Friday, March 18, 2005

NEWS LETTER OF BAM 20

بنی آدم اعضای یکدیگرند
شماره 20، چهارشنبه 26 اسفندماه 1383
ویژه نوروز

از نوروز تا نوروز
و
روزنه های امید

سخن مدیر مسئول

در این شماره، رئیس شورای شهر از افزایش وام ساخت مسکن و کاهش بهره آن می گوید و از اینکه با هماهنگی توانسته اند مقدمات مدیریت یکپارچه شهری را در شهر بم فراهم کنند. و اینکه می خواهند شهر بم مرکز گفت و شنود فرهنگ ها شناخته شود. همانطور که به عنوان میراث جهانی به ثبت رسیده است. همکار همیشگی خبرنامه و مدیرعامل انجمن دوستداران کودک کرمان، از اهمیت انتقال درس های زندگی از یک فاجعه دردناک نوشته است و اینکه چگونه می توان این درسها را در سطوح محلی، ملی و بین المللی کاربردی کرد. همچنین اهمیت آموختن از دیگران، و اینکه چگونه پس از زلزله کوبه، دولت مقتدر، ناسیونالیست و مرکزگرای ژاپن، برای تقویت اجتماعات محلی و سازمان های غیردولتی پیش قدم می شود و سازمان های مذکور را به لحاظ مالی و آموزشی تقویت می کند. به طوری که پیامد آن پس از ده سال با حضور گسترده سازمان های غیردولتی ژاپنی در بم آشکار می شود.
در این یک سال چه بسیار خانم های همسر و فرزند از دست داده در مهد کودک های تازه تأسیس در مناطق آسیب دیده اززلزله کودکان همسایه، آشنا و ناآشنای خود را دربرگرفتند و این مراکز مرکز مهر مادری شد برای همه کودکانی که از محبت مادری محروم شده بودند. زنانی که فرزند تازه به دنیا آوردند، تا از غم فرزندان از دست رفته کاسته شود.
در این شماره با خانواده هایی آشنا می شوید که در کنار یکدیگر با دوستی های تازه از سختی زندگی در اردوگاه می کاهند. همچنین زنان و مردانی که کسب و کارشان آسیب دیده و یا از میان رفته بود و دوباره از صفر آغاز کرده اند و تازه رفته رفته روی پای خود می ایستند و کودکی از راه رفتن دوباره می گوید، که یک نوروز قبل در بیمارستان تنها در رویای آن بود.
این تصویر کامل نمی شود مگر آنکه به یاد آوریم، آن دسته از مردمان پشترود و بم را که برای زلزله زدگان زرند نان تازه پختند، چادر امدادی فرستادند و این کار کاملاً خودجوش انجام گرفت و از منظر جامعه شناسی عمیق »همدلی« بود، مفهومی که برای نوع انسان در تمام طول تاریخش کلید پایداری و ماندگاری بوده و خواهد بود، هرچند که امروزه در اطراف ما، بیشتر رقابت قابل مشاهده است که مهم ترین آن، رقابت برای به دست آوردن شغل و تأمین معاش است. در حالی که کسانی که از جامعه کار می خواهند، یک حق طبیعی خود را مطالبه می کنند. تا با تمام وجود و به آسودگی بتوانند همدلی را نه برای مردمان نزدیک، بلکه برای همه نوع انسان عینیت بخشند.

ما می گوییم باید بم بهتری ساخته شود
بخشهایی از مصاحبه با دکتراسماعیلی رییس شورای اسلامی شهربم

دکتر عباس اسماعیلی ، رئیس شورای شهر بم ، کارشناس بهداشت و درمان ، از سال 44-43 به عنوان پزشک به همراه مردم بم در قسمت پزشکی خدمت کرده است . قبلاً کلینیک رادیولوژی و سونوگرافی داشته است الان علاوه براینها سی تی اسکن را قرار است در بم راه اندازی کند . از سالهای خیلی دور هم به عنوان رئیس انجمن شعر اداره ارشاد اسلامی نیز فعال بوده است . تا به حال یک کتاب رادیولوژی قفسه سینه و دو کتاب در زمینه شعر با نام ترانه های ارگ یا دو بیتی های حکیم ، بم و ارگ چاپ کرده است در هنگام زلزله مشغول نوشتن کتاب گلهای کویر بصورت شعر بود که اکنون آن را با یک مقدمه درباره زلزله بم و حرکت مردم ایران و جهان تکمیل کرده است.در اینجا بخشهایی از مصاحبه ایشان را با جمعی از خبرنگاران نقل می کنیم
آقای دکتر کارهایی که انجام شده و شما به عنوان رئیس شورای شهر در آن نقش داشتید را برای ما بگویید.
ما اولین کاری که انجام دادیم با توجه به علاقمندی مردم به نخیلاتشان ، گفتیم که شهر باید در سر جای خودش ساخته شود دومین بحثی که شد مردم بعد از زلزله برایشان مهم بود که سرنوشت ارگ و میراث فرهنگی چه می شود .وجود ارگ برای مردم مثل یک تنفس بود . بنابراین ما برای اولین بار کلمه باغ شهر و خانه باغ را مطرح کردیم و بر مبنای مرمت ارگ و بازارهای شهر و حفظ و حراست باغهای مردم و حفظ قنوات و حرمت تاریخی بم ، پیشنهاد ثبت تاریخی بم شد و تمام شهر به عنوان اثر تاریخی ثبت شد. پس از زلزله اعلام کردیم که مردم حاضر نیستند در اردوگاهها زندگی کنند و می خواهند که در خانه خودشان باشند به دلیل آرامش ، پالایش ، امنیت ، خاطره ، کشاورزی....... زمانی قرار بود 27 هزار اسکان اردوگاهی ساخته شود. ما با کمک مردم اردوگاه را متوقف کردیم که همان 8-7 هزار کافی است ولی از نظر ما حتی همین تعداد هم یک معضلی است که باید هر چه زودتر کوچک شوند ....خوشبختانه با آمدن آقای رفیع زاده ما یک انسجام و مدیریت واحدی در شهر داریم و این اطمینان را به مردم می دهیم که در جهت خواست مردم گامهای مثبتی برداشته شده و برداشته می شود. برای اولین بار پس از اینکه اعلام شد 5/2 میلیون بلاعوض و 4 میلیون وام برای ساخت خانه ها به مردم پرداخت می شود ما پایمردی کردیم که مردم بم بسیار مهمان نواز هستند و خانه های بزرگی داشتند. این مقدار پول شایسته آنها نیست. این مسائل باعث شد که 5/3 میلیون بلاعوض و وام 6 میلیون تومان شد و قرار شد که 4 میلیون تومان هم با بهره های معمولی به مردم داده شود که هرگز اجرا نشد. این چالش ادامه داشت که با دست ریاست جمهور این مسئله حل شد که وام قرض الحسنه 10 میلیون تومان شد و بلاعوض هم 5/3 میلیون تومان. البته برای حصارکشی دو میلیون تومان وام بود که با همکاری آقای رفیع زاده ، آقای شهردار و شورای شهر گفتند باید قسمتی بلاعوض باشد که یک میلیون آن بلاعوض شد. مصوبه اش این بود کسانی که حصار دارند تا دو میلیون تومان به آنها پرداخت شود و مفهومش این بود کسانی که حصار ندارند این پول را هم دریافت نکنند. ما گفتیم که این پول چه حصار داشته باشند و چه نداشته باشند به زخم خانه ها بخورد و در ساخت خانه ها از آن استفاده شود بنابراین با آن مقدار بلاعوض و قرض الحسنه وام خانه سازی 5/15 میلیون تومان شد. پیشنهاد کردیم برای خانوارهایی که از 5 نفر بیشتر هستند به جای کانکس یک میلیون تومان وام بدهند که در ساخت خانه دائمی از آن استفاده کنند. بنابراین به 5/16 میلیون تومان ارتقا پیدا کرد. اکنون پیشنهاد می کنیم که حدود یک تادو میلیون تومان به عنوان بهینه سازی سوخت برای نصب پنجره هایی که در زمستان و تابستان ، گرما و سرما هدر نرود بدهند تا مردم خانه هایی بسازند که در خور شأنشان باشد. ما اصرار داریم که مکان های اداری باید بطور مساوی و عدالت پخش شود. شمال شهر تخریب و خسارات زیادی داشته و باید کمک شود که سرو سامان بگیرد و یونیسف هم در این زمینه کمک می کند. سه دیدگاه در شهر در بین مسئولان وجود داشته: بعضی می گفتند زلزله زده هستند باید یک چیزی به آنها بدهند ، بعضی می گفتند نه خیر آنچه داشتند به آنها بدهید اما بزرگان ما گفتند که بم باید مستحکم تر ساخته شود بم ویژه است ساخت بم آرزوی نظام است و همه بزرگان در این فکر بودند که بم بهتر ساخته شود در بم بایستی فرمانداری ویژه تاسیس شود و هیات وزیران این را تصویب کرده است که دستهایی مانع کار است ، مردم می خواهند که این امر تحقق پیدا کند.
- فرمانداری ویژه یعنی چه؟
فرمانداری ویژه یعنی سپردن کار به دست خود مردم ، مدیریت واحد شهری یعنی تمام مدیریت ها در یک جا از طریق شهرداری و شورای شهر متمرکز شود. ما نمی توانیم منتظر بمانیم تا برای ما کاری انجام دهند. ما این توانمندی را در مردم داریم ، از مردم می خواهم که زودتر مشارکت کنند حق گرفتنی است دادنی نیست. باید بسیار محترمانه حق خود را طلب کنند. مسئولان هم می دانند که مردم توانا هستند همانطور که شهر را ساخته اند ، ارگ را ساخته اند ، نخیلات زیبای بم را درست کرده اند ، شهرشان را هم می توانند اداره کرده اند ، این کار را با توان بیشتری انجام خواهند داد. ما از آقای رئیس جمهور خواستیم که بم به عنوان مرکز صلح و دوستی و گفتگوی تمدنها معرفی شود ، این کار انجام شده و شهر بم به عنوان منطقه آزاد فرهنگی اعلام خواهد شد و من امیدوارم که ما بتوانیم با کمک مردم تاریخ بم را بنویسیم

