Thursday, April 12, 2007

NEWS LETTER OF BAM (2)



بنی آدم اعضای یکدیگرند

شماره2 جمعه هفدهم فروردين 1386


آنچه در این شماره می خوانید

اخبار فعاليتهاي مركز اجتماعات

ديدار شهردار با زنان محله دوستدار كودك

كارگاه تدوين تجربيات فعالان طرح بازپيوند

سخن مدیر مسئول

مركز اجتماعات شهر دوستدار كودك بم فضايي براي تبديل سرمايه انساني به سرمايه اجتماعي

بم در تاریخ ایران اولین های متعددی را به خود اختصاص داده است. اولین نقطه شهری پرجمعیتی که در دوران معاصر با زلزله ای مهیب ویران شده است. اولین باغ شهر ایران که بر پایه اقتصادی پایدار متکی به قنات و نخل حتی یک روز تخلیه و متروکه نشد ، اولین محدوده ای که در تاریخ معاصر تعداد زیادی از واحدهای سازمان ملل بطور همزمان در آن مستقر شده و به خدمت رسانی پرداختند. اولین شهری که تعداد بسیار زیادی از سازمان های غیردولتی داخلی و خارجی بطور رسمی برای امداد و بازسازی در آن مستقر شدند و شهروندان بطور عینی با مفهومی تازه آشنا شدند. ((ان جی او)) اصطلاحی که نشان می داد آسیب دیدگان تنها نیستند و خدمات دولتیِ از بالا به پایین ، ناهماهنگ ، پراکنده ، پرهزینه و پرریخت و پاش ، تنها راه کمک رسانی نیست. انسان های دیگری ایرانی و غیرایرانی آمدند ، مستقر شدند و با سرمایه هایی اندک و عشق پایان ناپذیر در امر امداد و بازسازی فعال شدند و نشان دادند که انسان دوستی مرز ، رنگ ، نژاد ، مذهب و ... نمی شناسد
آنچه که از حضور واحدهای سازمان ملل و سازمان های غیردولتی در طول سه سال اخیر در بم برجای مانده است به دو بخش تقسیم می شود. نخست میراث فیزیکی است شامل : تأسیسات ، خانه ها ، مدارس ، مراکز بهداشت ، بیمارستان ، دانشگاه ، ورزشگاه و ... ، بخش دوم میراث معنوی است که بطور عمده شامل دوره های آموزشی است که برگزار شدو نیروهای انسانی فعال در روزنامه های محلی و دفاتر خبرگزاری های بم از علاقه مندانی که در پروژه های مشترک سازمان جهانی بهداشت دوره های آموزشی دیده اند و رابطین بهداشت در مناطق آسیب دیده را تشکیل دادند ، مشاوران مدارس و دبیرانی که در پروژه مشترک یونیسف با سازمان آموزش و پرورش آموزش دیده اند دختران و پسران جوانی که به عنوان مددکار در پروژه مشترک یونیسف با بهزیستی (طرح بازپیوند) شرکت کردند و تبدیل به بهترین حمایت کنندگان از کودکان جدا شده ، تنها و یتیم شده اند و می توانند به عنوان ((دیدبانان حقوق کودکان)) عمل کنند
آن دسته از دختران جوانی که توسط انجمن دوستداران کودک کرمان و مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا با همکاری بهزیستی دوره فشرده مربیگری را آموختند امروزه نیروهای تخصصی مهدکودک های منطقه را تشکیل می دهند
همه این گروه ها بخشی از این میراث معنوی بر جا مانده از سازمان های یاد شده هستند. ((سرمایه انسانی)) بوجود آمده که به نسبت جمعیت منطقه شاید در کل کشور بی نظیر باشد. این سرمایه انسانی لازم اما کافی نیست برای آن که از این سرمایه بهتر استفاده شود ، باید آموزش ها به طور مستمر ادامه یابد ، برای حفظ و گسترش بازار کارش تلاش شود و در صورت ضرورت تجربه اش را به سایر نقاط کشور که دچار حوادث طبیعی و پیامدهای اجتماعی ناشی از آن می شود، منتقل کند. همچنین ضروری است که به صورتی منظم و پیوسته در کنار یکدیگر حاضر شوند و در ساز و کاری داوطلبانه و غیردولتی فعالیت های آموزشی خود را سامان دهی کنند

و ((سرمایه اجتماعی)) خود را به وجود آورند
مرکز اجتماعات شهر دوستدار کودک فضایی مناسب برای چنین فعالیتی است. برگزاری نشست های منظم ، می تواند تعاملات غیررسمی موجود میان این ((سرمایه انسانی)) را رسمیت بخشیده و به سمت ایجاد ((سرمایه اجتماعی)) سوق دهد. مرکز اجتماعات شهر دوستدار کودک آمادگی دارد میزبان این نشست ها باشد و در تبدیل سرمایه انسانی موجود به سرمایه اجتماعی پایدار سهمی شایسته را بر عهده بگیرد

طرح پیشنهادی برای مدیریت پایدار مرکز اجتماعات شهر دوستدار کودک

تأسیس مرکز اجتماعات محلی در قالب شهر دوستدار کودک تجربه ای نو و در تاریخ معاصر این سرزمین بی نظیر است. آنچه بیش از هر چیز در برنامه ریزی های اجتماعی اهمیت دارد پایداری و ماندگاری آن به همت مردمانی است که از آن برنامه بهره مند می شوند پايداری در واقع دغدغه اصلی همه کمک دهندگان مالی پروژه و مدیران آن است. در پی گفتگویی که با تنی چند از دوستداران بم و آقای دکتر عباس اسماعیلی به عمل آمد طرحی از سوی ايشان به شورای اسلامی شهر بم در جهت پیشبرد این هدف پیشنهاد شد. متن این پیشنهاد به شرح زیر است
از آنجا که بر طبق تفاهم نامه موجود میان یونیسف و شهرداری بم مجموعه ای به مساحت 4800 مترمربع شامل 1350 مترمربع زیربنا در محدوده تعیین شده به عنوان شهر دوستدار کودک (در مجاورت ارگ) با عنوان: مرکز اجتماعات محلی با هزینه و نظارت یونیسف در حال ساخت است و بر طبق همان موافقت نامه مالکیت و مدیریت نگهداری ساختمان مذکور و تجهیزات اهدایی به آن بر عهده شهرداری بم می باشد و همچنین شهرداری موظف است ، در یک دوره پنج ساله پس از آغاز بهره برداری بطور منظم ، نحوه استفاده از این ساختمان و امکانات آن را به یونیسف گزارش نماید. انجام شایسته این امر مستلزم حضورهیئت امنایی توانمند است تا بتواند امر سیاستگزاری و هدایت برنامه های مرکز را عهده دار شود.بطوری که ضمن حفظ مکان و تجهیزات اهدایی ، از این مکان در جهت خدمت رسانی به شهروندان بویژه کودکان ، نوجوانان و زنان استفاده شود ، شهروندان نیزدر امر برنامه ریزی ، اجرا ، ارزشیابی مشارکت فعال داشته باشند و از دانش و تخصص مجامع علمی دانشگاهی ، تجربیات سازمان های غیردولتی و امکانات و منابع دستگاه های دولتی به شکلی هماهنگ و شایسته استفاده شود و شهرداری بم نیز همواره در برابر نیت خیر اهدا کنندگان این امکانات و یونیسف سربلند باشد
ترکیب هیئت امناءمرکز به شرح زیر خواهد بود
شهردار بم
نماینده شورای شهر
نماینده بهزیستی
نماینده آموزش و پرورش
نماینده محیط زیست

نماینده مرکز بهداشت
نماینده فرهنگ و ارشاد اسلامی
نماینده میراث فرهنگی و گردشگری
نماینده کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
نماینده دانشگاه شهید باهنر
نماینده دانشگاه آزاد اسلامی
نماینده دانشگاه پیام نور
نماینده تربیت بدنی
نماینده هلال احمر
پنج نماینده سازمان های غیردولتی ثبت شده و رسمی مرتبط با امور کودکان و زنان که در بم فعالیت مستمر دارند
چهار نماینده از شوراهای دانش آموزی شهر بم (
دو دختر – دوپسر
(چهار نماینده منتخب از محدوده دوستدار کودک که مرکز اجتماعات محلی در آن واقع شده است (دو زن – دو مرد
علاوه بر 27 نماینده ذکر شده که همه ساله از طرف سازمان و ارگان های ذی ربط معرفی می شوند.برای انتقال تجربیات شخصیت هایی که به طور مستقیم و غیرمستقیم در پایه گزاری این مرکز مشارکت داشته اند اشخاص حقیقی زیر نیز به مدت پنج سال (پایان تعهد ارسال گزارش به یونیسف) در این هیئت امناء عضویت خواهند داشت که عبارتند از
آقای دکتر عباس اسماعیلی ، آقای مهند س علی باقری زاده ، آقای علی توحیدی ، آقای علی دادگر، آقای رضا پنجعلی زاده ، آقای علی توحیدی ، حجت الاسلام خواجه ، آقای محمد کامران زاده ، آقای محسن عزیزی ، آقای احمد مشکی ، آقای بهزاد بهزاد پور ، آقای دکتر سیامک زندرضوی ، سرکار خانم عشرت کریمی افشار ، سرکار خانم اعظم جوشایی
جلسه اعضاء هیئت امناء هر سه ماه یک بار در محل مرکز برگزار می شود و ضمن تصویب اساسنامه و برنامه های مرکز ، با انتخاب کمیته های کاری در فاصله دو نشست هیئت امناء بر حسن انجام امور نظارت خواهد داشت.مدیر مرکز به پیشنهاد شهردار و تأیید هیئت امناء انتخاب و انجام وظیفه خواهد کرد و از شهرداری حقوق خواهد گرفت. مدیر مرکز گزارشات خود را برای بررسی و تهیه گزارش دوره ای برای ارسال به یونیسف به هیئت امناء تسلیم می نماید.هزینه های نگهداری مرکز توسط شهرداری تأمین می شود و میزان آن همه ساله توسط مدیر مرکز برای تصویب به هیئت امناء پیشنهاد می شود
هر یک از سازمان های دولتی و و غیردولتی که مایل به استفاده از امکانات این مرکز در جهت امور مرتبط باشند می بایستی در تأمین بخشی از هزینه های مرکز مشارکت نمایند.میزان و نحوه مشارکت را مدیر مرکز تعیین و برای تصویب به هیئت امناء پیشنهاد می نماید
استفاده شهروندان از امکانات این مرکز مشروط به تکمیل فرم عضویت و پرداخت حق عضویت سالیانه رایگان خواهد بود. میزان حق عضویت به پیشنهاد مدیر مرکز و تصویب هیئت امناء هر سال تعیین می شود

تو را با عشق مي خوانم

به فروردین
شباب عشق
به گلگشت گل و سبزه
به ایامی که گنجشکان عاشق ، عشق می ورزند
و با منقارهاشان آشیان سازند
و با شور و هیاهو نغمه می خوانند
هزاران آرزو در سر ، توان عشق در پاشان
تمام بالشان از شوق لبریز است
به رسم بچه گانه بال می کوبند چمان دنبال هم از خویش بی خویشند
من تنها تو را با عشق می خوانم
به امید توانمندی
به امید هماهنگی
به امید زمان بهتر و زیبا ، زمان شاد و طولانی
تو را با عشق می خوانم
تو را با عشق می خوانم

(دکتر عباس اسماعیلی (حکیم


اخبار
فعاليت هاي مركز اجتماعات


در تاریخ 85/12/12 ، مدیر مرکز اجتماعات محلی با سرکار خانم توکلی یکی از مسئولین انجمن گل مریم در محل این مؤسسه دیدار و گفتگو کرد . هدف گفتگو بررسی زمینه های همکاری مرکز اجتماعات با انجمن مذکور بود
انجمن گل مریم پس از زلزله تأسیس شده است و هدف آن خدمت رسانی به زنان بویژه زنان سرپرست خانوار است در مرکز این انجمن کلاس های قالی بافی و آموزش رایانه برگزار می شود و یک کارگاه خیاطی نیز فعال است که تعدادی از زنان سرپرست خانوار در آن به تولید مشغول هستند
علاوه بر آن برای نگهداری از کودکان نیز فضایی در نظر گرفته شده است که مسئولیت آن را خانم زینب یوسف زاده بر عهده دارد

****
در جلسه هماهنگی که در محل مرکز با حضور مدیر مرکز و مربیان نمایش خلاق در تاریخ 85/12/13 برگزار شد میان اعضاء تقسیم کار به عمل آمد به طوری که در شانزده مدرسه انتخابی دوره های آموزشی نمایش خلاق برای کودکان برگزار شود ، فهرست مدارس و مربیان به قرار زیر است ، مربیان آموزش دیده در مدارس مذکور نمایش خلاق را با دانش آموزان علاقه مند تمرین خواهند کرد
دبستان ابوذر: خانم ها سپیده دهقانی و روشنک شجاع حیدری
دبستان جهاد: آقای علی عسکری و خانم معصومه دهقانی
دبستان عماد: آقای ابوذر آذریون و خانم میترا اسدی
دبستان آیت الله کاشانی: خانم ها آرزو برقی و صدیقه نورزاده یزدی
دبستان اتقایی: خانم ها الهه محمدی زاده و سوده محمدی زاده
دبستان جهاد: آقای علیرضا سفیدگر و خانم مهلا اسدی
دبستان عماد: آقای علی عسکری و خانم معصومه دهقانی
دبستان 13 آبان: آقای دبستانی و خانم درویشی
مدرسه راهنمایی اولیاء: آقای ابوذر آذریون و آقای دبستانی
مدرسه راهنمایی شهدا: آقای علی عسکری و آقای دبستانی
مدرسه راهنمایی ملاصدرا: آقای عباس جلال آبادی ، خانم الهه سالاری
مدرسه راهنمایی نمونه فرزانگان: آقای علی رضا سفیدگر و خانم رویا شجاع حیدری
مدرسه راهنمایی نرگس: آقای ابوذر آذریون و خانم آرزو جبدرانی
دبیرستان مهدیه: آقای احسان توحیدی و خانم مریم جزینی
هنرستان حکیم فارابی: آقای احسان توحیدی و خانم مریم جزینی
هنرستان کافی: آقایان احسان توحیدی و عباس جلال آبادی

****
در تاریخ 85/12/14 ، مدیر مرکز (خانم مریم جزینی) در محل شهرداری با آقای پنجعلی زاده کارشناس مسئول شهر دوستدار کودک دیدار و گفتگو کرد. در این دیدار مدیر مرکز ضمن معرفی پروژه مشترک دانشگاه شهید باهنر و یونیسف و فعالیت های انجام شده از آقای پنجعلی زاده درخواست کرد که هماهنگی های لازم برای حضور شهردار بم در مرکز اجتماعات را به عمل آورد و ایشان نیز در این زمینه قول مساعد دادند
در تاریخ 85/12/24 ، مدیر مرکز اجتماعات در دفتر کار خانم عسکر زاده مدیر محترم هنرستان حکیم فارابی حاضر شد و ضمن معرفی پروژه از ایشان درخواست همکاری کرد.در این جلسه که خانم دریجانی یکی از دبیران هنرستان نیز حاضر بود برای برگزاری نمایشگاه هایی از کارهای دانش آموزان در محل مرکز توافق اصولی حاصل شد. علاوه بر آن مدیر هنرستان علاقه مندی خود را برای مشارکت در طرح یار مهربان (امانت بسته های کتاب برای همه اعضاء خانواده) برای دانش آموزان هنرستان ابراز کرد.* در روزهای پایانی سال 1385 ، کیف های امانت کتاب برای استفاده در تعطیلات نوروز توسط معلمان ، دانش آموزان و اعضاء خانواده های آنان در سه مدرسه توزیع شد که عبارتند از: هنرستان حکیم فارابی 25 بسته ، مدرسه راهنمایی فرزانگان 25 بسته و مدرسه راهنمایی شهدا 30 بسته ، در نیمه دوم فروردین نتایج حاصل از توزیع این بسته ها و پیامد آن مورد بررسی قرار می گیرد

دیدار جمعی از خانم های ساکن در محدوده شهر دوستدار کودک با شهردار بم


عصر روز چهارشنبه 85/12/16 ، شهردار بم جناب آقای باقری زاده به اتفاق دو نفر از کارشناسان شهرداری برای دیدار با شهروندان ساکن محدوده شهر دوستدار کودک به مرکز اجتماعات آمدند. ایشان ضمن اظهار رضایت از دیدار با خانم های حاضر در جلسه اعلام کردند که محله دوستدار کودک اولین تجربه در نوع خود است که برای نخستین بار در کشور ایران در بم به اجرا در می آید و قرار است در این محدوده پارک دوستدار کودک به زودی به بهره برداری برسد و علاوه بر آن یک مسیر کمربند سبز نیز در این محدوده از محل پارک شهر دوستدار کودک در مجاورت پل اسپیکان آغاز و پس از گذر از مجاور مرکز اجتماعات و کوچه بوستان به مکان شهرداری ختم می شود. در این مسیر سبز پنج پارک ساخته می شود که یکی از آن ها به نام پارک بانوان خواهد بود. بخشی از این مسیر بصورت سنگ فرش اجرا می شود و فضاهایی برای بازی کودکان احداث می شود. علاوه بر آن در همه تقاطع های این مسیر سبز برای ایجاد امنیت بیشتر برای کودکان چراغ های راهنمایی و رانندگی نصب گردد
در این جلسه شهردار پذیرفت که در مسیر اصلی خیابان سخایی سطل های زباله مناسب قرار داده شود و یک مسیر اتوبوس رانی در این محدوده راه اندازی و آوارهای باقیمانده نیز جمع آوری شود. جلسه از ساعت 4:30 بعد از ظهر آغاز و به مدت یک ساعت ادامه یافت
متعاقب دیدار شهردار از مرکز اجتماعات در روز 85/12/17 آقای جزینی معاون شهردار نیز در محل مرکز حاضر شد و آمادگی خود را برای اجرای ایده های توافق شده با شهردار در جلسه روز گذشته اعلام کرد

کارگاه تدوین تجربیات فعالان طرح بازپیوند ، پروژه مشترک یونیسف با بهزیستی استان کرمان

از آنجا که بر پایه پیمان نامه جهانی حقوق کودک ، کودکان بی سرپرست از جمله آسیب پذیرترین انسان ها شناخته می شوند صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) از اولین روزهای بعد از وقوع زلزله 5 دی ماه 1382 ، با هماهنگی با اداره کل بهزیستی استان کرمان کارشناسان خود را به نواحی زلزله زده اعزام کرد و با همکاری کارشناسان آن اداره کل چند پروژه برای حمایت از کودکان تعریف و عملیاتی شد که یکی از مهمترین این پروژه ها برنامه حمایت از کودکان و باز پیوند خانواده ها بود. هدف کلی طرح ارتقاء سطح زندگی و حصول اطمینان از تثبیت وضعیت کودکان جدا شده ، تنها و در معرض جدایی و همچنین انجام دادن پیگیری های لازم در طولانی مدت ، در درون خانواده بود
برای رسیدن به هدف فوق موافقت نامه ای میان اداره کل بهریستی استان کرمان و دفتر یونیسف در ایران امضاء شد. در ساختار طرح یک دفتر مرکزی در کرمان ، شعبه مرکزی با 13 دفتر منطقه ای در بم به عنوان پایگاه خدمات مددکاری پیش بینی و دایر شد که در مجموع 89 نفر به عنوان مددکار ، روان شناس ، مدیر ، اپراتور و مشاور در این دفاتر مشغول به خدمت شدند
دو دفتر منطقه ای نیز در جیرفت و نرماشیر تأسیس شد و پس از بیش از یک سال فعالیت و شناسایی بیش از 3600 کودک و تشکیل پرونده مددکاری و پیگیری وضعیت آنان و توزیع چند نوبت بسته های خاص کودک و خانواده از هدایای یونیسف ، طرح به پایان رسید و بهزیستی تنها توانست ده نفر از کارشناسان مذکور را برای ادامه کار حفظ نماید و اکثریت کارشناسان و مددکاران مذکور از کار بیکار و چتر حمایت های مددکاری از اکثریت کودکان مذکور برچیده شد. در حال حاضر تنها کمتر از یک سوم کودکان شناسایی شده در طرح مذکور هنوز به درجه ای از خدمات مددکاری بهزیستی بهره مند می شوند. اخیراً به ابتکار اداره کل بهزیستی استان کرمان و حمایت یونیسف مسئله تدوین تجربیات فعالان طرح بازپیوند در دستور کار قرار گرفت. هدف مقدماتی آن است که دستاوردهای مثبت و نکات منفی و کمبودهای این فعالیت مستند و مکتوب شود به طوری که بتوان از این تجربه در سایر نقاط حادثه دیده در ایران و سایر مناطق جهان در آینده استفاده کرد تا حمایت از کودکان منظم تر ، دقیق تر و با استمرار بیشتر به اجرا درآید.. بخشی از امر مستند سازی ، تدوین تجربیات فعالان (کارشناسان و مددکاران) طرح باز پیوند است. تجربه هایی که در جایی مکتوب نشده است و رفته رفته بر اثر گذر زمان از حافظه آنان زدوده می شود برای انجام این کار برگزاری یک کارگاه پژوهشی با روش عملی مشارکتی پیشنهاد شد مدیر مسئول خبرنامه شهروندان و مشارکت مسئولیت تسهیل گری آن را بر عهده گرفت
این کارگاه یک روزه با همکاری کارشناسان مسئول طرح در اداره کل بهزیستی استان کرمان خانم قاضی زاده و مسئول مستند سازی طرح آقای ملازاده در تاریخ 86/1/16 در شهر بم برگزار شد. در ابتدای جلسه آقای موسی زاده ریاست بهزیستی شهرستان بم بر اهمیت اجرای آن تأکید کرد
هدف اصلی کارگاه آن بود که با استفاده از پرسش های کلیدی (مکتوب و شفاهی) اطلاعات موجود در نزد کارشناسان که در خاطره و یاد آنها باقی مانده است استخراج و بر پایه روش سه گوشه سازی مستند و در نهایت مکتوب شود. کاری که در دست انجام است. در این جا تنها بخشی از اطلاعات که به طور مقدماتی استخراج شده است گزارش می شود. با این هدف که توجه همگان به این نکته جلب شودکه هر چند تربیت ، آموزش و بکارگیری جوانان در امر خدمت رسانی به کودکان بسیار ارزشمند است اما اگر این ((سرمایه انسانی)) با حمایت سازمان های مسئول دولت و سازمان های غیردولتی علاقه مند ، به ((سرمایه اجتماعی))تبدیل شود به مراتب مؤثرتر و ارزشمندتر خواهد شد ، در سطح انفرادی هر عضو می تواند به درجه بالایی با تنش های از دست دادن شغل و درآمد مواجه شود و از طرف دیگر در نقش مددکار با ادامه دادن فعالیت حرفه ای در قالب تشکلی غیردولتی این فرصت را فراهم آورد که کودکان آسیب دیده به سادگی از حمایت های دریافتی محروم نشوند. بویژه که برای تعداد زیادی از این کودکان حضور انسانی جوان و آموزش دیده و مراقب به درجه ای می تواند جای خالی پدر و مادر از دست داده را جبران نماید
در اینجا به بخشی از نتایج مقدماتی کارگاه اشاره می شود این مسائل که بخشی از 3600 کودک آسیب دیده از زلزله که پدر ، مادر و یا هر دوی آنها را از دست داده اند با آن مواجه بوده و هنوز هم ممکن است با آن مواجه باشند هشداری به همه ما خواهد بود ، برای همه کسانی که رنج یک کودک را رنج همه بشریت می فهمند و معتقدند می توان با ایجاد سازو کارهای مناسب از رنج آن کودکان کاست ، تنها با این پیش فرض ساده که باید مسائل کودکان را در اولویت اول قرار داد و از ظرفیت ((سرمایه انسانی))ایجاد شده در قالب های مناسب به نفع کودکان استفاده کرد

Wednesday, April 11, 2007

NEWS LETTER OF BAM (1)




بنی آدم اعضای یکدیگرند

شماره 1 - پنجشنبه هفدهم اسفند 1385

آنچه در این شماره می خوانید

آنچه درباره یک ارتباط مناسب بین خانه و مدرسه باید بدانیم
نمایش خلاق و توانایی های بازیگری
نمونه ای از فرایند برگزاری کارگاه های مسئله یابی مشارکتی در مرکز

سخن مدیر مسئول

مرکز اجتماعات محلی شهر دوستدار کودک بم

یونیسف بر پایه یک تفاهم نامه مشترک با مجموعه ای از دستگاه های اجرایی و آموزشی، محدوده ای در حاشیه ارگ باستانی بم را به عنوان محدوده شهر دوستدار کودک اعلام کرده است و در این محدوده برای اولین بار در ایران مسئولیت تأمین هزینه ساخت و برپایی چندین طرح آموزشی و خدماتی را بر عهده گرفته است. یکی از این ساختمانها، مرکزی است برای فعالیت های آموزشی ، پژوهشی و اطلاع رسانی که فرایند ساخت و تصویر نهایی آن را در این صفحه ملاحظه می کنید. این مکان برخلاف سایر مکانها مانند مدارس، بیمارستان ها ، دانشکده ها و ... که در بم پس از زلزله ساخته شده است. کاربری کاملاً تعریف شده ای ندارد ، از این رو یونیسف طرحی را که معاونت پژوهشی دانشگاه شهید باهنر کرمان برای تعریف عملی و اجرایی این مرکز پیشنهاد داد پذیرفت
بر پایه این طرح ، این ساختمان مکانی برای هماهنگی فعالیت هایی است که به توانا شدن شهروندان در محدوده ای گسترده تر از منطقه شهر دوستدار کودک خواهد انجامید. پیش فرض اساسی طرح این واقعیت ساده است که همه شهروندان با همه اختلاف نظرهایی که دارند در یک نکته متفق القول اند که می خواهند و آرزو دارند فرزندان آنان نسبت به خودشان شادتر، تواناتر و موفق تر باشند و این حلقه اتصال همه شهروندان اعم از زن و مرد پیر و جوان و خرد و کلان است. برای فعالیت در این برنامه از سه نفر از کارشناسان توانمند بعنوان هدایت گران اصلی برنامه های طرح دعوت به همکاری شد. ویژگی مشترک این افراد این است که همه آنان پس از زلزله در بم حاضر شده و با تعداد زیادی از شهروندان ساکن بم از نزدیک کار کرده و آشنایی دارند ، همکاران طرح عبارتند از: آقای یدالله آقاعباسی که پایه گذار نمایش خلاق در ایران است ، وی مدرس دانشگاه و مؤلف کتاب نمایش خلاق است و در سه مرحله پس از زلزله در بم این هنر ارزشمند را به علاقه مندان آموزش داده است و پروژه نمایش خلاق را در این طرح هدایت می کند. خانم مهرا جلیلی ، روانشناس کودک، مدرس آموزش مهارتهای زندگی و رئیس هیئت مدیره انجمن دوستداران کودک کرمان، انجمنی که پــس از زلـزله سیصد مربی مهدکودک را با همکاری یونیسف ، بهزیستی و مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا در بم آموزش داده است، در این طرح هدایت نشست های فعالان کودک، کارشناسان و نشست های اولیاء و مربیان،ِ آموزش خانواده را عهده دار شده اند
خانم رویا اخلاص پور کار شناس اقتصاد و فعالیت های خرده وام دهی ، مدیر عامل انجمن دوستداران کودک کرمان که مشاور علمی طرح صندوق خرده وام دهی در پشترود است فعالیتی که تا به امروز با مشارکت زنان و به صورت خودگردان ادامه دارد. ایشان هدایت بخش »یار مهربان« کتاب برای همه اعضاء خانواده و هدایت »قصه خوانی و قصه گویی خلاق« برای کودکان و نوجوانان را بر عهده دارد
مدیر مسئول این خبرنامه( سیامک زند رضوی) که پس از زلــزلــه با حمایت شورای اسلامی شهر بم پروژه مدیریت بحران بر پایه مشارکت شهروندان و اجتماعات محلی را تدوین که در مقیاس محدود در مناطقی از بم و بروات به اجرا درآمد و خبرنامه شهروندان و مشارکت (دوره اول) را در 52 شماره به چاپ رساند، مسئولیت و مدیریت طرح را بر عهده دارد
فعالیت های اجرایی طرح در مرکز را خانم مریم جزینی بر عهده دارد و عکس های زیبا شماره یک خبرنامه را خانم معصومه دهقانی نهیه کرده است
همه ما امیدواریم قدم به قدم برنامه های گوناگون این طرح با مشارکت شهروندان ساکن این محدوده و خارج آن تحقق یابد این مشارکت در همه ابعاد آن درخواست می شود
یعنی همه افراد علاقه مند و داوطلب در امر برنامه ریزی ، مدیریت ، اجرا ، ارزشیابی حاضر شوند و حاصل آن را مشاهده کنند.
کودکان تنها در سایه حضور مادران،پدران ، معلمان و سرپرستانی فعال برای آموختن ،شنیدن و عمل کردن و آماده برقراری ارتباطاتی موثر می توانند نسبت به ما شادتر ، تواناتر و موفق تر شوند
از همه مسئولین یونیسف بویژه مدیر اجرایی آن آقای کلبرگ و مدیر شهر دوستدار کودک بم آقای مهندس معنوی سپاسگزارم که فرصت این فعالیت را فراهم آوردند و از مسئولین دانشگاه شهید باهنر به ویژه معاونت پژوهشی آقای دکتر رنجبر که همواره یاور طرح هستند، قدردانی می کنم و اطمینان دارم بدون یاری همه مسئولان اجرایی شهر بم این اهداف محقق نخواهد شد .وهمکاری آنان را همچون گذشته آرزو دارم

گفتگو با مدیر مرکز محله شهر دوستدار کودک بم و گزارشی از فعالیت های 45 روزه مرکز
مدیر مرکز محله شهر دوستدار کودک خانم مریم جزینی زاده فارغ التحصیل رشته مهندسی منابع طبیعی (جنگلداری) از دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان است وی پس از زلزله در فعالیتهای مختلفی شرکت داشته است از جمله
رابط بهداشت طرح خانم دکتر کیا ، معاون کانون خضراء پشترود (یونیسف) ، مدیر مرکز آموزشی فرهنگی تفریحی مهران پشترود ، مدیر صندوق خرده و کلان وام دهی در پشترود همراه با نظارت بر نانوایی زنان ، در حال حاضر مدیر مرکز اجتماعات محلی شهر دوستدار کودک
وی در مورد جزییات صندوق خرده وام دهی پشترود چنین توضیح می دهد: برای شروع این پروژه به همراه یکی از دوستانم به تک تک خانه ها در روستای پشترود مراجعه کردیم تا اطلاعات کافی در رابطه با وضعیت زندگی ، نحوه ی درآمد و میزان مالکیت زمین و باغ و دام و نوع اشتغال زنان بدست آید و در حدود 250 خانوار مورد بررسی قرار گرفت
کار صندوق از شهریور 83 شروع شد وام هایی که پرداختی شامل موارد زیر بود: یک - وام خرید گاو (7.000.0000 ریال) 2- وام خرید گوسفند (5.000.000 ریال) ، 3- وام مغازه (5.000.000 ریال) 4- وام چرخ خیاطی (3.000.000 ریال) این وام ها بدون سود و اقساط آنها به صورت هفتگی دریافت می شود تا ما افراد را از نزدیک دیده و درباره ی پیشرفت کارشان اطلاع داشته باشیم نحوه ی پرداخت وام ها به این صورت است که افراد علاقمند به دریافت وام به گروه های 20 نفره تقسیم شده اند و هر گروه یک نام و یک سرگروه دارد و هنگام پرداخت وام هر گروه تصمیم می گرفت که اولویت با چه کسی باشد و تا امروز حدود 22 گروه تشکیل شده است. بعدها متوجه شدیم که گاهی اوقات افراد نیازمند وام های کوتاه مدت با مبلغ کمتری می باشند که این کار را با

وام های 2.000.000 و 1.000.000 ریالی ، گره گشایی شد که این وام ، از یک ماهه تا 12 ماهه پرداخت و به صورت یک جا ویا قسطی بازپرداخت می شود. در کنار این صندوق وام بزرگ ، یک صندوق وام کوچک هم وجود دارد که خانم ها هر کدام 1000 تومان به عنوان عضو پرداخت می کنند که این پول ها جمع شده و نهایتاً بین اعضایی که آن روز پول پرداخت کردند قرعه کشی شده و وام داده می شود که مبلغ آن 500.000 ریال می باشد و کسی که وام گرفته از هفته ی بعد یک هزار تومان برای بازپرداخت و یک هزار تومان برای عضویت می پردازد و گاهی اوقات وام بدون قرعه کشی و فقط بر حسب نیاز پرداخت می شود اعضاء صندوق

از 17 نفر عضو شروع شده و در حال حاضر 320 نفر هستند. این صندوق با حمایت امداد بین الملل تشکیل شد ولی اکنون با حمایت شورای روستا بصورت خودگردان کار می کند
خانم جزینی در مورد فعالیتهای مرکز محله دوستدار کودک چنین می گوید:وی کار را با گردش در محله برای آشنایی اهالی ومعرفی مرکز به صورت مراجعه خانه به خانه شروع کرده است در سه منطقه از محله از خانمهابرای شرکت در نشست دوستانه و معرفی مرکز دعوت به عمل آورده است ،در این سه جلسه با مادران و کودکان محله و شناساندن مرکز محله و فعالیت های مد نظر در مرکز گفتگو شد ، کیف های کتاب تحت عنوان یار مهربان به صورت امانت بین افراد علاقه مند به طرح کتاب خوانی و با کتابهایی مناسب همه اعضاء خانواده توزیع شد ، همچنین با خانم دانشیار ساکن محله برای بررسی امکان برگزاری کلاس های زبان انگلیسی و با خانم صنعتی برای برگزاری کلاس خیاطی گفتگو شد ، یک مهمانی آش برگزار گردید که در آن صندوق وام کوچک معرفی شد ، با مدیران مدارس حاشیه و محدوده شهر دوستدار کودک دیدار از آنها برای همکاری در زمینه های آموزشی فرهنگی و تفریحی دعوت شد ، دیدار با خانم ها برای بررسی امکان درختکاری در جلوی منازل ، برگزاری کارگاههای نمایش خلاق برای تعدادی از هنرمندان تئاتر و مربیان مهدکودک و افراد علاقه مند در تالار بسطامی و سالن انجمن حمایت از کودکان کار از جمله فعالیتهای دیگر مرکز بوده است. این مربیان آموزش دیده تئاتر خلاق از هم اکنون کار خود را در تعدادی از مدارس آغاز کرده اند
دعوت از شهردار بم برای حضور در مرکز انجام شده که مورد استقبال ایشان قرار گرفته و به زودی نشستی با حضور مهندس باقری در مرکز برگزار می شود.با آرزوی موفقیت برای ایشان و این که بتوانند از تجربه خود در سه سال گذشته به نحو شایسته ای در محدود شهر دوستدار کودک برای هماهنگ کردن فعالیت های آموزشی ، پژوهشی و اطلاع رسانی مرکز استفاده کنند

آنچه درباره یک ارتباط مناسب بین خانه و مدرسه باید بدانیم
مهرا جلیلی، اسفند 85
تحقیقات بسیار همه بر این حقیقت تأکید دارند که شرکت فعالانه ی والدین و مداخله ی آگاهانه ی آنها در تعلیم و تربیت فرزندانشان در تمامی سطوح علی رغم وضعیت اقتصادی ، قومی و فرهنگی شان با نتایج بسیار مثبت برای کودکان و نوجوانان همراه است. این شرکت از سطح پیش دبستان انگیزه و سوخت عاطفی لازم را ایجاد کرده و تا پایان دوران تحصیل همواره یار و یاور دانش آموز و دست اندرکاران امر آموزش می باشد
تحقیقات نشان داده است که برای دستیابی به این نتایج مثبت باید نیازهای رشدی کودکان با نگرش ها و طرز عملکرد والدینشان و انتظارات برنامه های مدرسه همخوانی داشته باشد و از شرکت والدین در برنامه های آموزشی حمایت و پشتیبانی شود
شواهد نشان می دهند که سه روند خانواده محور در بوجود آوردن این همخوانی و ارتقاء نتایج موفقیت آمیز ، سهیم اند
یک - روش اولیاءگری ، دو- ارتباط خانه و مدرسه ، سه - (قبول) مسئولیت یادگیری
روش اولیاء گری: به معنی طرز برخورد ، نگرش ، ارزش ها و عملکردهای والدین در پرورش فرزندانشان می باشد
ارتباط خانه و مدرسه: به مفهوم ارتباطات رسمی و غیررسمی بین خانواده و محیط آموزشی است
(قبول) مسئولیت یادگیری: آن جنبه از اولیاگری است که تأکید را بر فعالیتهای موجود در خانه و اجتماع می گذارد که مهارتهای یادگیری را در کودک خردسال ارتقاء می دهند به عبارت دیگر کودک با آموختن مهارتها مسئولیت یادگیری را خود به عهده خواهد داشت و در برابر مسئولیت تلاش لازم را (با حمایت و پشتیبانی والدین) خواهد نمود
هنگامی که خانواده در تحصیل کودکان به طور معنی داری درگیر می شود ، تأثیر مثبتی در عملکرد تحصیلی آنها باقی می گذارد. در نتیجه دانش آموزانی که خانواده های علاقمندتر و درگیرتری دارند ، نمرات بهتری در امتحانات ارزیابی آورده اند ، حضور بیشتری در کلاسها داشته اند و تکالیفشان را به نحو بهتر و کاملتری انجام داده اند و در ادامه انگیزه ی بیشتری نیز برای موفقیت داشته اند. این گونه دانش آموزان اغلب بسیار کمتر دچار مشکلات انضباطی می شوند. دانش آموزان این گونه خانواده ها برای یادگیری آماده تر و تواناترند. بیشتر در مدرسه می مانند و از تجربیات با کیفیت بالای یادگیری بیشتری نفع می برند
والدین یک نقش اساسی در ایجاد اعتماد به نفس و انگیزه در کودکان بازی می کنند. والدین می توانند کودکان را در تکمیل تکالیفشان تشویق کنند و برای غنی ساختن برنامه آموزشی در تجربه های خارج از خانه با آنها همراهی کنند و به این ترتیب اعتماد به نفس آنها را تقویت نموده و علائق آنها را گسترش دهند
برای آن که یک ارتباط خوب بین خانه و مدرسه وجود داشته باشد بایستی همه عوامل فعالانه از این موضوع حمایت کنند ، مدرسه ها ، اجتماع پیرامونی مراکز کسب و کار و دولت
مدارس می توانند: 1) خانواده ها و معلمین را برای ایجاد یک توافق نامه آموزشی یاری کنند. توافق نامه بایستی اهداف ، انتظارات و مسئولیت های خانواده و والدین را به عنوان شرکای برابر تعریف نمایند. این توافق نامه ها بایستی به زبان ساده و قابل فهم برای همه والدین نوشته شود ، توافق نامه ها می تواند هماهنگ با روشهای سایر مدارس نوشته شود و در نتیجه پیوندهای قوی میان خانواده ، دانش آموز و معلمان ایجاد کند و محیطی قدرتمند برای یادگیری فراهم آورد
دو) کادر مدرسه آموزش داده شوند. مدارس خوب از روشهای اولیاء گری سوده برده و نشان می دهند که به همکاری با والدین علاقمند هستند و به آن نیاز دارند ، اغلب مدارس فقط هنگامی با والدین تماس می گیرند که مشکلی وجود داشته باشد در یک همکاری موفق و در حال رشد ، آموزش برای کلیه دست اندرکاران مدرسه اعم از معلمان و پرسنل همانند والدین نیاز است. این آموزش به آنها کمک می کند مهارت های مؤثری برای ارتباط به دست آورند. پایداری این همکاری وظیفه ی همه است
- به خانواده جایگاهی در تصمیمات مدرسه بدهند ، والدین بایستی در تصمیم گیری مدرسه کودکان خود شریک شوند. با کمک والدین اهداف و استانداردهای آموزشی کودکان در مدرسه تعریف شده و در مورد اجرای آنها تصمیم گیری شود
- گسترش ساعات مدرسه ، با باز بودن مدرسه در ساعات بعد از ظهر و حتی آخر هفته ، مدارس می توانند فرصتی را برای خانواده ها و کودکان فراهم بیاورند که در فعالیت های آموزشی و تفریحی درگیر شوند و همچنین در این ساعت برنامه ویژه بزرگسالان برای آموزش خانواده داشته باشند
- مراکزی برای دسترسی منابع مطالعاتی مورد نیاز خانواده ایجاد کنند. قسمتی از مدرسه برای حضور خانواده ها اختصاص دهند تا آنها بتوانند تجربیاتشان را با سایر والدین ، معلمان و سایر کادر مدرسه سهیم شوند
تنها دانش آموزان نیستند که از منافع درگیری فعالانه ی خانواده ها برخوردار می گردند ، معلمان نیز منافع بسیاری عایدشان می شود. به همان ترتیب که خانواده ها درک بهتری از مدرسه ، سیستم تدریس و نحوه ی یادگیری فرزندانشان بدست می آورند ، دست اندرکاران مدرسه ومعلمان ، یاران و دوستان مهمی پیدا می کنند. همانطور که ارتباط بین دست اندرکاران مدرسه و اعضاء خانواده افزایش می یابد ، مدارس از روشهای تقویت و حمایت از موفقیت دانش آموزان اطلاع بیشتری حاصل کرده و بر آن اساس برنامه ریزی می نمایند. برنامه ای که مبتنی بر روش یادگیری و موفقیت دانش آموز طراحی می گردد. انگیزه ی لازم را در او ایجاد کرده و به نتایج بسیار مثبت می انجامد
پس همکاری خانواده و مدرسه در امر آموزش و یادگیری کودکان امری حیاتی است زیرا در جوامع امروزی به هیچ وجه وظیفه ی سنگین تعلیم و تربیت را نمی توان تنها بر دوش یک نهاد گذاشت وظیفه ای است مشترک بین خانواده ، مدرسه و جامعه

آموزش جامعه مدار و ضرورت ها آن


در سال 1384 (2006 میلادی) بخشی از شهر بم از سوی یونیسف »شهر دوستدار کودک «نامیده شد ، این نامگذاری می تواند صرفاً در حد یک »نام« بدون »مسما«باقی ماند و یا حداکثر دارای چند تابلو بر سر در چند »بنا« یادگاری از این نامگذاری باشد. چگونه می توان از این »نام« به »معنا« و »راهی« گذر کرد که امیدوار بود در سالهای بعد »اثرات« آن را مشاهده کرد؟

****
دوستدار کودک بودن جنبه های بسیار گوناگونی را در خود دارد. شاید بتوان به تبعیت از پیمان نامه حقوق کودک »بقای« کودک یعنی توجه به نیازهای پایه مانند آب ، غذا مسکن و بهداشت ، »رشد«شامل آموزش، »حمایت«و »مشارکت« را اصلی ترین پایه های آن شمرد اگر بتوان بر مبنای (منابع موجود در جامعه بم) اولویتی تعیین کرد به کدام یک بایستی توجه ویژه نشان داد؟
****

» بم تغییر کرده است«، این جمله به معنای آن نیست که سایر جوامع تغییر نکرده اند. برای بم این تغییر به دلیل»فاجعه زلزله«سرعت بیشتری یافته است. جامعه ای آسیب دیده به لحاظ فیزیکی ، روانی با آمیزش فرهنگ های مختلف به سرعت مواجه شده است تا حدی قطب های مرجع گذشته از دست رفته اند. تضادها و آسیب های گذشته همچنان درون بم حضور دارند. همه این عوامل در کنار هم مسائل پیچیده ای را به وجود می آورند که دیگر راه حل های گذشته چندان پاسخگو نیست
شبکه های خویشاوندی و خانوادگی گذشته تا حدی تغییر کرده اند و احتمالاًً در محیط جدید به تنهایی قادر به حمل بار مسئولیت نیستند.کودکان و نوجوانان ما در این محیط جدید و پیچیده چگونه باید واکنش نشان دهند و تصمیم بگیرند؟

