Thursday, March 03, 2005

NEWS LETTER OF BAM 19

بنی آدم اعضای یکدیگرند

خبرنامه دفتر هماهنگی اجتماعات محلی شهرستان بم

شماره 19، چهارشنبه12 اسفند ماه 1383

ویزه بهزیستی 2

بهتر زیستن حق همه ماست

سخن مدیر مسئول
بازسازی واحدهای مسکونی در مناطق روستایی ، چرا و چگونه؟
(به یاد جانباختگان زلزله در شهرستان زرند)

بر اساس آخرین گزارشات رسمی (8/12/83 ) ، این بار زلزله در منطقه روستایی شهرستان زرند 602 کشته و 991 مصدوم وتقریبا 10000 واحد مسکونی ویران برجای گذاشت ، 40 روستا ویران شد. بنا به اظهار معاون فنی استانداری کرمان قرار است بلافاصله پس از اسکان اضطراری مرحله اسکان دائم آغاز شود و جان به در بردگان از زلزله در واحدهای مسکونی دائمی ساکن شوند.
بایستی همه انسانهایی که حق حیات و زیستن در سرپناهی ایمن را ، از حقوق اولیه هر شهروند می دانند مسائل مربوط به ایمنی مسکن را پیگیری کنند ، بویژه کسانی که با از دست دادن بهترین عزیزان خود در دو زلزله شهرستان بم و شهرستان زرند ، پیامدهای سنگین برخوردار نبودن از این حق اولیه را تا پایان عمر بر شانه های خود خواهند کشید. باشد که ، تکرار دائمی فاجعه انسانی پس از هر حادثه طبیعی متوقف شود.
به لحاظ تقسیم کار در دستگاه اداری کشور ، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در دو دهه اخیر مسئول بازسازی واحدهای مسکونی در مناطق آسیب دیده از زلزله بوده است. در اینجا به اختصار برخی پیامدهای دو پروژه اجرا شده توسط این نهاد را که اولی در سال 1363 و دومی در سال 1376 و هر دو در یک ناحیه (شهرستان قائن روستاهای آبیز و اردکول) اجرا شده است است را برای درس آموزی در امر بازسازی مناطق روستایی بم و زرند نقل می کنم ، آیا بنیاد مسکن تاکنون مطالعاتی انتقادی و آموزنده داشته است.
اول: اگر در مکان یابی برای برپا کردن واحدهای مسکونی تازه ، حضور اکثریت شهروندان ذی نفع دیده نشود و به عوض آن ملاحظاتی سیاسی اقتصادی پایه تصمیم گیری قرار گیرد این مجتمع ها به احتمال زیاد خالی خواهد ماند و شهروندان همان مکان قبلی را با همه خطرات آن ترجیح خواهند داد. مثال خالی ماندن واحدهای مسکونی احداثی در آبیز قائن که پس از زلزله سال 1376 احداث شده است.
دوم: اگر سازه های انتخابی مواد اولیه مناسب نباشد و به خوبی محاسبه ، اجرا و نظارت نشود ، خود قتل گاه نجات یافتگان از زلزله قبلی خواهد بود ، مثال سازه های برپا شده در اردکول قائن.
سوم: اگر در طراحی نقشه واحدهای مسکونی ، نیازهای شهروندان و خانواده آنان دیده نشود بلافاصله پس از ساخت سازه اولیه ، بخش هایی به آن اضافه خواهد شد. که همین بخش در زلزله بعدی خطر ساز خواهد شد. مثال آبیز قائن
چهارم : اگر در انتخاب مصالح و روش ساخت مقاوم ، دانش بومی شناخته و اصلاح نشود و آموزش جدی و عمیق شهروندان داوطلب در اولویت اول نباشد. پس از پایان دوره بازسازی ، ساخت واحدهای مسکونی با همان مصالح و روش های گذشته ادامه می یابد و زلزله بعدی دوباره تبدیل به یک فاجعه اجتماعی می شود. رعایت هر چهار اصل مذکور در اردکول و آبیز قائن نادیده گرفته شده است.
شواهد تاکنونی حکایت از عدم رعایت حداقل دو اصل (سوم و چهارم) در مناطق روستایی شهرستان بم می باشد. حال سؤال پایه ای این است که در شهرستان زرند چگونه خواهد بود؟
آیا باید برای دریافت پاسخ یک مسئله که با جان شهروندان سر و کار دارد تا زلزله بعدی منتظر بمانیم؟


