Tuesday, November 08, 2005

NEWS LETTER OF BAM 36



بنی آدم اعضای یکدیگرند

شماره 36 ، چهارشنبه 18 آبان ماه 1384

در این شماره می خوانید
مشکلات مردم
کارگران مهاجر
قدردانی
و
.
.
.
سرمقاله

بم اولین شهر آموزشی و اولین شهر دوستدار کودک ، نوجوان و جوان در ایران

در سال آینده میلادی (2006) ، سازمان ملل در شهر ونکور کانادا، در یک نشست بین المللی، موضوع شهرنشینی در جهان و جنبه های گوناگون: اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، فرهنگی، سیاسی و .. آن را بررسی خواهد کرد
در نشست های مقدماتی برای برپایی این گردهمایی، چندین سند ارزشمند تهیه شده است که کاربردی کردن دو مجموعه از آنها در بم به لحاظ فعالیت دفتر هماهنگی اجتماعات محلی و خبرنامه شهروندان و مشارکت اهمیت اساسی دارد که در این شماره به اختصار به معرفی آن ها پرداخته می شود
اول مجموعه شهر آموزشی است که پایه آن سطوح آموزش از پیش دبستانی تا دانشگاهی است. با این پیش فرض که هر یک از این نظام های آموزشی به عوض آنکه جزیره های مجزا و جدا از ساختارهای اجتماعی، اقتصادی شهر باشند با آن ها پیوندهای اندام وار و پایدار برقرار کنند، این در شرایطی است که بسیاری را عقیده بر این است که بم در حال حاضر «آموزشی ترین » منطقه جهان است
به لحاظ هنر معماری و مهندسی ساختمان بزرگترین حجم ساخت و ساز در حال انجام است، به لحاظ اقتصادی حجم عظیمی از پروژه های مطالعاتی و اجرایی در خدمات زیربنایی، باستان شناسی، مرمت و ... در حال اجرا است. به لحاظ اجتماعی ورود تعداد زیادی از مهاجران از مناطق دور و نزدیک به صورت نیروی کار ساده ، نیمه تخصصی و تخصصی، که همگی با مسائل ساده ای مانند اسکان و سرپناه تا مسائل پیچیده ای مانند ازدواج و تشکیل خانواده روبرو هستند، که جنبه های گوناگونی دارد و این خبرنامه به درج آنها می پردازد
حال با توجه به آنچه گفته شد ما چگونه می توانیم یک شهر آموزشی واقعی داشته باشیم. افزایش پوشش تحصیلی از مقطع مهد کودک (پیش دبستانی) تا دبیرستان ، افزایش رشته های دانشگاهی در دانشگاههای دولتی و غیردولتی که بتوانند به نوعی از امکانات آموزشی و پژوهشی فراهم شده، چه به لحاظ نیروی مدرس و چه امکانات مشاهده از نزدیک تحولات، استفاده کنند. اما این فقط یک بخش کوچکی از کل مسئله است
بخش مهمتر آن این است که بتوانیم توانایی همه کودکان ، نوجوانان و جوانان ساکن این مناطق را به سمت «طرح پرسش» و پرسشگری سوق دهیم. به طوری که همه آنان بتوانند بر پایه ایده اساسی حفظ محیط زیست و دیدگاهی همه جانبه نگر و انعطاف پذیر، ایده های متکی به تخریب محیط زیست ، سودجویانه و ... را در اطراف خود نقد کنند و برایش راه حل های مناسب پیشنهاد کنند. این امر امکان پذیر نیست مگر آنکه مجموعه دوم اسناد مذکور را مورد توجه قرار دهیم و آن ایده شهر دوستدار نوجوان و جوانان است
، پایه این مجموعه دوم ، بر اسنادی که از سراسر جهان جمع آوری شده است قرار دارد و آن اینکه در صورتی که مشارکت نوجوانان و جوانان از طرف مقامات پذیرفته شود و حداقل ساز و کار آن فراهم گردد. توسعه در مناطق شهری به سمت چهار مفهوم کلیدی مدرن تغییر جهت خواهد داد که عبارتند از: هماهنگی بین فرهنگی، خود سودمندی ، آموزش و فضای مفرح و شادی بخش، امری که در مناطق آسیب دیده از زلزله هم لازم و هم امکان پذیر است
اگر به توانایی کودکان و نوجوانان در سازماندهی گروه های پژوهش در اطراف مدرسه و محله های مسکونی یاری رسانیم. اگر امکان چاپ مطالب خبری آن ها را درباره مسائل گوناگون اجتماعی فراهم آوریم، اگر ساختار پاسخگویی مهندسین مشاور ، ستادهای بازسازی ، مقامات خدمات شهری ، ... را در جمع نوجوانان و جوانان فراهم آوریم. اهمیت این ظرفیت عظیم ناشناخته در بهبود فرایندها آشکار می شود
محدوده شهر دوستدار کودک بم فرصتی است که در آن مشارکت کودکان و نوجوانان بمی در طراحی، اجرا ، ارزشیابی ، مدیریت و تقسیم منافع و منابع آن محک خواهد خورد
به هر درجه که این مشارکت نهادینه و هدفمند برقرار شود نقطه افتخاری برای مقامات آموزش و پرورش ، آموزش عالی، مقامات شهرداری و واحدهای سازمان ملل خواهد بود . به درجه ای که طراحی ، اجرا ، ... به دور از ایده های کودکان و نوجوانان بمی انجام می شود نقطه ضعفی در کارنامه افراد و نهادهای مذکور خواهد شد. زیرا آنچه اهمیت دارد این است که ایده مشارکت کودکان و نوجوانان در آغاز قرن 21 شناخته شده است و اسناد آن که به صورت روزنه هایی از امید و شادی از گوشه و کنار جهان فوران می کند در سایت های اینترنتی سازمان ملل در دسترس همگان است. باشد که ما نیز در شهر بم بتوانیم نقطه روشنی به این آینده پیش رو اضافه کنیم و آن را استمرار بخشیم

گزارش افتتاح کارگاه محیط فراگیر یادگیری پسند- مفید در کرمان

ابتدا آقای علی یزدی معاون آموزش سازمان آموزش و پرورش ضمن خوش آمد گویی به مهمانان از یونسکو و یونیسف تشکر کرد که برای بم به خصوص بچه های بم زحمات زیادی می کشند.
بعد از آن آقای دکتر اسماعیلی رئیس شورای اسلامی شهر بم ضمن خوش آمد گویی به مهمانان از عنایات جهانی و مردم کشورمان تشکر و قدردانی کرد وی از یونسکو تشکر کرد که با تلاش فراوان ارگ بم و حوزه فرهنگی آن را به عنوان میراث جهانی به ثبت رساند و در پایان گفت آرزوی مردم بم این است که پس از بازسازی بم مقدم همه کسانی که به آنها کمک کرده اند را گلباران کنند. سپس برنامه کارگاه با صحبتهای دکتر ثمربخش و آقای پارسی ادامه یافت

روز دوم کارگاه خانم فضلعلی و خانم احمدی از دفتر تألیف وزارت آموزش و پرورش به ارائه مباحثی پیرامون مدرسه دوستدار کودک و محیط فراگیر یادگیری پسند پرداختند
لازم به ذکر است این کارگاه با حضور مسئولان آموزش و پرورش کرمان و بم ، کارشناسان یونسکو و یونیسف و کارشناسانی از وزارت آموزش و پرورش برگزار شد
(زهرا قاسم زاده)