همشهری عزیز فرزند دلبند، بزرگان شهر سال نو را تبریک می گویم، نزدیک به 15 ماه از زمان فروریختن شهر تاریخی و زیبای ما می گذرد. در این مدت همه به ما کمک کرده اند، لطف کرده اند اما ما هنوز با بهت و حیرت به ویرانه ها نگاه می کنیم، راه چیست و چه باید کرد، آیا باید نگران نشست و منتظر این بود که دیگران برای ما کار بکنند؟ ما محبت دیگران را به جان می پذیریم اما تا زمانی که خود پیگیر و دلسوز کار خود نباشیم کار ما به سامان نمی رسد عزیزان و فرزندان بزرگوار شهر بم، تقاضا این است که فرزندان بم هر چه سریعتر نسبت به بازسازی منازل و محل های کسب خود اقدام کنند و شهر خود را بسازند، من ضمن آرزوی موفقیت، بهار نو و سال نو را به همه شما عزیزان تبریک و تهنیت می گویم و بهروزی و سال خوبی را برای شما آرزو می کنم، مردم ما همچنان آرام، مهمان نواز و خونگرم باقی خواهند ماند و از مهمانان خود با خونگرمی مثل گذشته پذیرایی خواهند کرد. دکتر عباس اسماعیلی

انجمن حمایت از حقوق کودکان

سازمان های غیر دولتی به عنوان نهادهای مستقل اجتماعی برخاسته از متن جامعه در واقع به منظور بالا بردن مشارکت اجتماعی با هدف نظارت و نقد سیاستهای کلان اجتماعی کشور ایجاد شده اند. آنچه به عنوان شاخصهای عملکرد یک باید برشمرد به طور اجمالی بدین قرار است:
یک-غیر سیاسی باشد. دو- غیرانتفاعی باشد. سه- جمعی باشد. چهار- داوطلبانه باشد.
استفاده از کلمه محروم در ادبیات سازمانهای غیر دولتی در واقع تأییدی بر پذیرش این نکته است که اقشار و طبقاتی از جامعه وجود دارند که به دلیل نارسایی دولتها در سیستم توزیع عادلانه امکانات و منابع مادی و غیر مادی همواره در حاشیه و در شرایط دشوار قرار می گیرند. در این راستا می توان به مجموعه هایی که در زمینه زنان ، کودکان و یا سازمانهایی که در زمینه بیماریهای خاص و یا اعتیاد فعالیت می کنند اشاره کرد. گاه زمینه فعالیت از مرزهای داخلی فراتر می رود که در واقع دغدغه بین المللی زمینه ایجاد این فعالیتها را فراهم کرده است در این بخش می توان به ان جی و هایی که در ایدز و یا محیط زیست فعالیت می کنند اشاره کرد. انجمن حمایت از حقوق کودکان در سال 1373 پس از پذیرفتن پیمان نامه جهانی حقوق کودک از سوی ایران تأسیس گردید آنچه در اساسنامه این انجمن به عنوان رسالت انجمن آمده است چنین است:
تبیین و ترویج پیمان نامه جهانی حقوق کودک و تلاش برای برداشتن موانع عینی و ذهنی در اجرای مفاد این کنوانسیون کمیته های مختلف این انجمن به شرح زیر است:
کمیته مددکاری ، کمیته حقوقی ، کمیته صدای یارا، کمیته کودکان، کمیته آموزش، کمیته کار و خیابان، کمیته پژوهش، کمیته جنوب خراسان که پس از زلزله جنوب خراسان انجمن با اعزام نیرو و امکانات اقدام به تأسیس یک فرهنگ سرا در روستای اسفراین در شهرستان قائن نمود که حمایتهای انجمن تاکنون نیز ادامه داشته است.
پس از وقوع زلزله دی ماه 82 در شهرستان بم نیروهای انجمن از روزهای آغازین پس از زلزله همراه کمکها و مایحتاج ضروری جمع آوری شده توسط انجمن به شهر بم اعزام گردیدند.
آموزشی: ایجاد مدرسه ابتدایی با چادرهای اهدایی صلیب سرخ جهانی
توزیع خدمات: 3 ماه پس از زلزله
فرهنگی: ایجاد سه خانه کودک در کمپ وحدت ، ابن سینا و ثارالله و ارائه لوازم التحریر ، لوازم ورزشی و بازی.
در زمینه آموزش این انجمن اقدام به برگزاری ده کارگاه آموزشی در زمینه هایی چون مدیریت خانواده و تغذیه ، خانواده و سلامت ، خلاقیت نقاشی و ... نموده است.
از بهار 83 تاکنون انجمن فعالیتهای خود را در پنج مهد کودک در کمپ های وحدت ، امام خمینی ، بسطامی ، سردار جنگل و سید طاهر الدین متمرکز نموده است. این مراکز حدود 150 کودک پیش دبستانی را تحت پوشش خود قرار داده که توسط 11 مربی و یک سرپرست اداره می شود.
رئوس برنامه های آتیه انجمن در بم به شرح زیر است:
تجهیز خانه کودک کمپ امام خمینی به مساحت 320 متر مربع
احداث خانه فرهنگ سرای کودک در پارک سید طاهرالدین که با مساعدت بی دریغ شورای شهر و شهرداری محترم همراه بود. با واگذاری زمین آن به مساحت 350 متر مربع توسط شهردار محترم مهندس باقری زاده در آتیه نزدیک اقدامات عملیاتی آغاز می شود.
تلاش برای جذب مشارکت های سازمانهای غیردولتی در بم جهت ایجاد زمینه های مشترک همکاری در زمینه مسائل کودکان.
با تشکر از بهرام رحیمی و امید دیلمی که در تهیه این گزارش ما را یاری نمودند.
رحمت الله دریجانی و فرشته زنگی

انتقال درسهای زندگی از یک
فاجعه دردناک

مردمانی که تحت تأثیر یک فاجعه بزرگ قرار می گیرد دچار احساسات گوناگونی از قبیل خشم ، ترس ، غم ، درد و گناه می شوند. (این تجربه آشنایی برای همه مردمان آسیب دیده است) در همه مراحل بعد از فاجعه از امداد و بهبود و بازسازی دائماً درباره فقدان آمادگی ، انتخاب های اشتباه و عدم شناخت وضعیت های مبهم حسرت می خورند و در عین حال آنها به طور غیر منتظره ای با گرم ترین احساس انسانی در زندگی اجتماعی شان ، مهربانی مردم مواجه می شوند و بسیاری از آنها این ارزشهای زندگی را سپاسگذاری می کنند.
در هنگام مدیریت خطر و اجرای سیاست کاهش آسیب های بلایای طبیعی ، حفظ احساسات قوی انسانی بسیار مهم و مؤثر است. اگر تجربیات و درسهای زندگی از فجایع سخت بطور مناسبی نشان داده شده و منتقل شود. این درسها می تواند راه مناسبی باشد که افراد جوامع بتوانند در جهت سیاستهای پیشگیری وکاهش خطرات فعال شوند.
این امری طبیعی است که بسیاری از شهروندان معمولی آرزو داشته باشند که تجربیات و خاطرات دردناک خود را به فراموشی بسپارند تا بتوانند زندگی طبیعی خود را از سر بگیرند. بنابراین تلاش خاصی لازم است تا بتوانیم این تجربیات را در مسیر درست کاهش آسیب های ناشی از حادثه بکار ببریم. در اینجا نکات کلیدی مطرح می کنیم که از طریق آنها می توانیم به طور مؤثر درسهای زندگی را انتقال دهیم. این نکات کلیدی از تجربیات ژاپن ، بنگلادش ، ترکیه و ایتالیا اخذ شده است.
مردمان بایستی برای شنیدن صدای آنها که تجربیات تلخ حادثه از سر گذرانده و دانش مقابله با آن را کسب کردند ، بسیج شوند. انتقال تجربیات بایستی به گونه ای باشد که افراد شنونده آن برای عمل کردن و درس آموختن از آنها آماده شود.
جشن ها و بناهای یادبود می توانند مفید باشند اما به تنهایی کافی نیستند ، پیامها بایستی به صورت مؤثری منتقل و انتشار یابند یکی از کم هزینه ترین راهها ، آموزش دانش آموزان از طرق برنامه های متعدد مانند : ویدیو ، موسیقی ، عکس ، نقاشی و داستان است. این روش تأثیر فعالانه ای بر روی کلیه اعضا خانواده دارد.
جامعه مسئولیت توسعه یک فرهنگ «ایمنی» را دارد. این مسئولیت به ویژه بر عهده دولتها ، مؤسسات و جوامع است. این فرهنگ «ایمنی» مردم را در جهت اجتناب از خطاهای انسانی و چشم پوشی بر آنها به ویژه بر سطوح امنیت سازه ها تشویق می کند ، برای مثال (خانه سازی غیر ایمن) به تدریج جای خود را تا حدی که ممکن است به یک خانه سازی ایمن بدهد. فرهنگ ایمنی همچنین شامل گسترش آموزش عمومی توجه به ایمنی های غیر سازه ای ، بیمه و ... است.
بایستی ظرفیت کار اجتماعی و همکاری جمعی در میان سازمانها ، افراد و جوامع محلی توسعه یابد.
همه نواحی آسیب دیده دارای یک داستان ویژه و منحصر به فرد از فاجعه ای هستندکه بر سر آنها آمده است ، آنها برای گفتن این داستانها مسئول هستند. مهمترین خطر این است که این درسها برای نسل بعد فراموش شود ، انتقال این درسها یکی از مهمترین عناصر مدیریت خطر است.
ایجاد سیستمی که بتواند این درسها را در سطوح محلی ، ملی و بین المللی به روشها و تکنولوژی مناسب انتقال دهد.
به نقل از اینترنت


