Tuesday, October 25, 2005

NEWS LETTER OF BAM 35


بنی آدم اعضای یکدیگرند

شماره 35 ، چهارشنبه 4 آبان ماه 1384
در این شماره می خوانید
بهزیستی و ساخت مسکن
معرفی اردوگاه
پرسش­هایی از مسئولین
و
.
.
.


سر مقاله

حوزه فرهنگی بم، میراث جهانی، اولین محدوده شهر دوستدار کودک و مسئله حاشیه نشینی
در این شماره دوباره به موضوع طراحی و اجرای محدوده شهر دوستدار کودک در حاشیه شرقی ارگ توجه شده است.
این پروژه نماد همکاری سازمان ها و نهادها در سطح ملی (میراث فرهنگی)، استانی (نوسازی مدارس آموزش و پرورش) و محلی شورای شهر و شهرداری با مجموعه ای از واحدهای سازمان ملل (یونیسف، طرح عمران ملل متحد و ...) است. که برای اولین بار در ایران اتفاق می افتد. میزان مشارکت شهروندان ذی نفع در این پروژه (در ابعاد برنامه ریزی، اجرا، مدیریت، ارزشیابی و تقسیم منافع آن) همراه با درجه هماهنگی دستگاه های اداری دست اندرکار نشان دهنده افق های پیش رو برای نظام برنامه ریزی شهری در ایران خواهد بود. که تاکنون مشارکت شهروندان در آن لحاظ نمی شده است
در این عرصه مشکل تنها مربوط به دستگاه های اداری ایران نیست. واحدهای سازمان ملل نیز همانند دستگاه های اداری ما «بخشی نگر» و «دیوانسالار» اند. و هماهنگی در میان آنها به سادگی به دست نمی آید. و هر اقدام کوچکی به زمان بسیار زیادی نیازمند است
نمونه آن در این پروژه انجام تعهدات یونیسف در مقابل شهرداری بم است که هنوز برنامه زمان بندی و هزینه ای آن نامشخص مانده است. جا دارد که مسئولین ارشد سازمان ملل متحد در ایران پروژه شهر دوستدار کودک بم را آزمونی برای تلاش در جهت کاهش ناتوانی های دستگاه اداری خود تلقی کنند و به پرسش هایی که در مقابل آنان مطرح می شود صادقانه و مسئولانه پاسخ دهند
اجرای این پروژه بر پایه یکی از اصول پذیرفته شده برنامه ریزی شهری در هزاره جدید، مستلزم فراتر رفتن از چارچوب های نظری و عملی است که حضور فعال شهروندان را مانع اجرای پروژه تلقی می کند و آن را تنها روی کاغذ و در حد شعار می پذیرد
از طرف دیگر، در حاشیه مکان اجرای این پروژه، آزمون سخت دیگری برای دست اندرکاران مدیریت شهری بم پیش رو است و آن مسئله جمع آوری اردوگاه ها و پدید آمدن حاشیه نشینی به دنبال آن است، که کوتاهی در درک ابعاد انسانی، زیست محیطی و اجتماعی آن، برای محدوده شهر دوستدار کودک که یکی از مدرن ترین، انسانی ترین و با ارزش ترین دستاوردهای بشر امروز است. همسایه ای خواهد آفرید که نماد عقب مانده ترین، غیرانسانی ترین و دردناک ترین ره آورد تمدن قرن گذشته است که با نام های حلبی آباد، زورآباد و... شناخته می شود
در شماره 34 خبرنامه، کلیات مسئله مطرح شد
در این شماره به مصادیق آن پرداخته شده است. صورت مسئله کاملاً روشن است. آن بخش از ساکنان شهر بم که به دلایل واقعی زمینی برای واحد مسکونی خود ندارند و از زمین های برجا مانده هم ارثی نبرده اند و تعدادشان نیز بیش از هزار خانوار است. به ناچار پس از اخراج از اردوگاه متقاضی خرید از اراضی اربابی، داخل و یا حاشیه اردوگاه می شوند که در حاشیه شهر واقع است و به دلیل نداشتن امکانات شهری آب، برق، تلفن و...... بسیار ارزان تر از زمین های داخل محدوده شهری است
در اینجا تنها برای طرح مسئله و جلب توجه خوانندگان به چند نکته اشاره می شود
راه حل واقعی و پایدار، واگذاری اراضی مناسب به مستأجران فاقد زمین است که عملاً تقاضا برای اراضی مالکان بزرگ که در حاشیه شهر بم قرار دارد را کاهش می دهد و از پدیدار شدن حلبی آبادهای تازه جلوگیری می کند. در این جا چند پرسش مطرح می شود
این محل های مناسب در درون محدوده شهر کجا است؟
چگونه اراضی مذکور از تملک مالکان خارج شود؟
جواب به این پرسش ها در چارچوب های موجود دشوار است اما غیرممکن نیست
به عنوان مثال شاید تفسیر دیگری از خرید املاک مسیری که بودجه­ای به آن اختصاص یافته است، قرصتی برای حل این مسئله باشد. به پیشنهاد یکی از کارشناسان خرید قطعات حاشیه خیابان های اصلی تنها یکی از راه حل های تملک املاک مسیری است. اگر قطعات پشت مسیرها خریداری شود که قیمت کمتری دارد بودجه ای برای خرید زمین های درون بافت اصلی شهر و اختصاص آن به مستاجران بی زمین و سایر خدمات شهری فراهم می شود، امری که در بسیاری از شهرهای دنیا شهرداری متولی آن است
پاسخ منطقی به پدیده مذکور، جایگاه تاریخی یک حوزه فرهنگی، یک میراث جهانی یک شهر دوستدار کودک و اطراف آن را مشخص خواهد کرد
پرسشی که پاسخ آن جایگاه اعضاء شورای اسلامی شهر بم، مسئولین اداری شهر، اعضاء ستاد بازسازی، ستاد راهبری و شهروندان را در یک برهه تاریخی از حیات اجتماعی بم نشان خواهد داد. فقط به یاد داشته باشیم که فرصت کوتاه است