احداث یک مدرسه در حاشیه ارگ بم

در 26 دسامبر فاجعه زلزله رخ داد. با توجه به اینکه ارگ بم تخریب شده بود و هنوز به عنوان میراث فرهنگی جهانی ثبت نشده بود و نیز از آنجا که برای ثبت جهانی هر میراث فرهنگی باید دولتها درخواست کننده باشند و یونسکو به تنهایی نمی تواند به طور مستقیم وارد عمل شود این کار با تعجیل پس از سه هفته با همکاری یونسکو انجام شد و ارگ به عنوان میراث در معرض خطر ثبت شد که هدف عمده یونسکو و سازمان میراث فرهنگی : بازسازی ارگ، حفظ ارگ و از همه مهمتر مستند سازی ارگ بم است
از آنجا که یونسکو سازمان امداد رسانی نیست بلکه سازمان آموزشی فرهنگی است از همان روزهای نخست فعالیت خود را بر این متمرکز ساخت که به بم باید کمک کرد تا توان خود را برگرداند و از همان زمان فکر مدرسه ثبت شد

در ژانویه 2004 هدف عمده برای کمک کردن به بم به خصوص برای بچه هایی که از این حادثه لطمه دیده. بچه های که به نوعی یتیم شدند و به وجود آوردن یک محیط آموزشی که بتواند آن امکانات آموزشی را برای بچه ها به وجود آورد و یک سند پیشنهادی برای یک مجتمع آموزشی در بم که حاصل کار یک تیم بود که این مدرسه چگونه باشد در این سند مطرح کردیم چرا آموزش فراگیر؟ دوستدار کودک بودن چیست؟ چه هدفی برای بچه ها ، معلمین، خانواده و آن جامعه محلی در نظر گرفته شده است؟ چه اجزایی آموزش فراگیر را در بر می گیرد؟ چه انتظاراتی از معمارانی که باید این مدرسه را بسازند داریم؟ از معماران محلی استفاده شودکه زیبا باشد و ایمن؟ روش پیاده کردن آن به چه صورتی است؟
نکته اساسی سند: آموزش برای همه و فراگیر باشد. آموزش برای همه فقط یک ظرف است و محتوای آن ایجاد روش ها و دیدگاههای جدید آموزشی است

در سپتامبر 2004 آموزش و پرورش پروژه را پذیرفت. در اکتبر 2004 یک سازمان غیردولتی که بچه های ژاپنی برای همدردی با بچه های بم بوجود آورده بود و مبلغ ناچیزی را ارسال کرده بودند. وزارت آموزش و پرورش ، سازمان نوسازی، هلال احمر و صلیب سرخ جهانی، یک شرکت ساعت سازی سوئیسی و سازمان بچه های ژاپنی در دسامبر 2004 مسئولیت ساخت مدرسه را بر عهده گرفتند
تا شعاع 500 متری دور ارگ بم تحت حمایت میراث فرهنگی و یونسکو است. این مدرسه هم در سمت چپ ارگ در شعاع 200 متری ارگ قرار دارد

در 14 مارس 2005 موافقتنامه بین یونسکو، آموزش و پرورش و صلیب سرخ امضاء شد و در 26 مارس با حضور آقای حاجی وزیر آموزش و پرورش وقت کلنگ این مدرسه زده شد
این مدرسه بیش از 8000 مترمربع وسعت دارد که در یک طبقه و با زیر بنای 3800 مترمربع ساخته می شود. این مدرسه از پیش دبستانی تا راهنمایی و دخترانه است. امکانات بهداشتی این مدرسه داخل ساختمان است بر خلاف بسیاری از مدارس که سرویس بهداشتی در حیاط مدرسه قرار دارد. این مدرسه دارای یک فضای ورزشی چند منظوره ، آمفی تئاتر ، کتابخانه و... است. سالن ورزشی به محله هم راه دارد
این مدرسه یک مرکز نوین سواد آموزی است که مردم محله از کتابخانه و سایر امکانات استفاده می کنند و ارتباط و تعامل بین محیط مدرسه و محیط بیرون وجود دارد
ساختمان این مدرسه اردیبهشت و یا خرداد 85 به اتمام می رسد
دکتر ثمربخش

اصول اولیه مدارس دوستدار کودک
( مدرسه ای که حقوق کودک در آن رعایت می شود)

اکثریت تجربه های تلخ دوران کودکی از عدم تحقق حقوق کودک سرچشمه می گیرد. پس برای داشتن کودکان سالم و شاداب بایستی تمامی ارکان جامعه دوستدار کودک باشند یا به عبارت دیگر به حقوق کودکان احترام بگذارند. منظور از حقوق کودکان اجرای پیمان نامه حقوق کودک است که توسط دولت ایران این پیمان نامه امضاء شده است
مدارس دوستدار کودک چگونه مدارسی هستند؟ 1- فعال فراگیر هستند همه بچه ها باید در مدرسه باشند و آموزش اجباری است ( منتظر این نیست که بچه ها به مدرسه بیایند بلکه به دنبال آنهاست که آنها را به مدرسه بیاورد و امکان آموزش اجباری و رایگان را برای همه بچه ها ایجاد می کند. به اختلافات فردی از لحاظ جنسی ، شخصیتی و قدرت ذهنی احترام می گذارد) 2- چیزی که به بچه ها آموزش داده می شود مؤثر است (با نیازهای فردی، شناخت بچه، فرهنگ و جامعه او مطابقت دارد. یاد گرفتن را به بچه ها آموزش می دهد نه مطالب را. فرایند یادگیری کودک محور است. کودک مرکز یادگیری است) 3- همه چیز بهداشتی و سالم است (مسائل بهداشتی و سلامت جسمی و روانی بچه ها در مدارس دوستدار کودک رعایت می شود) 4- به اختلافات جنسیتی توجه می شود(در مدارس ایران به دلیل اینکه مدارس پسرانه و دخترانه تفکیک شده ، هستند این مسئله وجود ندارد) 5- والدین و جامعه محلی در تعامل هستند (گروههای مسئول ایجاد مدارس : اول بچه ها، سپس والدین، جامعه محلی، آموزگاران، اولیاء مدارس و مسئولان آموزش)
مدارس دوستدار کودک به یک معنی سقف ندارند یعنی دوستداری کودک انتها ندارد
پارسی