ضایعه نخاعی ها به خدمات خاص نیاز دارند
ادامه مصاحبه با دکتر ستایش
- وضعیت مصدومین ضایعه نخاعی در بم چگونه است؟
قبل از زلزله دی ماه 1382 ، در کل استان ما 198 معلول ضایعه نخاعی داشتیم که 16 نفر ساکن بم بودند ، از این تعداد 4 نفر در زلزله جان باختند ، اما در حال حاضر 250 نفر ضایعه نخاعی در بم داریم که نیاز به خدمات خاص دارند.
- برای مصدومین زلزله چه امکاناتی فراهم شده است؟
در حوزه توانبخشی قبل از زلزله یک فیزیوتراپی داشتیم در حال حاضر شش مرکز داریم که یک مورد آن در کرمان و بقیه در بم هستند. در این عرصه سازمان های غیر دولتی خیلی کمک کردند. در حال حاضر مشکل کمبود فیزیوتراپ است در بم سه فیزیوتراپ داریم اما نیازمند حداقل هفت فیزیوتراپ مقیم بم هستیم.
از مجموع مصدومین ضایعه نخاعی نزدیک به 25 نفر در مرکزی در کرمان شبانه روزی هستند و روزانه حدود 40 نفر به صورت سرپایی سرویس می گیرند.
آنانی که بستری هستند ، کسی را نداشته اند که از آنان نگهداری کند و یا اینکه به علت زخم های عمیق بستر دوباره به مرکز بازگشته اند.
- وضعیت نگهداری از بیماران روانی مزمن چگونه است؟
قبل از زلزله 14 نفر بیمار روانی مزمن از بم داشتیم که در مرکز کرمان نگهداری می شدند این رقم پس از زلزله به 25 نفر رسیده است ، کسانی که امروز خویشاوندی در بم ندارند که از آنها نگهداری کند.
- وضعیت حمایت از سالمندان چگونه است؟
امروز بهزیستی از 81 سالمند بمی نیازمند در کرمان نگهداری می کند. اما تعداد سالمندان نیازمند به حمایت خیلی بیشتر از این است و حدود 600 نفر تاکنون شناسایی شده اند که باید برایشان برنامه ریزی شود.
- برگردیم به نسل آینده: آیا به نظر شما این درست است آگر به کودکان پس از زلزله در بم رسیدگی نشود ، نسل آینده را از دست خواهیم داد؟
بله این درست است اما عده ای از دولتمردان ما هنوز این مسئله را به خوبی درک نکرده اند. من جمله ای در شورای اجتماعی کشور گفتم که در اینجا تکرار می کنم : اگر توجه ای که یونیسف به کودکان در بم نشان داد دولت جمهوری اسلامی از خودش نشان می داد ما دیگر هیچ مشکلی در این عرصه نداشتیم. در این عرصه نکته اصلی حمایت از مهد کودک هایی است که در مناطق آسیــب دیده از زلزله توسط سازمان های غیر دولتی ، خانم های بومی علاقمند که آموزش دیده اند شکل گرفته است و این برای آموزش پیش دبستانی فرهنگ سازی می کند. حتی اگر در آینده حمایت قطع شود، خود شهروندان این نیاز را به تقاضا تبدیل خواهند کرد و این دستاورد بزرگی است.
اتفاقاً در این زمینه یونیسف متعهد پرداخت پاداش به کارکنان مهد کودک ها شده است. در یک مرحله برای این امر 14 میلیون تومان پرداخت کرد که ما 8 میلیون به آن اضافه کردیم و 22 میلیون پرداختیم. در مرحله بعد هم یونیسف قرار است 32 میلیون به حساب بهزیستی واریز کند تا ما بتوانیم پاداش ماه های بعد آنها را بپردازیم. به مجرد آنکه این وجوه به حساب ما واریز شود پرداخت خواهیم کرد.
نکته ای که باید تأکید شود: تاکنون در بم توسط دولت حدود چهارصد میلیون تومان هزینه شده است و شاید به همین نسبت هم سازمان های غیر دولتی داخلی و خارجی هزینه کرده اند ، از این مجموعه سهم کودکان چقدر بوده است؟ و چقدر باید باشد؟

هیئت وزیران اعتباری برای بم در سال 83 تصویب کرد

هیات وزیران مبلغ 265 میلیارد ریال از محل منابع ماده 10 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت به منظور تامین اعتبار مورد نیاز مناطق آسیب دیده ازحوادث وسوانح غیر مترقبه درسال1383 اختصاص یابد . بخشی از این مبلغ ( 20 میلیارد ریال )برای نگهداری کودکان بی سرپرست ، معلولان وزنان سرپرست خانوار وسامان دهی افراد تحت پوشش شهرستان بم ( اعتبارهزینه ای ) به سازمان بهزیستی اختصاص یافته است.
به نقل از روزنامه اطلاعات چهارشنبه 5 اسفند 1383

توضیح : معمولا اعتبارات پس از تخصیص حداکثر تا خردادماه سال بعد بایستی هزینه شود.