مصاحبه با شهردار در مورد شهر دوستدار کودک

یک - شهر دوستدار کودک چیست؟
هدف اصلی از این طرح پیشبرد و تقویت و ارتقاء سطح طراحی و برنامه ریزی فرایند برنامه ریزی شهری در سطوح مربوط به خانه ها ، محله ها و کل شهر است به نحوی که دوستدار کودک ساخته شده و به بافت فرهنگی شهر در کنار آن توجه شود
دو - چه فعالیتهایی انجام داده و یا در حال انجام می باشد ، تعهدات و توافقنامه شهرداری چه می باشد؟
تاکنون طی جلسات متعددی که بین طرفین توافقنامه برگزار شده محل اجرای طرح و نحوه همکاری مشخص گردیده است و در این چارچوب تاکنون طراحی پارک دوستدار کودک به اتمام رسید و (یو.ان.دی.پی) به زودی پروژه ساخت آن را آغاز خواهد کرد و یونیسف نیز طراحی تعدادی حیاط مدرسه را در این محدوده به اتمام رسانده و ساخت آنها را آغاز نموده است و شهرداری نیز املاک لازم را برای اجرای پروؤه ها تملک نموده است و در اختیار (یو.ان.دی.پی) و یونیسف قرار داده است. تعهدات شهرداری عبارتند از : تأمین ظرفیت انسانی و جلب مشارکت شهروندان به طور پایدار ، تملک زمین برای اجرای پروژه ها و گسترش بیشتر خدمات شهری که در اثر اجرای مداخلات مربوط به شهر دوستدار کودک ایجاد خواهد شد
سه - آیا این طرح فقط در حد مطالعه است یا اینکه اجرایی می باشد؟
این طرح برای اولین بار در جهان به اجرا در خواهد آمد تاکنون این طرح در حد مطالعه بارها مطرح شده است اما اینکه یونیسف عملاً برای اجرا وارد شود برای نخستین بار است و با توجه به پیشرفت کار باید عنوان شود که با برنامه ریزی دقیق این طرح یک طرح کاملاً اجرایی می باشد
چهار- در صورت اجرا هزینه اجرای این طرح چقدر می باشد؟
بودجه ای از سوی یونیسف و (یو.ان.دی.پی) در نظر گرفته شده حدود 4 میلیارد تومان و بودجه ای که شهرداری برای این طرح در نظر گرفته حدود 600 میلیون تومان می باشد به طور کلی می توان عنوان کرد قرار است حدود 5 میلیارد تومان در این محدوده هزینه شود
پنج - زمانبندی طرح شهر دوستدار کودک از چه زمانی بوده و تا کی ادامه دارد و جزییات آن چه می باشد؟ این طرح در دو فاز اجرا می شود که پایان فاز دوم آن پایان سال 2006 می باشد که کارهای اجرایی آن عبارتند از طراحی و اجرای مدرسه ابتدایی ، راهنمایی ، مرکز پژوهش معلمین ، بنای یادبود زلزله ، پارک شهری عمومی ، کلینیک پزشکی و ساخت مسیر سبز بازی که عبارت است از مسیری که در طول آن در فوصل منظم پارک و زمین بازی جهت کودکان ساخته خواهد شد و عبور و مرور وسایل نقلیه در آن ممنوع خواهد بود یا به حداقل کاهش می یابد
الهام رشیدی فرد ، حلیمه شهیکی

سازمان ملل متحد و محدوده شهر دو ستدار کودک بم

ویکتوریا کیانپور ، نماینده سازمان ملل در بم
بعد از زلزله پنجم دی ماه برنامه عمران ملل کارشناسان سازمان ملل متحد را هدایت کرد تا به ارزیابی نیازهای مردم بپردازد. راه بردهای طرح عمران ملل متحد برای کمک به دولت جمهوری اسلامی ایران برای بازسازی بم همواره با همکاری سایر آژانس های سازمان ملل متحد بوده است
ویکتوریا کیانپور نماینده سازمان ملل در بم در گفتگو با خبرنگار ما گفت: یکی از مهمترین فعالیتهای (یو.ان.دی.پی) در بم ارائه کمکهای فنی، تجارب سایر کشورها و اجرای پروژه های نمونه برای سرعت بخشیدن و ارتقاء برنامه بازسازی بود. وی در ادامه برنامه عمران ملل متحد کارگاه ها، سمینارها و نشستهای مشورتی در مورد بخشها و بازسازی با همکاری دولت و سایر دست اندرکاران برگزار کرده است که این بخشها عبارتند از مسکن، اجتماعی، شهرسازی، مدیریت بازسازی و تأمین معیشت مردم.
کیانپور اظهار داشت: یکی از مهمترین نشستهای مشورتی که سایر آژانس های سازمان ملل ، وزارت مسکن و شهرسازی و سایر سازمانهای مدنی (داخلی ، خارجی) ، مسئولین ملی و محلی ، بخش خصوصی و کارشناسان خارجی برنامه ریزی مشارکتی برای بازسازی شهری و توسعه بم بود که یکی از محورهای مورد بحث در این نشست که در کرمان برگزار شد برنامه ریزی شهری برای شهر دوستدار کودک است که توسط آقای سلیم ارائه گردید.نماینده سازمان ملل در بم افزود : مطابق آن برنامه سازمان ملل مسئله ادغام برنامه شهر دوستدار کودک با برنامه ریزی شهری بم را با شورای عالی معماری و شهر سازی ، شهرداری بم ، صندوق کودکان ملل متحد پیگیری نمود که طی آن طراحی های شهری برای منطقه نمونه در کنار ارگ بم انتخاب شد.کیانپور تشریح کرد: برنامه عمران ملل هزینه اجرایی یک پارک کودک در روستای پشت رود را به عهده گرفته است که منتظر طرح مناقصه از مدیر ملی پروژه که مرکز تحقیقات زمین و مسکن وابسته به وزرات مسکن و شهرسازی می باشد
وی بیان کرد: فعالیتهای مربوط به صندوق کودکان ملل متحد که شامل بازسازی چند مدرسه می باشد توسط صندوق کودکان ملل متحد اجرا خواهد شد
نماینده سازمان ملل در مورد مشکلات پروژه شهر دوستدار کودک عنوان کرد: فرایند طولانی انتخاب مکان پروژه ، تهیه کند نقشه های اجرایی ، تأخیر در شروع تشریفات مناقصه توسط سازمانهای مجری و ... از جمله مشکلاتی است که تاکنون داشته ایم.
کیانپور در پایان گفت: ما یک اراده خاص داشتیم و مطرح کردیم که مشارکت مردم چه در امر بازسازی چه اجرایی و نظارت و ارزیابی نقش اول در موفقیت بازسازی دارد و دولت باید در بازسازی بم به مستند سازی تجارب ، استفاده از تجربه های کشور بخصوص مدیران بازسازی ایران در بازسازی مشارکتی توجه بیشتری بکند و اهمیت مدیریت کارا و مؤثر زمان و سرعت بخشیدن با بازسازی باید بیش از اینها توجه کرد
حلیمه شیهکی