مشکلات مردم

مالک رنجبر متولد 1361 که سرپرستی 7 نفر را بر عهده دارد مدتی است برای کار در اداره کار ثبت نام کرده و درخواست وام خود اشتغالی کرده است اما با درخواست وی موافقت نکردند این در حالی است که او در نقشه کشی و لوله کشی ساختمان مهارت دارد. او تقاضا دارد که به مشکل جوانانی مثل او که مهارتی را هم دارا هستند رسیدگی شود
الهام رشیدی فرد
------------
سودابه کرم نژاد 21 ساله و دارای دیپلم نقشه کشی است. او در تاریخ 3/10/83 ازدواج کرده است. پس از ازدواج برای گرفتن دفترچه امدادی به فرماند اری مراجعه کرده ولی پس از تشکیل پرونده به اوگفته شده که مسئولین مهر را با خود به تهران برده اند و دیگر دفترچه صادر نمی شود. او در سفر آقای خاتمی رئیس جمهور وقت به بم مشکل خود را طی نامه ای مطرح کرده که پس از ارجاع او به فرمانداری ، به او گفته شده که کانکس وجود ندارد او همچنین در سفر مقام معظم رهبری به بم نامه ای نوشته که پس از ارجاع نامه به استانداری باز هم جواب منفی داده اند. او به اردوگاه هم مراجعه کرده اما گفته اند که اردوگاهها جمع می شوند. او در روز ملاقات عمومی فرماندار هم مشکل خود را مطرح کرده که پاسخ مانند دفعات قبل بوده او از فرماندار می خواهد که فکری برای او و امثال او بکنند و او در تمام مدت پس از ازدواجش در کانکسی که متعلق به پدرش بوده و خانواده پدرش هم 5 نفر هستند زندگی کرده است
-------------
مشکلاتی که مردم پایین بروات با آن روبرو هستند عبارتند از : وصل نشدن تلفنها در خیابان دیانت و اینکه گاهی اوقات در طی یک روز سه چهار مرتبه برق قطع و وصل می شود و این به وسایل برقی آسیب می رساند
-------------
ندا روز قبل از ماه رمضان ازدواج کرده است. شوهرش کارگر است به گفته خودش با وجودکارگران مهاجر ممکن است در طول هفته فقط دو یا سه روز کار کند بقیه روزهای هفته بیکار است. برای گرفتن کانکس به فرمانداری مراجعه کرده اما به دلیل نداشتن برگ بیست به آنها کانکس نداده اند و به آنها گفته اند که به اردوگاه بروند . رئیس اردوگاه هم می گوید اردوگاهها در حال جمع شدن هستند و ما نمی توانیم چنین کاری بکنیم. همچنین در مورد وام ازدواج هم به دلیل اینکه ضامن نداشتند نتوانستند وام بگیرند . متأسفانه زمین هم ندارند بیکاری شوهرش را اساسی ترین مشکل زندگی اش می داند و درخواستش این است که سخت گیری برای گرفتن وام کمتر شود تا بتوانند وامی بگیرند و برای تهیه زمین فکری بکنند. ندا می گوید اگر شوهرم نتواند کار پیدا کند و مخارج زندگی را تأمین کند امکان از هم پاشیدگی زندگیمان زیاد است
رحمت الله دریجانی ، الهام رشیدی فرد ، حلیمه شیهکی
------------
الیاس 16 ساله که در اثر زلزله مادر و دو خواهرش را از دست داده به دلیل ازدواج پدرش ترک تحصیل کرده این در حالی است که خود را به کلی از ارث مادری محروم می کند و می گوید نمی تواند بدون مادرش از آن ارث استفاده کند به گفته همسایگان پدرش رفتار بدی با او ندارد اما اینکه شخص دیگری جای مادرش را گرفته و اینکه پدرش نمی تواند انتظارات الیاس را برآورده کند اختلافی شده بین پدر و فرزند. پدر شغل آزاد دارد و اکنون الیاس سرگردان است. هر روز خانه یکی از اقوام می رود و به دلیل نداشتن هیچ منبع درآمدی هر چند وقت یک بار می رود کارگری تا کمی پول توجیبی داشته باشد بعد تا آن پول را دارد نمی رود سر کار همین که پول تمام شد مجدداً چند روزی سر کار می رود
-------------
سهیلا 16 ساله بر اثر زلزله همسرش را از دست داده و در حال حاضر تحت پوشش بهزیستی می باشد متأسفانه نمی داند با رفتارهای پدر و نامادری اش چه کند مادرش زمانی که سهیلا کوچک بود از پدر جدا شده و سهیلا نزد پدر ، بزرگ می شود و این در حالی است که سهیلا هیچ خبری از مادرش نداردو پدر که وضع مالی خوبی نداشته او را در سن 13 سالگی به خانه بخت می فرستد. سهیلا مشکل اصلی خود را بی سوادی می داند که در اثر بی توجهی پدر به تحصیل او ، این مشکل برایش وجود دارد. او می گوید اگر سواد داشتم می توانستم کاری برای خودم پیدا کنم
-------------
مهدیار پوشگان 2 ساله است او مادرش را در زلزله از دست داده و مادربزرگش سرپرستی او را بر عهده می گیرد. مهدیار زمان زلزله 50 روزه بوده است. مادربزرگش که خیلی حساس است و نمی خواهد نوه اش از سایر بچه ها کمتر باشد او را به مهدکودک فرستاده تا از نظر اجتماعی کمتر از بقیه نباشد. مهدیار تحت پوشش بهزیستی است و از هیچ نهاد دیگری کمک نگرفته است اینطور که می گویند قرار بوده از بچه های تحت پوشش بهزیستی در مهدکودک شهریه نگیرند اما تا این لحظه مدیر مهدکودک گفته که باید شهریه را پرداخت کنید
الهام رشیدی فرد ، صوفیا کرم نژاد
-------------
اسمم رضا شاطر رفسنجانی پور است و 25 سال سن دارم از سال 77 به کار نانوایی مشغول هستم و باید خرج زندگی مادرم را هم بدهم 11 ماه پس از زلزله با یاری وعنایت خدا کارم را آغاز کردم با توجه به اینکه پدرم قبل از زلزله فوت کرده جواز کسب هم به نام پدرم بوده است من جواز کسب ندارم نه کانکس به من داده اند و نه وام بالاعوض که به همه نانواییها داده شده و من هم برای هزینه زندگی مجبور شده ام پول قرض بگیرم تا کانکس و وسایل نانوایی را خریداری کنم هر چه بدست می آورم باید بدهی ام را پرداخت کنم و ساخت و ساز برای من انجام نمی دهند چون مغازه ما سند ندارد سندش روی خانه است دولت هم هیچ کمکی به ما نکرده است. تنها کمکی که به ما شده است این است که رئیس شورای آرد و نان حاج آقا عرب یک عدد خمیرگیر به طور امانت به من داده است و از ایشان کمال تشکر را داریم
------------
سکینه صولتی ساکن کوچه انصاری چهار راه بوعلی می گوید مشکل ما این است که خیابان ما خاکی است و کانکس ما سر خیابان قرار دارد و حصار هم ندارد رفت و آمد ماشینها در خیابان باعث شده گرد و خاک داخل کانکس بیاید. به شهرداری مراجعه کردیم که تانکر برای آبریزی کوچه بیاورند که جوابی به ما نداده اند و نیز در کوچه ها تیر برق نداریم کابلها روی زمین هستند از یک طرف تاریکی کوچه ها مشکل زا است و از طرف دیگر دستبرد زدن به کابلها که چند شب پیش یک نفر می خواست کابلها را ببرد که با همکاری همسایگان توانستیم او را دستگیر و تحویل پاسگاه دهیم. خواهشمندم مشکل ما را منعکس کنید
صدیقه و زینب جزینی زاده
------------
زهرا چند سال پیش که شوهرش خانه را ترک می کند و دیگر بر نمی گردد چند ماه قبل موفق شد غیاباً طلاق بگیرد او که 5 فرزند دارد تا حالا نتوانسته تحت پوشش بهزیستی یا کمیته امداد قرار گیرد. بچه هایش بزرگ شده اند و انتظار دارند که مادر خرج ازدواجشان را بدهد اما نمی دانند از کجا. 2 پسر بزرگش که یکی 19 سال و دیگری 20 سال دارد متأسفانه در سال آخر تحصیلی شان ترک تحصیل می کنند با توجه به اینکه بیکار هستند دنبال کار می روند کارگری را کاری سخت می دانند و بقیه مشاغل آزاد سرمایه می خواهد و با این اوصاف می خواهند ازدواج کنند. حالا مادر است و دو پسر بزرگ و سه فرزند کوچک که یکی محصل است زندگی برای او سخت شده است او مثل اکثریت زنان بی سرپرست سرگردان است و تنها کاری که به قول خودش از عهده اش بر می آید ، صبوری است
الهام رشیدی فرد ، صوفیا کرم نژاد
-----------
فاطمه پاپلی مادر علیرضا جهانشاهی می گوید: برای رفع بیکاری پسرم تلاش زیادی کردم تا یک نانوایی سنتی باز کرد و با دو نفر از اقوام همسرش کار می کند. سهمیه آرد نانوایی پسرم آزاد است و دولتی نیست و در این مورد مسئولین هیچ کمکی به ما نکرده اند ضمن اینکه پسرم جواز کسب هم ندارد. از مسئولین می خواهم که به این مشکل ما رسیدگی کنند
صوفیا کرم نژاد
------------
خانم موسوی یکی از معلمان شهر بروات مشکل شهروندان بروات را چنین نقل می کند: کارگرانی که از شهرهای دیگر برای امرار معاش به شهرستان بم و بروات آمده اند باعث بسیاری بیماریها و نا امنی ها در شهر شده اند. برای مثال پارک 22 بهمن که تنها پارک در بم برای تفریح است جایگاه این افراد شده که این محل را از نظر بهداشت و نظافت در معرض خطر قرار داده است. از طرفی تعدادی از همشهریان کانکس های خود را در منازل به این کارگران اجاره داده اند که این خود ناامنی برای همسایه ها ایجاد کرده است و از این موضوع نگران هستند.از مسئولان تقاضا می شود که هر چه زودتر فکری برای این افراد کرده و جای مخصوصی برای آنها در نظر بگیرند و ما را از نگرانی درآورند
عصمت پاپلی
------------
حسین سعیدی که در محله چمران نانوایی سنگک دارد و یکی از شلوغ ترین نانوایی ها در سطح شهر است می گوید در ساعاتی که به آب نیاز دارم آب قطع می شود و با مشکل مواجه می شوم. از مسئولان می خواهم که برای این مشکل فکری بکنند
غلامرضا پیرامون