به امید روزی که خانه کوچک ما پناهی ایمن باشد نه آرامگاه ابدی عزیزانمان.
تسلیت به بازماندگان حادثه زلزله زرند
خبرنامه شهروندان و مشارکت

سالمندان بعد از زلزله

مدتهاست که در کشورهای غربی به دلیل عمر طولانی ، تعداد فرزندان کم و اشتغال خارج از خانه ، به مسئله سالمندان به عنوان یک مسئله اجتماعی اندیشیده می شود و برای حل آن از منابع و مراکز عمومی مانند شهرداریها ، سازمانهای رفاه اجتماعی و ... کمک گرفته می شود. در طی سالهای اخیر این مشکل در کشور ما به ویژه در شهرهای بزرگ نیز خود را نشان داده است ، با افزایش افراد سالمند و به ویژه ناتوان که غالباً فرزندان آنها کارمند ، اجاره نشین و یا دارای دستمزدهای ناچیز هستند ، مشکل سالمندان به یک مشکل اجتماعی بدل شده است. رسانه های رسمی ، غالباً سعی دارند با نامهربان نشان دادن فرزندان این مسئله را به یک موضوع خصوصی تبدیل کنند. در حالی که واقعیت به ویژه در شهرهای بزرگ این است که با وجود فضای کم خانواده و منابع درآمدی ناکافی نگهداری از سالمندان ناتوان به شدت سخت و طاقت فرسا می شود و به آشفتگی روحی کل خانواده می انجامد. در حالی که اگر مکانهای مناسب و آرامش بخش با کمک دولت و مراکز عمومی فراهم می شد ، حمایت از سالمندان آن تنها در بعد عاطفی مطرح بود.
در شهرهای کوچک ، مشکل اما هنوز حاد نشده است. مگر زمانی که فاجعه ای و حادثه ای مانند زلزله بم پیش بیاید. در این شرایط که سالمندان به دلیل فاجعه هم به لحاظ جسمی و هم به لحاظ روحی آسیب دیده اند ، فرزندان خود را از دست داده اند و یا خانه و مکانی نه خود و نه فرزندانشان دارند ، شرایط نگهداری آنها به شدت دشوار می شود و متأسفانه هیچ ارگان دولتی نیز در این زمینه احساس مسئولیت نمی کند. در حالی که اگر حمایت اجتماعی وجود داشته باشد ، حضور یک فرد سالمند به عنوان رحمتی در خانواده تلقی می شود.
ا.ج می گوید در اثر زلزله همسر و چهار فرزندش را از دست داده است. به شدت دچار استرس روحی شده ، او قبل از زلزله مغازه دار بوده است و اکنون توان کار را در خود نمی بیند. با آنکه عروسش او را دوست دارد اما نوه ها به دلیل برخی حرکات غیرارادی با او مشکل دارند. یکی از نوه ها می گوید: خوشبختانه چند روزی است که به او اسکان موقت داده اند هم او و هم خانواده احساس راحتی بیشتری می کنند.
زمان آن رسیده است که بپذیریم در دنیای جدید بسیار ی از فعالیت هایی که زمانی در خانواده انجام می شد بایستی با امکانات اجتماعی و به صورت بهتری اجرا شود و در شرایط کنونی بم این امر از ضرورت بسیاری برخوردار است.
گزارشگر: پوران مجرد