صداهایی که باید شنیده شود
دو دختر جوان یکی 18 ساله و دیگری 19 ساله اولی از ناحیه هر دو دست فلج است و دومی از ناحیه دو پا، ترس از آینده و نگرانی در چهره های معصومانه این دو جوان پیداست هر دو درسخوان و از شاگرد اول های مدرسه ، صوتی زیبا در خواندن قرآن و دارای رتبه ها و لوح های تقدیر در بم و استان کرمان. هر دو در تکاپوی آینده ای نامعلوم تلاش می کنند اولی بر روی پاها استوار ایستاده و دومی مدد از دستها خواسته . سخن را با آنها آغاز کردم از زندگی و توقعات آنها پرسیدم . هر دو می گفتند ما با وجود نقص مهمترین اعضاء بدنمان تلاش کردیم و موفق هم بوده ایم. اما مسئولان توجهی نمی کنند بارها به بهزیستی رفته ایم اما آینده نامعلوم را مشخص نکرده اند و هیچ کمکی نکرده اند. اولی اوضاع اقتصادی ضعیفی دارد و پدرش کارگر و دچار بیماری عصبی است می گوید هرچه به بهزیستی رفتم تا برای ادامه تحصیل به ما کمکی بکنند و حقوقی برایم معین کنند جوابی نشنیدم آنها می گویند پدر دارد هر چه برایشان توضیح دادم و مدارک بردم که پدرم هم مریض است و مخارج فرزند معلولی مثل من را نمی تواند بدهد قبول نکردند و اکنون که در سال پایانی مدرسه تحصیل می کنم با مشکل ایاب و ذهاب روبرو هستم من که دستی ندارم درب تاکسی را باز و بسته کنم باید هر روز از یکی از دوستانم کمک بخواهم و این برایم سخت است و روحیه ام را خراب کرده است و دومی که می خواهد امتحان کنکور بدهد و از ناحیه پا فلج است می گوید خیلی دوست دارم به دانشگاه بروم اما نمی دانم چگونه با این پاهای فلج بتوانم مراحل دانشگاه را طی کنم از اوضاع مسکن و اردوگاه سؤال می کنم اولی که خانواده اش مستأجر است و مجبورند در اردوگاه بمانند و از نبود سرویس های بهداشتی گله مند است و دومی که خانه شان روبروی اردوگاه است می گوید بخاطر موقعیت من خانواده هم مجبور شدند در اردوگاه بمانند زیرا در کانکس سرویس بهداشتی وجود دارد و این برای من راحت تر است
--------------
کمال از ناحیه کمر قطع نخاع است او سه فرزند داشته که دوتای آنها را در زلزله از دست داده است او شش ماه پس از زلزله از بیمارستانی در تهران مرخص شد و به خانه برگشت. پس از مدتی به دلیل کبودی پا در کرمان تحت عمل جراحی قرار گرفت اما بی فایده بود و اکنون درد زیادی را تحمل می کند. کمال می گوید با توجه به تحمل درد جسمانی زیاد و روحیه خراب از دست دادن فرزندان اکنون برایم دردناکتر تلاش طاقت فرسای همسرم برای ساخت و ساز مسکن ، رفت و آمد به بهزیستی برای امرار معاش است در حالی که مسئولان می بایست ساخت خانه های مجروحان زلزله را در اولویت قرار دهند لااقل دردسر ساخت و ساز را دیگر به مشکلات اضافه نکنند او می گوید از طرف بهزیستی مبلغی به ما داده می شود ولی این مبلغ کفاف زندگی و دوا ودرمان من را هرگز نمی دهد. باید حقوقی را به صورت ثابت برای ما معین کنند که مبلغ آن لااقل کفاف یک زندگی عادی را بدهد زیرا من و امثال من دیگر هرگز صاحب خانه نمی شویم در مورد روحیه اش می گوید آدم تا سالم است قدر سلامتی را نمی داند اما وقتی باید سالهای زندگی را روی ویلچر تجربه کنم برایم خیلی سخت است نبود فرزندان که اکنون باید ویلچر پدر را جابجا می کردند غمم را دو چندان می کند. اما لااقل کمک دولت و تعیین آینده ای روشن برای تنها فرزندم می تواند در دل من امیدی ایجاد کند.
مهری جزینی زاده
---------------