****
به نظر می رسد اگر می خواهیم شرایطی را داشته باشیم که بهترین پاسخ به نیازهای امروز و هماهنگی با نیازهای آینده را داشته باشد بایستی از آموزش شروع کنیم. این کاری است اساسی و ضروری ، آموزشی که بتواند کودکان و بزرگسالان را آنچنان در خود درگیر کند و آنها بتوانند درک کنند که برای حل مسائل پیش رو ، نه یک راه بلکه چندین راه احتمالی وجود دارد. در حقیقت وقتی خود زندگی ما را در چنان وضعیتی قرار داده است که ناگزیر از حل مسائل عینی و عملی در هر لحظه خواهیم بود. چاره ای نداریم که با روشهای نوینی برای حل آنها وارد عمل شویم
چگونه می توان به این روشهای آموزشی دست یافت؟ دیدگاههای آموزشی که بایستی اصلاح شوند کدامند؟

****

پذیرفته بودیم که آموزش زیر مجموعه ای از نظام جامعه است. پذیرفته بودیم که آموزش »مدرسه ای« کلیه مشکلات فردی و اجتماعی مان را حل خواهند کرد و پذیرفته بودیم که آموزش فقط مختص روزگار »کودکی و جوانی« است و مابقی عمر بایستی از این توشه بهره بود. بایستی همه این پذیرفته های گذشته را به دور بریزیم و این بار آموزش را مبتنی بر جامعه و برای همه عمر تعریف کنیم این عبارت به معنای دخیل کردن کل جامعه در فرآیند آموزش است
جامعه محلی یعنی »خانواده ، مدارس و کلیه دست اندرکاران آموزشی و جوامع همسایگی« می توانند از طریق گفتگو با مقامات و مسئولان دولتی ، گروه های اجتماعی مربوطه ، کیفیت آموزشی را ارتقاء بخشند. برای این کار نیازمند آن هستیم که خانواده ها و آموزگاران ، مدیران ، ... آموزش ببینند بدون همیاری و مشارکت فعالانه این گروهها هیچ اصلاح آموزشی به بار نخواهد نشست و در این میان از همه امکانات موجود از جمله رسانه ها و گردهمایی ها استفاده کرد
این شیوه آموزش »جامعه مدار« بر چه اصولی استوار است؟
****

روشهای جدید آموزشی کودک بر مبنای اصول برابری و احترام متقابل استوار است. برابری نباید با شباهت اشتباه شود. واضح است که بزرگسالان و کودکان شبیه نیستند. علاوه بر تفاوتهای جسمی ، بزرگسالان معمولاً مجرب تر و داناترند و حقوق و امتیازات قانونی ، اقتصادی و مسئولیت هایی دارند که کودکان فاقد آن هستند.بنابراین منظور از برابری کودک و بزرگسالان در ارزش انسانی و شأن آنها در جامعه است. با چنین روشهای مبتنی بر همکاری و برابری همگان می توان کاملاً امیدوار بود که کودکانی آموزش یابند که بتوانند در رویایی با مسائل اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی (از جمله مواد مخدر ، خشونت های سیاسی ، اجتماعی) از عهده تصمیم گیریهای درست برآیند و خود را آنچنان ارزشمند حس کنند که به شرایطی دون ارزش انسانی خود تن ندهند
حال شما بگویید چه ابزارها و شیوه هایی برای قدم گذاشتن در مسیر آموزش »جامعه مدار« می توان پیشنهاد کرد؟

رویا اخلاص پور ،8 اسفند

نمایش خلاق و توانایی های بازیگری

یداله آقا عباسی؛ اسفند 85

معمولاً وقتی توی تلویزیون یا سینما یا تئاتر بازیگرانی را می بینیم که نقش های مختلفی را بازی می کنند ،حیرت می کنیم ،گاهی آن ها را ستایش می کنیم ،گاهی از این که آن ها می توانند خوب حرف بزنند ،خوب حرکت کنند ،خوب نقششان را بازی کنند ،گریه کنند ، بخندند ، شگفت زده می شویم و دلمان می خواهد که جای آن ها باشیم .به نظرمان می آید که آن ها آدم های عادی نیستند .آخر چطور آدم می تواند در مقابل جمعی بایستد و راحت حرف بزند ، حواسش پرت نشود و دست و پایش را گم نکند ؟چطور می تواند در نقش دیگری برود ، حرف های او را حفظ کند و به راحتی با ما ارتباط برقرار کند ،بارها بمیرد و زنده شود و ما همه اش را باور کنیم ؟ چطور کسی می تواند این همه خلاقیت داشته باشد و از پس این همه دشواری و مشکلات بر بیاید ؟
زمانی کسی گفته بود »هر کاری که یک نفر بتواند بکند ، دیگران هم می توانند.« و این حرف بزرگی است. بازیگران از کره ی دیگری نیامده اند و هرکاری که آنها بتوانند بکنند ، دیگران هم می توانند انجام دهند. فقط باید شرایطش مهیا شود و البته علاقه و انگیزه هم مهم است
بازیگران چه توانائیهایی دارند؟
توانائیهای بازیگران هم فردی و هم جمعی است. ابزار بازیگر بدن اوست. او باید خوب ببیند ، خوب بشنود ، تنش و اضطراب نداشته باشد ، خوب بتواند حرف بزند و به درستی منظور خود را بیان کند، بتواند به سرعت خودش را در موقعیت قرار داده و واکنش مناسب نشان دهد. بازیگر باید حافظه ای قوی ، احساسی مناسب تخیل وتصوری غنی وتوانا و بدن آماده داشته باشد. این تواناییها هم فردی است هم جمعی و بازیگران با تمرین ، پیگیری و زحمت آن ها را به دست می آورند.آن ها ساعت ها در روز تمرین نفس ، صدا و بیان می کنند تا بتوانند درست و مطمئن و جذاب صحبت کنند. تمرین تمرکز می کنند که حواسشان پرت نشود. نرمش های تئاتری می کنند که بدنشان را بتوانند به هر شکلی در بیاورند و شلخته و وارفته نباشند. آن ها روزها ، ماهها و سال ها تمرین می کنند که بتوانند خودشان را جای هر کسی بگذارند و هر حسی را بیافرینند
بازیگران برای فراگیری تواناییهای جمعی هم تلاش و تمرین می کنند .آن ها باید بتوانند خوب ارتباط برقرار کنند ، رنج ها و شادی های دیگران را خیلی خوب احساس کنند ، همه ی این ها و بسیاری از توانایی های دیگر باعث می شود که هنرمندان آدم های حساس و آگاهی باشند و تجربه ها را راحت به دیگران منتقل کنند. خودشناسی آنها به شناخت جامعه و خوبی ها و بدی های آن تبدیل می شود. آن ها هر لحظه با مسأله ای روبرو هستند که باید آن را حل کنند. هنرمندان واقعی در پیشگیری از بسیاری از بیماری ها و نابسامانی های جامعه و درمان آنها نقش دارند و برای این کار زحمت کشیده اند و دوره دیده اند. اما آیا فقط بازیگران باید این توانایی ها را داشته باشند؟
آیا همه ی مردم حق ندارند که بتوانند درست صحبت کنند؟ آیا خودشناسی ، تمرکز ، تخیل، توانایی ارتباط ، توانایی همدلی و ده ها توانایی دیگر حق دیگران نیست. البته همه قرار نیست هنرپیشه بشوند. اما آیا معلم ریاضی نباید بتواند خوب صحبت کند؟ آیا کارمندی که به راحتی خودش را جای ارباب رجوع می گذارد ، موفق تر است یا آن که اصلاً حرف او را نمی فهمد و کار خودش را می کند؟معلوم است که اگر همه بتوانند بهتر ببینند ، بهتر بشنوند ، بهتر حرف بزنند و با خلاقیت و تمرکز مسایل و مشکلات یکدیگر را حل کنند، جامعه ی بهتری را خواهیم داشت .هدف نمایش خلاق انتقال توانایی های بازیگری به همه مردم است

نمایش خلاق چیست؟
نمایش خلاق ابزاری پرورشی است که آدم ها را با توانایی های خودشان آشنا و این توانایی ها را تقویت می کند. و همه ی بچه ها در مهد کودک ها ، مدرسه ها ، پرورشگاهها ،کانون ها و هر جای دیگری حق دارند که با استفاده از تمرین های نمایش خلاق یاد بگیرند که بهتر ببینند ، بهتر بشنوند ، بهتر حرف بزنند ، بهتر مفاهیم مورد نظر خود را بیان کنند.در موقعیت ها بهتر و آگاهانه تر تصمیم بگیرند. اعتماد به نفس بیشتری داشته باشند. خودشان و توانایی های خودشان را باور کنند و جدی بگیرند. با تمرین در کارگاهها تجربه پیدا کنند. خودشان را و دیگران را بهتر بشناسند و از این که آدم های توانایی هستند شاد بشوند و لذت ببرند. یاد بگیرند که روی پای خودشان بایستند و مسایل و مشکلات خودشان و دیگران را حل کنند. دنیا به آدم های خلاق و توانا نیاز دارد و مال آن ها ست. نمایش خلاق می خواهد این توانایی ها را به بچه ها منتقل کند
دنیا صحنه ی زندگی است
لازم نیست آدم حتماً روی صحنه برود یا توی فیلم بازی کند. همه جا صحنه ی بازی است و همه ما بازیگریم .کار نمایش خلاق این است که به ما کمک می کند تا بهتر زندگی کنیم و در این زندگی بهتر نقش خود را بازی کنیم. مدیر ، کارمند، معلم ، مربی ،کارگر ،کشاورز و امثال آن نقش هایی است که هریک از ما در زندگی بر عهده می گیریم. جامعه ای موفق و سعادتمند است که هر کسی به درستی از عهده کار خود و نقش خود بر بیاید
در خیلی از جاهای دنیا نمایش خلاق یکی از ساعت های درس مدارس است که همه در آن شرکت می کنند. در قدیم همه مردم با بازی های نمایشی و انواع ترانه ها و چیستان ها و بازیهای حرکتی و بازیهای کلامی و امثال آن ها بچه ها را با ترانه های خود آشنا و آن ها را برای زندگی آماده می کردند. اما زندگی امروزی باعث شده که خیلی از آن ها کم کم فراموش شوند. به ناچار باید در مهد کودک ها و مدرسه ها این کمبود و فراموشی را جبران کرد و ابزار این کار نمایش خلاق است
جای خوشوقتی است که در کشور کم کم این نیاز احساس می شود .تمرین های نمایش خلاق را می توان در سطح مختلف از کودکی تا بزرگسالی به کار گرفت. بازیگران سینما و تئاتر هم در کلاس های خود و دوره های دانشگاهی و در تمرین های تئاتر از نمایش خلاق استفاده می کنند.تمرین های بدن و بیان و تخیل و تمرکز و ارتباط در سطوح مختلف از ساده و پیچیده مورد استفاده قرار می گیرند
پس
- نمایش خلاق چندان ربطی به اجرا ندارد ، فرایند کار مهم است
- نمایش خلاق همگانی است و همه در آن مشارکت دارند
- در نمایش خلاق همه بازیگر و همه تماشاگر هستند
- نمایش خلاق آدم هارابه درک مشترک می رساند
- نمایش خلاق باعث دقت در ارتباط می شود
- نمایش خلاق بازیگر بالقوه ، تماشاگر بالقوه و منتقد بالقوه تربیت می کند
- نمایش خلاق رقابتی نیست. همه در آن همکاری می کنند و ناظر و کارشناس کار یکدیگرند
- هدف نمایش خلاق تربیت همراه با سرگرمی و مشارکت است
- تقویت زبان و ارتباط ،مهارت های حل مساله، اندیشه خلاق ،مفهوم مثبتی از خویشتن ، آگاهی اجتماعی ، شناخت ارزش ها و نگرش ها نیز از جمله هدف های نمایش خلاق هستند
- تربیت شدگان دوره های نمایش خلاق سرمایه های اجتماعی هستند
ضرب المثل چینی می گوید به جای آن که به کسی ماهی بدهید ، به او قلاب ماهیگیری بدهید تا خودش ماهی بگیرد. با گسترش دوره های نمایش خلاق به همه یاد بدهیم که چطور از توانایی های خود استفاده کنند. آدم های خلاق هرگز در زندگی در نمی مانند. آن ها امکانات را نیز می آفرینند

نمونه ای از فرایند برگزاری کارگاه های مسئله یابی مشارکتی در مرکز
موضوع: کارگاه آموزشی شماره 1 ، جلسه معارفه و شناخت مسائل مربوط به زنان و کودکان محله
خلاصه کارگاه آموزشی
در این کارگاه آموزشی پس از معارفه اعضای شرکت کننده ، تسهیل گر به بیان اهداف مرکز محله و نحوه ی کار آن پرداخت. سپس مقدمه ی کوتاهی در رابطه با شناخت مسائل و اهمیت آن و دسته بندی مسائل ذکر می کند و این که برای بررسی یک مسأله ابتدا باید آن را باز کرد و ابعاد مربوط به آن را شناخت و بعد به بررسی مسأله پرداخت و راه حل های مربوط به حل مسأله را پیدا کرد. سپس از شرکت کنندگان خواسته شد که مهمترین مسائل مرتبط با خود و خانواده و همسایگان و محله را روی یک برگ کاغذ بنویسند سپس تسهیل گر خلاصه مسائل را روی تخته نوشته و کلیه مسائل یک بار مرور شد و مطالبی که بعداً به ذهن افراد شرکت کننده رسید اضافه شد و مسائلی که دارای فراوانی بیشتر بودند مورد بحث و بررسی قرار گرفتند. شرکت کنندگان به سه نکته در مورد این مسائل پاسخ دادند
- مسئله مورد نظر چه ابعادی دارد و چگونه می توان نمودها و وجوه آن را مشخص کرد
- از چه زمانی به وجود آمده و چرا؟
- چه راه حل هایی برای آن وجود دارد؟
- برای حل هر کدام شهروندان چه کاری از عهده شان ساخته است؟
در پایان از اعضاء برای همکاری دوباره دعوت به عمل آمد و خواسته شد که پیشنهادات خود را در رابطه با مرکز محله و اهداف آن بیان کنند
نتیجه: طبق نوشته های موجود و نظر اعضاء ، مهمترین مسائل محله که بیشترین فراوانی را دارند. عبارتند از: 1- نبودن مکان تفریحی و فضای سبز در محله 2- نبودن سطل آشغال بزرگ در سر هر کوچه و تجمع آشغال تا آمدن ماشین شهرداری در محله 3- وضعیت نامناسب نظافت محله 4- قطع مکرر برق محله و تاریکی معابر و آسیب دیدن وسایل برقی 6- عدم آسفالت خیابان ها و خرابی کوچه ها
در پایان مشخص شد که یکی از مهمترین مسائل محله روند رو به گسترش اعتیاد است که شرکت کنندگان به دلیل آشنایی و شرم و خجالت از یکدیگر آن را در ابتدا بیان نکردند
پیشنهادات: تشکیل کلاسهای بدنسازی و کمکهای اولیه در آینده نزدیک ، آوردن مشاور هر هفته یک بار با برنامه های مختلف ، قرار با شهرداری برای حل مسائل قابل حل ، تشکیل اردوهای فرهنگی تربیتی علمی و ... ، برگزاری نمایشگاه با زمینه های مختلف
تعداد اعضای شرکت کننده: 20 نفر
زمان تشکیل کارگاه: شنبه 7/11/85 ، ساعت 2 تا 5/5 بعدازظهر
تسهیل گر: مریم جزینی زاده

نمونه ای از فرایند
فعالیت های تفریحی در مرکز محله



موضوع: برنامه ی آش همراه با نظرخواهی در مورد تشکیل صندوق وام کوچک

تاریخ برگزاری: 85/12/1

گزارش جلسه
در این جلسه ی آش حدود 51 نفر از زنان و کودکان ساکن محله شرکت کردند که با همکاری یکدیگر آش را پختند و قبل از صرف آش مدیر مرکز درباره ی نحوه ی دریافت مجموعه های کتاب (طرح یار مهربان) و همچنین برنامه های آینده مرکز اجتماعات محلی صحبت کرد و در مورد ایجاد یک صندوق کوچک وام محله ای نظر خواهی شد و پس از صرف آش از افراد برای همکاری در مرکز محله دعوت به عمل آمد و از شرکت در این جلسه قدردانی شد
از این جلسه متوجه شدیم که هر اجتماعی بهانه ها ، ضرورت ها و شادی های خاص خود را دارد و اکثر افراد علاقمند به تشکیل صندوق کوچک وام هستند و خواهان ایجاد کلاس های آموزشی – فرهنگی – تفریحی و بعد از این جلسه مراجعه به مرکز بیشتر شد و افراد متوجه شدند با همکاری در یک محله هر بار برنامه ای را می توان به وجود آورد و اکثر افراد در این جلسه خرسند بودند که بعد از مدتها همسایه ها را به این بهانه دیده اند
مریم جزینی زاده

قصه ی بچه های بم

زندگی یک ماجرای تلخ و شیرین است
زندگی با زلزله پیوند دارد
زندگانی از نگاهش ماجرا روید
چون درختی همسفر با باد می رقصد
داستان عشق پرشور است
در نهادش گرمی و سردی ست
چون ستاره بال می کوبد
گاهگاهی نور باران است
یک زمان در آسمانش ابر غم دارد
روز دیگر صاف می باشد
یک زمان مانند گل با شور می خندد
روز دیگر غنچه وش پژمرده می گردد
داستان زندگانی تلخ و شیرین است
گاهگاهی تلخ می باشد
روزگاری باز شیرین است
*****
بچه ها ! ای بچه های من
ای نگاهِ مهرتان دلبند
ای که از گلزارِ نازِ خنده تان عشق می روید
کودکان من
کودکان! ای کودکان شهر
ای امید مردمانِ خفته در فرجام
بذر کار و کوشش و امید
از زمین فکرتان ، یک روز می روید
ای همه آینده سازانِ بم فردا
شهر بم با عزمتان جاوید می ماند
غصه در دستانتان چون موم می گردد
عزمتان کوههای بم را جابجا سازد
پس شما این ارگ را یک روز خواهی ساخت
شهرتان آباد خواهد شد
شهر سرسبزِ قشنگِ خفته در آوار
*****
بچه ها! بابا بزرگی قصه می گوید
قصه ای از روزگاری سخت
قصه ای از یک شب تاریک
قصه ای از واژگون گردیدنِ یک شهر
قصه ای از ماجرایی تلخ
که چگونه مردمان شهر خوابیدند
پلک هاشان همچو یک آوار بیجان بود
غنچه ی لبخندشان در خاک می خندید
چون گل پژمرده در مهتاب
با زبان بی زبانی قصه می گفتند
با شما! ای کودکانِ شهر تنهایی
با شما ای حوریانِ عشق
با شماها قصه می گفتند
زندگی را مغتنم دارید
شبچراغ آرزوها را
رهنمای گام خود سازید
ای عزیزان
زندگی را پاس دارید
زندگی را با تمام شوق
چون حصارِ دلنوازِ ارگ
چون درخت سربلند نخل
چون گل لبخند یک رویا
چون نگاهِِ بیقرار مهر
در هوای دلنواز صبح
در نگاه دلکش سوسن
عشق را در سینه بسپارید
*****
بچه ها!
این قصه را با مهر
با پسرهاتان،
با پسرهای پسرهاتان
با تمام دختران خود
دخترانِ دخترانِ خود
با تمام مردمان شهر
با همه دنیا
با نوای عاشقانه بارها و بارها گوئید
صبحگاهان
در هوایی سرد
کاسمان را گردِ غم آلود
خسته و بیهوده و محزون
یکه و آشفته و مغموم
بی کس و حیران و سرگردان
در کنار خانه ی ویران
لابلای آن همه آوار
با جهانی بُهت و دلتنگی
با سری ژولیده با فریاد موئیدیم
ای خدای مهربان امداد
ای خدای بیکسان فریاد
*****
ناگهان نورِ امید و عشق
شهر را یکباره روشن کرد
مهربانان آمدند از راه
از سراسر پهنه ی این خاک
چون حریر دلکش مهتاب
چون شمیم بیدل نوروز
کودکان را جمله در آغوش بفشردند
دستهایی آشنا با عشق
مهربانی را به طفلان آشنا فرمود
یاوری ها بود دلنوازی شد
کودکی تنها
برای همگنانش بازگو می کرد
یک عروسک هم به من دادند
این عروسک چون نگاهِ مردمانِ کوچ
با من و چشمم سخن می گفت
حرف های دلنشینی داشت
گفته هایش روح می بخشید
با تمام عشق می خندید
در جوابم سر تکان می داد
چشمهایش رنگ دریا داشت
غصه ها را غرق می کرد
از شلال گیسوانش ناز می پاشید
همدم من ، همدم زیبای من ، یک زندگانی بود
واقعاً زیبای زیبا بود
همدم من ، همدم من حرفهایی داشت
همدم نازم
شکیبا بود
*****
هموطن با سیم سازِ عشق
با صدای مادرانه عشق می ورزید
مهربانی را به عمق جان دلها برد
ای بسا شبها برامان قصه می گفتند
قصه های زندگانی را
قصه های شادمانی را
قصه از آینده های دور
که چگونه زندگی را دوست باید داشت
که چگونه سخت کوشی را بیاموزیم
زندگی کردن ، بماها ارمغان دادند
یاد دادند
که برای دیگران باید بیندیشیم
شاهراهِ زندگانی باز در پیش است
*****
بچه ها!
آنان به ما گفتند
مهربانی را در این دنیا فرا گیریم


-----------------------------

عشق ورزی را همیشه پاس داریم
پا بپا همراه هم باشیم
با زبانی آشنا آنان به ما گفتند
صاحبان عشق جاویدند
*****
بچه ها این داستانِ ماست
این سرود مهرورزیهاست
سرگذشتِ دلستانیهاست
داستان همزبانیهاست
شرح حالِ مهربانیهاست
داستان عزم یک قوم است
لوح عشق بی کلامی هاست
جاوید است ، بی مرز است
دلبند است
*****
بچه ها!
تا این جهان باقی است
قصه ی این شهر می ماند
قصه ی ما قصه ای گویاست
قصه ای از حوری دریاست
قصه ی مهمان نوازی هاست
سرگذشت دوستی هاست
آنچه را اجداد ما کردند
و آنچه را امروز می خواهند
از شما!
ای بچه های عشق
*****
ما صدای طبل ها را دوست می داریم
راهیانِ ارگ با طبل اند
واژگان مهر می رقصند
همچنان ، مهمان نوازی را به دنیا یاد خواهیم داد
ما همه چشم انتظار پای مهمانیم
گل بپای دوست می ریزیم
*****
پس بگویید ، ای عزیزانم
زنده باد این عشق
زنده باد این مهر
زنده باد این همدلی همبستگی ، میثاق
زنده باد ایثار
ای عزیزان!
زندگی با مردمان زیباست
زندگی بی مردمان پوچ است
زندگی با دوستان زیباست
سرگذشتِ عشق می ماند


دکتر عباس اسماعیلی

Monday, July 17, 2006

NEWS LETTER OF BAM 52

بنی آدم اعضای یکدیگرند
شماره 52 ، چهارشنبه 21 تیر ماه 1385

در این شماره می خوانید

شهر صلح و دوستی اینجاست
مطالب اولین شماره خبرنامه
صدای قربانیان
و

سخن مدیر مسئول

پایان راه
یا آغازی دوباره؟

خبرنامه شهروندان و مشارکت پس از 52 شماره ( با یک هفته تأخیر) به پایان دوره ی اول فعالیت خود رسیده است. ایده چاپ آن بعد از رسمیت یابی پروژه برپایی اجتماعات محلی (شورایاری) در مناطق آسیب دیده از زلزله شکل گرفت تا شماره 8 آن با هزینه برخی دانشگاهیان علاقه مند و یک شرکت تولید فیلم تأمین شد در آن مرحله مورد توجه مسئولان سازمان جهانی بهداشت که پروژه »شهر سالم« را در بم برنامه ریزی می کردند قرار گرفت ، و برای چاپ 44 شماره معادل ریالی 4000 (چهار هزار) دلار آمریکا در اختیار مدیر مسئول قرار داده شد
هدف اساسی این خبرنامه توجه به نقش و جایگاه مشارکت شهروندان در هدف گذاری ، برنامه ریزی ، مدیریت ، اجرا ، ارزشیابی و تقسیم منافع درامر مدیریت بحران و بازسازی پس از حادثه طبیعی زلزله و فاجعه اجتماعی متعاقب آن و جستجوی روزنه های امید در این مسیر بود. در این شماره حمایت مالی و معنوی (استفاده از آرم) سازمان مذکور به اتمام می رسد بنابراین رسماً دوره ی اول حیات این نشریه پایان می یابد. آیا نشریه می تواند دوره ی دوم فعالیت خود را برای دو سال دیگر آغاز کند؟ این پرسشی است که پاسخ آن در طول ماه آینده مشخص خواهد شد. به هر تقدیر بدین وسیله از همه ی کسانی که در این دو سال ما را با قلم و یا قدم خود یاری کردند سپاسگزارم برای من فرصتی بود تا در عمل جامعه شناسی انتقادی را بعنوان دانشی که می تواند در تحلیل و تغییر فرایند های اجتماعی به نفع اکثریت شهروندان مرثر افتد بکار ببرم و در کنار من و همسرم چندین جوان شایسته ی بمی (دختر و پسر) آسیب دیده از زلزله بدون کوچکترین چشمداشت ایستادگی کردند و انواع ناملایمات را متحمل شدند. امیدوارم به کمک همه ی شهروندان ، کارشناسان صادق و عاشق و علاقه مندان ایرانی و غیرایرانی شهری را که شایسته آنان است برپا نمایند

فرصت کوتاه و سخت
اما یگانه و بی نظیر

» زلزله ای در روز اول نوامبر 1755 به مدت سه دقیقه و نیم پایتخت کشور پرتغال را لرزاند بیش از 70 هزار کشته داشت و 85 درصد از شهر را ویران ساخت ، در آن دوران زلزله پرسش هایی را درباره ی دلایل فرهنگی فاجعه بین اندایشمندن دوره ی خود به ویژه روسو و ولتر مطرح کرد ، این گفتگوها هنجارهای فرهنگی کهنه و فرسوده و ساختارهای اجتماعی حاصل از آن را مورد توجه قرار می داد«.(یاس نو، 82/10/21
زلزله ی بم ، با خود پرسشهایی درباره مسئولیت های دولت ، حقوق وظایف شهروندان و بحث پیرامون ساختارهای اجتماعی را با خود به همراه داشت و پرسشی کلیدی در برابر همگی ما قرار داد که مسئولیت های اخلاقی و مدنی هر یک از ما در قبال چنین حادثه ای و فجایع آتی چیست خبرنامه شهروندان و مشارکت در پاسخ به چنین مسئولیت اخلاقی و مدنی شکل گرفت بنابراین از سویی منعکس کننده صدای قربانیانی شد که در هیچ کدام زلزله های مرگبار قرن بیستم در ایران از آنان ردپایی بر جای نمانده و صدایی ثبت نشده بود واز سوی دیگر روزنه های امید ، قدم های رو به جلو مردم و نهادهایی را ثبت می کرد به امید آن که دراین روزگار دم آشفته این روزنه ها ناپدید نشود
برخی گفتند که این خبرنامه کوچک شکایت نامه است برخی دیگر از لحن روشن و اعتراضی آن برآشفتند ، شاید بسیاری اوقات صدای ناله و شکوه قربانیان بخشی از این صفحات کوچک را پر می کرد. اما از سوی دیگر ، جمع دختران امروز در ده دشتر ، جلسات جمعی و با برنامه زنان اردوگاه معصومیه برای رفع مشکلات فاضلاب ، گردهمایی زنان پشت رود برای ایجاد گروههای مبتنی بر اعتماد ، برگزاری جشن های محله ای توسط مراکز کودک ... نیز جایگاه خود را می یافت
در همهمه پیگیری منافع فردی ، خبرنامه پیگیر منافع جمعی ، به ویژه منافع عالیه و دراز مدت شهر شد. اصرار ورزید که گروهی از کارشناسان زبده و داوطلب و بدون چشمداشت ، سازمان های شهری به ویژه شهرداری و شورای شهر را توان تخصصی و قدرت دورنگری ببخشند ، بیادشان آورد که کوبه در سه سال اول شهر خود را آباد ساخت و آبادی شهر یعنی رونق ، امید و سلامت کودکان (تلاشی که چندان موفق نبود)
خبرنامه در توان اندک خود کوشید ، تجربیات سایر مناطق جهان را به جهان مردمان و مسئولان محلی منتقل کند. از قربانیان ارمنستان گفت و از تلاش های ژاپن برای گسترش سازمان های غیردولتی ، غیرانتفاعی وووو
خبرنامه شهروندان در این فرصت کوتاه کوشید تا نگاه امروزین و مدرن را به پدیده های تاریخی ، طبیعی و فرهنگی از سطح نخبگان و تحصیل کردگان به درون خانه ها و کانکس های مردمان ساده اما فهیم بم ببرد. به جوانان یادآور شود که شهر و محله ای که آرزوی ماست با همفکری ، همکاری و مشارکت ، و نگاهی انسانی و امروزی است که ساخته می شود
فرصت کوتاه بود ، اما از همدلی و همکاری و عشق مردمان هیچ کم نداشت دوستان بی شمار ، همراهان بی طمع ، فعالان جوان بسیاری به یاری آمدند ، بی شک نامشان فهرست بلندی خواهد شد اما بلندی اش دلیل عدم سپاسگزاری مان نخواهد بود
.... فرصت کوتاه بود و سخت اما یگانه و بی نظیر ، به جان منت پذیر و حق گزاریم

رویا اخلاص پور

بم پس از 30 ماه
بیم ها و امیدها

آقای دکتر اسماعیلی به عنوان اولین سؤال تصور کنید می توان تاریخ را به عقب برگرداند تا قبل از زلزله ، به نظر شما در آن زمان مردم چه کارهایی می توانستند انجام دهند که ضایعات زلزله را کاهش دهند؟ آیا می توانستند کاری انجام دهند؟ اگر می توانستند در چه زمینه هایی؟
من از شما و خانم رویا اخلاص پور صمیمانه سپاسگزاری می کنم که با ایجاد شورایاری ها زحمت زیادی کشیدید و اطلاع رسانی و آگاهی را در عمق اجتماع مردم بم بردید و خوشحالم که در این دوره شورایاری ها را شورای اسلامی شهر بم تصویب کرد و قانونی کرد و توانست یک خدمت بزرگی که مورد قبول سازمان ملل و دنیاست و استانداری هم تأیید کرد انجام دهید امیدوارم که خدمتتان را ادامه دهید و از همه ی کسانی که در این مدت زحمت کشیدند و همه ی خبرنگاران و کسانی که به نحوی در این کار مشارکت داشتند تشکر می کنم گرچه مردم هنوز مسائلی دارند اما از نگاه های مردم می توان فهمید که از همه ی شما عزیزان قدردانی می کنند شما آگاهی دادید و مردم با حقوق خودشان آشنا شدند اما در مورد سؤال مردم بم یا نمایندگان مردم بم در شورای اسلامی شهر بم برای این که این عوارض پیش نیاید چه باید می کردند؟ مسئله ی مسکن چیزی نیست که دست شورای شهر بم یا شهرداری بم باشد اگر ما بودیم و می دانستیم که باید امکانات و ابزار مالی دست مردم باشد مثل خیلی از کشورها 70 درصد وام های مسکن به وسیله ی دولت با بهره ی چهار درصد داده می شد ما پیشنهاد می کردیم که نظام مهندسی و مسکن و شهرسازی امکانات نظارتی ساختمانی همراه با شهرداری داشته باشند و دقیقاً بتوانند خانه هایی را که برای مردم وجود دارد را با استحکام کامل با توجه به این که مردم از نظر مادی توانمند بودند نظارت می کردیم که ساخته شود و برای بافت قدیمی در صورتی که پول وجود داشت و مثلاً برای مقاوم سازی ارگ قدیم و بازار و امکانات مادی و تکنولوژیکی وجود داشت کمک می کردیم که ساختمان های قدیمی مردم و ارگ و بازارها و سایر قسمتها با تکنولوژی جدید مستحکم شود. اما متأسفانه حتی در اصفهان و بازار تهران و بازار کرمان و سایر جاها هم این کار انجام نشده و می بینند که ما به چه سرنوشتی گرفتار شده ایم و عزم همگانی باید باشد که استحکام سازی شود و این مشکل حل شود
بحث بیمه ی ساختمان بحثی است که در دنیا مطرح است که در هر حال مسکن شهروندانر توسط یک مؤسسه بیمه در زمان ساخت مورد تأیید و مورد حمایت آن باشد که علاوه بر نظارت هایی که شهرداری انجام می دهد خود آن سازمان بیمه برای این که بعداً بدهکار می شود به شهروندان مسئولیت ایمنی مسکن را بر عهده بگیرد. مهندس ناظر به هر حال از آن شهر ممکن است برود و تا زمانی که زنده است مسئول است این که یک مؤسسه ای باشد که تعهد استحکامش را بدهد در این مورد آیا ایده و نظری دارید؟
بحث دفترچه ی ساختمانی که مطرح است باید یک شناسنامه ای برای هر ساختمان وجود داشته باشد و کلیه ی مشخصات یک ساختمان در آن قید شود. بر مبنای این اطلاعات همه ی ساختمان ها بیمه باشند که در بیشتر کشورهای دنیا وجود دارد و این در واقع یک بار سنگینی از دوش دولت برداشته شده اما متأسفانه در اینجا بیمه های خصوصی قوی نیستند بر دولت است که امکانات را فراهم کند و نظارت کند چنانچه در مورد بم بیمه ها حتی آنهایی که از قبل بیمه بوده اند نتوانستند بیمه های خود را دریافت کنند بیمه قبول نکرد و گفت اگر قرار باشد تمام این خسارتها را بدهد ورشکست می شود در صورتی که تعهد کرده و باید این کار انجام می شد
شما که بر می گردید به گذشته چه فعالیت هایی دولت انجام داد که نباید انجام می شد. مثالی که در ذهن من است بحث کمکها است که مشخص نشد و مسائل دیگر. به نظر شما برای این که در جاهای دیگر اگر چنین اتفاقی بیافتد دولت چه کارهایی را نبایستی انجام می داد در زلزله ی بم که تجربه ای باشد برای آینده؟
زلزله که اتفاق افتاد اکثر اماکن ، بیمارستانها ، ساختمان ها ضایعه دیدند و منهدم شدند و مردم شهر هم کشتار دادند کشتاری که من جایی گفته ام
هموطن نیز به حالِ دلِ ما زار گریست
یـاد بـاد آن کرمِ همدمِ ایرانی ما
ما چهار روز پس از زلزله یک نامه ای در بیش از 30 بند برای رئیس جمهور نوشتیم آن زمان تایپ ، کاربن و مداد وجود نداشت ما نوشتیم و معلمین و مردم کمکمان کردند و رونوشت خطی نوشتند که ما نامه را فرستادیم برای رئیس جمهور و رونوشت را برای مقامات ، که راهکار ساخت شهر بم حالا که این اتفاق افتاده این است. از جمله گفتیم که این کمکهای هموطنان و مردم جهان ، باید زیر نظر هیأتی مرکب از استاندار ، نماینده ی دولت ، فرماندار ، امام جمعه ، دو نفر از نمایندگان مجلس و نمایندگان مردم بم در شورای اسلامی شهر بم باشد و از افراد خیر هم در این گروه شرکت داشته باشند و کلیه ی هدایایی که به مردم داده می شود زیر نظر مستقیم این گروه قرار گیرد. ما ضمن این که تشکر می کنیم که این نامه را به وزرا دادند و خیلی از راهکارهایی که ما گفته بودیم انجام نشد. به هیچ عنوان نمایندگان مردم دخالت نداشتند فقط ما گفتیم که این اسکان ها را در حیاط خانه ی مردم بگذارید به دلایل متعددی که گفتیم. بیست وهفت هزار مهمانشهر قرار بود ساخته شود که به همان 8 هزار خاتمه پیدا کرد و همینها هم پر نشدند و به ناچار افراد دیگری داخل آنها آمدند و خودشان را به عنوان مستأجر جا زدند و بعداً برای مردم مشخص شد و توانمندی مردم بم را هم نشان داد که مهمانشهری که ظرف مدت یک هفته خالی شد از 1150 خانواری که ساکن بودند به شهر خودشان رفتند و کانکس هایشان را هم به خودشان دادیم و وسایل زندگی شان توسط شهرداری به رایگان حمل شد به شهر یا روستایی که اهل آنجا بودند از این 1150 تا ، 30 خانوار بمی بودند 20 خانوار منزل داشتند که به منازلشان رفتند و 10 خانوار دیگر هم که خانه نداشتند را در جای دیگری اسکان دادیم. بقیه بومی نبودند. در حالی که از همه ی دنیا به اردوگاه می آمدند و می گفتند اینها مردم بم هستند و باید کمکشان کنیم. ما مهمان دوست هستیم ولی الان در شرایطی هستیم که برای ما میسر نیست که اینقدر مهمان داشته باشیم که بیایند به بم. ما بعد از زلزله پیشنهاد کردیم که یک شماره حساب اعلام کنید که اگر کمکهایی به وسیله ی مردم ایران می شود یک قسمتی هم به این شماره حساب که متعلق به شوراست و 7 نفر عضو شورا هستند ریخته شود اما متأسفانه با مخالفت مقامات استانداری و فرماندار وقت مواجه شدیم و اجازه ی این کار را به ما ندادند هر چه کمک می شد یا تحویل هلال احمر می شد و توزیع هم به وسیله ی همان بود یا توزیع به وسیله ی سازمان ها و ادارات از جمله آموزش و پرورش ، فرمانداری و غیره ، به هیچ عنوان اعضای شورای شهر و شهرداری در گرفتن کمکها دخالتی نداشتند و کسی هم مسئولیتی به آنها واگذار نکرد. نتیجه این شد که کسانی که شناخت داشتند و اینها در امور مردم دخالت نکردند و سایرین این کار را انجام دادند گاهی به کسانی که شاید ذی حق نبودند کمک شد. برای مثال مرکز تحقیقات زلزله با هزارو پانصد متر ساختمان در کرمان ساختند در حالی که در بم زلزله اتفاق افتاده بود. آیا این واقعاً انصاف است الان مردم بم نمی دانند گسل کجاست، آیا باید در حریم گسل ساختمان بسازند یا نه؟ آیا نباید بیمارستان امام ساخته شود؟ نتیجه اش این شد که این مدیریت خاص وجود نداشت. مثلاً برای امتیازات شن و ماسه که داده شده به استانداری ، شورای شهر هیچ دخالتی نداشته است.اینها برای مدارس آمدند گفتند که نوسازی مدارس اقدام کند و از
فرهنگی در زمینه ی خودش ، اداره ی آب و فاضلاب هم در زمینه ی خودش و وزارت کشور هم امور مربوط به بازسازی شهر را از قبیل پارکها ، خیابانها ، آتش نشانی و غیره به هیچ عنوان به شهرداری بم و شورای شهر اجازه ی مداخله ندادند فقط کارهای پردردسر که ملک مردم گرفته شود و قسمت تعریض ها توسط شهرداری انجام شد چون این کار را خودشان نمی توانستند انجام دهند کار خیلی سختی بود و تعامل با مردم مشکل بود خوشبختانه ما این قسمت را به خوبی انجام دادیم و هدفمان این بود که قانون می گوید اگر ملک کسی در مسیر قرار گرفت باید به قیمت روز پولش را بدهند و ما خواستیم بعد از این جریان کمکی به مردم شود که ملکشان را که طبق قانون و به صورت عادلانه شهرداری می گیرد پولشان را بدهد که مردم بتوانند مغازه یا خانه شان را بسازند و دیوارشان را بگذارند که شهر زودتر جمع شود چون تا مردم پول نداشته باشند این کار عملی نبود و ما هم این کار را انجام دادیم. خوشبختانه تعریض ها در خیابان اصلی ادامه پیدا کرده و مردم از این نظر نگرانی ندارند. خصوصاً مردم عزیزی که با اعتمادی که به شورای شهر داشتند ملکشان را به نام شهرداری زدند ، به این اطمینان که پولشان را بگیرند که این اتفاق خواهد افتاد و مردم به حقشان خواهند رسید. بنابراین همه ی اعتبارات را به شهرداری ندادند تا پایان سال گذشته قسمتی از اعتبارات با کمک آقای استاندار که در تعریضها کمک کردند که اعتباراتی را که مانده بود به شهرداری بم دادند که قرار بود ناظران 10 درصد پول بگیرند ه خوشبختانه این پول نصیب مردم بم شد. از وقتی که این اعتبارات به شهرداری بم رسیده و نظارتش هم با وزارت کشور و استانداری است و اجرای آن با شهرداری بم. این امر توانمندی مردم بم و شهرداری را نشان داد که اگر از روز اول هم اعتبارات را به شهرداری می دادند و مردم بم هم دلسوزانه کار می کردند که اگر اعتبارات سال 85 به بم برسد تغییرات شگرفی در بم در شرف وقوع خواهد بود
شاید خیلی از مردمان جهان ایران را به اسم بم و ارگ بم می شناختند و خیلی از شهروندان ایرانی هم استان کرمان را با بم می شناختند و خرمای بم ، حالا که زلزله شد با این تلفات گسترده ی انسانی و تخریب شهری ، این موقعیت باعث شد که دستاوردهایی هم برای شهر بم با همه ی تخریب و با همه ی ضایعات انسانی و نگرانی ها داشته باشد اگر ممکن است فهرستی از این دستاوردها چه به لحاظ مادی که شهر قابل مشاهده است و چه به لحاظ معنوی در سطح ایران و جهان اعلام بفرمایید
همه خواستند به بم کمک کنند همه ی مردم ایران و جهان و دولت ، ما از همه سپاسگزاریم روز اول گروهی از بانک جهانی و میراث فرهنگی با ما صحبت کردند در آن جلسه اول بحث میراث فرهنگی مطرح شد و به من گفتند اگر خواسته باشیم ارگ بم را بازسازی کنیم 200-300 میلیون دلار هزینه دارد که توجیه اقتصادی ندارد ما به جای آن که یک میلیون دلار اسلاید و فیلم درست کنیم و بگذاریم ارگ و بازارها خراب بمانند تا زمانی از همان خرابه اش هم ممکن است گاهگداری کسی بیاید و بازدید کند آنها نظر ما را به عنوان مردمان بم خواستند من هم در جوابشان گفتم تنفس هم که می کنیم توجیه اقتصادی ندارد ارگ هویت مردم بم بود و اولاً مردم بم وقتی که عزیزانشان در زیر آوار بودند وقتی که آنها را از زیر آوار بیرون می آوردند می گفتند این سرنوشت است اما در مورد ارگ چه بگویند؟ بم را از روزگاران قبل مردم می شناختند اما بعد از زلزله کاملاً شناختند هنوز هم نسبت به بم نظرات مثبت است و به بم توجه دارند. ما گفتیم به دو طریق ارگ و میراث فرهنگی باید ساخته شود خانه باغ را به عنوان اولین بار من مطرح کردم که باید کل شهر احیاء شود و ثبت شود جهان با ما راه افتاد و ارگ هم به عنوان میراث در خطر ثبت شد ما از همین جا از این مردم عزیز و از همه ی کسانی که در این کار کوشش کردند سپاسگزاری می کنیم پس بم برای مردم مهم است اگر ارگ ساخته نشود مردم از این شهر کوچ می کنند و امیدی برای ماندن ندارند. دنیا بم را می شناخت و الان بیشتر می شناسد. به دلایلی که گفته شد و همچنین هویت مردم ، ارگ باید ساخته شود ، از نظر اقتصادی هم توجیه دارد برای این که مردم از طریق توریستی کارشان می چرخید هتل هایی که وجود داشت در کرمان و تهران همه مسافران بم داشتند و در آینده ارگ بازسازی شود بهتر به این شهر می آیندو خواهند آمد ، آخرین سخنم به کسانی که آمده بودند این بود که عزیزان از این که آمدید از ارگ بم و بم بازدید کنید به شما اعلام می کنیم چنانچه مردم ایران و مردم دنیا و سازمان های مختلف به ما در ساختن ارگ کمک نکنند ما خودمان به کمک مردم می رویم و باسازی ارگ را شروع می کنیم و منتظر هیچ کس نمی مانیم وقتی که این عزیزان این جملات را شنیدند تصمیم دقیق و عزم جزم ما را دیدند گفتند که ما به شما کمک می کنیم. کارهای دیگری که ما انجام دادیم این بود که شهر دوستدار کودک را در منطقه ی نزدیک به ارگ قرار دادیم ما فکر کردیم در این منطقه با توجه به اینکه دادگستری و دارایی و اینها از اینجا منتقل شده بود و بیشترین ضایعات فیزیکی و روانی به این منطقه وارد شده بود گذشته از این که نزدیک به ارگ بود پیشنهاد کردیم که این منطقه ساخته شود همینطور که ارگ بم الگو خواهد بود از تاریخ ما ، شهر دوستدار کودک به عنوان ناحیه ای مدرن که در ایران وجود ندارد در بم ساخته شود و ما همین جا از یونیسف تشکر می کنیم و شورای شهر و شهرداری مکان هایی را تهیه کردند برای مدارس ، پارکها و ... و این ها در اختیار یونیسف قرار داده شد. بزرگانی از هموطنانمان از سراسر دنیا و ایران آمدند و کمک کردند. دانشکده ی معماری که در حال ساخت است که به آموزش عالی واگذار خواهد شد. زمین بسیار بزرگی را برای دانشگاه در نظر گرفته ایم که در آینده ساخته شود برای مردم بم دانشگاهی باشد. آقای شجریان باغ هنر را می سازند و ما زمین در اختیارشان قرار دادیم که پس از ساختن در اختیار شهرداری و مردم بم قرار داده می شود. ما از همه ی هنرمندان سپاسگزاری می کنیم . مرکز آموزشی به نام یاما از هموطنان ساکن آمریکا آمدند و دارند می سازند. دانشگاه آزاد را توسعه دادیم ، طرحی برای دانشجویان پرستاری و آموزش پزشکی تهیه کردیم و برای 50 سال آینده از نظر دانشگاهی به فکر بم بوده ایم که مرکز دانشگاهی ایران در جنوب شرق در اینجا باشد. هر کسی که می خواست در اینجا کار کند ما امکانات را دلسوزانه در اختیارش قرار دادیم تا خیرین برای مردم بم خدمت کنند ما سپاسگزاری می کنیم از همه ی اینها. طبق درخواست ما بهشت زهرا ساخته شد. ما می خواستیم کارهای زیربنایی انجام شود کانال مشترک ساخته شود
مشکلات و کارهایی که بر زمین مانده چیست؟
کل شهر بم با کمک دولت اسپانیا برقش به صورت کابل زیرزمینی می شود ما قبلاً مشکلاتی داشتیم که دکلهای برق کنده می شد و خطرات جانی داشت. بعد از بم در بروات این کار انجام خواهد شد به کمک یونیسف و دولت موضوع آب حل می شود. کارهایی که ما انتظار داریم انجام شود مسئله ی گاز است خط لوله ی گاز باید از ماهان به بم کشیده شود و این خطی که از عسلویه به ایرانشهر می آید. ما انتظار داریم الان که کارهای بم دارد انجام می شود لوله های گاز در کوچه ها و خیابان ها نصب شود که کنده کاری بعدی انجام نشود. ما از دولت انتظار داریم که در مورد فاضلاب شهری اقدام کنند. 40 قنات از زیر بم عبور می کنند و سه چهارم آبهای بم آلوده هستند کمبود آب وجود دارد بم ثبت تاریخی شده اما آبهای قناتها دارد آلوده می شود سفره ی آب زیرزمینی در زیر بم وجود دارد و به فاضلاب شهری نیاز است و توجیه اقتصادی هم دارد. دشت وسیعی که بعد از بروات قرار دارد می تواند زیرکشت انواع محصولات از جمله لیمو برود. لااقل به ما بگویند که در برنامه ی زمان بندی تا چه زمانی مردم بم باید منتظر باشند باید این کارها صورت بگیرد با توجه به این که 40 میلیون دلار بانک توسعه ی اسلامی در نظر گرفته ، دولت 5 میلیارد ، ما به وسیله ی یکی از طراحان خوب ایران طراحی پارک 22 بهمن را انجام دادیم الان چندین پارک دارد در بم ساخته می شود از جمله پارک 22 بهمن، کارهایی که واقعاً چشمگیر است بوسیله ی خود مردم انجام می شود و بدون کمک مردم ، کارها سخت می شود حتی در ساخت بهشت زهرا که آن عزیزان انجام دادند در نهایت حصار و فضای سبز آن را به شهرداری دادند که زودتر انجام شود. از شهرداری تهران تقاضا داریم که لوله کشی ای را که قرار بود از چاه خیابان قدس تا بهشت زهرا انجام شود زودتر به پایان برسانند ، سالن اجتماعات و سایر چیزهایی که قرار بوده انجام دهند. ما انتظار داریم کارهای زیربنایی در این شهر انجام شود اگر انجام نشود افراد تحصیل کرده از این شهر کوچ می کنند و افراد متمکن رغبت به سرمایه گذاری در این شهر نمی کنند. مردم باید زودتر دست به کار شوند برای ساخت و ساز ، باید بخش خصوصی تقویت شود ، آموزشکده ی خرما و مرکبات به وجود بیاید تا این شهر رونق پیدا کند ، صنایع جنبی خرما رونق یابد ، کارخانه سیمان راه اندازی شود ، ساخت پالایشگاه و کارخانه پتروشیمی و دانشکده ی پتروشیمی ، برای راه آهن قسمت باری آن راه بیفتد ، آن بوروکراسی در این جا کوتاه شود ، اعتبارات کافی و فوری به بم داده شود برای ساخت شهر اگر امکانات کافی و فوری نباشد بم در زمان مقرر ساخته نخواهد شد و همه باید کوشش کنند مردم و دولت و همه که شهری خوب داشته باشیم ، ساخت پل انجام شود در کمربندی شمالی شهر ، ما سعی کردیم امکاناتی مثل کتابخانه ها ، پارکها و ... در شهر توزیع شود خانه ی فرهنگ در مناطق محروم ساخته شود ، ورزشگاهها را در تمام شهر توزیع کرده ایم ، از همه مهمتر این که از دوباره کاری ها جلوگیری شود و دادن پیشنهادهای سازنده که شهری آباد داشته باشیم، الگویی که برای سایبانهای جلوی پاساژ در نظر گرفته بودند گفتم که باید هویت شهر حفظ شود این الگوی بندرعباس است که سایبان کوتاه داشته باشد ما در بم هویت داشتیم و سایبان ها باید به صورت تالار مانند و بلند باشد به الگوی بم مانند کوچه ی بیدآباد و سایر جاها ، ما گفتیم جاهایی که تعریض شده اگر پشتش جا هست تجاری شود ما برای این که فقط به کمک بنیاد مسکن اکتفا نشود پیشنهاد کردیم که ساختمانهای تجاری و خصوصی و مسکونی علاوه بر آنچه بنیاد مسکن می سازد مردم بیایند پروانه بگیرند 50 درصد پروانه هایشان را تخفیف دادیم تا پایان بازسازی و آنچه که احساس می کنیم به نفع مردم بم است انجام داده و خواهیم داد
شما چه پیامی یا صحبتی برای شهروندان دارید؟
من به مردم عزیز بم می خواهم بگویم که خدمتگزاران شما در شورای شهر و سایر جاها صادقانه کار کردند و قول می دهم که صادقانه در خدمت شما باشند همین اعتمادی که شما داشتید در مورد تعریض ها که ملکتان را به شهرداری دادید ما پول شما را خواهیم داد تعدادی ممکن است بیایند و دایه ی دلسوزتر از مادر شوند و جوسازی کنند آنها را نصیحت کنید آنها فرزندان این مُلک هستند و همه بیایند و کمک کنند که اگر دولت ، مردم و همه کمک نکنند کاری انجام نمی شود همه باید کمک کنند ما امیدواریم منطقه ی نرماشیر که هویتی برای خودش دارد به صورت شهرستان که مرکز آن ریگان است باشد و یک شهرستان دیگر که مرکز آن فهرج یا رستم آباد باشد بزرگان بنشینند و شهرستان ها را تفکیک کنند کما این که ما در ساخت روستا ها کمک کردیم همه باید کمک کنند
شهر صلح و دوستی اینجاست