کاش این تصویر ، تصویر آینده مردمان ما نباشد
شانزده سال سال پس از زلزله ارمنستان

بیش از 16 سال از زلزله ارمنستان با تقریباً25 هزار کشته می گذرد ، با وجود گذشت سالها هنوز درد ناشی از حادثه بسیار عمیق است به ویژه در شهر اسپیتاک مرکز زلزله درد بسیار تازه است و گویی زمانی از آن نگذشته است.
در 7 دسامبر 1988 خانواده گاجیک آماده بود تا یک مراسم تولد را جشن بگیرد اما کیک تولد هنوز نپخته در اجاق گاز زیر آوار مانده است و خانواده در جستجوی دلایلی هستند تا مجدداً جشن بگیرند. این بار زیر یک سقف ایمن.
در گوشه ای از شهر اسپیتاک مردی بر روی یک صندلی چرخ دار نزدیک یک اجاق گاز در راهروی یک خانه موقت 15 ساله در کنار سه زن (مادر، همسرو دختر جوانش) نشسته است. میزبان به گرمی مرا به درون خانه هدایت می کند و زنان به مرد ناتوان کمک می کنند. دیوارهای اسکان موقت نازک هستند و سرمای زمستان به راحتی به درون دو اتاق کوچک سرایت می کند.
یک عکس بر روی دیوار به مهمانان لبخند می زند، خاطره ای از درگذشتگان، صحنه ای مشترک در خانه مردمان منطقه زلزله زده و در این عکس خواهران گاجیک و پسرش به چشم می خورند. گاجیک به مدت 12 ساعت زیر آوار مانده بود و پس از آن هرگز نتوانست راه برود مانند همه کسان دیگری که در آن شهر زندگی می کردند، زندگی برای او نیز به دو پاره تقسیم شده است، قبل از ساعت 11:42 و بعد از آن (قبل از زلزله و بعد از آن).
او مدت ها در بیمارستان دور از خانواده اش به سر برد و روزهای زیادی گذشت تا فهمید که همسرو دخترش اززلزله جان به در بره اند اما خواهرانش و فرزندانشان زنده نیستند. او 16 ماه در بیمارستان شهرهای مختلف بود و برای ماهها نتوانست خانواده اش را ببیند. همسرش را برای آنکه او مطمئن شود همه زنده اند عکسی بعد از زلزله از خودشان فرستاد.
امروز همه اعضای خانواده بیکار هستند. درآمد خانواده از محل مستمری معلولیت گاجیک تأمین می شود. گاجیک به تلخی می گوید «معلولین در جامعه مورد بی توجهی قرار می گیرند، به نظر می رسد ما وجود نداریم ، ما گمشده ایم. اخیراً گفته می شود که موقعیت ما بهبود یافته است ولی من چیزی ندیده ام.« مادربزرگ با خشم می گوید، بایستی به آسیب دیدگان زلزله مانند مردان آسیب دیده در جنگ نگاه شود و از همان مزایا برخوردار گردند.
گاجیک می گوید: پاهایم خوب نیستند اما دستهایم آماده برای کارند. اگر به من یک شغل بدهند با دستانم به خوبی می توانم آن را انجام دهم.
همسر گاجیک می گوید که آنها روزگار را به سختی و با فروش وسایل شخصی ارزشمندشان گذرانده اند: «ما مقداری جواهر داشتیم ولی اکنون یک مثقال هم برایمان نمانده است. ما برای بزرگ کردن فرزندانمان آنها را فروختیم.«
گوشهای یک دختر نوجوان این کلمات دردآلود را می شنود. به عکس می نگرم کودکی که لباس های مدرسه اش با طلاهای مادرش خریداری شده است و زنی جوان که 16 سال بعد از آن حادثه اینک تنها نشسته است و با غم از آینده سخن می گوید و می گرید.
به نقل از اینترنت com. Armenianow
سالمندان ناامید از زندگی

در مصاحبه ای که با چند تن از سالمندان داشتیم نسبت به زندگی از دید دیگری نگاه می کردند و اظهار ندامت و ناامیدی داشتند.
یکی از این سالمندان پیرمردی 90 ساله بود که دراثر زلزله همسر وفرزندان خود و چند تا از نوه هایش را از دست داده بود و ایشان از زمان وقوع زلزله به حالت اغماء است و با مشکل روحی و روانی مواجه شده است و پرخاشگر و عصبی است مٍثلاً این فرد با مشکلات فیزیکی مثل عدم کنترل ادرار هم مواجه است و هنگامی که در جایی می نشیند تمام خاکهای در و دیوار را می خورد و این فرد در کنار خانواده پسرش زندگی می کند اگرچه خانواده پسرش هم در اثر زلزله با از دست دادن فرزندانش علاوه بر مشکلات روحی و مشکلات دیگری از جمله شکستگی دست و پا مواجه هستند اما از این که پدر با آنها است راضی هستند و به گفته آنها چندین سال پدرمان برای ما زحمت کشیده و الان ما هم جبران زحمات آن را می کنیم گرچه او از هر لحاظ خیلی مشکل دارد اما باید به احترام پدر با این مشکلات کنار آمد.
دومین سالمندی که در کنار او به گفتگو نشستیم پیرزن 80 ساله ای بود که ایشان چندین سال پیش همسرش را از دست داده است و در کنار خانواده دخترش زندگی می کند زیرا که دخترش هم همسرش را از دست داده است و با سه فرزندش تنهاست و خیلی خوشحال و راضی است از اینکه مادرشان با آنها زندگی می کند ولی از این ناراحت است که مادرش یک بیماری ناعلاج دارد که درمان ندارد و ایشان می گوید اگر خدای نکرده برای او اتفاقی بیفتد تکلیف من و بچه هایم چیست؟
اما سومین سالمند که در کنار او به گفتگو نشستیم پیرمرد 70 ساله ای بود که با دو فرزندش در خانه پسرش زندگی می کند ایشان از زندگی خیلی اظهار یأس و ناامیدی داشته و می گوید گرچه من در کنار خانواده پسرم خیلی خوشبخت و راضی هستم و به اندازه یک دنیا از پسر و عروسم راضی هستم اما به خاطر از دست دادن همسر و فرزندانم با مشکل روحی مواجه شده ام زیرا این غم بسیار بزرگی است که نه تنها برای من بلکه تمام مردم بم با آن مواجه هستند و این غم مرگ و جدایی یکی از بزرگترین غمهاست برای مردم بم.
گزارشگر: اشرف و زینب جزینی زاده