در یکی از روزهای ماه مبارک رمضان برای زیارت به امامزاده عباس علی می رفتم در یکی از کوچه های بروات در حین گذر از آنجا چشمم به دخترکی که روسری رنگی قشنگی به سر داشت و در کنار مغازه ای ایستاده بود افتاد او لبخند کمرنگی بر لب داشت وقتی نزدیک او شدم به من نگاه کرد و سلام کرد جواب او را دادم و از احوالش پرسیدم او گفت که دلم خیلی گرفته خوش به حالت مادر داری با تعجب نگاهش کردم نمی دانم چرا از رفتن به زیارت پشیمان شدم. کنار او نشستم و با او که انگار صدایش نوای خوشی برایم داشت به صحبت نشستم کمی سکوت کردم بعد متوجه شدم که با چه کسی حرف می زنم دیگر هراسی به دل راه ندادم از نشستن در کنار آن دخترک در آن کوچه کنار آن مغازه ! چه ملیح و آرام بود صدای آن دخترک انگار فرشته ای با من به سخن نشسته بود چگونه برایتان بگویم انگار می خواست حرفی بزند اما کمی دلهره داشت من دستم را به صورت سفید و کوچولوی آن دخترک کشیدم. با دست کشیدن من دخترک آرام شد و دیگر خبری از نفس های تند و کوتاه نبود. احساس عجیبی بر وجودم غلبه کرد ، احساس همدلی و مهربانی ، سکوت کرده بودم لحظه ای بعد ادامه دادم مادر تو کجاست گفت مادرم فوت کرده است و پدرم پس از فوت او زن گرفته و سه برادرم را نمی دانم الان کجا هستند از او راجع به نشستن درب مغازه پرسیدم او گفت مغازه مادربزرگم است گفتم اسمت چیست و چرا به خانه خودتان نمی روی ؟ گفت اسمم مهتاب است و خانه ای ندارم یک کانکس در بروات بالا داریم که مال پدرم است و او با زنش آنجا زندگی می کند و ما را نمی خواهد او گفت شاید برادرانم بتوانند جلوی زن بابایم را بگیرند و در کانکس بروند یکی از برادرانم دیپلم دارد ولی بیکار است او از من پرسید به چه کسی باید بگویم برادرم بیکار است و چه کسی به مردم خانه می دهد نمیدانستم چه در جوابش بگویم واقعاً برایم سخت بود شنیدن سختیهایی که این دختر 11 ساله با این سن کم آنها را تجربه کرده است. بالاخره فهمیدم حرف های کوچک او و احساس تنهاییش از چیست؟ جایی برای زندگی کردن ندارد او در کنار مادربزرگ و خاله اش زندگی می کند و مشکل دیگرش بیکاری برادرانش است او دوست دارد برادرانش سر کار بروند و مشکل مالی نداشته باشند
پس بیایید در کنار کسانی باشیم که در زمانی نه چندان دور می توانستند در کنار مادرانشان بر غمهایشان غلبه کنند و همه ناامیدی ها و هراس ها را از خود دور می کردند. مهربانی را نمی توان از هیچ مقام مسئول و دولتی خواست. مهربانی هدیه ماست به یکدیگر
صوفیا کرم نژاد

من در جستجوی کار هستم

اشتغال دائمی روزنه های امید
محبوبه که دیپلمه است در مورد شاغل شدنش بعد از زلزله می گوید من در ابتدا به صورت داوطلبانه به همراه دیگر هموطنانی که از شهرهای دیگر برای کمک به زلزله زدگان آمده بودند با کار توزیع ست های بهداشتی و واکسیناسیون ، آمارگیری و این قبیل کارها شروع کردم به مدت یک سال و هم اکنون به صورت نیروی دائمی در یکی از مراکز بهداشتی ادامه کار می دهم و حقوقم را به صورت ماهیانه از طرف مرکز بهداشت و درمان دریافت می کنم. دلیل استخدامش را چنین بیان می کند در زلزله بسیاری از عزیزان از جمله کارکنان مراکز بهداشتی جان خود را از دست دادند و بعد از برگشت شهر به حالت عادی نیاز به نیرو داشتند و ما هم که مدت یک سال در این مراکز مشغول به کار بودیم از بین ما با گرفتن امتحان تعدادی استخدام رسمی شدند

آرزوی یک جوان برای جوانان دیگر

محمد که قبل از زلزله به شغل کارگری مشغول بوده است هم اکنون در یک شرکت مدرسه سازی مشغول به کار است او مسئولیت خرید شرکت را بر عهده دارد و برایش نسبت به کارگری کار راحتی است ایشان می گوید هم اکنون پینه های دستم که سالها بیل و کلنگ در دست گرفته بودم خوب شده است و احساس خوشحالی و رضایت می کنم . او می گوید به صورت قراردادی ماهی دویست و پنجاه هزار تومان دریافت می کنم. کار خرید وسایل مورد نیاز شرکت را انجام می دهم که الان مدت 6 ماه است کار می کنم ولی قرار بود ما بیمه شویم که هنوز اقدامی انجام نشده است در پایان او آرزو می کند که کارهای خوب و پردرآمد برای جوانان بوجود بیاید و کارگری را در شرایط فعلی کاری سخت و دشوار بدون آینده و بدون درآمد ذکر می کند
مهری جزینی زاده

بهزیستی و ساخت مسکن فقط برای مددجویان صاحب زمین ، چرا؟

زهرا از ساکنین اردوگاه معصومیه (1) و جزء زنان بی سرپرست چهار فرزند دارد و همسرش را در زلزله از دست داده است زهرا می گوید که قبل از زلزله مستأجر بودیم و شغل همسرم هم تعمیر لوازم خانگی بود. پس از مرگ او تنها پشتوانه مالی ما حقوق بهزیستی است که می توانم شکم بچه ها را سیر کنم. نمی دانم مسئولان چه فکری برای ما کرده اند. خلاصه اینکه ما زنده ایم و باید زندگی کنیم. روزی که کار جمع آوری اردوگاهها شروع شد باور کنید من باصدای بلند گریه می کردم و الان هر کسی حرفی می زند بعضی ها می گویند تا فروردین تمدید شده اند حال شما بگویید من یک زن بی سرپرست با چهار فرزند به کجا بروم بهزیستی هم که قرار شده برای تعدادی از زنان بی سرپرست خانه بسازد من هم جزء همان تعداد زنان بوده ام ولی شرط ساختن خانه داشتن زمین است که ما نداریم بارها هم به مکانهای مختلف دولتی سر زده ام و مشکلم را که نداشتن زمین است گفته ام آنها می گویند سند زمین را بیاور خانه برایت بسازیم. من از کجا و با کدام پول زمینهایی که روز به روز هم گران تر می شوند بخرم. تکلیف من چیست؟
کمیته امداد و فقط ساخت مسکن برای مددجویان صاحب زمین ، چرا؟
خودش را به اسم زهرا معرفی می کند که همسر و فرزندش را در زلزله از دست داده است و هم اکنون یک فرزند مریض دارد می گوید قبل از زلزله مستأجر بوده ام بعد از زلزله مدتی در چادر کنار خیابان زندگی کردم و هم اکنون در اردوگاه هستم. بالاخره روزی اردوگاه ما جمع می شود تکلیف ما زنان بی سرپرست و مستأجر چیست. ما تحت پوشش کمیته امداد هستیم و هم اکنون شرط ساخت خانه را داشتن زمین می دانند که من هم توانایی خرید زمین را ندارم پس چه باید بکنم ای کاش یک مکانی پیدا می شد برای ما که زمین و خانه نداریم لااقل یک سرپناه کوچک حتی یک اتاق می ساختند
مهری جزینی زاده