تلاشهای سازمان غیر دولتی و غیر انتفاعی تجربه ای جدید در کوبه ژاپن پس از زلزله

زلزله 2/7 ریشتری که در تاریخ 17 ژانویه 1995 در کوبه ژاپن انفاق افتاد به مرگ 6430 انسان و تخریب کامل 104 هزار خانه و بی خانمانی 500 هزار نفر منجر شد ، این زلزله به همه تأسیسات اساسی مانند جاده ها ، راه آهن ، برق ، گاز و تأسیسات آبرسانی خسارت شدید وارد کرد. از سوی دیگر بر روی جامعه ژاپنی اثرات جدی و عمیقی وارد کرد. این زلزله اثبات کرد که بخش داوطلبانه و غیر انتفاعی یک ضرورت گریز ناپذیر در جامعه ژاپن است. به دلیل زلزله کلیه دفاتر دولتی و دولت محلی نیز به شدت آسیب دیده بود و خود از قربانیان حادثه بشمار می رفتند. بسیاری از قربانیان توسط همسایگان و نیروهای داوطلب از سراسر ژاپن و حتی از آن سوی مرزها نجات داده شدند و در این واقعیتها باعث شدند که مردمان ژاپن اهمیت فعالیت های اجتماعی و داوطلبانه را بفهمند.
بعد از زلزله بسیاری از سازمانهای غیر انتفاعی (غیردولتی) در کوبه و مناطق آسیب دیده اطراف آن فعال شدند و قوانین بسیاری در جهت تسهیل کار آنان تصویب شد. یکی از مهمترین این قوانین «قانون ترویج فعالیت های غیر انتفاعی یا قانون NPO» بود که در دسامبر 1998 به مورد اجرا گذاشته شد. این قانون با تلاش گروههای «اتحاد برای قانون گذاری در جهت حمایت از سازمانهای مدنی» به تصویب رسید.
در سال 2001 در «هیوگوی» ژاپن یکی از آسیب دیده ترین نقاط ژاپن بر اثر زلزله بیش از 144 سازمان غیر دولتی ، غیر انتفاعی فعال شدند.
بسیاری از سازمانهای غیر دولتی شهر کوبه در فعالیتهای نجات و امداد دوران زلزله ریشه دارند و هدف اصلی خود را یاری مردمانی اعلام کرده اند که از فعالیتهای اجتماعی حذف شده اند مانند سالمندان ، معلولین و یا مردمانی که دارای درآمدهای ناچیز هستند . این مردمان به خدمات اجتماعی نیاز دارند و در عین حال آنها علاقمند هستند که در فعالیتهای اجتماعی نیز مشارکت کنند. بنابراین سازمان های غیر انتفاعی ، غیر دولتی برنامه های خود را در دو عرصه تعریف کرده اند: 1- فراهم آوردن خدمات اجتماعی با قیمت های مناسب و فراهم کردن فرصت های شغلی یا برنامه های مشارکت اجتماعی. در سال 1997 «شبکه کسب و کار مبتنی بر اجتماع محلی» Community Business Network تأسیس شد. مفهوم «کسب و کار مبتنی بر جامعه محلی» در ژاپن چندان روشن نبود. بنابراین توسط یک مرکز تحقیقاتی تحت نام «مرکز توانمند سازی کوبه» این مفهوم چنین تعریف شد. کسب . کار جامعه محلی ، کسب و کاری است که مکان آن جامعه محلی است ، کارکنان آن جامعه محلی هستند و به منظور خدمت رسانی در جهت رفع نیازهای اجتماعی همان جامعه محلی انجام می شود.
نیازهای اجتماعی چه هستند؟ آنها نیازهایی هستند که در زندگی روزانه اساسی هستند و معمولاً به وسیله بخش خصوصی تولید نمی شوند زیرا سودآور نمی باشند ، انتظار می رود که این خدمات توسط دولتها فراهم شود ولی در بسیاری از مواقع دولتها نیز به علت کسری بودجه آن را تأمین نمی کنند. بنابراین ضرورت دارد تا نهادهای غیر انتفاعی و داوطلبانه وارد این کار شوند. مرکز تحقیقاتی کوبه به نتیجه رسید که بسیاری از مردم به ویژه زنان بسیار مشتاق این گونه فعالیتهایاجتماعی هستند ولی برای انجام و تشویق این فعالیتها زیر ساختهایی لازم است که عبارتند از :
مرکز هماهنگ کننده جستجو گران شغل و کارفرمایان
برنامه های آموزشی به ویژه برنامه های کار آفرینی
کمک و یارانه از دولت
سیستم اعتبارات خرد برای کسب و کار مبتنی بر جامعه محلی
دولت محلی در ابتدا منابع مالی و سپس هماهنگی تحت عنوان مرکز والابی را تأسیس کرد. کار این مرکز جستجوی اطلاعات روی فعالیتهای مربوط به کسب و کار مبتنی بر اجتماع است و همچنین کسانی که افراد در جستجوی کار را به کار می گمارند. این مرکز همچنین برنامه های آموزشی را فراهم می کنند و در نهایت اعتبارات خرد نیز در جهت حمایت از این برنامه تصویب شده است.
البته برنامه های کسب و کار غیر انتفاعی با مشکلات متعددی نیز روبروست که بایستی با تغییر قوانین و فراهم کردن زمینه های متعدد اجتماعی این مشکلات نیز حل شود.
به نقل از اینترنت مؤسسه تحقیقات جامعه مدنی ماکاتوایمادا

عکس های رنگی نگاه های سیاه ، نگاه های بی رنگ
پاسخی به مقاله روزنامه شرق درباره زنان بم


