذشته هنوز عده ای آواره هستند
جاده بم – کرمان یکی از حادثه خیزترین جاده های کشور شده اخیراً هم تصادفات متعددی به وقوع پیوسته آیا شورای اسلامی شهر پیگیر دو بانده کردن آن است؟ دوم این که راه آهنی که افتتاح شده چرا با مصالح ساختمانی را که کامیونها جابجا می کنند ، بر عهده نگرفته آیا شورای شهر در این زمینه صحبتهایی داشته یا نه؟

ما پیگیر این مسائل بارها بوده ایم. در مورد راه آهن که ما خیلی کوشش کردیم راه بیفتد راه افتاد از نظر مسافر ، ما هدفمان این بود که راه آهن راه بیفتد که مصالح حمل شود به بم که از نظر قیمت هم اثر گذار باشد اما متأسفانه هر چه کوشش کردیم نتوانستیم. در مورد دو بانده کردن بم – کرمان یک اعتباراتی به وسیله بانک جهانی در نظر گرفته شد برای تعریض جاده فعلی، در حالی که ما می خواهیم یک باند کنارش ایجاد شود ما حتی پیشنهاد کردیم با بانک جهانی صحبت شود آن پولی که اختصاص داده برای باند دوم اختصاص داده شود و اگر کمبودی وجود دارد این کمبود به وسیله دولت تأمین شود حتی ما پیشنهاد کردیم اگر بانک جهانی اصرار دارد که این جاده را تعریض کند دولت از محل صندوق ذخیره ارزی باند دوم را درست کند که این همه تلفات نداشته باشد بعضاً بازماندگان زلزله در جاده بم – کرمان در اثر تصادف از دست می روند. ما تشکر می کنیم از دولت که برنامه ساخت شاهراههای اصلی کشور از جمله شاهراه باغین تا رستم آباد یک آزاد راه ساخته شود این جزء برنامه های کشوری است برای اتصال شمال به جنوب و اروپا به آسیا اما این زمانی که ساخته شود سالها طول می کشد ما ضمن تشکر ، می خواهیم که باند دوم بم به کرمان هر چه زودتر فراخوانی داده شود و شرکتهای مختلف بیایند و این کار را انجام دهند

در مورد راه آهن که مصالح را حمل نمی کند آیا شما اطلاعاتی دریافت کرده اید که چرا راه آهن این مسئولیت را قبول نمی کند؟

ما در حضور همه ، در دولت قبل و دولت جدید نامه نوشته ایم و همه مسائل را مطرح کرده ایم و کمبودهای مردم را مطرح کردیم کما اینکه ما در روز چهارم زلزله به صورت نوشته راهکار ساخت بم را ارائه کردیم به دولت و دولت توجه کرد و از افتخارات شورای شهر است که ما توانستیم در روز چهارم زلزله راهکار ساخت بم را ارائه دهیم و امیدواریم که بقیه چیزهایی که ما در آن راهکار ارائه کردیم اجرا شده و مورد توجه مردم قرار گیرد. در مورد راه ما اعتقاد داشتیم که کناره شهر و کمربندی را برای شهر بم وزارت راه و ترابری اقدامی کند نه تنها اقدام نکرده بلکه پیشنهاد اعتباراتی هم انجام نشده ما حتی می دانیم که علایم راهنمایی در بسیاری از جاده های کشور بارز است اما در اینجا کمتر است حتی جاهایی که محل اتراق مسافران است در اینجاها هم به هم ریخته است و انتظار داریم که بیشتر کار شود حتی علایم راهنمایی نصب شود مخصوصاً در پیچ ها و
در مورد واحدهای تجاری مسئوول ستاد بازسازی اعلام کرده که 4 هزار واحد تجاری در مناطق آسیب دیده وجود دارد که 206 مورد آن کار ساخت و ساز را شروع کرده اند. شما مشکل را در کجا می دانید که این 4 هزار واحد تعداد بسیار کمی ، کار بازسازی شان را شروع کرده اند چرا اصناف و پیشه ورها نیامدند یا به خوبی نیامدند برای بازگشت به کسب و کار؟

ساختمان های مسکونی با حدود سی هزار پروانه حدود 13 هزار واحد شروع کرده اند حدود دو هزار ساختمان هم ساخته شده و تحویل داده شده است در مورد ساختمان های تجاری ، 7 گروه مشاور دارند روی بم کار می کنند و ما استدعا داریم که سریعتر کار انجام شود و زودتر انجام شود و بعضی از کارهای بوروکراسی که برای مردم بم مانع ایجاد می شود و شاید در شرایط عادی بتوانند مردم از این مانع عبور کنند اما در شرایطی که تخریب روانی مردم بیش از تخریب فیزیکی شهر است عبور از این موانع بسیار مشکل است ما تقاضا داریم این سرعت بگیرد و کارهایی که آقای سعیدی کیا انجام دادند و جا دارد که از ایشان تشکر کنم و حتماً هم کار کردند هر هفته سه روز در بم بودند و به نظر من هم باید دولت لطف کند و بنیاد مسکن سرعت بگیرد و هم مردم بدانند در صورتی که کمک نکنند کارهایشان سرعت نمی گیرد و باید خودشان هم پیگیر باشند و دست به کار شوند تا بتوانند شهرشان را زودتر بسازند باید دولت حتی الامکان موانع را کم کند برای اینکه روحیه مردم بهتر شود کارهای بسیاری انجام شده از جمله در ابتدا و بطور محدود شورایاری ها که راه افتاد و در عمق اجتماع وارد شد. این در مشارکت مردم تأثیر گذار بوده و ما امیدواریم که در آینده بهتر هم انجام شود به عنوان مثال ما سعی کردیم در محدوده ارگ و شمال شهر که بیشترین ضایعات انسانی وجود داشت به عنوان شهر دوستدار کودک انتخاب شده است گسترش یابد، شورای شهر امکانات فراهم کرده زمین در اختیار گذاشته و یونیسف و (یو.ان.دی.پی) پروژه هایشان را اجرا می کننند خیلی مهم است که ما در مجاورت ارگ قدیم که بهسازی خواهد شد یک ناحیه دوستدار کودک داشته باشیم که از امکانات مدرن دنیا در آن استفاده کنیم و مشارکت مردمی که در آن منطقه هستند بسیار اثرگذار است. ما نمی خواهیم که یک طرف آباد شود و یک طرف آباد نشود ما می خواهیم که همه قسمتها آباد شود. درخواست من این است برای ساخت وسازها مردم می توانند مراجعه کنند اگر در ملکی هستند که مشمول طرح تعریض می شود قبل از ساخت و ساز برای دریافت خسارت اقدام کنند

خسارتهای املاک مسیری در خیابانهای غیراصلی هنوز پرداخت نشده. آیا اولویتی است که اول خیابانهای اصلی پرداخت شود بعد مسیرهای فرعی یا اینکه تفاوتی نمی کند؟

شورای شهر بم تصویب کرد که همانطور که شهرداری یک متر از ملکش را مجانی به کسی نمی دهد مردم هم حق دارند که ملکشان را در این شرایط بحرانی که از هستی ساقط شده اند مجانی به دولت ندهند نتیجتاً ما چهار کارشناس ، دو نفر از شهر بم و دو نفر از کرمان تعیین کردیم که کلاً نرخ گذاری کنند فقط بدنه ها ما با عمق زمین مردم کاری نداریم فقط بدنه ها که در طرح تعریض هستند بقیه ملکها از این قانون پیروی نمی کنند بلکه تابع توافق مالک هست و ما اینجا را در برنامه خود نداریم مردم بابت ملکشان که در تعریض قرار می گیرد اعم از منزل و باغ پولشان را از شهرداری می گیرند اما چون برنامه ساخت و ساز مغازه ها در پیش بود ، برای سرعت این کار ، آنها را پیش انداختند و این بدان معنی نیست که به آنها داده نمی شود. الان زمانی است که بسیاری از مردم پرونده هایشان را حاضر کرده اند و پولشان را قطعاً می گیرند و ما سعی کرده ایم از این به بعد منازل ، مغازه ها و .. را یکی یکی پول مردم را پرداخت کنیم ما به دو سه دلیل این کار را انجام دادیم یکی اینکه مردم شهر ملکشان را مجانی نفروشند دوم اینکه ما احساس کردیم که باید حق مردم را بدهیم و ملکشان را خریدیم که با این پول می توانند دیوار باغشان را بگذارند دیوار خانه شان را بگذارند تا حدودی و مغازه شان را راه بیاندازند و از نظر روحی برایشان بسیار اهمیت دارد و بهتر می توانند بازسازی کنند

برای جلوگیری از تبدیل کاربری باغ ها آیا شورای شهر کاری انجام داده است؟

قانون می گوید در باغات جایی برای سرایداری حداکثر صد متر بسازند 100 متری که درخت وجود نداشته باشد و می توانند طبقه دوم هم برایش بسازند بنابراین 100 متر است اگر کسانی بخواهند باغات را تخریب کنندما مخالفیم دلیلش هم این است که بم ثبت تاریخی شده باغ شهر بم ، خانه باغها تمام ثبت است ما با میراث فرهنگی جهانی و متولی آن یونسکو سرو کار داریم و برای ما قابل قبول نیست که این وضع به هم بریزد حتی ما پیشنهاد کردیم که اگر کسی برای خانواده های پرجمعیت مثلاً پدری خانه ای سیصد متری داشته باشد می تواند سه تا صد متری بسازد جای همان خانه قبلی اش بسازد حتی طبقه دومش را هم بسازد بدون اینکه باغ را به هم بریزد و مشکلی ایجاد کند از نظر زیبایی شهر و میراث فرهنگی. اگر کسانی بخواهند باغهای زیبای بم را قطعه قطعه کنند قانون برای این کار با آنها برخورد می کند اولاً شهرداری می تواند اعلام شکایت کند و به دادگاه مراجعه کند حتی تمام باغ می تواند به نفع شهرداری مصادره شود الان بیش از 20 پرونده در جریان است که باغها را تخریب کرده اند و شهرداری دنبال کار را دارد تا باغها را مصادره کند و به صورت باغ دربیاورد مثل سابق این 20 پرونده مفتوح است و شهرداری در صدد این است که مالکان راه بیایند و باغ را احیا کنند و گرنه شهرداری اینها را مصادره خواهد کرد

مالکینی که زمینشان خارج از محدوده ثبت تاریخی قرار دارد الان مالکان آنها تمایل دارند زمین ها را قطعه قطعه بفروشند