چرا تنها برخی ارگانها به تهیه زمین برای مستأجران توجه دارند؟

فاطمه که مستأجر است و در اردوگاه زندگی می کند می گوید: ما زمین نداریم و شوهرم جانباز است. اکنون از طرف بنیاد جانبازان در گوشه ای از شهر ساخت و ساز می کنند و برای ما هم خانه می سازند. وی از دست اندرکاران در امر تمدید مهلت سکونت در اردوگاه تشکر کرد زیرا در صورت تخلیه اردوگاه جایی برای زندگی نداشت
مهری جزینی زاده

مشکلات مردم

خانم م.ن می­­گوید با گـذشت حدود 22 ماه از زلزله با خانواده 7 نفره ام در یک کانکس 13 متری زندگی می کنیم. دو تا از فرزندانم ازدواج کرده و با همسرانشان آنجا زندگی می کنند دو تای دیگر از فرزندانم محصل هستند و در این شلوغی که صدای تلویزیون و صحبت های سایر اعضای خانواده است نمی توانند درس بخوانند. این کانکس اتاق پذیرایی ، اتاق خواب و آشپزخانه است. من دچار ناراحتی های روحی و روانی شده ام از مسئولین خبرنامه شهروندان و مشارکت می خواهم صدای ما را به گوش مسئولین برسانید تا به فکر حل مشکلات ما باشند
صوفیا کرم نژاد
-------------
جوانی هستم 38 ساله ، قبل از زلزله در آژانس کار می کردم و یک مغازه هم داشتم که از طریق اجاره دادن مغازه هزینه زندگیمان تأمین می شد و حالا هم بیکار هستم و چون قبل از زلزله جواز کسبم تمدید نشده بود و الان هم هزینه های بالایی برای جواز کسب می خواهند توان مالی ندارم این هزینه ها را تأمین کنم ، وام و کانتینر به من تعلق نمی گیرد و ستاد هم برای ساخت و ساز مدارک از جمله جواز کسب می خواهد در غیر اینصورت ساخت و ساز برای ما انجام نمی دهد
سمیرا و فرزانه جزینی زاده
-------------
اعظم در سال 81 با خطبه ریش سفیدان فامیل و با حضور دو خانواده عقد خصوصی بست و به این طریق وارد مرحله ای جدید از زندگی شد. اوایل مثل همه زن و شوهرها زندگیشان پیش می رفت تا اینکه رفت و آمدهای مشکوک شوهرش به زاهدان او و خانواده اش را کنجکاو کرد تا بفهمند قضیه چیست بعد از تولد فرزنداولشان اعظم متوجه شد که شوهرش قبلاً ازدواج کرده و از همسر اولش 7 فرزند دارد
این در حالی بود که شوهرش شغل آزاد داشت و وضعیت مالی خوبی هم نداشت و از طرف دیگر درآمدش را باید نصف می کرد و به خانواده همسر اول هم می داد. به دلیل رضایت نداشتن همسر اول از ازدواج همسرش با اعظم آنها نتوانستند ازدواجشان را ثبت کنند. حتی دو فرزندشان هم شناسنامه ندارند. شوهر اعظم 8 ماه قبل بر اثر تصادف درگذشت و حال اعظم به دلیل ثبت نشدن ازدواجش تحت پوشش هیچ نهادی نه بهزیستی و نه کمیته امداد قرار ندارد و به دلیل مشکل مالی نمی تواند پیگیر ثبت ازدواجش شود که برای فرزندانش شناسنامه بگیرد. او در حال حاضر با خانواده پدری اش که خودشان 10 نفر هستند زندگی می کند. او نامه ای برای مقام معظم رهبری هم نوشته که هنوز جوابش نیامده است
رحمت الله دریجانی ، الهام رشیدی فرد ، حلیمه شیهکی

معرفی اردوگاه معصومیه 1
اردوگاه معصومیه (1) دارای یک سری امکانات دولتی و مردمی می باشد امکانات دولتی آن شامل دو مهدکودک برای سنین زیر 6 سال و بالای 6 سال و همینطور کانکسی که دارای 10 عدد ماشین لباسشویی اهدایی کشور ترکیه که مدت 5 ماه است درب آن بسته است به دلیل شیوع بیماریهای تابستانی. تعدادی کانکس که مربوط به نهضت سواد آموزی است جدیداً مدت یک هفته است در قالب آموزش افراد بی سواد در زمینه درس ، خیاطی و آرایشگری شروع به کار کرده اند
امکاناتی که مردم تهیه کرده اند: شامل دو مغازه خواروبار فروشی ، میوه فروشی ، دو کانکس برای آرایشگاه زنانه ، ترشی فروشی ، مکانی برای خیاطی مردانه و زنانه و همینطور تعمیرگاه ماشین که وجود این امکانات نمای زیبایی به اردوگاه داده و آن را شبیه یک شهرک کوچک کرده است
هم اکنون که ساخت وساز انجام می شود صاحب خانه ها اردوگاه را تخلیه می کنند و جای خود را به مستأجران یا تازه ازدواج کرده ها می دهند و این جابجایی اکنون زیاد دیده می شود. به دفتر اردوگاه هم سری زدیم رئیس ، معاون و دونگهبان اردوگاه که دلیل عوض کردن آنها هم هنوز نامشخص است به غیر از رئیس که دلیل عوض کردن آن شغل دوم بوده است که گفته اند رئیس اردوگاه نباید شغل دیگری به جز ریاست اردوگاه داشته باشد خلاصه اینکه آنها رفته اند و اکنون در دفتر یک نماینده جدید که هنوز معلوم نیست رئیس باشد یا معاون خودش هم نمی داند از صبح تا ساعت 2 بعد از ظهر می ماند و بقیه اوقات اردوگاه بدون مسئول است تا مشخص شود
مهری جزینی زاده