من در جستجوی کار هستم
زلزله زنان کوره پز را خانه نشین کرد
کوره آجرپزی ، نانوایی زنان پشت رود این دو اسم برای خیلی ها ناآشناست اما وجود دارند ، بالغ بر 140 نفر از زنان نرماشیر و پشت رود از سالها قبل به این کار مشغول بوده اند که چند نفر از اینها هم صاحب کوره ها هستند. همه سختیها را تحمل کرده اند. آنهایی که در کوره ها کار می کردند شاید متولد نرماشیر و یا جاهای دیگر باشند اما موقعیت اقتصادی ایجاب کرد تا به این مکان یعنی کنار کوره ها بیایند تا از این طریق امرا معاش نمایند. این در حالی است که خیلی از زنان که تازه ازدواج کرده بودند به دلیل وضعیت نامناسب زندگی ، دوری از خانواده را تحمل کردند تا در کنار همسرانشان چرخه زندگی را بچرخانند. این افراد قبل از زلزله ، درآمد قابل قبولی داشته اند ولی زلزله پنجم دی ماه 82 ، دامنگیر این افراد شد و آنها را در وضعیت بدی قرار داده است به طوری که بعضی از آنها در اثر زلزله ضایعه نخاعی شده اند پس این خود می تواند به تنهایی دلیلی محکم بر بومی بودن آنها باشد حتی دفترچه هلال احمر هم ندارند به دلیل نداشتن زمین آنها را غیربومی تلقی کرده و برایشان ساخت و سازی انجام نمی شود. اینک با گذشت مدت ها پس از حادثه هنوز در چادر بدون داشتن امکانات اولیه زندگی می کنند و جایی ندارند که کسب درآمد کنند، کوره ها تعطیل شده و همه نگران آینده نامعلوم خود هستند. مالکین کوره ها به دلیل نداشتن سرمایه نمی توانند کوره هایشان را راه اندازی کنند. نصرت ابراهیمی یکی از مالکین کوره های پشت رود می گوید اگر سرمایه نقدی داشتم می توانستم کوره ها را راه اندازی کنم که هم کمکی به خودم می شد و هم اینکه کارگرها بیکار نبودند تاکنون از هیچ کجا به ما کمکی نشده است

زنانی که قبلاً نان می پختند به دلیل مشکلات متعدد نمی توانند کارشان را ادامه دهند تا حداقل از این راه کسب درآمد کنند و به دلیل غیربومی بودن به آنها مجوز ندادن
د

حلیمه شیهکی ، الهام رشیدی فرد

نشستن در کانکس همانند نشستن در صف نانوایی است
معصومه 60 سال دارد و محمد 70 سال. 20 سال است که در بم زندگی می کنند تا سال هفتاد و هشت در خانه پسرشان زندگی می کردند و پس از آن هم در خانه ای اجاره ای در خیابان سید طاهر الدین ساکن بودند. شب حادثه هم همین جا بودند. معاش آنها قبل از زلزله توسط پسرشان تأمین می شده که او هم در زلزله فوت کرده آنها 9 فرزند ، هفت دختر و 2 پسر دارند ، به جز یکی از دخترها بقیه ازدواج کرده اند که 3 نفر آنها با خانواده هایشان در همان کانکس پدر و مادر زندگی می کنند این در حالی است که محمد بیست و پنج روز پس از زلزله به محض شنیدن خبر فوت پسرش سکته می کند و در حال حاضر طرف راست بدنش به طور کلی فلج شده و دچار فراموشی هم می باشد به طوری که در طول این مدت فقط دو کلمه عباس و حسین را می گوید که اصلاً فرزندی به این نامها ندارند. مشکل مهم تر این است که زمین ندارند و با مشکل جابجایی کانکس روبرو شده اند، اجباراً باید اردوگاه را تخلیه کنند خوب، وقتی زمین ندارند و اجاره کانکسها هم بالا رفته و این خانواده با 12 نفر باید چه کار کنند. علاوه براین برای جابجایی کانکس باید 80 هزار تومان بپردازند. بدون شغل و درآمد و با توجه به بیماری پدر خانواده و بیکار بودن بقیه اعضای خانواده باید چه چاره ای اندیشید. فکرش را بکنید وقتی 12 نفر در یک کانکس می نشینند دقیقاً مثل این می ماند که صف بسته اند همان صف نانوایی این جمله را عروس خانواده می گوید
رحمت الله دریجانی ، الهام رشیدی فرد، حلیمه شیهکی