آنجایی که باغ نیست از دوحالت خارج نیست یا روی گسل است یا در طرح است که هیچ کس مجاز نیست این کار را انجام دهد اینها طبق قوانینی که دولت تعیین کرده مثلاً روی گسل می تواند باغ درست کند بنابراین این ممنوعیت فروش وجود دارد برای واحد مسکونی ما نمی خواهیم کنار ارگ ما و شهر ما دوباره زلزله اتفاق بیفتد در جاهای مجاز می توانند با شهرداری توافق کنند و چیزهایی که باید شهرداری اختصاص دهد و با توافق کمیسیون ماده 5 این کار انجام می شود

سؤال بعد در مورد جایگاه شورای شهر در شرایط حاضر است سه واحد اداری تازه به وجود آمد به دلیل شرایط بم: ستاد راهبری در تهران ، ستاد بازسازی در مرکز استان کرمان ، ستاد بازسازی در مرکز شهر بم. آیا قانوناً شورای اسلامی شهر بم در این سه ارگان دارای نماینده بوده و هست و آیا بعد از تغییر دولت تغییری
ایجاد شده یا نه؟

من فکر می کنم که شورای شهر بم موفق ترین شورای شهر در ایران است شورای شهر بم در ستاد بازسازی بم و استان نماینده دارد نماینده صاحب رأی ، در تهران نماینده ندارد ولی در این مدتی که آقای سعیدی کیا بودند تمام خواسته های ما منتقل می شد و اکثراً به تصویب رسید و شورای شهر بم یکی از افتخاراتش این بود که راهکاری مناسب داده در کارهایی که در شرف انجام است صاحب نظر عمیق بوده اگر احساس می کرده بر خلاف عرف مردم است منتقل کرده اکثراً دولت قبول کرده است. نمونه اش مهمان شهرهایی است که ساخته شد ، قرار بود 27 هزار تا ساخته شود اما تا 8 هزار متوقف شد به خواست مردم و شورای شهر خیلی تلاش کرد با کمک مردم که بم ثبت تاریخی شود و ارگ بم به عنوان میراث در خطر به جهان معرفی شود و این لطف بسیار بزرگی است که جهان کرد و ارگ زلزله زده را ثبت کرد و قطعاً به آن توجه دارد و در مقابل آن مسئولیت دارد. بازارها را هم شروع کرده اند بسازند من یادم هست هفته های اول بود گردهمایی شوراهای کلان شهرها بم را به عنوان عضو افتخاری پذیرفتند در اولین جلسه یادم هست زمانی که دولت 5/2 میلیون بلاعوض و 5/4 میلیون وام مشخص شده بود. ما همان جا صدای مردم را به همه و دولت رساندیم که بم شهر تاریخی است و مردم آن مهمان نواز هستند و این پولی که اختصاص داده شده شایسته مردم نیست باز اصرار و تقاضا کردیم به وام 5/4 میلیون اضافه شد در مورد حصارها هم 2 میلیون تومان ، قرار بود وام بدهند که آقای رفیع زاده بودند و کمک کردند که یک میلیون بلاعوض شد و یک میلیون وام که حصارها گذاشته شود حتی ما تأکید کردیم که اگر کسی به تمام این دو میلیون برای حصار نیاز نداشت صرف ساختمانش شود که این خیلی در سرنوشت بم تأثیر گذار بود به خاطر این که با آن مقدار پول هرگز خانه ای ساخته نمی شد مجبور بودند در خانه های کوچک زندگی کنند که با هویت شهر سازگار نبود حالاما سعی کردیم ساختمانها را تا صد متر برسانیم که مردم کم کم توانمندی خواهند داشت که از این مقدار هم بیشتر بسازندو در نهایت شهری برای ما درست می شود و ما سعی می کنیم و تلاشمان این است که هویت شهرمان مثل سابق همانطور باقی بماند و همانطور که جهان پسندیده و قبول کرده است و ما منتظر آن روزی هستیم که مردم جهان بیایند و ما کوچکترین کاری که می توانیم برایشان انجام دهیم و اعلام می کنم به همه خصوصاً جوانان

راهیان ارگ بـا شوق سرور..................... از همه ایران و از دنیای دور
با جهانی مهربانی در رهند..................... راه بم جویند و در نور مهند
خیز تا ره را گل افشانی کنیم...................... می­رسند از راه مهمانی کنیم

و خوشبختانه لوح ثبت تاریخی را آوردند و مسئولین میراث فرهنگی کشوری ، استانی و محلی بودند آقای جلالی نماینده یونسکو بود آقای شجریان هم بودند ما باید تمام تلاشمان را بکار ببریم تا در همان معیاری که مشخص شده ارگ و باغ شهر بم بازسازی شود
این جوانانی که شما برایشان شعر زیبایی هم خواندید اگر مایل باشند در فعالیت ها مشارکت کنند چه باید بکنند؟

اولاً جوانان می توانند هر زمان که خواستند بیایند و کمک کنند دوم وقتی که شورایاری ها در ابتدا بر پا شد ما همه جوانان را تشویق کردیم که بیایند و در سرنوشت خودشان مشارکت داشته باشند در این سیستم که از عمق اجتماع است بیایند با هم متحد باشند و با شوراها در ارتباط باشند قطعاً تمام انجمن ها و گروه ها مثل انجمن شعر ، خانه جوان و ... در راستای جوانان هستند ما تقویت می کنیم و ما 19 پارک در شهر دایر کرده ایم که پارک 22 بهمن دارد به اتمام می رسد و ما سعی کردیم در هر کدام از این پارکها امکانات برای جوانان وجود داشته باشد امکانات تفریحی ، ورزشی و کتابخانه. یکی از چیزهایی که ما پیشنهاد کردیم همین باغ هنر برای جوانان بود بنابراین ما واقعاً استقبال می کنیم و سعی کردیم بهترین امکانات را به دانشگاه ها بدهیم ما دانشگاه آزاد داریم ، پیام نور داریم ، آموزش عالی را تقویت کردیم ، کانون نویسندگان گفتند ما مدرسه می سازیم ما گفتیم نه دانشکده هنر و معماری بسازید که برای جوانان مفید باشد شهر باید دانشگاهی باشد مردم باید تحصیلکرده و مستعد هنر باقی بمانند تا در آینده بتوانند شهر خودشان را اداره کنند و این شهر مال جوانان است آینده سازان بم همین جوانان و کسانی هستند که والدین خود را از دست داده اند. تقویت جوانان کار ماست و یکی از افتخارات این حقیر این بوده که پشتیبان جوانان بوده و می خواهم که جوانان زندگی شرافتمندانه ای داشته باشند و با تیز هوشی بتوانند شهرشان را اداره کنند و فرهنگ غیر آنچه که که باعث افتخار بم بوده رونق نگیرد ما امیدواریم بتوانیم شهرمان را به جوانان بسپاریم با همان فرهنگ ، معماری ، زیبایی که این پرچم پر افتخار را در دست گیرند



تقدیر استاندار کرمان از فعالیت سازمان بهداشت جهانی در بم

استاندار کرمان در دیدار با نماینده سازمان بهداشت جهانی در ایران از فعالیت آن سازمان در جریان زلزله بم و زرند قدردانی کرد
عبدالمحمد رئوفی نژاد گفت: در جریــان زلزله بـم حس انساندوستی و نوعدوستی در دنیا بیدار شد و گرچه زلزله بم از لحاظ تلفات انسانی و خسارات مالی اسفبار بود اما تجربه های گران سنگی برای دنیا و کشور ایران به همراه داشت وی نبود مدیریت متمرکز و فعالیت های موازی و کم اثر در جریان زلزله بم را از مهمترین معضلات برشمرد و افزود: هیئت دولت جمهوری اسلامی ایران در حال بررسی طرح ویژه راه اندازی ستاد بحران در کشور و استانها است که می تواند این خلاء را پر کند
او گفت: در جریان زلزله بم قریب 40 کشور و 25 سازمان دولتی حضور داشتند لذا هماهنگی و ساماندهی امور امداد رسانی ، توزیع کمکها و بازسازی می تواند در جهت کاهش تلفات جانی و مالی نقش ارزنده ای داشته باشد
به نقل از هفته نامه زن و اجتماع ، شماره 40

گروههای کوهنوردی عینیت یک اجتماع محلی ضروری و پرنشاط

در تاریخ 19/9/84 تعداد 23 نفر از کوهنوردان استان کرمان قله بونا در منطقه توکل آباد شهرستان بم را فتح نمودند. کوهنوردان مذکور متشکل از هیأت کوهنوردی بم و گروه کوهنوردی برق منطقه ای کرمان و گروه دانش آموزی می باشند شرکت کنندگان در این صعود در جلسه انتقاد و پیشنهاد اعلام کردند خواستار انسجام هر چه بیشتر کوهنوردان می باشند و جهت احیاء روحیه از دست رفته ورزشکاران پیگیری اجرای برنامه های فصلی و دوری از مسائل حاشیه ای گام بردارند اسامی شرکت کنندگان به شرح ذیل می باشد
یک - علی مصطفایی 2- عباس شایان فر 3- روح الله افشاری 4- حسین حسینی 5- احمد حسینی 6- محمد کوشا 7- رضا رحیم زاده 8- جواد سعید 9- بیژن منجم زاده 10- مصطفی استقامت 11- علی دریجانی دوازده بهنام خداشناس 13- سجاد مولایی 14- سامان نادری 15- مهدی دریجانی 16- مجتبی صابری 17- امین قنبری 18- محمدرضا کشوری 19- محمد حسین صدیقی 20 – حمیدرضا دریجانی بیست و یک - پرویز خورشیدی 22 – ارسلان عبداللهی 23- امیر حسین حبیب زاده
لازم به ذکر است ضمن گرامیداشــت سـالگرد حــادثه دلخراش زلزله 5 دیماه هیأت کوهنوردی بم در نظر دارد صعود مشترکی با حضور کلیه کوهنوردان به یاد جانباختگان زلزله 5 دیماه 82 علی الخصوص جان باختگان جامعه ورزشی شهرستان بم و ارج نهادن به خدمات ارزنده کوهنوردان پیشکسوت صعودی را بر قله هزار راین در تاریخ اول و دوم دیماه برگزار نماید از کلیه علاقمندان جهت شرکت در این صعود دعوت به عمل می آید یادآوری می شود جلسات هفتگی هیأت موقتاٌ از ساعت 6 الی 7 شب روز دوشنبه هر هفته در محل اداره تربیت بدنی شهرستان بم برگزار می گردد جهت ثبت نام و اطلاع از برنامه های هیأت خواهشمند است رأس ساعت ذکر شده حضور به هم رسانید
قبلاً از زحمات جناب آقای افشار منش ریاست محترم اداره تربیت بدنی شهرستان بم تشکر و قدردانی می گردد
دکتر محمد دوراندیش رییس هیأت کوهنوردی بم