معرفی اردوگاه معصومیه 1
اردوگاه معصومیه (1) در یکی از نقاط خوب شهر بنا شده و از لحاظ امنیتی به دلیل بومی بودن سکنه آن مکانی امن و مناسب برای زندگی می باشد. اما اردوگاه از لحاظ امکانات دچار مشکل و با کمبود مواجه است. تعداد حمامها و سرویس های بهداشتی هیچ تناسبی با جمعیت اردوگاه ندارد و همین نبود تناسب باعث آلودگی و پر شدن چاههای کم عمق شده که روزهای اول به صورت اضطراری و کوتاه مدت حفر شده بودند و به درازا کشیده شده است. تمام ساکنان اردوگاه از بهداشت آلوده این محیط و نبود امکانات مکانهای بهداشتی مثل حمام، دستشویی، شیرهای ظرف شویی و لباس شویی گله مند هستند مگر تعداد کمی که در کانکس سرویس بهداشتی و شیر آب دارند که آنها هم به دلیل پر شدن چاهها و کثیفی محیط اطراف شکایت دارند سطلهای زباله بدون درب در کنار کانکسها وجود دارد که آشغالها توسط حیوانات پهن می شود و مقداری هم توسط ماشین شهرداری که این فضای آلوده و زشتی به اردوگاه داده با اینکه مردم بارها از شهرداری خواسته اند سطلها را به بیرون از اردوگاه انتقال داده و ماشین زباله در اردوگاه نیاید. با نزدیک شدن فصل زمستان مردم از کمبود سرویس بهداشتی و حمام فاقد گرمکن گله مند هستند و همینطور فاصله زیاد سرویس های بهداشتی از کانکسی که زندگی می کنند یا شیرهای آب که در زمستان مخصوصاً برای بچه ها سخت است. مردم مخصوصاً مستأجران که قشر اصلی ساکنان اردوگاه هستند ضمن تشکر از تمدید مدت سکونت در اردوگاه از مسئولان درخواست بازرسی و نصب حمام ، دستشویی ، شیرهای آب و حفر چاه را دارند. ضمناً یک چاه 20 متری هم به تازگی توسط ساکنین اردوگاه با پرداخت هزینه ای از طرف خودشان حفر شده که در صدد حفر چاههای جدید دیگری هم هستند تا جلوی آبهای راکد فاضلاب گرفته شود و بعد از تمدید مهلت سکونت در اردوگاه رئیس ، معاون و دو نگهبان که دستمزدشان توسط فرمانداری پرداخت می شد برداشته شده اند به لحاظ مشارکت شهروندان ساکن اردوگاه انتخابات جدید انجام نشده است
مهری جزینی زاده

رفت و آمد دانش آموزان ساکن اردوگاه معصومیه 1

در این اردوگاه از همه قشر دانش آموز از مهد کودک ، پیش دبستانی و تا دانشگاه وجود دارد. در داخل اردوگاه مهدکودکی است که کودکان زیر 6 سال و همینطور دانش آموزان بالای 6 سال تا 12 سال در آن مشغول به آموختن می باشند که این مهدها در همان ابتدای شروع اردوگاه ها راه اندازی شد که قبلاً زیر نظر کشور ترکیه و اکنون بهزیستی می باشد. دانش آموزان و حتی بعضی مهدکودکی ها بدون توجه به مکان زندگی در هر جایی از شهر مشغول به آموختن هستند که وسیله جابجایی آنها ماشین شخصی یا سرویس هایی که از طرف خانواده تهیه شده یا وسایل نقلیه عمومی و عده ای هم به دلیل نزدیکی مدارس این مسیر را پیاده طی می کنند. دانش آموزان ساکن این اردوگاه به دلیل نزدیکی زیاد به هم و شناخت یکدیگر به هر صورت پیاده و یا سواره به صورت گروهی به مدرسه رفت و آمد می کنند که این کار از لحاظ امنیتی باعث آسودگی خاطر خانواده ها شده است
مهری جزینی زاده

سالمندان و مشکلات آنان

فاطمه 80 سال دارد و در خانه پسر و دخترش که هر دو مقیم اردوگاه هستند زندگی می کند و می گوید قبل از زلزله در خانه پسرم اتاقی جداگانه داشتم ولی اکنون باید در کنار آنها باشم من هم که پیر شده ام و اعصابم ضعیف است اینجا اصلاً جای مناسبی برای زندگی من نیست. کانکسها مثل قفسی می ماند که من در آنها زندانی شده ام راحت نیستم دائم در حال جابجایی از خانه دختر به خانه پسر و بالعکس هستم و نتوانستم در اردوگاه کانکس مستقل و جدایی بگیرم تا هم خودم و هم فرزندانم راحت زندگی کنیم. ساخت و ساز خانه هایشان که هنوز شروع نشده است ای کاش مسئولان به فکر سالمندان و زندانی شدن آنها در کانکسها بودند. زودتر شهر را آباد و خانه ها را می ساختند ساخت و ساز خیلی کند است هنوز هیچکدام از فرزندانم موفق به ساخت و ساز نشده اند
مهری جزینی زاده
زنان خانه داری که برای اشتغال از منزل خارج می شوند

زهرا دارای چهار فرزند است و همسرش را در زلزله از دست داده است. او قبلاً خانه دار بوده اما پس از زلزله به خاطر مخارج زندگی که بر دوشش افتاده مدتی به دنبال کار بوده و اکنون موفق شده است در یک شرکت کار آشپزی و سرایداری را بر عهده بگیرد او از کار و حقوق ماهیانه اش رضایت دارد ولی می گوید همیشه ترسم از این است روزی شرکت بسته شود آن وقت چه کار کنم. از مسئولان می خواهم برای زنان بی سرپرست که باید نان آور خانه باشند کارهای ثابت ایجاد کنند که هم بیمه باشند و هم همیشگی
مهری جزینی زاده