کارگران مهاجر

نامش رامین 22 ساله و دیپلم دارد از استان مازندران برای کارگری به بم آمده است. مدت پانزده ماه است که در یک کارگاه خانه سازی در بم مشغول به کار می باشد. در خانه مستأجری که توسط خانواده خاله اش تهیه شده زندگی می کند. نهار را در کارگاه با کارگران دیگر که توسط کارفرما تهیه می شود می خورد و صبحانه و شام را را با خانواده خاله اش صرف می کند. او می گوید از کارم راضی هستم و کارفرمای خوبی دارم که همشهری خودم می باشد. ما تعداد زیادی بودیم که از استان مازندران آمده بودیم اما با آمدن فصل گرما همه همراهان گرما زده شدند و بم را ترک کردند و اکنون من و کارفرما و شوهر خاله ام مانده ایم با کارگران بومی و غیر بومی دیگر. او می گوید تا به حال هیچ بیماری خاصی نداشته ام فقط سرماخوردگی بوده است. رامین از کارفرمای خود و سایر کارفرمایان می خواهد که به فکراوضاع جسمانی کارگران باشند و از آنها زیادتر از توانشان کار نخواهند. او در مورد اقامتش در بم می گوید: من به خواستگاری یک دختر بمی رفته ام و به زودی ازدواج خواهم کرد و تنها مشکلم نداشتن مسکن است. از مسئولان شهر می خواهم فکری به حال کارگران مهاجر از شهرهای دیگر بکنند و همچنین برای کسانی که می خواهند در بم بمانند و یا تشکیل خانواده بدهن
د

******
نامش خداورد است از شهر خلخال به همراه همسرش به بم آمده و یک سال است که در بم دو واحد پیش ساخته اجاره کرده و ماهی 80 هزار تومان اجاره می دهد او می گوید قبلاً در خلخال کارگر بودم اما آنجا کار زیاد نبود به همراه کارفرما و تعدادی از اقوام به بم آمدم کار در بم مخصوصاً با وجود گرما و موقعیت بد آوارها سخت است من در یک شرکت کار می کنم و ماهی 200 هزار تومان حقوق می گیرم که این کفاف زندگی مرا با کرایه خانه نمی دهد به همین دلیل مجبور به اضافه کار می شوم که باعث ضعیفی بدنم شده راستش چون کارفرما کار را به صورت اجاره ای بر می دارد خیلی سخت از کارگران کار می کشند و نظارتی هم وجود ندارد. صاحبخانه کرایه خانه را بالا برده و اکنون هم گفته خانه را تخلیه کنید. تا حالا در اردوگاه زندگی می کرده و چون اردوگاهها در حال جمع آوری هستند می خواهد در خانه خودش زندگی کند. من هم هر چه به دنبال خانه می گردم پیدا نمی کنم. کاش مسئولان به جای جمع آوری اردوگاهها آنها را به افراد کارگر متأهل اجاره می دادند که هم نرخ کرایه خانه بالا نرود و هم اینکه کارگران مهاجر جایی برای زندگی داشته باشند
او در مورد بیماریهایی که تا به حال به آن مبتلا شده می گوید بیشتر سرماخوردگی و سردرد بوده ا ما دوستان دیگری را دیده ان که در هنگام خراب کردن خانه زیر آوار رفته اند یا از بالا پرت شده اند که باعث یک مورد مرگ و یک مورد جراحت شده است

******
سید محمود از اهالی شهرستان بجنورد می باشد. او متأهل است و به همراه پسر ، داماد ، برادرزاده ها و دیگر اقوام برای کار به صورت گروهی به بم آمده اند. آنها در ساخت و ساز مدارس کار می کنند و سه ماه است که به بم آمده اند و در کانکسهای مدرسه به صورت گروهی زندگی می کنند و وسایل پخت و پز را شرکتی که برایش کار می کنند در اختیارشان قرار داده و هریک به نوبت غذا درست می کنند و به گفته محمود غذاهای مناسب می خورند. محمود می گوید من به بیماری خاصی مبتلا نشده ام ولی چند نفر از دوستانم به دلیل کار زیاد ، دریافت حقوق کم و دوری از خانواده دچار افسردگی شده اند. او از مسئولین می خواهد به فکر مکان مناسبی برای زندگی کارگران مهاجر باشند مخصوصاً با توجه به نزدیک شدن فصل زمستان
******
سروش 21 ساله از اهالی میناب است که یک سال قبل با یک دختر بمی ازدواج کرده و صاحب فرزند است. او در منزل پدر زنش زندگی می کند. او می گوید به خاطر کار زیاد دچار استخوان درد شده ام و همچنین به خاطر گرمای زیاد چشمانم درد می کندو او از پیمانکاران می خواهد که به اندازه توان کارگران از آنها کار بخواهند. همچنین از مسئولین می خواهد که فکری برای کارگران مهاجر که جایی برای زندگی ندارند بکنند و مشکل مسکن آنها را حل کنند
******
اکبر 24 ساله از اهالی شهرستان کرمانشاه و مجرد است. او از ابتدای زلزله به کار آواربرداری مشغول بوده و سپس به عنوان جوشکار شروع به کار کرده است. او جای ثابتی برای زندگی ندارد و هر کجا که جایی برای خواب پیدا کند می ماند . او غذای خود را به صورت آماده از مغازه خریداری می کند. او در مورد حوادثی که تا به حال دچار آن شده می گوید یک بار دستم زیر آهن رفت و شکست و بقیه دوستانم هم دچار چنین ضربه هایی شده اند و بعضی ها هم دچار بیماریهایی مانند سردرد ، سرماخوردگی و اسهال شده اند
او از صاحب کارش تشکر کرد که صبحانه و نهار کارگران را می دهد ولی باید حقوق مناسبی را هم برای کارگران در نظر بگیرد. او از مسئولین شهر می خواهد که به فکر مکان مناسبی برای زندگی کارگران مهاجر باشند. او می گوید تا زمانی که در بم کار باشد من هم در اینجا خواهم ماند
******

ابیورد از استان سیستان و بلوچستان به بم آمده است او متأهل است و به همراه سه نفر از دوستانش در یک کانکس اجاره ای که ماهی 40 هزار تومان اجاره آن است زندگی می کند. او می گوید ما به کمک هم غذا درست می کنیم و اکثراً ماست و سیب زمینی آب پز همراه با ترشی می خوریم. او در مورد بیماریهایی که تا به حال به آن مبتلا شده می گوید بیشتر دچار سرماخوردگی ، اسهال و جراحت در موقع کار شده ایم. او از صاحب کاران می خواهد تا به آنها غذا بدهند همچنین کار کمتری از آنها بخواهند و حقوق مناسبی به آنها بدهندو او از مسئولین می خواهد از نظر پزشکی و بهداشتی به وضعیت کارگران رسیدگی شود و کارگران را بیمه کنند و مکانی برای زندگی کارگران در نظر بگیرند. او می گوید تا هر وقت که توان کار کردن داشته باشم برای آبادی بم تلاش می کنم
******

حسین 22ساله و مجرد است. او از شهرستان رشت به همراه چند تن از اقوام به بم آمده است و در کانکسی که اجاره کرده اند زندگی می کند. او می گوید ما بیشتر غذاهای آماده می خوریم و گاهی هم غذا درست می کنیم. او می گوید ما در یک کارگاه مشغول کار هستیم کارمان زیاد است بعضی وقتها هم باید شبانه روزی کار کنیم و حقوق خوبی هم دریافت نمی کنیم. او می گوید که تا به حال به بیماریهای سردرد ، سرماخوردگی و معده درد مبتلا شده است. او از مسئولین می خواهد که بر کار کارگاهها و شرکتها نظارت داشته و رفتار صاحب کاران با کارگران را بررسی کنند. او می گوید تا هر زمان که بتوانم دوام بیاورم و دوری از خانواده را تحمل کنم در بم خواهم ماند
******