در طی سالهای اخیر در کشور ما ژست مخالف گرفتن و حرف از سیاهی وتباهی زدن به شدت رواج یافته است . محمد قائد روزنامه نگار ارجمند در سال 1375 درمقاله ای نوشت که وزیر کشاورزی جناب آقای مهندس کلانتری از تخریب منابع طبیعی و خاک به گونه ای سخن میگوید که انگار مسئولیت یک جنبش سبز به شدت رادیکال را بر عهده دارد، درحالیکه به خاطر نمی آورد که حداقل 8 سال وزیر کشاورزی این مرزوبوم است . درموردمسائل بم وارائه آمار آسیب ها وفجایع نیز داستان از همین قرار است. من قبل از آنکه سراغ سیاستگذارانی بروم که خود مسئولیت سیاست گذاری وبرنامه ریزی وخدای نکرده پیامدهای چنین افقی را برعهده دارند ، مخاطبم روزنامه نگارانی است که در طول سال گذشته به جز عکسهای رنگی که البته به حق عالیترین وکامل ترین صحنه های دردورنج ودرعین حال امید وتلاش مردمان بم را منعکس کرد متاسفانه با کم عمق ترین مقالات مسائل بم را گزارش دادند. (مقایسه کنید گزارش خبرنگار شرق را در باره مدرسه سفیلان ودرعین حال نکات خواندنی آن درباره سایر گزارشات مطبوعاتی پیرامون یک حادثه وگزارشات بم را) به جز آه وناله روزهای اول، کار ارائه گزارش از بم به عهده خبرنگاران مبتدی سپرده شد که حداکثر به همراه سازمانی غیر دولتی برای چند روزی گشت وگذار به بم می آمدندودریغ از یک گزارش خوب در باره همان سازمان غیر دولتی همراه.
بم نه به عنوان یک فاجعه یگانه ، بلکه به عنوان کابوسی که همسایه دیواربه دیوار همه شهرهای ایران است ، حادثه ای که هیچگاه غیرمترقبه نبوده و نیست ، بایستی جایگاهی ارزشمند درتحلیل های ژورنالیستی ، جامعه شناختی ،روانشناختی ، آسیب شناسی ، اقتصاد و مدیریت بیابد، بم نباید فراموش شود ویا با تصویرهای سیاه وبی رنگ به یک لابه نا امیدانه ( من می دونستم ) تبدیل شود ، بم هرگز نباید نسخه دیگری از شهرهای آبادان وخرمشهر باشد ،شهرهایی که افتخار ایران ، انقلاب ومدنیت مدرن ایرانی بوده اند ،اکنون هنوز نیمه ویران و از جوانان وجوانی اش تصویری نازیبا در اذهان به یادگار گذاشته شده است . برای آنکه من نیز صرفا از کلیات سخن نگفته باشم دراینجا تصویری موجز از زنان بم ارائه می دهم تا ببینید می توان چگونه تصاویر متفاوت والبته بسیار شفاف تری رانیز ارائه داد.
بی شک هرکس که اندکی از ادبیات مربوط به بلایای طبیعی را ورق زده باشد ، می داند که بلای طبیعی هرگز چیزی را که وجود نداشته است ایجاد نمی کند ، فرایندها وآثاراجتماعی واقتصادی بعد از هر بلای طبیعی انعکاس نارساییها ونواقص الگوی گذشته است . آمارهای سال 1375 مرکز آمار ایران می گوید تقریبا 80 درصد زنان شهر بم باسواد هستند در حالیکه نیروی کارفعال زنان کمتر از 12 درصد است به جز مشاغل آموزشی درسایر مشاغل زنان سهم اندکی دارند واز مناصب مدیریتی تنها مدیریت مدارس را برعهده داشته اند، در این آمارها ازحضور زنان درعرصه کشاورزی ، دامداری و مشاغل خرد نشان اندکی است، (تقریبا11کارگر کشاورزی در شهر بم و153 زن که مشاغل کارگری ساده دیگر فعالیت می کنند) در حالی که نتایج حاصل از یک پژوهش موردی بعد اززلزله ( مصاحبه با 450 زن) نشان می دهد که تقریبا 46 درصد آنها در کار برداشت خرما فعال هستند و 15 درصد آنها به مشاغل خرد فروشندگی ،نانوایی و....قبل اززلزله اشتغال داشته اند . حال چگونه می توان انتظار داشت برای زنانی که از آمارهای رسمی حذف شده اند و حضور فعالشان در عرصه اقتصادی به ویژه برای تامین معیشت خانوار انکار شده است دربرنامه ریزی ها مورد توجه قرارگیرند.
قبل از زلزله حداقل 3000 زن بیوه ( 7درصد ) درمقایسه با 8/0درصد مردان در شهرستان بم وجود داشته است که غالبا با کمک های محدود کمیته امداد امرار معاش می کرده اند ، قانون دوهمسری که باعث ایجاد پدیده معلقه بودن می شود خود رنجدیگری است که بر شانه های زنان بم سنگینی می کند .قوانین ار ث بری حق زنان را برمایملک همسر تنها برا اعیانی می پذیرد. در شهر ی که هیچ بنای سالمی بر زمین نمانده است حال تکلیف چیست ؟ در چنین شرایطی است که در روز 5 دی ماه در کمتر از 12 ثانیه بیش از 2000 زن به زنان فاقد ایمنی اجتماعی افزوده می شود.در طی سال گذشته بعد از زلزله سازمان بهزیستی به عنوان متولی زنان آسیب دیده حداکثر مبلغ 120 هزارتومان پرداخت کرده است که اگر باجیره نقدی هلال احمر جمع بزنیم مبلغ 220 هزارتومان خواهد شد برای یکسال.
.در شهری که نیروی کار مردان بومی اش انکار می شود بدیهی است که برای اشتغال زنان به جز تعدادی کلاس بی سرانجام خیاطی آرایشگری و....فکری نشده است . این شرایطی است که می تواند به وسیله سیاستگذاران دولتی اعم از استانداری ،وزارت کشور و...تغییر کند و برنامه ریزی های مناسب نه فقط برای زنان بم بلکه کلیه زنان ایران از سوی نهادهای عریض و طویلی چون امور مشارکت زنان مستقر در ریاست جمهوری ارائه شود. حاصل سالی گذشت چه بوده است؟ وظیفه مقامات دولتی گذاردن سیاست و اجرای آن است نه همچون منتقدان اجتماعی از آمارهای رنج و تباهی سخن گفتن ، چرا که اگر مدار بر رنج و تباهی باشد، آلودگی آن بیش از هرکس دامن آنها را خواهد گرفت . اما سکه روی دیگری هم دارد
در سال گذشته بسیاری از سازمان های بین المللی ،دولتی و غیردولتی که در بم کار کرده اند اذعان داشته اند که ظرفیت عظیمی در زنان بم به عنوان سازمان دهندگان و مراقبان اجتماعی وجود دارد. بیش از 500 رابط بهداشت سال گذشته در بم داوطلبانه کار کردند در سال گذشته علی رغم همه انتظارات هیچ بیماری ناگواری در بم شایع نشد اما هیچ کس برای این تلاش از آنان قدردانی نکرد ،درسال گذشته بیش از 54 مرکز کودک و نوجوان با اتکا به نیروی زنان بومی به کار آرامش بخشی کودکان پرداختند و تاکنون برای این یکسال بسیاری از آنان حداکثر معادل 180 هزار تومان دریافت داشته اند. صدها دختر جوان انبوهی اطلاعات درباره آسیب دیدگان اجتماعی جمع آوری کرده اند . زنان بسیاری در محلات شهر بم و بروات برای استقرار شورایاری و جمع آوری اخبار محله فعالیت کرده اند و همه آنان تاکنون فقط هدایای کوچک دریافت داشته اند .
فاطمه زن جوانی است که باوجود از دست دادن همسر،دوکودک ،پدر مادر وبرادر ش درهمه کلاسهای آموزش مربوط به کودکان شرکت کرده است خانم دهنوی که سه کودک و همسرش را از دست داده است درکنار کودکان آرامش خود را به دست می آورد . افسانه که خود کودک و همسرش را از داده است وهمه حقوقش بر زندگی گذشته نیز انکارشده است به یاری کودکان بدون سرپرست شتافته است . مریم که با دریافت یک وام خرد ازسازمانهای غیردولتی به دامداری می پردازد می گوید مامی خواهیم سرافراز باشیم، خانم پ. که همسرش را از دست داده است به عنوان شورایارمحلی مشکلات محله را گزارش می دهد . می توانم بیش از ظرفیت تمامی صفحات روزنامه شرق از تلاش پی گیر این زنان ودختران کاریز وکویر بنویسم . آری علیرغم همه شرایط ناامیدکننده دربم پس از زلزله به ویژه درمورد زنان ، بی شک یک درخواست مشترک برای همه آنان وجود دارد »ما کارمی خواهیم« کاری شرافتمندانه برای امرارمعاش ، برای فراموش کردن رنج ها وبرای زنده کردن امی
د .
رویا اخلاص پور
خانمی به نام ش.م اظهار می دارد که دارای یک فرزند دختر به نام نغمه هستم. من دارای دو فرزند دیگر هم بودم که به همراه همسرم در زلزله فوت کردند و الان مشکلی که دارم مشکل ساخت و ساز است. پدر شوهرم که قبل از این با فرزندش کاری نداشته است الان ادعای وراثت می کند و نمی گذارد من در منزل خودم ساخت و ساز کنم و مرا تهدید کرده که اگر جلوی او را بگیرم فرزندم را از دست من می گیرد. دادگاه او را قیم فرزند من قرار داده است ، پدر بزرگی را که تا قبل از زلزله با ما کاری نداشته است.
این خانم اکنون در بروات در کنار مادر خود زندگی می کند.

روزنه های امید
مصاحبه با یکی از بچه های انجمن حمایت از کودکان کار
نام و نام خانوادگی: نادیا بدیع الزمان
تحصیلات: سوم ابتدایی
وضعیت قبل از زلزله: قبل از زلزله من تحصیل می کردم و با پدر و مادرم زندگی می کردم.
وضعیت پس از زلزله: پدر و مادرم از هم طلاق گرفته اند و الان با مادرم زندگی می کنم.
مشکلات در حال حاضر: اینکه من و مامانم جدا از پدرم زندگی می کنیم و درآمد کمی داریم و زندگی خیلی سخت است. مخصوصاً کمبود پدر و مشکل دیگر ما در یک کانکس زندگی می کنیم.
چه درخواستی دارید؟اینکه بابام پیش ما برگردد و زندگیمان آرامش اول را داشته باشد. بم را هر چه زودتر بسازند.
چه آرزویی دارید؟من آرزو دارم معلم بشوم تا به مردم خدمت کنم.
مشکلات موسسه چیست؟از محل قبلی دارد نقل مکان می کند و یک سری وسیله ها را موسسه ندارد.
راه حلهای پیشنهادی: اینکه این موسسه اگر مکانش را عوض نمی کرد خیلی بهتر بود و کاش این قسمت یک نمایندگی داشت.
پوران مجرد