موجِ تیزِ انفجارِ شهر
نور شد
فریاد شد
از میانِ قاره ها بگذشت
در قلوبِ مرد و زن تابید
در نگاهِ مهرشان پیچید
عالمی با عشق رو کردند
آدمیت غمگساری کرد
مهربانی را به اینجا ارمغان آورد
تار و پودِ قلب های ملتهب از عشق
مرتعش از زخمه های پایداری شد
عشق را در عمق جانِ مردمِ بم بُرد
مهربانان آمدند از دور
پا بپای مردم این مُلک
با پیامی همنوا با عشق ، با سرود دلکش احسان
در کنارِ مردم غمگین ، با زبانِ مهربانی عشق ورزیدند
آنچه را می شد عنایت شد ، باری از مردم حمایت شد
دستِ عشق از آستینِ مهر ، اشکِ غم از چهره ها بِستُرد
کاروان در کاروان عشق
پایمردی کرد ، مهربانی کرد ، یاری کرد
چون کبوتر با تپش های دل بی تاب
نبض موج آرزو را روح بخشیدند
لانه بستن را دوباره یاد دادند
کوچه سار تازه از اُمید روشن شد
تا بسازد خانه ای از عشق
سخت کوشی را به تنها آشنا کردند
مادران را استواری پای بنمودند
عشق را با زندگانی آشنا کردند
مردمان را پایداری خلق فرمودند
عزم را با آرزو پیوند دادند
***
عشقبازان از سراسر پهنه ی این خاک
انجمن در سایه سارِ ارگ بنمودند
در دلِ آنان چراغی ژرف روشن بود
شهر بم را با تمام نخل های خویش
با قناتِ بیشمارش ، رشته در رشته
با تمامِ خانه باغ و آنهمه بازار
پیشِ ارگِ سربلندِ شهر روشن کرد
آنچه ما در روزگاران کُهن دیدیم
در نگاهِ شهرِ ویران گشته می دیدند
عاشقانِ بیقرارِ عشق و زیبایی
در پکن در سایه سارِ عشق
شهر ویران گشته ی ما را
با قلم هایِ مُحبت ریز
با دلی آکنده از احسان
با صفایی همطرازِ عشق
در دل یک لوح تاریخی
با کلام استواری ثبت بنمودند
شهر بم ثبتِ جهانی شد
شهر ما با این همه حشمت
شهر ما با این همه شوکت
حاصلِ صبر و شکیبایی
حاصلِ کار و تلاش و عشق
ثبت شد ، ثبتِ جهانی شد.
پس بماند جاودان این شهر
پس بماند استوار این ارگ
***
عاشقان در یک غروبِ دلکشِ زیبا
با حضورِ سبز ِ دلبندِ هنرمندان
با نگاهِ مردمِ آزاده ی دنیا
با جهانی عشق و شیدایی
لوحِ ثبتِ شهر را با خویش آوردند
و به من ، این عاشق سرگشته ی دوران
با شکوه و لطفِ یک لبخند ، بسپردند
ناگهان از ما ورای شانه هایِ ارگ
طبل هایِ مهربانی بانگ سر دادند
کوسِ آن در گوشِ جانِ این جهان پیچید
مهربانی در جهان هرگز نخواهد مُرد
دوستی و عشق پا برجاست
همدلی در دهر خواهد ماند
پرچم زیتونِ صلح و عشق
از فرازِ ارگِ بم پیداست !
مهرورزی باز پا برجاست
غنچه های خنده در هر جاست !سینه ها شیداست




زندگی زیباست
شهر صلح و دوستی اینجاست
شهر صلح و دوستی اینجاست



دکتر عباس اسماعیلی (حکیم

در اولین شماره ، تیرماه 83

سخن مدیر مسئول

شهروندان و مشارکت گسترده و سازمان یافته آنان در ساختن بمی که شایسته ما است

بیش از شش ماه از زلزله و پیامدهای ناگوار آن گذشته است. علی رغم کمک های گسترده مردمان ایران و جهان هنوز مشکلات در بسیاری از موارد بر جای خود باقی مانده است و مواردی از اشتباه و کوتاهی دستگاههای مسئول آشکار شده است. در چنین شرایطی و برای آنکه بتوانیم بر پایه » خِرد جمعی «تمامی شهروندان راه حل هایی متناسب با شأن انسان و دانش جهان امروز ، برای خروج از مشکلات یافته و به اجرا درآوریم
برای آنکه: کودکان ما به عنوان انسان های کوچک به حساب آیند و در حال و آینده در محل سکونت خود بازی و شادی داشته باشند و مجبور نباشند در میان آوارها و یا در کنار کوچه ها با خاک و گچ بازی کنند
برای آنکه: نوجوانان ما ، در خرابه های محله و یا در حاشیه گذرها به دلیل نبود فضای بازی ، شادی و آموزش پرپر نشوند
برای آنکه: دختران ما در زیر چادرها و در داخل سرپناه های موقت بیش از این غمزده و رنجور نباشند
برای آنکه: جوانان بیکار ، سرگردان یافتن شغل به هر کاری تن ندهند
برای آنکه: مادران و پدران در نزدیک محل سکونت حال و آینده خود مکانی برای تجمع داشته باشند و بتوانند مسائل مشترک محیط خود را بررسی کنند
برای آنکه: مسائل گروههای مختلف شغلی و صنفی طرح و پیگیری شود
برای آنکه: اعتیاد گسترش یابنده ، بیش از پیش تیشه به ریشه نسل های حال و آینده نزند
طرح اجتماعات محلی (شورایاری ) با توجه به تجربیات جهانی و اجرای آن در چندین محله شهر تهران ، به عنوان بستر مشارکت همه جانبه شهروندان پیشنهاد شده است. این طرح به تصویب شورای اجتماعی استان برای اجرا در بم و بروات تأیید شده است و هم اکنون شکل گیری آن در شهر بروات در شرف پایان است و اجرای آن در شهر بم نیز آغاز شده است
اجتماع محلی (شورایاری) چیست؟
اعضاء هر 30 تا 60 خانوار همسایه که در مجاورت هم سکونت دارند و یکدیگر را می شناسند از میان خود یک زن و یک مرد را به عنوان »شورایار« انتخاب می کنند. از آنجا که اعضاء اجتماع محلی (همگان) از گروه های جنسی ، سنی ، شغلی و حرفه ای گوناگونی تشکیل شده اند ، ضرورت دارد ، گروه های کاری متعددی با شرکت افراد داوطلب از جمع مذکور در محله تشکیل شود که مهم ترین این گروه ها عبارتند از: کودکان ، جوانان ، زنان ، ساخت و ساز و فضای محله ، بهداشت محیط (شهرداری محله) ، بهداشت و سلامتی (رابطین بهداشت) ، اشتغال و کارآفرینی و ... هر شورایار (زن یا مرد) دو مسئولیت بر عهده دارد.
اول به عنوان عضو یک اجتماع محلی کمک می کند که گروه های کاری مذکور در محله شکل بگیرد. بطوری که همه ی شهروندان علاقه مند (بالای 15 سال) ، حداقل در یکی از گروه های موجود در محله وارد شده و امر » مسئله یابی « و » اطلاع رسانی« محیط اجتماعی خود را بر عهده بگیرد
مسئولیت دوم هر یک از شورایاران این خواهد بود که خود ، متناسب با تجربه و علاقه خود در یکی از گروه های کاری فوق در سطح شهر عضویت یابد و امر »مسئله یابی« ،» اطلاع رسانی« و » راه حل یابی«(پروژه نویسی) را در آن جمع دنبال نماید
به این منظور دفتری تحت عنوان » دفتر هماهنگی اجتماعات محلی«در محل»چادر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در شهر بم ، میدان سرداران شهید« ایجاد شده و »تسهیل گرانی« از میان دختران و پسران شهرستان بم با کارت شناسایی به محلات شما مراجعه می کنند ، هنگام مراجعه آنان فهرست همسایگان خود را تهیه کنید ، دو شورایار مورد قبول اکثریت را از افراد بالای 18 سال ساکن محله انتخاب کنید. شورایاران آموزش های کوتاه مدتی خواهند دید تا بتوانند مسائل شهروندان را بررسی و راه حل یابی کنند. درخواست های شما را در تمام سطوح پیگیری کنند. افراد مذکور مادامی که مورد قبول اکثریت اهالی باشند شورایاران شما به حساب می آیند
انتخاب فوق ، اولین قدم برای ساختن بم با حضور توانای مردم خواهد بود. برای ساختن بمی که همه ی ما می خواهیم ، امید است با همت شما و با نیروی شورایار منتخب ، تا دیر نشده از اشتباهات گذشته درس بگیریم و بیش از این شهروندان در حاشیه قرار نگیرند.
به نقل از خبرنامه شهروندان و مشارکت شماره یک ، سه شنبه 23 تیرماه 1383

بم در فهرست آثار در خطر باقی می ماند

کمیته ی میراث جهانی عصر دیروز پس از بررسی پرونده ی بم در اجلاس لیتوانی تصمیم نهایی خود را مبنی بر نگه داشتن بم در فهرست آثار در خطر اعلام کرد. به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری عبدالرسول وطن دوست رئیس پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار فرهنگی و تاریخی ضمن بیان این مطلب گفت: در این جلسه از ایران خواسته شده تلاش های خود را در جهت حفاظت از بم که دارای ارزش منحصر به فرد جهانی است افزایش دهد. وی افزود: همچنین این کمیته درخواست می کند که ایران و ایکوموس با همکاری یکدیگر معیارهایی را که بتوان این اثر ثبت شده جهانی را از فهرست آثار در خطر خارج کرد ، مشخص و تعریف کنند. ضمن آنکه ایران باید تا اول فوریه 2007 گزارش خود را در مورد موضوع معیارها تهیه کرده و به کمیته ارائه دهد. وی خاطر نشان کرد: تصمیم نهایی کمیته همچنان بر نگه داشتن بم در فهرست آثار در خطر است. ضمن آنکه موضوع آموزش نیروی انسانی نیز نباید به دست فراموشی سپرده شود. کمیته میراث جهانی هر سال یک بار آثاری را که در فهرست آثار در خطر هستند را بررسی می کند که آیا در فهرست آثار در خطر باقی بمانند یا خیر. بر اساس بررسی هایی که در سی امین اجلاس کمیته میراث جهانی صورت گرفته است ، بم تا سال آینده همچنان در فهرست آثار در خطر باقی می ماند
به نقل از روزنامه شرق ، 85/4/21

بخش هایی از سخنان دکتر اسماعیلی رئیس شورای اسلامی شهر بم در اولین گردهمایی شورایاران

از همه ی شما عزیزان و مهمانان عزیز که تشریف آورده اید تشکر و سپاسگزاری می کنم. هدف تمام این کارها این است که ما کاری بکنیم برای خودمان ، شهرمان و خانواده مان. شما میدانید که مردم بم انسان های مهمان نوازی بودند ، دسته جمعی زندگی می کردند ، در یک خانه ی بزرگ پدر بود ، مادر بود ، بچه ها بودند حتی عروس و داماد بودند و این ها با هم زندگی می کردند. حتی اگر مهمانی خارجی یا ایرانی به شهر بم می آمدند ، آنها دعوتشان می کردند ، به آنان جا می دادند و جاهای خوب و دیدنی شهر را نشانشان می دادند و سرانجام ممکن بود به مهمانان هدیه ای دهند ، حتی اگر ممکن بود دیگر آنها را نبینند ... من این اطمینان را دارم با کمک مردم و یونسکو و دولتمان ارگ بم بازسازی خواهد شد. یک اتفاقاتی است که افتاده و بنابراین یک همیاری ، یک صمیمیت و یک کمکی می طلبد ، [ چنانکه می دانید ] شورایارها از بین 30 تا 50 خانوار دو نفر را انتخاب می کنند ، یعنی کسی که این دو را انتخاب می کند نه دولت است و نه شورای شهر ، بلکه مردم این ها را انتخاب می کنند. پس نمایندگان مردم هستند و [ شورایاران ] محله به محله دقت می کنند ، مسائل بهداشتی ، مسائل تغذیه و مسائل دیگر را نگاه می کنند ، مثلاً محله نیاز به سالن ورزشی ، یک پارک کوچک که بچه ها یک جایی بروند که بازی کند ، می بینند درمانگاه ندارند می گویند درمانگاه لازم است. همه ی این پیشنهادات را می دهند. شما عزیزان در بین خودتان چندین گروه تشکیل می دهید که یک گروه مسئول پیگیری امور بهداشت است ، یک گروه مسئول مسائل کودکان ، یک گروه مسئول مسائل جوانان و غیره
... ماباید خیلی آرام و با آرامش صحبت هایمان را بگوییم ، مطمئن باشید در برابر حرف منطقیِ صمیمانه و دوستانه همه تسلیم هستند
به نقل از خبرنامه شهروندان و مشارکت ، شماره 1 ، سه شنبه 23 تیرماه 1383

آغاز ساخت
اتاق بحران
در تهران

عملیات احداث ساختمان مرکز فرماندهی و هدایت عملیات مقابله (اتاق بحران) استاندارد شهر تهران که برای تخستین بار در کشور به مرحله ی اجرا درمی آید با هدف فراهم ساختن امکان هماهنگی و فرماندهی متمرکز سوانح ناشی از وقوع بلایای طبیعی و حوادث غیرمترقبه توسط سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران آغاز شد
دکتر مازیار حسینی ، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران گفت: اتاق بحران این امکان را فراهم می سازد که سامانه مدیریت حادثه به سرعت فعال شده و از بروز عملیات اشتباه ، دوباره کاری ، اختلال و تراکم نیروهای حاضر در صحنه و هدر رفتن اترژی و توان عملیاتی جلوگیری کند. ضمن آنکه مدیران و فرماندهان تمامی سازمان ها و شرکت های فعال در سامانه ی مدیریت شهری در خواهند یافت که فعالیت تخصصی سازمان متبوعشان باید هماهنگ با سایر سازمان ها و نیروهای عملیاتی باشد و از یک فرماندهی و مدیریت واحد پیروی شود
وی با اشاره به این که در حال حاضر کلان شهر تهران از مکانی مناسب با مشخصات ، امکانات و تجهیزات اتاق بحران مطابق با استانداردهای بین المللی برخوردار نیست به خبرنگار همشهری گفت: برای رفع این کاستی ، سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران ، احداث اتاق بحران را در دستور کار قرار داده است
وی افزود: مرکز فرماندهی و هدایت عملیات مقابله (اتاق بحران) شهر تهران با 2 هزار و 200 مترمربع زیربنا در سه طبقه شامل زیرزمین ، همکف و طبقه ی اول احداث می شود و در آن بخش هایی چون اتاق فرماندهی حادثه ، اتاق کارشناسان عملیاتی ، فضای استقرار سامانه های الکترونیکی ، مخابراتی ، ماهواره ای و رایانه ای و فضای مناسب جهت استراحت ، انبار لوازم و تجهیزات و سایر خدمات مورد نیاز پیش بینی شده است و در برابر زلزله با قدرت 10 ریشتر نیز مقاوم است
به نقل از روزنامه ی همشهری ، 85/4/19
صدای قربانیان 10

پدیده های نگران کننده

زن ، 56 ساله ، خانه دار: افرادی را می بینم که از اعضای درجه یک خانواده حتی یک نفر هم باقی نمانده است و این برایم غیرقابل تحمل می باشد

زن ، 39 ساله ، لیسانس ، شاغل: بیکاری جوانان ، اعتیاد جوانان ، تورم و بالا بودن قیمت زمین ، افرادی که زمین ندارند منبع درآمدی هم ندارند که زمین خریداری کنند مشکل این افراد چگونه حل می شود؟
زن ، 24ساله ، دیپلم ، خانه دار: کمبود محبت پدر و مادر ، نداشتن خواهر و برادر و دیدن برادر م که مجرد است و تنها
زن ، 30 ساله ، فوق دیپلم ، خانه دار: به یاد فرزندانم می افتم که در زلزله از دست دا ده ام ، به یاد گذشته و خاطرات گذشته می افتم و نگران می شوم و نمی توانم گذشته را فراموش کنم ، دیدن چیزهایی که از همسر و فرزندانم باقی مانده است
زن ، 45 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: نبودن فرزند ، نبودن پدر و مادر
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: ناامنی ، کمبود آب سالم و بهداشتی
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، خانه دار: آشفتگی وضعیت شهر و ناامنی
زن ، 40 ساله ، لیسانس ، شاغل: حیرانی مردم
زن ، 40 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، خانه دار: فاضلابهای خانگی و وجود حشرات که باعث سالک می شود
زن ، 36 ساله ، سواد در حد دوره ی ابتدایی ، خانه دار: ناراحتی فرزندم از این که نمی تواند به دانشگاه برود
زن ، 43 ساله ، دیپلم ، خانه دار: ناسازگاری دخترم با بچه های ناپدری اش و زندگی در خانه ی مردم
زن ، 26 ساله ، دیپلم ، خانه دار: به دلیل این که قطع نخاع هستم و نمی توانم کارهایم را خودم انجام دهم نگران هستم

زن ، 22 ساله ، سواد در حد دوره ی دبیرستان ، شاغل: در حال حاضر بیکار بودن شوهرم و نداشتن مکان مناسب برای زندگی
زن ، 23 ساله ، دیپلم ، خانه دار: فرا رسیدن فصل گرما و شیوع بیماری های واگیردار
زن ، 29 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: وضعیت ساخت و ساز خانه و نداشتن منبع درآمد

انتظارات از همسایگان

زن ، 56 ساله ، خانه دار: حق همسایگی را به جا آورند و رفت و آمد داشته باشند و مشکل همدیگر را حل کنند بی تفاوت نباشند
زن ، 39 ساله ، لیسانس ، شاغل: به یکدیگر در تمام مشکلات کمک کنند و از حال یکدیگر باخبر باشند

زن ، 24ساله ، دیپلم ، خانه دار: هیچ انتظاری ندارم فقط خوش برخورد باشند
زن ، 30 ساله ، فوق دیپلم ، خانه دار: انتظار خاصی ندارم
زن ، 45 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: با من بیشتر باشند و همدردی کنند
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: حقوق یکدیگر را رعایت کنند
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، خانه دار: حق همسایگی را به جا آورند
زن ، 40 ساله ، لیسانس ، شاغل: همسایگانم همگی خوب هستند

زن ، 40 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، خانه دار: احترام یکدیگر را نگه دارند و با یکدیگر دعوا نکنند
زن ، 36 ساله ، سواد در حد دوره ی ابتدایی ، خانه دار: با همدیگر مهربان باشیم و در همه ی اوضاع چه خوب و چه بد یار و غمخوار همدیگر باشیم

زن ، 43 ساله ، دیپلم ، خانه دار: حقوق یکدیگر را بشناسند و در غم و شادی همدیگر شریک باشند

زن ، 26 ساله ، دیپلم ، خانه دار: به چشم ترحم به من نگاه نکنند.
زن ، 22 ساله ، سواد در حد دوره ی دبیرستان ، شاغل: در غم و شادی مونس همدیگر باشیم

زن ، 23 ساله ، دیپلم ، خانه دار: احترام متقابل نسبت به همدیگر بگذارند و در رفع مشکلات یکدیگر را یاری کنند

زن ، 29 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: به جز همبستگی و محبت انتظار دیگری ندارم

پدیده های ناامید کننده

زن ، 56 ساله ، خانه دار: پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد

زن ، 39 ساله ، لیسانس ، شاغل: جذب نیروهای غیربومی که بعد از استخدام هم می گذارند و می روند طرف شهرهای خود و می گویند مگر مجبوریم بم کار کنیم. مسئولین باید خیلی مراقب جذب نیرو باشند

زن ، 24ساله ، دیپلم ، خانه دار: تنهایی برادرم ، نداشتن فرزند ، تنهایی خودم
زن ، 30 ساله ، فوق دیپلم ، خانه دار: به یاد خوبی ها و خاطراتی که در گذشته داشته ایم ولی الان نیست ، نبودن بچه هایم مثل گذشته ، دیدن لباسهای آنها در صندوق
زن ، 45 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: دیدن محیط اطراف و زندگی دیگران ، دیدن سرنوشت که چرا همسر یا یکی از فرزندانم زنده نمانده است

زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: بیکاری
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، خانه دار: بیکاری
زن ، 40 ساله ، لیسانس ، شاغل: پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد
زن ، 40 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، خانه دار: نداشتن زمین برای ساخت و ساز ، فقر و بیچارگی ، نداشتن سرویس بهداشتی
زن ، 36 ساله ، سواد در حد دوره ی ابتدایی ، خانه دار: پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد
زن ، 43 ساله ، دیپلم ، خانه دار: وارد نشدن فرزندانم به دانشگاه به دلیل وضعیت نامناسب مالی
زن ، 26 ساله ، دیپلم ، خانه دار: نداشتن مسکن و زمین برای ساخت و ساز ، نداشتن سرویس بهداشتی
زن ، 22 ساله ، سواد در حد دوره ی دبیرستان ، شاغل: نداشتن زمین برای ساخت مسکن
زن ، 23 ساله ، دیپلم ، خانه دار: پدیده ی ناامید کننده این است که نگران آینده ی فرزندم هستم که پدر همسر سابقم سرپرستی او را بر عهده دارد ، دوری از فرزندم
زن ، 29 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: ما تحت پوشش بهزیستی بوده ایم که بدون دلیل آن را قطع کرده اند





انتظارات از مسئولین

زن ، 56 ساله ، خانه دار: بیشتر به مشکلات مردم رسیدگی کنند

زن ، 39 ساله ، لیسانس ، شاغل: مسئولین در مورد مسئله ی اشتغال جوانان بیشتر دقت کنند تحصیل کرده های بمی چرا باید بیکار باشند و غیربومی ها فقط جهت استخدام به کار گرفته شوند و بعد از استخدام هم بم را ترک کنند و به شهرهای خود بروند

زن ، 24ساله ، دیپلم ، خانه دار: نسبت به مردم بم و پشترود توجه خاصی داشته باشند و برای جوانان و بیکاری آنها فکرهای بهتری داشته باشند

زن ، 30 ساله ، فوق دیپلم ، خانه دار: به زنان بی سرپرست به جوانان و بیکاری آنها توجه کنند و نگذارند حق آنها پایمال شود

زن ، 45 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: به بیکاری جوانان توجه بیشتری داشته باشند

زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: اینقدر با کاغذ بازی سنگ جلوی پای مردم نگذارند

زن ، 41 ساله ، دیپلم ، خانه دار: به درددل مردم توجه کنند

زن ، 40 ساله ، لیسانس ، شاغل: جوابگوی مشکلات مردم باشند
زن ، 40 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، خانه دار: به مشکلات فرزندم رسیدگی نمایند
زن ، 36 ساله ، سواد در حد دوره ی ابتدایی ، خانه دار: برای ما کلاسهای آرایشگری و خیاطی و ... بگذارند و ما را از بیکاری درآورند

زن ، 43 ساله ، دیپلم ، خانه دار: بیشتر به فکر بچه هایی که در خانه ی ناپدری به سر می برند باشند

زن ، 26 ساله ، دیپلم ، خانه دار: فراهم کردن محیطی برای زندگی همراه با بهداشت کامل همچنین به افراد ضایعه نخاعی بیشتر رسیدگی کنند

زن ، 22 ساله ، سواد در حد دوره ی دبیرستان ، شاغل: افراد باتجربه کلاسهای خیاطی و آرایشگری برای ما بگذارند
زن ، 23 ساله ، دیپلم ، خانه دار: بیشتر به فکر جوانان جامعه و مشکلات آنها باشند

زن ، 29 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: به بی سرپرستها توجه بیشتری داشته باشند و بدون تحقیقات نباید مستمری ما را از طرف بهزیستی قطع می کردند




انتظارات از اعضای خانواده

زن ، 56 ساله ، خانه دار: بیشتر با یکدیگر رفت و آمد داشته باشیم و مشکلات همدیگر را حل کنیم

زن ، 39 ساله ، لیسانس ، شاغل: صله ی ارحام را به جا بیاورند ، مهر و دوستی در خانواده بیشتر حاکم باشد

زن ، 24ساله ، دیپلم ، خانه دار: بتوانند محبت پدر و مادرم را برایم جبران کنند ، بیشتر از گذشته نسبت به من ابراز محبت داشته باشند

زن ، 30 ساله ، فوق دیپلم ، خانه دار: دلداری دادن ، محبت کردن بیشتر ، درست برخورد کردن
زن ، 45 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: فقط محبت
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: بیشتر به من توجه کنند
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، خانه دار: درکم کنند
زن ، 40 ساله ، لیسانس ، شاغل: انتظار خاصی ندارم
زن ، 40 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، خانه دار: تهیه لوازم فیزیوتراپی و ورزشی به دلیل معلولیت دستهایم
زن ، 36 ساله ، سواد در حد دوره ی ابتدایی ، خانه دار: فرزندانم با تلاش و کوشش خود درس بخوانند و روح پدرشان را شاد کنند

زن ، 43 ساله ، دیپلم ، خانه دار: از تنها دختر بازمانده ام از زلزله انتظار دارم که با زندگی کنونی ما بسازد اگر چه سخت است اما درسش را بخواند

زن ، 26 ساله ، دیپلم ، خانه دار: تهیه لوازم فیزیوتراپی و ورزشی به دلیل معلولیت
زن ، 22 ساله ، سواد در حد دوره ی دبیرستان ، شاغل: مرا درک کنند و همیشه به این فکر باشند که من در زندگی قبلی ام شکست خورده ام

زن ، 23 ساله ، دیپلم ، خانه دار: در رفع مشکلات مرا یاری کنند

زن ، 29 ساله ، سواد در حد دوره راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: انتظار کمک مادی و معنوی دارم


کارهایی در طی دو سال گذشته باید انجام می شد، ولی انجام نشده است

زن ، 56 ساله ، خانه دار: مسئله ی اشتغال جوانان و به کارگیری آنها
زن ، 39 ساله ، لیسانس ، شاغل: ساخت و ساز می بایست بهتر از این صورت بگیرد
زن ، 24ساله ، دیپلم ، خانه دار: آسفالت کردن جاده ی بهشت زهرا و خیابان ها
زن ، 30 ساله ، فوق دیپلم ، خانه دار: درست نکردن یک فضای سبز در روستای پشترود ، درست نکردن جاده ی بهشت زهرا
زن ، 45 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: درست کردن جاده ها
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: درست کردن سالن ورزشی برای خانمها ، مکان های تفریحی برای جوانان
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، خانه دار: کاغذ بازی های دست و پاگیر ، می بایست واقعاً به مشکلات مردم رسیدگی کنند که نکردند
زن ، 40 ساله ، لیسانس ، شاغل: بعضی از مسئولین وظایف خود را درست انجام ندادند مانند ساخت وساز ، اداره ی تعزیرات هیچ نظارتی بر قیمت ها ندارد ، خرابی جاده ها ، قطع مکرر آب ،
زن ، 40 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، خانه دار: مشکلات ساخت و ساز
زن ، 36 ساله ، سواد در حد دوره ی ابتدایی ، خانه دار: دادن وام برای ساختن خانه که خود و فرزندانم سرپناهی داشته باشیم

زن ، 43 ساله ، دیپلم ، خانه دار: ساخت و ساز باید تمام می شد ولی هنوز کار ساخت وساز ادامه دارد
زن ، 26 ساله ، دیپلم ، خانه دار: رسیدگی به حال زنان بی سرپرست و مخصوصاً ضایعه نخاعی ها ، بررسی وضعیت آنها
زن ، 22 ساله ، سواد در حد دوره ی دبیرستان ، شاغل: ساخت و ساز
زن ، 23 ساله ، دیپلم ، خانه دار: عدم پیشرفت کار ساخت و ساز ، رسیدگی به زنان بی سرپرست
زن ، 29 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: باید ساخت وساز خیلی زودتر از اینها تمام می شد اما هنوز ادامه دارد


انتظارات از خویشاوندان

زن ، 56 ساله ، خانه دار: به یکدیگر بیشتر محبت کنند

زن ، 39 ساله ، لیسانس ، شاغل: به یکدیگر احترام بگذارند و به حرفهای یکدیگر گوش دهند و توجه داشته باشند

زن ، 24ساله ، دیپلم ، خانه دار: همین چند نفری که ماندیم با هم خوب باشیم و خوب برخورد کنیم و مهربان باشیم

زن ، 30 ساله ، فوق دیپلم ، خانه دار: فراموش نکردن من ، سر زدن به من
زن ، 45 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: دوستی و صداقت ، دلداری ، دید و بازدید
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار: رفت و آمد مانند قبل از زلزله حتی بهتر هم باشد
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، خانه دار: در زندگی شخصی یکدیگر دخالت نکنند و موجب نگرانی و ناراحتی نشوند

زن ، 40 ساله ، لیسانس ، شاغل: خویشاوندان من همگی خوب هستند

زن ، 40 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، خانه دار: بیشتر مرا در کارهایم کمک کنند

زن ، 36 ساله ، سواد در حد دوره ی ابتدایی ، خانه دار: به دیدار ما بیایند و بعد از خدا امید من و بچه هایم باشند

زن ، 43 ساله ، دیپلم ، خانه دار: انتظار خاصی ندارم

زن ، 26 ساله ، دیپلم ، خانه دار: بیشتر مرا یاری دهند مخصوصاً در کارهای شخصی ام
زن ، 22 ساله ، سواد در حد دوره ی دبیرستان ، شاغل: بیشتر به فکر همدیگر باشند

زن ، 23 ساله ، دیپلم ، خانه دار: مرا بیشتر درک کنند

زن ، 29 ساله ، سواد در حد دوره ی راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: به فکر همدیگر باشند


مشکلات شهروندان


جمعی از شهروندان: بیمه خدمات درمانی روستایی که بیشتر مردم تحت پوشش این بیمه می باشند تاکنون خدمات به مردم داده نشده است. چون این بیمه با هیچ دکتر و داروخانه ای قرارداد ندارد و باید نامه ای از مرکز بهداشت داشته باشیم و اگر هم به دکتر مراجعه می کنیم باید ویزیت آزاد پرداخت کنیم و داروها هم آزاد هستند. مسئولین تکلیف ما را با این بیمه ها مشخص کنند
صاحب مغازه ی طلافروشی: از روزی که به بازار جدید نقل مکان کرده ایم با مشکل کمبود برق مواجه هستیم ، آب اصلاً نداریم از شدت گرما تحمل یک لحظه ماندن در اینجا واقعاً مشکل است
صاحب مغازه ی خرازی: چند روز است که مغازه ام را باز کرده ام اصلاً فروش ندارم ، چون در مورد بازار جدید اطلاع رسانی نشده است
صاحب مغازه ی پارچه فروشی: مشکلات ما در بازار جدید قطعی برق ، نداشتن آب و عدم اطلاع مردم از وجود بازار جدید در مکان نیروگاه قدیم برق است. عدم وجود سایبان که به علت گرمای شدید کسی نمی تواند در اینجا بماند
جمعی از شهروندان خیابان باهنر: خراب کردن بلوار باهنر موجب ترافیک زیاد و گرد و خاک شده که هنوز این بلوار درست نشده از مسئولین می خواهیم که حداقل این خیابان را آب پاشی کنند تا کمتر گرد و خاک بلند شود چون تا وقتی که این خیابان ساخته شود ما هزار و یک مریضی پیدا می کنیم

شیهکی ، رشیدی فرد

بگذارید از بزرگترین تجربه ام (با هم بودن) بگویم


شش ماه از زلزله ی ویرانگر بم می گذشت که با دکتر سیامک زندرضوی آشنا شدم معرف من به ایشان دکتر فرشته میرهاشمی مسئول مؤسسه بین المللی بنیان بود ، ابتدا به عنوان تسهیلگر دفتر هماهنگی اجتماعات محلی و بعد به عنوان دستیار دکتر زندرضوی کار را ادامه دادم
پس از شروع چاپ خبرنامه شهروندان و مشارکت که با هدف بازگو کردن مشکلات مردم رنج کشیده چاپ می شد ، به عنوان گزارشگر خبرنامه فعالیتم را ادامه دادم
در طول چاپ این 52 شماره نشریه تجربیات زیادی کسب کردم که بزرگترین آن را با هم بودن می دانم. وقتی که با تعدادی از جوانان فعال بم و به همراه اندیشمندی چون دکتر زندرضوی کار می کردم و روز به روز به تجربیاتم اضافه می شد (خبرنگاری ، پروژه نویسی و تحقیق ...) و در عین حال برای مردم رنج دیده ای خدمت می کردم که خود از آنها بودم دیگر نباید احساس تنهایی می کردم ، مردم ، همکاران و دکتر همه با هم بودیم در این دوران توانستم با روزنامه های دیگر هم ارتباط برقرار کنم و گزارشات و مقالاتی برای آنها بنویسم از همان ابتدای فعالیت روزنامه نگاریم هدف خود را رضای خدا و عشق به مردم شهرم قرار دادم در همین دوران بعضی از مسئولین می گفتند: شما فقط نیمه خالی لیوان و مشکلات را می بینید ، ما در جواب آنها می گفتیم: رسانه های دیگر به اندازه ی کافی نیمه پر لیوان را می بینند اگر قرار باشد همه نیمه پر لیوان را ببینند پس چه زمانی به فکر پر کردن نیمه خالی آن باشیم ، ما مسئولین را از خود می دانیم و به همین خاطر در بعضی از مقالات و گزارشات خیلی خودمانی از آنها گلایه می کنیم ، شاید به این زودی ها در بم پنجره ای مانند شهروندان و مشارکت باز نشود که مردم رنج دیده بتوانند حداقل عقده ی خود را خالی کنند و مشکلاتشان را به مسئولین بگویند و شاید به این زودی ها نشریه ای با این نظم هر دو هفته یکبار بدون وقفه در بم منتشر نشود ، درست است برخی از مسئولین می گفتند این نشریه رسمی نیست ولی آیندگان قضاوت می کنند که کدام نشریه فقط به درد مردم پرداخت با وجود این که کارکنانش دردها و مشکلات زیادی داشتند ، مطمئناً در آرشیوهای زیادی از شماره های مختلف این خبرنامه وجود خواهد داشت
آری شهروندان و مشارکت به پایان رسید و بگذارید آخرین جمله اش را من بگویم: »زنده باشی ای بم بزرگ تا همیشه
رحمت الله دریجانی

شهروندان و مشارکت ، مطلوب و تأثیرگذار


در آن شرایط بحران زمانی که هیچ کس نبود مشکلات محلی و محله ای را حداقل به طور نسبی حل کند دکتر سیامک زندرضوی با تشکیل دفتری به نام » دفتر هماهنگی اجتماعات محلی« گام به سوی تشکیل جلسات محلی و محله ای (شواریاری) نهاد و از این طریق نمایندگان محله ها مشکلات مردم و محله ی خودشان و آنهایی که هیچ حمایتی نمی شدند را بازگو می کردند دیری نگذشت که گروههای کاری تشکیل شد و هدف اصلی این گروهها مخابره سریع اخبار و انتقال صحیح اطلاعات در محدوده ی اجتماعات محلی بین مردم و مسئولین و در واقع غنی کردن فرهنگ اطلاع رسانی بود
تیرماه 83 بود که اولین شماره خبرنامه شهروندان و مشارکت به چاپ رسید در طول این مدت از طرق مختلف با مسائل و مشکلات زیادی روبرو شدیم اما لازمه ی این حرفه این است که توانایی مقابله با تنش های کاری را داشته باشیم و شاید تا حدی توانستیم هدفمان که آگاه کردن افکار عمومی بوده است را ارتقاء بخشیم به طوری که افکار عمومی نیز تمایل بیشتری برای آگاهی از آخرین رویدادها پیدا کرده اند
سعی کردیم در این خبرنامه مواردی ذکر شود از قبیل صدای قربانیان ، مشکلات آنهایی که هیچ وقت نشنیدند ، طرح و پروژه هایی که تعریف شدند اما ... سرمقاله ها و گزارشات تحلیلی که بهترین در نوع خودشان بودند و برگزیده ی جشنواره ی مطبوعات اعلام شدند اینها همه نشانه ی فعالیت بی وقفه ی مدیر مسئول و گزارشگران این خبرنامه است که توانستند اطلاع رسانی دقیق و به موقع انجام دهند.همان طور که »جف پریدمور« گفته است: روزنامه و مجلات محلی بهترین مکان برای شروع کار خبرنگاری آزاد است
امروز که دو سال از چاپ این خبرنامه می گذرد درسهای زیادی آموختیم اینکه اگر همفکری و فعالیت صادقانه بین مردم باشد و اینکه فقط خود و مشکلات خودمان را نبینیم در شرایط بحران نیز می شود زندگی حداقل آرامی داشت
و سرانجام
مثل همیشه صمیمانه ترین سپاسهایم را به دکتر زندرضوی مدیر مسئول خبرنامه و محمدعلی جوشایی رئیس اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی بم تقدیم می کنم آنها که درباره ی مطالب ما خبرنگاران بحث کردند و پیشنهادهای اصلاحی دادند و ناظر نبردهای فراوان خبرنگاران با مسائل روز بودند و به ما یاد دادند که چگونه در برابر آن مسائل مقاومت کنیم و آموختیم که چگونه شمع روزنامه نگاری آزاد باید روشن بماند
اکنون که آخرین شماره ی این خبرنامه نیز به چاپ رسید از همه ی عواملی که ما را در امر خطیر اطلاع رسانی کمک کردند تشکر می کنیم
الهام رشیدی فرد

ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت

دو سال گذشت وقتی به گذشته نگاه می کنم آن هنگام که تمام زندگیمان به یکباره ویران شد و آن مدتی که در یک چادر امدادی روزگار را سپری می کردم همه ی اینها می گذرد و آنچه که مانده تجربیاتی است که در طی این مدت کسب کرده ایم در این شرایط بود که می خواستم به خود و همشهریان خود خدمتی داشته باشم ، چه آن هنگام بعنوان شورایار محلی دردهای مردم محله را از طریق اجتماعات محلی و چه از طریق خبرنامه شهروندان و مشارکت به گوش مسئولین می رساندم
زمانی که وارد کار خبر و خبرنگاری شدم درست نمی دانستم خبر چیست و خبرنگار کیست شاید عده ای از مردم فکر می کنند کسی که یک دوربین و یک ضبط داشته باشد خبرنگار است اما چگونه می توان حرفهایی که مردم می زنند به گوش مسئولین رساند و بالعکس
اینجا بود که خبرنامه شهروندان و مشارکت به خبرنگار هویت داد ، با همکاری اداره فرهنگی و ارشاد اسلامی بم و برنامه عمران سازمان ملل در بم (undp) یک دوره کلاسهای خبرنگاری برای عده ای از جوانان داوطلب خبرنگار بمی برگزار کردند تا با خبرنگاری بیشتر آشنا شویم و بفهمیم که خبرنگار چه مسئولیت سنگینی بعهده دارد در واقع در همین کلاسها بود که فهمیدیم خبرنگار باید آزاد بیندیشد و آزادانه واقعیت را بیان کند و تابع هیچ ارگانی نباشد. خبرنامه شهروندان و مشارکت آنچه را که بیان می کرد مردمی بود در واقع همانطور که از اسمش پیداست با مشارکت شهروندان است که می توان بم را با طبع و نظر خود شهروندان بمی ساخت و در چنین حالتی بود که ارشاد اسلامی بم به حمایت از خبرنگاران جوان پرداخت و از ادارات خواست که با این خبرنگاران همکاری کنند

سالها و ماهها می گذرد ولی این خبرنامه سیاه و سفید در یاد و خاطره ی مردم خواهد ماند. در یادها خواهد ماند جوانانی با عشق و علاقه و با تحمل هرگونه سختی و حتی با درآمدی کم چگونه آنچه را که حرف مردم بود نوشتند در واقع خبرنامه شهروندان و مشارکت در یک کلام خواست به همه بگوید در هر پست و مقامی که هستند همه یکی باشیم و صداقت ، روراستی و سادگی را پیشه ی خود قرار دهیم تا جامعه ای پیشرفته و شهری آباد داشته باشیم و به قول سهراب سپهری: « ساده باشیم در باجه یک بانک چه در زیر درخت»
در پایان از آقای دکتر سیامک زندرضوی که در این مدت زحمات زیادی در جهت اطلاع رسانی به مردم آسیب دیده ی بمی کشیده اند و خانم رویا اخلاص پور که همواره در کنار دکتر بودند و آقای جوشایی که همیشه حامی خبرنگاران بودند تقدیر و تشکر می نمایم
حلیمه شیهکی

ای کاش همه مثل او بودند

چند ماهی از زلزله می گذشت که یک شب در حسینیه ثارالله بروات با دکتر زندرضوی و خانم رویا اخلاص پور که برای برگزاری جلسات اجتماعات محلی آمده بودند ، آشنا شدم و وقتی که دانستم هدف دکتر از این جلسه رساندن مشکلات مردم به گوش مسئولین است خیلی دلم می خواست با دکتر همکاری داشته باشم ولی آن زمان با مؤسسه پزشکان نجات همکاری داشتم نمی توانستم با دکتر کار کنم ولی گهگاهی در جلسات دکتر شرکت می کردم و بعد از مدتی که با نشریه بم شهری که آرزوی ماست فعالیت خود را آغاز کردم دیگر هیچ خبری از دکتر نداشتم تا یک روز خبرنامه شهروندان و مشارکت را مشاهده کردم دیدم که در این خبرنامه مشکلات مردم را نوشته اند وقتی که شناسنامه خبرنامه را مطالعه کردم دانستم که دکترزندرضوی مدیر مسئول این خبرنامه است وقتی که به دفتر خبرنامه مراجعه کردم دیدم یکی از دوستانم در دفتر خبرنامه نشسته ولی از دکتر خبری نبود وقتی که جریان را از دوستم جویا شدم در پاسخ گفت: دکتر کرمان است و هفته ای دو روز به بم می آید و در نبود دکتر خودش نماینده ی دکتر در بم است از آن موقع ارتباطم با خبرنامه آغاز شد و در اکثر جلسات دکتر شرکت می کردم و گهگاهی هم گزارشی برای خبرنامه تهیه می کردم تا این که چند وقت پیش به درخواست بچه های خبرنامه شهروندان و مشارکت فعالیتم را بیشتر کردم
دکتر سیامک زندرضوی برای بهبود وضعیت بحران از جان ، وقت ، خانواده و مال خود مایه گذاشت از این افراد خاص کم پیدا می شود که برای بم چنین کاری انجام دهند
آری در این چند وقت که با دکتر همکاری داشتم از تجربیاتش استفاده کردم اما چه زود این دوران تمام شد
روح الله باقری

شهروندان و مشارکت خبرنامه مردمی

اوایل زلزله به علت از دست دادن اعضای خانواده و مشکلات روحی که داشتم نمی دانستم چه کنم از طریق آشنایی با خانم اخلاص پور با دکتر زندرضوی مدیر مسئول خبرنامه شهروندان و مشارکت آشنا شدم. اوایل انتشار خبرنامه در دوره ی خبرنگاری که در بم و کرمان تشکیل شد ، شرکت کردم ، با فنون خبرنگاری بیشتری آشنا شدم و اطلاعات زیادی در این زمینه کسب کردم در طی این دو سال بیشتر خبرهای ما در زمینه ی مشکـــلات مردم و قشر آسیــب دیده از زلــزله بخصوص زنان و کودکان بی سرپرست و بررسی روحیات آنها بود و بیشتر حرف دل مردم و خاطرات مربوط به زلزله را می نوشتیم. در این خبرنامه با دوستان زیادی آشنا شدم. در آخر از دکتر زندرضوی بخاطر زحمات بی دریغش برای مردم بم کمال تشکر را دارم
صدیقه جزینی زاده

خواستن توانستن است

چند ماهی از زلزله می گذشت و من در تنهایی به سر می بردم کم کم داشتم در خودم گم می شدم که به فکر کار کردن در یک محیط اجتماعی افتادم ، از طریق مادرم با دکتر زندرضوی آشنا شدم مادرم به من گفته بود که وی مردی متشخص و مهربان است و در رابطه با بیکاری جوانان همکاری می کند بنابراین یک روز به اتفاق مادرم نزد دکتر و همسرش رفتیم و وی شماره ی مرا گرفت تا به من اطلاع دهند. اما متأسفانه هیچ خبری از طرف وی نشد و من ناامید به نشریه ی بم شهری که آرزوی ماست روی آوردم و همین نشریه باعث شد که من به خبرنامه ی شهروندان و مشارکت راه پیدا کنم بی آنکه بدانم سردبیر و مدیر مسئول این خبرنامه دکتر زندرضوی است تا این که یک روز که آقای دکتر برای بچه ها خبرنامه ی جدید آورده بود مرا شناخت و من آن روز خیلی خوشحال شدم. از این که می توانستم جزء کوچکی از این خانواده ی بزرگ باشم به خود می بالیدم و اگر قرار باشد روزی من به درجات بالا برسم تمام موفقیت خودم را از نشریه می دانم زیرا در آنجا بود که توانستم روی پای خودم بایستم
فاطمه حافظ آبادی

شهروندان و مشارکت تجربه ای تکرار ناپذیر

دو سال از زمان انتشار اولین شماره خبرنامه گذشته و چه زود هم گذشت و ما به آخرین شماره ی خبرنامه رسیده ایم. هر شماره از خبرنامه تجربه ای جدید بود که تکرار ناپذیر است. وقتی که مطالب به دفتر کار می رسید باید ویرایش و تنظیم می شد. سپس به چاپخانه برده می شد زمانی که مطالب را می خواندم به گونه ای نوشته شده بود گویی که خودم در بم آنها را به چشم دیده ام گرچه پس از زلزله به بم نرفته بودم مطالبی که درباره ی رنج و مشکلات مردم بم به ویژه زنان و کودکان بود مرا متأثر می کرد و مطالبی که در باره ی کسب موفقیت آنها در یک زمینه بود احساس شادمانی به من می داد به مرور زمان احساس کردم دوستانی در بم دارم که با آنها احساس صمیمیت و همدلی دارم گرچه آنها را ندیده ام ، هنگامی که مطالب می رسید اول به دنبال نام های آشنا می گشتم و مطالبشان را به دقت می خواندم و از این که روز به روز گزارشها با دقت بیشتری تهیه می شد خوشحال می شدم
حال پس از گذشت دو سال بسیار خوشحالم که با کسانی احساس صمیمیت دارم که در شرایط بحران تمام تلاش خود را برای کمک به مردم شهرشان به کار بستند کسانی که افتخار من و تمام ایرانیان هستند. برای جوانانی که خالصانه برای مردم شهر خود کار کردند آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون دارم
از آقای دکتر زندرضوی و خانم رویا اخلاص پور که زمینه ی این تجربه ی تازه را برایم فراهم آوردند صمیمانه تشکر می کنم.
زهرا قاسم زاده
دستیار مدیر مسئول

تجربه
فراموش نشدنی

اوایل که مطالب خبرنامه برای تنظیم و صفحه آرایی به چاپخانه آورده می شد، فکر می کردم این خبرنامه هم مانند دیگر نشریات است. اما کم کم متوجه شدم یک تفاوت اساسی با سایر نشریات دارد. و آن هم این است که از درد مردمی می گوید که در همین نزدیکی هستند. و شاید بسیاری از ما شرایط آن را ندیده و نمی توانیم درک کنیم. اما این خبرنامه چه خوب توانست در این دوسال مشکلات و دردهای این مردم را بازگو نماید
از این که با این نشریه همکاری داشتم بسیار خوشحالم و امیدوارم که باز هم امکان همکاری با این گروه برایم فراهم شود
مریم حسینی


بازار موقت بم در وضعیت عالی قرار دارد

کسبه و بازاریان هر منطقه قطب اقتصادی آن منطقه به شمار می روند و در روند پیشرفت شهر نقش بخصوصی دارند
زلزله دلخراش پنجم دی ماه بم خسارات مالی و جانی جبران ناپذیری به بازاریان این شهرستان وارد کرد و با گذشت دو سال و اندی از این فاجعه وقتی به بازار بم می روید بازار قدیم که جزء میراث فرهنگی این شهرستان است هنوز ساخته نشده است که هیچ ، خیابان یکطرفه که محل استقرار بازاریان است هنوز آواربرداری نشده است و بعد از دو سال مسئولین به این نتیجه رسیدند که خیابان یکطرفه که محل کسب بازاریان است تخلیه و کلیه کسبه را به محل نیروگاه قدیم منتقل کنند تا روند بازسازی واحدهای تجاری و خیابان یکطرفه سریعتر شروع شود. وقتی به بازار جدید می رسید اکثر کانتینرها که مکان کسب بازاریان در محل بازار جدید یا همان نیروگاه برق قدیم است بسته می باشد و بازار رونق گذشته را ندارد
م.ح که پارچه فروشی دارد می گوید: اگر شما اینجا آمده اید تا مشکلات ما را بیان کنید حرفهایی که ما می زنیم حرف کسبه و مردمی که برای خرید به اینجا می آیند است. الان ساعت 8 صبح است می بینید به علت گرما کسی یک دقیقه نمی تواند این مکان را تحمل کند چون یک سایبان ندارد حداقل به صورت موقت سایه برای همه باشد یکی دیگر از مشکلات ما برق است. ولتاژ برق خیلی ضعیف است و با قطعی برق مواجه هستیم همانطور که می دانید کانتینر از آهن است و آهن زود داغ می شود و اصلاً بدون کولر داخل آنها نمی توان رفت ، اداره ی برق قول داده که برق این منطقه را وصل کند ولی هنوز به وعده ی خود عمل نکرده است
یکی دیگر از کاسبان بازار برق این منطقه را خیلی ضعیف می داند و می گوید: با توجه به اینکه ما ترانس برق خریده ایم اما این ترانس ها کشش ندارند و مسئولین اداره ی برق قول داده اند که وضعیت برق را مشخص کنند ولی هنوز به وعده ی خودشان عمل نکرده اند
وی یادآور شد شهرداری باید خدمات بیشتری به شهروندان بدهد و خیابانی که به این بازار منتهی می شود را آسفالت کنند تا شهروندان راحت تر بتوانند به این بازار بیایند
یکی از شهروندان که از وضعیت بازار گلایه مند بود گفت: ما چند روزی است که باخبر شدیم بازار به این مکان منتقل شده است وقتی که مراجعه کردم دیدم که حتی یک سایبان ندارد و آفتاب سوزان غیرقابل تحمل است حداقل یک سری خدمات می بایست در بازار قرار می دادند تا مردم با آسایش بیشتر به بازار مراجعه کنند
امید است که مسئلوین برای بهتر شدن وضعیت بازار توجه بیشتری به این مکان داشته باشند
شیهکی ، رشیدی فرد

مشکلات تعدادی از اصناف بم

صنف بزازی در سال 1367 تشکیل شده است و دارای 35 عضو رسمی می باشد که هر دو ماه یکبار جلسه تشکیل می دهند. کلیه ی اعضاء این صنف بومی هستند در اثر زلزله این صنف 14 نفر از اعضاء خود را از دست داد و یک عضو جدید به این صنف وارد شده است
بعد از زلزله 600 هزار تومان بلاعوض ، یک کانتینر و یک میلیون و پانصد هزار تومان وام با بازپرداخت 18 ماهه به هر یک از اعضاء این صنف تعلق گرفت
آقای قاسمی رئیس صنف بزازی نداشتن سرمایه کافی را مهمترین مشکل اصناف می داند و از دولت می خواهد که یک وام طویل المدت در اختیار اصناف قرار دهند که اصناف بتوانند سرمایه ای جذب کنند. وی از شهرداری می خواهد که تا 5-6 سال از اصناف عوارض دریافت نکنند چون اصناف هنوز جا و مکان درستی ندارند. قاسمی از اداره ی بازرگانی که همواره همراه و همگام اصناف بوده تشکر می کند. او همچنین از فرمانداری و مجمع امور صنفی تقاضا دارد که به مشکلات اصناف رسیدگی کنند
صنف طلافروشی در سال 1368 تشکیل شده است دارای 30 عضو رسمی و دو عضو غیررسمی (بدون جواز کسب) می باشد و بنا به ضرورت هر زمان که لازم باشد جلسه تشکیل می دهند. در اثر زلزله این صنف 6 نفر از اعضای خود را از دست داد. کلیه ی اعضاء این صنف بومی هستند و 5 عضو جدید پس از زلزله به این صنف وارد شده است. رئیس صنف طلافروشان می گوید: تا به حال هیچ چیز به ما تعلق نگرفته فقط یک میلیون تومان اوایل زلزله به ما دادند که جوابگوی ضرر و زیان ما نیست. وی کمبود امکانات همچون ضعیف بودن برق ، قطعی آب و نبود آسفالت و ... را از جمله مشکلات اصناف ذکر می کند. در عین حال از فرمانداری ، اداره ی بازرگانی و مجمع امور صنفی به خاطر همکاری با اصناف تشکر می کند و از شهرداری می خواهد خدماتی همچون آسفالت ، راه اندازی ایستگاه تاکسی و ... را در دستور کار خود قرار دهد
صنف پوشاک فروشی از سال 1365 تشکیل شده است. این صنف دارای 80 درصد عضو رسمی و 20 درصد عضو غیررسمی است که همگی بومی هستند. در اثر زلزله 30 نفر از اعضای این صنف فوت کرده اند. پس از زلزله یک کانتینر و یک وام یک میلیون تومانی به اعضاء این صنف تعلق گرفته است. طهماسب دریجانی رئیس صنف پوشاک فروشان نداشتن سرمایه کافی را مهمترین مشکل این صنف می داند. وی از شهرداری می خواهد که خدمات بهتری به اصناف ارائه دهد و از اداره ی بازرگانی و مجمع امور صنفی به خاطر همکاری و همیاری با اصناف تشکر می کند. همچنین از فرمانداری می خواهد که یک وام سرمایه در گردش به اصناف بدهند
شیهکی ، رشیدی فرد

مشکلات اصناف در پشترود
در طی مصاحبه ای که با چند نفر از اصناف پشترود انجام شد ، اکثر اصناف نداشتن سرمایه کافی را مشکل اصلی خود می دانند و از مسئولین می خواهند که اقدامی در این زمینه انجام دهند و یک وام در اختیار آنها قرار دهند. آنهایی که جواز کسب داشته اند کانیتنر ، وام یک میلیون تومانی و 650 هزار تومان بلاعوض را دریافت کرده اند البته این در مورد همه صادق نیست برخی فقط کانتینر و برخی فقط وام را دریافت کرده اند و آنهایی که جواز کسب نداشته اند هیچ کدام از اینها را دریافت نکرده اند. در حال حاضر نداشتن جای مناسب یکی دیگر از مشکلات اصناف است. مثلاً آن کسی که قصابی دارد به دلیل گرمای بیش از حد کانتینر یخچال مغازه اش خراب شده است
دهقانی
NEWS LETTER OF BAM

Saturday, July 08, 2006

NEWS LETTER OF BAM 51


شماره 51 ، چهارشنبه 31 خرداد ماه 1385

در این شماره می خوانید

صدای قربانیان
بم و خبرگزاری ها
نخل ها خزان ندارند
سر مقاله

پایان عصر قهرمانان ، ضرورت حضور شهروندان و جایگاه نمایش خلاق

در پنجاه شماره خبرنامه شهروندان و مشارکت بر حضور مؤثر شهروندان در عرصه های برنامه ریزی ، مدیریت ، اجرا ، ارزشیابی و تقسیم منافع بارها و بارها و به مناسبت های گوناگون تأکید شده است. از آن به عنوان تنها راه حل کم هزینه برای شکوفایی استعدادهای همه ی شهروندان و تضمین آزادی و برابری آنان و حل مشکلات اجتماعی یاد شده است. در این یادداشت به یکی از ملزومات پایه ای گام برداشتن در این مسیر پرداخته می شود. با این اشاره که در آغاز فصل تابستان و پایان مدارس تقریباً همه ی مقامات به نوعی در برنامه ریزی اوقات فراغت کودکان و نوجوانان وارد می شوند. باشد که این یادداشت را بخوانند و از طرف دیگر خود کودکان و نوجوانان نیز پیگیر فراغتی مفرح تر ، انسانی تر و شایسته تر باشند

بیش از دو دهه پیش روان شناسی به نام هاوارد گاردنر نظریه هوش چند وجهی را مطرح کرد، بر پایه این نظریه هر انسان دارای قابلیت و ظرفیتی هفتگانه است که متناسب با شرایط و امکانات آموزشی قابلیت شکوفا شدن دارد و تضمین کننده رشد خلاق و انسانی هر شهروندی است
اولین توانایی هوش « زبان شناختی » است. این هوش بر استفاده از کلمات استوار است و گسترش یافته ترین حالت آن در آثار نویسندگان بزرگ رخ می نماید. دومین آن « هوش منطقی – ریاضی » است. این هوش بر درک روابط منطقی متکی است و اوج آن در آثار دانشمندان علوم پایه و فنی مهندسی نمود دارد
سومین آن هوش « فضایی » است که در قالب تجسم و تصور خود را نشان می دهد و عینیت آن در آثار هنرمندان نقاش و پیکرتراش و معماران بزرگ قابل مشاهده است
چهارمین آن هوش « موسیقیایی » است ، نمود آن در قابلیت درک ، ارزیابی و ساختن اصوات و ریتم ها قابل پیگیری است، سرآمد آن آهنگ سازان بزرگ جهان هستند
پنجمین آن هوش « جسمی – حرکتی » است که به هوش ضمیر فیزیکی تعبیر می شود و آن استعداد کنترل حرکات بدن است و گستره ای از ورزشکاران ، هنرمندان ، جراحان و ... آن را در خود به کمال رسانده اند
ششم ، هوش « میان فردی » است. این هوش توانایی درک ، تحلیل و پیش بینی رفتار دیگران است که در تعامل با دیگران می توانند مناسبات افراد در گروههای اجتماعی را تنظیم و تنش را کاهش دهد. مدیران موفق در سطوح گوناگون از این توانایی خود به خوبی استفاده و آن را تقویت می کنند
هفتم ، هوش « درون فردی » است این توانایی در صورت کمک به رشد آن می تواند در « خودشناسی » شخص مؤثر باشد و فرد را از درون غنی سازد ، نگاه مثبت و لذت بردن از بودن و شدن از ویژگی های آن است. هر یک از ما تا حدودی می توانیم جنبه های بهتر رشد داده شده و کمتر رشد یافته توانایی خودمان را ارزیابی کنیم
در سده ی اخیر ، پس از جدا شدن نظام آموزشی رسمی از نهاد خانواده در ایران و یافتن متولیان مستقل در دستگاه اداری دولت و عمومی شدن گام به گام آموزش ، عمدتاً بر دو توانایی کودکان تأکید شده است (خواندن، نوشتن و حساب کردن) که همان هوش های « زبان شناختی » و « منطقی – ریاضی » است و در نتیجه پنج هوش و توانایی بالقوه دیگر عموماً و عملاً رها شده و می شود.
اگر از مسائل اجتماعی جامعه ی ما صرف نظر از شدت ، گستره و روابط دو سویه و چند سویه ای آنها، فهرستی تهیه شود این موارد در آن فهرست خواهند بود: بیکاری ، اعتیاد ، فقر ، طلاق و مشکلات خانوادگی ، تن فروشی ، بیماری های اجتماعی (ایدز ، هپاتیت) ، خودکشی ، کمبود شادمانی ، ناامیدی و
اینکه چرا چنین مشکلاتی وجود دارد از منظر جامعه شناسی انتقادی این مشکلات بر دو پایه استوارند، اول ساختارهای اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی که زمینه ساز پیدایش چنین مشکلاتی است
دوم ، کنشگرانی که توانایی کافی برای مقابله با آسیب های ذکر شده را ندارند و در عرصه های تعامل اجتماعی ( هوش بین فردی) ، خودشناسی (هوش درونی) رشد کافی نکرده اند و از طرف دیگر قادر نیستند ، سایر توانایی های خود همچون هوش موسیقیایی ، هوش فضایی و هوش جسمی – حرکتی خود را برای یافتن راه های مقابله و کاهش آسیب های مذکور به کار اندازند.
نظام آموزشی ما نیز عملاً در سطوح گوناگون برنامه منظمی برای تقویت این توانایی ندارد. هر چند برای اولین بار پس از زلزله بم برخی واحدهای سازمان ملل و سازمان های غیردولتی ایرانی و غیرایرانی برنامه هایی را برای تقویت این توانایی های انسانی در گروه های مختلف سنی بکار گرفتند و کارگاههای آموزشی برپا کردند اما این فعالیت های مفید و مؤثر هرگز کافی و همگانی نبوده است
از جمله این فعالیت ها استفاده از هنر نمایش خلاق برای گسترش توانایی های کودکان و نوجوانان است. در این امر آقای یدالله آقاعباسی عضو هیئت علمی دانشگاه ، مدرس ، محقق و بازیگر نمایش، پیشقدم شدند. در تابستان 83 و تابستان 84 با کمک یک گروه یازده نفر ، مجموعه ای از کارگاه های آموزشی را در عرصه نمایش خلاق در سه نقطه بم برای مربیان و کودکان (دبستان ، راهنمایی ، دبیرستان) برگزار کردند و حاصل کار را در کتابی به نام « نمایش خلاق »1 گنجانیده اند. عرصه نمایش خلاق به معنی تقویت توانایی هفت گانه و تمرین زندگی واقعی ، بدون پرداخت هزینه اشتباهات احتمالی است. نمایشی است که در آن تماشاگری وجود ندارد همه همزمان بازیگر و تماشاگرند
در این فعالیت فرایند محور ، هدف خلاقیت، خودباوری، اعتماد و امید است. در حال حاضر این آموزش برای گروهی از مربیان مهدکودک ها در انجمن دوستداران کودک کرمان به کمک ایشان آغاز شده است.
آیا نمی توان این هنر ارزشمند را که برای اولین بار در ایران از بم آغاز شده است به سراسر استان و کشور گسترش داد؟ پاسخ مثبت است در اینجا کوشش می شود ملزومات عملی این امر در کوتاه مدت و میان مدت فهرست شود
الف) کوتاه مدت
با هماهنگی اداره کل بهزیستی تمام مربیان مهدکودک های استان در تابستان سال جاری دوره های فشرده نمایش خلاق شرکت داده شوند تا در مهرماه با توانایی تازه ای با کودکان روبرو شوند
ب) میان مدت
یک- در دانشگاه شهید باهنر کرمان دوره کارشناسی بین رشته ایِ قصه گویی و نمایش خلاق نوگشایی شود. این دوره ترکیبی از آموزش های رشته های نمایش، ادبیات، علوم تربیتی ، تربیت بدنی و جامعه شناسی خواهد بود.
دو- فارغ التحصیلان این رشته می توانند تعاونی های خدماتی را راه اندازی کنند که بتوانند به مراکز تجمع کودکان از مهد کودک و مدرسه گرفته تا کانون های فرهنگی، هنری، مراکز فرهنگی شهرداری، پارک ها و... به کودکان، نوجوانان و جمع های خانوادگی خدمت رسانی کنند و دستمزد بگیرند
سه- در سازمان آموزش و پرورش برای مقاطع آمادگی دبستان و راهنمایی زنگ نمایش خلاق تعریف شود و این تعاونی ها، خدمات خود را به طور منظم بر مدارس عرضه نمایند
ضرورت حضور گسترده شهروندان ایجاب می کند که ملزومات پایه آن را با انجام سرمایه گذاری در عرصه آموزش خلاقیت با استفاده از ابزارهای امروزی فراهم آوریم

زن، زندگی و فرزندان امید

18 ساله بودم که ازدواج کردم و چون بچه دار نشدم بعد از چند سال از شوهرم جدا شدم. پس از مدتی در بیمارستان مشغول به کار شدم کارم را دوست داشتم تا این که زنی در بیمارستان زایمان کرد و چون نوزاد متولد شده دختر بود پدر نوزاد او را در بیمارستان رها کرد و رفت. من که بچه نداشتم بعد از مراحل قانونی نوزاد را به فرزندی قبول کردم. بعد از شش سال پدر دختربچه یادش آمد که دختری داشته است و دنبالش آمده بود و من که با سختیهای فراوان بچه را بزرگ کرده بودم نمی توانستم بچه را به او بدهم و دادگاه هم گفت که تو یک زن هستی و نمی توانی سرپرستی بچه را قبول کنی به اجبار با پیرمرد 70 ساله ای ازدواج کردم و کار را در بیمارستان را رها کرده و به تربیت بچه ام پرداختم. دو سال قبل از زلزله همسرم فوت کرد. هم اکنون دخترم دانشگاه می رود خودم کار می کنم که فرزندم محتاج کسی نباشد و بتواند فردی سالم در جامعه باشد و خدا را شکر می کنم که به من توانایی انجام کار داده است. چون کار است که انسان را می سازد و ارزش انسان را زیاد می کند
شیهکی
***
تنها دختر خانواده بودم و خدا بعد از هفت پسر مرا به پدر و مادرم هدیه داد عزیز دردانه خانواده بودم پدرم ارباب بود برای خودمان کسی بودیم، البته این را بگویم که پدرم آدمی بود که به خیلی از مردم به خصوص فقرا کمک می کرد زیاد رابطه ای با آدم های پولدار نداشت روزگار برایم به خوشی می گذشت که به سن 12 سالگی رسیدم و دیگر بزرگ شده بودم مادرم مجبورم کرد با فردی که سی سال از خودم بزرگتر و آن هم چوپان ما بود ازدواج کنم شخصی که نه اخلاق خوبی داشت و نه موقعیت اجتماعی فقط به خاطر لجبازی با پدرم این کار را کرد و من هم که یک دختر بچه ی 13 ساله بودم مجبور بودم قبول کنم از همان روزهای اول زندگی یک روز خوب نداشتم همیشه کتک می خوردم 18 ساله که شدم خدا به من یک دختر داد فکر می کردم زندگی ام خوب می شود ولی بهتر که نشد بلکه بدتر هم شد دوباره بعد از دو سال صاحب یک دختر دیگر شدم پس از آن شوهرم 7 سال مرا گذاشت و رفت در خانواده ی ما طلاق بزرگترین جرم بود و من به خاطر دو تا دخترم مجبور بودم با حرفهای مردم و گوشه کنایه های آن کنار بیایم بعد از هفت سال شوهرم دوباره به سراغم آمد پدرم زمینی برایم خرید تا شوهرم دلگرم شود و به زندگی ادامه بدهد ولی چه فایده آدمی که اخلاق نداشته باشد اگر قصر هم به او بدهند درست نمی شود این آشی بود که پدر و مادرم برایم پخته بودند با نداری و بی پولی همسرم می ساختم فقط بخاطر بچه هایم ، دیگر صاحب 6 فرزند شده بودیم تصمیم گرفتم که خودم حرفه ای یاد بگیرم و مخارج زندگیم را تأمین کنم بالاخره با کمک کمیته امداد یک سری کلاسهای هنری رفتم و به عنوان مربی در کمیته امداد و بعد جهاد کشاورزی شروع به کار کردم شوهرم زمانی دید که من روی پایم ایستاده ام و دارم خودم مخارج زندگی ام را تأمین می کنم دوباره مرا گذاشت و رفت. بعد از گذشت مدتی طلاق غیابی گرفتم و بچه هایم را بزرگ کردم بدون هیچ توجهی به ارثیه پدری چون فکر می کردم اگر پدرم مرا دوست داشت دست مردی که سی سال از خودم بزرگتر باشد نمی داد. بچه هایم را به دانشگاه فرستادم و سعی کردم فرزندان مفیدی تحویل جامعه بدهم و چون
خودم طعم تلخ زندگی را چشیده بودم تلاش کردم که زندگی خوبی برای فرزندانم تأمین کنم متأسفانه بعد از زلزله بدلیل فشارهای عصبی شدید بیمار شدم. فرزندانم بیکار هستند و زندگی را با مبلغی که از کمیته امداد می گیریم سر می کنیم باز هم راضی هستم به رضای خدا.
رشیدی فرد ، شیهکی
***
سال قبل شروع زندگی مشترک ما بود همه می گویند سختی های ما بعد از زلزله شروع شد اما برای من شاید بهترین روزهای آرامشم بعد از زلزله بود. همه ناراحت از دست دادن مال و اموال و عزیزان خود و من خوشحال از تمام شدن روزهای سخت
چند روز بعد همه به دنبال به دست آوردن حداقل امکانات بودند ، من در دادگاه کرمان به دنبال پایان این روزهای سخت و جدایی از همسرم. همه به دنبال برقراری ارتباط های صمیمی و من در حال جدا شدن از این ارتباط ها و بالاخره تمام شد و ما از هم جدا شدیم. چند ماه بعد در شرکتی به عنوان دفتر دار شروع به کار کردم به کمک یکی از آشنایان تحت پوشش بهزیستی قرار گرفتم ، صحبتها و حرفهای همه این بود که تو هنوز جوانی و باید ازدواج کنی اما من همه ی امیدم را به زندگی با فرزندم بسته بودم و شکست زندگی قبلی راه را برای آینده ام کور کرده بود ، تمام اندیشه ام کار کردن ، فرزندم و خانواده ی پدری ام بود
دو سال بعد مادرم بر اثر سکته قلبی فوت کرد ، برادر بزرگم که ازدواج کرده بود پس از مرگ مادر معتاد شد اختلافات خانوادگی آنها نیز به همین دلیل اوج گرفت و خاطرات زندگی خودم دوباره تکرار شد ، فکرمان مشغول تغییراوضاع بد برادرم به حالت اولیه اش بود چند ماه طول کشید تا توانستیم او را متقاعد کنیم ، در گیر و دار این مسئله بودیم که یکی از آشنایان به من پیشنهاد ازدواج داد با پاسخ منفی من همگی ناراحت و عصبانی شدند و در واقع مسبب ازدواجی اجباری و ناخواسته شدند
اکنون 5 ماه است که ازدواج کرده ام با وجودی که ازدواجم ناخواسته بود اما مشکلی احساس نمی کنم همسرم به راحتی فرزندم را پذیرفت و ما خانواده ی سه نفره ، زندگی شیرینی در کنار هم دارم هر چند که دوباره مسئولیت زندگی ام بیشتر شده اما با همفکری همسرم همه ی مشکلات را به راحتی پشت سر می گذاریم
رشیدی فرد

Friday, June 09, 2006

NEWS LETTER OF BAM 50

بنی آدم اعضای یکدیگرند
شماره 50 ، چهارشنبه 17 خرداد ماه 1385
در این شماره می خوانید
صدای قربانیان
بیایید برای امنیت و امید با هم توافق کنیم
قصه بچه های بم
و
سرمقاله



پایان عصر قهرمانان و ضرورت حمایت از پایمردی رهبران محلی

از انقلاب کبیر فرانسه (1789) که با شعار آزادی ، برابری و برادری به پیروزی رسید ، ایده حقوق برابر شهروندان رفته رفته عینیت یافت. در ابتدا این حق تنها به برابری حقوقی شهروندان (هر نفر یک رأی) محدود بود اما رفته رفته دامنه آن وسیعتر شد و به عرصه برابری در دسترسی به امکانات اجتماعی و برای همه شهروندان تسری یافت. در فرانسه واحدهای ارضی و منطقه ای مانند کمون ، شهر ، روستا هر یک شورایی انتخابی دارند که بر امور آن منطقه نظارت دائمی دارند. در انگلستان اداره امور اجتماعی از پایین بر پایه انجمن محلی ، شهردار و مأموران اجرایی به سرانجام می رسد. انجمن قوه مقننه محلی است و شهرداری قوه اجرایی آن است. در سوئیس ، کانتون پایه تقسیمات محلی است و هر کانتون به چند کمون تقسیم می شود. سازمان اداری کمون شامل یک مجلس مقننه است که از طرف مردم محل برای مدت معین از یک تا چهار سال انتخاب می شود. شهردار و یک کمیته مسئول اجرای قوانین تصویب شده در مجلس کمون هستند و هر کمون دارای یک دادگاه صلح محلی و مستقل است
در ایران مفهوم مشارکت شهروندان پس از انقلاب مشروطه مطرح شد و با مبارزه آزادی خواهان بویژه مردم تبریز اصول نود تا نود و سه متمم قانون اساسی و قوانین اجرایی آن برای برپایی انجمن های ایالتی و ولایتی به تصویب مجلس اول رسید. اما هرگز به درستی به اجرا درنیامد. پهلوی اول و دوم با مستمسک قرار دادن برقراری امنیت ، تضمین یکپارچگی و تمامیت ارضی ، ساختاری به شدت متمرکز و بخشی برقرار کردند که عملاً در آن جایی برای تشکل های مدنی و انجمن های ایالتی و ولایتی باقی نماند و در موارد محدودی هم که این انجمن ها تشکیل شد عموماً تحت کنترل کامل دولت باقی ماندند
در دوره جمهوری اسلامی ، بر پایه اصول یکصد تا یکصد و شش قانون اساسی وجود شوراها در سطوح مختلف به رسمیت شناخته شد اما در عمل تدوین آیین نامه های اجرای شوراها پانزده سال به درازا کشید (در حال حاضر در سال پایانی دوره دوم شوراها هستیم) احتمالاً یکی از مهمترین عوامل طولانی شدن تحقق اصول مربوط به شورا در ایران دیدگاهی است که در آن به مشارکت فعال و نهادمند شهروندان به دیده شک و تردید می نگرد و این شک و تردید تا همین امروز ادامه یافته است بطوری که دولت با ارائه لایحه ای به مجلس خواستار انتقال اختیارات اصلی شوراهای شهر به ارگان های دولت شده است. چنان که یک عضو شورای شهر تهران توضیح می دهد: «در قانون فعلی شوراها ، شهردار توسط شورا انتخاب و حکم خود را از وزارت کشور دریافت می کند. اما بر طبق لایحه جدید پس از انتخاب شهردار توسط شورای شهر ، این فرد باید به تأیید وزارت کشور هم برسد. علاوه بر این ، شورا به جای توافق دو طرفه با دستگاههای اجرایی مسئول بر طبق لایحه جدید باید به دنبال تلاش برای کسب مجور از دستگاه های مذکور باشد و توافق جای خود را به کسب اجازه داده است»
(نقل به معنی از: خادم ، روزنامه شرق 14 : 85/3/6)
در حالی که درخواست عمومی شهروندان در نقاط مختلف جهان به سمت حضور هر چه بیشتر شهروندان در عرصه های تصمیم سازی ، مدیریت ، ارزشیابی ، اجرا و تقسیم منابع و منافع می رود و در سایه گسترش شهرنشینی ، سواد (مردان و زنان) افزایش نسبت شهروندان دستمزد بگیر چندین دهه است که در ایران نیز ملزومات عینی آن فراهم شده است چگونه است که گام برداشتن برای کاهش اختیارات شورا از سوی دولت امکان طرح می یابد؟
احتمالاً در نگاه اول ، قدرت دولت متکی به درآمدهای نفتی و بی نیاز از مشارکت شهروندان پاسخ آن است. اما همه به یاد بیاوریم در غیاب حضور شهروندان در پنجاه سال اخیر صرف درآمدهای نفتی به چه درجه، رفاه ، آسایش و امنیت (در ابعاد گوناگون) را برای اکثریت افراد جامعه به ارمغان آورد. چنانکه در این شماره می خوانید درخواست ساده و ابتدایی شهروندان ساکن بم برای جمع آوری نخاله های ساختمانی ، تسطیح معابر عمومی بعد از سه سال توسط اداره کل شهر و روستای استانداری تأمین هزینه شده است.
***
در جهان قرن بیست و یک ، عصر قهرمانان سپری شده است. بیش از دویست سال است که بشریت رفته رفته و در تجربه روزانه خود دریافته است که بدون مشارکت نهادمند همه شهروندان در تشکل های محله ای ، محلی ، منطقه ای و سراسری (در انواع صنفی ، عام المنفعه ، سیاسی و...) امکان مدیریت اجتماعی کم هزینه ، کم تنش و مؤثر برای رشد تک تک شهروندان امکان پذیر نیست. در این میان تلاش های اعضاء محترم شورای شهر بم برای تحقق بخشی از درخواست های شهروندان قابل توجه است. در اینجا به تعدادی از این دستاوردها و چالش ها اشاره می شود
- تلاش مؤثر برای افزایش میزان کمک های بلاعوض و سطح وام ها برای ساخت واحدهای مسکونی از ابتدای زلزله تاکنون
- تلاش مؤثر برای محدود کردن ساخت واحدهای اردوگاهی در خارج شهر بم
- تلاش مؤثر برای هدایت کمک های شهروندان و سازمان های غیردولتی برای ساخت بناهای ماندگار در شهر بم از آن جمله باغ هنر (شجریان) ، دانشکده معماری (کانون نویسندگان ایران)
- تلاش مؤثر برای تعریض منظم دو خیابان اصلی شهر بم
- تلاش مؤثر برای حفظ تمامیت و یکپارچگی پارک 22 بهمن بعنوان اصلی ترین فضای عمومی شهر بم
- تلاش مؤثر برای جلب اعتبارات لازم برای پاکسازی شهر از نخاله های ساختمانی و جدول گذاری معابر عمومی
- تلاش برای به تعویق انداختن وام های ساخت و ساز شهروندان و حتی لغو آن ها که ادامه دارد
- تلاش برای ایجاد تأسیسات جمع آوری فاضلاب شهری که در دولت قبلی به تصویب رسیده بود ودر حال حاضر معلق مانده است
- تلاش برای قبولاندن انجام لوله کشی گاز شهری همزمان با نصب سایر تأسیسات شهری که همچنان ادامه دارد
– تلاش برای دریافت بخشودگی وام های قبل از زلزله شهروندان که همچنان ادامه دارد
این فهرست را می توان هم چنان ادامه داد. اما آنچه که شاید مقدم بر همه موارد فوق قابل توجه است تلاش شورای شهر برای جلب مشارکت شهروندان و صاحب نظران برای تعریف نظامی نهادمند برای برنامه ریزی و نظارت بر توسعه و بازسازی مناطق آسیب دیده از زلزله بم است
برای تحقق این هدف پنج ماه پس از زلزله به دعوت ریاست شورای شهر، نشستی با حضورصاحب نظران، کارشناسان، برخی واحدهای سازمان ملل، تعدادی از شهروندان علاقه مند برگزار شد که بیانیه آن در این شماره مجدداً به چاپ رسیده است. بیایید همگی یک بار دیگر این بیانیه را مرور کنیم و بپرسیم چرا این ده پیشنهاد جنبة عملی به خود نگرفت و بکوشیم در کمتر از یک سالی که از عمر این شورا باقی مانده است در جهت پیگیری آنها ساز و کارهای لازم را فراهم آوریم. ماه خرداد در بم برای همیشه یادآور این ده خواسته اساسی خواهد بود
***
هر چند دیر زمانی است که انجام اصلاح امور جامعه به دست قهرمانان سپری شده است و بشریت دریافته است که بدون حضور مؤثر تک تک شهروندان بر پایه دو اصل آزادی و برابری هیچ امری واقعاً و عمیقاً اصلاح نمی شود. اما بیاییم پایمردی رهبران محلی را که در این عرصه پیشقدم شدند پاس بداریم و محترم شماریم
دکتر اسماعیلی ، رئیس شورای شهر بم