فهرست گروههایی که بررسی وضعیت محله ، گذشته ، حال و آینده را تهیه کرده و به دست ما رسیده است
شکوفه کرم نژاد از بروات
سمیه گیلی برایی نژاد و حمیده حسن شاهی از بروات
صدیقه جعفری از بروات
سلیمه شیهکی از بروات
حسین رویان
زهره غلام شاهی
سمیرا میجی پور مشترک با سمیرا قلعه خانی
نماینده گروه فاطمه شیرخانی " اعضاء گروه: شیرین رشیدپور ، شکوفه غلامپور ، همراه با چهار قطعه عکس از مدرسه شهید بختیاری زاده
فاطمه دیوابند
اعضاء گروه: حکیمه کمشکی ، حمیده کمشکی ، منصوره زین الصالحین ، محدثه تواهی
اعضاء گروه : مهین صفرزاده ، سیمین اقبالی زاده هنرستان حکیم فارابی

آغاز به کار مرکز مشاوره نشاط

مرکز مشاوره اجتماعی تفریحی نشاط که با همکاری یونیسف و بهزیستی راه اندازی شده در بم و بروات آغاز به کار کرده و پروژه آن 6 ماهه است و با هدف مرکز بازی بچه ها و جمع شدنشان دور هم و خدمات مشاوره فردی به گروههای مختلف و مشاوره ازدواج تأسیس شده است
اولین جلسه آموزش والدین در این مرکز با حضور مددکار اجتماعی خانم دهباشی و تعدادی از مادران بم روز دوشنبه 21/9/84 ساعت 4 و 30 دقیقه بعد از ظهر تشکیل شد در این جلسه آموزش مهارت های اجتماعی و زندگی از طریق اولیاء در جهت تربیت فرزندان آموزش داده شد ناگفته نماند که جلسه تا ساعت 5 بعد از ظهر ادامه داشت و قرار بود تا ساعت 6 ادامه داشته باشد که متأسفانه برق قطع شد و این جلسه در ساعت 5 بعد از ظهر بدلیل تاریکی در این ساختمان به پایان رسید
طیبه دهباشی مددکار اجتماعی در نشستی با خبرنگار خبرنامه اعلام داشت: در این مرکز همچنین به مشکلات رفتاری گروههای سنی کودکان و نوجوانان که غالباً مراقبین با آنها درگیر هستند پرداخته می شود
وی ادامه داد: در این مرکز تفریحی امکانات بازیهایی از قبیل شطرنج ، بدمینتون و ... فراهم است و هنرهای نقاشی ، حصیر بافی و ... نیز آموزش داده می شود که استاد حصیر بافی آن خانم سکینه قائم آبادی از زنان بومی فعال می باشد
دهباشی در ادامه گفت: از این طریق پدربزرگها و مادربزرگهایی که در قصه گویی مهارت دارند دعوت به همکاری می شوند
دهباشی در مورد تاریخ جلسات گفت: این جلسات هر دو هفته یک بار در مرکز نشاط که آدرس آن واقع در انتهای بلوار معلم و ابتدای خیابان سید جمال الدین اسد آبادی می باشد برگزار می شود و همچنین در بروات نیز برگزار خواهد شد
وی در پایان گفت: جلسه آینده یک ساعت زودتر شروع می شود چون احتمال دارد با مواردی همچون قطع برق و ... مواجه شویم

رحمت الله دریجانی
نوجوانان شهر بم و تحلیل وضعیت موجود
در آستانه دومین سالگرد زلزله 2

در پیمایشی که در میان 45 نفر از نمایندگان شوراهای دانش آموزی مدارس راهنمایی و دبیرستانهای دخترانه شهر بم ، با استفاده از پرسشنامه ای خوداجرا انجام گرفت نتایج زیر حاصل شده است که توجه به آن بسیار آموزنده است

الف : مشکلات مدرسه محل تحصیل ، سه مشکل اصلی مدارس به ترتیب نبودن زمین بازی و ورزش
با 9/28 درصد ، نداشتن آزمایشگاه با 2/22 درصد و نداشتن آب خوری و آب سردکن با 3/13 درصد است موارد با اهمیت کمتر نیز عبارتند از ناتمام ماندن ساخت و ساز در مدرسه 9/8 درصد ، عدم وجود سرویسهای بهداشتی مناسب 7/6 درصد و نداشتن وسایل گرمایشی در مدرسه با 4/4 درصد بوده است
ب: مشکلات محله محل سکونت دانش آموزان، چهار مشکل اصلی از زبان نوجوانان در محله های مسکونی شان به ترتیب عبارتند از : خاکی بودن کوچه ها و مشکلات ناشی از آن 21 درصد، بر جا ماندن آوارها در نقاطی از محله 9/8 درصد، ریختن مصالح ساختمانی در کوچه ها و سد معبر کردن آنها 9/8 درصد و قطع مکرر آب و برق 7/6 درصد گزارش شده است. نکته جالب توجه این است که مسئله احساس عدم امنیت بر خلاف پسران در گروه دختران گزارش نشده است.
پ: مشکلات در درون خانواده ، همانند گروه پسران در گروه دختران چهل درصد پاسخگویان بر کمبود جا و نداشتن مکانی برای درس خواندن تأکید دارند. مسئله ای که در آینده ضرورت مکان های عمومی مناسب (قرائت خانه ها و کتابخانه ها ) را در محله ها ضروری می سازد
بیکاری اعضای خانواده مشکل دیگری است
که 7/6 درصد پاسخگویان بر آن تأکید دارند و به همین نسبت 7/6 درصد بر مشکلات مالی خانواده تأکید کرده اند ، نداشتن خانه دائمی با 5 درصد و عدم تفاهم میان اعضاء خانواده با 4/4 درصد در رده های بعدی مشکلات در درون خانواده قرار دارند
ت: مشکلات عمومی در مناطق آسیب دیده از دیدگاه دانش آموزان:دو مورد که دانش آموزان بر آن توافق بیشتری دارند عدم رسیدگی و توجه به مردم توسط مسئولین با 4/24 درصد فراوانی و کندی روند
ساخت و ساز با 1/11 درصد فراوانی است
ث : نکات ناامید کننده ای که در اطراف خود مشاهده می کنید
سه نکته ناامید کننده به ترتیب بی توجهی مسئولین به مردم با پانزده و شش درصد فراوانی ، ورود افراد غیر بومی به شهر بم با پانزده وشش درصد فراوانی و ناامیدی شهروندان با 9/8 درصد فراوانی است
ج: نکات امیدوارکننده ای که در اطراف خود مشاهده می کنید
ساخته شدن دوباره بم ، مدارس ، ادارات با 2/62 درصد فراوانی ، همیاری مردم با 7/6 درصد فراوانی و حضور دانش آموزان و معلمان در کلاسهای درس با 7/6 درصد فراوانی است

نتیجه
دختران دانش آموز همانند پسران به مسائل محیط خود توجه دارند اما نسبت به مشکلات مهم مدرسه در نبود امکان بازی ، ورزش و آزمایشگاه و کارگاه بر خلاف پسران اتفاق نظر بیشتری دارند
نزدیک به 29 درصد دختران در مقابل 15 درصد پسران
(به گزارش مندرج در خبرنامه شماره 38 مراجعه شود)
در مشکلات محله ، اولویت های پسران و دختران یکسان است خاکی بودن کوچه ها برای هر دو گروه اهمیت دارد. اما احساس امنیت در دختران بیشتر از پسران است و این مسئله نیازمند پژوهش­های عمیق تر است.
برای مشکلات درون خانواده تقریباً به یکسان بر کمبود جا برای مطالعه تأکید دارد که این امر در آینده مهیا کردن مکان های عمومی و قرائت خانه های محله ای را ضروری می سازد. به علاوه در آینده میانگین وسعت خانه ها ، از قبل از زلـزله کمتر خواهد بود
هر چند دختران نیز همانند پسران از عدم توجه مسئولین به مردم گله مند هستند اما در این زمینه نسبت به پسران توافق کمتری دارند
نکات امیدوارکننده برای دانش آموزان دختر و پسر یکسان است و دختران در این امر توافق بیشتری را نشان میدهند. آنچه که در این دو گروه اهمیت اساسی دارد توجه ، تیزهوشی و علاقمندی نوجوانان به وضعیت محیط اطراف آنان است امری که تاکنون مورد غفلت همگانی قرار گرفته است و از این ظرفیت در امر مشارکت استفاده ای نشده است

توانایی های نوجوانان
پدیده­ای که در امر بازسازی نباید نادیده گرفته شود
توصیف محله قبل از زلزله

محله ما مکانی است که گروهی در کنار یکدیگر و در همسایگی هم زندگی می کنند و با یکدیگر سلام و علیک دارند
محله ما در روستای پشت رود در قسمت شمال شرق شهرستان بم واقع شده است از طرف شمال به جاده فرعی و از طرف جنوب به جاده اصلی یعنی خیابان شهید سید مصطفی خمینی منتهی می شود. در این محله حدود 16 خانوار زندگی می کردند. 3 خانوار تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی 5، خانوار کارگر ، 1 خانوار کوره آجر پزی داشتند ، 1 نفر کشاورز ، 2 نفر با ترکتور کار می کردند، 2 نفر بنا ، 1 نفر نقاش ساختمان و یک نفر هم کاسب بازار در این محله زندگی می کردند. حدود 7 - 8 باغ در این محله وجود داشت هیچ امکانات عمومی در این محله وجود نداشت. در شمال محله میدان فوتبالی برای بچه ها وجود داشت در جلسات دعا اهالی محل با یکدیگر همکاری خوبی داشتند. امنیت در حد بسیار عالی در محله برقرار بود. همسایه ها از حال یکدیگر باخبر بودند و مشکلات خاصی در محله وجود نداشت
******
توصیف محله بعد از زلزله
خانواده ها همه پراکنده شدند خانه ها ویران شد ، سیستم محله تغییر کرد . نبود امکانات ، وجود سرمای شدید از همه مهمتر نداشتن خانه و کاشانه برای زندگی. افراد آن محله زیر آوارها مانده بودند و کسی برای نجات آنها نبود امداد رسانی از بعد از روز حادثه در محله شروع شد و ما حدود یک هفته بدون چادر در سرما به سر می بردیم آب سالمی برای خوردن نداشتیم امکانات بهداشتی بسیار کم بود و بهتر بگویم اصلاً امکاناتی نبود بسیاری از همسایگان ما در اثر زلزله فوت کردند طبق آمار بدست آمده 32 نفر از 73 نفر افراد محله فوت کردند و افراد زیادی نیز زخمی شدند و به بیمارستان های سایر نقاط کشور اعزام شدند یکی از دوستانم که همکلاسی من نیز بود در اثر زلزله پای راست خود را از دست داده است وقتی احوالش را پرسیدم گفت دیگر مثل قبل نیستم من یک پایم را از دست داده ام و دیگر نمی توانم کارهایم را انجام دهم تنها امیدم خواهرم بود که در یکی از روزهای پاییزی (سوم آذرماه 83 روزی که عمو پورنگ به بم آمده بود) ساعت 7 صبح من و خواهرم با همدیگر به مدرسه می رفتیم هنگام عبور از خیابان از پشت سر ما یک بنز سواری با سرعت به ما زد که باعث شد خواهرم را از دست بدهم و پای دیگرم شکست
******
مشکلات محله در حال حاضر
یک . محله ما خاکی است
دو . شیب محله از طرف شمال به جنوب زیاد است و اگر روزی رودخانه ای طغیان کند آب تمام محله را در بر می گیرد
سه . مردم هنوز برای حصار کشی منازلشان پولی دریافت نکرده اند.
چهار . جوی آب که در وسط کوچه قرار دارد گاهی آب آن به بیرون می ریزد و باعث ایجاد گل و لای در کوچه می شود
پنج . وجود مصالح ساختمانی در وسط کوچه که باعث مشکل در رفت و آمد افراد محله می شود
تهیه کنندگان: مهین صفرزاده دوم گرافیک ، سیمین اقبالی زاده سوم حسابداری هنرستان حکیم فارابی
******