زندگی ادامه دارد

سن زن و شوهر در هنگام ازدواج: مرد متولد 1356 و زن متولد 1355ش
نسبت خویشاوندی و نحوه آشنایی: همسایه
سابقه آشنایی قبل از زلزله و بعد از آن: از شهریور 82 پیشنهاد ازدواج دادند و در 11 دی ماه 83 ازدواج کردند.
میزان مهریه: 1383 سکه
شرایط ضمن عقد: ندارد.
طول مدت آشنایی: یک سال
موافقت یا مخالفت والدین: موافق بودند.
از چه زمانی زندگی مستقل خود را شروع کردید و در چه مکانی؟ از نیمه دی ماه در منزل پدر شوهر.
در تهیه وسایل زندگی از چه کسانی کمک دریافت کردید؟
هنوز هیچ کس کمک نکرده است.
چگونه معاش خود را تأمین می کنید؟
خرج ما با خانواده پدر شوهر است.
برای بهتر شدن زندگی خود چه درخواستهایی دارید و چه انتظاری از والدین خود، همسایگان و دولت دارید؟از والدین می خواهم که راهنمای ما در زندگی باشند. از دولت می خواهیم که بیشتر از این به فکر جوانان باشند به عنوان مثال هدیه ای که رهبر به کمیته امداد داده بود تا به زوجهای جوان بدهند به بعضی می دهند و به بعضی نمی دهند به دلیل اینکه داماد کارت پایان خدمت ندارد. دیگر جهیزیه را نمی دهند در صورتی که نباید ایراد بگیرند برای اینکه جهیزیه مخصوص عروس است. از همسایگان هم می خواهیم که به کار خود مشغول باشند و در کار دیگران دخالت نکنند و مزاحم همسایه ها نباشند.
چه پبشنهادی برای سایر جوانان دارید؟ در انتخابشان درست فکر کنند که در زندگی شا ن پشیمان نشوند و به راه خلاف کشیده نشوند زندگی خوبی با هم داشته باشند.
الهام رشیدی فرد

رابطه خویشاوندی و چگونگی آن
پس از زلزله

محسن یکی از شهروندان بمی در مورد دوستیهای پس از زلزله چنین می گوید: قبل از زلزله دوستی ها از طریق دوستی در محله ، مدرسه ، در محل کار و ... به وجود می آمد ولی بعد از زلزله روند دوست یابی شدیدتر شد. به دلیل اینکه اولاً همگی در چادرها و در کنار خیابان ها زندگی می کردند و این باعث به وجود آمدن دوستی های جدیدی می شد. دیدار کردن دوستان خصوصاً برای مردان جوان می بایست در بیرون از چادر انجام گیرد زیرا به دلیل کمبود جا هر خانوار یک چادر و یا کانکس داشت و در آن هم تمامی خانواده جمع بودند و درخواست مکهای مالی اگر داشتند مضایقه نمی کردند. فعالیت هایی از قبیل ساخت و ساز و کشاورزی را با جمعی از دوستان خود آغاز کرده ایم از جمله دوستی ها و دوست پیدا کردن در محل کار و در محله خود انجام می گرفت و نسبت به قبل از زلزله گرمتر شده و این هم روزنه امیدی است.
مهین تاج آبادی

اردوگاهها و روزنه های امید
فاطمه زارعی ساکن اردوگاه امام رضا می باشم. امنیت در این اردوگاه تقریباً خوب می باشد. رفت و آمد در آن تقریباً خوب است و از اینکه با همسایگان جدیدی آشنا شده ایم بسیار خوشحالیم و تقریباً افراد بلوک خودمان را به طور کامل می شناسم و با اطرافیان نزدیک خود رفت و آمدهای نزدیک به عنوان یک هم محلی و همسایه و خویشاوند داریم. در این اردوگاه حدود پنج الی شش خانوار از اقوام و خویشاوندان ما می باشند و از اینکه در این اردوگاه با اقوام و خویشاوندان خود به سر می بریم و می توانیم برای حل مشکلات خود با یکدیگر مشورت نماییم و به مسئولان اردوگاه گزارش دهیم بسیار خوشحالیم و روزنه امید در این است که همه با هم هستیم و همدیگر را در مشکلات یاری می نماییم.
مهین تاج آبادی و اکرم شهریاری

فرزندان متولد شده بعد از زلزله

مادر نوزادی به نام ابوالفضل اظهار می دارد به علت اینکه تمامی فرزندانم را که سه دختر و یک پسر بوده اند را در زلزله از دست دادم ، از نظر روحی بسیار آسیب دیدم و از زندگی قطع امید نمودم و کوچکترین فرزندم که پسر بود و ابوالفضل نام داشت در زلزله فوت نمود و پس از چند ماه خداوند فرزندی به ما داد که نامش را ابوالفضل گذاشتم، برای اینکه یاد و نام او را در دل من و پدرش زنده شود .فرزندم در همین شهر در زایشگاه مهدیه متولد شد و هزینه های آن از طریق دفترچه امداد بخشیده شد. اقوام و خویشاوندان و حتی تعدادی از همسایگان برای او هدیه آوردند. در حال حاضر کودک 7 ماهه می باشد. نیاز به پوشاک و شیر خشک دارد و نیازهای او به کمک خانواده اش تأمین می گردد و برای نگهداری از این نوزاد مادر از کسی کمک نمی گیرد و تولد این نوزاد پس از فوت 4 فرزند به او امید می دهد.
مهین تاج آبادی

شکرانه سلامت
زهرا رمضانی 9 ساله ساکن خیابان سید طاهر الدین واقع در شهرستان بم می باشد و او دوران بستری شدن خود در بیمارستان را چنین شرح می دهد: وقتی که پدر و مادرم مرا از زیر آوار بیرون آوردند پای چپ من در زیر آوار از ناحیه مچ به پایین حسابی له شده بود و بعد از بیرون کشیدن من از زیر آوار مرا به نرماشیر انتقال دادند زیرا پدر و مادرم گمان می کردند ممکن است در آنجا دکتری باشد که جلوی خونریزی پای مرا بگیرد وقتی به آنجا رسیدیم دیدیم که دکتر نیست و دوباره به بم برگشتیم . بعد از گذشت دو روز مرا به هواپیما به بیمارستان نیروی دریایی بندرعباس منتقل کردند و بعد مرا به اتاق عمل بردند و بعد از یک ساعت مرا از اتاق عمل بیرون آوردند در حالی که در پایم پلاتین گذاشته بودند و در آنجا همه اقشار جامعه به دیدنم آمدند و برایم هدیه می آوردند. بعد از گذشت چند روز به دلیل فوت مادربزرگم که در همان بیمارستان بستری شده بود بدون اینکه مرا مرخص کنند به بم برگشتیم و وضعیت بسیار خوبی نداشتم خصوصاً مادرم که دکترها به او گفته بودند به دلیل عفونت زیاد باید پای بچه شما را قطع کنیم. از نظر روحی بسیار رنج می بردیم. من با اسباب بازیهایی که در بیمارستان به من هدیه داده بودند بازی می کردم و مرا با ویلچر به مهد کودک می بردند و در آنجا با وسایل ساخته دست بچه ها بازی می کردم. الان چه از نظر روحی و چه از نظر جسمی در وضعیت بسیار خوبی نسبت به اوایل برخوردارم و به مدد خدا می توانم راه بروم.
مهین تاج آبادی و اکرم شهریاری

زنان و کار کشاورزی

خانم صغری صابری 50 ساله دارای 5 فرزند است که کار کشاورزی انجام می دهد. او می گوید دو تا از فرزندانم همراه پدرشان کار کشاورزی می کردند البته یکی از پسرها متأهل است. یکی از پسرها علاوه بر کار کشاورزی جاهای دیگری هم کار می کرد قبل از زلزله دو تا از پسرهایم که دو قلو بودند درس می خواندند و کمک پدرشان کار می کردند و پدر آنها خیلی کم کار می کرد و بیشتر نظارت کاری بر آنها داشت ، البته باغ و ملک مال خودمان نبود مال اربابها بودند. دوقلوهایم زیر آوار جان خود را از دست داند بنابراین بعد از زلزله کار ما خیلی مختل شده است. چرا اینکه همسر خانواده از خیلی وقت است که مریض است و نمی تواند کارهای کشاورزی را انجام دهد
خانم صابری می گویدکه قبل از زلزله من هم در باغها کار می کردم یعنی خرما جمع آوری می کردم ، انار می چیدم ، علف می بریدم ، گاوداری می کردم ، خلاصه این کارها را می کردم . چون بچه هایش زیاد بودند چند تا باغ بزرگ را اداره می کردند ولی بعد از زلزله چون بچه های فعالش فوت کردند و همسرش از ناحیه کمر بیمار است باغ کم اداره می کنند. او می گوید من هم دیگر خیلی کم در باغ ها کار می کنم الان گاو دارم و شیر فروشی می کنم الان که زمستان است و در باغ علف که نیست خرما هم نیست و انار هم نیست بنابراین بخاطر اینکه درآمد روزانه خود را در بیاوریم در سرد خانه پرتقال کار می کنم و پرتقال جمع آوری می کنیم و بسته بندی می کنیم و ماهیانه حقوقی هم می گیرم. خلاصه بیکار نیستم ولی از صبح تا 10 شب دو شیفت کار می کنم. قبل از اینکه به سردخانه بروم نانوایی می کردم و نان می فروختم. بعد از زلزله زیر پوشش کمیته امداد رفتیم و بیمه کمیته امداد هستیم. خودم ، همسرم و چهار دخترم. دخترانم به مدرسه می روند و پسرم علاوه بر کار کشاورزی الان کارگری می کند
مشکلاتی که ما الان داریم این است که حصار دور خانه نداریم که ایمن باشیم و بودجه ای هم نداریم که حصار دور خانه بگذاریم مشکل دیگر این است که گاهی اوقات پیش می آید که درخت ها آسیب ببینند و محصول خوبی ندهند بنابراین درآمدی ندارند. سوم اینکه گاو داریم اما الان که زمستان است علوفه نداریم و جهاد خیلی کم رسیدگی می کندو چهارم اینکه این جایی که زندگی می کنیم برق خیلی ضعیف است و یخچالمان را از برق کشیده ایم چون می ترسیم با ضعیف بودن برق یخچالمان بسوزد
مهری محبوبی