موسی 55 ساله از اهالی شهرستان زابل است. او دارای 10 فرزند است و برای کار به بم آمده است. او روزها کار می کند و شبها دز گوشه خیابان یا پارکها می خوابد او موفق نشده کانکس اجاره ای پیدا کند. او صبحانه و نهار را در محل کار می خورد و برای شام چیزهای ساده و ارزان مانند نان و هندوانه می خورد. او به دلیل کار زیاد و تغذیه نادرست دچار بیماریهای چون استخوان درد و سردرد شده است. او از صاحب کار می خواهد که حقوقش را در موقع اتمام کار بدهد. او می گوید تا هر زمان بتوانم کار کنم در بم خواهم ماند اما از مسئولین می خواهم برای کارگران مهاجر مکانی را در نظر بگیرند
******

امیر از شهرستان کرج به بم آمده است. او متأهل است و با سایر دوستانش در کانکسهای مدرسه زندگی می کنند. او می گوید ما خودمان غذا درست می کنیم البته شرکت به ما ناهار می دهد و وسایل آشپزی هم در اختیار ما قرار داده اما ما بیشتر غذاهای سرد مانند ماست می خوریم. او از صاحب کاران می خواهد که از کارگران کار کمتری و به اندازه توانشان بخواهند و حقوق کارگران را به موقع پرداخت کنند. او می گوید برخی از دوستانم دچار افسردگی یا جراحت در هنگام کار شده اند. او از مسئولین می خواهد که بر کار شرکتها نظارت کنند و وضعیت کارگران را از نزدیک مشاهده کنند
******

هوشنگ از اهالی شهرستان زابل است. او 6 فرزند دارد و به همراه چند نفر از دوستانش برای کار به بم آمده اند و در یک کانکس اجاره ای زندگی می کنند. او می گوید ما به کمک یکدیگر غذا درست می کنیم. البته بیشتر غذای حاضری می خوریم مثل کنسرو ، ماست و ... به خاطر کار زیاد ، حقوق کم و دوری از خانواده همگی عصبی شده ایم. کاش مسئولین برای جا و غذای کارگران مهاجر فکری بکنند لااقل ما اجاره کمتری بپردازیم. کاش پیمانکار در حد توانمان از ما کار بخواهد و حقوق مناسبی به ما پرداخت نماید. من تا هر زمانی که توان کار کردن و تحمل دوری از خانواده ام را داشته باشم در بم خواهم ماند
******

میری اهل استان آذربایجان شرقی و متأهل است او به همراه گروهی از دوستانش که 12 نفر هستند در یک کارگاه کار می کنند. ناهار را در کارگاه می خورند و شام هم چیزهای ساده و حاضری می خورند. او می گوید تا به حال دچار گرمازدگی و اسهال شده است. او از کارفرما می خواهد که کار کمتری از کارگران بخواهد و حقوقشان را به موقع پرداخت کند. او از مسئولان می خواهد که بر کارگاهها و شرکتها به طور مستقیم نظارت کنند. او می گوید تا هر زمان که دوستانم بمانند من هم در بم می مانم البته به شرط اینکه بتوانم دوری از خانواده را تحمل کنم
******

دلبان اهل شهرستان زابل و متأهل می باشد که برای کار به بم آمده است. او در کنار خیابان و پارک زندگی می کند. او می گوید ناهار را صاحب کار به من می دهد و شام را هم ساندویچ و این قبیل چیزها می خورم. او می گوید تا به حال دچار سرماخوردگی شده ام اما بعضی از دوستانم در حین کار دچار جراحتهایی شده اند از جمله اینکه چند روز پیش دو نفر از دوستانم در زیر زمین زیر آوار رفتند و دچارجراحت شدید شدند که هم اکنون در بیمارستان بستری هستند. او از پیمانکار می خواهد که با کارگران به خوبی برخورد کنند و بیش از توانشان از آنها کار نخواهند. از مسئولین هم تقاضا دارد که جایی برای کارگران مهاجر در نظر بگیرند
******

شهسواری از شهرستان کهنوج به همراه 3 نفر از شاگردانش برای کار به بم آمده است. او آرماتوربند است. او متأهل است اما بدون خانواده به بم آمده است. او می گوید ناهار را اکثراً در همان جاهایی که کار می کنیم می خوریم اما شام را با کمک شاگردانم درست می کنم البته شام بیشتر غذاهای سرد می خوریم. او می گوید تا به حال دچار سرماخوردگی و آسیب دیدگی بدن در موقع کار شده ام. او از صاحب کار می خواهد که حقوق آنها را بعد از اتمام کار بپردازند تا آنها به دنبال پولشان ندوند. همچنین از مسئولین می خواهد که بر کار کارفرما و شرکتها نظارت داشته باشند
******

رنجبر اهل سیرجان و مجرد است. او به همراه چند نفر از دوستانش به بم آمده است. او ناهار را سر کار و شام را با دوستانش می خورد. او می گوید خودم تا به حال دچار هیچ بیماری نشده ام اما دوستانم دچار سردرد و سرماخوردگی شده اند. کارفرما از ما کار زیادی می خواهد اما باید به اندازه توانمان از ما کار بخواهد. مسئولین بر کار کارگران نظارت داشته باشند و مکانی برای زندگی آنها در نظر بگیرند
******

عباس که مجرد است از استان بوشهر به همراه دوستانش برای کار به بم آمده است. او در چادری در کنار خیابان زندگی می کند. او می گوید اینجا مواد غذایی خیلی گران است و من ناهار اکثراً در جایی که کار می کنم می خورم و شام را به همراه دیگر دوستانم که 6 نفر هستیم غذاهایی آماده و سرد مانند کالباس ، ماست و ... می خوریم. او می گوید تا به حال دچار بیماریهای سردرد ، سرماخوردگی و اسهال شده ام. همچنین او می گوید پیمانکاران به خاطر برداشتن کار زیاد، مصالح را به موقع نمی توانند برسانند بعضی وقتها مجبوریم ساعت 10 صبح شروع به کار کنیم و ظهر را هم کار کنیم. او از مسئولین می خواهد مکان مناسبی برای کارگران مهاجر در نظر بگیرند. او می گوید در بم کار زیاد است اما امکانات رفاهی برای کارگران وجود ندارد
******

استاد محمد 48 ساله ، متأهل و دارای 5 فرزند است که از استان خراسان به همراه خانواده اش به بم آمده و در یک کانکس اجاره ای زندگی می کنند. او روزها سر کار است و ناهار را در محل کار با سایر کارگران چیزهای ساده مثل ماست ، هندوانه و ... می خورد و شام را همراه با خانواده می خورد. او به خاطر کار زیاد و کمبود جا عصبی شده او از پیمانکاران می خواهد که زیادتر از حد توان گروه کارگران کار برندارند که هر روز تعدادی کارگر به خاطر نبود مصالح بیکار شوند. او از مسئولین می خواهد برای کسانی که از جاهای دیگر برای کار به بم می آیند مکانی برای زندگی آنها در نظر بگیرند
******

بارزی از استان کرمانشاه به بم آمده او متأهل است اما به صورت سه گروه ده نفره از اقوام به بم آمده اند به صورت گروهی در کانکسهای مدرسه زندگی می کنند. آنها ناهار را در شرکتی که کار می کنند می خورند و شام هم چیزهای حاضری می خورند. او می گوید من و دوستانم تا به حال دچار سرماخوردگی ، درد استخوان به خاطر کار زیاد ، افسردگی به خاطر دوری از خانواده و همچنین صدمه در زمان کار شده ایم. او از مسئولین شهر می خواهد به فکر مکانی برای کارگران مهاجر باشند. او می گوید تا زمانی که کار مدرسه سازی ادامه داشته باشد و بتوانم دوری از خانواده ام را تحمل کنم در بم خواهم ماند
******