وضعیت گذشته
ما در محله ای به نام سید طاهر الدین محمد زندگی می کردیم که حدود 60 خانوار بودیم و به خیابان امیرالمؤمنین منتهی می شود در محله ما خانواده های بسیار محترمی زندگی می کردند همسایه دیوار به دیوار ما 3 فرزند داشت که هر سه را در زلزله از دست داد. یکی از همسایگان کارمند بود و یکی هم سرپر مارکت کوچکی در محله دارد. در محله ما هیچ گونه امکانات و تأسیسات عمومی وجود نداشت. افراد محله در مراسم مختلف از جمله عروسی ، عزاداری و ... با هم مشارکت داشتند و بیشتر مراسم را در خانه خودشان برگزار می کردند
امنیت در محله خوب بود و رفت و آمد چه در روز و چه در شب برای بچه ها و بزرگترها هیچ مشکلی ایجاد نمی کرد. در محله ما مشکل خاصی وجود نداشت فقط مشکل جمع آوری زباله ها بود که به خوبی صورت نمی گرفت.
******
وضعیت حال
در حال حاضر در محله ما 30 – 40 خانوار زندگی می کنند که همدیگر را به خوبی نمی شناسند فقط سه نفر از همسایه ها هستند که با هم قبل از زلزله آشنا بوده اند هیچ از این افراد شاغل نیستند فقط دو نفر که یکی از آنها سوپری دارد و دیگری با ماشینش کار می کند. هیچ گونه تأسیسات و امکانات عمومی در محله ما وجود ندارد مشارکت اعضاء محله در حد مراسم کوچک و مختصر است که بیشتر در خانه ها برگزار می شود. ما با همسایگان رفت و آمد چندانی مانند آنچه قبل از زلزله داشته ایم نداریم. البته مشکلاتی هم داریم از قبیل خاکی بودن کوچه و خیابان ها ، مشکل دفع زباله ها ، نبودن سرویس مدرسه ، همچنین به علت دور بودن تیر برق با تهیه سیصد متر سیم برق را به منازل کشیده اند که کشش وسایلی مانند یخچال را ندارد. مردم برای اداره های مختلف برای رفع مشکلاتشان نامه نوشته اند اما هیچ کدام فایده ای در رفع مشکلات نداشته است
******
وضعیت آینده

کوچه ها و خیابانها آسفالت شود زیرا با این خاکی بودن امکان ابتلا به انواع بیماری های پوستی و جسمی وجود دارد. یک زمین فوتبال و محلی برای بازی بچه ها در نظر بگیرند. به مردم آموزش داده شود که حتماً زباله های خود را داخل کیسه نایلونی بریزند تا از طرف شهرداری برای جمع آوری مرتب آنها بیایند. خانه همسایگان بنا می شود و رفت و آمد همسایگان با همدیگر بهتر و بیشتر از زمان حاضر می شود. در هر کوچه ای حداقل دوسه تا درخت کاشته می شود که این کار از دست خود مردم هم برمی آید. تاکسی ها هم به طور منظم در محله رفت و آمد می کنند
یکی از هم محله ای های من که در زلزله معلول شده است می گوید من می دانم که وضعیتم این گونه است و باید با روحیه خوب این مطلب را بپذیرم که تا آخر عمر باید اینگونه زندگی کنم اما ای کاش مسئولین بهزیستی به فکر ما بودندتا حداقل کمی از مشکلات ما کاسته شود ما معلولین برای رفت و آمد مشکل داریم حتی وقتی که از خیابان عبور می کنیم با اینکه راننده ماشین ها وضعیت ما را می بینند اما ترمز نمی کنند تا ما به راحتی از خیابان عبور کنیم
تهیه کننده: حسین رویان

******
توصیف وضعیت محله در زمان گذشته
نام محله من قصر حمید است که تقریباً در مرکز شهر قرار گرفته است از شرق به خیابان امام و از غرب به خیابان مدرس و فردوسی منتهی می شود. در این محله خانواده های مختلفی با وضعیت مالی و کسب و کار مختلف زندگی می کردند و اغلب کارمند و یا فرهنگی و تعدادی نیز کاسب بودند محله ما از نظر تأسیسات فقط سیم کشی برق ، لوله های آب شهری و تلفن را داشته است و فاقد هر گونه تأسیسات دیگر نظیر گاز ، و فاضلاب بود هیچ گونه محل بازی برای کودکان وجودنداشت. اهالی محله بیشتر در مراسم مذهبی با یکدیگر مشارکت داشتند که این مراسم همیشه در حسینیه و مساجد برگزار می شد از نظر امنیتی در اوایل خوب بود اما پس از آن وضعیت مساعدی نداشت در محله ما قبل از زلزله مشکلاتی از قبیل کمبود امکانات رفاهی برای مردم مانند نداشتن مغازه ، فضای سبز و نداشتن امنیت کافی را داشت
******
توصیف وضعیت محله در زمان حال
مردم محله ما مانند قبل از زلزله در مراسم مختلف مذهبی با یکدیگر همکاری دارند افراد با مشاغل مختلف در محله زندگی می کنند. کودکان در کوچه ها بازی می کنند و هیچ مکانی برای بازی و تفریح آنها وجود ندارد. از نظر امنیتی محله در وضعیت مناسبی قرار ندارد. مشکلات نسبت به قبل از زلزله بیشتر شده است
مشکلات محله: انباشته شدن زباله ها در کوچه ها ، جمع آوری نشدن نخاله های ساختمانی ، آب گرفتگی معابر ، خرابی لوله های آب ، قرار گرفتن نادرست تیرهای برق و تلفن در معابر ، مشکلات ساخت و ساز ، خاکی بودن کوچه ها ، نداشتن محل بازی برای کودکان، نداشتن مغازه برای خرید
وقتی اهالی محل زباله های خود را سر کوچه جمع آوری می کنند تا شهرداری آن ها را جمع کند گاهی شهرداری در انجام این کار کوتاهی می کند زباله ها چند روزی سر کوچه می مانند و درشب سگ و گربه کیسه زباله را پاره کرده و باعث آلودگی و شیوع بیماری های مختلف می شوند
کارهایی که اهالی محل در این رابطه می توانند انجام دهند : فقط روزهایی که شهرداری برای جمع آوری زباله معین کرده است زباله هایشان را سر کوچه بگذارند
کارهایی که شهرداری می تواند در این زمینه انجام دهد این است که برای جمع آوری زباله ها به موقع عمل کند و به موقع آنها را جمع آوری کند.
دیوارها و ساختمانهایی که تخریب شده و هنوز بعضی از آنها آواربرداری نشده است که نخاله های آنها در وسط کوچه ریخته شده و عبور و مرور اهالی را با مشکل روبرو کرده است کارهایی که اهالی محل می توانند انجام دهند است که خود برای انتقال نخاله ها به خارج از شهر اقدام کنند. شهرداری و ستاد معین هم می توانند در این زمینه به مردم کمک کنند
با توجه به فرارسیدن فصل زمستان و بارندگی ، معابر و کوچه ها فاضلاب مناسبی ندارند و احتمال آب گرفتگی زیاد است که این خود نیز در عبور و مرور مشکلاتی را به وجود خواهد آورد. سازمان آب و فاضلاب با همکاری شهرداری برای کوچه ها فاضلاب بسازند و کوچه ها را آسفالت و شیب بندی مناسب کنند تا آب به سمت فاضلاب هدایت شود
لوله های آب در بعضی از مناطق به علت فرسودگی و رفت و آمد ماشین های سنگین دچار ترکیدگی شده و باعث جمع شدن آب در معابر گردیده است و مشکلات زیادی را در رفت و آمد اهالی به وجود آورده است. سازمان آب می تواند نسبت به تعویض لوله های فرسوده قبل از چنین اتفاقاتی اقدام نماید.
تیرهای برق و تلفن در وسط کوچه قرار گرفته و باید توسط اداره برق و مخابرات به کنار کوچه ها منتقل شود
کندی ساخت و ساز که باعث شده مصالح ساختمانی به مدت زیاد در وسط کوچه ریخته شده و باعث ایجاد مشکل در رفت و آمد می شود که در این زمینه ستادها می توانند با پیگیری منظم و کم کردن مشکلات مردم روند بازسازی را سرعت ببخشند
پس از آواربرداری خانه ها ، کوچه ها همچنان خاکی مانده اند و الان که مردم مشغول بازسازی خانه های خود هستند شن ها را در وسط کوچه ریخته اند که راه عبور و مرور را بسته و باعث آلودگی و شیوع بیماری در سطح محله می شوند. اهالی محل شن هایی را که برای ساخت خانه هایشان استفاده می کنند در محل عبور و مرور مردم نریزند. و شهرداری هم با آسفالت کردن کوچه ها این مشکل را حل کند
در این محله فضای سبز و جای بازی برای کودکان وجود ندارد کودکان در کوچه ها بازی می کنند که باعث ایجاد خطراتی برای آنها از جمله تصادف با ماشین می شود. شهرداری می تواند با در نظر گرفتن قسمتی از هر محله برای ایجاد فضای سبز از بروز این گونه خطرات جلوگیری کند.
در این محله مغازه برای خرید مردم وجود ندارد. مردم برای خرید باید به محله های دیگر بروند لازم است که جایی برای مغازه در نظر گرفته شود تا این مشکل اهالی نیز برطرف گردد
یکی از افراد محله ما که معلم می باشد در زلزله دچار آسیب شده است. وی مهره سوم کمرش دچار آسیب دیدگی شده و به دلیل این اسیب دیدگی یکی از پاهایش از زانو به پایین فلج شده و باید با کفش طبی راه برود او چندین بار تحت عمل جراحی قرار گرفته است ولی امکان بهبودی کاملش وجود ندارد او تحت نظر بهزیستی است و خدمات فیزیوتراپی برای او به صورت رایگان انجام می پذیرد. و هر چند وقت یک بار از طرف پزشکان بهزیستی مورد معاینه قرار می گیرد. او می گوید در کوچکترین کار باید از دیگران کمک بگیرم زیرا از برداشتن جسمی که حتی دو سه کیلو وزن دارد منع شده ام و کارهایی که به جنب و جوش و تحرک زیاد نیاز دارند نباید انجام دهم البته با این وضعیتی که دارم دچار کمر دردهای شدید می شوم
تهیه کننده: پروانه حمیدیان ، کلاس سوم راهنمایی