طرح تعریض با مشارکت مردم به سرعت انجام می شود

دکتر اسماعیلی ، رئیس شورای شهر بم از مشارکت گسترده مردم در طرح های تعریض معابر و همکاری آنها با شهرداری برای آواربرداری کوچه ها ، جدول گذاری و آسفالت خیابان ها تشکر کرده و خواستار تداوم آن شد. وی اظهار کرد خوشبختانه با نظرات کارشناسی که در کمیسیون ماده 5 ارائه شد دکتر رئوفی نژاد ، استاندار محترم کرمان پیگیری کرده و موافقت ریاست محترم جمهور را برای اختصاص 5 میلیارد تومان به پروژه ی تعریض در بم جلب نمودند
رئیس شورای شهر بم مراتب تشکر خود و مردم بم را از استاندار محترم اعلام کرده و ادامه داد: جا دارد از تلاشهای بی وقفه مهندس حسن پور ، مدیر کل شهر و روستای استانداری کرمان بواسطه حضور ارزشمندشان در بم و تعامل سازنده و تحرک بزرگی که در بحث تعریض و بهسازی معابر و ساخت و ساز بخش تجاری شهر به عمل آوردند تقدیر نماییم وی از حسن پور به عنوان چهره ای خدوم در استان یاد کرد که با تدابیر ویژه منشأ خیر و برکت می باشد
دکتر اسماعیلی در زمینه ی تعریض خیابان های بم توضیح داد با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری که موظفیم بم را آبادتر و مستحکم تر از قبل بسازیم همه ی مسئولین هنوز توجه ویژه دارند به همین دلیل طرح تعریض که مدتی به آن بی توجهی شده بود اکنون به طور جدی در دستور کار قرار گرفته و تعریض و بهسازی خیابان های مرکزی شهر شامل تختی ، امام ، پاسداران و شریعتی که چهره اصلی شهر را می سازند را شروع کرده و با همکاری خوب مردم به سرعت ادامه می دهیم. رئیس شورای شهر تأکید کرد بدون مشارکت مردم هیچ کاری امکان پذیر نمی باشد و هر چه حجم و گسترده ی حضور و همکاری مردم بیشتر شود کارها سرعت بیشتری خواهد گرفت
منتخب مردم در شورای شهر از حضور دکتر خاکساری به عنوان نماینده ی تام الاختیار وزیر بهداشت در بیمارستان پاستور بم به نیکی یاد کرد که عامل حل بعضی مشکلات قبلی این مرکز بزرگ درمانی شهر شد و اکنون مجری سامان دادن به امر درمانی شهر شده است. وی یادآور شد با توجه به نیاز شهر این موضوع را بارها پی گیری کردیم تا بالاخره با نمایندگی دکتر خاکساری متخصص متعهد شهر و استان مان به نتیجه رسیدیم
دکتر اسماعیلی در پایان سخنان خود مژده داد با تدبیر مسئولین ذیربط اختلاف با ناحیه ی مقاومت بسیج که در محدوده ی شهربازی مستقر هستند در حال حل شدن و رفع نگرانی است وی در همین زمینه به تخلیه اردوگاه امیرکبیر در مدت زمان کوتاه اشاره کرد که بیش از 1100 اسکان موقت به روستاها انتقال یافت
به نقل از دو هفته نامه نگین کرمان ، 85/3/13
بیانیه نشست 22 خرداد ماه 1383
در تاریخ 22 خرداد ماه 1383 به منظور تقویت مشارکت شورای شهر ، صاحب نظران و شهروندان در فرایند تصمیم گیری و برنامه ریزی توسعه و بازسازی شهر بم جلسه ای به دعوت شورای اسلامی شهر بم تشکیل گردید. در این جلسه اعلام شد نتایج اقدامات کنونی انجام شده توسط دستگاههای مختلف حاکی از آن است که اقدامات فوق ، کمتر در چارچوب تعامل مناسب بین دستگاههای اجرایی و نهادهای مردمی صورت گرفته و عمدتاً ابعادی یک جانبه داشته است. از پیامدهای نامطلوب تداوم این روند ، اتلاف سرمایه گذاری ها و کاهش اعتماد مردمی می باشد. از این رو تجدید نظر در ساختار تصمیم گیری در برنامه های بازسازی و توسعه بم و نظارت و کنترل اقدامات طرحهای در دست اجرا ، از نیازهای مبرم شهر می باشد. در این راستا پیشنهاد می گردد ، توصیه های زیر در جهت رفع نقیصه های فوق و کارآمد کردن فرایند نهاد سازی ، بازسازی و توسعه شهر پس از تصویب شورای محترم شهر در دستور کار قرار گیرد
تشکیل مرکز اطلاعات مربوط به طرح ها و برنامه های توسعه شهر و نهادهای فعال آن
فعال سازی دفتر مشارکت های مردمی شورای اسلامی شهر بم
- ضرورت تهیه و تدوین اسناد توسعه ای شهر از جمله سند توسعه اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی ، سند محیط زیست ، سند تاریخی و ... با توجه به مسایل حیاتی و اساسی شهر ( مانند فرهنگ بومی و ... ) و به عنوان پیش نیاز اصلی تهیه طرح های فیزیکی و کالبدی و تسریع در فعالیت های اجرایی از جمله تهیه نقشه های مورد نیاز هوایی ، زمینی و تأمین اعتبار پروژه ها
- ضرورت نهادمند ساختن فرایند مشارکت شهروندان بم در عرصه برنامه ریزی و ارزیابی طرح های مرتبط با بازسازی و توسعه شهر از طریق دفتر هماهنگی اجتماعات محلی
- همنواخت کردن و جلوگیری از مغایرت طرح های توسعه و بازسازی شهر با موازین بین المللی برای تثبیت شهر بم در فهرست میراث جهانی
- تشکیل نهاد مشورتی – تخصصی دایمی و موظف شورای شهر با شرکت متخصصان مرتبط با فعالیت های فوق
- پیش بینی مکانیزم های کنترل و نظارت بر توسعه و ساخت و ساز شهر به استناد اسناد مدیریتی و اجرایی و ارزیابی برنامه اسکان موقت
- تسهیل و آماده سازی بسترهای لازم برای مشارکت و استفاده از کمک های جهانی بویژه برای بازسازی بم
- انعطاف پذیری طرح جامع شهر و امکان بازنگری آن در دوره های زمانی کوتاه مدت
- بررسی امکانات و راهکارهای تحقق پذیری طرح ها و برنامه های بازسازی و توسعه شهر و مدیریت آن
این بیانیه عیناً در خبرنامه شماره 12 ، انجمن جامعه شناسی ایران ( ویژه نامه زلزله بم ) در تیر ماه سال 1383 به چاپ رسیده است
امضاء کنندگان بیانیه نشست 22 خرداد 1383 ، موضوع راهکارهای مشارکت شورای شهر ، صاحبنظران و شهروندان در فرایند تصمیم گیری و برنامه ریزی توسعه و بازسازی شهر بم
الف: شورای اسلامی شهر بم : دکتر عباس اسماعیلی ، آقایان مشکی و دریجان
ب : شهرداری بم : مهندس علی باقر زاده ، مهندس علی رضا ریاضی
پ : مشاور طرح جامع شهر بم : دکتر بهزاد فر
ت : صاحبنظران : دکتر عکاشه ( متخصص زلزله ) ، دکتر گیتی بنی اعتماد (شهر ساز) ، دکتر سپیده شفایی (شهرساز) ، مهندس افشین اخلاص پور (معمار) ، مهندس اعظم خاتم ( دبیر گروه شهر انجمن جامعه شناسی ایران ) ، دکتر سیامک زندرضوی (جامعه شناس)
ث : تعدادی از شهروندان صاحب نظر : آقایان بهزاد بهزاد پور ، غلامعباس خراسانی نژاد ، غلامرضا سالار بهزادی ، علیرضا سالار بهزادی ، عباس عباس نژاد
ج : نمایندگان دو تشکل غیر دولتی فعال در بم : معصومه وطنی ( انجمن حمایت از کودکان کار ) ، رویا اخلاص پور ( انجمن دوستداران کودک کرمان )
چ : نمایندگان دو واحد سازمان ملل فعال در بم : فیض زاده ( دفتر یونیسف در بم ) ، غروی ( دفتر طرح عمران ملل متحد در بم
پدیده های نگران کننده

زن ، 42 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر قبل از زلزله: ناامن بودن محله به خاطر حضور کارگران غیربومی ، ریختن زباله ها سر کوچه که باعث بیماری می شود
زن ، 55 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله : وقتی حرفی از کسی می شنوم ناراحت می شوم
زن ، 27 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار ، فوت همسر در زلزله: آینده ی بچه هایم ، چگونگی تربیت کردن آنها و محبت کردن به آنها تا بتوانم آینده ی درخشانی برای آنها فراهم کنم
زن ، 49 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر قبل از زلزله : وجود فاضلابهای همسایه ها در کوچه ها ، جمع نکردن به موقع زباله ها توسط شهرداری وجود یک همسایه که اصلاً نظافت را رعایت نمی کند
زن ، 25 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: پرداخت نکردن به موقع مستمری توسط بهزیستی
زن ، 52 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، همسر ترک کرده : اعتیاد و بیکاری جوانان
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، شاغل ، فوت همسر در زلزله: اعتیاد و بیکاری عده ای از مردم
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار ، همسر ترک کرده: مسئولین ستادها خیلی اذیت می کنند بخصوص مستأجرین و افرادی را که زمین ندارند
زن ، 38 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: نداشتن پزشک ، جمع نشدن زباله ها
زن ، 27 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، همسر ترک کرده: پسر ده ساله ام در زلزله گم شده است الان نمی دانم که زنده است یا نه؟
زن ، 40 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: دزدی ، قتل ، جنایت جاده ی بم کرمان ، زیاد شدن ناامنی و هزار درد دیگر
زن ، 44 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: ناامنی و زیادشدن غیربومی ها و گدایان در بم و وجود معتادان و محله های خراب که باعث فساد شهر شده اند و کسی نیست که رسیدگی کند


انتظارات از همسایگان

زن ، 42 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر قبل از زلزله: محل زندگی خود را تمیز نگه دارند و آشغالها را سر کوچه نریزند و هر چه را برای خود می پسندند برای دیگران هم بپسندند
زن ، 55 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله : بیشتر از گذشته با هم رفت و آمد کنند
زن ، 27 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار ، فوت همسر در زلزله: برخورد صحیح و مناسب با فرزندانم ، محبت کردن ، رفت و آمد
زن ، 49 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر قبل از زلزله : همسایه ها خوب هستند و با همدیگر رفت و آمد دارند
زن ، 25 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: حقوق یکدیگر را رعایت کنند و اینقدر پشت سر همدیگر غیبت نکنند
زن ، 52 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، همسر ترک کرده : با یکدیگر صمیمی باشند
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، شاغل ، فوت همسر در زلزله: مواظب همسایه های خود باشند
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار ، همسر ترک کرده: همسایگان ما همه خوب هستند
زن ، 38 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: همسایه ها خوب هستند و اگر همسایه ها نبودند ما حیران بودیم
زن ، 27 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، همسر ترک کرده: تازه به این محله آمده ام و شناختی از همسایه ها ندارم
زن ، 40 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: با هم رفت و آمد کنند و از حال هم باخبر باشند
زن ، 44 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: به حال هم رسیدگی کنند و در سختی ها دست یکدیگر را بگیرند
زن ، 67 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: برای همدیگر مزاحمت ایجاد نکنند




پدیده های ناامید کننده

زن ، 42 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر قبل از زلزله: طرز رفتار مردم ، طرز لباس پوشیدن جوانان
زن ، 55 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله : به یاد همسر و بچه هایم افتادن
زن ، 27 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار ، فوت همسر در زلزله: احساس کمبود در فرزندانم ، دیدن افراد ناسالم و معتاد که پدر ندارند مرا ناامید می کند که نکند فرزندان من هم اینطور شوند و من نتوانم از عهده ی تربیت صحیح آنها برآیم
زن ، 49 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر قبل از زلزله : نداشتن هزینه ای برای پرداخت کردن شهریه دانشگاه فرزندانم
زن ، 25 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: وجود معتادان ، ناامنی ، بیماری سالک
زن ، 52 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، همسر ترک کرده : کمبود آب ، وجود افراد غیربومی ، اعتیاد
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، شاغل ، فوت همسر در زلزله: کمبود آب و کندی روند ساخت و ساز
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار ، همسر ترک کرده: اعتیاد ، ناامنی ، ناراحتی عصبی ، آینده ی تاریک
زن ، 38 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: مسئولین هیچ کاری برای ما انجام نمی دهند حتی یک قطعه زمین که متعلق به پدرشوهرم بود را به ما ندادند
زن ، 27 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، همسر ترک کرده: نداشتن کار و منبع درآمد
زن ، 40 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: به وضع ما رسیدگی نمی کنند و به بی سرپرست بودن ما به چشم ترحم نگاه می کنند
زن ، 44 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: زلزله ، مرگ ، ترس از زندگی و آینده ی تنها پسرم که بازمانده از خانواده ی بزرگم است مرا ناامید می کند
زن ، 67 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: این که فرزندانم را در زلزله از دست داده ام و همه ی سرمایه ام می ماند برای دیگران

انتظارات از مسئولین

زن ، 42 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر قبل از زلزله: به مشکلات مردم رسیدگی کنند و به درد دل مردم گوش دهند
زن ، 55 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله : برای حصارکشی خانه ام کمکم کنند
زن ، 27 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار ، فوت همسر در زلزله: به بیکاری جوانان توجه بیشتری داشته باشند نسبت به حصار دور منازل افراد بی سرپرست توجه بیشتری داشته باشند
زن ، 49 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر قبل از زلزله : شهریه ی دانشگاه فرزندانم را بپردازند
زن ، 25 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: به وعده های خود عمل کنند
زن ، 52 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، همسر ترک کرده : به اوضاع شهر و ساخت و ساز رسیدگی کنند
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، شاغل ، فوت همسر در زلزله: آبادی شهر
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار ، همسر ترک کرده: فکری به حال مستأجران و افراد تازه ازدواج کرده بکنند و باید آگاه باشند که فرهنگ مردم بم دارد از دست می رود
زن ، 38 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: کارهای مردم را راه بیاندازند اینقدر امروز و فردا نکنند
زن ، 27 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، همسر ترک کرده: یک فکری به حال مستأجران بکنند
زن ، 40 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: مسئولین چرا نباید برای رضای خدا کار کنند مگر وجدان ندارند چرا پارتی بازی می کنند
زن ، 44 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: درد ما مردم درد کشیده را به گوش مسئولین بالاتر برسانند
زن ، 67 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: قیمت سیمان و آهن خیلی بالاست بهتر است در این مورد کاری بکنند

انتظارات از اعضای خانواده

زن ، 42 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر قبل از زلزله: بیشتر مواظب خودشان باشند
زن ، 55 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله : به من سر بزنند و در کارهای منزل کمکم کنند
زن ، 27 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار ، فوت همسر در زلزله: نصیحت کردن من و فرزندانم و راهنمایی کردن من در کارهایی که در آن مشکل دارم و هشدار در مورد چگونگی انتخاب کردن راه صحیح و اگر خطایی از من سر زد مرا راهنمایی کنند و راه درست را نشانم دهند
زن ، 49 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر قبل از زلزله : از من حمایت کنند که نمی کنند
زن ، 25 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: بیشتر حال همدیگر را بفهمند
زن ، 52 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، همسر ترک کرده : کمک ، همفکری و صادق بودن با یکدیگر
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، شاغل ، فوت همسر در زلزله: احساس همدلی و اعتماد داشتن
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار ، همسر ترک کرده: خدا را شکر می کنم که همه ی اعضای خانواده ام قدر همدیگر را می دانند و مشکلات یکدیگر را حل می کنند
زن ، 38 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: به یکدیگر محبت کنند
زن ، 27 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، همسر ترک کرده: فقط راحتم بگذارند و اینقدرم پشت سرم حرف درست نکنند
زن ، 40 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: در مشکلات زندگی به من کمک کنند
زن ، 44 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: آنها هر کاری که می توانسته اند برایم انجام داده اند و من دست همه ی آنها را می بوسم
زن ، 67 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: ارتباط با خانواده ها بیشتر شود به هم کمک کنیم


کارهایی در طی دو سال گذشته باید انجام می شد، ولی انجام نشده است

زن ، 42 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر قبل از زلزله: بازسازی مساجد ، بازسازی مکان های تفریحی و پارک ها ، آسفالت نمودن کوچه و خیابان های خاکی ، ایجاد هر چه بیشتر فضای سبز
زن ، 55 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله : درست کردن کوچه و خیابان ها
زن ، 27 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار ، فوت همسر در زلزله: آسفالت نمودن کوچه ها و خیابان ها
زن ، 25 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: تعریض خیابان ها ، ساخت و ساز زیاد خوب انجام نشده است ، مصالح ساختمانی خیلی گران است
زن ، 52 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، همسر ترک کرده : ساخت و ساز و رفتن افراد غیربومی که باعث اعتیاد بیشتر و فساد در شهر بم شده است
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، شاغل ، فوت همسر در زلزله: دیر ساختن شهر و بیکاری جوانان به علت وجود افراد غیربومی
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار ، همسر ترک کرده: کارهایی انجام شده است ولی کافی نیست ما پزشک متخصص نداریم ، مکان تفریحی بخصوصی در این اوضاع بم نداریم
زن ، 38 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: کوچه ها خراب است ، دکتر متخصص خوب در بم وجود ندارد
زن ، 27 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، همسر ترک کرده: کار انجام داده اند اما نه آنطوری که ما فکر می کنیم
زن ، 40 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: ساخته نشدن پارک 22 بهمن ، رها شدن پروژه ی ورزشگاه فجر و خیلی مسائل دیگر
زن ، 44 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: ساخته نشدن خانه برای زنان بی سرپرست ، ساخته نشدن بم
زن ، 67 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: ساخته نشدن بلوار و واحدهای تجاری


انتظارات از خویشاوندان

زن ، 42 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر قبل از زلزله: انتظار خاصی ندارم
زن ، 55 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله : رفت و آمد کنند
زن ، 27 ساله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار ، فوت همسر در زلزله: برخورد درست ، انتخاب راه درست ، اجتماعی زندگی کردن را آموختن ، فعالیت صحیح و منطقی
زن ، 49 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر قبل از زلزله : خویشاوندان هیچ حمایتی از من نمی کنند
زن ، 25 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: احترام یکدیگر را نگه دارند و در سختی ها به هم کمک کنند
زن ، 52 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، همسر ترک کرده : رابطه ها مثل قبل از زلزله باشد و از احوال هم جویا باشند
زن ، 41 ساله ، دیپلم ، شاغل ، فوت همسر در زلزله: احساس همدردی و کمک کردن به یکدیگر
زن ، 34 ساله ، دیپلم ، خانه دار ، همسر ترک کرده: ارتباط خویشاوندان بعد از زلزله خیلی کم شده است در واقع هر کس به خودش گرفتار شده است دوست دارم که رفت و آمدها مثل قبل باشد
زن ، 38 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: به دیدار یکدیگر رفتن ، همدیگر را درک کردن
زن ، 27 ساله ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار ، همسر ترک کرده: خویشاوندی که بود و نبود آدم برایش فرقی ندارد چه اهمیتی دارد که انتظار داشته باشیم یا نه؟
زن ، 40 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: همه با هم همدردی کنند و پشتیبان هم باشند
زن ، 44 ساله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: آنها در این چند سال واقعاً همدم و همراز من بوده اند و همه برای من و پسرم یار مهربانی بوده اند

زن ، 67 ساله ، بیسواد ، خانه دار ، فوت همسر در زلزله: همدیگر را درک کنیم بخصوص در این مواقع که عزیزانمان را از دست داده ایم

مشکلات زن سرپرست خانوار

شش ساله بودم که پدر و مادرم را از دست دادم و سرپرستی مرا برادرم بر عهده گرفت برادرم اینقدر به من محبت می کرد که به او
بابا می گفتم تا این که دیپلم گرفتم و بعد بعنوان معلم نهضت به کهنوج رفتم بعد از مدتی با یکی از اقوام ازدواج کردم زندگی خوبی داشتیم صاحب یک دختر و یک پسر شدیم. همسرم راننده بود در زندگی هیچ چیزی برایم کم نمی گذاشت با این که من معلم بودم و از او دور بودم ولی هیچ وقت اظهار نارضایتی نمی کرد در میان فامیل و اقوام از عزت واحترام بالایی برخوردار بودیم چون همسرم فردی بود که دست همه را می گرفت و در سخت ترین شرایط به کمک همه می رفت در واقع فقط خودش را نمی دید و اگر چیزی داشت دوست داشت بین همه تقسیم کند . بعد از 10 سال کار در کهنوج به بم آمدم بعد از سه سال استخدام رسمی شدم و تقریباً زندگی راحتی داشتیم تا اینکه زلزله شد و همسرم که همه ی کس و کارم بود را از من گرفت دیگر آن عزت و قرب قدیم را نداشتم دیگر کسی تحویلم نمی گرفت دیگر نیازی به من نداشتند همسرم هیچ ارث ومیراثی برایم باقی نگذاشت و خدا را شکر می کنم که خودم کارمند هستم ونیازمند فامیل نیستم من چیز خاصی از فامیلم نمی خواهم همین که مثل قبل با هم رفت و آمد داشته باشیم تا بچه هایم حداقل کمبود پدرشان را احساس نکنند و فکر نمی کنم این خواسته ی بزرگی باشد . بهتر است تا زنده هستیم قدر یکدیگر را بدانیم
رشیدی فرد - شیهکی

بیایید برای امنیت و امید با هم توافق کنیم


پس از زلزله 5 دی ماه 1382 ، ملت ها و دولت های بسیاری در جهان به کمک مردم بم آمدند ، یکی از این دولت ها، دولت ترکیه بود که بیش از 800 خانه پیش ساخته را به مردم هدیه داد. در کنار دولت ترکیه سازمان های غیردولتی ترک نیز به کار خدمت رسانی مشغول شدند. این سازمان ها به ویژه به دلیل شباهت های فرهنگی مردم ایران و ترکیه تجربیات کاملاً مفیدی را منتقل کردند ، یکی از این سازمان ها هلال آبی ترکیه بود که توانست از دانش مردم بومی و اشتیاق و علاقه آنها به بازسازی کمک بگیرد. خانم مجیدیان از معلمان و مشاوران علاقمند بمی یکی از افرادی است که با این گروه همکاری کرد. خانم مجیدیان در گفتگو با گزارشگر خبرنامه شهروندان و مشارکت گفت : هلال آبی ترکیه در اردوگاه های گلستان 1 و 2 ، معصومیه 1و3 و شهرداری ، مهدکودک ، رختشورخانه و صنایع دستی برای اهالی ایجام نمود و زنان محلی مسئولیت این فعالیت ها را بر عهده گرفتند
خانم مجیدیان افزود: هلال آبی ترکیه کانکس های ویژه خود را برای فعالیت های خدماتی و اشتغال زایی در اردوگاهها نصب نمود. افرادی که در این کانکس ها کار می کردند بعداً به عنوان تعاونی هلال آبی بم ثبت شدند. اعضای تعاونی تقاضا دارند که با توجه به برچیده شدن اردوگاهها این امکان فراهم شود تا با انتقال کانکس ها به یک مکان معین ( که توسط شهرداری بطور موقت به این تعاونی واگذار شده است) آنها (23 نفر زن) بتوانند کار خود را ادامه دهند
بسیاری از افرادی که برای امداد رسانی از کشورهای مختلف به بم آمده بودند ، به ویژه مردمان ژاپن و ترکیه خود قبلاً تجربه یک زلزله مخرب را پشت سر گذارده بودند آنها سعی کردند تجربیات خود را به مردم بم منتقل کنند. اکنون ما نیز وظیفه ی انتقال تجربیات خود را به مردمان جهان در بسیاری از مناطق آسیب دیده داریم. اگر بتوان امکاناتی را فراهم نمود که بسیاری از تعاونی و تشکل های خودجوش برآمده از زلزله به پایداری و فعالیت خود ادامه دهند ، امکان تداوم تجربه نیز فراهم خواهد شد. دولت ژاپن پس از زلزله کوبه برای سازمان های غیردولتی و غیرانتفاعی (ان.پی.و , ان.جی.و) قوانین را تسهیل نمود تا بتوانند کار کنند و بسیاری از کارهای خود را که در توان دولت ها نیست به انجام برسانند. وقتی دولت ثروتمند و پرقدرت ژاپن برای انجام فعالیت های شهری خود نیازمند گروههای مردمی است چگونه ما می توانیم ادعا کنیم که بار همه وظایف بایستی بر عهده دولت باشد. اکنون به نظر می رسد مسئولان دولتی با توجه به این که دولت ترکیه کانکس های خود را به دولت ایران اهدا نموده اند موافق جابجایی تعداد معدودی کانکس هلال آبی ترکیه به یک مکان معین برای اشتغال زایی نیستند. از سوی دیگر با توجه به بیکاری گسترده ایجاد امکان اشتغال حتی برای یک نفر می تواند هم به معنای امنیت و هم به معنای امید باشد. بیایید هر کداممان سهمی در تأمین امنیت وامیدوار کردن مردمان بر عهده داشته باشیم


جمع آوری اردوگاه
امیرکبیر و ولی عصر


وجود اردوگاه یا همان میهمان شهر در شهر بم بعد از حادثه زلزله برای عده ای سودجو ، مفید و برای خود شهروندان بمی ، مضر بود در واقع اگر از همان روزهای اول زلزله از خود مردم نظرخواهی می شد متعاقباً اردوگاه هایی با این وسعت ساخته نمی شد که بعد با جمع آوری اردوگاهها مبلغی از ساکنین آنان دریافت و به نام شهرداری تمام کنند. غلامرضا دهقان در گفتگو با خبرنگار نشریه افزود: شهرداری برای جمع آوری کانکس های اردوگاههای امیرکبیر و ولی عصر هیچ گونه وجهی دریافت نکرده است کانکسها را با نظر مالکین به محل مورد نظر انتقال و حتی جابجایی وسایل مردم به صورت رایگان انجام می شد و این نقل و انتقال در محدوده ی شهر بم ، بروات و خواجه عسکر بوده است
وی ادامه داد: طی جلسه ای که با حضور اعضاء شورای شهر ، معاونین فرمانداری و شهردار صورت گرفت تصمیم به جمع آوری دو اردوگاه امیرکبیر و ولی عصر گرفته شد و یک مهلت 15 روزه به ساکنین اردوگاه جهت تخلیه داده شد تا این زمین در اختیار سپاه مقاومت قرار گیرد و زمین شهربازی آزاد شود ما تخلیه اردوگاه را ظرف مدت 10 روز انجام دادیم
دهقان در خصوص دریافت مبلغ از ساکنین اردوگاه افزود: طبق گفته ی ساکنین اردوگاه مبلغی توسط رئیس اردوگاه آقای اماندادی از مردم دریافت شده که مبلغ دریافتی از 60 هزار تومان تا 120 هزار تومان بوده بعد از اثبات این قضیه برای ما با فرمانداری هماهنگی شد فرماندار قول مساعد داد تا پولهای مردم را از رئیس اردوگاه استرداد و به آنها تحویل دهد. جمع آوری اردوگاه حدود 25 میلیون تومان برای شهرداری هزینه در برداشت
مسئول واحد خدمات شهری گفت: اردوگاه تا روز هشتم حدود 95 درصد جمع آوری شد و آب اردوگاه در روز نهم و دهم قطع گردید بخاطر اینکه لوله کشی که داخل کانکسها انجام شده بود و جدا شدن کانکس ها باعث هدر رفتن بی رویه آب شد و به همین دلیل از سازمان آب درخواست شد که آب اردوگاه قطع گردد
دهقان در خصوص وضعیت اردوگاه افزود: در این اردوگاه هزار و صد و پنجاه خانوار زندگی می کردند که از این تعداد 30 خانوار بمی و بقیه اهل روستاهای اطراف بم ، قطب آباد بروات ، ریگان ، چاهدگال ، جیرفت و ... بودند که از این 30 خانوار
اصلی 20 خانوار زمین داشتند و کانکس خود را به آنجا منتقل کردند و 10 خانوار بقیه که از قبل مستأجر بودند به جاهایی که قبلاً اجاره کرده بودند مراجعه کردند
وی ادامه داد: سرویسهای بهداشتی روباز که فاضلاب آن در محوطه جریان داشت و یک معضل بود حتی در اردوگاه محله ای به نام محله ی گازوئیل فروشها بود که از اینجا قاچاق نفت به مرزهای افغانستان و پاکستان صورت می گرفت و از دیگر کارهای آن خرید و فروش مواد مخدر بود که این معضلات باعث بدنامی مردم بم شده بود.
دهقان در پایان گفت: جمع آوری اردوگاه با رضایت کامل مردم صورت گرفت به جز 8 خانوار که آنها بعداً رضایت دادند و اردوگاه را تخلیه کردند
شیهکی ، رشیدی فرد



پاکسازی و بهسازی معابر شهر بم

در پی حضور مهندس حسن پور ، مدیر کل شهر و روستای استانداری کرمان در بم و تأکید ایشان بر سرعت بخشیدن به روند ساخت و ساز شهر به ویژه در بخشهای تجاری و معابر ، شهر بم به 4 منطقه تقسیم بندی گردید که با تعیین شهردار هر منطقه ، روند ساخت و ساز سرعت چشمگیری داشته است مهندس باقری زاده شهرداران مناطق چهارگانه را آقایان جزینی زاده ، بنی اسدی ، ریاضی و پنجعلی زاده معرفی کرد که در پاکسازی ، بهسازی و اصلاح معابر شهر بم فعالیت می کنند. وی سرعت کارها به ویژه پس از حضور مدیر کل شهر و روستا و تأکید ایشان را بسیار خوب ارزیابی کرد که مشارکت و همکاری مداوم شهروندان را می طلبد. شهردار بم گفت: ماشین آلات ستاد بازسازی و شهرداری را برای پاکسازی ، جدول گذاری و روکش آسفالت خیابان هایی که ادارات برق ، آب و مخابرات کارهای خود را در آنها به پایان رسانده اند به کار گرفته ایم و 400 میلیون تومان برای این چهار منطقه اختصاص داده ایم وی پیشرفت کار را حدود 50 درصد عنوان کرد که شامل جدول گذاری بوعلی غربی و ولی عصر ، آسفالت بلوار استقلال ، زیر سازی ادامه خیابان دلگشا ، زیر سازی و جدول گذاری بلوار باهنر و خیابان منتهی امیرکبیر ، بلوار شهید رجایی ، خیابان سید طاهر الدین محمد و پروژه پارک سوار می باشد. مهندس باقری توضیح داد بودجه 3 میلیارد تومانی که مدیر کل محترم استانداری عنوان کردند برای آسفالت و جدول گذاری و اصلاح معابر ، پارکهای 22 بهمن ، زید ، الغدیر ، اتوبان جانبازان ، بلوار فلسطین و شهید محمد آبادی ، باهنر و رجایی پیشرفت فیزیکی بالایی (50 درصد) داشته ایم مقام اول شهرداری بم ادامه داد اگر خواستار شهری آباد و زنده هستیم باید تلاش کرده و سختیها را تحمل کنیم کسبه باید کانتینرها را رها کرده و با ساختن محل کسب خود به اقتصاد شهر رونق دهند ما برای اینکه شهر از وضعیت آوارگی نجات یابد اقدام به جمع آوری کانتینرهای سطح شهر در مکان هایی مشخص همچون زمین آسوری ، مقابل مصلی و خیابان شهید صدوقی کرده ایم از کسبه و مردم عزیز بم به دلیل این شرایط سخت تشکر می کنم و امیدوارم تا آخر سال ساخت و سازهای شهر بم پایان پذیرد
به نقل از دو هفته نامه نگین کرمان ، 13/3/85

بم و خبرگزاری ها

مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان كرمان روز شنبه ( 85/3/6) از روند پيشرفت پروژه‌هاي عمراني مربوط به اين اداره در بم بازديد كرد. مهدي محبان در جلسه شوراي معاونين اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي در بم گفت: پس از واگذاري پروژه‌ها در اين شهرستان اين اداره با سه موضوع اساسي نگهداشت، بهره‌برداري مطلوب و كمبود شديد نيروي انساني و متخصص روبروست. وي در مورد اعتبار لازم براي تجهيز اين مركز فرهنگي گفت: در اين زمينه گزارشهايي تهيه و براي مسئولين ذيربط به وزارتخانه ارسال شده است

رييس ستاد کل بازسازي شهرستان بم: تا پايان سال 85 بازسازي واحدهاي مسکوني به پايان مي‌رسد

ما خواهان تمدید مهلت تشکیل پرونده های بازسازی هستیم چون تعداد زیادی پرونده باقی مانده که اگر کاری برای این پرونده انجام نشود بازسازی ناقص خواهد ماند
به گزارش ایسنا منطقه کویر، دکتر اسماعیلی رئیس شورای شهر بم در ادامه اظهارات خود افزود : با وامی که بانک جهانی داده است مقدار زیادی آهن خریداری شده که همه این آهن آلات به بم نیامده و از مسئولین کشوری می خواهیم پیگیر باشند که این اهن به بم بیاید تا مردم بم مجبور نباشند با قیمت بیشتری اهن را خریداری کنند
وی بیان کرد : با توجه به ثبت شهر بم در آثار باستانی ما می خواهیم که شهربم دو ناحیه شهرداری داشته باشند تا یک شهرداری مخصوص میراث فرهنگی باشد
وی با اشاره به ساخته نشدن سایت دوم ادارای گفت : ما از مسئولین می خواهیم که بودجه امسال را زودتر به مسئولین ادارات ما برسانند تا پروژه ها به موقع ساخته شود و مورد بهره برداری قرار بگیرند
در همین حال استقامت رئیس شورای شهر بروات نیز با اشاره به وضعیت خوب بازسازی در بروات گفت : تعدادی از مزدوجین به علت نداشتن زمین هنوز سرگردان هستند و خواسته ما این است که برای این افراد فکری شود
وی افزود : 95 درصد تعریض ها در شهر بروات انجام شده است
رئیس شورای شهر بروات گفت : اگر چه تا دو سه سال آینده گاز رسانی بم انجام نمی شود اما ما از مسئولین می خواهیم که لوله گذاری انجام شود تا دوباره مجبور نشویم آسفالت هایی که جدید گذاشته می شوند خراب کنیم
وی اظهار داشت : یکی دیگر از خواسته های مردم بروات ساخت اورژانس و داروخانه است تا این شهر با 20 هزار نفر جمعیت بتواند مشکلات



زندگی یک ماجرای تلخ و شیرین است
زندگی با زلزله پیوند دارد
زندگانی از نگاهش ماجرا روید
چون درختی همسفر با باد می رقصد.
داستان عشق پرشور است
در نهادش گرمی و سردی ست
چون ستاره بال می کوبد
گاهگاهی نور باران است
یک زمان در آسمانش ابر غم دارد
روز دیگر صاف می باشد
یک زمان مانند گل با شور می خندد
روز دیگر غنچه وش پژمرده می گردد
داستان زندگانی تلخ و شیرین است
گاهگاهی تلخ می باشد
روزگاری باز شیرین است
***
بچه ها ! ای بچه های من
ای نگاهِ مهرتان دلبند
ای که از گلزارِ نازِ خنده تان عشق می روید
کودکان من
کودکان! ای کودکان شهر!
ای امید مردمانِ خفته در فرجام
بذر کار و کوشش و امید
از زمین فکرتان ، یک روز می روید
ای همه آینده سازانِ بم فردا
شهر بم با عزمتان جاوید می ماند
غصه در دستانتان چون موم می گردد
عزمتان کوههای بم را جابجا سازد
پس شما این ارگ را یک روز خواهی ساخت
شهرتان آباد خواهد شد
شهر سرسبزِ قشنگِ خفته در آوار
***
بچه ها! بابا بزرگی قصه می گوید
قصه ای از روزگاری سخت
قصه ای از یک شب تاریک
قصه ای از واژگون گردیدنِ یک شهر
قصه ای از ماجرایی تلخ
که چگونه مردمان شهر خوابیدند
پلک هاشان همچو یک آوار بیجان بود
غنچه ی لبخندشان در خاک می خندید
چون گل پژمرده در مهتاب
با زبان بی زبانی قصه می گفتند
با شما! ای کودکانِ شهر تنهایی
با شما ای حوریانِ عشق
با شماها قصه می گفتند
زندگی را مغتنم دارید
شبچراغ آرزوها را
رهنمای گام خود سازید
ای عزیزان
زندگی را پاس دارید
زندگی را با تمام شوق
چون حصارِ دلنوازِ ارگ
چون درخت سربلند نخل
چون گل لبخند یک رویا
چون نگاهِِ بیقرار مهر
در هوای دلنواز صبح
در نگاه دلکش سوسن
عشق را در سینه بسپارید
***
بچه ها
این قصه را با مهر
با پسرهاتان
با پسرهای پسرهاتان
با تمام دختران خود
دخترانِ دخترانِ خود
با تمام مردمان شهر
با همه دنیا
با نوای عاشقانه بارها و بارها گوئید
صبحگاهان
در هوایی سرد
کاسمان را گردِ غم آلود
خسته و بیهوده و محزون
یکه و آشفته و مغموم
بی کس و حیران و سرگردان
در کنار خانه ی ویران
لابلای آن همه آوار
با جهانی بُهت و دلتنگی
با سری ژولیده با فریاد موئیدیم
ای خدای مهربان امداد
ای خدای بیکسان فریاد
***
ناگهان نورِ امید و عشق
شهر را یکباره روشن کرد
مهربانان آمدند از راه
از سراسر پهنه ی این خاک
چون حریر دلکش مهتاب
چون شمیم بیدل نوروز،
کودکان را جمله در آغوش بفشردند
دستهایی آشنا با عشق
مهربانی را به طفلان آشنا فرمود
یاوری ها بود دلنوازی شد
کودکی تنها
برای همگنانش بازگو می کرد
یک عروسک هم به من دادند
این عروسک چون نگاهِ مردمانِ کوچ
با من و چشمم سخن می گفت
حرف های دلنشینی داشت
گفته هایش روح می بخشید
با تمام عشق می خندید
در جوابم سر تکان میداد
چشمهایش رنگ دریا داشت
غصه ها را غرق می کرد
از شلال گیسوانش ناز می پاشید
همدم من ، همدم زیبای من ، یک زندگانی بود
واقعاً زیبای زیبا بود
همدم من ، همدم من حرفهایی داشت
همدم نازم
شکیبا بود
***
هموطن با سیم سازِ عشق
با صدای مادرانه عشق می ورزید
مهربانی را به عمق جان دلها برد
ای بسا شبها برامان قصه می گفتند
قصه های زندگانی را
قصه های شادمانی را
قصه از آینده های دور
که چگونه زندگی را دوست باید داشت
که چگونه سخت کوشی را بیاموزیم
زندگی کردن ، بماها ارمغان دادند
یاد دادند
که برای دیگران باید بیندیشیم
شاهراهِ زندگانی باز در پیش است
***
بچه ها!
آنان به ما گفتند
مهربانی را در این دنیا فرا گیریم
عشق ورزی را همیشه پاس داریم
پا بپا همراه هم باشیم
با زبانی آشنا اجداد ما گفتند
صاحبان عشق جاویدند
***
بچه ها این داستانِ ماست
این سرود مهرورزیهاست
سرگذشتِ دلستانیهاست
داستان همزبانیهاست
شرح حالِ مهربانیهاست
داستان عزم یک قوم است
لوح عشق بی کلامی هاست
جاوید است ، بی مرز است
دلبند است
***
بچه ها!
تا این جهان باقی است
قصه ی این شهر می ماند
قصه ی ما قصه ای گویاست
قصه ای از حوری دریاست
قصه ی مهمان نوازی هاست
سرگذشت دوستی هاست
آنچه را اجداد ما کردند
و آنچه را امروز می خواهند
از شما
ای بچه های عشق
***
ما صدای طبل ها را دوست می داریم
راهیانِ ارگ با طبل اند
واژگان مهر می رقصند
همچنان ، مهمان نوازی را به دنیا یاد خواهیم داد
ما همه چشم انتظار پای مهمانیم
گل بپای دوست می ریزیم
***
پس بگویید
ای عزیزانم
زنده باد این عشق
زنده باد این مهر
زنده باد این همدلی همبستگی ، میثاق
زنده باد ایثار
ای عزیزان
زندگی با مردمان زیباست
زندگی بی مردمان پوچ است
زندگی با دوستان زیباست
سرگذشتِ عشق می ماند
دکتر اسماعیلی



شهروندان و مشارکت
خبرنامه دفتر هماهنگی اجتماعات محلی شهرستان بم
با مسئولیت
دکتر سیامک زند رضوی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
آدرس: بم، میدان امام، داخل محوطه شهرداری، روبروی ساختمان اصلی

شماره های تماس: 09133414615سیامک زندرضوی
09133975401(رحمت اله دریجانی)

پست الکترونیک


آدرس خبرنامه در اینترنت
http://akhbar-bam.blogspot.com
هزینه این شماره خبرنامه توسط سازمان جهانی بهداشت جهانی
تأمین شده است
This issue of the newsletter have been financed by W.H.O
چاپ: چاپخانه گلبهار تیراژ: 3000 نسخه

NEWS LETTER OF BAM


Wednesday, May 24, 2006

NEWS LETTER OF BAM 49


بنی آدم اعضای یکدیگرند
شماره 49 ، چهارشنبه 3 خرداد 1385
در این شماره می خوانید
صدای قربانیان
عکسهای رنگی ، نگاههای سیاه وووو
ستاد راهبری و سیاست گزاری
و
.
.
.
سر مقاله
نشریات محلی ، جایگاه بینش جامعه شناسانه و حقوق شهروندان

خبرنامه شهروندان و مشارکت رفته رفته به پایان راه دو ساله خود می رسد و ما فقط سه شماره دیگر فرصت داریم. در شماره 52 کمک مالی سازمان جهانی بهداشت (دبلیو.اچ.و) به پایان می رسد. ( فقط هر شماره 70 هزار تومان برای 3000 نسخه در اندازه 25×45 در چهار صفحه) و چتر حمایت معنوی سازمان مذکور استفاده از آرم آن) نیز برچیده می شود
این برای اولین بار است که در ایران پس از یک حادثه طبیعی و فاجعه اجتماعی متعاقب آن ، نشریه ای به طور مستمر برای نزدیک به دو سال مسائل منطقه را از منظر شهروندان و برپایه حقوق اساسی آنان پیگیری ، تحلیل و اطلاع رسانی می کند. شاید به همین مناسبت در پایان اولین سال انتشار از طرف خانه مطبوعات استان کرمان مورد توجه ای مهرآمیز قرار گرفت. (گزارش آن به نقل از خبرنامه شماره 30 در این شماره مجدداً چاپ شده است)
از طرف دیگر از آنجا که دیدگاه مدیر مسئول و همکاران خبرنامه اساساً متأثراز جامعه شناسی به عنوان علمی انتقادی است. شاید همین می تواند پاسخ این پرسش باشد که چرا در رقابت با نشریات کشوری در دومین سال حیات خود موفق می شود. در سه عرصه گزارش توصیفی ، مقاله مطبوعاتی و سرمقاله و یادداشت به مرحله نهایی سومین جشنواره مطبوعات شهری راه یابد و سرمقاله آن بعنوان رتبه اول برگزیده شود (گزارش آن همراه با نوشته های مذکور مجدداً در این شماره چاپ شده است)
این امر اهمیت جایگاه بینش جامعه شناسانه را در نشریات محلی نشان می دهد و کاربردی کردن آن یکی از وظایف اهل مطبوعات است
*****
در این شماره کوشش می شود به تحلیل مهمترین حادثه هفته های اخیر (کشتار شهروندان در جاده بم – کرمان) که بطور مستقیم به حیات همه شهروندان مربوط است و من و شما نیز می توانستیم در کنار آن جان باختگان باشیم ، پرداخته شود
این تحلیل دارای دو بخش اصلی است در بخش الف شرح فاجعه و واکنش های مقامات در دستگاه های قانون گزاری ، اجرایی و قضایی مرور می شود ، سپس در بخش ب به تحلیل آن از منظر جامعه شناسی انتقادی و بر پایه حقوق شهروندی پرداخته می شود