مبلغ وام برای مستأجران کم است

نامش هادی است او می گوید قبلاً در خانه پدری زندگی می کردم برای ساخت و ساز جزء افراد فرعی اسم نوشتم و نامم هم درآمد ولی زمین پدری کوچک بود و جایی برای ساخت و ساز دو ساختمان نداشت خدا کمکم کرد و در یک شرکت مشغول به کار شدم هم اکنون توانسته ام زمینی بخرم و ساخت و ساز را از خانه پدری به زمین خودم انتقال داده ام بعد از سه ماه تلاش بالاخره جواب نقشه و پروانه آمد. اکنون در حال کندن جای شفته هستم مبلغ وام داده شده برای ساخت و ساز مستأجران و خانواده های فرعی بسیار کم است چون این قشر باید هم زمین تهیه کنند و هم مسکن پس کاش مسئولان فکر بهتری بکنند و مبلغ وام را زیاد کنند و مقداری از آن را هم بلاعوض بدهند تا کمکی به قشر مستأجر و آسیب پذیر جامعه که اکثراً هم کارگر هستند ، بکنند

درخواست مستأجران در بم

نامش منصور است و سه فرزند دختر دارد دختر بزرگ خانواده از ناحیه هر دو دست فلج می باشد. ایشان قبل از زلزله مستأجر بوده است و هم اکنون ساکن اردوگاه می باشد. ایشان می گویدبا توجه به اینکه خود من هم مریض هستم و ناراحتی اعصاب دارم و شغلم هم کارگری است توان خرید زمینی را هیچ وقت نداشته و نخواهم داشت. می گوید اگر اردوگاه جمع آوری شود با توجه به اینکه هم اکنون خانه استیجاری پیدا نمی شود اگر هم پیدا شود قیمت بالاست ما خانواده پنج نفره دچار مشکل می شویم از ایشان راه حلی برای مشکلات جویا می شوم در پاسخ می گوید من هم توضیحاتی در قبال نامه ای به رهبر دادم هیأتی هم برای بررسی آمدند و هیچ اقدامی نشد. تنها در اینجا می توانم بخواهم که حال که قرار شده وامی بدهند پس مبلغی از آن را تعلق به خرید زمین برای کسانی که زمین ندارند بدهند تا با خرید زمین لااقل جایی برای نصب چادر یا کانکس داشته باشند و این اشتباه است که مافقط وام را به کسانی که صاحب زمین هستند می دهیم پس من که هیچ پس اندازی برای خرید زمین ندارم چه کنم؟ لطفاً جواب مرا بدهید
مهری جزینی زاده

محمد حسن پنجعلی زاده مدیر اجرایی شهرداری در پروژه شهر دوستدارکودک

شهرداری 80 درصد زمینهایی که در طرح شهر دوستدار کودک مورد نیاز است را تملک کرده است

شهر دوستدار کودک پروژه ای است مشترک میان شهر داری بم ،(یو.ان.دی.پی) ( یو.ان.آی.سی.ی.اف) که برای اجرای این طرح مشارکت مردمی و حضور فعال مردم و مدیریت صحیح در اجرا و برنامه دقیق و زمانبندی را می طلبد
محمد حسن پنجعلی زاده مدیر اجرایی شهرداری در شهر دوستدار کودک در گفتگو با خبرنگار ما گفت : تعهداتی که شهرداری بم در مورد شهر دوستدار کودک دارد جلب مشارکت مردمی جهت حضور فعال مردم در تمامی مراحل پروژه ، تملک زمینهای مورد نظر طرح جهت تحویل به یونیسف به منظور آغاز طراحی و ساخت بوده است که شهرداری 80 درصد املاک مورد نظر را تملک نموده و منتظر آغاز طراحی از طرف یونیسف است
مدیر اجرایی شهرداری ادامه داد : برای جلب مشارکت مردم مشاور اجتماعی شهرداری در این زمینه مشغول به فعالیت است که شامل انتخاب یک پیمایش مقدماتی ، تحلیل وضعیت سرمایه اجتماعی و سپس برگزاری کارگاههای مسئله یابی مشارکتی می باشد
وی ادامه داد اصلی ترین تعهد شهرداری تملک زمینها جهت طرح می باشد که با مشکلات عدیده ای روبرو بوده و هست با توجه به اینکه در اجرای این طرح املاک مشخص و انتخاب شده بودند راضی کردن بسیاری از مالکین به دلیل عدم توافق میان وارث و یا عدم رضایت برای فروش ملک بسیار مشکل ساز بود
مدیر اجرایی شهرداری در پروژه شهر دوستدار کودک افزود: برای تملک اراضی ، شهرداری کوشش های زیادی کرده است از آن جمله : گرفتن مجوز برای بالا بردن قیمتها ، پیدا کردن وارثین و تماس با آنها (حتی اگر در خارج از کشور بودند) به طور کلی شهرداری برای راضی کردن مالکین انعطاف زیادی به خرج داده است
وی در پایان افزورد: نقشه های اجرایی اکنون آماده است و برای اجرای طرح به یونیسف داده شده است.
الهام رشیدی فرد ، حلیمه شیهکی

پرسش هایی از مسئول پروژه شهر دوستدار کودک بم در یونیسف

یونیسف برای اجرایی شدن محدوده شهر چه مسئولیت هایی را به تفکیک پروژه در فاز طراحی و اجرا پذیرفته است؟
یونیسف چگونه امکانات سایر واحدهای سازمان ملل متحد ... را در این محدوده و در این پروژه هماهنگ کرده است؟
یونیسف با دستگاههای اداری و شهروندان چه مشکلاتی دراین محدوده دارد؟
سازمان میراث فرهنگی
سازمان آموزش و پرورش و نوسازی مدار
شهرداری و شورای شهر بم
ساکنان محدوده
زمانبندی یونیسف به لحاظ طراحی و اجرا چگونه است و چقدر از آن عقب مانده است؟
برای اتمام پروژه چه مقدار زمان و هزینه نیاز است؟