طرح مشکلات توسط دانش آموزان

یکی از دانش آموزان دختر که 14 سال سن دارد و کلاس سوم راهنمایی است مشکلات مدرسه محل تحصیلش را اینگونه بیان می کند: نداشتن زمین و امکانات ورزشی و نداشتن کارگاه برای درس حرفه و آزمایشگاه از جمله مشکلات مدرسه است. او راه حلی که برای این مشکل ارائه می دهد این است که تا هنگام راه اندازی آزمایشگاه و کارگاه در مدرسه اجازه استفاده دانش آموزان از آزمایشگاه مرکزی داده شود
او می گوید در محله ما به دلیل کندی روند ساخت و ساز مصالح ساختمانی خانه های اطراف باعث سد معبر برای عابرین پیاده شده است. به دلیل بودن اداره های مختلف در محله رفت و آمد ماشینها به کندی و سختی انجام می گیرد. او می گوید برای اداره ها و ساختمان های تجاری پارکینگ در نظر بگیرند تا ماشین های کارمندان مشکلاتی را برای اهالی محل به وجود نیاورند و همچنین ستادهای بازسازی کار خود را سریعتر انجام دهند و کار مردم را عقب نیاندازند
او نبودن جای کافی برای درس خواندن و سر و صدای ناشی از جابه جا کردن مصالح ساختمانی که باعث بر هم خوردن آرامش در منزل می شود را از جمله مشکلات در خانواده اش می داند و از ستادها و مسئولین می خواهد که هر چه زودتر کار ساخت و ساز را به اتمام برسانند تا همگی احساس آرامش کنند.
او زندگی عده ای از مردم در چادرها ، نداشتن امکانات بهداشتی و بی توجهی مسئولین به مشکلات مردم را از جمله مشکلات موجود در مناطق آسیب دیده از زلزله می داند. او داشتن خانه هایی محکم تر از خانه های قبلی را امیدوارکننده و طول کشیدن کار مردم در ستادها را ناامید کننده می داند
پیشنهادات این دانش آموز: برای اینکه خانه های مقاوم تر و مستحکم تری داشته باشیم اولاً خود مردم با مراکز ساخت و ساز در ارتباط باشند ثانیاً مهندسین و پیمانکاران هزینه های گزافی از مردم نگیرند تا مردم به ناچار خودشان پیمانکار ساختمان خود نشوند. ثالثاً ستادهای بازسازی مصالح را در اختیار مردم قرار دهند تا مردم مجبور به خرید مصالح به صورت آزاد نشوند
------
یکی از دانش آموزان دختر کلاس سوم راهنمایی که 14 سال سن دارد مشکلات مدرسه اش را اینگونه بیان می کند: نداشتن اتاقی برای جلسات هفتگی شورای دانش آموزی ، نداشتن کارگاه حرفه و نداشتن مکانی به عنوان نماز خانه در مدرسه. او پیشنهاد می کند که مسئولین مدرسه با همکاری مسئولین آموزش و پرورش در جهت رفع مشکلات مدرسه اقدام کنند
او خاکی بودن کوچه و خیابان های محله ، عدم وجود امنیت و کمبود تاکسی در محله را از جمله مشکلات محل زندگی اش می داند و راه حل آن را در پیگیری و اقدام مسئولین مربوطه مانند نیروی انتظامی ، شهرداری و ... می داند.این دانش آموزان کمبود جا در کانکس و سرو صدای زیاد و نداشتن مکانی برای درس خواندن را از جمله مشکلات موجود در خانواده اش می داند و راه حل را در دادن یک کانکس به خانواده های پر جمعیت و سرعت بخشیدن به ساخت و ساز خانه های دائمی می داند
او خطر ابتلاء جوانان به اعتیاد ، نبود حصار ساختمانها و نبود امنیت در شهر بم را ناامید کننده و ساخته شدن دوباره بم را امیدوار کننده بر می شمرد
------
یکی از دانش آموزان دختر سال دوم دبیرستان که 15 سال سن دارد مشکلات مدرسه اش را اینگونه بیان می کند: کمبود امکانات ورزشی ، نداشتن نمازخانه در مدرسه و کمبود کانکس برای کلاسهای درس راه حلی که ارائه می دهد پیگیری و رسیدگی مسئولین آموزش و پرورش برای حل این مشکلات است
او مشکلات محله اش را اینگونه نام می برد: خرابی تلفن همگانی ، عدم جمع آوری زباله ها توسط مأموران شهرداری و خاکی بودن کوچه. راه حلی که این دانش آموز ارائه می دهد این است که مسئولین شهری از جمله شهرداری برای رفع مشکلات شهروندان اقدام کنند
این دانش آموز مشکلات مالی ، نداشتن زمین برای ساخت و ساز و نداشتن مکانی برای درس خواندن را از جمله مشکلات موجود در خانواده اش می داند که در این زمینه از مسئولین می خواهد که به مشکلات مردم رسیدگی کنند.
او می گوید هیچ نکته امیدوارکننده ای برای من وجود ندارد هرگز مشکلات ما به دلخواه ما حل نمی شود و عزیزانی که در حادثه دلخراش زلزله از دست داده ایم هرگز بازنمی گردند. او می خواهد که رفع مشکلات مردم فقط در حرف خلاصه نشود بلکه به آن عمل شود درست است که بسیاری از مردم عزیزان خود را از دست داده اند و هیچ چیز و هیچ کس جای آنها را نمی گیرد اما کاستن از بار مشکلات مردم می تواند تسلی بخش دل آنان باشد
------
یکی دیگر از دانش آموزان دختر که 13 سال سن دارد و سال دوم راهنمایی است مشکلات مدرسه را نداشتن سرویس بهداشتی مناسب و آبخوری ، نداشتن وسایل گرم کننده در فصل سرما نام می برد و از مسئولین مدرسه می خواهد که این مشکلات را با مسئولین آموزش و پرورش در میان بگذارند تا در جهت رفع این مشکلات اقدامات لازم صورت گیرد
خاکی بودن کوچه و خیابان های محله ، وجود اردوگاه در محله و کثیف بودن فضای اردوگاه و وجود دکه هایی که در اطراف خیابان به چشم می خورد از جمله مشکلات محله این دانش آموز است و از مسئولین می خواهد که هر چه زودتر در جهت رفع این مشکلات اقدام کنند
او می گوید ساخت و ساز شهر ، مدرسه ها و خانه ها امیدوارکننده است اما مشکلاتی که والدین ما گاهی با آن در ستادها مواجه می شوند مانند تمام شدن مصالح ،... برای ما ناامید کننده است
پیشنهادات این دانش آموز: بیشتر کردن مبلغ وام تا خانه های ما هر چه سریعتر و به دلخواهمان ساخته شود
------
یکی از دانش آموزان دختر که سال دوم دبیرستان بوده و 17 سال سن دارد مشکلات مدرسه را کمبود وسایل بهداشتی ، خاکی بودن اطراف مدرسه و نداشتن سرویس های بهداشتی مناسب بیان می کند و راه حل را در بازید مسئولین آموزش و پرورش از مدرسه و کوشش مسئولین مدرسه در جهت رفع این مشکلات میداند
او مشکلات محله اش را اینگونه نام می برد: خاکی بودن کوچه ها ، عدم رعایت بهداشت و نداشتن امنیت که در این زمینه لازم است نیروی انتظامی و شهرداری اقدامات لازم را انجام دهند
او می گوید من در محیط خانه هم مشکلاتی دارم از جمله اینکه من نامادری دارم و او به من بی توجهی می کند و یک اتاق جداگانه هم ندارم که در آن درس بخوانم و راحت باشم او از مسئولین می خواهد که برای مشکلات نوجوانان و جوانان و بخصوص دانش آموزان چاره ای بیاندیشند.
او توکل به خدا و صبر و بردباری را امیدوارکننده و نداشتن امید به زندگی در مردم را ناامید کننده می داند و اینکه باید به دور از مادر و برادرش که عزیزترین کسانش هستند زندگی کند برایش بسیار سخت است.