الف- چگونگی و چرایی فاجعه
در ابتدا گزارش یکی از روزنامه های محلی درباره توصیف فاجعه نقل می شود
« حادثه دهشتناک و بسیار تأثر برانگیز گروگانگیری و قتل عام تعدادی از شهروندان که در 35 کیلومتری محور بم – کرمان به وقوع پیوست منجر به کشته شدن 12 نفر از همشهریان گردید که این عمل وحشیانه بازتابهای گوناگونی را در منابع خبری جهان برانگیخت. در این حادثه جنایتکارانه تعداد 20 نفر از اشرار عقده ای ، ملبس به انیفورم مأموران نیروی انتظامی با ایجاد یک ایست بازرسی کاذب و دروغین ، راه را بر خودروهای عبوری این مسیر مسدود و با ایجاد رعب و وحشت و ضرب و شتم سرنشینان خودروها ، آنها را از ماشین هایشان پیاده و در فاصله 50 متری جاده در درون یک فرورفتگی گودال مانند به صورت درازکش اسیر و در حالی که دستها و چشمان آنها را با نوار چسب بسته بودند به دور گودال حلقه زده و به طرز دیوانه واری به رگبار مسلسل هایشان می بندند که در این بین در آخرین لحظه این جنایت هولناک از میان این بی گناهان گروگان گرفته شده فقط نوجوان 14 ساله ای را به نام علی عزیزپور جدا کرده و به کنار جاده می آورند و وی را به تیر برق می بندند و وی به دلیل اینکه چشمانش با نوار چسب بسته شده بود به طور دقیق صحنه جنایت را مشاهده نمی کند فقط رفت و آمدهای دیوانه وار و سپس شلیک رگبارهای مداوم اسلحه های آنها را شنیده است تا اینکه آنها ماشین ها را به آتش کشیده و با خودروهای خود صحنه را ترک می کنند. در این راستا استاندار محترم سریعاً دستور پیگیری قضیه را صادر نمود که متعاقباً نیروهای اطلاعاتی و انتظامی تمامی محورها را تحت نظارت موشکافانه و دقیق خود در آوردند و تا لحظه ارسال این خیر پیگیری ها و عملیات تعقیب اشرار به صورت جدی در دست اجراست. از سوی منابع آگاه ، احتمال وقوع این حادثه را گروکشی و اخاذی و دلایل مختلف دیگر ذکر می کنند که همه احتمالات نیز در دست بررسی می باشد.
( به نقل از ذوالفقار کرمان ، 85/2/26 : 1)
در ابتدا ، گلایه از مجلس آغاز شد
« محمدرضا باهنر نماینده مردم کرمان گفت: مجلس از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی گلایه جدی دارد. گلایه ما به این علت است که چرا پس از مدت کوتاهی از یک حادثه تروریستی و عدم برخورد جدی ، شاهد حادثه تلخ دیگری هستیم
نایب رئیس مجلس افزود: نیروی انتظامی اگر احساس می کند توانمندی لازم را برای مقابله ندارد ، ما از شورای عالی امنیت ملی می خواهیم امنیت مرزهای شرقی کشور را به سپاه و بسیج بسپارند
وی گفت: این مسأله با رفتارهای امنیتی حل نمی شود و کار توأم اطلاعاتی و امنیتی نیاز دارد. باهنر این حوادث را توطئه هدایت شده از بیرون مرزها دانست و گفت: باید آمادگی دفاعی خود را حفظ کنیم»
(به نقل از روزنامه جام جم ، 85/2/25 : 19)
به دنبال گلایه ها،کمیته تحقیق مجلس تشکیل می شود و زمزمه استیضاح وزیر کشور نیز در مجلس بالا می گیرد
« یک روز پس از حادثه تروریستی دارزین ، کمیته سه نفره ای از اعضای کمیسیون امنیت ملی برای پیگیری و بررسی دو فاجعه بم و سیستان و بلوچستان روانه منطقه شدند. بااین وعده که گزارش تحقیقات خود را به سرعت آماده و به مجلس ارائه کنند پیش بینی می شود که عملکرد وزارت کشور و نیروی انتظامی به عنوان دو نهاد متولی تأمین امنیت نیز در گزارش کمیته مجلس گنجانده شود. انتقاد از نحوه اقدام وزارت کشور در ایجاد امنیت ، طی ماه های اخیر بحث داغ راهروهای مجلس بوده است اما وقوع دو فاجعه تروریستی بم و سیستان و بلوچستان آتش اعتراض ها را تندتر کرد. تا آنجا که استیضاح وزیر کشور در دستور کار تعدادی از نمایندگان قرار گرفت. عماد افروغ در این باره به ایلنا می گوید: « مسئولیت تمام ناامنی ها در کشور بر عهده وزیر کشور است و ایشان باید در این زمینه پاسخگو باشند. مسئله ناامنی یک معضل است و وظیفه دولتمردان است که هر چه سریعتر برای رفع این معضل تدابیری بیندیشند. برای کشور ما قابل قبول نیست که چهار تا از اشرار بتوانند به راحتی مانور بدهند ، راه ببندند و چنین فاجعه ای ایجاد کنند». نماینده تهران با تأکید بر اینکه مسئولیت اصلی این قضیه بر عهده وزارت کشور است ، تصریح می کند : « ماهمیشه گفته ایم « قدرت ، مسئولیت می آورد» و پای آن نیز ایستاده ایم و با تغییر کابینه هم این رابطه عوض نمی شود»
(به نقل از روزنامه شرق ، 85/2/26 : 7)
هر چند پیشنهاد نایب رئیس مجلس برای پایان دادن به ناامنی در منطقه سپردن کار به سپاه و بسیج بوده است اما این درخواست با واکنش سرد نیروی انتظامی مواجه شد
« رئیس سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی: حادثه تاسوکی و بم – کرمان دو اتفاق کور بودند که در کشور رخ داد ، از این رو نه تنها هیچ ارزش نظامی ندارند ، بلکه اعمال صورت گرفته اقدامات انتقام جویانه اشرار مسلح است
وی با بیان اینکه نیروی انتظامی را نباید به دلیل وقوع این حادثه در بحث کنترل مرزها محکوم کرد. در واکنش به پیشنهاد واگذاری تأمین امنیت مرزهای مناطق پرخطر به نیروهای بسیج و سپاه گفت: پیشنهاد دهندگان نظر شخصی خود را بیان کرده و هر شهروندی حق اظهار نظر دارد. محمدعلی رحمانی در جمع خبرنگاران نیز با بیان اینکه با وقوع چنین اتفاقاتی در کشوری همانند ایران که دارای هشت هزار کیلومتر مرز است ، نباید اقدامات شایسته نیروی انتظامی را نادیده گرفت ، گفت: ناجا شایسته تضعیف نیست
وی در خصوص حادثه قتل عام در جاده بم – کرمان به برخوردهای قاطعانه مسئولان و دستگیری تعداد زیادی از اشرار مسلح منطقه اشاره کرد و گفت : در یکی از این دستگیری ها از یک شرور 600 کیلوگرم مواد مخدر کشف شده است
رحمانی گفت:این اشرار به دستور عمله های پشت مرزها نسبت به ایجاد ناامنی در کشور اقدام می کنند اما واقعیت این است که در حال حاضر 50 هنگ مرزی به همراه دو هزار پاسگاه خاص مرزی توسط ناجا در راستای افزایش امنیت به بهره برداری رسیده است
حجت الاسلام رحمانی با اشاره به اینکه ناامنی ها در بیش از 8 هزار کیلومتر مرز کشورمان هدایت شده از آن سوی مرزهاست، خاطر نشان کرد: در حال حاضر کشورهای همسایه ایران در راستای مبارزه با جرایم تسلطی به مرزهای خود ندارند و واقعیت این است که کنترل مرزها کاملاً توسط ایران دنبال می شود»
(به نقل از روزنامه حمایت،85/2/26 : 14)
این در حالی است که عملیات نیروی انتظامی در شرق کشور آغاز شده است
« معاون عملیاتی نیروی انتظامی ، روز گذشته از مسدود شدن تمامی مرزهای شرقی کشور تا دستگیری عوامل حادثه تروریستی محور «بم- کرمان» خبر داد و اعلام کرد: نیروی انتظامی و بالگردهای پلیس برای شناسایی مخفیگاه اشرار مسلح تا دستگیری آنها ، در آماده باش کامل به سر می برند. وی با اشاره به اینکه در حال حاضر تمامی اماکنی که احتمال عبور اشرار از آنجا وجود دارد ، از سوی نیروهای گشت تحت کنترل قرار گرفته است ، اضافه کرد: از روز گذشته تاکنون تمام محل هایی که پیش از این مخفیگاه سایر اشرار بوده پاکسازی شده است
معاون عملیات ناجا همچنین از هلاکت 4 نفر از اشرار مسلح در محل حادثه طی عملیات روز گذشته خبر داد و اظهار کرد: ارتباط اشرار به هلاکت رسیده با عاملان حادثه تروریستی محور بم – کرمان همچنان در دست بررسی است»
(به نقل از همشهری ، 85/2/26 : 27)
از طرف دیگر وزیر کشور به عنوان بالاترین مقام اجرایی مسئول نیروی انتظامی تأکید خود را بر توجه به نیازهای نیروی انتظامی در عرصه تأمین امکانات و اعتبارات مالی و پشتیبانی قضایی قرار می دهد
« وزیر کشور در مورد عامل حوادث اخیر گفت: غیر از سرکردگان گروههای تبهکار ، عمده افرادی که دست به این اقدامات می زنند مزدورانی فریب خورده و از نظر روحی و فکری بسیار در سطح پایین هستد که برای این مأموریت ها اجیر شده اند وی افزود: با سختگیری هایی که در زمینه مبارزه با مواد مخدر و قاچاق کالا صورت گرفته است برخوردهای ایذایی باندهای تبهکار علیه شهروندان افزایش یافته و آنها می خواهند از مردم انتقام بگیرند. وزیر کشور گفت: تأمین امکانات و اعتبارات مالی و پشتیبانی قضایی دو نیاز مهم برای تأمین امنیت است که پشتیبانی قضایی تأثیرگذار ترین عامل است.پور محمدی در مورد برخورد با عوامل شرارت اخیر استان کرمان گفت: تعقیب و عملیات با بسیج همه نیروها ادامه دارد و نتیجه آن به اطلاع مردم خواهد رسید»
(خلاصه شده از روزنامه ایران، 85/2/26 : 3)
اما وزیر دفاع چگونگی تأمین امنیت مناطق شرق کشور را ، مسئله ای در دست بررسی دانست که هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است
« وزیر دفاع درباره امنیت مرزهای شرقی افزود: برای امنیت این مناطق طرح های مختلفی وجود دارد. اتفاقاتی که اخیراً در این مناطق افتاده ، تلاش های مذبوحانه ای است که عوامل آن شناسایی شده و به زودی دستگیر خواهند شد. وزیر دفاع در باره اظهارات یکی از نمایندگان مجلس مبنی بر واگذاری تأمین امنیت مرزهای شرقی به سپاه و ارتش گفت: طرح های مختلفی درباره امنیت مرزهای شرقی ، همچنین سایر مرزها مطرح است که درباره آنها در حال بررسی هستیم. وی درباره امکانات کشور برای دفاع از شهروندان و برقراری امنیت در کشور نیز گفت: قادریم امکاناتی را برای انسداد مرزها به نهادهای ذیربط ارائه کنیم»
(به نقل از روزنامه شرق ، 85/2/26 : 2)
و در نهایت واکنش سخنگوی قوه قضاییه تأکید بر سرعت رسیدگی و انجام مجازات است
« جمال کریمی راد در گفتگو با فارس با ابراز تأسف از حادثه تروریستی محور کرمان – بم و ضمن محکومیت اقدام اشرار مسلح در به شهادت رساندن هموطنان بی گناه تأکید کرد که مراجع قضایی و امنیتی کشور همچنان به طور جدی این مسئله را پیگیری می کنند. وی ابراز امیدواری کرد با پیگیری های جدی و قاطع دستگاههای امنیتی ، انتظامی و قضایی ، عاملان جنایت دستگیر و به اشد مجازات برسند. سخنگوی قوه قضاییه همچنین با بیان این که به محض اطلاع از وقوع حادثه پرونده ویژه ای در دادسرای بم تشکیل شده است متذکر شد: موضوع به طور ویژه ای در این دادسرا پیگیری می شود. کریمی راد بار دیگر تأکید کرد دستگاه قضایی در انتظار دستگیری عاملان جنایت تروریستی محور کرمان – بم است تا در کمترین زمان ممکن و پس از تفهیم اتهام ، احکام عاملان ترور را صادر کند. سخنگوی قوه قضاییه اعمال و رفتار تروریست ها را مصداق بارز قطاع طریق ، قتل ، غارت و آدم کشی و محاربه خواند و افزود: احکام عاملان جنایت پس از طی مراحل قضایی و تفهیم اتهام ، اجرایی خواهد شد»
(به نقل از روزنامه حمایت ، 85/2/26 : 3)
درباره چرایی بوجود آمدن فاجعه مذکور دو نظریه مکمل وجود دارد: نظریه اول توسط وزیر کشور مطرح شده است و آن استفاده از اصطلاح «جنگ نرم» و با استفاده از بودجه هایی است که علیه امنیت کشور توسط دشمنان تصویب شده است
« وزیر کشور با اشاره به حرکت تروریستی اخیر در شرق کشور گفت: جنگی که دشمنان از آن به عنوان «جنگ نرم» یاد کرده اند علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز شده است. مصطفی پورمحمدی در گفت و گو با خبرنگاران گفت: این حرکات و آنچه که الان رخ می دهد بیشتر یک فضای روانی و جنگ روانی است و در حالی که هنوز گرد و خاک حادثه فرو ننشسته است تمام سایت ها و ماهواره ها اخبار آن را منتشر می کنند و سی دی تصویر عملیات بین مردم توزیع می شود. وی گفت: با این اقدامات معلوم است که یک جنگ سازمان یافته که به اصطلاح خودشان «جنگ نرم» و با استفاده از بودجه ای که برای آن تصویب شده علیه کشور ما طراحی شده و در حال اجراست». (به نقل از روزنامه شرق ،85/2/26)
نظریه دوم را دادستان کل کشور مطرح کرده است که علاوه بر تحریک بیگانه توضیح می دهد که یک جریان سیاسی – مذهبی نزدیک به القاعده در شرق کشور فعال شده و قصد ایجاد جنگ های فرقه ای را دارد
« دادستان کل کشور در مورد آخرین وضعیت پرونده تاسوکی گفت: باید با همکاری دولت پاکستان برای دستگیری ریشه های فتنه اقدام کرد. جریانی در شرق کشور به مانند جریان زرقاوی مشغول فعالیت است. تحریک های بیگانه از این جریانات حمایت می کند. در شناسایی ها همه چیز مشخص است ، اما برای دستگیری عناصر مهم زمان لازم است. برخی از این افراد در ایران هستند و برخی در افغانستان»
(به نقل از روزنامه همشهری ، 85/2/26: 6)
دادستان کل این مسئله را در جای دیگری نیز تأکید کرده است
« دری نجف آبادی در جلسه هفتگی انصار حزب الله گفت: استکبار به دنبال ایجاد فرقه ها و دین های جدیدی است تا از این طریق بتواند به کشورمان وارد شوند ، نمونه آن حمله خبیثانه و کشتار در مرزهای سیستان و بلوچستان و بم و کرمان است که بعد خودشان آن را در رادیو و تلویزیونهایشان منتشر می کنند»
(به نقل از روزنامه حمایت ، 85/2/26 : 3)
تأکید بر ویژگی خاص این گروه در گفته های رئیس عقیدتی سیاسی ناجا نیز مطرح شده است
«ایشان با بیان این که من می دانم عقده فردی که این دو شرارت را انجام داده چیست؟ این فرد شرور شخصی را به دلیل آن که از مذهبی به مذهب دیگر عدول پیدا کرده ، گردن می زند این فرد 23 ساله یک جانی جنایتکار و اقداماتش ناشی از عقده های فراوان است(به نقل از رونامه حمایت ، 85/2/26 : 14)
پس از ارائه اسناد در دسترس درباره چگونگی و چرایی فاجعه ، به تحلیل آن از منظر جامعه شناسی انتقادی پرداخته می شود

ب- تحلیل فاجعه از منظر جامعه شناسی انتقادی و بر پایه حقوق شهروندی
جامعه شناسی انتقادی دیدگاهی در علم جامعه شناسی است که دارای سه پیش فرض اساسی به قرار زیر است
یک- پدیده های اجتماعی با توجه به تاریخ پیدایش و چگونگی آن قابل درک و تحلیل اند
دو- پدیده های اجتماعی حاصل تعامل سطح ساختارها با سطح عاملان (کنشگران) است. تقلیل پدیده به یکی از این دو سطح (اثر ساختار) یا (اثر عامل) پذیرفتنی نیست
سه- پدیده های اجتماعی را می توان با ایجاد بسترهای لازم و با تکیه بر کنش معطوف به اراده و خرد جمعی دگرگون کرد. عدم توجه به اهمیت اراده جمعی شهروندان در دگرگون کردن واقعیت اجتماعی از منظر جامعه شناسی انتقادی پذیرفتنی نیست
برای تحلیل فاجعه مذکور و با توجه به پیش فرض های یاد شده توجه به چند عنصر کلیدی تاریخی در ایران معاصر اهمیت دارد
اول- ایران در پنجاه سال اخیر دولتی رانتیر بوده است که عمده هزینه های دولت از طریق درآمدی خارج از مالیات شهروندان (نفت) تأمین شده است. این امر سبب شده است که به عوض آن که همانند بسیاری از جوامع دیگر دولت نیازمند مالیات شهروندان باشد ، شهروندان در عرصه های اشتغال و معیشت نیازمند دولت شوند. این امر پایه های مادی غیر پاسخگو بودن دولت در مقابل شهروندان را بوجود آورده و مستحکم کرده است
دوم – توزیع درآمدهای نفتی در میان بخشی از جمعیت کشور در پنجاه سال اخیر پایه های مادی گسترش دولت را به لحاظ کمیت و تشکیلات فراهم آورده است. این گسترش عملاً به سیستم بخشی در دستگاه اداری دولت دامن زده است و به انواع کارهای موازی و یا خنثی سازی اقدامات یک دستگاه توسط دستگاه دیگر انجامیده است
سوم- درآمد متمرکز دولت از فروش نفت و توزیع بخش بزرگی از آن در پایتخت به مرکزگرا شدن بخش های گوناگون انجامیده است. بطوری که مقامات اداری در سطوح پایین تر ( استان و شهرستان) قادر به اتخاذ تصمیم بین بخشی و فرابخشی نیستند. این امر به وسیله رقابت های محلی و منطقه ای در درون بخش های مختلف تشدید می شود
اخبار گزارش شده در قسمت اول یادداشت تا حدودی با توجه به پیش فرض های جامعه شناسی انتقادی مفهوم می شود: اینکه چه ارگانی مسئله امنیت نواحی شرقی را بر عهده بگیرد؟ این که باید مراکز هماهنگی ایجاد و یا تقویت شود؟ از جمله این موارد است.
چنانکه اشاره شد علاوه بر توجه به تاریخ پیدایش پدیده توجه به رابطه ساختار و کنش اهمیت دارد
در بخش الف گزارش تأکید بر تعدادی اشرار فریب خورده است. بنابراین بر کنش هایی تأکید می شود که عمدتاً جنبه فردی دارد و بر دو عنصر (جاذبه دستمزد بالا و وجود عقده شخصی) تأکید دارد و این افراد را عناصری منزوی و آواره کوه تصویر می کند. در اینجا ساختار فراموش شده است: آن شرایط اقتصادی – اجتماعی که امکان بدست آوردن دستمزد معمول را برای اکثریت شهروندان از راههای قانونی فراهم نمی آورد (محروم نگاه داشتن منطقه در طول پنجاه سال اخیر) و آن شرایط اجتماعی – فرهنگی که شهروندان را بر پایه قومیت و یا مذهب آنها درجه بندی می کند و در عمل برابری حقوق شهروندی را انکار می کند ( نگاهی به ترکیب کارکنان ارشد دولت در مناطق شرقی کشور گویای چگونگی این نابرابری است) نمودهای آن است
توجه به رابطه متقابل ساختار و کنش کمک می کند نشان داده شود که چگونه باندهای قاچاق مواد مخدر و ... می توانند در بستر این محرومیت و نابرابری و در متن زندگی روزمره شهروندان به حیات خود ادامه دهند و نیرو جذب نمایند
نکته آخر توجه به اهمیت کنش های اجتماعی معطوف به اراده و «خرد جمعی» است
خرد جمعی بشریت در سده اخیر دریافته است که هیچ «هدف» مهم ، بزرگ ، انسانی یا قدسی نمی تواند ونباید با وسایل «غیرانسانی» متحقق شود. اگر اعدام بدون محاکمه ، بدون فرصت دفاع ، حضور وکیل و ... شهروندان توسط افرادی در کنار جاده جنایتی غیرقابل قبول است و نیاز به برخورد جدی و فوری دارد ربودن افراد و کشتن آنان بدون محاکمه و فرصت دفاع و حضور وکیل و ... با هر عنوانی و توسط هر شخص ، سازمان و یا محفل دیگری نیز به برخورد جدی و فوری نیازمند است ، نمونه آن داستان طولانی پرونده قتلهای محفلی در شهر کرمان است
در آغاز قرن بیست و یکم وجدان بشری پس از جنایات هیتلر ، استالین و انواع متأخر آن پذیرفته است که هیچ هدفی وسیله رسیدن به آن را توجیه و تطهیر نمی کند. در بلندمدت این درسی است که همه شهروندان ما از کودکی باید در خانواده ، مدرسه ، دانشگاه و جامعه در هر لحظه زندگی فراگیرند و نمونه های در تضاد با آن را مورد بحث و بررسی و موشکافی قرار دهند. در این صورت فرقه هایی همانند جندالله و زرقاوی نمی توانند حتی در میان ناآگاه ترین و حاشیه ای ترین افراد جامعه نیز طرفدارانی پیدا کنند
راه حل کوتاه مدت مسئله نیز توجه به اهمیت آزادی اندیشه و بیان و فراهم کردن ملزومات آن برای همه افراد جامعه است. اگر هر اندیشه ای بتواند از امکانات جامعه برای طرح ایده های خود در وسیع ترین شکل آن استفاده کند با این پیش فرض ساده و بدیهی که اکثریت قریب به اتفاق شهروندان عاقل و خردمند هستند اندیشه هایی که حرمت حقوق انسان را پاس نمی دارند ، نمی توانند کسی را فریب دهند. در تعامل وسیع با جامعه ، اندیشه هایی فراگیر می شوند که در درجه اول حقوق اقلیت را پاس بدارند و ملزومات تحقق اصل آزادی اندیشه ، بیان ، ابراز عقیده را برای اقلیت فراهم آورند. تنها در چنین شرایطی است که می توان از اقلیت خواست که تابع رأی اکثریت باشد. هیچ اکثریتی نمی تواند به بهانه اکثریت بودن حقوق اساسی اقلیت را معلق کند. تنها به این دلیل ساده که اگر اندیشه اقلیت امروز ، متناسب با نیازها ، آرزوها و درخواست های اکثریت شهروندان جامعه باشد. حق دارد با استفاده از روش های انسانی و مسالمت آمیز (آزادی ، اندیشه ، بیان ، تجمع ، تشکل و ... )و به دور از فشار و ارعاب ، ایده های خود را دنبال کند و اگر اندیشه اقلیت در چنان شرایطی پذیرفته نشود این احتمال قوت می گیرد که حتی طرفداران فعلی آن نیز از آن فاصله بگیرند. اطمینان دارم اگر شرایطی فراهم می بود که اعضاء گروه قتل های محفلی کرمان ایده های خود را برای پاکسازی جامعه در دانشگاه مطرح می کردند و نقد دانشجویان را می شنیدند. تعداد آنها از این که هست هم به مراتب کمتر می شد. اما دوباره تأکید می کنم راه های بلند مدت و کوتاه مدت مسئله تنها در بستر ساختارهای اجتماعی شهروندمدار و مشارکتی استمرار می یابد و به ثمر می رسن
و نکته آخر: پرسشی است که یک خبرنگار فرهیخته در فردوس کویر 85/2/30 ، مطرح کرده است که سؤال هر شهروندی است: من و شما از امروز در پست های بازرسی که هر از گاهی و در هر نقطه ای از این مسیر پر تردد و پر خطر شب و یا روز ایجاد می شود چه کنیم؟ سرعت کم کنیم و آهسته دور بزنیم و برگردیم؟ پا روی پدال گاز فشار دهیم و به سرعت رد شویم؟ یا بایستیم و منتظر بمانیم؟

تسلیت به شهروندان ، به یاد همه جان باختگان در راه شهر صلح و دوستی ها
مدیر مسئول و همکاران خبرنامه


برگزیدگان جشنواره مطبوعات استان معرفی شدند

مراسم روز خبرنگار با حضور روزنامه نگاران مطبوعات محلی و جمعی از مسئولان فرهنگی در خانه شهر کرمان برگزار شد. در این مراسم که علاوه بر روزنامه نگاران جمعی از مسئولان استان شرکت داشتند نتایج جشنواره ی مطبوعات محلی استان کرمان اعلام و به برندگان جوایزی اهداء شد
بیانیه پایانی ستاد برگزاری جشنواره توسط مهندس فردوسی رئیس خانه مطبوعات قرائت شد. در این بیانیه آمده است
«استان کرمان از قدیمی ترین مناطق کشور است که در طول تاریخ پر افتخار خود همواره از غنای فرهنگی خاصی برخوردار بوده به طوری که در زمینه روزنامه نگاری قریب یک قرن سابقه دارد و شخصیت های مهمی همچون ناظم الاسلام کرمانی و میرزا آقاخان بردسیری که هر دو روزنامه نگار و از پیشگامان نهضت بیداری ایرانیان بوده اند در دامان خود پرورش داده است
با این وجود از صدر مشروطه تاکنون فعالیت روزنامه نگاری هیچ گاه در حد مطلوب و ایده آل جلوه گر نشده است. حتی در زمانه ما که نظام رسانه ای جهان هر روز ابعاد پیچیده تری می یابد مطبوعات محلی هنوز با مشکلات عدیده و افت و خیزهای بی شمار و غیر قابل کنترلی مواجه اند. این ضعف کیفی تا بدانجاست که داوران این جشنواره از معرفی نفرات برتر در زمینه های اصلی حرفه روزنامه نگاری یعنی خبر و مصاحبه صرف نظر کرده اند ولی در سایر زمینه ها آثار درخشانی جهت ارزیابی به جشنواره ارسال شده که در مجموع حاکی از مطلوبیت نسبی فعالیت های روزنامه نگاران مطبوعات محلی است
ستاد وظیفه خود می داند ضمن سپاسگزاری از همه روزنامه ها و خبرنگارانی که در انعکاس فاجعه غم انگیز زلزله بم و زرند تلاش نمودند ، دیپلم افتخار جشنواره را به دکتر سیامک زند رضوی ، مدیر مسئول خبرنامه شهروندان و مشارکت که در طول یکسال گذشته بدون وقفه مسائل و مشکلات بم و پیامدهای این فاجعه عظیم انسانی را منعکس نموده اهدا نماید
به نقل از فردوس کویر ، 84/5/2
نامزدهای نهایی بخش جشنواره مطبوعات معرفی شدند

نامزدهای پنج بخش گزارش توصیفی، گفت‌وگو، مقاله مطبوعاتی، مقاله تخصصی و سرمقاله و یادداشت سومین جشنواره مطبوعات در حوزه شهری معرفی شدند
به گزارش سما، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، اسامی نامزدهای معرفی شده به شرح ذیل است:در بخش گزارش توصیفی: شهرام رضایی به خاطر گزارش »به نام کوچه« از ایران جمعه - رویا اخلاص‌پور به خاطر گزارش »تمیزی حق مسلم ماست« از شهروندان و مشارکت (بم) - مریم یوشی‌زاده به خاطر گزارش »پرنده‌ها پول می‌شوند« از روزنامه جام‌جم - علی‌اله سلیمی به خاطر گزارش »این جا هنوز پیکان سلطان خیابان‌هاست« از روزنامه همشهری (محله 19) - محمدعلی حسینی مطلق به خاطر گزارش »لانه سیاه اوراقچی‌ها« از روزنامه همشهری - محمد باریکانی به خاطر گزارش »موش‌ها و آدم‌ها« از روزنامه همشهری - فریده عباسی به خاطر گزارش »دوقلوهای رنج« از روزنامه همشهری - مینا مولائی به خاطر گزارش »فراموش شدگان کوچه مولوی« از ایران جمعه - ولی‌الله خلیلی به خاطر گزارش »جنگیدن برای نفس کشیدن« از روزنامه شرق - رضا ولی‌زاده به خاطر گزارش » با مرده‌ها حرف می‌زنیم« از روزنامه همشهری - مریم پاپی به خاطر گزارش »اصفهان! پیربمان« ز روزنامه شرق
در بخش گفت‌وگو: شبنم رضیئی به خاطر

از ماهنامه سروش بانوان - مهرداد مشایخی به خاطر »گرفتار هزار توی بوروکراسی/ گفت‌وگو با محسن هاشمی مدیر عامل مترو تهران« از روزنامه همشهری - روزبه زعفرانی و مهرداد ناظری به خاطر »بازیافت زباله نیاز اساسی جامعه شهری / گفت‌وگو با دکتر ادوین صفری« از روزنامه ایران - ثمان قدرخان به خاطر » احمدی‌نژاد 50 میلیارد تومان گذاشت و رفت / گفت‌وگو با خزانه‌دار شورای شهر« از روزنامه شرق -مهدی افروزمنش به خاطر »تهران را به خودروها واگذار کرده‌اید/ گفت‌وگو با مشاور شهردار پاریس« و »شتاب در تدوین طرح جامع تهران نگران کننده است/ گفت‌وگو با معاون مؤسسه شهرسازی پاریس« از روزنامه شرق بخش
مقاله مطبوعاتی: رویا اخلاص پور به خاطر مطلب »عکس‌های رنگی؛ نگاه‌های سیاه، نگاه‌های بی‌رنگ« از شهروندان و مشارکت (بم) - هدیه درمان به خاطر مطلب »چرا بافت‌های شهری فرسوده می‌شوند؟« از روزنامه همشهری - علی خیابانیان به خاطر مطلب »مواظب پروانه‌ها باشید؛ پاییز داره میاد!« از روزنامه همشهری - مژگان جمشیدی به خاطر مطلب »یک زمین بیشتر نداریم« و895» میلیون دلار خسارت تخریب پارک جنگلی لویزان« از روزنامه شرق و روزنامه اعتماد ملی -کمال یوسف‌پورماجد به خاطر »معماری در خدمت گردشگری« و »ارزش اجتماعی فضاهای عمومی «از روزنامه همشهری - جعفر بزاز به خاطر مطلب »تجلی معنویت هنری در فضاهای عمومی« از روزنامه همشهری -عبدالحمید حسین‌نیا به خاطر مطلب »موش‌هاوآدم‌ها« از ماه‌نامه درد-کاظم برآبادی به خاطر مطلب »آن دست‌های سیاه ...‌«از روزنامه دنیای اقتصاد
بخش مقاله تخصصی: محمد نقی‌زاده به خاطر مطلب »بارزه‌های شهر و معماری اسلامی« از فصل‌نامه نامه فرهنگستان علوم - نوید سعیدی رضوانی به خاطر مطلب »حوزه بندی در شهرسازی، مرور، چالش‌ها و راهکارها« از فصل‌نامه علوم مهندسی - سجاد نوروزی به خاطر مطلب »دموکراسی شهری و فضاهای عمومی« از روزنامه شرق - افسر موموندی به خاطر مطلب »جهان چهارم و شهروندان بی‌‌شهر« از شهر هشتم - شهرام حسین‌آبادی و علی اعطا به خاطر مطلب»آموزش بدون پرورش و مفهوم گریزپای هویت در معماری« از فصل‌نامه بادی - ناصر زادرفیعی به خاطر » فرآیند اجتماعی- فضایی هویت شهر« از فصل‌نامه آبادی - عبدالرضا رضایی ارجرودی و محمدرضا فرشیدنژاد به خاطر مطلب »تأمین اعتبار مورد نیاز برای توسعه حمل و نقل شهری با بهره‌گیری از درآمدهای به دست آمده از حذف یارانه‌های سوخت وسائط نقلیه« از ماهنامه مجله اقتصادی - افشین کوکبی به خاطر مطلب »برنامه‌ریزی کیفیت زندگی شهری در مراکز شهری، تعاریف و شاخص‌ها« از فصل‌نامه جستارهای شهرسازی - فاطمه حسینیون به خاطر مطلب » بازشناسی شهر در رنگ« و »امنیت در شهرسازی« از ماهنامه شهرداری‌ها و فصل‌نامه سراسازان - فریبا قرایی به خاطر مطلب »طبیعت، هویت و محلات شهری «از فصل‌نامه آبادی - احسان کاظمی به خاطر مطلب »شهروند و حقوق شهروندی« ‌ از هفته‌نامه تندر - شاهین طلوع آشتیانی به خاطر مطلب»مدیریت مراقبت و نگهداری از بناهای تاریخی« از فصل‌نامه آبادی
سرمقاله و یادداشت: سیامک زندرضوی به خاطر مطلب »بازسازی بم، از دوردستی بر آتش و دستی بر خاکستر« از نشریه شهروندان و مشارکت - حمید رضا فریدونی به خاطر مطلب »سخن مدیر مسئول« از ماهنامه ساختمان و کامپیوتر- رامین رادنیا به خاطر مطلب »دیگر مسکن جواب نمی‌دهد« از روزنامه شرق - فریبرز درجزی به خاطر مطالب »بازنگری و اصلاح طراحی شهر برای ساماندهی پل‌های عابر پیاده« و »خدمات شهری و خصوصی سازی« از روزنامه هدف واقتصاد- مهرداد مشایخی به خاطر مطلب »چایت را بنوش« از روزنامه همشهری - مهرداد قاسمفر به خاطر مطلب »از قریه قحر تا مترو پولیس بی‌در و پیکر« از ایران جمعه - سجاد نوروزی به خاطر مطالب »ایده‌هایی درباب مدیریت شهری«و »تهران و شبح قانون« از ایسکانیوز - محمد خرسندی به خاطر مطلب »رونق شکننده بخش مسکن«از روزنامه جهان صنعت - محمودرضا زارع به خاطر مطلب »آبستراکسیون جلسات شورای شهر« از روزنامه رسالت -کمال یوسف‌پورماجد به خاطر مطلب »هویت تاریخی در معماری، آری یا نه؟« از روزنامه همشهری - عالیه رضائیان به خاطر مطلب »وقتی اطلاعات پلیس می‌شود« از روزنامه همشهری (محله 14) - جعفر بزاز به خاطر مطلب »پیاده را‌ه‌ها باید چگونه باشند«از روزنامه همشهری
سومین جشنواره مطبوعات شهری در روز 11 اردیبهشت با معرفی برگزیدگان در فرهنگسرای هنر، به کار خود پایان می‌دهد

صدای قربانیان7

نمونه هایی از پدیده های نگران کننده ای که برای شهروندان در حال حاضر وجود دارد

زن ، 35 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: بیکاری جوانان بومی و به کار گرفتن غیربومی ها

*

زن ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: بیماری همسر و دخترم

*
زن ، 31 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: نداشتن مسکن و زمین مناسب برای زندگی و فشارهای روانی که از بابت تخلیه ی اردوگاه که هر روز ما را وادار به تخلیه ، تمیز نبودن محل زندگی

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، شاغل: ساخت و ساز ، شهر باید هر چه زودتر سر و سامان بگیرد

*
زن ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: وضع نابسامان کوچه ها که عبور و مرور ما را مختل کرده ، وجود گرد و خاک زیاد در کوچه که با وزیدن باد واقعاً ما را اذیت می کند

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: کندی روند ساخت و ساز

*
زن ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: پدیده ی نگران کننده ای وجود ندارد

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل: حصار نداشتن اردوگاه
*

زن ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: مریض بودن بچه ام که به گرد و خاک حساسیت دارد
*

زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: مشکل بی خانمامی ، هر لحظه باید اردوگاه را تخلیه کنیم
*

زن ، 12 ساله ، دانش آموز: دو برادر دارم که هر دو بیکار هستند

*
زن ، 39 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: عدم امنیت ، نداشتن حصار اطراف خانه

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: وجود پشه ی سالک ، جمع شدن آبها در اردوگاه و لوله های آب که غیربهداشتی هستند

*
زن ، 42 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: بیماری خودم

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: بیرون کردن مستأجرین از اردوگاه و اینکه آینده ی ما چه خواهد شد

*
زن ، 43 ساله ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: لوله های آب باز هستند ، شیوع بیماری سالک

*
زن ، 70 ساله ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: ترس از پشه ی سالک

*
زن ، 33 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: لوله های آب شکسته است و آب اردوگاه بهداشتی نیست

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: پایان مهلتی که به ما داده اند در اردوگاه بمانیم و اینکه کجا باید برویم و حیران هستیم

*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل: ما زمین نداریم و ما را تحت فشار قرار داده اند که باید اردوگاه را تخلیه کنیم باید کانکس اجاره کنیم آن هم با قیمت بالا ، با این حقوق کم چگونه می توان زمین خرید و خانه ساخت و مشکلات زندگی را برطرف نمود

*
زن ، 21 ساله ، فوت همسر در زلزله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: شیوع بیماری های مختلف در بم ، عدم رعایت بهداشت ، گرانی ، عدم امنیت


نمونه هایی از انتظاراتی که شهروندان از همسایگان خود دارند

زن ، 35 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: حق همسایگی را رعایت کرده و بدون در زدن وارد خانه نشوند

*
زن ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: با یکدیگر به خوبی رفتار کنند

*
زن ، 31 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: رعایت حال همسایگان انتظار هر همسایه ای است

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، شاغل: از حال یکدیگر باخبر باشند و احترام یکدیگر را نگه دارند

*
زن ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: احترام گذاشتن به حقوق یکدیگر ، هر چه که آنها را اذیت می کند حتماً همسایه ی آنها را هم اذیت می کند هر چه را برای خود می خواهند برای دیگران هم بخواهند

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: احترام یکدیگر را حفظ کنند

*
زن ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: نظافت را رعایت کنند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل: مردم آزاری نکنند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: با هم خوب باشند و رفت و آمد کنند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: با همدیگر رفت و آمد داشته باشند

*
زن ، 12 ساله ، دانش آموز: به یکدیگر خوبی کنند

*
زن ، 39 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: با هم همکاری داشته باشند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: حالا که خانه ها در و دیواری ندارد سر زده وارد منزل همسایه نشوند و پشت سر دیگران غیبت و تهمت نزنند

*
زن ، 42 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: با هم خوب باشند

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: همین که از احوال همدیگر باخبر شویم خودش کلی است

*
زن ، 43 ساله ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: از حال همدیگر باخبر شویم

*
زن ، 70 ساله ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: از حال همدیگر باخبر شویم

*
زن ، 33 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: همین که از همدیگر را ببینیم و از احوال هم با خبر شویم کافی است چون همسایه ازخواهر و برادر به هم نزدیکتر است

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: چون ما در اردوگاه هستیم همه ی همسایه ها با هم در ارتباط هستند و هیچ مشکلی نداریم

*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل: تازه به این محل آمده ام و هیچ شناختی از همسایه ها ندارم

*
زن ، 21 ساله ، فوت همسر در زلزله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: با همسایگان رابطه نداریم

نمونه هایی از پدیده های ناامید کننده ای که برای شهروندان در حال حاضر وجود دارد

زن ، 35 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد

*
زن ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: زلزله های پی در پی

*
زن ، 31 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: نداشتن سرپناه ما را نسبت به زندگی ناامید می کند

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، شاغل: پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد

*
زن ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: عقب نشینی کوچه ها ، به ما گفته اند که کوچه ی 4 متری شما قرار است 16 تا 18 متر بشود این در صورتی است که از یک طرف کوچه 2 – 3 متر عقب نشینی دارد و از طرف ما 5/7 – 5/10 متر و این برای ما سخت است

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: پرداخت وام خانه هایی که می سازند

*
زن ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل: پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: زلزله های پی در پی
*

زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: نداشتن زمین و خانه
*

زن ، 12 ساله ، دانش آموز: زندگی در اردوگاه و اینکه مسئولین به فکر ما نیستند

*
زن ، 39 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: فقر و بیکاری

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: اگر ما را از اردوگاه بیرون کنند کجا باید برویم

*
زن ، 42 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: دزدی های مکرر
*

زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: نداشتن زمین

*
زن ، 43 ساله ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: بنده ی خدا نمی تواند از درگاه خداوند ناامید شود

*
زن ، 70 ساله ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: به ما گفته اند از اردوگاه برویم و ما نمی دانیم به کجا باید برویم

*
زن ، 33 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: در ناامیدی بسی امید است

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: زمین و سرپناه نداریم

*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل: توکلم به خداست و سعی می کنم در برابر مشکلات قد خم نکنم و به امید او همه ی مشکلات حل خواهد شد

*
زن ، 21 ساله ، فوت همسر در زلزله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: پدیده ی ناامید کننده ای وجودندارد



نمونه هایی از انتظاراتی که شهروندان از مسئولین دارند


زن ، 35 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: به درد دل مردم برسند و زمینه ی اشتغال را فراهم کنند. در آبادی شهر کوشش کنند

*
زن ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: به کارهای مردم رسیدگی کنند

*
زن ، 31 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: با تحقیق و بازدید از این اردوگاه پای درد دل ما بنشینند که از خردسالی در این محل بوده ایم و حالا هم بدون مسکن مانده ایم

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، شاغل: همچون همیشه که پیگیر مسائل بوده اند از این به بعد هم کار مردم را راه بیاندازند

*
زن ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: تشکر می کنیم از تمام مسئولین ولی اگر سریعتر کار ساخت و ساز را انجام دهند بهتر است

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: به روند ساخت و ساز سرعت بیشتری بدهند

*
زن ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: به فکر مردم اردوگاه باشند و زمینی را برای آنها در نظر بگیرند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل: به وضعیت مردم رسیدگی کنند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: به وضعیت بم بیشتر رسیدگی کنند وام ساخت و ساز را از مردم نگیرند و یک زمین به ما بدهند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: به مشکلات مردم اردوگاه رسیدگی کنند

*
زن ، 12 ساله ، دانش آموز: به مشکلات ما رسیدگی کنند

*
زن ، 39 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: ساخت و ساز خانه ها و بیکاری همسرم مشکلاتی است که ما داریم و از مسئولین می خواهم که در رفع این مشکلات مردم را یاری کنند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: مسئولین یک فکری به حال مستأجران بکنند قیمت زمین را پایین بیاورند یک قطعه زمین 25 متری حدود 10 میلیون تومان قیمت دارد

*
زن ، 42 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: رسیدگی به وضعیت آب و برق محله ها

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: مسئولین یک فکری به حال مستأجران بکنند و قیمت زمین را حداقل کنند تا ما هم بتوانیم زمینی تهیه کنیم

*

زن ، 43 ساله ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: حداقل لوله های آب را درست کنند طول کوچه خیلی کم است حداقل آسفالت کنند که اینقدر خاک نخوریم و برای اطراف اردوگاه نگهبان بگذارند

*
زن ، 70 ساله ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: انتظار داشتن و عمل نکردن چه فایده ای دارد بهتر است که انتظاری نداشته باشیم

*
زن ، 33 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: کوچه ها خاکی است ، آب لوله کشی غیربهداشتی است

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: مسئولین یک فکری به حال مستأجران بکنند و شرایط سخت نگذارند

*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل: حداقل کاری که می توانند انجام دهند این است که موقعیت ما را بفهمند و اینقدر مردم را تحت فشار قرار ندهند

*
زن ، 21 ساله ، فوت همسر در زلزله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: کاش به جای قول دادن عمل می کردند

نمونه هایی از انتظاراتی که شهروندان از اعضای خانواده خود دارند

زن ، 35 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: احترام به یکدیگر

*
زن ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: با هم خوب باشند

*
زن ، 31 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: خانواده ی من بچه های کوچکی هستند که هیچ کاری از دستشان بر نمی آید

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، شاغل: هیچ انتظاری ندارم چون در کنار هم شاد هستیم

*
زن ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: هیچ انتظاری ندارم هر کس کار خودش را انجام می دهد

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: هیچ انتظاری ندارم راضی هستم

*
زن ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: هیچ انتظاری ندارم

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل: به زندگی خود برسند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: به حرفهای یکدیگر گوش بدهند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: به فکر سرپناهی برای خود باشند

*
زن ، 12 ساله ، دانش آموز: با یکدیگر به خوبی رفتار کنند

*
زن ، 39 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: به خاطر زلزله دچار ناراحتی روحی هستند و رفتار خوبی با ما ندارند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: اگر هر کس حق خود را بداند و احترام متقابل داشته باشند مشکلی پیش نمی آید

*
زن ، 42 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: با یکدیگر خوب باشند