کمک به زندگی برای بهتر زیستن

یونیجا سلیمان الگر نماینده ساپورت تو لایف (کمک به زندگی ) در گفتگو با خبرنگار ما گفت: (ان.جی.و) کمک به زندگی ترکیه 8 ماه بعد از زلزله بم به این شهرستان آمد و کمکهای خود را در سطح شهر بم ، مرکز آموزشی در خواجه عسکر که شامل کلاسهای کامپیوتر ، زبان انگلیسی ، صنایع دستی و یک مرکز آموزشی در شهر بروات برگزار کرد
وی بیان کرد : مدیر پروژه ساپورت تو لایف با توجه به تجربه ای که در طول یک سال گذشته کسب کرد متوجه شد که اکثریت ان.جی.و)ها به فکر ساخت وساز واحد مسکونی هستند و به روحیه افراد توجهی نمی شود و ما تصمیم به بازسازی روحیه مردم گرفتیم تا مردم به زندگی اولیه خود برگردند
نماینده ساپورت تولایف افزود: حدود یک ماه است که مرکز مشاوره روانشناسی واقع در شهر بروات کار خود را آغاز کرده است که این مرکز از همه مردم محل ، از کودکان ، نوجوانان و جوانان و بزرگسالان به صورت جداگانه دعوت کرد و با استقبال خوبی از طرف مردم مواجه شد و از آنها نظر خواهی شد تا برای کمک به زندگی چه کار بکنیم. همچنین از بهزیستی نظر خواهی شد و بر این اساس کلاسهای مورد علاقه را راه انـدازی کــردیم کــلاسها عبارتند از : روشهای کمک به زندگی ، کمک به ایتام و کودکان ، یوگا ، گل سازی ، کامپیوتر و ایجاد یک نشریه محلی
وی در ادامه گفت: از این کلاسها تا یک سال حمایت مالی خواهد شد البته از همین ابتدا مسئولیت کلیه امور به عهده مردم محل است تا بعد از یک سال که ما می رویم مردم روی پای خود بایستند و این پروژه را ادامه دهندو مردم بروات برای ادامه این پروژه احساس مسئولیت بکنند و بدانند که از عهده این کار بر خواهند آمد و مسئولین باید از مردم حمایت کنند زیرا هر قشری از جامعه نیازمند حمایت دولت و مسئولین منطقه است
حلیمه شیهکی

مسئولین برای جوانان عاقلانه تر تصمیم بگیرند

عباس می گوید حدوداً یک سال است ازدواج کرده ام و سرباز هستم تا مدتی قبل که پدرم به رحمت خدا رفت مخارج زندگی را از پدرم می گرفتم و تنها پشتوانه مالی ام او بود که تصمیم به ازدواج در دوران سربازی گرفتم اکنون پدر رفته و مسئولیت مادر و خواهر و برادرانم هم بر عهده من است پدرم شغل آزاد داشت . من مجبورم که ادامه کار ساخت و ساز خانه پدری را بر عهده بگیرم و هر چه درخواست کردم که مرا خانواده فرعی بزنند تا
وام گرفته شده را در خانه پدری خرج کنم (به دلیل ناتوانی در خرید زمین) قبول نمی کنند باید سند ازدواج مربوط به قبل از زلزله باشد حال من بدون هیچ پشتوانه ای چگونه می توانم صاحب مسکن شوم اگر وامم را روی خانه پدری می دادند شاید با سختی و تلاش جایگاهی هم برای خودم و هم برای خانواده ام می توانستم بسازم
مهری جزینی زاده

صاحب خانه ها و نگرانی برای
پرداخت وام ها

محمد از ساکنان اردوگاه است که قبل از زلزله در خانه خودش زندگی می کرده است. دلیل زندگی در اردوگاه را از او جویا شدم می گوید خانه ام روبروی اردوگاه است قبلاً من در همین جا چادر زده بودم که با گذاشتن کانکس چادر را جمع کرده و داخل کانکس رفتیم ابتدا به دلیل آواربرداری در اینجا ماندم چون روزهای آواربرداری به دلیل برداشتن خانه خود و اطراف گرد و خاک و آلودگی زیاد بود. همان اوایل جزء اولین نفرها کار آواربرداری را تمام کردم و هنگام شروع به ساخت و ساز جزء اولین نفرات اسمم را نوشتم و مدارک را کامل کردم با وجود پیگیری کارم به صورت جدی با یک سال وقفه هر روزی به بهانه ای یک روز پرونده گم شده یک روز نقشه اشتباه است طول کشید خلاصه بعد از مدتها اکنون شروع به ساخت خانه بتونی کرده ام بعد از ریختن بتون الان مدت زیادی است که منتظر جواب بتون هستم خلاصه اینکه هنوز کار خاصی از پیش نبده ام و به همین دلیل که خانه ام امروز یا فردا ساخته می شود در اردوگاه ماندم و این دردسرهای ساخت و ساز است بعد از ساخت خانه ما واقعاً نمی دانیم با دست کارگری چگونه این وامها را پس بدهیم با اینکه مبلغ بلاعوض واقعاً کم بوده است
مهری جزینی زاده

شهروندان و مشارکت
خبرنامه دفتر هماهنگی اجتماعات محلی شهرستان بم
با مسئولیت
دکتر سیامک زند رضوی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
آدرس: بم، میدان امام، داخل محوطه شهرداری، روبروی ساختمان اصلی
شماره های تماس
09133414615 (سیامک زندرضوی
09133975401 (رحمت الله دریجانی)
صفحه مدیر مسئول وخبرنامه در اینترنت

http://old.uk.ac.ir/~zandrazavi

هزینه این شماره خبرنامه توسط سازمان جهانی بهداشت تأمین شده است

This issue of the newsletter have been financed by W.H.O
چاپ: چاپخانه گلبهار تیراژ: 3000 نسخه

NEWS LETTER OF BAM

1 Comments:

At 10:12 AM, Blogger Linda Johnson said...

Trend forecasters
There was a time, way back in the late 1990s, when coolhunting was still cool, when nearly every Madison Avenue ad agency wanted a resident hipster to interpret the spending habits of those inscrutable ...
Find out how to buy and sell anything, like things related to highway construction project on interest free credit and pay back whenever you want! Exchange FREE ads on any topic, like highway construction project!

 

Post a Comment

<< Home