وضعیت نامعلوم مراکز فرهنگی تازه تأسیس

به یکی از ده مجتمع کانون هنری که بعد از زلزله توسط سازمان یونیسف در شهرستان بم بنا شده واقع در هنرستان انتهای کوچه مرصاد رفتم با خانم دریجانی مسئول این مجتمع گفتگویی انجام دادم وی در مورد این مجتمع اینگونه توضیح داد: این مجتمع از شهریور هشتاد وسه افتتاح و شروع به کار کرد در این مجتمع کلاسهایی برای سنین 6 تا 18 سال شامل کلاسهای طراحی ، شعر و قصه ، عروسک سازی ، کامپیوتر ، مشبک ، کلاسهای ورزشی و مینیاتور بر پا شده است این مجتمع در حال حاضر 65 هنرجو دارد و تعداد کارکنان این مجتمع هشت نفر می باشد البته حقوق کارکنان با توجه به کاری که انجام میدهند بسیار کم است. از ده مجتمع موجود تاکنون 5 مجتمع زیر نظر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قرار گرفته اند و این مجتمع به همراه چهار مجتمع دیگر تاکنون زیر نظر یونیسف قرار داشته و مخارج را یونیسف تأمین می کرده است اما قرار است تا آخر این ماه به ارگان دیگری واگذار گردد. لازم به ذکر است که ساعات کاری این مجتمع از ساعت 5/12 تا 4 بعد از ظهر می باشد
مهری جزینی زاده

معرفی یک مرکز آموزشی
مجتمع یادگیری محله ای حضرت معصومه در اردوگاه حضرت معصومه بنا شده است این مجتمع به منظور سواد آموزی به بی سوادان و کلاسهای هنری شامل خیاطی ، گلسازی ، آرایشگری و آموزش قرآن بر پا شده است. این مجتمع زیر نظر نهضت سواد آموزی قرار داشته و کلیه مخارج آن از طریق نهضت سواد آموزی تأمین می شود. این مجتمع دارای چهار مربی و 39 دانش آموز و هنرجو می باشد
مهری جزینی زاده

گزارشی از اردوگاه معصومیه 1

دو سال از زلزله گذشته است اما هنوز تعدادی از همشهریان عزیز که اکثراً مستأجر هستند همانند روزهای اول زلزله سرگردان بوده و با سختی و مشکلات دست و پنجه نرم می کنند مستأجران که هنوز به دلیل نداشتن زمین از آینده خود خبرندارند و هم اکنون در اردوگاه هایی که منبع آلودگی هستند زندگی می کنند از اردوگاه معصومیه یک و مشکلات مردم بگوییم اردوگاه ها برای مدت نامشخصی تمدید شدند اما چه تمدیدی که هیچ نهادی بر آنها نظارت ندارد قبل از تمدید اردوگاه یک رئیس و معاون و دو نگهبان داشت اما اکنون سه اردوگاه یک رئیس دارد با وجود درخواست های مکرر مردم از مسئولان هیچ اقدامی نشد وضع آلودگی اردوگاه آنقدر بالا رفته که هر رهگذری از گوشه و کنار اردوگاه بگذرد جلوی دهان و بینی خود را می گیرد تا این بوی بد به مشامش نرسد چاههای فاضلاب راکد در وسط اردوگاه و اطراف آن چهره شهر را هم خراب کرده اند چه برسد به اردوگاه با آمدن فصل سرما هنوز فکری به حال حمام های آن نشده است و مردم مجبورند با آب سرد حمام کنند از معاون اردوگاه درخواست رسیدگی و حفر چاه و درست کردن حمام ها را کرده اند ایشان در جواب می گوید اردوگاه ظرف دو ماه آینده جمع می شود و ما هیچ قولی در قبال درست کردن و آماده کردن آب گرم حمام ها نمی دهیم برای مشکلات باید به فرمانداری بروید تا جواب بگیرید خلاصه اینکه مسأله جمع آوری اردوگاه ها جوابگوی تمام مشکلات است و ظرف این دو سال هر بار با مسئولان صحبت می شود می گویند اردوگاه جمع می شود اما کی و چگونه ؟ آیا فکری به حال مستأجران و مکانی برای زندگی آنها کرده اند؟

گروه گزارش مهری و معصومه جزینی زاده
زلزله و کودکان


علی رحمانی که پدر و مادر و یک خواهر و برادرش را در زلزله از دست داده از 3 برادر دیگر خود که صغیر هستند مواظبت می کند و قیم آنها است او می گوید به علت اینکه کسی نیست از برادرهایم مواظبت کند ازدواج نکرده ام سه تا برادرم تحت پوشش بهزیستی هستند ما هیچ درآمدی به غیر از کمک بهزیستی نداریم که آن هم خیلی کم است الان حدود 8 ماه است که بهزیستی هیچ پولی به ما نداده مشکلات ما خیلی زیاد است از جمله کمبود درآمد و بی پولی ، نداشتن وسیله برای زندگی ، تنها درآمد ما از راه کارگری است که آن هم بخاطر وقوع زلزله و زیر آوار رفتن از ناحیه دست آسیب دیدم و قادر نیستم به طور دائم کار کنم چون درد دست مانع کار کردن من می شود
برادرهای رحمانی می گویند: ساخت و ساز تا حدودی برای ما انجام شده که در ازای آن باید 4 میلیون تومان وام تا دو سال آینده پرداخت کنیم و این یک آسیب روحی بزرگی شده برای ما از الان به این فکر هستیم که ما این پول را با این سن کمی که داریم و محصل هستیم چگونه پرداخت کنیم از نهادهای دولتی و غیردولتی می خواهیم که ما را در این امر یاری کنند ما با این همه مشکل قادر به ادامه زندگی نیستیم چون به آینده امیدوار نیستیم
------
ناهید رضایی زاده که سرنوشت خیلی زود او را از پدر و مادرش جدا کرد می گوید: 12 سال سن دارم و در پایه دوم راهنمایی درس می خوانم در حال حاضر نزد پدربزرگ و مادربزرگم زندگی می کنم با آنها هیچ مشکلی ندارم نزد آنها خیلی راحت هستم آنها به خوبی از من مراقبت می کنند. تحت حمایت بنیاد کودک هستم از طرف خیرین هم به من کمک شده بهزیستی گفته که ساخت و ساز به من تعلق نمی گیرد از بهزیستی می خواهم که برای من هم خانه درست کند آرزو دارم در آینده فرد مفیدی باشم تا بتوانم روی پای خود بایستم
عصمت پاپلی
******
احمد شیهکی یکی از دانش آموزان دبیرستان حاج عباس کاظمی بروات می گوید در زلزله خیلی از دوستانم را از دست دادم و وضع مدرسه به هم ریخته شد و مدرسه ما نیز مانند سایر مدارس تعطیل شد ولی با درایت رئیس مدرسه آقای وحید وحدت و معاون مدرسه روح الله برخورداری مدرسه به حالت اولیه برگشت و کلاس درس شروع شد ولی آنچه برای من مهم است دو نفر از بهترین معلمهایم آقای حسنی و جرجندی می باشند که نه تنها معلم هستند بلکه مثل دوست با دانش آموزان رفتار می­کنند. برخورد خوب این دو عزیز آنقدر خوب است که دانش آموزان به درس و مدرسه تشویق می شوند من فقط می خواستم به نمایندگی از طرف تمام دانش آموزان سال سوم دبیرستان از رئیس و معاون واین دو معلم خوب تشکر کنم
حلیمه شیهکی ، الهام رشیدی فرد

مشکلات شهروندان

علی از جوانان بمی است که مدت سه ماه از ازدواجش می گذرد او می گوید وقتی شنیدم قرار است مبلغی به ما جوانان برای ساخت خانه وام بدهند خوشحال شدم و خدا را شکر کردم اما اکنون با مشکل خرید زمین مواجه هستم من که هزینه ای بابت خرید زمین ندارم و پدرم هم نمی تواند کمکم کند تنها کمکش ساخت یک نیم طبقه در آپارتمان دو طبقه خودش است چون ازدواج من بعد از زلزله بوده جزء خانوار فرعی نمی توانم اسم بنویسم و مسئولان قبول نمی کنند که وام من را برای ساخت خانه ای در خانه پدری بدهند حال نمی دانم چه کار کنم
******
جمعی از ساکنان کوچه حجت واقع در خیابان بوعلی میدان آزادی مشکلات خود را اینگونه بیان می کنند: قبل از زلزله در کوچه ما زمینی وجود داشت که متعلق به شهرداری بود و قرار بود به فضای سبز تبدیل شود یکبار هم شهرداری چند درخت در آن کاشت خوشحال بودیم از اینکه کوچه ما با وجود فضای سبز جلوه ای زیبا به خود می گیرد و تفریحگاهی برای فرزندانمان می شود. این زمین پس از زلزله توسط تعدادی از همسایگان تبدیل به زمین مسکونی شده است و دور آن را با حصار به خانه خود اضافه کرده اند بارها به شهرداری مراجعه کرده ایم اما هنوز اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است
مهری جزینی زاده
******
اکنون بیشتر از دو ماه است که دو طرف خیابان عربخانه را به دلیل لوله کشی آب حفر کرده اند و به همین دلیل گرد و خاک زیاد در خیابان وجود دارد. با وجود اینکه لوله های آب را گذاشته اند اما هر روز با قطعی آب روبرو هستیم
در این محله تاکسی ها به طور منظم رفت و آمد نمی کنند و روی درب تاکسی ها مسیری که می روند مشخص نشده است. علاوه بر این نرخ قانونی کرایه تاکسی رعایت نمی شود با اینکه نرخ نامه به راننده های تاکسی تحویل داده شده است
******
بر طبق قرار قبلی ستادها پرداخت اقساط وام ها به زودی شروع خواهد شد. با اینکه هیچ کدام از مردم قادر به پرداخت اقساط نیستند اگر بین مردم برویم و به صحبت آنها گوش فرا دهیم تقریباً نود درصد مردم اعلام می کنند که قادر به پرداخت اقساط وام در حال حاضر نمی باشند
الهام و فروزان رشیدی فرد
******
دانش آموزان در مسیر هنرستان میدان امام با مشکل کمبود تاکسی مواجه شده اند به دلیل ثابت بودن نرخ تاکسی در تمام مسیرها (همه مسیرها 100تومان) دیگر راننده ها راضی به آمدن مسیرهای طولانی نمی شوند و مسیر کوتاه تر را ترجیح می دهند این در حالی است که هیچ نظارتی از طرف شهرداری بر مسیرها نمی شود در تاریخ 24/9/84 تعدادی از ساکنان مسیر هنرستان از ایستادن طولانی مدت در مسیر تاکسی خسته شده و به شهرداری برای رفع مشکل خود مراجعه کردند اما پاسخی دریافت نکردند
مهری و معصومه جزینی زاده
******
با گذشت دو سال از زلزله 5 دی ماه پست بروات همچنان غیرفعال است تنها یک کانکس به صورت نماد پست گذاشته اند ولی کسی در آن نیست که جوابگوی مردم باشد و نامه های مردم سرگردان و بدون مقصد هستند
مریم اسدی می گوید از طرف اقوام چندین بار بسته های پستی فرستاده شده بود وخیلی هم مهم بودند متأسفانه به دلیل اینکه پست بروات بسته است بسته های پستی برگشت خوردند
یک کانکس کنار محل قدیمی پست بروات گذاشته اند ولی کسی در آن نیست و معلوم نیست که چه کسی جوابگوی نامه های مردم است و باید آنها را به دست اهالی بروات برساند. پست بروات قبل از زلزله خیلی فعال بود
******
تا چهارم دی ماه 82 بروات دارای داروخانه ، دو پزشک عمومی و یک دندانپزشک بود و مردم بروات از لحاظ بهداشتی مشکلی نداشتند ولی 5 دی ماه همه چیز را به خاطره ها سپرد با گذشت دو سال از آن واقعه مردم بروات به داروخانه دارند و نه پزشک. احمد بنی اسدی در حالی دستانش لرزش دارد می گوید من پیرمرد برای یک قرص مسکن باید هزار تومان کرایه تاکسی تا بم بدهم برای اینکه یک بسته قرص دویست تومانی بخرم مسئولین اصلاً به بروات توجه نمی کنند
******
بعد از وقوع زلزله ساخت و ساز شامل تمام ساکنین می شد که مالکین در اولویت بودند و بعد از آن دیگران که شامل مستأجران ، خانوارهای فرعی و افراد تازه ازدواج کرده می شد قرار بر این شده بود ده میلیون تومان پرداخت شود تا این افراد سرپناهی داشته باشند ولی خیلی از افراد از این مبلغ ناراضی بوده و اینگونه دلایل خود را شرح می دهند
فرزانه عسکری می گوید من جزء خانوار فرعی هستم و زمینی هم ندارم با این ده میلیونی که به ما می دهند با این قیمت بالای زمین اصلاً نمی توان زمین خرید اگر زمین هم بخرم و بخواهم یک خانه شصت و پنج متری با ده فرزند بسازم با چه مبلغی حصار کشی کنم
اصغر بارانی می گوید من مستأجر و یک کارگر ساده هستم درآمدی هم ندارم جزء مستأجرین ثبت نام کرده ام و باید 6 میلیون تومان یک جا بدهم بقیه آن را قسط بندی می کنند من با 5 فرزند که نان شب آنها را به سختی تأمین می کنم از کجا شش میلیون را بیاورم که پرداخت کنم
الهام رشیدی فرد، حلیمه شیهکی
******
اهالی شهرک شهید چمران و محله عربخانه از مسئولین درخواست دارند که بر نحوه توزیع کپسول گاز نظارت داشته باشند تا عاملین توزیع ، کپسول گاز را به دست مردم برسانند
غلامرضا پیرامون