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: اهمیت دادن به یکدیگر به خصوص زن خانواده

*
زن ، 43 ساله ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: مدتی است که تصادف کرده ام و بچه هایم باید کارهای مرا انجام دهند

*
زن ، 70 ساله ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: من یک پیرزن هستم کاش بچه هایم به من سر می زدند

*
زن ، 33 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: احترام گذاشتن به حق و حقوق یکدیگر

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: بچه ها باید بدانند وقتی که مادر سر کار است به خاطر آنهاست و سعی کنند در محیط خانه به او کمک کنند

*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل: انتظاری ندارم

*
زن ، 21 ساله ، فوت همسر در زلزله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: پدیده ی ناامید کننده ای وجودندارد


نمونه هایی از کارهایی که باید طی دوسال گذشته انجام می شد ولی تا به حال انجام نشده است

زن ، 35 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: آسفالت بلوار 22 بهمن ، کندی روند ساخت و ساز
*

زن ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: سرو سامان داده به اردوگاه اطراف بم و نداشتن خانه

*

زن ، 31 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: رسیدگی به وضعیت مستأجران
*

زن ، مجرد ، دیپلم ، شاغل: در بعضی از قسمتهای شهر آوارهایی به جا مانده است که باید آنها را برداشت چون یادآور خاطرات تلخ زلزله است

*
زن ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: ساخت و ساز شهر

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: بازسازی بیشتر شهر بم

*
زن ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: به مستأجران زمین بدهند که در صورت خالی کردن اردوگاه سرپناهی داشته باشند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل: زمان بدن ساخت و ساز ها باید در این دو سال 80 درصد بم ساخته می شد

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: کندی روند ساخت و ساز

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: به مستأجران زمین بدهند تا برای خودشان سرپناهی بسازند

*
زن ، 39 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: داشتن آب و برق ، ساختن مسکن و بیکاری فرزندانم

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: طرح تعریض خیابان ها منتفی شده است ، ساخت و ساز که طبق گفته های مسئولین چندان جالب نیست بلوارهای شهر قدیمی است و هیچ تغییری نکرده است

*
زن ، 42 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: زمین هایی که در طرح تعریض شهرداری است وضعیتش مشخص شود

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: مسئولین فقط وعده می دهند و به آنها عمل نمی کنند

*
زن ، 43 ساله ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: ما از مسئولین ناراضی هستیم که هیچ کاری در طول این دو سال انجام نداده اند

*
زن ، 70 ساله ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: هیچ کاری انجام نشده است فقط در حد حرف بوده است

*
زن ، 33 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: مسئولین به اردوگاه توجهی نکرده اند واقعاً اگر راست می گفتند یک نظارت بر اردوگاه بکنند

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: نمی دانم چه بگویم چون چیز خاصی در شهر به چشم نمی خورد. در واقع مسئولین کار خاصی نکرده اند

*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل: بومی را از غیربومی تشخیص نداده اند غیربومی آمده اینجا کار و کاسبی راه انداخته سرمایه دار شده و الان هم زمین خریده و در شهر جای گرفته اما بومی های اینجا با نیروی کار ارزان کار می کنند از مهندس تا کارگر و به همین دلیل نتوانستند برای خود سرمایه ای جمع کنند تا بتوانند زمین بخرند و همین طور سرگردان و آواره مانده اند

نمونه هایی از انتظاراتی که شهروندان از خویشاوندان خود دارند

زن ، 35 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: به یکدیگر سر بزنند و از اوضاع و احوال یکدیگر باخبر شوند

*
زن ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: انتظاری ندارم

*
زن ، 31 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، خانه دار: در رفع وضعیت کنونی ما را یاری کنند

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، شاغل: مثل همیشه در مسائلی که پیش می آید صبور باشند

*
زن ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: این روزها محبت و مهربانی به یکدیگر بهتر از هر چیزی است می خواهم که قدر هم را بدانند

*
زن ، مجرد ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: قدر همدیگر را بدانیم و به فکر هم باشیم که محبتها بیشتر از این شود

*
زن ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: با هم خوب باشند و رفت و آمد داشته باشند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، فوق دیپلم ، شاغل: با هم رفت و آمد داشته باشند

*
زن ، 32 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، خانه دار: با هم رفت و آمد داشته باشند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: انتظاری ندارم

*
زن ، 12 ساله ، دانش آموز: در همه ی مراحل با هم همکاری داشته باشند

*
زن ، 39 ساله ، فوت همسر در اثر زلزله ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: با هم خوب باشند

*
زن ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: قدر همدیگر را بدانیم و در سختی ها و مشکلات یکدیگر را یاری کنیم

*
زن ، 42 ساله ، متأهل ، بی سواد ، خانه دار: هر کس به فکر خودش است کمی بیشتر به اطرافیان توجه کنند

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: انتظارات زیاد است که باید به صورت متقابل انتظارات یکدیگر را برآورده کنیم. متأسفانه بعد از زلزله رفت و آمدها کم شده است

*
زن ، 43 ساله ، متأهل ، دیپلم ، خانه دار: همین انتظاری که ما از فامیل داریم آنها هم از ما دارند که هیچ کدام به آنها عمل نمی کنیم

*
زن ، 70 ساله ، فوت همسر قبل از زلزله ، بی سواد ، خانه دار: خویشاوندی که هیچ کمکی به آدم نمی کند چه انتظاری می توان از او داشت

*
زن ، 33 ساله ، متأهل ، سواد در حد ابتدایی ، خانه دار: وقتی که ما انتظارات فامیل را نمی توانیم برآورده کنیم چه انتظاری باید از آنها داشته باشیم

*
زن ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: با همدیگر رفت وآمد کنند و در سختی ها و خوشی ها با هم شریک باشند

*
زن ، 40 ساله ، متأهل ، لیسانس ، شاغل: هر کس به اندازه ی زندگی خودش تلاش می کند و بیشتر نمی تواند به دیگران کمک کند به همین دلیل هیچ انتظاری ندارم

*
زن ، 21 ساله ، فوت همسر در زلزله ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: انتظاری ندارم چون کاری از دستشان برنمی آید

عکسهای رنگی : نگاههای سیاه ، نگاههای بی رنگ


در طی سالهای اخیر در کشور ما ژست مخالف گرفتن و حرف از سیاهی وتباهی زدن به شدت رواج یافته است . محمد قائد روزنامه نگار ارجمند در سال 1375 درمقاله ای نوشت که وزیر کشاورزی جناب آقای مهندس کلانتری از تخریب منابع طبیعی و خاک به گونه ای سخن میگوید که انگار مسئولیت یک جنبش سبز به شدت رادیکال را بر عهده دارد، درحالیکه به خاطر نمی آورد که حداقل 8 سال وزیر کشاورزی این مرزوبوم است . درموردمسائل بم وارائه آمار آسیب ها وفجایع نیز داستان از همین قرار است. من قبل از آنکه سراغ سیاستگذارانی بروم که خود مسئولیت سیاست گذاری وبرنامه ریزی وخدای نکرده پیامدهای چنین افقی را برعهده دارند ، مخاطبم روزنامه نگارانی است که در طول سال گذشته به جز عکسهای رنگی که البته به حق عالیترین وکامل ترین صحنه های دردورنج ودرعین حال امید وتلاش مردمان بم را منعکس کرد متاسفانه با کم عمق ترین مقالات مسائل بم را گزارش دادند. (مقایسه کنید گزارش خبرنگار شرق را در باره مدرسه سفیلان ودرعین حال نکات خواندنی آن درباره سایر گزارشات مطبوعاتی پیرامون یک حادثه وگزارشات بم را) به جز آه وناله روزهای اول، کار ارائه گزارش از بم به عهده خبرنگاران مبتدی سپرده شد که حداکثر به همراه سازمانی غیر دولتی برای چند روزی گشت وگذار به بم می آمدندودریغ از یک گزارش خوب در باره همان سازمان غیر دولتی همراه
بم نه به عنوان یک فاجعه یگانه ، بلکه به عنوان کابوسی که همسایه دیواربه دیوار همه شهرهای ایران است ، حادثه ای که هیچگاه غیرمترقبه نبوده ونیست ، بایستی جایگاهی ارزشمند درتحلیل های ژورنالیستی ، جامعه شناختی ، روانشناختی ، آسیب شناسی ، اقتصاد ومدیریت بیا بد، بم نباید فراموش شود ویا با تصویرهای سیاه وبی رنگ به یک لابه نا امیدانه ( من می دونستم ) تبدیل شود ، بم هرگز نباید نسخه دیگری از شهرهای آبادان وخرمشهر باشد ،شهرهایی که افتخار ایران ، انقلاب ومدنیت مدرن ایرانی بوده اند ،اکنون هنوز نیمه ویران و از جوانان وجوانی اش تصویری نازیبا در اذهان به یادگار گذاشته شده است . برای آنکه من نیز صرفا از کلیات سخن نگفته باشم دراینجا تصویری موجز از زنان بم ارائه می دهم تا ببینید می توان چگونه تصاویر متفاوت والبته بسیار شفاف تری رانیز ارائه داد
بی شک هرکس که اندکی از ادبیات مربوط به بلایای طبیعی را ورق زده باشد ، می داند که بلای طبیعی هرگز چیزی را که وجود نداشته است ایجاد نمی کند ، فرایندها وآثاراجتماعی واقتصادی بعد از هر بلای طبیعی انعکاس نارساییها ونواقص الگوی گذشته است . آمارهای سال 1375 مرکز آمار ایران می گوید تقریبا 80 درصد زنان شهر بم باسواد هستند در حالیکه نیروی کارفعال زنان کمتر از 12 درصد است به جز مشاغل آموزشی درسایر مشاغل زنان سهم اندکی دارند واز مناصب مدیریتی تنها مدیریت مدارس را برعهده داشته اند، در این آمارها ازحضور زنان درعرصه کشاورزی ، دامداری ومشاغل خرد نشان اندکی است(تقریبا 11 کارگر کشاورزی در شهر بم و153 زن که در مشاغل کارگری ساده دیگر فعالیت می کنند) در حالیکه نتایج حاصل از یک پژوهش موردی بعد اززلزله ( مصاحبه با 450 زن) نشان می دهد که تقریبا 46 درصد آنها در کار برداشت خرما فعال هستند و 15 درصد آنها به مشاغل خرد فروشندگی ،نانوایی و....قبل اززلزله اشتغال داشته اند . حال چگونه می توان انتظار داشت برای زنانی که از آمارهای رسمی حذف شده اند و حضور فعالشان در عرصه اقتصادی به ویژه برای تامین معیشت خانوار انکار شده است دربرنامه ریزی ها مورد توجه قرارگیرند
قبل از زلزله حداقل 3000 زن بیوه ( 7درصد ) درمقایسه با 8/0درصد مردان در شهرستان بم وجود داشته است که غالبا با کمک های محدود کمیته امداد امرار معاش می کرده اند ، قانون دوهمسری که باعث ایجاد پدیده معلقه بودن می شود خود رنج دیگری است که بر شانه های زنان بم سنگینی می کند .قوانین ار ث بری حق زنان را برمایملک همسر تنها بر اعیانی می پذیرد. در شهر ی که هیچ بنای سالمی بر زمین نمانده است حال تکلیف چیست ؟در چنین شرایطی که در روز 5 دی ماه در کمتر از 12 ثانیه بیش از 2000 زن به زنان فاقد ایمنی اجتماعی افزوده می شود.در طی سال گذشته بعد از زلزله سازمان بهزیستی به عنوان متولی زنان آسیب دیده حداکثر مبلغ 120 هزارتومان پرداخت کرده است که اگر باجیره نقدی هلال احمر جمع بزنیم مبلغ 220 هزارتومان خواهد شد برای یکسال
.در شهری که نیروی کار مردان بومی اش انکار می شود بدیهی است که برای اشتغال زنان به جز تعدادی کلاس بی سرانجام خیاطی آرایشگری و....فکری نشده است . این شرایطی است که می تواند به وسیله سیاستگذاران دولتی اعم از استانداری ،وزارت کشور و...تغییر کند و برنامه ریزی های مناسب نه فقط برای زنان بم بلکه کلیه زنان ایران از سوی نهادهای عریض وطویلی چون امور مشارکت زنان مستقر در ریاست جمهوری ارائه شود. حاصل سالی که گذشت چه بوده است؟ وظیفه مقامات دولتی گذاردن سیاست واجرای آن است نه همچون منتقدان اجتماعی از آمارهای رنج وتباهی سخن گفتن ، چرا که اگر مدار بر رنج وتباهی باشد، آلودگی آن بیش از هرکس دامن آنها را خواهد گرفت . اما سکه روی دیگری هم دارد
درسال گذشته بسیاری از سازمانها ی بین المللی ،دولتی وغیردولتی که دربم کارکرده اند اذعان داشته اند که ظرفیت عظیمی در زنان بم به عنوان سازمان دهندگان ومراقبان اجتماعی وجود دارد. بیش از 500 رابط بهداشت سال گذشته در بم داوطلبانه کار کردند در سال گذشته علی رغم همه انتظارات هیچ بیماری ناگواری دربم شایع نشد اما هیچ کس برای این تلاش از آنان قدردانی نکرد ،درسال گذشته بیش از 54 مرکز کودک ونوجوان با اتکا به نیروی زنان بومی به کار آرامش بخشی کودکان پرداختند وتا کنون برای این یکسال بسیاری از آنان حداکثر معادل 180 هزارتومان دریافت داشته اند. صدها دخترجوان انبوهی اطلاعات در باره آسیب دیدگان اجتماعی جمع آوری کرده­اند . زنان بسیاری درمحلات شهر بم وبروات برای استقرار شورایاری وجمع آوری اخبار محله فعالیت کرده اند وهمه آنان تاکنون فقط هدایای کوچک دریافت داشته اند
فاطمه زن جوانی است که باوجود از دست دادن همسر،دوکودک ،پدر مادر وبرادر ش درهمه کلاسهای آموزش مربوط به کودکان شرکت کرده است خانم دهنوی که سه کودک وهمسرش از دست داده است درکنار کودکان آرامش خود را به دست می آورد . افسانه که خود کودک و همسرش از داده است وهمه حقوقش بر زندگی گذشته نیز انکارشده است به یاری کودکان بدون سرپرست شتافته است . مریم که با دریافت یک وام خرد ازسازمانهای غیردولتی به دامداری می پردازد میگوید مامی خواهیم سرافراز باشیم، خانم پ. که همسرش از دست داده است به عنوان شورایا ر محلی مشکلات محله را گزارش می دهد . می توانم بیش از ظرفیت تمامی صفحات روزنامه شرق از تلاش پی گیر این زنان ودختران کاریز وکویر بنویسم . آری علیرغم همه شرایط ناامیدکننده دربم پس از زلزله به ویژه درمورد زنان ، بی شک یک درخواست مشترک برای همه آنان وجود دارد» ما کارمی خواهیم « کاری شرافتمندانه برای امرارمعاش ، برای فراموش کردن رنج ها وبرای زنده کردن امید
رویا اخلاص پور
به نقل از خبرنامه شهروندان و مشارکت ، شماره 20


تمیزی حق مسلم ماست

سیصدو پنجاه نفریم اهل روستای زید آباد بم ، که زباله ها در روستای ما پراکنده اند و هیچ کس نیست که آنها را جمع آوری کند ، شورای روستا و شهرداری بم هیچ گونه اقدامی در این رابطه نکرده اند. جویهای آب زباله دانی شده است مگس و پشه زیاد شده است. خانمی که کنار جوی آب نشسته و لباس می شوید می گوید ما زباله هایمان را آتش می زنیم ولی دود حاصل از آن باعث تنگی نفس ما شده است. اکبر یوسف زاده عضو شورای روستا می گوید قبلا ستاد یزد زباله ها را جمع آوری می کرد و اکنون هیچ کس این کار را انجام نمی دهد. شورای روستا بودجه ای ندارد که کرایه ماشین زباله را بدهد و مردم هم با ما همکاری نمی کنند اگر هر خانواده ای نفری صد تومان بدهند این مشکل حل خواهد شد
سیصدو پنجاه نفریم اهل روستای زید آباد بم ، تفریح و سرگرمی حق مسلم فرزندان ماست از اینکه فرزندانمان در خاکهای کثیف در آفتاب گرم بازی کنند نارحت هستیم باید جایی باشد که علاوه بر سرگرمی چیزی هم یاد بگیرند. خانم حسینی

می گوید(ان.جی.و) "تی.دی.اچ" بعد از زلزله یک مرکز فرهنگی هنری در چادربرپا کرده که دختران و پسران 2 تا 18 سال را تحت پوشش خود دارد و اکنون حدود یک ماهی است این مرکز به خود ما واگذار شده است و صلواتی کار می کنیم و پول نگهبان چادر را هم نداده ایم که به جایش چرخهای خیاطی را برداشته است. به شورای روستا در مورد مشکلات این مرکز نامه نوشتیم ولی شورا به نامه ما هیچ ترتیب اثری نداده است و ما مجبوریم به دلیل نداشتن امکانات این مرکز را تعطیل کنیم
سیصدو پنجاه نفریم اهل روستای زید آباد بم ،کوچه های روستا برق ندارد برق ضعیف است که باعث سوختن یخچال و دیگر وسایل برقی می شود چه کسی جوابگوی این همه خسارت است و فقط خیابان راسته را برق کشی کرده اند. اکبر یوسف زاده می گوید در این مورد خیلی با اداره برق مکاتبه کردیم ولی مسئولین هیچ گونه اقدامی نکردند
سیصدو پنجاه نفریم اهل روستای زید آباد بم ، ما اهالی این روستا تلفن نداریم ، غسالخانه نداریم و از نظر جاده سازی مشکل داریم. اکبر یوسف زاده می گوید : در مورد تلفن به اداره مخابرات نامه نوشتیم و قرار است که به ما تلفن بدهند و جاده سازی ستاد یزد گفته فقط تا پایان جاده قبل از زلزله را آسفالت می کند و ما سعی خواهیم کردکه 200 متر مابقی را آسفالت کنیم در مورد غسالخانه بگویم که ما هزینه ای نداریم که اتاق غسالخانه را درست کنیم . مردم نیز با ما همکاری نمی کنند
سیصدو پنجاه نفریم اهل روستای زید آباد بم ، بهداشت و سلامتی حق هر فردی می باشد مرکز بهداشت از نظر دارو مشکل دارد آقای بدر آبادی رئیس مرکز بهداشت می گوید ساختمان بهداشت روستا در زمینی که از پول خودم خریداری کرده بودم توسط ان.جی.و وردویژن ساخته شده و قرار بر این شد که بعد از پایان ساخت کلیدها به مرکز بهداشت شهرستان در همین روستا تحویل داده شوند که یک سری امکانات ویژه به این مرکز توسط وردبیژن داده شد ولی به دلیل اینکه مسئولین مرکز بهداشت شهرستان به اینجا نیامدند کلید ها را در محل مرکز بهداشت به آنها تحویل داده شد و اکنون ما هر چه مراجعه می کنیم برای دریافت وسایلمان مسئولین مرکز بهداشت بم هیچ توجهی نمی کنند ما از نظر دارو مشکل داریم برای سه روستا که فقط همین مرکز بهداشت وجود دارد. کارهایی که مرکز بهداشت این روستا می کند اول تنظیم خانواده است که مرکز بهداشت در این مورد بسیار خوب عمل کرده است. متولدین در سال 1370 ، بیست و دو نفر بوده است که در سال 1383 به 6 نفر رسیده اند . دوم پیشگیری از بیماریها و واکسیناسیون می باشد. آقای بدرآبادی می گوید که دستگاه فشار خون این مرکز خراب است ولی خارجیها یک دستگاه سالم به ما داده اند. وی می گوید مانیاز به همکاری مردم و مسئولین داریم تا مشکلات روستا حل شود.به نقل از خبرنامه شهروندان و مشارکت ، شماره 30

ستاد راهبری و سیاستگزاری بازسازی بم ، از دور دستی بر آتش و دستی بر خاکستر


در شهریور ماه امسال (1384) ترتیب و اختیارات ستاد راهبری و سیاستگزاری بازسازی بم به تصویب هیئت دولت رسید ، بر طبق این مصوبه وزیر مسکن و شهرسازی (رئیس ) ، وزیر کشور ، وزیر امور اقتصادی و دارایی ، رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ، رئیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و استاندار کرمان اعضاء این ستاد هستند (روزنامه شرق ، 20/6/84 :2) نکته مهمی که وجود دارد این است که چه ستاد قبل و چه ستاد موجود وجوه مشترکی دارند که برخی از آنها به قرار زیر است
یک- عدم اطلاع رسانی ، هرگز مصوبات و جزییات هزینه های آنها بطور کامل منتشر نشده و در دسترس عموم قرار نگرفته است
دو- عدم شفافیت ، هرگز فرایند تصمیم سازی و مراحل کارشناسی پروژه هایی که برای مناطق آسیب دیده از زلزله مصوب شده است بطور مکتوب و مستند گزارش و علنی نشده است
سه- ستاد مذکور هرگز ارتباطی نهادمند با نهادهای شهروندی از جمله شورای اسلامی شهر بم و بروات نداشته است
در شماره گذشته (40) به تصمیم گیری از بالا و بر فراز شهروندان توسط مقامات مختلف اشاره شد. در اینجا به برخی جزییات و پیامدهای واقعی این شیوه مدیریت پرداخته می شود
در تمام دنیا دولت مسئول زیر ساخت ها در مناطق شهری و روستایی است و دولت ژاپن توانست پس از سه سال از زلزله کوبه هزارونهصد و نود پنج) تمام آن ها را بازسازی کرده و به حالت عادی درآورد. در کشور ما پس از دو سال در عرصه آب ، برق ، تلفن ، خیابان و کوچه هنور در آغاز راه هستیم و از امکانات محدود ماه های اول پس از زلزله استفاده می کنیم. چرا چنین است؟
هر یک از خدمات مذکور متولی خاص خود را دارند که وظیفه دولت هماهنگ ساختن این مجموعه های پراکنده در برنامه و اجرا است. به عنوان مثال ، ظاهراً برای شهر بم کانال مشترک تأسیسات شهری به تصویب رسیده است اما در دو سال گذشته اقدام عملی برای اجرایی شدن آن به عمل نیامده است. در نتیجه وضعیت سیم کشی اسکان های موقت از ماه های اول پس از زلزله بدون تغییر و اصلاح مانده است و پیامد آن اتصالی های مکرر و آتش سوزی های حاصل آن است که وجود اسکان های موقت به شدت قابل اشتعال به خطر موجود می افزاید و نمونه آن آتش سوزی در « مهد شادی » است که گزارش آن را در این شماره می خوانید یا آتش سوزی از نوع دیگر که دو کودک در آن جان باختند
***
چرا ستاد مذکور به بازسازی زیر ساخت ها توجه کافی نداشته و ندارد. در ادامه کوشش می شود که مشکلات ساختاری ستاد مذکور بررسی و پیشنهاداتی عملی ارائه شود
نگاهی به ترکیب این ستاد و عملکرد آن پاسخ را آسان می کند: مورد اول این ستاد ظاهراً با شعار توجه به فرهنگ شهروندان ، مشارکت و مقاوم سازی فعالیت می کند اما به دلیل وزن بنیاد مسکن در ستاد مذکور ، علی رغم شعار فوق و دعوت از تعداد بسیار زیادی از مشاوران طراح مسکن ، عملاً تاکنون 40 درصد خانه های شهر بم و 100 درصد خانه های سیزده روستای آسیب دیده از زلزله از الگوی این بنیاد ( ساختمان های پیچ مهره ای 45 تا 85 متری ) انتخاب شده اند. مشکلات این اثرگذاری و الگو سازی بنیاد مسکن: بومی نشدن تکنیک ساخت و مصالح به کار رفته در واحدهای مسکونی و از طرف دیگر اضافه کردن بخش های غیر ایمن توسط شهروندان به آن است ، که پیامد فوری آن استمرار همان الگوهای غیرمقاوم قبل از زلزله خواهد بود. علت این امر آن است که به مقدمات طراحی مسکن متناسب با اقلیم ، مصالح در دسترس ، نیازهای خانوار و امکان توسعه بنا بطور آگاهانه بی توجهی شده است. از این فراتر ستاد مذکور بدون توجه به محدوده آسیب دیده از زلزله (شهرهای بم و بروات و سیزده روستای اطراف آن ها) برای سایر مناطق شهرستان الگوی مذکور را پیاده کرده است و بنا به گزارشی که در این شماره می خوانید برای هر واحد 45 تا 65 متری 90 میلیون ریال صورت حساب نوشته است. بطور روشن مشخص است که در چنین تصمیم گیریهایی منافع شهروندان ساکن در مناطق آسیب دیده از زلزله در نظر گرفته نشده است
مورد دوم ، این ستاد برای طراحی خیابان های اصلی و میدان های شهر از مشاوران شهرسازی دعوت به کار کرده است و آنها مشغول طراحی این خیابان ها و میدان ها شده اند اما یک اصل ابتدایی از منظر شهروندان فراموش شده است و آن اینکه یک شهر قبل از هر چیز مجموعه ای از خیابان های غیراصلی و کوچه ها است که شهروندان به ویژه کودکان بخش بزرگی از وقت خود را در آن ها می گذرانند
تقلیل مفهوم بازسازی به « واحدهای مسکونی » و « خیابان ها و میدان های اصلی» سبب شده است که نه مسئله آواربرداری کامل در شهر مورد توجه ستاد مذکور قرار گیرد و نه احیاء خیابان ها و کوچه ها ، در نتیجه برای آن ها بودجه و برنامه ای هم وجود ندارد. بنابراین شهروندان به درستی گله مند و خشمگین از زندگی در میان آوار و خاک و گرد و غبار هستند و اتفاقی نیست که بیماری سالک رشدی تصاعدی در میان شهروندان و بویژه کودکان در مناطق آسیب دیده از زلزله دارد
برخی مسئولین می گویند ، تا پایان خانه سازی در بم امکان آواربرداری کامل ، تعریض کوچه ها و آسفالت آن ها وجود ندارد. این امر به معنی رسمیت بخشیدن و تداوم دادن به رنج شهروندان تا آینده ای چند ساله است. بی دلیل نیست که در گزارشات دانش آموزان ، آرزوی یک کوچه صاف و یک خیابان آسفالت در محله شان به شکل آرزو درآمده است
کوتاه سخن اینکه تجربه دو سال گذشته نشان داده است ، شیوه برنامه ریزی تهران نشینان برای مناطق آسیب دیده از زلزله در بم ، پیامدی غیر از صرف هزینه های کلان به قیمت عدم رضایت رو به افزایش شهروندان ندارد. به درجه ای که شهروندان ، کوچه به کوچه ، محله به محله در امر برنامه ریزی ، اجرا ، مدیریت ، ارزیابی و تقسیم منابع به رسمیت شناخته شوند. امر بازسازی با افزایش رضایت و آرامش شهروندان و با سرعت مناسب تر پیش خواهد رفت
وظیفه اصلی ستاد راهبری ، در حقیقت هماهنگ ساختن فعالیت های دستگاه های ناهماهنگی است که به نوبت در طول پنجاه سال اخیر مشغول کندن و صاف کردن خیابان ها و کوچه های شهرهای ایران بوده اند
این امر امکان پذیر نخواهد بود مگر آنکه این چند پیشنهاد مورد توجه مقامات و شهروندان قرار بگیرد
یک- تمام مصوبات ستاد راهبری و بودجه های تخصیص یافته در یک جلد کتاب چاپ و منتشر شود و در دسترس شهروندان و علاقه مندان قرار گیرد
دو- ستاد مذکور ترمیم شود و نمایندگان شوراهای اسلامی شهر بم و بروات در آن عضویت یابند
سه- جلسات ستاد مذکور در شهر بم برگزار شود و حضور ناظران و شهروندان در آن ها به عنوان مشاهده گر آزاد باشد
چهار- برای حضور نهادمند شهروندان در مناطق آسیب دیده از همه ساز و کارهای موجود استفاده شود
در این عرصه شاید بهترین گزینه های انجمن های شواریاری است که با مصوبه کارگروه اجتماعی استان کرمان (شماره 6332/22 تاریخ 31/2/83) بطور آزمایشی و محدود در چند محله شهر بم و بروات اجرا شد و اخیراً در شورای عالی استان ها به تصویب رسید (روزنامه اطلاعات ، 18/10/84 :4)
مشارکت نهادمند شهروندان می تواند به درجه ای از ناخشنودی فزاینده شهروندانی که بیش از دو سال عملاً شاهد تصمیمات پرهزینه ، کم بازده و غیرمنطقی و بر فراز سرشان بوده است بکاهد و امر بازسازی را سرعت بخشد

به نقل از خبرنامه شهروندان و مشارکت ، شماره 41


در نشست خبری اعضای انجمن حامی بم با خبرنگاران عنوان شد
کندی روند بازسازی بم
هزینه های زیادی بر مردم این شهر تحمیل کرده است


تعدادی از اعضای انجمن حامی شهرستان بم در جمع خبرنگاران حاضر شدند تا مسائل موجود در روند بازسازی این شهر را از دیدگاهی غیردولتی و نظارتی با آنها در میان بگذارند
در این نشست خبری مهندس کامکار مدیر کارگروه عمران این انجمن با انتقاد از کند شدن روند بازسازی بم گفت: هزینه های این کندی حرکت را مردم بم می پردازند
وی تصریح کرد: قیمت تمام شده هر مترمربع ساختمان در سال 83 در شهر بم حدود 140 هزار تومان بود که تورم موجود باعث شده است قیمت تمام شده به متری 200 هزار تومان برسد که افزایش 35 درصدی قیمت فولاد و آهن نیز بر این موضوع اثر گذاشته است
کامکار در ادامه با اشاره به آمار رسمی ستاد بازسازی بم در مورد صدور پروانه های ساختمانی گفت: تاکنون 21119 پروانه ساختمانی در بم صادر شده است که 5297 مورد آن به پایان رسیده که البته ما معتقدیم از این تعداد کمتر است و اگر این آمار صحت داشته باشد تا پایان 85 بازسازی کامل شهر بم برخلاف وعده های داده شده عملی نخواهد شد
وی در مورد واحدهای تجاری نیز گفت: تنها 27 واحد تجاری از حدود 5 هزار واحد تجاری به طور کامل ساخته شده است که آمار جالب توجهی نیست
او همچنین اظهار داشت : در حالی که قرار بود بازسازی روستاهای زلزله زده بم تا پایان سال 84 به اتمام برسد تاکنون تنها 54 درصد این روند طی شده است
وی تأکید کرد: نگران این هستیم که بگویند بازسازی بم تمام شده است اما این اتفاق نیفتاده باشد. این عضو انجمن حامی بم در ادامه گفت: سیستم نظارت بر استحکام ساختمان نیز به خوبی عمل نمی کند و بخشی از ناظرین ساخت و سازها خودشان در بم پیمانکارند که باعث ایجاد و اختلاط کاری ، کندی کار و سوار شدن هزینه های اضافی بر مردم بم شده است
مهندس کامکار پیشنهاد کرد: سقف وام اعطایی برای بازسازی به مردم بم حداقل 5 میلیون تومان افزایش یابد ، دوره تنفس وام های پرداختی قیلی تمدید شود ، رئیس جمهور وقت بیشتری صرف بازدید از مناطق مرکزی شهر بم بکند و نیروی کار فعال و فناور برای تداوم بهتر روند بازسازی به شهر بم جذب شود
در ادامه این جلسه خبری ، مهندس جزینی زاده ، مدیر کار گروه کشاورزی و محیط زیست انجمن حامی گفت: بعد از هر زلزله مخرب ، مدیریت بحران وظیفه ای مهم در جمع آوری به موقع نخاله های ساختمانی دارد که متأسفانه این مورد در بم به طور کامل انجام نشده است
وی تصریح کرد: اکثر نخاله های ساختمانی روی سفره های آب زیرزمینی تخلیه شده و تخلیه این نخاله ها در نزدیکی مناطق مسکونی ضمن بر هم زدن چشم اندازها مشکلات بهداشتی به وجود آورده است. علاوه بر این تخلیه این نخاله ها در مسیر بادهای غالب شهر بم ، هزینه های بهداشتی زیادی بر مردم تحمیل کرده است
مدیر کل سابق محیط زیست استان کرمان در ادامه گفت: حدود 227 واحد صنعتی ، تولیدی و خدماتی روی سفره آب شرب بم ساخته شده است که روزانه 6900 لیتر فاضلاب را وارد آبهای زیر زمینی منطقه می کند
مهندس جزینی زاده با اشاره به اینکه در بسیاری واحدهای ساخته شده حتی «سپتیک تانک» نیز وجود ندارد گفت: یکی از زیر ساخت های اصلی ، حفظ سلامت مردم است و یکی از خواسته های عمده مردم بم این است که سیستم فاضلاب بم اجرا شود اما تاکنون این اتفاق نیفتاده است
وی تأکید کرد: ذرات معلق در برخی مناطق بم بسیار بیش از حد استاندارد است که باعث افزایش بیماریهای تنفسی شده است و باید خاکروبی و جمع آوری نخاله های ساختمانی در بم به نحوه بهتری انجام شود
در ادامه جلسه دکتر نیکیان یکی از متخصصان بهداشتی انجمن حامی نیز گفت: هنوز هزاران تن آوار در شهر بم وجود دارد و اگر مردم خودشان مشارکت کنند ، در امر تخلیه نخاله ها و رسیدن به وضعیت مطلوب بهداشتی موفق تر خواهیم بود
به گزارش ایسنا منطقه کویر ، وی با اشاره به اینکه آب سالم آشامیدنی در شهرها و روستاهای بم باید تأمین شود گفت: به دلیل عدم اتمام روند بازسازی بایستی در شهر و روستاهای زلزله زده حمام و توالت بهداشتی ایجاد شود ، زباله ها به صورت منظم جمع آوری شود و بر بهداشت مواد غذایی خصوصاً در تابستان نظارت ویژه شود
وی همچنین افزود: مبارزه جدی تر با بیماری سالک و دفع حشرات موذی باید در دستور کار قرار گیرد و بیماری های روانی و اعتیاد خصوصاً در میان جوانان بمی کنترل شود که روند نگران کننده ای یافته است
در ادامه ، سرهنگ افشار مسئول کارگروه امنیت انجمن حامی بم گفت: برای ایجاد امنیت روانی برای شهروندان بمی باید ابتدا امنیت فیزیکی ایجاد کرد و تا زمانی که شهر به طور کامل بازسازی نشود و حدود آن مشخص شود این امنیت حاصل نمی شود.
وی افزود: علاوه بر آن باید برای شهروندان ، شغل و درآمد ایجاد شود تا کارهای خلاف کاهش یابد ضمن این که نیروی انتظامی نیز باید در مناطق مختلف حضور پررنگی داشته باشد
مهندس مهرزاد عضو دیگراین انجمن از قول یکی از نمایندگان استان کرمان در مجلس گفت: تاکنون به ازاء هر خانواده بمی 50 میلیون تومان اعتبار به بم آمده است
وی افزود: اگر از این پول 30 میلیون تومان به هر خانواده بمی می دادند و 20 میلیون تومان نیز خرج زیر ساختها می شد ، اکنون شهر از نظر بازسازی کامل شده بود
او تأکید کرد: مسئولان کشور باید دراین زمینه پاسخ شفاف بدهند تا دیوارهای بی اعتمادی بلندتر نشود
مهندس بهزادپور نیز در این نشست گفت: اعتبار مصوب برای حصارکشی ها 80 میلیارد تومان بوده است که 3 میلیارد تومان هزینه شده است و 6 میلیارد تومان نیز در حال هزینه شدن است و تنها 15 درصد حصارکشی ها انجام شده است که بایستی باقی اعتبارات برای حصارکشی هر چه زودتر هزینه شود
وی افزود: ایجاد صنایع جنبی و تنظیم بازار فروش خرما برای کوتاه شدن دست دلالان نیز از نیازهای فعلی مردم بم است ، این عضو انجمن حامی افزود: یکی از درخواستهای ما با ایجاد دانشکده خرما در شهر بم حداقل تا سطح کاردانی است که با انجام این کار وضعیت تولید خرما در بم بهبود اساسی خواهد یافت
همچنین مهندس مهرنام یکی دیگر از اعضای انجمن حامی بم گفت: این انجمن خواستار ارتقاء فرمانداری بم به دلیل نیازها و قابلیت های ویژه بم است که این طرح جزء طرح های مصوب دولت قبلی نیز هست که تاکنون اجرا نشده است
وی افزود: ساخت اتوبان بم – کرمان نیز اهمیت خاصی دارد که تاکنون در مورد آن اقدام خاصی نشده است ، ضمن اینکه به لزوم گازرسانی به شهر در حال باز سازی بم نیز باید توجه شود
گفتنی است نادری مسئول روابط عمومی انجمن حامی بم اعلام کرد انجمن حامی آمادگی دارد تا در شهر بم برای تشریح دیدگاههای انجمن ذکر شده در مورد بازسازی بم میزبان خبرنگاران باشد
به نقل از فردوس کویر ، 85/2/23

شهروندان و مشارکت
خبرنامه دفتر هماهنگی اجتماعات محلی شهرستان بم
با مسئولیت دکتر سیامک زند رضوی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
آدرس: بم، میدان امام، داخل محوطه شهرداری، روبروی ساختمان اصلی
شماره های تماس
م09133414615(سیامک زندرضوی) 09133975401(رحمت اله دریجانی
صفحه مدیر مسئول در اینترنت

Monday, May 08, 2006

NEWS LETTER OF BAM 48


بنی آدم اعضای یکدیگرند


شماره 48 ، چهارشنبه 20 اردیبهشت 1385

در این شماره می خوانید
صدای قربانیان
بنیاد کودک
جشن بهار برای کودکان بهاری
و
.
.
.