خبرها و شنیده ها

سازمان بهداشت جهانی توسط ستاد شهر سالم در بم که دبیری آن را دکتر افلاطونیان بر عهده دارد تعدادی طرح تحقیقاتی و آموزشی را در سطح شهر اجرا می نماید. این طرح ها عبارتند از: ایجاد یک سایت اطلاعاتی، آموزش 500 زن در زمینه بهداشت و محیط، آموزش قصابان در جهت کشتار بهداشتی دام، آموزش صنایع و فعالیت های اشتغالزا به بانوان و کارگاههای آموزش اجتماعات محلی در قالب شهری سالم.

یونیسف با همکاری سازمان غیردولتی ACF طرح تغذیه کودکان را در 30 مدرسه شهر بم و روستاهای آسیب دیده آغاز کرد.

یونیسف برای آشنایی با طرح شهر دوستدار کودک که قرار است در شهر بم به اجرا درآید تعدادی از مقامات محلی و کارشناسان را به برزیل اعزام نمود.

یونیسف طرحی برای مشارکت جوامع محلی و کودکان و جوانان در امر آموزش تحت عنوان »مدرسه دوستدار کودک« در دست تهیه دارد. پیش بینی می شود این طرح در سطح مدارس بم به اجرا درآید.

قرار است بنیاد آقاخان با همکاری میراث فرهنگی یک طرح آموزشی پژوهشی اجرایی را در محوطه ارگ بم اجرا کند.

سفره تان
پر برکت باد


کبری زورانی هستم و 50 سال سن دارم و سوادم در حد 5 شبانه است محل زندگیم در بروات ، بلوار جنوبی کوچه فاطمیه است. وضعیت تأهلم بیوه هستم و تعداد فرزندانم 7 نفر است ، 4 دختر و 3 پسر دارم. در قبل از زلزله اولین بار در سن 25 سالگی کار پختن نان را آغاز کردم و نانی را که می پختم خانگی بود و قیمت هر دانه از آن 100 تومان بود و نوع تنوری که از آن استفاده می کردم تنور گازی بود و در روز 100 الی 150 نان می پختم و شبانه روز برای پخت نان روزی 12 ساعت نان می پختم یعنی از 7 صبح تا هفت شب و آردی را که مصرف می نمودم دولتی یا آزاد بود یعنی بعضی وقتها آرد دولتی نمی دیدم از جاهایی که آرد آزاد می فروختند می خریدم و نان می پختم و سوختم را چند کپسول گاز خریده بودم و به تنور گازی وصل می کردم و از آن استفاده می نمودم و غیر از پختن نان کار دیگری یاد ندارم که امرار معاش کنم و مشکلات قبل از زلزله در رابطه با کار و خانواده ام خیلی مشکل نداشتم هر چند با وجود 7 فرزند و بدون همسر وبرآورده کردن نیازهای فرزندانم کار خیلی مشکلی است تا اینکه زلزله شد و وضع ما بدتر شد و دیگر نتوانستم نان بپزم تا اینکه الان حدود دو ماه است که امکان نان پختن وجود دارد و اوضاعم به کلی تغییر کرده است الان در حدود روزی 50 دانه نان بیشتر نمی توانم بپزم به علت اینکه آرد را آزاد می خرم چون بعد از زلزله قیمت آرد هم تغییر کرده و زیاد شده است و نوع سوختم تغییر کرده با هیزم نان می پزم و آرد را از نانوایی ها خریداری می کنم و نان را در خانه می فروشم و مشتری هایم تغییر کرده اند و نیمی از مشتری هایم در زلزله جان خود را از دست داده اند و هم اکنون روزی 6 ساعت نان می پزم به علت گرانی آرد و نداشتن بودجه خرید آن
ثریا خورشیدی

تجدید اقتصادی در بم
پیمانکاران بومی فعال هستند
ناصر جزینی زاده ، چهل و پنج ساله ، دارای نحصیلات سیکل به مدت 30 سال است که پیمانکار ساختمان است. وی می گوید که سه فرزند پسرش که یکی از آنها دانشجوی همین رشته است در مواقع تعطیلی به وی کمک می کنند. وی از ساختمانهایی می گوید که قبل از زلزله ساخته است و در زلزله هیچ آسیبی ندیده اند و هنور هم پابرجا هستند. از جمله مهدیه صاحب الزمان ، یک ساختمان دو طبقه در اتوبان کرمان – بم ، یک ساختمان یک طبقه در زمین صدا و سیما و یک ساختمان دو طبقه در چهارراه بوعلی
وی می گوید: یک ساختمان در میدان امام حسین خیابان شهریار تعمیر کرده ام این خانه اوایل انقلاب ساخته شده بود با همین مصالح نامرغوب که قبلاً می ساختند. آن را دو سال پیش از زلزله تعمیر کرده ام وسط دیوارهای آن ستون آهنی گذاشتم و زیر سقفها اتصالات کامل انجام دادم که ساختمان آن هنوز پابرجاست و در زلزله هیچ آسیبی ندیده است.
وی اظهار می دارد که هنوز کارت پیمانکاری از ستاد دریافت نکرده است. وی تعداد کارکنان خود را ده نفر بومی و 6 – 5 نفر غیر بومی ذکر می کند. وی برای بنیاد مسکن بوشهر و کمیته امداد کار کرده است و در حال حاضر در ستاد کرمان و آذربایجان فعالیت دارد
وی بزرگترین آرزوی خود را مشرف شدن به حج تمتع ذکر می کند
فرزانه جزینی زاده

مصاحبه با عضو شورای روستای پشترود
احمد ابراهیمی رحمانی ، 41 ساله و دارای تحصیلات دیپلم یکی از چهار عضو شورای روستای پشت رود است.با ایشان در باره پشت رود صحبت کردیم . ایشان می گوید: این روستا 2600 نفر جمعیت دارد و 935 نفر در زلزله جان خود را از دست داده اند. آقای رحمانی منابع درآمد اهالی روستا را کشاورزی و دامداری می داند. بزرگترین باغدار این روستا فرزندان سید احمد سجادی هستند که 1500 درخت دارند و ساکن شهر کرمان هستند. آقای رحمانی بزرگتری دامدار روستاست. وی می گوید که از اهالی روستا 100 نفر تحت پوشش کمیته امداد ، 100 نفر شاغل ادارات دولتی ، 100 نفر کارگر ساختمانی و 20 نفر کوره پز می باشند
وی در مورد تخریب مراکز عمومی روستا اظهار می دارد که مدرسه ، مسجد ، مرکز بهداشت ، حسینیه سید الشهدا و قمر بنی هاشم در اثر زلزله تخریب شده اند که پس از زلزله ساختن مدارس ، مهدکودک ، مراکز تفریحی و مرکز بهداشت آغاز گردیده است
وی نداشتن جاده بهشت زهرا در پشترود را از مشکلات قبل و بعد از زلزله می داند و یکی دیگر از مشکلات اهالی پس از زلزله نداشتن مراکز تفریحی است
در این روستا یک سردخانه 1000 تنی وجود دارد ، البته کوره پزی هم در این روستا بوده است که پس از زلـزله راه اندازی نشده است
تعداد مغازه های این روستا 12 تا است که 8 مغازه پس از زلزله شروع به کار کرده اند وهیچ یک از اهالی از روستا خارج نشده اند. البته گروههایی پس از زلزله به روستا آمده اند از جمله گروههای ستادی و تعدادی هم از نرماشیر و روستاهای اطراف که بخاطر بیکاری به بم آمده اند. از NGO های خارجی ریلف برای ساخت و ساز و یونیسف برای ساختن مدارس و برخی نیز کانال سازی قنات به این روستا آمده اند. از گروههای ایرانی کمیته امداد برای ساخت و ساز منازل و بهزیستی برای کمک به آسیب دیدگان به این روستا آمده اند. البته جهاد کشاورزی در زمینه کشاورزی و دامداری به مردم کمک کرده است
ستاد یزد هم در زمینه ساخت و ساز فعالیت می کند
لازم به ذکر است که 6/1 جمعیت این روستا بیکار هستند
زهرا باران زاده