ازدواج­های پس از زلزله
آغاز زندگی های تازه

نامش رضا است و شغلش دبیری در حادثه تلخ زلزله همسر و چهار فرزندش را از دست داده به دلیل افسردگی به اصرار دوستان و خانواده اکنون یک سال است که با دختری از فامیل ازدواج کرده و صاحب فرزندی هم شده در مورد نحوه آشنایی با همسرش می گوید من ایشان را می شناختم ولی در زمانی که قرار بود او را به عقد خود درآورم آنچنان ناامیدی و افسردگی بر من حاکم شده بود که خانواده برای من تصمیم گرفتند و اکنون پس از یک سال متوجه شده ام انسان باید همواره با مشکلات مبارزه کند و تا زمانی که زنده است باید زندگی کند که من با تولد فرزندم دوباره امید به زندگی و تلاش برای زندگی کردن را در وجودم حس می کنم
******
آقای احمدی که از مجروحان جنگ و از آزادگان می باشد حدود 50 سال سن دارد او در حادثه تلخ زلزله همسر و فرزندان خود را از دست داده و تنها یک دختر دارد که ازدواج کرده و در شهر دیگری زندگی می کند او به غیر از همسر و فرزندان ، خواهر و برادرش را هم در زلزله از دست داده است او می گوید شش ماه پس از زلزله با داشتن روحیه بد و نیاز به همدم و از همه مهمتر به دلیل مجروح بودن نیاز به پرستار داشتم تصمیم به ازدواج گرفتم و با دختری که قبلاً در همسایگی ما زندگی می کرد و با همسر و فرزندانم رابطه صمیمی داشت ازدواج کردم بعد از مراسم عقد یک عروسی مختصر هم گرفتیم او می گوید همسرم قبل از زلزله خانه داشت و اکنون در زمین او کانکس گذاشته ایم و ساخت و ساز خانه را شروع کرده ایم چون ما یک دفترچه داشته ایم اکنون یک ساخت و ساز انجام میدهند من هم قبل از زلزله خانه داشته ام اما تکلیفم مشخص نیست
******
پیرمرد 80 ساله ای که در حادثه زلزله همسر و فرزندان خود را از دست داده بود با کمک همسایگان همسر هفده ساله ای از اطراف ماهان به عقد خود درآورد اکنون یک سال از ازدواج این زوج می گذرد و هم اکنون منتظر تولد نوزادی هستند که موجب تلاش و امید آنان شده است ساخت و ساز خانه این زوج به پایان رسیده و اکنون در کمال آرامش به شغل کشاورزی و دامداری برای امرار معاش مشغول هستند. آیا در آینده تفاوت سن زن و شوهر مسئله ساز نخواهد شد؟
******
زوج جوانی به نامهای غلامرضا و فاطمه که مدت یک ماه است ازدواج کرده اند درباره مراسم عقد و عروسی می گویندما به همراه تعدادی از اقوام درجه یک در محضر عقد کردیم و جشن کوچکی در میان فامیل گرفتیم و زندگی مشترک خود را با همین سادگی شروع کردیم و اکنون در کانکس پدرم که خودشان بعد از زلزله در خانه استیجاری در کرمان زندگی می کنند به سر می بریم. کارهای وام ازدواج را انجام داده ایم اما هنوز وام دریافت نکرده ایم در مورد آینده و آرزوهای آنان جویا می شوم می گویند ما آرزوی ساخت و ساز شهری زیبا داریم که در آن زندگی می کنیم و فرزندانمان را بزرگ کنیم و آرزو داریم که همه جوانان صاحب خانه و مسکن شوندو شغل مناسبی پیدا کنند
******
زن و شوهر هر دو میانسال هستند هر دو تای آنها در حادثه زلزله همسر و فرزندان خود را از دست داده اند و برای یکی از آنها یک دختر و برای دیگری یک پسر مانده است زن شاغل آموزش و پرورش است و مرد نظامی است یک سال است که ازدواج کرده اند نحوه آشنایی آنها وجود فرزند مرد که دانش آموز زن بوده است بیان می شود زهرا می گوید من به دلیل اینکه خودم هم فرزند یتیمی داشتم علاقه شدیدی به این دانش آموز داشتم چون که او افسرده شده بود و نیاز به توجه خاصی داشت خلاصه او بهانه آشنایی من با پدرش و سرانجام ازدواج ما که هر دو موقعیتی شبیه هم داشتیم شد از زندگی کنونی خود راضی هستم و فرزندانمان با هم صمیمی و مثل خواهر و برادر هستند و جای خالی خواهر و برادرهای از دست رفته در زلزله را برای هم پرکرده اند در مورد ساخت و ساز می گوید ما هر دو قبل از اینکه ازدواج کنیم ساخت و ساز را شروع کرده بودیم و هم اکنون در خانه همسرم که ساخته شده زندگی می کنیم و با فامیل فرزندانمان رفت و آمد داریم
******
مسعود جوانی است که در حادثه زلزله همسر و فرزند خود را از دست داده است و اکنون مدت شش ماه است که دختر جوانی از اهالی استان یزد که در بم شاغل است را به صیغه خود درآورده او تصمیم به ازدواج با این خانم بعد از دومین سالگرد زلزله دارد. او می گوید من که قبل از زلزله مستأجر بوده ام و اکنون به عنوان یک فرد مجرد به حساب می آیم هنوز هیچ کاری برای ساخت و ساز انجام نداده ام
مهری و معصومه جزینی زاده
******
آقای م.پ 45 ساله از بروات سرگذشت زندگی اش را اینگونه بیان می کند: قبل از حادثه 5 دی ماه با همسر و فرزندانم زندگی می کردیم و زندگی خوب و آرامی داشتیم تا اینکه حادثه زلزله همسر و یکی از فرزندانم را از من گرفت بعد از آن زندگی کردن برای ما خیلی دشوار شد تا اینکه توسط خویشاوندان و آشنایان با یک خانواده آشنا شدم و از دختر این خانواده که 18 سال سن دارد خواستگاری کردم و بصورت خیلی ساده در دفترخانه به عقد یکدیگر درآمدیم خودم کشاورز هستم و همسرم خانه دار است در حال حاضر با همسر و فرزندانم که پسر هستند در کانکس زندگی می کنیم فرزندانم با همسرم مشکل دارند و از اینکه ازدواج کرده ام ناراحت هستند و بهانه جویی می کنند. برای ساخت و ساز هم اقدام کرده ام اما هنوز ساخت و ساز انجام نداده ام. با همسرم و خانواده اش مشکلی ندارم و از زندگی ام راضی هستم
******
آقای الف.ر 34 سال سن دارد و اهل بروات است او می گوید قبل از زلزله با همسر و دخترم زندگی خوبی داشتیم و از زندگی مان راضی بودیم حادثه 5 دی ماه همسر و تنها فرزندم را از من گرفت و همه چیز به هم خورد و من تنها شدم تا اینکه طی یک آشنایی با خانواده ای که در همسایگی ما بودند با دختر آن خانواده که 18 سال دارد در آبان ماه 84 ازدواج کردم و مراسم عقد را خیلی ساده برگزار کرده و زندگی خود را در کانکس شروع کردیم من کشاورز هستم و زمینی برای ساخت و ساز نداریم یک قطعه زمین داشتیم که در طرح خیابان رفت
عصمت پاپلی