سر مقاله

باغ شهر بم ، شهر صلح و دوستی و نسبت آن با چادر آباد و محله های استیجاری

در هفته گذشته و در یک روز دو خبر دریافت کردم که هر دو برایم ناگهانی و غیرمنتظره بود. اولی را از مسئول دبیرخانه سومین جشنواره مطبوعات در حوزه شهری تلفنی شنیدم: یکی از سرمقاله های خبرنامه شهروندان و مشارکت با عنوان » ستاد راهبری و سیاستگزاری بازسازی بم ، از دور دستی بر آتش و دستی بر خاکستر« در میان سرمقاله های مطبوعات کشور رتبه نخست را دریافت کرده بود و دومی را حضوری از رئیس محترم شورای شهر بم شنیدم: » اردوگاه امیرکبیر با بیش از هزار و صد خانوار برچیده شد«. با شنیدن این اخبار دو احساس خوشایند و ناخوشایند و هر دو با هم به سراغم آمدند و تا لحظه نوشتن این یادداشت رهایم نکرده است. مگر نه اینکه در چندین شماره خبرنامه از مکان یابی نادرست اردوگاهها در بستر قنوات و سفره آب زیرزمینی نوشته ام.
مگر نه اینکه در حاشیه باغ شهری که منظر زیستی ، فرهنگی آن (قنات ، باغ ، ارگ) به عنوان میراث جهانی به ثبت رسیده است. وجود اردوگاه و حلبی آباد زیبنده نیست.مگر نه اینکه در مسیر ترانزیت مواد مخدر و مواد سوختی اولی از خارج به داخل و دومی از داخل به خارج این اردوگاه ها باراندازهای مناسبی بوده و هستند
مگر نه این که این عمل اوج هماهنگی بین بخشی در یک شهر است ، شورای شهر و شهرداری ، فرمانداری ، نیروی انتظامی و ... در مدتی کمتر از دو هفته بیش از هزار و صد خانوار را جابجا کرده اند
پس چرا این احساس ناخوشایند همچنان پابرجا مانده است
ناشادی من ناشی از شکست در به کرسی نشاندن اهمیت و ضرورت مشارکت سازمان یافته شهروندان (در عرصه های برنامه ریزی ، اجرا ، مدیریت، ارزشیابی و تقسیم منابع و منافع) در امر مدیریت اردوگاهها نزد مقامات اداری است ( بخشی از گزارش بیست ماه قبل این تلاش در همین صفحه آمده است) این شکست همین امروز پیامد فوری و عملی خود را نشان داده است اردوگاه برچیده شده است اما در حاشیه ارگ چند کیلومتر بالاتر پشت توری های یک اردوگاه دیگر ، زیست گاه انسانی دیگری و این بار به معنی واقعی آلونک و چادرآباد برپا شده است. چند ده خانوار رانده شده از اردوگاه امیرکبیر به زمین های دو زمیندار بزرگ پناه برده و اطراق کرده اند
مسئله فقط به بعد حرفه ای محدود نمی شود. مهمتر از آن اینکه به عنوان یک شهروند و عضوی از انجمن دوستداران کودک کرمان که پیمان نامه حقوق کودک را پذیرفته است و برای عینیت یافتن آن می کوشد در این اردیبهشت ماه داغ ، کودکان در زیر چادرهایی که گوشه های آن را بالا زده اند بی حال در خواب و بیداری غلت می زنند و فقط با قطرات عرق تن شان می توانند خنک شوند. آب و برق وجود ندارد. کودکان بزرگتر دائماً با موتور سیکلت از فاصله دور با گالن آب می آورند و در اطراف چادر می پاشند تا شاید کمی خنک تر شوند و شب ها چراغ های فانوس (دستی ) روشنی بخش محفل این شهروندان ساکن شهری است که در آن زمین ندارند و وارث زمین جان باختگان زلزله هم نیستند. فرماندار تعداد این شهروندان را 3000 خانوار تخمین می زند. آیا راه حلی وجود ندارد؟
دولت ژاپن 1000 واحد مسکونی پیش ساخته را به بم ارسال کرده است که 36 متر مساحت ، 15 سال گارانتی و 50 سال عمر مفید دارد
هر چند رئیس شورای شهر این بخشش دولت ژاپن را به طناب دار مجانی تشبیه کرده است اما من از ایشان می پرسم مگر نمی شودمانند بسیاری از نقاط جهان طناب دار را به طناب نجات تبدیل کرد؟ تجربه جهان نشان داده است که شدنی است و می تواند و باید که شدنی باشد
همه می دانیم در بافت اصلی شهر در چهار دهه اخیر مالکین بزرگ ، باغ ها را برای کسب منفعت بیشتر ( تبدیل زمین کشاورزی به زمین مسکونی – تجاری) خشکانیده اند و عرصه ها بایر مانده است. آیا شهرداری نمی تواند این اراضی را برای استقرار این خانه های آماده در مقیاس 20 تا 50 واحدی اجاره کند؟ و محله های استیجاری ایجاد نماید؟ آیا اراضی در تملک شهرداری در بافت اصلی شهر کاربری بهتر از این می تواند داشته باشد؟
جرم این شهروندان نداشتن سند دستی یا ثبتی مالکیت زمین در شهر بم است. جرم کودکان آنان چیست؟
در بسیاری از شهرهای مدرن اروپایی امروز ، شهرداری ها زمین های خود و یا استیجاری را برای برپا کردن محله های این چنینی و ارزان قیمت ، با عمر همین حدود 50 سال اختصاص داده اند. این امر سبب می شود که شهروندان و به ویژه کودکان جداسازی و تفکیک نشوند و حلبی آباد هم بوجود نیاید. از مقامات شهرستان بم و استان کرمان می خواهم این مسئله را به بحث عمومی بگذارند. بم شایسته است می تواند و باید الگوی شهر صلح و دوستی ها شود. این دوستی را ابتدا با همسایگان خودمان در زمان قبل از زلزله به ویژه کودکانمان با یکدیگر تجربه کنیم
اردوگاهها در بم
راه حل های موجود و
راه حل های ممکن


این بخشی از گزارشی است که به درخواست استانداری کرمان در مهرماه 1383 توسط گروهی از کارشناسان استانداری به سرپرستی مدیر مسئول خبرنامه تهیه شده است و خواندن آن پس از نزدیک به بیست ماه خالی از لطف نیست
توجه دقیق ، جدی و عملی به ابعاد گوناگون وضعیت بحرانی اردوگاهها ، که خود زلزله دیگری در تعاملات و کنشهای اجتماعی در پی خواهد داشت و پیامدهای آن در شرایطی که میزان اعتماد عمومی به عنوان یک سرمایه اجتماعی در پایین ترین سطح خود قرار گرفته است غیرقابل پیش بینی است
بنابراین علاوه بر تأمین اعتبارات لازم توسط دولت ، انتخاب راهبردهای مناسب ، تعریف ساز و کارهای مدیریتی و ساز و کار مشارکت شهروندان نیز ضروری خواهد بود
در ادامه سناریوهای ممکن برای بهبود وضعیت پیشنهاد می شود
سناریو اول: اصلاح وضعیت موجود
اهداف
یک) کاهش شرایط آسیب زای فعلی
دو) افزایش سطح تحمل اجتماعی
سه) کاهش میزان تخریب اموال عمومی
چهار) افزایش میزان اعتماد اجتماعی
سازو کارها
تعریف فرایند جلب مشارکت شهروندان در مدیریت مسائل محیط خود (شامل مدیریت تأسیسات و امکانات عمومی ، تهیه مشخصات کامل اعضا خانواده های ساکن اردوگاه و به روز نگه داشتن آن ، به طوری که مدیریت مشارکتی اردوگاه بتواند هر جایگزینی و نقل و انتقالی را به طور شفاف گزارش نماید و امکان همسایگی گروه های خویشاوندی و نزدیک به لحاظ فرهنگی و سبک زندگی را فراهم آورد
تعریف فرایند جهت دادن کمکهای سازمان های غیردولتی به سمت تکمیل امکانات اردوگاههای مسکونی فعلی
تعریف فرایند هزینه کردن اعتبارات برای بهبود شرایط موجود تحت نظارت نمایندگان ساکنان
فرایند اجرایی
یک- تشکیل اجتماعات محلی ، با توجه به مجموعه خانواده های همسایه 40 تا 70 خانواری و کمک به انتخاب نمایندگان زن و مرد ، با استفاده از تجربه اجتماعات محلی (شورایاری) که به تصویب شورای اجتماعی استان رسیده است و فراهم کردن ملزومات مورد نیاز آن ، دفتر هماهنگی اجتماعات محلی شهرستان بم (وابسته به شورای شهر بم) می تواند با برگزاری نشست های همسایگان ، متناسب با نحوه بلوک بندی اردوگاهها ، اجتماعات محلی فوق را سامان دهی کند
دو- از طرف دیگر دفتر هماهنگی سازمان های غیردولتی در بم ، می تواند با برگزاری نشست میان سازمان های غیردولتی خارجی و داخلی ، پروژه هایی را که در اجتماعات محلی تهیه شده است ، به لحاظ فنی و مالی حمایت کند
سه- هزینه هایی که برای تأسیسات زیر بنایی (فاضلاب ، برق ، تسطیح ، روشنایی معابر و ...) می شود با حضور نمایندگان اجتماعات در هر اردوگاه ، برنامه ریزی ، اجرا و ارزشیابی شود. استفاده کنندگان ار خدمات بهتر از هر کس می توانند بر اجرای آن به لحاظ زمان و نحوه اجرا نظارت کرده و ستاد حوادث غیرمترقبه را در جریان امر قرار دهند
سناریو دوم: اصلاح وضع موجود همراه با محدود کردن ساکنان اردوگاهها
علاوه بر اهداف مندرج در سناریوی اول ، دو هدف اختصاصی دیگر در سناریوی دوم وجود دارد
یک) فراهم آوردن ملزومات لازم برای انتقال خانواده هایی که در بافت اصلی شهر دارای اسکان موقت و یا زمین هستند ، اما به دلایلی از جمله روشن نبودن وضعیت احداث حصار در اطراف واحد مسکونی خود در اردوگاه مانده اند
دو) فراهم آوردن ملزومات لازم برای انتقال خانواده هایی که اساساً ساکن سایر مناطق شهرستان ، استان و یا کشور بوده اما به هر دلیل صاحب دفترچه مرحله دوم شده و به امید استفاده از امکانات امدادی در اردوگاه ماندگار شده اند
ساز و کارها
یک- تعریف فرایند همکاری نزدیک میان ستاد حوادث غیرمترقبه و امداد با ستاد بازسازی برای کمک به احداث حصار برای خانواده های وضعیت (1) ، همزمان تعریف فرایند جابجا کردن کانکس ها به درون زمین افراد مذکور ، با پرداخت هزینه حمل و نقل و ترجیحاً از امکانات مناطق اردوگاهی که هنوز مسکونی نشده است استفاده شود ، حتی اگر این مسئله ضایعاتی به لحاظ سازه های نصب شده داشته باشد
دو- تعریف فبرایند تشویق خانواده های دارای وضعیت (2) از طریق طرح علنی و عمومی در میان نمایندگان منتخب اجتماعات محلی در اردوگاه و روند کدخدا منشی که در آن مسئله خرید دفترچه مطرح می شود بطوری که خانواده های مذکور بتوانند با فروش دفترچه این بار مقامات مسئول ( نه مانند برگه 20 به پیمانکاران اسکان موقت) اوضاع زندگی خود را در محل سکونت اصلی خود بهبود بخشند. این امر تا حدودی شبیه برنامه های سازمان ملل برای تشویق مهاجران افغانی به بازگشت به کشور خویش و پرداخت یارانه برای تبدیل زمین های کشت خشخاش به کشت محصولات غذایی است
فرایند اجرایی
یک- تشکیل ستاد مشترک و ایجاد هماهنگی میان فرمانداری و ستاد بازسازی بر اساس پروژه های خاص مانند طرح مذکور و با واگذاری مسئولیت قائم مقامی ستاد بازسازی به فرماندار
دو- تشکیل کمیته ای با حضور نمایندگان منتخب ساکنان هر اردوگاه و نماینده فرماندار برای بررسی پرونده ها و توافق با خانوارهای داوطلب
سناریوی سوم: اصلاح وضعیت موجود همراه با برچیدن تدریجی واحدهای اردوگاهی. علاوه بر اهداف مندرج در سناریوی اول و دوم سه هدف اختصاصی وجود دارد
یک) متوقف کردن ساخت اردوگاههایی که هنوز پیمانگاران مشغول ساخت آنها هستند و برنامه ریزی برای برچیدن و حمل تجهیزات آنها برای استفاده در سناریوی اول
دو) برچیدن آن بخش از اردوگاههایی که صرفاً قسمتی از آنها مسکونی شده است و در حوزه و حریم قنوات و سفره آب زیرزمینی قرار دارند
سه) واگذاری واحدهای باقیمانده در اردوگاههای موجود ، پس از جداسازی به مؤسسات و سازمان هایی که درگیر ساخت و ساز در بم هستند. مسئولیت این اردوگاهها به شکل مهمان پذیر به بخش خصوصی واگذار شود تا پس از پایان دوره بازسازی بلافاصله برچیده شود
چهار) کمک به ایجاد واحدهای استیجاری در سطح شهر برای آن دست از خانواده هایی که قبل از زلزله ساکن شهر بم بوده و در حال حاضر نمی توانند برای خود زمین برای ساخت واحد مسکونی تهیه کنند. مجموعاً تعداد آنها 3000 خانوار تخمین زده می شود
ساز و کار
تعریف فرایند تغییر مفاد قرار داد میان وزارت کشور و پیمانکاران
تعریف فرایند بررسی زیست محیطی که با توجه به مسیر قنوات و برنامه زمان بندی ، امر تعطیل اردوگاهها را تدوین کند
تعریف فرایند جلب مشارکت بخش خصوصی برای ایجاد مهمان پذیر در واحدهای باقیمانده برای نیروهای کار اعزامی از سایر مناطق کشور به شهر بم

تعریف فرایند جلب مشارکت شورای شهر و شهرداری و بخش خصوصی برای احداث واحدهای مسکونی استیجاری در زمین های درون شهر متعلق به شهرداری در شکل محله های کوچک 20 – 50 خانواری
فرایند اجرا
یک- تصمیم گیری در سطح وزارت کشور و چانه زنی با پیمانکاران
دو- دعوت از یک گروه کارشناس قنات ، محیط زیست و نمایندگان قنوات برای بررسی خطرات ایجاد شده برای قنوات و راه حل های کوتاه مدت و بلند مدت آن
سه - دعوت از بخش خصوصی برای ارائه طرح در جهت تبدیل واحدهای باقیمانده به مهمان پذیرهای موقت
چهار- جستجو برای تهیه زمین در درون بافت شهری برای برپایی محله های استیجاری راه حل مشکلات بم فقط تأمین اعتبارات و پول کافی نیست ، هر چند این امر بدیهی به نظر می رسد ، اما از آغاز فاجعه به دلیل شدت بحران و عدم حضور منظم صاحب نظران مستقل و شهروندان آسیب دیده ، در امر برنامه ریزی ، اجرا و ارزشیابی دائماً و در بسیاری موارد تنها کلید حل مشکلات ، منابع مالی فهمیده شده است و این منابع از هر طریق فراهم و هزینه شده است. اما از آنجا که وضعیت موجود شکننده و بحرانی است ، پژوهشگران تقاضا دارند قبل از سرازیر کردن دوباره اعتبارات ، گزینه های مندرج در این گزارش همراه با ساز و کارها و فرایندهای اجرایی هر کدام به تمام دست اندرکاران و گروههای ذینفع در مسئله ارائه شود تا نقد و بررسی شود چنانکه
گفته اند: ضرر را از هر کجا که بگیرند منفعت است
صدای قربانیان 6

پدیده های نگران کننده

مرد ، 21 ساله ، مجرد ، فوق دیپلم ، شاغل: فرهنگ اصلی شهر از بین رفته است اگر همین طور پیش برود بم آینده ی بدی خواهد داشت
*
مرد ، سواد خواندن و نوشتن ، متأهل: عقب نشینی مربوط به طرح کوچه ها ، یک سوم خانه ی من در طرح وجود دارد در حالی که همسایه روبرویی که باغ هم هست فقط 2 یا 3 متر عقب نشینی دارد آیا این انصاف است
*
مرد ، 44 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، بیکار در جستجوی کار: عدم رعایت بهداشت ، نبود روشنایی معابر و ضعیف بودن برق
*
مرد ، 29 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: از ناحیه ی پا آسیب دیده ام و باید پایم را جراحی پلاستیک کنم اما بیمه نیستم و هزینه ی زیادی را باید پرداخت کنم
*
مرد ، 30 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: بیکاری ، اگر برای ما دیپلم ها کار وجود ندارد چرا اینقدر مجبورمان می کنند درس بخوانیم من یک بیکارم به همه جا سر زدم اما فقط باید پارتی داشته باشی تا سر کار بروی
*
مرد ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، شاغل : اختلاف خانوادگی ما به دلیل نداشتن زمین و فشارهای مسئولین زیاد شده و هر روز با خانواده ام بحث داریم
*
مرد ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، شاغل: من یک راننده هستم مگر درآمد من چقدر هست که بتوانم زمین بخرم آن هم با این قیمت
*
مرد ، 25 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : زمین ندارم و ما را تحت فشار قرار داده اند که باید هر چه زودتر اردوگاه را تخلیه کنیم من هم مغازه ام در اردوگاه است و هم خانه ام اگر از اردوگاه برویم بیکار می شوم
*
مرد ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: نداشتن زمین ، بالا رفتن قیمت زمین ، فردی که هیچ درآمدی ندارد چه باید بکند
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، شاغل : نداشتن زمین و خانه
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: نداشتن زمین و بالا بودن قیمت زمین ، عدم نظارت دقیق بر وضعیت اردوگاهها
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: خانه و زمین نداریم و هیچ منبع درآمدی هم نداریم که زمین تهیه کنیم
*
مرد ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: عدم رعایت بهداشت در اردوگاه
*
مرد ، 44 ساله ، فوت همسر در زلزله ، فوق دیپلم ، شاغل: بیماری سالک
*
مرد، 41 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بازنشسته : بیکاری جوانان
*
مرد ، 20 ساله ، مجرد ، دانش آموز : گرد و خاک زیاد ، آسفالت نکردن کوچه و خیابان ها
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : بیکاری جوانان و بالا بودن قیمت زمین و اجناس
*
مرد ، 15 ساله ، دانش آموز: حصار نداشتن خانه مان

انتظارات از همسایگان

مرد ، 21 ساله ، مجرد ، فوق دیپلم ، شاغل: لطف همسایه ها بیش از حد شامل حال ما می شود
*
مرد ، سواد خواندن و نوشتن ، متأهل: در مصرف برق صرفه جویی کنند تا با قطع برق روبرو نشویم
*
مرد ، 44 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، بیکار در جستجوی کار: رعایت حال یکدیگر را بکنند
*
مرد ، 29 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: همه باید هماهنگ باشیم وقتی که کاری نمی توانیم انجام دهیم پس باید مقاومت کنیم
*
مرد ، 30 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: همه ی ما مثل هم هستیم پس برای رفع مشکلمان تنهایی فکر کنیم و با هم راهی بیاندیشیم
*
مرد ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، شاغل : چرا بعضی از همسایه ها اینقدر زود جای خود را خالی می کنند اگر با هم هماهنگ باشیم شاید بتوان کاری کرد حداقل به ما فرصتی می دهند که برای خود فکری بکنیم
*
مرد ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، شاغل: اگر با هم متحد باشیم بالاخره مسئولین برای ما فکری می کنند
*
مرد ، 25 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : همه ی اردوگاهی ها با هم باشند و اگر متحد باشیم شاید مشکلی پیش نیاید
*
مرد ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: اگر حرف همه یکی باشد و با هم متحد باشیم شاید به ما فرصتی برای ترک اردوگاه بدهند
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، شاغل : همه با هم باشیم و سر جایمان بمانیم تا شرایط تغییر کند
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: همه با هم هماهنگ باشیم و زیر بار حرف زور نرویم و اگر آنها خواستند ما را از اردوگاه بیرون کنند همه ی ما یک مشکل داریم پس برای رفع مشکلات ما باید فکری بکنند
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: آنها هم مثل من هستند و هیچ کس نیست که مشکل ما را حل کند
*
مرد ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: به مشکلات همدیگر رسیدگی کنند
*
مرد ، 44 ساله ، فوت همسر در زلزله ، فوق دیپلم ، شاغل: به سفارش بزرگان دین عمل کنند
*
مرد، 41 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بازنشسته : همسایه از همسایه ارث می برد
*
مرد ، 20 ساله ، مجرد ، دانش آموز : حق همسایگی را رعایت کنند
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : رعایت حقوق همسایگی
*
مرد ، 15 ساله ، دانش آموز: با هم همکاری داشته باشند و بیشتر به همدیگر سر بزنند



پدیده های ناامیدکننده

مرد ، 21 ساله ، مجرد ، فوق دیپلم ، شاغل: کندی روند ساخت و ساز ، برخورد بد مسئولین با مردم
*
مرد ، سواد خواندن و نوشتن ، متأهل: معلوم نیست چه زمانی خانه ام ساخته شود بعد هم باید قسط وام را پرداخت کنم
*
مرد ، 44 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، بیکار در جستجوی کار: بالا بودن هزینه ها مخصوصاً گرانی مصالح ساختمانی
*
مرد ، 29 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: به دلیل مشکلی که پایم دارد نمی توانم هر روز سر کار بروم و با فشاری که مسئولین بر ما آورده اند واقعاً تمام درها به رویم بسته شده است
*
مرد ، 30 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: با توجه به اینکه ازدواج کرده ام و بیکار هستم ، تأمین معاش خانواده برایم خیلی مشکل است و این واقعاً ناامید کننده است
*
مرد ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، شاغل : شاید به خاطر مسائل مالی خانواده ام را از دست بدهم و هیچ کاری از دستم ساخته نیست
*
مرد ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، شاغل: چرا وضعیت ما را به درستی درک نمی کنند این خود جای ناامیدی است
*
مرد ، 25 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : بی فکری مسئولین در مورد کسانی که در اردوگاه هستند
*
مرد ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: رسیدگی نکردن به وضعیت بهداشتی اردوگاه بخصوص کارگران شهرداری به جمع آوری زباله ها توجهی ندارند
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، شاغل : به دلیل مشکلات و فقر مالی ، خانواده ام دارد از هم می پاشد
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: اینکه می خواهند ما را از اردوگاه بیرون کنند مسئولین که می دانند ما زمین ندارم و جایی را هم نداریم کانکس اجاره کنیم پس چه کار کنیم
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: در حال حاضر آوارگان بم ما ساکنان اردوگاه هستیم
*
مرد ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: بیکاری جوانان
*
مرد ، 44 ساله ، فوت همسر در زلزله ، فوق دیپلم ، شاغل: مسئولین شعار می دهند ولی عمل نمی کنند
*
مرد، 41 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بازنشسته : پدیده ی ناامید کننده ای وجود ندارد
*
مرد ، 20 ساله ، مجرد ، دانش آموز : کم کاری و بی فکری مسئولین
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : پایین بودن امنیت
*
مرد ، 15 ساله ، دانش آموز: دزدی و ناامنی


انتظارات از مسئولین

مرد ، 21 ساله ، مجرد ، فوق دیپلم ، شاغل: اگر مسئولیتی قبول می کنند هیچ منتی بر مردم نداشته باشند
*
مرد ، سواد خواندن و نوشتن ، متأهل: کار مردم را راه بیاندازند
*
مرد ، 44 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، بیکار در جستجوی کار: به وضعیت اردوگاه و ساکنان آن رسیدگی کنند
*
مرد ، 29 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: عیدی مسئولین به ساکنان اردوگاه این بود که هر چه زودتر اردوگاه را تخلیه کنند از این بابت از آنها تشکر می کنیم
*
مرد ، 30 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: به من کمک کنند تا عمل مهره های کمرم انجام شود تا بتوانم کاری انجام دهم مهره های کمرم درد می کند می خواهم که کمکم کنند و به ما فرصت بدهند تا بتوانیم کاری برای خود بکنیم بدون پول و هیچ گونه درآمدی و بالا بودن قیمت زمین چگونه می توان زمین خرید
*
مرد ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، شاغل : از آنها برای تخلیه اردوگاه فرصت می خواهیم ، قیمت زمین ها را پایین بیاورند
*
مرد ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، شاغل: آنها کاری کنند که قیمت زمین ها پایین بیاید تا بتوانیم زمین بخریم
*
مرد ، 25 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : آنها می دانند که ما زمین نداریم و اگر اردوگاه را تخلیه کنیم جایی نداریم که برویم پس چرا اینقدر ما را تحت فشار قرار می دهند
*
مرد ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: قیمت زمین را پایین بیاورند تا ما هم بتوانیم صاحب خانه شویم
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، شاغل : به ما زمین بدهند تا ما هم صاحب خانه شویم
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: تهیه ی زمین با قیمت مناسب
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: مسئولین هیچ کاری نمی کنند حداقل بگذارند که در اردوگاه بمانیم شاید مشکلمان حل شود
*
مرد ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: به فکر مردم باشند
*
مرد ، 44 ساله ، فوت همسر در زلزله ، فوق دیپلم ، شاغل: شاغلین با سابقه ی 25 سال کار را بازنشسته کنند و جوانان آسیب دیده از زلزله را سر کار بگذارند
*
مرد، 41 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بازنشسته : به عدالت رفتار شود و مسئله ی وام باید روز به روز بهتر شود اما بدتر می شود
*
مرد ، 20 ساله ، مجرد ، دانش آموز : از خواب غفلت بیدار شوند و به فکر شهر باشند و کارهای شهر را ناقص نگذارند
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : در آبادی شهر کوشش کنند و انتظارات مردم را برآورده کنند
*
مرد ، 15 ساله ، دانش آموز: بیکاری پدرم یک مشکل است که به دلیل فقر مالی تصمیم گرفته ام ترک تحصیل کنم



انتظارات از اعضای خانواده

مرد ، 21 ساله ، مجرد ، فوق دیپلم ، شاغل: رعایت حال همدیگر را بکنند
*
مرد ، سواد خواندن و نوشتن ، متأهل: انتظاری ندارم
*
مرد ، 44 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، بیکار در جستجوی کار: انتظاری ندارم چون با هم سازگار هستیم و در امور مختلف با همدیگر همکاری می کنیم
*
مرد ، 29 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: همسرم که نمی تواند کاری بکند بچه هایم کوچک هستند پس باید آنها از من انتظاری داشته باشند که واقعاً شرمنده ی آنها هستم
*
مرد ، 30 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: واقعاً نمی دانم دیگر نه می توانم از خودم و نه از اطرافیان انتظاری داشته باشم همه ی راهها به رویم بسته شده است
*
مرد ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، شاغل : از آنها خواهش می کنم نگذارند که مسائل مالی جای عاطفه را بگیرد این مشکل همه است پس باید صبر کنند
*
مرد ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، شاغل: زندگی خیلی سخت شده آنها هم نمی توانند تحمل کنند از آنها می خواهم که خود را مثل بقیه ی مردم بدانند
*
مرد ، 25 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : وضعیت من را درک کنند
*
مرد ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: موقعیت من را درک کنند
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، شاغل : از آنها می خواهم مرا درک کنند و ساعاتی که در خانه هستم در مورد بعضی مسائل هیچ نگویند
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: انتظاری ندارم چون خانواده تشکیل شده از همسر ، دختر و پسر و آنها هم مشکل مرا دارند
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: انتظاری ندارم
*
مرد ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: در حد توان طرف مقابل از او انتظار داشته باشند
*
مرد ، 44 ساله ، فوت همسر در زلزله ، فوق دیپلم ، شاغل: همدیگر را درک کنیم
*
مرد، 41 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بازنشسته : انتظار خاصی ندارم
*
مرد ، 20 ساله ، مجرد ، دانش آموز : به بزرگترها احترام بگذارند
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : توقع بی جا نداشته باشند
*
مرد ، 15 ساله ، دانش آموز: در کارها ما را یاری کنند

کارهایی که باید در دو سال گذشته انجام می شد اما انجام نشده است

مرد ، 21 ساله ، مجرد ، فوق دیپلم ، شاغل: فرهنگ سازی ، عدم توجه مناسب به وضعیت اردوگاهها
*
مرد ، سواد خواندن و نوشتن ، متأهل: ساختن خانه های مردم و ساختن شهر
*
مرد ، 44 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، بیکار در جستجوی کار: شهرداری به وضعیت کوچه ها و گذرها و عقب نشینی ها رسیدگی نمی کند جواب ارباب رجوع را به درستی نمی دهد
*
مرد ، 29 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: چرا دلسوزانه مسئولیت خود را انجام نمی دهند فقط می خواهند به مردم زور بگویند
*
مرد ، 30 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: چرا ما را درک نمی کنند از شهرداری می خواهیم که زمین هایی را در نظر بگیرد و با قیمت مناسب به ما بفروشد. آمدند خانه هایی ساختند برای کسانی که زمین ندارند و با قیمت بسیار بالایی آنها را واگذار کردند آیا این انصاف است ما که پول نداریم چگونه می توانیم این خانه ها را بخریم ما زمینی می خواهیم که بتوانیم خانه ی کوچکی روی آن بسازیم و بتوانیم جوابگوی وام هم باشیم
*
مرد ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، شاغل : شهرداری زمین هایی را در نظر بگیرد و با قیمت مناسب به مردم بفروشد
*
مرد ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، شاغل: از همان اول می بایست فکری برای آنهایی که زمین ندارند بکنند خوب الان مردم واقعاً چه کار کنند
*
مرد ، 25 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : مکانی مناسب برای آنهایی که زمین ندارند در نظر بگیرند و با قیمت مناسب به مردم بفروشند
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: افراد نیازمند را نشناختند
*
مرد ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: گفته اند که باید اردوگاه تخلیه شود می بایست حداقل یک کانکس به مردم اردوگاه بدهند
*
مرد ، 44 ساله ، فوت همسر در زلزله ، فوق دیپلم ، شاغل: کندی روند ساخت و ساز و مناسب نبودن اسکان که هنوز نقشه ی ساختمان را به ما و تعداد زیادی نداده اند
*
مرد، 41 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بازنشسته : ساخت و ساز باید بهتر از این انجام می شد
*
مرد ، 20 ساله ، مجرد ، دانش آموز : ایجاد مکان های ورزشی و تفریحی برای جوانان
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : باید حداقل ساختمان شهرداری را می ساختند تا مردم راحت تر به کارهایشان برسند

انتظارات از خویشاوندان

مرد ، 21 ساله ، مجرد ، فوق دیپلم ، شاغل: انتظاری ندارم
*
مرد ، سواد خواندن و نوشتن ، متأهل: هیچ انتظاری ندارم چون هر کدام از آنها سر خانه و زندگی خود هستند
*
مرد ، 44 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، بیکار در جستجوی کار: همدل و یار یکدیگر باشیم
*
مرد ، 29 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل: اگر با هم می شدند و به من کمک می کردند تا مشکل پایم را حل کنم واقعاً خوب می شد من هم بعد از بهبودی جبران می کردم
*
مرد ، 30 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بیکار در جستجوی کار: انتظاری ندارم
*
مرد ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، شاغل : کمک که نمی کنند هیچ ، دخالت هم می کنند از آنها می خواهم که در کار ما دخالت نکنند
*
مرد ، 40 ساله ، متأهل ، سواد خواندن و نوشتن ، شاغل: آنها که نمی توانند کاری بکنند پس انتظاری ندارم
*
مرد ، 25 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : انتظاری ندارم امروزه هر کس به فکر خودش است و اصلاً نمی شود از آنها کمکی خواست
*
مرد ، 30 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: آنها که هیچ کاری نمی کنند پس چه انتظاری می توان از آنها داشت
*
مرد ، 38 ساله ، متأهل ، سواد در حد دبیرستان ، شاغل : انتظاری ندارم
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: ما چهار نفر هستیم و این انتظار زیادی است که اگر از آنها بخواهم که ما را در خانه ی خود جای دهند با توجه به اینکه آنها هم هر کدام یک کانکس دارند و هر کدام هم مشکلات زیادی دارند
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، بیکار در جستجوی کار: انتظاری ندارم
*
مرد ، 25 ساله ، متأهل ، سواد در حد راهنمایی ، شاغل: با هم صمیمی باشند
*
مرد ، 44 ساله ، فوت همسر در زلزله ، فوق دیپلم ، شاغل: صله ی ارحام را انجام دهند و به فکر حل مشکلات یکدیگر هم باشند
*
مرد، 41 ساله ، متأهل ، دیپلم ، بازنشسته : کردار نیک ، پندار نیک و گفتار نیک در عین مسلمانی
*
مرد ، 20 ساله ، مجرد ، دانش آموز : به فکر هم باشند و از احوال هم باخبر باشند
*
مرد ، 34 ساله ، متأهل ، دیپلم ، شاغل : از احوال هم باخبر باشند
*
مرد ، 15 ساله ، دانش آموز: هیچ انتظاری ندارم
آقای کوهستانی
بنیاد کودک جاذب کودکان مستعد وووو
مؤسسه بنیاد کودک یک مؤسسه غیردولتی است که مدت 10 سال است در ایران فعالیت دارد و دانش آموزان تهیدست و مستعد را تحت حمایت خود قرار می دهد دانش آموزانی می توانند تحت پوشش این مؤسسه باشند که معدل آنها در مقطع دبستان بالای 19 ، مقطع راهنمایی بالای 18 و دبیرستان بالای 17 باشد
آقای کوهستانی در گفتگو با خبرنگار نشریه گفت: ما یک روز بعد از زلزله به بم آمدیم و به بهزیستی کرمان مراجعه کردیم اقلام مورد نیاز را به بهزیستی اعلام کردیم. بچه ها را به چند پرورشگاه اعزام کردند و اقلام در بین آنها توزیع شد. بعد از یک هفته ما در اردوگاه وحدت یک چادر گرفتیم و در آنجا مستقر شدیم و در آنجا به تمام مردم بم کمک رسانی می کردیم
وی در خصوص پذیرش کودکان در این مؤسسه بیان داشت: بچه های مستعد بی بضاعتی که در شهر بم هستند توسط مددکاران ما شناسایی می شوند و زیر نظر بنیاد کودک قرار می گیرند وی عنوان کرد معیار پذیرش در وهله ی اول بچه هایی هستند که پدر و مادر خود را از دست داده اند و بعد بچه هایی که پدر ندارند و در واقع یتیم می باشند که در حال حاضر 300کودک تحت پوشش قرار دارند
دکتر کوهستانی عنوان داشت: بچه های تحت پوشش ما ماهیانه مقرری به مبلغ 30 تا 40 هزار تومان از طریق عابر بانک که هر کدام در اختیار دارند دریافت می کنند و از این افراد تا مدارج عالی حمایت خواهد شد به شرطی که در تحصیل خود کوشا باشند و مرتباً از لحاظ تحصیلی کنترل می شوند و افرادی که ترک تحصیل یا افت تحصیلی داشته باشند از پوشش ما خارج می شوند
رئیس بنیاد کودک در خصوص خدمات رسانی به کودکان تحت پوشش گفت: ما غیر از مقرری که ماهیانه به بچه ها می دهیم کمک های درمانی بخصوص در موارد خاص گاهی پرداختهای نامرتب بر اساس نوع نیاز حتی خرید کامپیوتر و لوازم مورد نیاز تهیه و در اختیار آنها قرار می گیرد
وی ادامه داد: عمدتاً کمکهایی به این مؤسسه می شود از طرف هموطنان خارج از کشور در واقع هر یک از ایرانیان مقیم خارج یک یا چند نفر از این بچه ها را به فرزند خواندگی قبول می کنند و ماهیانه وجهی به این بچه ها می دهند و از طریق نامه یا تلفن با بچه ها در تماس هستند و گاهی بندرت به این بچه ها سر می زنند
دکتر کوهستانی در خصوص برنامه های آینده ی مؤسسه افزود: در حال حاضر یک قطعه زمین اهدایی از طرف آقای یزدانفر در چهار راه عربخانه از مرحومه خواهرش در اختیار ما قرار گرفته که مرحله نقشه کشی آن انجام شده است و قصد داریم پس از احداث با برگزاری کلاسهای فوق العاده و استقرار یک روانشناس برای حل مسائل و مشکلات بچه ها ، برگزاری اردوهای تفریحی که این کار در درازمدت صورت می پذیرد
وی در خصوص فعالیتهای عمومی مؤسسه بنیاد کودک در بم بیان داشت: از کمکهایی که هموطنان در آمریکا به ما داشته اند 5 هزار کیف ، کوله پشتی ، مواد خوراکی و مواد مورد نیاز بچه ها است و خودمان شخصاً به مدارس مراجعه کردیم و لیست را از مدارس گرفتیم و به تک تک بچه ها دادیم که در 21 مدرسه در بم و 4 مدرسه در بروات این کمکها توزیع شد
همچنین توزیع صبحانه در اردوگاه وحدت و 5 هزار تخته پتو در شهر بم و بروات از دیگر کارهای بنیاد کودک است
رشیدی فرد ، شیهکی
بم و نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

سرپرست بنیاد کرمان شناسی اعلام کرد

با مساعدت و هماهنگی استانداری و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان ، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بم و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و سایر دستگاههای مربوطه و به پاس گرامیداشت یاد و خاطره جان باختگان زلزله دلخراش بم و با توجه به سوابق تاریخی ، فرهنگی این خطه و تکریم و قدردانی از مردم صبور و فهیم بم ، این بنیاد اقدام به ارائه کلیه آثار مربوط به بم و ارگ ( بالغ بر 70 اثر ارزشمند ) در سالن شماره 26 نموده است
لذا از کلیه مسئولین محترم استان ، اصحاب فرهنگ و هنر و عموم فرهنگ دوستان تقاضا داریم با شرکت در نمایشگاه یاد شده که از تاریخ 13 اردیبهشت ماه سال جاری به مدت 10 روز در محل نمایشگاه بین المللی تهران واقع در بزرگراه شهید چمران برگزار
می شود از غرفه های فوق بازدید فرمایند

معاون سیاسی فرماندار بم خبر داد

دویست و چهل میلیارد تومان برای ساخت و ساز بازار بم هزینه شده است

بازار بم که در اثر زلزله 5 دیماه به طور کامل ویران شده است از سوی دولت 240 میلیارد تومان برای بازسازی بازار تأمین اعتبار شده است
مصطفی همتی معاون سیاسی فرماندار بم در گفتگو با خبرنگار نشریه افزود: با ساخت واحدهای تجاری شهر و بازار ، تا دو ماه آینده چهره شهر تغییر خواهد کرد. همانطور که مشخص است در خیابان یک طرفه عبور و مرور وسایط نقلیه بسته شده است و کار بازسازی بازار روند تندی به خود گرفته است
وی ادامه داد: از طرحهای پیشنهادی ما در سفر رئیس جمهوری که امیدواریم مورد تأیید قرار بگیرد: 1- ساخت اتوبان بین المللی ماهان ، بم ، رستم آباد 2- پیگیری طرح فاضلاب شهری که شهر بم سخت نیاز به این طرح دارد چون با ایجاد طرح فاضلاب قریب به 2000 شغل ایجاد خواهد شد و کویر بم تبدیل به باغات خواهد شد
معاون سیاسی فرماندار بم گفت: از دیگر طرحهای پیشنهادی ساخت و ساز سیستم آب روستایی مناطق نرماشیر ، فهرج ، ریگان است. چون ما روستاهایی داریم که از نظر آب در وضعیت خیلی بدی قرار دارند. ترمیم و ساخت جاده ها قریب به 700 کیلومتر مربع که به علت عبور و مرور ماشین های سنگین از بین رفته اند. همچنین مجوز تبدیل 3 بخش به شهر را گرفتیم و دنبال شهرستان شدن شهرهای ریگان و فهرج هستیم
همتی بیان داشت: فرماندار اقدام به شناسایی پتانسیل های شهرستان از جمله معدن مس ، معادن سنگهای گرانیتی و راه اندازی کارخانه سیمان نموده است
معاون سیاسی فرماندار گفت: ضریب امنیتی شهرستان بم در شش ماه 30 درصد افزایش داشته است ما همچنین برنامه ریزی در خصوص مسائل اجتماعی مانند مبارزه با گران فروشی آهن آلات و مسائل بازار داریم و اگر مردم با چنین مشکلی مواجه شوند می توانند به واحد بازرسی و رسیدگی به شکایات مردم واقع در فرمانداری مراجعه نمایند
همتی در خصوص افراد معتاد و ولگرد افزود: 97 درصد افراد معتاد و ولگرد غیربومی هستند که دزدی های کوچک توسط همین افراد صورت می پذیرد و فرمانداری تصمیم به جمع آوری این افراد گرفته و آنها را با هزینه فرمانداری به شهرهایشان منتقل می کند و حتی یک مورد داشتیم که فرماندار دستور دادند به وسیله هواپیما به تهران منتقل شود
معاون سیاسی فرماندار در پایان گفت: به آینده ی بم خوشبین هستم همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند و با پیگیری مسئولین ، بم شهری آباد و مستحکم و یکی از زیباترین شهرها در خاورمیانه خواهد بود
شیهکی ، رشیدی فرد
هزار واحد مسکونی در بم بلااستفاده مانده است

یک هزار واحد مسکونی که پارسال توسط دولت ژاپن برای شهرهای بم و بروات ساخته شده هم اینک بلااستفاده مانده است. مجری اجرای پروژه این واحدها به ایرنا گفت: این واحدها قرار بود پس از ساخت در اختیار زنان بی سرپرست و افراد نیازمند قرار گیرد. مهندس فریدون شکوهی زیربنای هر یک از این واحدها را 36 مترمربع و مجموع اعتبار ساخت آنها را 15 میلیون دلار اعلام کرد. وی افزود: مرحله نخست این پروژه یک هزار واحدی اواخر سال 1383 و مرحله دوم آن آذرماه پارسال تحویل فرمانداری بم شده است. او گفت: در اجرای این پروژه مسجد ، مدرسه و اماکن تجاری پیش بینی شده است. وی افزود: دولت متعهد شد پس از ساخت این واحدها نسبت به تأمین انشعاب آب و برق آنها اقدام کند اما تاکنون در این خصوص اقدامی نشده است. او گفت: اجرای این طرح بر اساس تفاهم نامه بین سازمان جیکس ژاپن و استانداری کرمان صورت گرفت. وی افزود: این واحدها بر اساس آخرین استانداردهای جهانی ساخته شده اند. مصطفی همتی معاون سیاسی فرمانداری بم نیز ضمن تأیید اظهارات نماینده دولت ژاپن در این شهرستان خواستار عملی شدن تعهدات دستگاههای ذیربط در این خصوص شد
به نقل از فردوس کویر ، 85/2/9

ما نیازمند اعتماد به نفس برای رسیدن به یک فردای بهتر هستیم

برای من بسیار با ارزش است که در مکانی موسوم به »صنعتی« سخن می گویم. خیلی از شماها داستانهای چارلز دیکنز را خوانده و یا فیلم اولیور تویست را در تلویزیون دیده اید تصویری که تقریباً 200 سال پیش در اروپا و در ایران از کودک و مراقبت از کودک بی سرپرست وجود داشت ، تصویر مراقبت و ترحمی دلسوزانه بود. مرحوم حاج علی اکبر صنعتی بزرگمرد کرمانی 85 سال پیش این تصویر را برای ما دگرگون کرد. پرورشگاه صنعتی اولین مکانی بود که در استان کرمان سینما ، تئاتر ، نمایشگاه و آموزش نقاشی و صنایع دستی را در خدمت آموزش کودکان ترویج نمود. من همواره فکرکرده ام که وی پرچمدار حمایت از کودک به عنوان یک انسان کامل در سرزمین ما بوده است. کودکی که در عین بدست آوردن مراقبت های پایه مانند بهداشت و غذا بایستی همه توانایی های او برای زندگی مستقل ارج نهاده شود و رشد کند
پس از فاجعه 5 دی این تصویر انسانی از فردای کودکان در ذهن مردمان بسیاری از نقاط ایران و جهان وجود داشته است و بدین ترتیب ما امروز شاهد هستیم علاقمندان بسیاری تلاش می کنند در حد توان برای کاهش رنج کودکان کار کنند
انجمن نخل بم متشکل از جمعی از این علاقمندان است که در کشور آلمان تشکیل شده است و به تعدادی از کودکان (تاکنون 30 کودک) خدمت رسانی کرده است. در مقابل این خدمت رسانی انتظار می رود که سرپرستان در جهت حفظ سلامت روانی و بهداشتی کودکان و همچنین آموزش آنها دقت کافی به عمل آورند
انتظار می رود که این کودکان در محیطی سالم و فارغ از اجبارهایی که حقوق اساسی آنها را تهدید می کند زندگی کنند
در حقیقت در شرایط بعد از فاجعه ، از همه ما به عنوان مردمان این شهر و به ویژه مسئولین شهری انتظار می رود که در نقش مراجعین و دیده بانان حقوق کودک عمل کنیم. در این جامعه خطرات زیادی کودکان ما را تهدید می کند ما تنها می توانیم از طریق یک آموزش صحیح و با روشهای اصولی به کودکان کمک کنیم که با کسب اعتماد به نفس و ظرفیت های لازم به ایجاد یک دنیای بهتر یاری رسانند

بخشی از سخنان رویا اخلاص پور در مراسم گردهمایی کودکان مؤسسه نخل بم به همراه کودکان مرکز فاطمه الزهرا صنعتی


جشن بهار برای کودکان بهاری

با همکاری مؤسسه نخل بم و مرکز فاطمه الزهرا با حضور فرماندار ، امام جمعه ، اعضاء شورای اسلامی شهر و بخشداران شهرستان بم و والدین کودکانی که تحت پوشش این دو مرکز می باشند در روز چهارشنبه 13 اردیبهشت ماه جشن بهار در محل مرکز فاطمه الزهرا برگزار گردید
در ابتدای جلسه مهندس یزدی که مسئولیت مرکز فاطمه الزهرا را بر عهده دارد ضمن خیر مقدم به مهمانان گفت: این مرکز موقوفه ی مرحوم صنعتی می باشد که مدت 15 سال است در بم کار حمایت از کودکان بمی را بر عهده دارد. مرکز فاطمه الزهرا قبل از
زلزله 40 نفر را تحت پوشش خود داشت که متأسفانه بر اثر زلزله 5 دی ماه 4 مربی و 18کودک این مرکز جان خود را از دست دادند
وی ادامه داد: بعد از زلزله 5 دی ماه بچه ها به کرمان منتقل شدند و ما کار بازسازی آن را شروع کردیم حدود نهصد میلیون تومان به مرکز با تجهیزات کامل کمک شد که 15 درصد کمکها داخلی و 85 درصد آن از ایرانیان خارج از کشور صورت گرفت. بعد از ترمیم مرکز کودکان بمی را به اینجا منتقل کردیم که در حال حاضر 60 کودک را تحت پوشش داریم
در ادامه خانم رویا اخلاص پور نماینده ی مؤسسه نخل بم گفت: پس از فاجعــه زلزله بسیاری از ایرانیان خارج از کشور جهت کمک به کودکان این نسل آینده کشور شتافتند مؤسسه نخل بم با حمایت ایرانیان مقیم خارج از کشور به ریاست دکتر بنی واهب که خود اهل بم می باشد تأسیس شده است. در حال حاضر این مؤسسه 30 کودک را که نزد ولی خود زندگی می کنند مورد حمایت قرار داده است ما از مسئولین انتظار داریم که آموزش ، بهداشت و امنیت این نسل آینده را تأمین کنند و با ایجاد زمینه آموزش به سرپرستان این کودکان اعتماد به نفس آنان را افزایش دهند
رشیدی فرد ، شیهکی

مصاحبه با سمیه عالی پناه مددکار انجمن حمایت از حقوق کودکان

پس از زلزله بم از طریق انجمن حمایت از حقوق کودکان به عنوان مددکار اجتماعی وارد بم شدم و 3 روز پس از زلزله کار خود را آغاز کردم
از همان روزهای اول به کار با کودکان پرداختیم کارهایی مثل تشکیل مدرسه در اردوگاه وحدت و بازیهای گروهی در هر بعد از ظهر . سایر فعالیتها عبارتند از: توزیع لباس ، مواد غذایی و لوازم التحریر و وسایل و بازی در بین کودکان ، راه اندازی 5 مهدکودک در سطح شهر که در حال حاضر سه مهدکودک فعال هستند ( در اردوگاه بسطامی ، پارک سید طاهر الدین و خانه کودک واقع در مهمانشهر امام خمینی) ، دایر نمودن مرکزی به نام خانه کودک و نوجوان که کودکان و نوجوانان زیر 18 سال مشغول فراگیری آموزشهای مختلفی چون هنرهای دستی ، کامپیوتر، سفالگری ، موسیقی ، کتابخوانی و ... هستند ، انجام خدمات مشاوره ای ، مددکاری و روانشناسی و حتی حقوقی برای کودکان و آموزش پیمان نامه حقوق کودک و مهارتهای زندگی به مربیان و معلمان شهرستان بم
در ابتدا 700 کودک تحت حمایت این انجمن بودند که خدمات آموزشی ، فرهنگی و اجتماعی به آنها ارائه می گردید و گاهی هم از نظر مواد غذایی و پوشاک حمایت می شدند. در حال حاضر حدود 200 کودک به طور دائم از خدمات انجمن برخوردار می شوند
انجمن حمایت از کودکان شامل کودکان خاصی نمی شود و تمامی کودکان بم می توانند از خدمات و امکانات ما استفاده کنند و این انجمن تا زمانی که توان داشته باشد به کار خود در بم ادامه می دهد
در پایان لازم است که از همکاری صمیمانه مسئولین شهرستان بم خصوصاً فرمانداری و شهرداری تشکر به عمل آید
عصمت پاپلی
شهروندان و مشارکت
خبرنامه دفتر هماهنگی اجتماعات محلی شهرستان بم
با مسئولیت
دکتر سیامک زند رضوی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
آدرس: بم، میدان امام، داخل محوطه شهرداری، روبروی ساختمان اصلی
شماره های تماس
09133414615(سیامک زندرضوی)
09133975401(رحمت اله دریجانی)
صفحه مدیر مسئول در اینترنت
http://old.uk.ac.ir/~zandrazavi
آدرس خبرنامه در اینترنت
http://www.akhbar-bam.blogspot.com

هزینه این شماره خبرنامه توسط سازمان جهانی بهداشت تأمین شده است
This issue of the newsletter have been financed by W.H.O
چاپ: کرمان ، چاپخانه گلبهار تیراژ: 3000 نسخه