با همه مشکلات کار را شروع کرده ایم
آقای حاج علی بنازاده که لبنیاتی بزرگ دارد قبل از زلزله شیر فروشی می کرده در واقع بیشترین درآمدش از شیر فروشی بدست می آورده است که از نقاط روستای اسپیکان ، پشترود ، نارتیج و دهشتر جمع آوری می کردند او قبل از زلزله 100 کیلو روزانه شیر فروشی می کرده است ولی بعد از زلزله در حدود 20 کیلو شیر فروشی می کند بقیه فروش شیر آن از طریق شیرهای پاکتی یا ماست های سطلی و پاستوریزه است قبل از زلزله شیر فروشی به صورت رختی و ماست هم به صورت کیلو یعنی سنتی بوده است یعنی بعد از زلزله بیشتر مشتریان این مغازه فوت کرده اند یا گاوهای خود را زیر آوار از دست داده اند و الان خیلی کم شیر از مغازه ها جمع آوری می شود و مردم از شیرهای پاکتی و پاستوریزه و همینطور ماست استفاده می کنند
حاج علی بنازاده از سال 1355 شروع به لبنیاتی فروشی کرد و در یک مغازه کوچک. او می گوید قبل از زلزله هم جای این کارم تنگ و کم است. قبل از زلزله درخواست وام کرده ام حدود 40 میلیون تومان، که زلزله شد و بعد از زلزله بعضی از نقاط مغازه ام خراب شده است حتی وسایل مغازه ام از جمله یخچالها و سرد کن های شیر خراب شده اند. او می گوید مشکلاتی که قبل از زلزله داشته است این بوده که بسیاری از وسایل شیر فروشی را نداشته است از جمله شیر سردکن یا ماشین شیر زن. الان وامی برایم تصویب کرده اندولی این وام کفاف نمی کند در حال حاضر در همان مغازه قبلی مشغول کار هستم و خودم و دو پسرم مغازه داری می کنند یک عدد کانتینر هم به من داده اند ولی باز هم جایم تنگ است و می خواهم این مغازه قبلی را خراب کنم و بالاتر از مغازه ام زمینی خریدم و می خواهم با در خواست وام و بودجه مغازه ام ، مغازه بزرگ احداث کنم
حاج علی می گوید که قبل از زلزله 150 نفر لبنیاتی بزرگ در بم بوده است و بعد از زلزله 130 نفر شده اند و در حال حاضر 100 نفر مشغول به کار هستند اینهایی که مغازه زده اند وام بلا عوض گرفته اند حاج علی بنازاده از فروردین 83 یعنی بعد از زلزله شروع به کار کرده است و خدا را شکر می کند که هیچ یک از اعضای خانواده اش را از دست ندانده است و می تواند با امیدی بیشتر با ترقی کار کند. او بیشتر مشتریانش را کاسبهای بازار و مردم ساده و رستوران و غیره می داند
مهری محبوبی

بازگشت مجدد اصناف به بم

رضا رضایی 50 ساله ، دارای تحصیلات دیپلم مغازه دار عمده صنف خوار و بار فروشی است و کالایی که توزیع می کند خشکبار است وی قبل از زلزله با 20 مغازه دار از بروات و روستاهای اطراف در ارتباط بوده که کالای مورد نیاز خود را از ایشان خریداری می کرده اند. انبارهای وی در کنار مغازه اش قرار داشته اند که در اثر زلزله انبارها و مغازه و اجناس از بین رفته اند ولی وی چند ماه پس از زلزله و با حمایت خانواده مجدداً کار خود را آغاز کرده است. او تعدادی از مشتریان خود را از دست داده است. او قبل از زلزله مغازه خود را بیمه کرده بود که پس از زلزله هم امکانات زیادی داده نشده که جبران خسارت شود همچنین قبل از زلزله وام دریافت کرده بود که زمان بازپرداخت آن تمدید شده است آقای رضایی اظهار می دارد که به صنف خواروبارفروشی هیچ کمکی نشده و بازار کار چندان مطلوب نیست و پس از زلزله مشکلاتی مانند افت تعداد مشتری ، کمبود جا و عدم رسیدگی کامل به این صنف وجود دارد
وی افراد شناخته شده صنف خود را محمد اماندادی، حسین امیری و عباس کاظمی می داند که در حال حاضر در بم مشغول به کار هستند. تعدادی از افراد این صنف بعد از زلزله از بم خارج شده اند و بیشتر آنها به کرمان رفته اند. البته 7 – 6 نفر از آنها مجدداً به بم برگشته اند.و این جای امیدواری است

گلناز سعادتیان

تحصیل کردگان بومی کار می خواهند

یکی از موضوعاتی که هر روز شاهد مطرح شدن آن در بین مردم هستیم و نارضایتی مردم را به دنبال دارد به کار نگرفتن افراد تحصیل کرده بومی است
آقای ن.ح یکی از افرادی است که لیسانس پرستاری دارد و بیکار است وی اظهار می دارد بارها به مرکز بهداشت بم برای کار مراجعه کرده است ولی جوابی نگرفته است و می بیند که افراد غیر بومی با همین مدرک سرکار می باشتد و از این موضوع ناراحت می باشد
جوان دیگری به نام گ.س می گوید من فوق دیپلم مامایی هستم چند بار برای کار به بهداشت بم مراجعه کردم ولی جواب قانع کننده ای دریافت نکردم و از مسئولین درخواست می کنم که فکری برای تحصیل کرده های بومی هم بکنند. من جوانان تحصیل کرده زیادی را می شناسم که بیکار هستند
از آنجایی که مشکل این دو نفر به اداره بهداشت مربوط می شد به سراغ مسئول شبکه بهداشت بم رفتیم تا نظرات ایشان را بدانیم دکتر دانشیار در پاسخ اینکه افراد غیر بومی فقط در لیست شان هستند تکذیب کردند وی در ادامه گفت که در شهریور ماه 83 یک آزمون استخدام برگزار شد که 77 نفر پذیرفته شدند و 50 درصد افراد پذیرفته شده بدون آزمون بومی بودند و 50 درصد دیگر هم کسانی بودند که در آزمون نمره بیشتری آوردند. وی اظهار داشت که البته خانواده ایثارگران در اولویت بودند. وی اشاره کرد که در این مورد دولت و سازمان مدیریت و برنامه ریزی و وزارت بهداشت باید پاسخگو باشد و از دست ما خارج است
رحمت الله دریجانی
دومین نوروز
و
رنج طولانی شهروندان


خانم صغری صنعتی همسر مرحوم حاجی رنجبر ، ساکن دهشتر که با دو فرزند 20 و 22 ساله (دختر و پسر) هنوز فاقد دفترچه هستند. خود ایشان در دفترچه دامادشان ثبت شده اند و دو فرزندشان در هیچ کجا ثبت نشده اند.
خانم رنجبر (ساکن میدان امام حسین ، 16 متری اقبال) هستند که ایشان همسر و دو فرزندشان یک خانوار چهار نفره هستند ، خواهر مجرد ایشان و فرزند متأهل و نابینای شان با زن و دو فرزند همگی در یک دفترچه امدادی ثبت شده اند و حکم خانوار واحد یافته اند و مراجعات مکرر به فرمانداری بی نتیجه بوده است


اطلاعیه
ستاد کل بازسازی مناطق زلزله زده شهرستان بم نیروی انسانی زیر را که دارای تخصص و تجربه کافی در زمینه شغلی خود باشند از طریق مصاحبه و طی مراحل گزینش به همکاری در شهرستان بم دعوت می کند. متقاضیان بومی شهرستان بم در اولویت می باشند.
یک- مهندس عمران نه نفر
دو- لیسانس علوم اجتماعی یکنفر
سه- لیسانس حسابداری سه نفر
چهار- فوق دیپلم عمومی یک نفر
پنج- لیسانس یا فوق دیپلم نقشه برداری یک نفر
شش- فوق دیپلم کامپیوتر یک نفر
هفت- دیپلم ریاضی فیزیک یک نفر
هشت- فوق دیپلم کتابداری یک نفر
نه- کارشناس معماری یک نفر
ده- کارشناس متالوژی دو نفر
واجدین شرایط می توانند تصویر سوابق کاری ، تصویر شناسنامه ، مدرک تحصیلی و کارت پایان خدمت (برادران) با ذکر نشانی و شماره تماس حداکثر تا تاریخ 10/1/84 با پست پیشتاز به نشانی بم – بلوار باهنر – جنب بنیاد شهید امور اداری ستاد کل بازسازی ارسال نمایند.
تلفن تماس : 03442222361