استاد حجت ازاهالی بروجرد 50 ساله است او به همراه یک گروه 13 نفره که شامل پسر ، داماد ، برادر و سایر اقوامش است در یک شرکت ساخت وساز مدرسه کار می کنند و در یکی از کانکسهای مدرسه زندگی می کنند. آنها ناهار را در شرکت می خورند و شام را هم چیزهای ساده مثل املت، تخم مرغ آب پز و ... می خورند. او می گوید خودم تا به حال سردرد و سرماخوردگی داشته ام اما دوستانی را دیده ام که به خاطر کار زیاد بدنشان ضعیف شده و بیهوش می شوند. او از صاحب کار می خواهد که با نظم کار کند که کار ساختن مدرسه هر چه زودتر تمام شود. او همچنین از مسئولین می خواهد مکانی برای زندگی کارگران مهاجر اختصاص دهند
******

سلیمان اهل مشهد است که به همراه چند نفر از دوستانش در یک چادر زندگی می کند. آنها ناهار را در محل کار می خورند و شام را به صورت گروهی تهیه می کنند که بیشتر شامل تخم مرغ ، ماست ، کنسرو و ... است. او از صاحب کار می خواهد از نظر تغذیه به کارگران برسند و در حد توان کارگران از آنها کار بخواهند. او می گوید دست و پاهایم به خاطر کار زیاد ترک ترک شده اند. او از مسئولین می
خواهند مکانی را برای زندگی کارگران مهاجر در نظر بگیرند همچنین آنها را بیمه کنند
******

بخشی نژاد که 16 سال سن دارد از استان مازندران به همراه پدر و تعدادی از فامیل به بم آمده و در یک کانکس اجاره ای زندگی می کنند. او می گوید پدر و سایر همراهان به نوبت غذا درست می کنند و بیشتر برنج ، املت و نیمرو درست می کنند. او میگوید تا به حال به بیماری اسهال و استفراغ مبتلا شده ام. کاش صاحب کار به قدر توانمان از ما کار بخواهد و حقوق ما را به موقع پرداخت کند. از مسئولین می خواهم به فکر مکانی برای کارگران مهاجر باشند

معصومه و مهری جزینی زاده

مصاحبه با خانم فارسی مدیر مدرسه راهنمایی خدیجه

از هفته دوم پس از زلزله کار خود را در چادرها شروع کردیم با حدود 90 دانش آموز که تعداد 6 نفر از دانش آموزان را در حادثه زلزله از دست دادیم و تعدادی دیگر هم که به شهرهای دیگر رفتند با 4 دبیر که این دبیران چند درس را تدریس می کردند مثلاً دبیر هنر دروس ادبیات را هم تدریس می کرد یا دبیر حرفه که دروس دینی را هم تدریس می کرد و توانستیم با همکاری این دبیران دلسوز و متعهد مدرسه را دایر کنیم. خوشبختانه در سال بعد از زلزله کانکسها را که ژاپنیها نصب کردند مدرسه به صورت دوشیفت دبستان و راهنمایی به کار خود ادامه داد. از جمله مشکلات محیط آموزشی عبارتند از : نداشتن حصار برای مدرسه علیرغم اینکه نامه های متعددی هم برای مدیریت و هم برای نوسازی مدارس فرستادیم ، مشکل سرویس بهداشتی که در زمان زلزله مردم از آنها استفاده کردند ، نداشتن سرویس رفت و آمد برای همکاران که هزینه های زیادی می خواهد ، عدم همکاری رانندگان تاکسی با دبیران
مشکلاتی که با دانش آموزان داشتیم به این صورت بود که دانش آموزان در زلزله آسیب های زیادی دیده بودند که آنها را دچار مشکل کرده بود مثلاً دانش آموزی داشتیم که مرتب می خندید و دبیران را دچار حیرت کرده بود که چرا این دانش آموز با اینکه مادرش را از دست داده می خندد و برای آنها ثابت شده بود که هر کس علائم بروز شوک را به صورت خاصی از خود بروز می دهد و این دانش آموز هم اینگونه بروز داده است. چند نفر از دانش آموزان منزوی شده بودند که با مشاوره تقریباً بهتر شدند. کمکهای زیادی از طرف ارگانهای مختلف به دانش آموزان شده است از جمله دادن کتاب، لوازم التحریر و کیف، مانتو و شلوار، کفش، چادر و شیر رایگان. در سال جدید به حول و قوه الهی و با کمکهایی که از آموزش و پروروش به مدارس شده است کارها بهتر و سازنده تر خواهد شد
عصمت پاپلی

مرکز خدمات روانشناختی امید فردا

بعد از زلزله در شهرستان بم مراکز و تعاونی های زیادی برای شکوفا سازی استعدادهای شهروندان شکل گرفته است.کسانی که در گوشه این شهر باقی مانده اند که هدف آنها از زندگی شان روحیه سازی و خدمت در امر زندگی نو، اندیشه نو است
در مسیر شهر بم – بروات به سمت منزل می رفتم که چشمم به تابلویی که روی آن چیزی درشت نوشته شده بود و بالای ساختمان نسبتاً بزرگ و زیبایی نصب شده بود افتاد، سریع به آن مکان رفتم احساس کردم خیلی ساکت است وارد آن محل شدم چند قدم دورتر ایستادم که متوجه دو آقا شدم که با ماشینهای مدل بالا ایستاده بودند یکی از آنها گفت: خانم کار داشتید جلوتر رفتم پس از سلام و خسته نباشید پرسیدم ببخشید این ساختمان برای چیست و آیا مدیر دارد. گفت بله من عدیم هستم، راننده کارکنان (ان.جی.و)هایی که در این محل هستند. این ساختمان مرکز خدمات روانشناختی امید فردا است. سپس او مرا به آقای علیرضا یوسف آبادی مدیر مرکز معرفی کرد از آقای یوسف آبادی خواستم در مورد این مرکز توضیحاتی بدهد : این مرکز اوایل زلزله ساخته شد و به صورت کانکس بود قبلاً دست نیروهای غیر بومی بود و کار می کردند اما از 15 شهریور 83 نیروهای بومی که اولین نفر آنها خودم بودم کار را شروع کردیم . ما ابتدا با 25 نفر همیار و 2 کارشناس کار را شروع کردیم بعد همیاران را به 5 گروه متعدد تقسیم کردیم که در قسمتهای مختلف شهر بروات به شناخت بیماریها و مشکلات افراد از قبیل افراد معلول ، زنان سرپرست خانوار ، معتادان ، افراد دارای ناراحتی های روحی و روانی و .. پرداختند بعد از اتمام کار همیاران آنها را به روانشناس ارجاع داده بعد مورد یابی شده و با هر کدام از بیماران مشاوره انفرادی ، بازی درمانی و ... صورت می گرفت و اگر مریض با ارجاع به روانشناس بهبود پیدا نمی کرد به روانپزشک ارجاع داده می شد. برای درمان و مشاوره هیچ گونه هزینه ای دریافت نمی گردد
سایر اقدامات این مرکز: 1- با همکاری سازمان آ.ک.ت هلند تعداد 70 زن سرپرست خانوار شناسایی شده و بدون دریافت هیچ گونه هزینه ای برای 70 نفر از از آنها خانه ساخته شد و با سند تحویل آنها گردید. 2- طرح توانمند سازی زنان که با همکاری همیاران 1000 نفر دختر بالای 14 سال تا سن ازدواج را برای آماده سازی آنها برای ازدواج کلاسهایی برگزار شد. 3- با همکاری مؤسسه کمک به زندگی یک سری کلاسها برای کل مردم چه زن و چه مرد در زمینه موسیقی، گل سازی ،عروسک سازی، کامپیوتر، مهارت های زندگی . کلاسهای ورزشی مختلف از جمله والیبال ، فوتبال یوگا و تکواندو برای سنین 6 سال به بالا برگزار شده است
در پایان آقای یوسف آبادی از مسئولین خواست که از چنین مؤسساتی حمایت مالی شود و اطلاع رسانی کافی در جهت شناخت این مراکز صورت گیرد
صوفیا کرم نژاد