زمین گیر شدن اجتماعی
زمین گیر شدن فیزیکی


حادثه 5 دی ماه بسیاری از افراد را دچار ناتوانی جسمی کرد و به اصطلاح قدیمی «زمین گیر» کرد. اما از سوی دیگر بسیاری از مردم به دلیل سختی ها و مشقات ناشی از قوانین و روشهاس اجرای آن احساس می کنند که زمین گیر شده اند. آقای ناصر اسماعیلی یکی از این افراد است ، او که قبل از حادثه در فخرآباد کوچه کشاورزی زندگی می کرده است ، در زلزله 6 تن از اعضای خانواده اش را از دست داده است. اکنون در اردوگاه گلستان زندگی می کند. او از دوندگی های مداوم در ارتباط با نقشه ساختمان و صدور پروانه می گوید. او اظهار می دارد: «ما نمی دانیم سرنوشت ما به دست چه کسی است و اداره شهر به عهده کی می باشد» گاه فکر میکنیم حتماً ساخت و پاختی برای این وقفه و کندی کار وجود دارد. ما مردم اردوگاه احساس می کنیم زمین گیر شده ایم و اردوگاه جای مناسبی برای زندگی نیست.
اکبر خلیلی نیز که در خیابان 22 بهمن کوچه 12 متری زندگی می کند نیز اظهار می دارد که مسئولان برای صدور پروانه ساختمانی کار شکنی می کنند. در حالی که شهر کشتارگاه بهداشتی ندارد به اتوبان دو منظوره فکر می کنند. ممکن است ما نتوانیم افرادی را که در اثر زلزله زمین گیر شده اند درمان کنیم اما می توان کاری کرد که تصمیمات و برنامه ریزی های اجتماعی به زمین گیر شدن یک اجتماع فعال و ارزنده منجر نشود.
گزارشگر: غلامرضا پیرامون

تیم فوتسال ثارالله مقام اول را به دست آورد
تیم فوتسال ثارالله وابسته به کانون فرهنگی هنری و پایگاه مقاومت بسیج ثارالله شهرستان بم مقام قهرمانی اولین دوره مسابقات جام تلاش ، امید و سازندگی شهرستان بم یادواره پرستوهای مهاجر را به خود اختصاص داد که اسامی دست اندر کاران و بازیکنان این تیم به شرح ذیر است:
1- حسین صاحبی ، مدیر باشگاه
2- عباس سرحدی ، مربی
3- عباس نظامی ، عضو هیئت مدیره باشگاه
4- احمد محمد آبادی ، سرپرست
5- مسلم نظامی ، بازیکن
6- علی بیانی، بازیکن
7- رضا بیانی ، بازیکن
8- محمد حقیری نژاد ، بازیکن
9- مصطفی دهقان ، بازیکن
10- عبد الرحیم کامیاب ، بازیکن
11- عباس عنبری ، بازیکن
12- حمید خورشیدی ، بازیکن
13- محمد خورشیدی ، بازیکن

ماهیگیری یاد گرفته ایم اما بازاری برای فروش آن نیست

صنایع دستی و بازار یابی آن

پس از وقوع زلزله بم عده زیادی از داخل و خارج کشور به نحوی به کمک و یاری مردم شهرستان بم آمدند که بعضی از این کمکها به صورت مدت دار و هم اکنون هم ادامه دارد مثل کمک به ساخت مدارس ، مهد کودک ها و ساخت کارگاههایی برای زنان سرپرست خانوار و .... به همین دلیل یکی از کارگاههایی که زنان سرپرست خانوار در آنجا کار می کنند رفتیم تا از وضعیت آنجا با خبر شویم. کارگاهی در مهمانشهر ابوالفضل و صحبت با یکی از خانمهایی که در این مکان کار می کند:
- لطفاً خودتان را معرفی کنید؟
بی بی کریم ارسلانی هستم مدت 7 ماه است که در سوله ابوالفضل بعنوان مربی کار کرده ام که مدت دو ماه آن آموزشی بوده و 4 ماه است که کار ما به تولید رسیده است.
- این مکان از طرف چه سازمانی حمایت می شود؟
از طرف کشور چک و سازمان Peapole in need که همه وسایلی که در اینجا وجود دارد را آنها می دهند.
- چند نفر در اینجا کار می کنند؟
هفتاد نفر
- آیا تا به حال از کارهای تولیدی پولی به شما داده اند؟
فقط 20 هزار تومان داده اند چون ما نمی دانیم که وسایل تولیدی را کجا بفروشیم.
- آیا مسئولین شهر از وجود این کارگاه با خبر هستند؟
همه مسئولین را نمی دانم ولی رئیس اداره تعاون آقای حائری ، رئیس صنایع دستی و مسئولین صدا و سیما به این مکان آمده اند.
- چه انتظاری از مسئولین شهر دارید؟
از مسئولین می خواهم که از صنایع دستی زنان حمایت کنند تا به اقتصاد افراد کمک شود. ما در مورد فروش کارهای دستی خود نگران هستیم و اگر روند به این صورت باشد همه ناامید خواهند شد و مجبورند دنبال کارهای کاذب می روند چون هر کس بر اساس نیاز است که اینجا کار می کند تا منبع درآمدی داشته باشد.می خواهم بگویم که ماهیگیری یاد گرفته ایم اما بازاری برای فروش آن نیست.
حرف آخر: با توکل به خدا و همت مردم بم ، بم را خواهیم ساخت محکم و استوارتر از قبل
گزارشگر: حلیمه شیهکی