کار کانون های فرهنگی باید ادامه پیدا کند
در مصاحبه ای که با خانم مژگان رشیدی فرد معاون کانون فرهنگی خضراء 6 داشتیم وی شرایط این کانون را چنین توصیف می کند: کانون خضراء 6 سید طاهر الدین مهمانشهر امام علی که وسعت آن 300 متر با زمین ورزش می باشد جزیی از مدرسه راهنمایی پسرانه 22 بهمن است که با توافق کارکنان و مدیر مدرسه در اختیار کانون قرار گرفته است. این کانون سه کانکس دارد که یکی از آنها 70 متری و دوتای دیگر 46 متری می باشند. 20 عدد صندلی برای دانش آموزان ، 10 عدد میز ، 5 عدد صندلی برای کارکنان یک عدد تلویزیون و ویدیو ، یک عدد استریو ، یک عدد یخچال ، وسایل ورزشی و وسایل بازی و سرگرم کننده از امکانات این کانون است. برنامه های کانون به این صورت است که روزهای زوج برای دختران و روزهای فرد مخصوص پسران است و ثبت نام از دانش آموزان فقط با ارائه شناسنامه امکان پذیر است.
برنامه های کانون شامل فعالیتهای هنری ، ورزشی ، آموزشی و ... است که از کلیه کلاسها استقبال خوبی به عمل آمده است.
مشکلات کانون عبارتند از: نداشتن وسایل سرگرم کننده و وسایل طراحی و صنایع دستی ، کمبود صندلی ، ندادن دستمزد به کارکنان کانون. همچنین برای کلاس کامپیوتر بیشتر بچه ها متقاضی هستند ولی امکانات این کار فراهم نیست.
الهام رشیدی فرد


کار برای کودکان، نوید شادی و زندگی
مهدکودک پرستوهای کوچک بروات

مهد کودک پرستوهای کوچک پس از زلزله باحمایت موسسه پژوهشی کودکان دنیا تاسیس شد. در این مهدکودک 30 کودک 2 تا 6 سال ثبت نام کرده اند که 20 کودک به طور مرتب به مهد کودک می آیند و سه مربی کار آموزش این کودکان را بر عهده دارند که ماهیانه 20 هزار تومان از طرف مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا به این مربیان پرداخت می گردد.
تنها وسایل سرگرمی این مهدکودک یک چرخ و فلک و یک میل بارفیکس است.
مهمترین مشکلات این مهد کودک : نداشتن مجوز با وجود اینکه به بهزیستی تقاضا داده شده است ، نداشتن حصار ، نداشتن فضای سبز در محل بازی بچه ها و عدم همکاری شهرداری برای کمک در این زمینه ، نداشتن سرویس بهداشتی. با وجود این مشکلات مربیان مهد سعی می کنند امکان اموزش وشادی کودکان را فراهم کنند.
ثریا خورشیدی

مهد کودک پردیس
خانم منور حداد پور مدیر مهدکودک پردیس ، کارشناس پرستاری و دارای 5 سال سابقه کار است. این مهدکودک از سال 1381 کار خود را شروع کرده و پس از زلزله با گرفتن امکاناتی از قبیل چادر ، کانکس و لوازم التحریر ووووو کار خود را آغاز کرده است. در حال حاضر 115 کودک تحت پوشش این مهد هستند. خانم حداد پور نداشتن حصار مهدکودک و عدم همکاری بهزیستی را از مشکلات این مهد کودک می داند.
وی دوست داشتن بچه ها و عشق ورزیدن به کارش را بسیار با ارزش می داند و امید وار است با همکاری مسئولین مشکلات حل شود.
غلامرضا پیرامون

ارگ بم به پایداری تاریخ یک سرزمین
(فعالیت های میراث فرهنگی در بم)

فعالیت های میراث فرهنگی (گردشگری) از روز بعد از زلزله در بم تحت عنوان کمیته نجات بخشی ارگ بم آغاز شد. در مراحل اول دو اقدام پایه ای صورت گرفت: یک تشکیل کمپ پژوهشی حفاظتی دوبرگزاری سفرها و جلسات تخصصی در سطح داخلی و سازمانهای مسئول بین المللی از جمله یونسکو و مرکز حفاظت از بناهای تاریخی.
این فعالیتها منجر به برگزاری کارگاه بین المللی بم از روز 29 فروردین تا اول اردیبهشت 83 شد که درنتیجه این کارگاه دو کمیته ناظر در سطح ملی و بین المللی تاسیس شد و اقدامات بعدی برای موضوع ارگ بم پایه گذاری شد. اقدامات بعدی شامل:
یک- موضوع ارگ بم ، ساماندهی محوطه ارگ بم و ایجاد امکان بازدید، اجرای طرحهای مطالعاتی ، طرحها و پروژه های حفاظتی که آخرین این اقدامات بررسی بنیاد آقاخان در ارائه یک طرح پژوهشی آموزشی و اجرایی در موضوع ارگ می باشد.
دو- در مقیاس شهر و منطقه شهری، این فعالیت در قالب شناسایی آثار تاریخی پراکنده در شهر و اطراف آن و تعیین حریم (سند 64 اثر بم) انجام شده است که در ضوابط طرحهای شهر و بازسازی آن تأثیر گذار بوده است و تشکیل دهنده بخشی از پرونده ثبت جهانی ارگ و منظر فرهنگی آن است. (ارگ و شهر بم به عنوان میراث در خطر ثبت جهانی شده است)
سه- بازسازی آثار تاریخی ،علاوه بر ارگ و بناهای باستانی در مرحله اول بازسازی بازار شهر بم به منظور تجدیدحیات اقتصادی و فرهنگی شهر در اولویت قرار گرفته است.
در واقع بم برای سازمان میراث فرهنگی از اهمیت ویژه ای برخوردار است که برای اولین بار در هر سه سطح پژوهش و حفاظت و بازسازی برای بازسازی هویت شهر بم این سازمان وارد عمل شده است.

درسهای زندگی
مردمان پشت رود هم به زلزله زدگان زرند یاری رساندند

در میان کمک هایی که به شهر زرند و روستاهای آسیب دیده آن به چشم می خورد. چادری برپاست که کمک های مردم پشت رود هم و به ویژه نان های خوش پخت آن ها را توزیع می کند. برای امداد گر تهرانی شاید نام پشت رود کمی غریب باشد. اما این روستا در شمال بم با بیش از 800 کشته در زلزله ،روزهای تلخی را در سال گذشته گذرانده است و هنوز قامت خود را زیر بار سنگین فاجعه راست نکرده است. این مردمان رنج دیده درس های زندگی را به خوبی آموخته اند ، آنها که سال گذشته اثرات حمایت های مردمی را مشاهده کردند ، امروز خود به کمک مردمان دیگری آمده اند.سکینه غفرانی می گوید از صبح زلزله مشغول پختن نان شدیم ، سال قبل برای ما نداشتن نان مهمترین مشکل بود. فاطمه می گوید: چادرهای امدادی سال قبل را احتیاج نداشتیم ، جمع کردیم و فرستادیم.
بعد از زلزله 5 دی ماه چند گروه ژاپنی ، به ویژه یک گروه از کوبه ژاپن به بم آمدند. شعار آنها این بود «حمایت شونده خود می تواند حمایت کننده باشد» آنها پس از زلزله سخت ژاپن برای آموزش ساخت و ساز محکم و همچنین انتقال تجربیات مربوط به اجتماعات محلی به کشورهای مختلفی مانند نپال ، هند ، بنگلادش رفته بودند و اکنون به صورت یک گروه بین المللی در بم حضور داشتند.
زلزله زرند با همه تلخی اش نشان داد که مردمان سرزمین ما نیز می توانند تجربیات خود را از فاجعه به سرعت انتقال دهند و از یک «حمایت شونده» به یک «حمایت کننده» تبدیل شوند.
این اولین قدمها در حمایت امدادی بود که مردمان بم به سال گذشته آن را از سراسر جهان دریافت کردند. بنابراین اگر جریان بازسازی نیز با مشارکت مردم و آموزش آنها انجام می شود. می توانیم امید داشته باشیم که در سالهای بعد مردمان بم به عنوان آموزگاران ساخت و ساز مستحکم در سراسر استان و کشور به یاری مردمان آسیب دیده بشتابند و این فرصت بی نظیری است که امید است آن را از دست ندهیم.

تسهیلات پزشکی در بم
شهر زیبای بم به سختی در زلزله سال 2003 آسیب دید ، بر اثر تلاشهای مجموعه Iama (یاما) شورای شهر پروژه ساخت یک کلینیک پزشکی (با نام موقت یاما) را پذیرفته است و زمین آن را در اختیار گذاشته است. مساحت این کلینیک 10000متر مربع است و در کنار مدرسه پرستاری و هتل آزادی واقع است. طرح زیر از طرحهای اولیه ای است که برای ساختمان کلینیک پیشنهاد شده است ،
گروه انجمن پزشکی ایرانیان مقیم آمریکاست. www.iama.org

E– mail:Info @ iama.org


شهروندان و مشارکت
خبرنامه دفتر هماهنگی اجتماعات محلی شهرستان بم
مدیر مسئول و سردبیر:
دکتر سیامک زند رضوی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
آدرس: بم، میدان امام، داخل محوطه شهرداری، روبروی ساختمان اصلی
شماره تماس: 09133414615 - 2222130 (0344)
پست الکترونیک:
Srazavi @ mail.uk. ac.ir
آدرس خبرنامه در اینترنت:
http:// Akhbar-Bam.blogspot. Com
هزینه این شماره خبرنامه توسط سازمان جهانی بهداشت W.H.O تأمین شده است
These issues of the newsletter have been financed by W.H.O
چاپ: چاپخانه گلبهار

NEWS LETTER OF BAM



0 Comments:

Post a Comment

<< Home