قدردانی
دانش آموزان پیش دانشگاهی ، سالهای دوم و سوم گرافیک هنرستان فارابی از آقای آرمان و خانم جمیله رحیمی سرپرست هنرستان فارابی در راه اندازی کارگاههای طراحی و گرافیک تقدیر و تشکر می کنند

آشنایی با کلینیک دندانپزشکی ارگ بم
مصاحبه با دکتر ابراهیم پورمنعمی

کلینیک دندانپزشکی ارگ بم ، به همت کمیته نیکوکاری تعاونی دندانپزشکان ایران وابسته به انجمن جامعه سالم با همت و تلاش قابل تقدیر و شایسته آقای دکتر طاهریان دبیر محترم تعاونی دندانپزشکان در ایران و همچنین سردبیر نشریه علمی تعاونی دندانپزشکان ایران و با حمایت مادی و معنوی کانون کارآفرینان مهر در جهت همکاری با سازمان بهزیستی و بالاخص اداره بهزیستی شهرستان بم با تلاش صمیمانه مدیریت محترم اداره بهزیستی بم جناب آقای محمد موسی زاده در جهت کارآفرینی و هم چنین ارائه خدمات سرویس های دندانپزشکی در کلیه سطوح مختلف از درمان های پروتز (ساخت دست کامل دندان) و در مان های عصب کشی ، پر کردن دندان و کشیدن دندان و انواع جراحی های دیگر دهان از بدو وقوع زلزله دلخراش پنجم دی ماه هشتاد و دو کار خود را در شهرستان بم ابتدا با تأسیس یک کلینیک سیار در داخل یک دستگاه اتوبوس شروع نموده و با اعزام دندانپزشکان خیرخواه و انسان دوست از سراسر ایران و حتی دندانپزشکان ایرانی مقیم خارج و همین طور همکاری دندانپزشکان بومی بدواً روزانه به دهها بیمار سرویس داده تا اینکه با تثبیت شدن اوضاع شهر این کلینیک سیار با همکاری اداره بهزیستی ، رئیس هیئت دندانپزشکان ایران در داخل چند کانکس مستقر گردید. به طوری که هم اکنون در بخش دندانپزشکی آن دو عدد یونولیت دندانپزشکی با کلیه وسایل لازم مثل دستگاه رادیوگرافی دندان نصب گردیده و در دو شیفت کاری فعالیت می کند. دو نفر دندانپزشک هم اکنون مشغول ارائه سرویس به کلیه مددجویان بهزیستی شهرستان بم به صورت رایگان می باشد. همین طور در قسمت لابراتواری با تأسیس یک مرکز مجهز دندانسازی با پرسنل کاملاً مجرب روزانه به دهها مددجو و افراد تحت پوشش اداره بهزیستی شهرستان بم به طور رایگان سرویس می دهند. لازم به ذکر است که افراد تحت پوشش اداره بهزیستی شهرستان بم دوازده هزار نفر می باشند که در بین آنها از زنان بی سرپرست ، کودکان بی سرپرست، انواع معلولین و خصوصاً معلولین قطع نخاعی می توان نام برد که روزانه به این کلینیک مراجعه و سرویس های لازم درمانی دندانپزشکی را دریافت می دارند
غلامرضا پیرامون

نقش جوامع و خانواده ها در جامعه پذیری
کودکان و نوجوانان


جوامع در واقع زمینه ای کلی هستند که کودکان ما در آن زندگی می کنند و درس می خوانند و نیز آنچه به آنان می آموزیم در این جامعه به کار می بندند. ارزشها و مشارکت خانواده ها، دانش آموزان و دیگر افراد جامعه اهمیت حیاتی برای بردن همه کودکان به مدرسه و کمک به یادگیری موفقیت آمیز آنان دارد.مثلاً اگر خانواده ها و جوامع برای آموزشی که کودکان دریافت می کنند اهمیت قائل شوند ، کودکان نیز فرصت یادگیری را ارزشمند می شمارند. این کار آنان را تشویق می کند به معلم و همکلاسی هایشان (به ویژه کسانی که پیشینه و توانایی های متفاوتی دارند) احترام بگذارند و آموخته های خود را در زندگی روزمره به کار گیرند
جوامع همچنین حجم عظیمی از اطلاعات و دانش علمی را ارائه می کنند که می توانیم برای بهبود آموزش و افزایش یادگیری کودکان از آن بهره بگیریم. مثلاً می توانیم قصه ها یا آوازهای سنتی خود را وارد کلاس درس زبان کنیم یا از فنون و تکنیکهای گوناگون در پرورش گیاهان محلی یا پرورش حیوانات در درسهای علوم استفاده کنیم
یکی از مهمترین مسئولیتهای معلمان باز کردن خطوط ارتباطی با خانواده ها و دیگر افراد جامعه است. وقتی والدین و دیگر اعضاء جامعه به آموزش علاقمند بوده و با مدرسه و آموزش همکاری می کنند، کودکان نیز بهتر یاد می گیرند. هنگامی که خانواده ها در یادگیری دانش آموزان دخالت داده شوند ، در واقع پتانسیل یادگیری در کلاسها افزایش یافته و حمایت آنها از بسیاری لحاظ برای تدریس معلم جلب می شود.در نتیجه برقراری تماس با خانواده های دانش آموزان و اعضاء برجسته و سرشناس جامعه در ساخت و ایجاد محیطهای فراگیر یادگیری پسند اهمیت حیاتی دارد
به نقل از جزوه یونیسف


شهروندان و مشارکت
خبرنامه دفتر هماهنگی اجتماعات محلی شهرستان بم
با مسئولیت
دکتر سیامک زند رضوی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
آدرس: بم، میدان امام، داخل محوطه شهرداری، روبروی ساختمان اصلی
شماره های تماس
09133414615 سیامک زندرضوی
09133975401 رحمت اله دریجانی


صفحه مدیر مسئول در اینترنت
http://old.uk.ac.ir/~zandrazavi/

آدرس خبرنامه در اینترنت
http:// Akhbar-Bam.blogspot. Com

هزینه این شماره خبرنامه توسط سازمان جهانی بهداشت تأمین شده است
This issue of the newsletter have been financed by W.H.O
چاپ: کرمان ، چاپخانه گلبهار تیراژ: 3000 نسخه

NEWS LETTER OF BAM

1 Comments:

At 12:05 AM, Blogger 6-figs05 said...

Interesting stuff. I landed here kinda by accident in my business home legitimate opportunity sfi search, but thought you had some interesting stuff going on here. It was a nice break from my business home legitimate opportunity sfi search. Thanks for the read.

 

Post a Comment

<< Home