مشکلات شهروندان
اینجانب روح ا.. پنجعلی قبل از زلزله تعمیر گاه ماشین آلات سنگین داشتم در حادثه زلزله مغازه ام تخریب شد و 40 روز در بیمارستان در شهرهای شیراز و تهران بستری بودم وقتی که مراجعه کردم که تمام ابزار کار را سرقت کرده بودند نامه از فرمانداری کرمان گرفتم که به من کمک کنند و کانتیر بدهند و جواز من را تمدید کنند با هزار بدبختی جواز را تمدید کردم اما حالا می گویند که چون جواز شما در سال 83 تمدید شده به شما چیزی تعلق نمی گیرد و این در حالی است که بنده از سال 54 جواز داشتم و به من کانتینر نمی دهند. در صورتی کسانی که نه جواز داشتند نه مغازه هم اکنون آنها دارای کانتینر می باشند مشکل مهم من نداشتن کانتینر است که بتوانم مجدداً کارم را آغاز کنم و از منبع درآمد آن امرار معاش کنم زن و 6 تا از فرزندان خود را هم از دست داده ام و چند فرزند هم که دارای دیپلم می باشند و بیکار می باشند چگونه امرار معاش کنیم و به هر جا که مراجعه می کنند کار به آنها نمی دهند و در همه اداره ها غیر بومی هایی که از شهرهای مجاور آمده اند البته با پارتی که دارند جایی برای بومی های داغدار نمی ماند و باید افسرده و یا روانی شوند و دیگران سود ببرند. از مسئولین می خواهیم که به مشکلات ما رسیدگی کنند.
گزارشگر: اکرم شهریاری

زندگی در کانکس اجاره ای
خانم محبوبه علی دخت ساکن محله سید طاهر الدین که به همراه برادرش زندگی می کند می گوید برای ما دفترچه صادر نشده و اکنون در یک کانکس اجاره ای زندگی می کنیم. ما به فرمانداری مراجعه کرده ایم و یک نامه داده اند که به هر اردوگاهی که مراجعه می کنیم پس از یک هفته معطلی اعلام می کنند که کانکس خالی نداریم. در حالی که این همه اردوگاه در شهر وجود دارد و اکثر کانکس ها خالی هستند.
گزارشگر: حلیمه شهیکی

جوانان داوطلب بمی خبرنگاری می آموزند

بر اساس توافقی که میان دفتر طرح عمران سازمان ملل متحد در بم و خانه مطبوعات کرمان انجام شد قرار است یک دوره آموزش خبرنگاری و عکاسی مستند برای جوانانی که به این فعالیت علاقمند هستند برگزار شود. اولین کارگاه مقدماتی آن در روزهای بیست و هشت و بیست و نه بهمن توسط آقای شهابی (سردبیر هفته نامه همراه) و با حضور 45 نفر برگزار شد ، در این جلسه قبادزاده نماینده دفترUNDP بر این نکته تأکید کرد که خبرنگاری یکی ازمعدود حرفه هایی است که افزایش تعداد فضا را بر دیگری تنگ نمی کند ، بلکه امکان تولید خبر و گزارش را افزایش می دهد ، سیامک زندرضوی مسئول دفتر هماهنگی اجتماعات محلی نیز در این جلسه به این نکته اشاره کرد که در فرایند بازسازی نکته اصلی مستند سازی فعالیت ها و گسترش فضای نقد عمومی است که این امر بدون حضور بیشترین تعداد خبرنگاران علاقمند و توانا که ساکن منطقه باشند ، امکان پذیر نیست. سپس در طی دو روز کارگاه آموزشی (بخش اول : خبر ، تهیه خبر، منابع آن و ... ) برگزار شد.