ریسک حاصل از بلایا مستقیماً به الگوی توسعه بستگی دارد


معمولاً گفته می شود در جریان یک فاجعه طبیعی زنان و مردان به یک اندازه آسیب می بینند و در زمان زلزله فرصتی برای پرداختن به مسائل جنسیتی نیست اما ما باور نداریم که زلزله فارغ از مرزهای جنسیتی عمل کرده است چرا؟ زیرا جنسیت واقعیتی است که حضور دارد. جنسیت یعنی تعیین نقش در روابط مشخص بین زنان و مردان در یک سیستم اجتماعی ، سیستمی که بر اساس تفاوتهای طبیعی و بیولوژیک شکل نگرفته بلکه بوسیله عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی ساخته شده است
بنابراین در جریان رخداد یک فاجعه طبیعی ما نیازمند تحلیلهای جنسیتی هستیم. این تحلیل ها نشان می دهد که چگونه برنامه ریزیها ، وضعیت موجود و آینده بصورت متفاوتی و بطور بالقوه بر زنان و مردان تأثیر گذار است
امروزه همه کسانی که درگیر فعالیت های امداد ، نجات وبازسازی در جریان یک فاجعه طبیعی می شوند تقریباً باور دارند که فاجعه فارغ از مرزهای جنسیتی عمل نمی کند اما در این باره دیدگاههای متفاوتی وجود دارد که می توان آنها را به سه دسته تقسیم کرد
دسته اول ، نظراتی است که می پذیرد زنان صرفاً قربانیان حادثه هستند ، شاید رسانه های عمومی یکی از مهمترین مروج های این دیدگاهند رسانه ها ، زنان و کودکانشان را در میان ویرانه های خانه ها در حالی که اشک می ریزند و ضجه می کنند ، نشان می دهند این تصویر غم انگیز در همین جا پایان می پذیرد ، پس از آن دیگر شما زنان را نمی بینید
اما دیدگاه دیگری که در ارتباط با جنسیت و بلایای طبیعی وجود دارد بر این نکته تأکید می کند که پیامدهای حاصل از یک فاجعه طبیعی، آینه تمام نمای الگوهای گذشته و راههایی است که ما برای توسعه در یک جامعه اندیشیده ایم
مالال گوداوی نویسنده کتاب ابعاد جنسیت در مدیریت نشان می­دهد ریسک حاصل از بلایای طبیعی مستقیماً به توسعه مربوط است در واقع مدیریت ریسک حاصل از بلایا بخشی از مدیریت معیشت برای میلیونها انسانی است که در نواحی توسعه نیافته جهان زندگی می کنند
وقتی در شرایط معمول بر بسیاری از نیازهای زنان چشم پوشی می شود و بسیاری از حقوق اساسی آنان نادیده گرفته می شود طبیعی است که این آسیب پذیری و چشم پوشی در شرایط اضطرار ابعادی با شدت بیشتر پیدا می کند
به مثال بم بازمی گردیم ، سرشماریهای رسمی در فاصله سالهای 55 تا هفتاد و پنج نرخ باسوادی مردان در مناطق شهری از 3/71 درصد به 63/87 درصد رسیده است و در طی همین دوره نرخ باسوادی زنان از 3/59 درصد به 98/82 درصد افزایش یافته است یعنی رشد نرخ باسوادی در میان زنان بیش از مردان است
در طی همین دوره نرخ فعالیت زنان در مناطق شهری 77/10 درصد و در مناطق روستایی 1/4 درصد است و این نرخ اساساً افزایش نیافته است
آمارها همچنین می گوید بالاترین میزان فعالیت های زنان در گروه سنی 25 – 44 سال 12 تا 15 درصد است در حالیکه نرخ فعالیت مردان و همین گروه سنی 91 تا 94 درصد محاسبه شده است
آمارهای رسمی سرشماری سال 1375 تقریباً 777 زن را در شهرستان بم و پانزده زن را در شهر بم به عنوان شاغل و فعال در بخش کشاورزی معرفی می کند. مصاحبه های عمقی با کشاورزان و زنان کشاورز نشان می دهد که در اکثر واحدهای تولید کشاورزی زنان هم به صورت نیروی کار خانوادگی و هم به صورت کارگر مزدی به ویژه در فصل برداشت کار می کنند ، در سایر فعالیت های بخش کشاورزی مانند دامداری و مرغداری نیز این فعالیت ها توسط زنان به عنوان فعالیت خانگی انجام می شود. پیمایش 1000 خانواری سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد که در 15 درصد خانوارها ، زنان به فعالیت های کشاورزی باغداری، دامداری و مرغداری مشغول بوده اند. برخی زنان نیز در صنایع بسته بندی خرما و مرکبات به عنوان کارگران روزمزد کار می کنند
قبل از زلزله 30 درصد زنان منطقه آسیب دیده ، حداقل به یکی از فعالیت های درآمد زا مشغول بوده اند و بخش مهمی از فعالیت های زنان خانگی و یا به عبارتی (بک – یارد) است یعنی در گوشه ای از حیاط و خلوت خانگی به کار مشغول هستند
یکی دیگر از پیامدهای غیرفعال شمردن زنان ، پنهان نمودن مسئله بیکاری آنان است. در حالیکه اطلاعات حاصل از ثبت متقاضیان کار در اداره کار و امور اجتماعی نشان میدهد که 38 درصد متقاضیان کار زنان هستند و اطلاعات حاصل از پیمایش سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد که تقریباً 1000 نفر از جمعیت 4039 نفری مورد پژوهش بیکار و 44 درصد این جمعیت زنان می باشند.در عین حال داده های مربوطه نشان میدهد که زنان تنها 23 درصد از جمعیت به کار گمارده شده از طریق مراکز کاریابی را تشکیل داده اند
پژوهش دیگری تحت عنوان صدای قربانیان در بم انجام شد نشان می ­دهد که هم مردان و هم زنان مهمترین معضل خانواده را بیکاری می­دانند و نگرانی بیکاری برای آنها از فقدان مسکن و سرپناه بیشتر است
از سوی دیگر شهرستان بم بالاترین درصد افراد تحت پوشش کمیته امداد را در استان داراست و بر طبق
سرشماری سال 75 در مقابل 7/0 درصد مردان بدون همسر ، 7 درصد زنان بیوه هستند ، در این آمارها از زنان معلقه سخنی گفته نشده است ، مشکلی که در جنوب شرق ایران با شدت بیشتری از سایر مناطق کشور وجود دارد ، زنان به عقد مردان در می آیند و صاحب فرزند می شوند و رها می گردند و اکنون در پی زلزله ، جمعیتی حداقل 2500 نفری به گروه زنان بی سرپرست افزوده شده است و درصد خانوارهای با سرپرست زن در شهرستان بم از 10 درصد به 14 درصد افزایش یافته است
سودابه زن جوان و خانه داری است که به علت اعتیاد از همسرش طلاق گرفته است. قبل از زلزله در خانه پدری زندگی می­کرد و اکنون پس از زلزله با مرگ مادر این پناه امن را نیز تقریباً از دست داده است
هدیه زن 21 ساله ای است که به علت اعتیاد از همسرش طلاق گرفته است و با تنها فرزندش در خانه پدری زندگی می کند ، او بیکار است و به همین علت هم خانواده اصرار دارند که به یک ازدواج اجباری تن دهد
زهرا همسرش را در زلزله از دست داده است ، همسر او کارگر و آنها مستأجر بوده اند اما او اکنون زمینی برای ساخت خانه و کاری برای تأمین معیشت 4 فرزندش ندارد
همه این موارد به ما می گوید که زنان به دلیل حضور در فضای خصوصی ، کار در بخش غیررسمی و مسئولیت تولید مثل ، به موقعیت فرودست رانده می شوند و بدین ترتیب در خطر ریسک بالاتری نسبت به بلایای طبیعی قرار می گیرند.
می توان نتیجه گرفت که وقتی مشارکت زنان در معیشت و اقتصاد خانواده نادیده گرفته می شود و طبیعتاً در برنامه ریزیها که متکی بر همین آمارهای رسمی است چشم اندازی برای بهبود وضعیت آنان متصور نیست ، در چنین شرایطی آیا امکان ندارد ، ابزارهای دیگری که برای کسب معیشت وجود دارند موجبات مشکلات اساسی برای آنها شود برای مثال خیلی ساده قرضی خرید کردن باعث شود زن قرض گیرنده به اسارت قرض دهنده درآید
هر کس پس از زلزله برای انجام فعالیتی اعم از امدادی و یا توسعه ای به بم قدم گذاشته باشد بی شک اذعان دارد که از اولین روز حادثه تا به امروز در همه فعالیت ها زنان حضور چشمگیری داشته اند
پس از زلزله بسیاری از سازمان های غیردولتی برای آموزشهای بهداشتی ، نیاز به تعداد زیادی رابط بهداشت داشتند ، حداقل 500 زن بطور داوطلب بیش از یک سال شبانه روز کار کردند و می توان گفت بم در دو تابستان گذشته با کمترین مشکل بهداشتی مواجه بوده است . به دنبال زلزله و حضور هزاران کودک آسیب دیده ، بیش از هشتاد مرکز کودک و نوجوان در مناطق آسیب دیده ایجاد شد و صدها مربی برای انجام این آموزش ها داوطلب شدند و تا به امروز مشغول فعالیت هستند
از ابتدا کلیه سازمان های بین المللی به اهمیت اطلاعات و جمع آوری آن در بم تأکید داشته اند و 80 درصد جمعیت داوطلب برای جمع آوری اطلاعات را زنان تشکیل داده اند
هم اکنون بیش از 4 نشریه محلی در شهر بم فعال هستند ، اکثریت کارکنان و تهیه کنندگان خبر برای این نشریات را زنان تشکیل می دهند
برنامه های توسعه روستایی اعم از آموزش کشاورزان ، دامپروران ، صندوق های اعتباری ، آموزش خانه سازی غالباً با حضور جمعیتی کثیر از زنان برگزار می شود
پی­گیری کار طاقت فرسای تهیه پروانه ، نقشه و پیگیری ساخت در اکثریت خانواده ها بر عهده زنان است. از سوی دیگر زنان بسیاری از گروههای خودجوش اعتراضی برای بهبود وضعیت بهداشت محیط و رسیدگی به وضعیت دامها را نیز تشکیل می دهند
تجربیات بم نشان می دهد زنان ظرفیت عظیم سازماندهی و پاسخگویی به بلایای طبیعی را دارند. در واقع در نظر گرفتن عامل جنسیت در بلایای طبیعی علاوه بر اهمیت توجه به حقوق برابر انسانی تأکید این نکته است که اساس این نگرش برابر انسانی می تواند به افزایش کارآیی و بهبود عملکرد سیستم های کمک رسانی بسیار یاری کند
رویا اخلاص­پور - پژوهشگر مستقل


شهروندان و مشارکت
خبرنامه دفتر هماهنگی اجتماعات محلی شهرستان بم
با مسئولیت
دکتر سیامک زند رضوی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
آدرس: بم، میدان امام، داخل محوطه شهرداری، روبروی ساختمان اصلی

شماره های تماس
09133414615(سیامک زندرضوی)
09133975401(رحمت اله دریجانی)
صفحه مدیر مسئول در اینترنت
آدرس خبرنامه در اینترنت
هزینه این شماره خبرنامه توسط سازمان جهانی بهداشت تأمین شده است
This issue of the newsletter have been financed by W.H.O
چاپ: کرمان ، چاپخانه گلبهار تیراژ: 3000 نسخه

NEWS LETTER OF BAM
.

0 Comments:

Post a Comment

<< Home