ما نان می فروشیم

در گفتگویی که با دو کودک که از یک خانواده بودند داشتم اظهار داشتند که پدر ما عصبی و معتاد است و مادرمان نانوایی می کند و ما مجبوریم که در گوشه ای از خیابان بنشینیم و نان بفروشیم و تا وقتی که نان ها را نفروخته ایم حق نداریم که به منزل برویم. در غیر اینصورت توسط پدرمان تنبیه می شویم. همچنین هیچکدام از ما به مدرسه نرفته ایم.
گزارشگر: اشرف و زینب جزینی زاده

اطلاعیه
علی فخارزاده کارشناس کامپیوتر متولد 1358 داوطلب استخدام می باشد.
تلفن تماس 09131442427


برگزاری کارگاه آموزشی میز لرزه توسط برنامه عمران سازمان ملل متحد

دومین کارگاه آموزشی میز لرزه روز پنج شنبه 6 دیماه درشهر بم در محل سایت مشاورین برگزار شد . این گردهمایی با همکاری برنامه عمران سازمان ملل متحد، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی وپژوهشکده سوانح طبیعی وتحت نظارت فنی سازما ن ملی مطالعات زلزله نپال وباحضورتعدادی از مردم شهرستان بم برگزار شد.
در این کارگاه دومدل ساختمان بر روی میز لرزه به آزمایش گذاشته شد که هر دو از نظر مصالح مشابه بودند ولی یکی از انها با اصول مهندسی ودیگری به صورت غیر مهندسی ساخته شده بود . لازم به ذکر است که میز لرزه صفحه ای است لرزان که باایجاد فشار فنر متصل به آن به لرزه درمی آید وزلزله را شبیه سازی می کند وهدف این آزمایش تاکید بر مقاوم سازی واستحکام سازه ها بر طبق اصول مهندسی می باشد.در این گردهمایی خانم دکتر کیان پور گفت یک سال قبل سازمان ملل همکاراصلی دولت معرفی شد ایشان اظهار داشتنــد که زلزله مردم را نمی کشد بلکه آجر وآوارآنها را از ما می گیرد خانم کیان پور یادآور شدندکه ایران بعد از ارمنستان از نظرمرگ ومیر در زلزله مقام دوم را دارد. ایشان بیان کردند که نقطه مرکزی در این زلزله ها ساختمانهای ضعیف است بنا براین مشکل اصلی تکنولوژی در بم یا ایران نیست بلکه اجراونظارت بر مسکن است . ایشان اشاره نمودند که درکلیه امورباید با مردم مشورت شود، و طراحی مناسب ودانش فنی در دسترس مالکین قرارگرفته شودنقشه باید از انعطاف مناسب با نیازهای مردم برخوردار باشد.سپس نماینده کشور نپال که این پروژه را همیاری می کردند اظهار داشتند که معمولا در کشورهای در حال توسعه در دانشگاهها کارزیادمی شود ولی متاسفانه آن را به عمل نزدیک نکرده ایم که قابل فهم برای عموم باشد . چیزهایی وجود داردکه میشودخیلی ساده به مردم آموزش داد تا از این خطرات جلوگیری شود. .
پس از آن دو نمونه که در مقیاس 6/1 ساخته شده بودند به معرض آزمایش قرارداده شد که پس از سه بار ایجاد لرزه مصنوعی ساختمان غیرمهندسی کاملا فرو ریخت درحالی که ساختمان مهندسی ساز کاملا سالم بود.
حال جای این سوال باقی است : آیا تنها امتحان پس دادن ساختمانهای نمونه کافی است یا اینکه لازم است این اصول مهندسی درعمل به اجرا درآید و بر اجرای آن نظارت کافی باشد مانیز اظهار امیدواری می کنیم که بم آینده بمی محکم، استوار وزیبا باشد.
گزارشگران : رحمت الله دریجانی ،فرشته زنگی ، گلناز سعادتیان

همدلی و هم سرنوشتی
یاری مردم بم به آسیب دیدگان زلزله زرند
در ساعت 55/5 دقیقه صبح روز 4/12/83 در منطقه زرند زلزله ای به بزرگی 4/6 ریشتر بوقوع پیوست. در همان روز کمکهای انساندوستانه از طرف جمعیت هلال احمر شهرستان بم به روستاهای زلزله زده زرند فرستاده شد که این کمکها شامل یک محموله دارو و امکاناتی چون بیل و کلنگ و 350 تخته چادر و 500 تخته پتو و مقداری کنسرو بود که به همراه دو دستگاه آمبولانس و 10 امدادگر به منطقه فرستاده شد. همچنین قرار است محلهایی برای دریافت کمکهای نقدی مردم در نظر گرفته شودو از طرف هلال احمر نیز 10 دستگاه سرویس بهداشتی به منطقه زلزله زده ارسال گردد.
گزارشگر: غلامرضا پیرامون

مستمری مددجویان بهزیستی تا پایان سال پرداخت می شود
گفتگو با دکتر موسی زاده سرپرست بهزیستی شهرستان بم

در گفتگویی که با آقای دکتر موسی زاده مسئول بهزیستی شهرستان بم داشتیم ،ایشان در زمینه های مختلف از جمله کودکان بی سرپرست ، زنان خود سرپرست ، معلولین شهر بم و مهدهای کودک صحبت کردند . بسیاری از نکاتی که ایشان اشاره کردند با گفته های آقای دکتر ستایش مشترک بود . ایشان اشاره داشتند که بهزیستی علاقه مند به استخدام جوانان بمی است وامیدوار است زمینه هایی فراهم شود تا آنها توانایی تخصصی خود را بالا ببرند ودرآزمونها موفق شوند.
دکتر موسی زاده همچنین گفت در حال حاضر 111 زن قطع نخاعی و112 مرد قطع نخاعی که در اثر حادثه زلزله معلول شده اند زیر پوشش بهزیستی قرار دارند وی در بخش دیگری از سخنانش گفت که تاکنون همه اعتبارات مورد نیاز بهزیستی پرداخت نشده است وما از برنامه عقب هستیم وامیدوارم تا پایان سال مستمری کلیه مددجویان پرداخت شود.
گزارشگر : غلامرضا پیرامون

جوابیه آقای افشاری درمورد تصرف فضای سبز برای ساختن پمپ بنزین
مدیرمسئول محترم شهروندان و مشارکت
با سلام وتشکر از جنابعالی ودیگر دست اندکاران خبرنامه وزین شهروندان ومشارکت همانطور که مستحضرید درشماره مورخه 17 بهمن ماه 83 صفحه چهارم خبرنامه مطلبی ظاهرا از زبان اهالی محله خیابان امیر کبیر کوچه شماره 10 به چاپ رسیده ودر آن نسبت به واگذاری زمین جهت احداث پمپ بنزین به اینجانب روح الله افشاری اعتراض گردیده . خواهشمند است جهت تنویر افکار عمومی و جلوگیری ازتضییع حقوق قانونی واجتماعی بنده جوابیه ذیل رادرهمان صفحه به چاپ رسانید .
به اطلاع اهالی شریف ومتدین خیابان امیر کبیر علی الخصوص جناب آقای علی موسوی می رساند زمین مذکور طبق نقشه جامع شهری قبل وبعد از زلزله خدمات شهری تشخیص داده شده است .یادآوری می شود طرح تفصیلی محصول تلاَش جمعی از متخصصین است که باتوجه به فرهنگ ورسوم، شرایط اجتماعی واقلیمی واعمال نظرمردم طراحی وتنظیم می گردد و به طور قطع هر شهروندی به تنهایی قادر به انجام آن نمی باشد ، لذا با توجه به عرایض فوق واگذاری زمین مذکورجهت احداث پمپ بنزین یا هراقدام خدماتی دیگر که رفاه وآسایش مردم را در پی داشته باشد هیچ منع قانونی نداشته وندارد. اینجانب وتمامی مسئولین ذیربط هیچ اقدام خلاف قانون انجام نداده ایم وصرفا خدمات رسانی به شهروندان محترم مد نظرمی باشد
* لازم به یاداوری همراه با این جوابیه آقای افشاری نامه خطاب به ریاست دادگستری شهرستان بم و همچنین شهرداری نوشته است و درآن ازقانونی بودن عمل خود دفاع نموده است . همچنین شهرداری درجوابیه خطاب به کلانتری شماره 13 شهرستان بم توضیح داده است که کاربری زمین فوق هم قبل وهم بعد از زلزله فضای سبز نبوده و تجهیزات شهری بوده است





شهروندان و مشارکت
خبرنامه دفتر هماهنگی اجتماعات محلی شهرستان بم
مدیر مسئول و سردبیر:
دکتر سیامک زند رضوی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
آدرس: بم، میدان امام، داخل محوطه شهرداری، روبروی ساختمان اصلی
شماره تماس: 09133414615 - 2222130 (0344)
پست الکترونیک:
Srazavi @ mail.uk. ac.ir
آدرس خبرنامه در اینترنت:
http:// Akhbar-Bam.blogspot. Com
هزینه این شماره خبرنامه توسط سازمان جهانی بهداشت W.H.O تأمین شده است
This issue of the newsletter have been financed by W.H.O
چاپ: چاپخانه گلبهار


NEWS LETTER OF BAM

0 Comments:

Post a Comment

<< Home